افزایش تهدیدها علیه یک روحانی شیعه پس از ارائه روایت متفاوت درباره دختر پیامبر اسلام
در پی انتشار سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی شیعه، و تشکیک او در صحت روایات مذهبی مربوط به کشته شدن فاطمه زهرا، دختر پیامبر اسلام، و نیز امام نهم شیعیان، برخی مداحان حکومتی با الفاظی رکیک او را مورد اهانت قرار دادند و حتی گروهی به خانه این روحانی حمله کردند.
در روزهای اخیر، ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شدند که نشان میدهند برخی مداحان در هیئتهای عزاداری با بهکارگیری الفاظی جنسیتزده و زنستیزانه، موسوم به «فحشهای ناموسی»، سلیمانی اردستانی را بهدلیل تردید در روایات شیعه درباره «شهادت فاطمه الزهرا» هدف قرار دادهاند.
او پیشتر در مناظرهای با حامد کاشانی، روحانی نزدیک به حکومت، با اشاره به روایات شیعی درباره نحوه «شهادت» فاطمه زهرا گفته بود اگر «امام علی» بهعنوان همسر او تنها نظارهگر بوده و اقدامی نکرده باشد، در آن صورت «شریک در قتل» به شمار میآید و «عدالت» او به چالش کشیده میشود.
سلیمانی اردستانی همچنین علت کشته شدن جواد، امام نهم شیعیان، را «حسادت» همسرش پس از ازدواج مجدد او دانست و تاکید کرد که عزاداری برای چنین رویدادی پس از گذشت ۱۳۰۰ سال، فاقد معناست.
در واکنش به این اظهارات، محمدعلی امانی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، بدون نام بردن از سلیمانی اردستانی، خواستار برخورد قضایی و خلع لباس «این شخص شیعهنما» شد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «توهین به مقدسات و اعتقادات شیعیان، گناهی نابخشودنی است.»
علیرضا سنجری اراکی که برخی رسانهها در ایران از او با عنوان «آیتالله» یاد کردهاند، در پاسخ به استفتایی اعلام کرد اگر کسی «شهادت» فاطمه زهرا و «ولایت مطلقه اهل بیت» را «بهوضوح و با علم» انکار کند، «از اصول مذهب شیعه خارج شده و حکم به کفر یا خروج از دین بر او صادق است».
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، هم نوشت موضوع فاطمه زهرا برای شیعیان «حتما یک موضوع ناموسی است و در این تعارفی هم نیست».
واکنشها در شبکههای اجتماعی
در شبکههای اجتماعی، کاربران مذهبی نزدیک به حکومت بهشدت به سلیمانی اردستانی تاخته و او را با انواع فحشها و توهینها، هدف قرار دادهاند.
در سوی دیگر، بسیاری از کاربران از این روحانی حمایت یا واکنش منتقدان را محکوم کردهاند.
کاربری با نام امیر در ایکس نوشت: «واکنشهای خشونتآمیز کلامی از سوی برخی از مداحان و چهرههای تندرو، پدیدهای فراتر از یک اختلاف نظر فقهی یا تاریخی است.»
بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت به اطلاعاتی دست یافته که نشان میدهد در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، بودجهای بیش از ۸۰ میلیارد تومان برای تولیدات موسیقایی توزیع شده است.
به گفته او، از این رقم کلان، تنها ۲۱ میلیارد تومان به دست خوانندهها و عوامل اجرایی رسیده است.
او با لحنی انتقادی نوشت: «نوش جان خوانندهها و عوامل. بقیه آن عدد در جیب کیست؟ کجاست؟»
بابازاده در ادامه همراه با ویدیویی از صحبتهای امیرحسین ثابتی، فعال سابق بسیج دانشجویی و نماینده فعلی تهران در مجلس، نوشت: «آقای ثابتی، مجلس انقلابی، بسمالله ...»
ثابتی پیشتر در جریان یکی از سخنرانیهایش در مجلس گفته بود: «میآیند وارد کار فرهنگ و رسانه میشوند و یک چرخه درست میکنند. سلبریتی درست میکنند. الگوهای به اصطلاح اجتماعی درست میکنند. تبعات فسادش به کنار. بعد همانها در انتخاباتها میآیند و میگویند حالا بروید به فلانی رای بدهید. به چه کسی رای بدهید؟ به همانهایی که منافع کلان اینها را دوباره تامین میکنند.»
با ادامه بحران آب و مدیریت ناکارآمد جمهوری اسلامی در حفظ منابع، مدیر دفتر حفاظت منابع آب منطقهای تهران اعلام کرد میزان ذخیره آب سدهای تهران نسبت به سال گذشته به نصف کاهش یافته است.
راما حبیبی، جمعه ۱۴ آذر، گفت: «پنج سد تامین کننده نیاز آبی تهران، ۱۷۰ میلیون متر مکعب آب دارند، در حالی که این رقم سال گذشته ۳۸۰ میلیون متر مکعب بوده است. این نشان میدهد [مجموع آب این سدها] نسبت به میانگین بلندمدت یک-سوم و نسبت به سال گذشته به نصف کاهش یافته است.»
معاون شرکت آب منطقهای تهران، میزان بارشها از ابتدای مهر تاکنون را ناچیز خواند و گفت: «میزان بارندگی امسال ۱.۹ میلیمتر بوده، در حالی که در مدت مشابه سال قبل ۴۸ میلیمتر و در میانگین بلندمدت ۷۵ میلیمتر بارندگی داشتهایم.»
او اضافه کرد: «میزان بارندگی نسبت به پارسال ۹۶ درصد و نسبت به بلندمدت ۹۷.۵ درصد کاهش داشته که بسیار چشمگیر بوده است.»
اعلام این آمارها در حالی است که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در روزهای گذشته ناچار به اذعان به ابعاد بحران آب در ایران شدهاند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۳ آذر در یاسوج گفت: «در تهران زیر پای خود را خالی کردیم. آبها را کشیدیم و از رودخانهها بردیم. اکنون تهران و کرج و شهرهای اطراف با مشکل زیستمحیطی، کمبود آب و فرونشست زمین مواجه هستند و آینده خطرناکی در پیش داریم.»
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب کشور نیز ۱۲ آذر گفت: «حتی اگر زمستان پر بارشی داشته باشیم باز هم مجبوریم برای سال ۱۴۰۵ سناریوهای بدبینانه اجرا کنیم.»
حبیبی در بخش دیگری از صحبتهای خود، با اشاره به وضعیت منابع زیرزمینی گفت کسری سالانه مخازن آب زیرزمینی تهران حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب برآورد میشود: «در حال حاضر نزدیک به ۴۵ درصد آب شرب پایتخت از همین منابع زیرزمینی تامین میشود.»
به گفته او، هیچ یک از سدهای تهران هنوز بهطور کامل از مدار تامین خارج نشدهاند اما «برخی از سدها به حجم مرده رسیدهاند»؛ یعنی عملا امکان بهرهبرداری عادی از آنها وجود ندارد.
این مقام مسئول در ادامه بر اهمیت مصرف بهینه آب تاکید کرد و گفت که ضرورت صرفهجویی در مصرف آب برای شهروندان احساس میشود.
در ماههای گذشته و همزمان با تشدید بحران آب، مقامهای جمهوری اسلامی بارها تقصیر را متوجه مردم کردند و با دادن هشدار درباره کاهش ذخایر سدها، شهروندان را به «صرفهجویی» فراخواندند.
این در حالی است که آمار رسمی خود دولت نشان میدهد ریشه بحران بسیار عمیقتر از الگوی مصرف خانوارهاست.
گوگوش، خواننده سرشناس ایرانی، با اشاره به احتمال ادامه فعالیتهای هنری پس از پایان تور خداحافظی خود، گفت ترجیح میدهد بازگشت به صحنه و ادامه کار را به زمانی موکول کند که جمهوری اسلامی دیگر در ایران بر سر کار نباشد.
این خواننده در مصاحبهای با خبرگزاری آسوشیتدپرس که جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، به پرسشهایی درباره آخرین تور هنری خود و همچنین انتشار کتاب خاطراتش با عنوان «گوگوش؛ صدای گناهآلود» پاسخ داد.
او در این گفتوگو از سیاستهای جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته انتقاد کرد و گفت مردم ایران، بهویژه جوانان و زنان، برای دستیابی به «ابتداییترین حقوق» خود، از جمله حق انتخاب پوشش، آزادی در بیان هنری و برخورداری از یک زندگی عادی، در حال مبارزه هستند.
این خواننده افزود: «مردم کشور من برای فراهم کردن یک زندگی عادی برای خانوادههایشان در تلاش هستند. آنها برای دسترسی به آب سالم، هوای پاک و زمینی که بتوانند در آن زندگی کنند، مبارزه میکنند. جوانان ما بیآنکه طعم جوانی را بچشند، پیر شدند. مردم ما باید این چرخه دردناک را پایان دهند و آزادیهایی را به دست آورند که هر انسانی شایسته آن است.»
گوگوش همچنین احتمال بازگشت به صحنه پس از پایان تور خداحافظیاش را منتفی ندانست و ادامه داد: «بهمدت ۴۷ سال بر زندگی خود کنترل نداشتهایم. هرچه برنامهریزی کردیم، عملی نشد و هرچه اتفاق افتاد، برنامهریزی ما نبود. من هم استثنا نیستم. با این حال، ترجیح میدهم فعالیت هنریام را برای روزی بگذارم که جمهوری اسلامی دیگر در کشورم وجود نداشته باشد.»
گوگوش، با نام شناسنامهای فائقه آتشین، در سال ۱۳۲۹ در تهران متولد شد. او از دوران کودکی پا به دنیای هنر گذاشت و به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل شد.
آسوشیتدپرس در گزارش خود از گوگوش بهعنوان «معروفترین خواننده ایران» یاد کرد. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ تحت فشار فزایندهای قرار گرفت و از فعالیت هنری منع شد.
گوگوش در نهایت در سال ۲۰۰۰ میلادی توانست ایران را ترک کند و فعالیت هنری خود را دور از وطن از سر بگیرد.
آسوشیتدپرس نوشت محافل تندرو اسلامی در ایران طی سالهای اخیر به حملات خود علیه گوگوش ادامه دادهاند؛ انتقاداتی که پس از انتشار ویدیوی آهنگ او در سال ۲۰۱۴ با محوریت عشق همجنسگرایانه شدت یافت.
این خبرگزاری با اشاره به کتاب جدید گوگوش افزود «صدای گناهآلود» روایتگر زندگی فردی است که سرنوشتش همزمان با تحولات سیاسی ایران در دوران معاصر و فراز و فرودهای زندگی شخصیاش رقم خورده است.
این کتاب با همکاری تارا دهلوی به زبان انگلیسی تهیه شده و هما سرشار آن را با عنوان «گوگوش، صدای قدغن»، به فارسی ترجمه کرده است.
گوگوش در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بارها از معترضان در ایران حمایت کرد.
او مردادماه در پیامی ویدیویی به همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در شهر مونیخ آلمان گفت: «ایران زخم خورده است. باید این مادر زخمخورده را دوباره شاداب کنیم.»
رسانهها در ایران گزارش دادند سازمان بهزیستی و حوزههای علمیه کشور با هدف «تقویت همکاریهای علمی و فرهنگی در زمینه مشاوره و خدمات روانشناختی»، تفاهمنامهای به امضا رساندند.
این تفاهمنامه در جریان سفر جواد حسینی، رییس سازمان بهزیستی، به قم و دیدار او با علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه کشور، منعقد شد.
حسینی در سخنانی در قم گفت: «روانشناسی بهشدت حوزوی، جغرافیایی و بومی است. به همین دلیل، بهشدت به فرهنگ دینی مردم ایران وابسته است. حرکت حوزه علمیه به این سمت ما را خوشحال میکند و نشان از توجه ویژه به نیازهای جامعه دارد.»
او ابراز امیدواری کرد تفاهمنامه سازمان بهزیستی و حوزه علمیه «نقطه شروعی برای ارائه خدمات موثر و اثربخش در حوزه سلامت روان کشور باشد».
حسینی افزود سازمان بهزیستی بهویژه در زمینههایی مانند «فقه اوتیسم، فقه معلولان و روشهای برخورد با فرزندان در مراکز شبهخانواده»، نیازمند دستورالعملهای دقیق و محتوای مشاورهای مبتنی بر «فرهنگ دینی» است.
۱۵ آبان، مهدی رجایینیا، مسئول مرکز ارتباطات حوزه و نظام حوزههای علمیه، خبر داد تاکنون بیش از ۱۳۰ تفاهمنامه همکاری میان مرکز مدیریت حوزههای علمیه و سازمانهای مختلف کشوری به امضا رسیده است.
از جمله این موارد میتوان به تفاهمنامه با سازمان انرژی اتمی در اردیبهشت ۱۴۰۳ با هدف «همفکری و همافزایی»، تفاهمنامه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خرداد ۱۴۰۱ با محوریت «سلامت معنوی و جمعیت» و تفاهمنامه با سازمان مدیریت بحران در آبان ۱۳۸۹ برای «کاهش بلایای طبیعی» اشاره کرد.
پیشتر و در سال ۱۴۰۱، رضا پورحسین، رییس دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران، طرح مجلس شورای اسلامی برای واگذاری صدور مجوز فعالیت مشاوره و روانشناسی به حوزههای علمیه را «غیرمنطقی و ناپخته» توصیف کرده بود.
رییس سازمان بهزیستی در ادامه سخنان خود در قم گفت این نهاد در چارچوب «طرح سلام» که هدف آن «ایجاد سلامت اجتماعی محلهمحور» است، از طلاب حوزه علمیه برای «ارائه خدمات مشاورهای و اجتماعی» استفاده خواهد کرد تا «همکاریهای بیشتری در سطح جامعه شکل گیرد».
حسینی همچنین افزود در جامعه امروز «مدل کسالت فراگیر» و «نشاط غیرواقعی» حاکم شده، به گونهای که در زندگی فردی در ایران «هیجانات شاد» غلبه دارد، اما در روابط اجتماعی، «هیجانات غمگین» در ساختارهای اجتماعی نهادینه شده است.
رییس حوزههای علمیه نیز در این دیدار تاکید کرد: «دین و علم باید در کنار هم باشند و در این راستا از منظر اسلامی به روانشناسی و مشاوره نگاه کنیم. در حوزه مشاوره اسلامی باید به نظام مشاورهای مبتنی بر آموزههای قرآن و فلسفه اسلامی توجه کنیم و برای طراحی یک منظومه جامع در این زمینه گام برداریم.»
اعرافی از برنامه پنج ساله مشترک حوزه علمیه و سازمان بهزیستی خبر داد و اضافه کرد این طرح میتواند «به شکلی ملموس و عملی به تحول در خدمات مشاوره و سلامت روان» بینجامد.
خبرگزاری ایلنا ۱۳ آذر گزارش داد مراکز «مشاوره اسلامی سماح» وابسته به حوزههای علمیه در پنج سال گذشته از ۱۵ به ۳۰ مرکز افزایش یافتهاند و بهزودی ۱۵ مرکز دیگر نیز افتتاح خواهند شد.
بر اساس این گزارش، در سال ۱۴۰۳ در مجموع ۵۳ هزار و ۲۸۴ نفر در این مراکز «جلسه مشاوره» داشتهاند که بیشترین مراجعات مربوط به حوزه خانواده با ۱۳ هزار و ۶۹۴ نفر و حوزه روانشناسی با ۱۳ هزار و ۵۸۰ نفر بوده است.
امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان محبوس در زندانهای اوین و قزلحصار، در یادداشتهایی در آستانه روز دانشجو، با اشاره به اعدامها، فقر و استبداد حاکم بر ایران، بر ضرورت «شکستن سکوت، مبارزه نسل جوان برای آزادی و نقش دانشگاه بهعنوان قلب تپنده اعتراض برابر استبداد» تاکید کردند.
آنها در این یادداشتها که جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، ۱۶ آذر را «نماد عهد میان نسلهای ایستاده علیه استبداد» و نشانه تداوم «مبارزه برای آزادی» خواندند و گفتند دانشگاه، با وجود سرکوب و زندان، همچنان «قلب تپنده این راه و سرچشمه امید به بهار آزادی» در ایران است.
با ياد یاران دبستانی
مرادی نوشته خود را با یاد «یاران دبستانی»، احسان فریدی و احمد بالدی، آغاز کرد و سرنوشت این دو دانشجو را نمادی از تداوم سرکوب جنبش دانشجویی دانست؛ از خطر اعدام برای فریدی تا مرگ بالدی که در اعتراض به فشار اقتصادی و تخریب محل کار خانوادهاش دست به خودسوزی زد.
او با یادآوری گذشت ۷۲ سال از ۱۶ آذر ۱۳۳۲، از «حکومت اعدامی» نوشت که همچنان دانشجویان را هدف گرفته و در برابر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی، به «اعدامهای فزاینده و قتلعامگونه» پناه برده است.
بهباور او، همکاری قوای سهگانه و اجرای دستور رهبر جمهوری اسلامی، این چرخه سرکوب را تثبیت کرده است.
مرادی سه راه پیش روی جامعه را برشمرد؛ انتظار مداخله خارجی، امید به اصلاح یا استحاله حکومت، و شکستن سکوت و بیعملی.
او دو راه اول را بنبست دانست و تاکید کرد که «دموکراسی از آسمان نازل نمیشود» و تنها راه، تلاش جمعی برای تغییر است؛ تلاشی که نقش اصلی آن بر دوش جوانان و دانشجویان است.
او با اشاره به نقش دانشگاه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، دانشگاه را ظرفیت اصلی مقابله با استبداد خواند و خطاب به دانشجویان نوشت: «فریادهای شما پاسخ این رنج بیپایان است! در زمستان وطن عزم بهار باید کرد! ۱۶ آذر عهدنامهای میان نسلهای ایستاده علیه استبداد در راه آزادی است و باید بر این عهد پای فشرد و تاریکی را عقب زد.»
مبارزه براى آزادى
یونسی یادداشت خود را با تصویر آغاز زمستان و تقویمی که پاییز را پشت سر میگذارد شروع کرد و نوشت هرچند پشت میلههای زندان قرار است «همیشه زمستان باشد» اما این زمستان لزوما به معنای یاس نیست.
او که بیش از دو هزار روز است بهدلیل زندانی بودن از دانشگاه و رویاهای علمی خود دور مانده، نوشت که در این دوران به «درسهای زندان و زندانیان مقاوم» چشم دوخته است.
این دانشجوی زندانی این پرسش را طرح کرد که چگونه میتوان در «زمستانیترین جغرافیا» مغلوب سرما نشد و تاکید کرد این پرسش فقط برای زندانیان نیست، چرا که حکومتهای دیکتاتوری «زندانهایی به وسعت کشور» میسازند.
او هشدار داد فراموش کردن آزادی و امید بستن به قدرتهای خارجی برای آوردن «زندانبان بهتر»، نوعی «تحقیر اراده انسان» است.
یونسی نوشت: «مبارزه، همان رهایی انسان مبارز، همان آتش سوزان تاریخ و همان گوهر استثنایی تاریخ معاصر ایران در منطقهای پر از استبداد است. مبارزه همان چیزی است که نگذاشته است در زمستان استبداد و در پشت میلههای زندان، سرما چیره شود.»
او دانشگاه را «قلب تپنده مسیر پررنج آگاهی منتج به مبارزه» خواند و نوشت: «مشعل این مسیر در پیکر سوخته بالدی علیه فقر و ستم و ایستادگی فریدی زیر طناب مرگ، همچنان میدرخشد.»
این دانشجوی زندانی خطاب به «یاران نادیده» خود در دانشگاه نوشت قلبهای آنها منبع اراده این مسئولیت تاریخی است و از آنها خواست «این آینهها» را روبهروی هم بگذارند تا از اراده تغییر، «توفانی از شورش و عصیان» برخیزد؛ پیامی که بهگفته او از روز دانشجو و خون «سه یار دبستانی»، همچنان میدرخشد و نوید «بهار آزادی و آبادی ایران» است.
یونسی، دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک ۲۰۱۸ و مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم ایران در سال ۲۰۱۷، هر دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریفاند.
آنها سال ۱۳۹۹ و در ۱۹ سالگی بازداشت و حدود دو سال بعد در دادگاه انقلاب هر یک به ۱۶ سال زندان محکوم شدند و میزان حبس قابل اجرایشان اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت.
با این حال، دستگاه قضایی پروندههای تازهای علیه آنها گشود و ۱۸ مرداد، شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب این دو دانشجو را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم کرد و یونسی در پروندهای جداگانه نیز به اتهام «تایید و تقویت اسرائیل» به پنج سال زندان در کرمان محکوم شد.
او با انتقاد از «زوال دیالکتیک» و گسترش «هیاهو محوری» افزود بهدلیل تسلط این جریان، پاسخ دیدگاهی متفاوت درباره مناسک و سوگواری «نه در کرسیهای آزاداندیشی، بلکه با الفاظ رکیک در تریبونهای عمومی داده میشود».
کاربری با نام علی هم نوشت: «تعقل در دین و مذهب عاملی است که کاسبی خیلیها را در طول تاریخ کساد کرده است.»
کاربری با نام محمد هم به انتقاد از رویکرد منتقدان اردستانی پرداخت و گفت: «سوال ساده اردستانی درباره کیفیت داستان (و نه افراد) نیاز به این همه پاسخ و پیچیدگی و دعوا نداشت.»
«سیراک» هم در ایکس نوشت: «شجاعت در بیان عقیده کار هر کسی نیست. به همین علت، همیشه تعداد چاپلوسها و مزدورها بیشتر از آزادگان است. نکته مهم ولی این است که همه تغییرات خوب به نفع بشر نتیجه شجاعت همین اقلیت است.»
انتقاد اصلاحطلبان از سخنان اردستانی
دامنه انتقاد از سلیمانی اردستانی به جریان موسوم به «اصلاحطلب» نیز کشیده شده است.
محمدعلی ابطحی، فعال اصلاحطلب، اعلام کرد محمد خاتمی، رییس پیشین دولت جمهوری اسلامی، در جلسهای به سخنان اردستانی اعتراض کرده و گفته که «چرا او این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است».
ابطحی اضافه کرد: «محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی که نوپا ولی جدی است، آسیب میزند.»
او ادامه داد: «مناظره در مسائل مذهبی سنت خوبی بود که متاسفانه با ادبیات موهن از یک سو و فحاشیهای رکیک از سوی دیگر، دچار مشکل شد.»
حزب مردمسالاری با انتشار بیانیهای، سخنان سلیمانی اردستانی را «سخیف» و «خلاف صریح مبانی و اعتقادات تشیع» خواند.
این حزب در عین حال تاکید کرد «هرگونه توهین، اقدام خشن، حمله به منزل، تکفیر یا انتقامجویی نسبت به شخص ایشان» پذیرفتنی نیست و «منافی آزادی بیان و عقیده» است.
سابقه جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت شیعی در برخورد با منتقدان روایات دینی و عقیدتی، حتی در خارج از ایران، تاریک است.
سلمان رشدی، نویسنده رمان «آیات شیطانی»، از زمان انتشار این کتاب در بیش از سه دهه پیش، هدف فتوای قتلش بود که از سوی روحالله خمینی، بنیانگذار و رهبر پیشین جمهوری اسلامی، صادر شد.
رشدی که بخش عمده دهه ۱۹۹۰ را بهدلیل تهدید به مرگ، مخفی و با پوشش امنیتی در بریتانیا زندگی کرد، تابستان ۲۰۲۲ در یک کنفرانس ادبی در شمال نیویورک، هدف یک حمله با چاقو قرار گرفت و حدود ۱۵ ضربه خورد و از ناحیه سر، گردن، بالاتنه و دست چپ مجروح شد، چشم راستش کور شد و به کبد و رودهاش آسیب رسید.