جمعی از نویسندگان و فعالان ادبیات و هنر کودک و نوجوان با انتشار بیانیهای، سرکوب خونین معترضان و بهویژه خشونت علیه کودکان و نوجوانان در ایران را بهشدت محکوم کردند و آن را «جنایتی آشکار علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین کودک» دانستند.
امضاکنندگان تاکید کردهاند که بازداشت، شکنجه، تهدید و اعترافگیری از کودکان و نوجوانان جنایت آشکار علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین کودک است.
نویسندگان این بیانیه با اشاره به اینکه جمعآوری امضا تنها از میان فعالان برخوردار از اینترنت آزاد برایشان ممکن شد، نوشتهاند: «هیولا از پشت نقاب بیرون آمده و اکنون بیشتر از هر زمان دیگر به نابودی نزدیک است. ما با دیگر هممیهنانمان در گوشهگوشه جهان همراهیم و باور داریم بیش از پیش به اتحاد، همدلی و همراهی نیاز داریم. ما باهمیم و بسیاریم.»
نویسندگان هشدار دادهاند که پیشتر نیز نسبت به سرایت خشونت به کودکان بهدست نیروهای سرکوب هشدار داده بودند، اما با برخورد امنیتی و فشار مواجه شدند.
امضاکنندگان با اشاره به قطع گسترده اینترنت و «تاریکی دیجیتال»، از سازمانهای بینالمللی مدافع حقوق بشر خواستهاند به مسئولیت خود عمل کنند و برای توقف فوری آنچه «دومینوی کشتار جمهوری اسلامی» خوانده شده، اقدام کنند.
آرمان آرین، الهام آذر، شهریار الوندی، نازلی تحویلی، جمشید خوشدل، ماندانا کمالی، سپیده کمالی، الناز ناصحی و سولماز نراقی از جمله امضاکنندگان این بیانیهاند.
حساب فارسیزبان برنامه «پاداش برای عدالت» وزارت امور خارجه ایالات متحده در ایکس با انتشار پستی اعلام کرد که پاداشی «تا ۱۵ میلیون دلار» برای ارائه اطلاعات درباره «نقل و انتقال نفت توسط سپاه، تانکرهای نفتکش یا نهادهای مرتبط با این گونه اقدامات» در نظر گرفته است.
در این اطلاعیه آمده است: «سپاه پاسداران مردم ایران را در وطن خودشان و دیگران را در خارج از کشور هدف خشونت قرار میدهد. کمک کنید تا این گروه تروریستی را متوقف کنیم.»
این اطلاعیه با اشاره به اینکه سپاه از طریق فعالیتهای غیرقانونی مختلف از جمله فروش و جابهجایی نفت تحریمشده ایران برای «اقدامات تروریستی» کسب درآمد میکند، از افراد مطلع خواسته اطلاعات خود را با این نهاد در میان بگذارند.
این برنامه پیشتر برای اطلاعاتی درباره شبکه مالی سپاه پاسداران، نیروی قدس بهعنوان شاخه برونمرزی سپاه و فرماندهی امنیت سایبری این نهاد نظامی نیز تا سقف ۱۵ میلیون دلار پاداش اعلام کرده بود.
اریک سیوتی، رییس پیشین حزب جمهوریخواهان فرانسه و نماینده کنونی مجلس این کشور، و دیوید لیسنارد، سیاستمدار جمهوریخواه فرانسوی و شهردار کن، از دولت فرانسه خواستند از ابتکار ایتالیا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا حمایت کند.
سیوتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که از امانوئل مکرون میخواهد از این اقدام ایتالیا پشتیبانی کند. او تاکید کرد: «دیگر نمیتوانیم سکوت کنیم.»
همزمان، لیسنارد با اشاره به اعلام رسمی ایتالیا برای ارائه این پیشنهاد در روز پنجشنبه در بروکسل، از دولت فرانسه خواست بیدرنگ هرگونه مانع بر سر راه این ابتکار را بردارد و به آن بپیوندد.
او افزود بهانههای رویهای دیگر پذیرفتنی نیست و با اشاره به مواضع آلمان، هلند و ایتالیا تاکید کرد که «فرانسه باید در سمت درست تاریخ بایستد.»
آنتونیو تایانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، در واکنش به سرکوب معترضان در ایران، اعلام کرد پنجشنبه از همتایان خود در اتحادیه اروپا میخواهد سپاه پاسداران را به فهرست سازمانهای تروریستی این اتحادیه بیافزاید.
با توجه به اعلام آمادگی ایتالیا برای موافقت با تصمیم پارلمان اروپا مبنی بر تروریستی شناختن سپاه، تنها مخالفان این تصمیم دولتهای آلمان و اسپانیا هستند.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، اعلام کرد گزارشهایی دریافت کرده که ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معترضان مجروح را از بیمارستانها بیرون کشیده و بازداشت کردهاند.
او دوشنبه شش بهمن، تاکید کرد که این اقدام نقض جدی حق دسترسی به خدمات درمانی بر اساس حقوق بینالملل به شمار میرود.
مای ساتو، همچنین در گفتوگویی با رویترز گفت که خانوادهها با درخواست باجهایی بین پنج تا هفت هزار دلار ( بین ۷۰۰ میلیون تا بیش از یک میلیارد تومان) برای تحویل گرفتن اجساد عزیزانشان مواجه شدهاند که در شرایط بسیار دشوار اقتصادی در ایران، باری کمرشکن است.
خبرگزاری رویترز با اشاره به آمار رسمی جمهوری اسلامی که شمار کشتهشدگان را فقط سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده، از تایید این رقم خودداری کرده و بهنقل از مای ساتو نوشته است که شمار کشتهشدگان بهمراتب بیشتر از ارقام رسمی اعلامشده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال یکشنبه پنج بهمن در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
مای ساتو گفت: «گزارشهای متعددی وجود دارد که کارکنان بیمارستانها در چند استان مختلف ایران اعلام کردهاند نیروهای امنیتی به بیمارستانهایشان یورش بردهاند.»
او همچنین از خانوادههایی سخن گفت که پس از مراجعه به بیمارستان متوجه شدند که عزیزانشان دیگر در آنجا نیستند.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که کادر درمانی در ایران که به شرط ناشناس ماندن با این خبرگزاری صحبت کردهاند، گزارش مای ساتو را تایید کردند.
یکی از پزشکان در شهر رشت در شمال ایران به رویترز گفت: «دهها بیمار با زخمهای گلوله در بیمارستان ما بستری بودند. آنها تحت عمل جراحی قرار گرفتند، اما بعد نیروهای سپاه پاسداران آمدند و همه را با خود بردند. ما نمیدانیم چه بر سرشان آمده است.»
یک پرستار و دو پزشک دیگر در بیمارستانهایی در تهران نیز به رویترز گفتند که اعضای سپاه پاسداران و پلیس برای یافتن سوابق معترضانی که در بیمارستان بستری و سپس ترخیص شده بودند، به مراکز درمانی مراجعه کردهاند تا آنها را بازداشت کنند.
یک پرستار گفت: «آنها حتی تمام اتاقهای بیمارستان را بررسی کردند و به دنبال معترضان زخمی میگشتند.»
بازدارندگی مردم از مراجعه برای درمان بهدلیل ترس از بازداشت
ساتو گفت چنین اقداماتی فضای رعبآوری ایجاد میکند که مردم را از مراجعه برای دریافت خدمات درمانی بازمیدارد و بهدلیل ترس از بازداشت، جانشان را به خطر میاندازد یا باعث وخامت وضعیت سلامتیشان میشود.
او افزود که این رفتار همچنین نقض جدی اصل بیطرفی پزشکی است. بر اساس کنوانسیونهای ژنو، پزشکان، بیمارستانها و بیماران باید محافظت شوند تا ارائه خدمات درمانی بیطرفانه تضمین شود.
به گفته ساتو و بر اساس گزارشها، معترضان غیرمسلح در ۳۱ استان ایران هدف شلیک گلوله به ناحیه سینه و سر قرار گرفتهاند و این امر نشاندهنده استفاده بیرویه از نیروی مرگبار است.
او گفت: «این امر نشان میدهد که با مرگهای غیرقانونی و کشتارهای خودسرانه مواجه هستیم.»
ساتو افزود که گزارشهای اخیر همچنین از افزایش چشمگیر آسیبهای چشمی ناشی از شلیک ساچمه حکایت دارد.
ساتو درباره گزارشها مبنی بر درخواست پول از سوی مقامهای ایرانی برای تحویل اجساد گفت: «این رویه واقعا اندوه را با اخاذی در هم میآمیزد.»
او افزود: «تلاشهای جمهوری اسلامی برای برچسب زدن به معترضان بهعنوان تروریست یا اغتشاشگر بهشدت نگرانکننده است و هدف آن توجیه سرکوبی خشن علیه جنبشی خودجوش است.»
تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در امور سوریه، در شبکه اجتماعی ایکس از «تماس تلفنی سازنده» با مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق درباره وضعیت سوریه، امور عراق و ایران خبر داد.
باراک در این پست نوشت: «موضع ایالات متحده درباره عراق روشن است؛ دولتی که به دست حکومت ایران روی کار بیاید، نه برای تحقق آرمانهای مردم عراق یا سوریه بهسوی آیندهای روشنتر موفق خواهد بود و نه میتواند شریک موثری برای همکاری با ایالات متحده باشد.»

کشتار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر تنها در دو روز بهدست جمهوری اسلامی، نه تنها در تاریخ سرکوبها در دوره این حکومت بیسابقه است، بلکه این رقم در مقایسه با سرکوبهای تاریخی جهان و حتی جنگهای تمامعیار نیز کمسابقه است. این رقم قطعی نیست و احتمال داده میشود باز هم افزایش یابد.
اخبار رسیده به ایراناینترنشنال که پنجم بهمن منتشر شد، نشان داد جمهوری اسلامی طی دو روز، ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را در جریان انقلاب ملی ایرانیان قتلعام کرده است.
برای برخی جنگها، با تعداد تلفاتی بسیار کمتر از این کشتار، عناوینی چون «نسلکشی» بهکار رفته است. ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته در دو روز، یعنی هر روز ۱۸ هزار و ۲۵۰ نفر، هر ساعت ۷۶۰ نفر، هر دقیقه ۱۳ نفر و هر پنج ثانیه، یک نفر به دست ماموران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شدند.
بالاترین تعداد کشتهشدگان در جنگ غزه در یک روز، حدود ۴۰۰ نفر بود. حتی در اوج جنگ شهرها در جریان جنگ ایران و عراق، روزانه ۱۸۸ ایرانی زیر بمب و موشکهای عراق جان دادند.
این سطح از کشتار، بسیار بالاتر از بزرگترین کشتارهای حکومتهای دیکتاتوری، نظیر سوریه حافظ اسد و عراق صدام حسین است.
غزه
بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت بهداشت تحت کنترل حماس (که در برخی گزارشهای خبری به نام وزارت بهداشت غزه معرفی شده است)، جمعا چیزی حدود ۷۱ هزار نفر در حملات اسرائیل کشته شدند.
از آنجا که ارتش اسرائیل اعلام کرده است در حملات خود موفق به کشتن ۱۷ تا ۲۰ هزار عضو حماس شده است، میتوان تخمین زد تعداد غیرنظامیان کشتهشده در این جنگ، چیزی بین ۵۱ هزار تا ۵۴ هزار نفر بوده است.
این عدد از آغاز جنگ غزه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا اعلام پذیرش آتشبس که به تبادل گروگانها منجر شد، ظرف مدت حدود دو سال ثبت شده است.
به بیان دیگر، در این جنگ فراگیر، روزانه نزدیک به ۷۰ تا ۷۴ نفر کشته شدند.
بالاترین تعداد کشتهها در غزه، مربوط به حملات ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ است.
در آن زمان، وزارت بهداشت تحت کنترل حماس تعداد کشتهها را ۴۰۰ تن اعلام کرد که مشخص نیست چند تن از آنان غیرنظامی بودند.
جنگ ایران و عراق
در جریان جنگ ایران و عراق که در آن مناطق شهری ایران از سوی نیروهای عراقی بمباران شد، طی حدود ۸۰ روز بمباران و موشکباران مناطق مسکونی، جمعا ۱۵ هزار غیرنظامی در ایران کشته شدند.
به عبارت دیگر، در هر روز از جنگ شهرها در جریان جنگ هشت ساله، نزدیک به ۱۸۸ ایرانی کشته شدند.
کشتار شعبانیه عراق
خیزش شعبانیه در عراق، نزدیک به یک ماه از اسفند ۱۳۶۹ تا فروردین ۱۳۷۰ ادامه داشت.
در این خیزش، تقریبا تمام مناطق عراق به وسیله معترضان به حکومت بعث تسخیر شد.
با این حال، طی حدود سه هفته، ۳۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بهدست ارتش عراق به قتل رسیدند.
سرکوب شدید معترضان عراقی بهطور رسمی با تجهیزاتی همچون تانک و هلیکوپترهای تهاجمی و با پشتیبانی توپخانه انجام شد.
میتوان گفت در شعبانیه، صدام با کمک تجهیزات سنگین، روزانه حدود یک هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۸۰۰ نفر را کشت.
کشتار حما به دست حافظ اسد
از ۱۳ بهمن تا ۹ اسفند ۱۳۶۰، به مدت ۲۷ روز، شهر حما در سوریه محاصره شد.
شورشیان حما که از جمله نیروهای اخوانالمسلمین سوریه بودند، در حال مبارزه مسلحانه با دولت حافظ اسد، پدر بشار اسد، بودند.
اسد شهر را بمباران هوایی کرد، با هلیکوپتر تهاجمی به مردم حمله کرد و با آتش توپخانه شهر را در هم کوبید.
در نتیجه این سرکوب، بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر کشته شدند؛ به عبارتی، روزانه ۳۷۰ تا یک هزار و ۴۸۰ نفر.
کشتارهای جمهوری اسلامی
شورشهای دهه ۷۰: در نبود اینترنت و مطبوعات آزاد، اطلاعات چندانی از سرکوب اعتراضات سالهای دهه ۷۰ در ایران در دست نیست.
اعتراضات مردم شیراز، اراک، مشهد و اسلامشهر چندان مستند نشده است. سرکوب این اعتراضات به شدیدترین شکل ممکن رخ داد.
سرکوب کوی طلاب مشهد یکی از شدیدترین سرکوبها بود که در سال ۱۳۷۱ رخ داد و تعداد کشتههای آن تا ۵۰ نفر تخمین زده شد.
در مورد واقعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز تعداد کشتهشدگان بین هفت تا ۹ نفر برآورد شده است.
جنبش سبز: اعتراضات جنبش سبز از ۲۲ خرداد تا بهمن ۱۳۸۸ ادامه داشت. بزرگترین تجمعات در ۲۲، ۲۳، ۲۵ و ۳۰ خرداد، ۲۸ تیر، ۱۴ مرداد، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و ۲۵ بهمن روی داد. در مجموع این دوره، از ۷۰ تا ۱۱۲ نفر کشته شدند. شدیدترین کشتار در این دوره، در عاشورای آن سال که برابر با ششم دی ۱۳۸۸ بود، رخ داد.
درباره تعداد کشتهشدگان آن روز آمار دقیقی وجود ندارد، اما منابع متفاوت از هشت تا ۳۷ نفر را تخمین زدهاند.
اعتراضات خونین دهه ۹۰: از هشتم تا ۱۸ دی ۹۶، اعتراضاتی در کشور در جریان بود که وجه تمایز این اعتراضات، استفاده گسترده از شعارهای پادشاهیخواهان بود.
آمار رسمی کشتههای این اعتراضات از سوی جمهوری اسلامی ۲۵ نفر اعلام شد و منابع خارج از جمهوری اسلامی تعداد کشتهها را تا ۵۰ نفر ذکر کردند.
دور بعدی اعتراضات در آبان ۹۸ رخ داد. این اعتراضات از ۲۴ آبان آغاز و به مدت حدود یک هفته (تا ۳۰ آبان) ادامه داشت.
جمهوری اسلامی در این دوره اینترنت را قطع کرد و در سکوت، دست به کشتاری زد که تا آن زمان بیسابقه بود.
سازمانهای حقوق بشری دستکم ۳۲۴ نفر از کشتگان را با نام و مشخصات شناسایی کردند.
گزارشهای دیگر از جمله در خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان را تا یک هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کردند.
بیشتر این کشتار در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان روی داد.
۱۴۰۱: جنبش «زن، زندگی، آزادی» از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ آغاز و تا اسفند آن سال ادامه داشت. وجه تمایز آن، شعار آن بود که به همین نام نیز شهرت یافت.
منابع رسمی جمهوری اسلامی درباره تعداد کشتههای این اعتراضات سکوت کردند. با این حال، تعداد کشتهها از دستکم ۵۴۰ تا ۶۰۰ نفر ذکر شده است.
اعتراف به بزرگترین کشتار در آمارهای رسمی
جمهوری اسلامی بهطور رسمی تعداد کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد.
اگرچه در اعلامیه حکومت ایران، کشتهشدگان به نیروهای حکومتی، آنچه «تروریست» نامیده شده، و شهروندان عادی طبقهبندی شدهاند و ناظران این عدد را مبهم دانستهاند، اما اعلام چنین عدد بیسابقهای از سوی جمهوری اسلامی، خود نشانه گسترده بودن کشتار است.
حتی در جنگ ۱۲ روزه، رقم اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی از تعداد کشتههای یک جنگ تمامعیار، شامل ۲۷۶ غیرنظامی بود که در آن آمار نیز با توجه به سابقه جمهوری اسلامی، تردیدهای جدی وجود دارد.
بیسابقه، حتی در آمار رسمی و کمترین برآوردها
به دلایل روشن و سابقه جمهوری اسلامی در پروپاگاندا، نمیتوان به طبقهبندی کشتهشدگان اعتماد کرد.
سپهر شکری، جانباخته ۱۹ ساله، که بهدلیل جمله «سپهر بابا ... کجایی؟» در ویدیویی تاثیرگذار از پدر او مشهور شد، نمونهای از این وضعیت است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانههای رسمی داخل ایران، در تلاش برای رد روایت پدر سپهر، در مصاحبههایی اجباری سراغ پدر و بستگان سپهر ابراهیمی، جوان کشتهشده دیگری در اعتراضات رفتند و او را «یک بسیجی» معرفی کردند که بهدست «تروریستها» کشته شده است.
از سوی دیگر، رقم اعلامشده برای کشتهشدگان نیز شک و تردیدهای بسیاری برانگیخته است، اما اگر همین رقم هم پذیرفته شود، یعنی طی هر روز یک هزار و ۵۵۹ نفر کشته شدهاند.
در واقع، هر روز این کشتار، بر اساس آمار جمهوری اسلامی، از تمام جنگ ۱۲ روزه کشته بیشتری داشته است. این عدد، بیش از سه برابر پرتلفاتترین روز جنگ غزه است و حتی تعداد کشتههای روزانه ایرانیها در جریان موشکباران و بمباران نیروهای عراقی نیز یکهشتم کشتار انقلاب ملی ایرانیان است.
کمترین برآوردهایی که از سوی رسانهها مطرح شده نیز به شش هزار کشته اشاره دارد.
با همین برآورد نیز کشتار دیماه نسبت به موارد مشابه در جمهوری اسلامی و وقایعی نظیر جنگ غزه و کشتارهای حما و شعبانیه، بیسابقه است.






