سقف شیشهای و فرهنگ سازمانی مردانه؛ موانع پیشروی زنان شاغل در دانشگاههای ایران
یافتههای پژوهشی تازه درباره تجربیات کارکنان زن در یک دانشگاه دولتی ایران نشان میدهد زنان شاغل با وجود تحصیلات بالا، همچنان با پدیده «سقف شیشهای» و تبعیض پنهان در مسیر ارتقای شغلی خود روبهرو هستند.
حسنرضا یوسفوند و عظیمهالسادات عبدالهی، اعضای هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه پیام نور تهران، در این پژوهش به بررسی پدیده سقف شیشهای و موانع ارتقای شغلی زنان در محیطهای آکادمیک علیرغم برخورداری از تجربه و مدارک تحصیلی مشابه با همکاران مرد پرداختند.
در این پژوهش سقف شیشهای بهعنوان مانعی نامرئی تعریف شده که مسیر ارتقای زنان را محدود میکند و در قالب معیارهای پنهان در انتصابها و شبکههای غیررسمی قدرت خود را نشان میدهد؛ فرآیندی که به شکل ساختاری و نامحسوس زنان را از رسیدن به موقعیتهای مدیریتی بازمیدارد.
این تحقیق که در آخرین شماره نشریه «پژوهشهای راهبردی مسائل اجتماعی» منتشر شد، بر پایه مصاحبه با کارکنان زن در ساختار اداری دانشگاه پیام نور اصفهان انجام گرفت.
معیارهای پنهان و شبکههای غیررسمی مردانه
زنان در این تحقیق از «معیارهای پنهان در انتصابها» بهعنوان یکی از نمودهای اصلی پدیده سقف شیشهای یاد کردند؛ شاخصهایی مثل انتظار ناگفته برای حضور بعد از ساعت اداری یا مشارکت در نشستهای غیررسمی که عملا به نفع مردان تمام میشود.
یکی از زنان مشارکتکننده در این تحقیق گفت هرچند «در ظاهر همه چیز بر اساس شایستگی است، اما در واقعیت، معیارهای دیگری هم هست که هیچجا نوشته نشده؛ مثلا توانایی حضور در جلسات بعد از ساعت اداری.»
کلیشههای جنسیتی و بیارزشسازی دستاوردها
یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که کلیشههای ریشهدار درباره «زنانه» و «مردانه» بودن شغلها هنوز در تقسیم کارهای اداری نقشی برجسته ایفا میکنند و زنان بیشتر برای کارهای مراقبتی و پشتیبانی در نظر گرفته میشوند.
به باور پژوهشگران، این رویکرد «کلیشههای جنسیتی را بازتولید کرده و زنان را به وظایف "زنانه" محدود میکند؛ در حالی که مردان از این انتظارات معاف هستند».
یکی از زنان شاغل از تجربه خود چنین گفت: «من کارمند روابط عمومی هستم؛ اما جالب است که هر وقت مهمانی یا جلسهای هست، انتظار میرود من پذیرایی کنم، اتاق را مرتب کنم؛ در حالی که از همکاران مرد همرتبهام چنین انتظاری نیست.»
در این مقاله آمده است زنان باید در محیط کار «حامی و مهربان» باشند، در حالی که از مردان «قاطعیت» و «ریسکپذیری» انتظار میرود؛ فرآیندی که به گفته پژوهشگران، خودبهخود زنان را از موقعیتهای رسمی رهبری کنار میزند.
در همین حال، دستاوردهای حرفهای زنان به شکل نامحسوسی بیارزش تلقی میشوند؛ موفقیتهای آنها اغلب به «شانس» و «رابطه» نسبت داده میشود، در حالی که عملکرد مشابه مردان نشانهای از «توانمندی» و «شایستگی» به حساب میآید.
بار دوگانه کار و خانواده و فرسایش انگیزه زنان
زنان در این تحقیق از بار دوگانه وظایف شغلی و مسئولیتهای خانوادگی گفتند؛ از ساعت کاری سختگیرانه گرفته تا نبود امکان دورکاری و خدمات حمایتی مانند مهدکودک.
به گفته پژوهشگران، در برخی موارد مدیران با اشاره به نقش مادری کارمندان زن، مانع ارتقای شغلی آنان میشوند و این پیام را میدهند که خانواده باید «اولویت» او باشد.
بر اساس یافتههای پژوهش، نتیجه این وضعیت تنها کند شدن مسیر ارتقای شغلی زنان نیست؛ این موانع به «فرسایش تدریجی انگیزه و خودباوری» زنان منجر میشود و احساس نالایق بودن و تردید نسبت به تواناییها را در آنها تقویت میکند.
لزوم اصلاح ساختارهای سازمانی، فرهنگی و روانشناختی
پژوهشگران تاکید کردند راه برابری از تغییر رویههای ساختاری و فرهنگی میگذرد، نه فقط از تکیه بر تلاش فردی زنان.
اولین گام در این مسیر، شفاف کردن معیارهای انتصاب و ارتقای شغلی است؛ یعنی سازمانها باید بهروشنی اعلام کنند برای هر پست مدیریتی چه شرایط، امتیازها و سابقهای لازم است و این معیارها برای زنان و مردان بهصورت یکسان به اجرا درآیند.
این پژوهش بر ضرورت اصلاح فرایندهای انتصاب، حمایت از توازن مسئولیتهای شغلی-خانوادگی و آموزش آگاهی جنسیتی تاکید دارد.
به بیان دیگر، تا زمانی که انتصابها بر پایه روابط غیررسمی، سلیقه مدیران بالادستی یا حضور در جمعهای محدود انجام شود، نابرابری در ارتقای شغلی زنان ادامه پیدا خواهد کرد.
محققان همچنین بهکارگیری «سیاستهای انعطافپذیر» را ضروری دانستند؛ سیاستهایی مانند امکان دورکاری در شرایط خاص و فراهم کردن خدمات مراقبت از کودک در محیط کار یا نزدیک به آن.
محور مهم بعدی در این مسیر، آموزش «آگاهی جنسیتی» برای مدیران و کارکنان است. پژوهش نشان میدهد بسیاری از کلیشهها و قضاوتهای منفی درباره زنان و مادران شاغل، در ذهن مدیران و همکاران به شکل «باورهای عادی» جا افتاده و نهادینه شده است.
این نتایج بر پایه روایت ۱۳ زن شاغل در بخشهای مختلف اداری دانشگاه پیام نور اصفهان به دست آمد.
به گفته پژوهشگران، تجربه این زنان بازتابی از شرایطی است که در بخش بزرگی از نهادهای آکادمیک ایران وجود دارد؛ تا زمانی که سقف شیشهای و تبعیض پنهان در فرهنگ سازمانی پابرجا باشد، مسیر ارتقای شغلی برابر برای زنان مسدود خواهد ماند.
پس از آنکه یک فعال محیط زیست در جریان نشستی با مسعود پزشکیان از دستور رییس دولت برای تکمیل سریع سدهای «ماندگان» و «خرسان-۳» انتقاد کرد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی، پخش زنده این نشست را قطع کرد.
در جریان نشست ۱۳ آذر پزشکیان با فعالان سیاسی و اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد، رحمان وفانژاد، فعال محیط زیست، خطاب به رییس دولت گفت: «با وجود مکاتبات صورت گرفته با معاونین شما، میبینیم سدهای غیرقانونی و تضییع حقوق این مردم در جریان است ... خبری [هم] از دستور ویژه شما برای سدهای خرسان و ماندگان مخابره شد.»
پزشکیان در واکنش به صحبتهای وفانژاد، ضمن تلاش برای قطع سخنان او، صدور دستور ویژه خود را انکار کرد و گفت: «شما بگویید دستور ویژه ما کجاست؟ مگر ما آمدیم نابود کنیم؟ مگر ما در دولت این سدها را مصوب کردیم؟ ... بدون اطلاع دارند میگویند ما میخواهیم منطقه را نابود کنیم. چه کسی گفته ما بدون بررسی و تجویز زیست محیطی کاری میکنیم؟»
با آغاز تلاش پزشکیان برای ساکت کردن این فعال محیط زیست، شبکه دنا، کانال تلویزیونی استانی زیرمجموعه صدا و سیمای جمهوری اسلامی در استان کهگیلویه و بویراحمد، پخش زنده این نشست را قطع کرد.
پس از قطع پخش، مجری برنامه خطاب به مخاطبان گفت: «برنامه زنده و مستقیم است و اتفاقاتی است که میافتد.»
پزشکیان در حالی دستور ویژه خود را انکار کرد که ۲۰ آبان دستور داده بود روند احداث و تکمیل سدهای «کوهرنگ-۳، خرسان-۳ و ماندگان»، بهمنظور «تامین پایدار آب و خروج از وضعیت اضطرار آبی» در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری، با شتاب بیشتری در دستور کار قرار گیرد.
ایراناینترنشنال ۱۳ آذر گزارش داد همزمان با سفر پزشکیان به کهگیلویه و بویراحمد، گروهی از شهروندان مقابل محل برگزاری جلسات او در یاسوج تجمع کردند.
مخالفان سدسازی در این تجمع شعارهایی از جمله «خرسان، ماندگان/ ظلم به آیندگان»، «استاندار بیغیرت/ استعفا، استعفا»، «استاندار ما یا جیرهخوار مافیا» و «مسئول بیلیاقت/ استعفا، استعفا» سردادند.
معترضان با غیرقانونی خواندن روند ساخت سدهای «ماندگان» و «خرسان-۳»، خواستار پاسخگویی پزشکیان به مطالبات شهروندان شدند و از او خواستند در میان معترضان حاضر شود.
آنها تاکید کردند پزشکیان نباید از بانیان نابودی دنا و ۱۲ هزار هکتار از جنگلهای بلوط منطقه باشد.
این اعتراضات ادامه موج مخالفتها با سدسازی در استان کهکیلویه و بویراحمد و دیگر مناطق ایران است.
شهروندان یاسوج ۲۷ آبان سال جاری و ۱۱ آذر ۱۴۰۳ نیز در اعتراض به ساخت سدهای ماندگان و خرسان مقابل استانداری تجمع کرده بودند.
فعالان محیط زیست هشدار دادهاند ساخت این سدها باعث نابودی جنگلهای زاگرس، روستاها، منابع آب و طبیعت دنا و همچنین مهاجرت اجباری کشاورزان میشود.
مرکز تحقیقاتی سوفان مستقر در آمریکا هشدار داد که بحران آب در ایران از یک چالش محیطزیستی فراتر رفته و به یک مساله عمیق سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. همزمان یک مقام سازمان حفاظت محیط زیست ایران، از ثبت سالانه ۱۸ هزار آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور خبر داد.
مرکز سوفان جمعه ۱۴ آذر در تحلیلی نوشت که این وضعیت اضطراری شدید در ایران، نتیجه «دههها سیاستگذاری اشتباه، اهداف کشاورزی بیش از حد بلندپروازانه و یک خشکسالی پنجساله است که با تغییرات اقلیمی تشدید شده است».
این مرکز از این وضعیت به عنوان «فروپاشی منابع آب ایران» نام برد و نوشت که به گفته بسیاری از تحلیلگران، نتیجه فعالیت یک «مافیای آب در ایران» است؛ شبکهای از مقامات سیاسی، نظامی و تجاری که از پروژههای سدسازی، انتقال آب و توسعه کشاورزی سود بردهاند.
سوفان افزود که این بحران همچنین فشارهای امنیتی داخلی ایجاد کرده و کمبود آب میتواند موجب اعتراضات گسترده شود، مانند اعتراضات خوزستان و اصفهان، که اعتراضها با خشونت سرکوب شدند.
اشاره به اعتراضات مرتبط با بحران آب در ایران در شرایطی صورت گرفته است که پنجشنبه ۱۳ آذر، همزمان با سفر مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، به کهگیلویه و بویراحمد، گروهی از شهروندان مقابل محل برگزاری جلسات او در یاسوج تجمع کردند.
آنها با سردادن شعار علیه ساخت سدهای «ماندگان» و «خرسان ۳»، این طرحها را عامل تخریب جنگلهای دنا و نابودی روستاهای منطقه دانستند.
فعالان محیطزیست هشدار دادهاند ساخت این سدها باعث نابودی جنگلهای زاگرس، روستاها، منابع آب و طبیعت دنا و همچنین مهاجرت اجباری کشاورزان میشود.
بر اساس تحلیل مرکز سوفان، «ضعف زیرساختها و هزینههای بالای سیاست منطقهای ایران، ظرفیت کشور برای مدیریت بحران را کاهش داده و بسیاری کارشناسان نگراناند که برای اقدام عملی دیر شده باشد».
۹۰ درصد از ۱۸ هزار آتشسوزی سالانه در جنگلهای ایران «منشاء انسانی» دارد
همزمان هادی کیادلیری، معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، از ثبت سالانه ۱۸ هزار آتشسوزی در جنگلها و مراتع کشور خبر داد و اعلام کرد بیش از ۹۰ درصد این آتشسوزیها «منشاء انسانی» دارند.
کیادلیری جمعه در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم گفت: «آتشسوزیها دیگر فصلی نیستند و اکوسیستم بدون حمایت نمیتواند با این شرایط مقابله کند.»
او افزود: «در گذشته آتشسوزیها عمدتا در بازههای زمانی مشخصی رخ میداد و اکوسیستم فرصت احیای طبیعی داشت، اما اکنون شدت و گستره آتشسوزیها به حدی رسیده که جنگلها و مراتع تحت فشار دائمی قرار گرفتهاند.»
انتقاد از عدم پیشگیری از آتشسوزیها
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با انتقاد از آن چه «رویکرد سنتی» خواند که تنها بر «خاموش کردن آتش پس از وقوع» تکیه دارد، گفت: «تا زمانی که حریق رخ ندهد، اقدام عملی صورت نمیگیرد و همین تاخیر باعث گسترش آتش و دشواری مدیریت آن میشود.»
او افزود: «مدیریت آتش باید از مرحله پیشگیری آغاز شود و برنامهریزیها باید در دو سطح کوتاهمدت و بلندمدت انجام شود.»
این اظهارات چند روز پس از آتشسوزی مهیب در جنگلهای شمال ایران مطرح شده که موجی از انتقادهای مردمی را علیه مدیریت و ناکارآمدی جمهوری اسلامی در زمینه حفاظت از محیط زیست به دنبال داشت.
آتشسوزی در جنگلهای ایران در گذشته نیز بهدلیل نبود اعتبار، تجهیزات و نیروهای متخصص و همچنین ناهماهنگی میان دستگاههای مختلف جمهوری اسلامی بارها به وقوع پیوسته و مهار آن با دشواریهای جدی همراه بوده است.
هشدار درباره بحران آب در شمال کشور
کیادلیری همچنین با اشاره به «تغییرات عمیق هیدرولوژیکی شمال کشور» گفت: «خشکسالی از ارتفاعات شروع شده است. یخچالهای کوچک و دائمی از بین رفتهاند و رودخانههای دائمی در حال تبدیل شدن به رودخانههای فصلی هستند.»
او هشدار داد: «نباید تصور شود شمال کشور به دلیل بارندگیهای بالا همیشه از کمآبی مصون خواهد بود.»
به گفته این مقام سازمان حفاظت محیط زیست ایران، خشکی آرامآرام در شمال کشور در حال گسترش است و در آینده شهرهای پاییندست با کمبود جدی آب مواجه خواهند شد.
سازمان هواشناسی کشور با صدور هشدار نارنجی از افزایش شدید غلظت آلایندههای جوی و کاهش کیفیت هوا در هفت کلانشهر ایران خبر داد.
بر اساس اطلاعیه جمعه ۱۴ آذر سازمان هواشناسی، تهران، کرج، اراک، اصفهان، مشهد، ارومیه و اهواز در شنبه ۱۵ آذر با افزایش شدید غلظت آلایندههای جوی و کاهش کیفیت هوا مواجه خواهند شد.
یکشنبه ۱۶ آذر نیز تهران، کرج، اراک، اصفهان و مشهد، با تشدید آلایندهها و قرار گرفتن شاخص کیفیت هوا در محدوده ناسالم برای همه گروهها روبهرو خواهند شد.
بهگفته سازمان هواشناسی، در صورت ادامه این وضعیت و عدم مهار منابع آلاینده در مناطق پرتردد و صنعتی، شاخص آلودگی به آستانه خطرناک خواهد رسید.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۳ آذر هشدار داد تشدید آلودگی هوا باعث افزایش چشمگیر سرعت سرایت آنفلوآنزا شده است.
رئیسی گفت آلودگی و موج همزمان بیماری، گروههای حساس را در معرض خطر جدی قرار داده و افزود سالانه دهها هزار نفر در ایران «بهطور مستقیم» بر اثر آلودگی هوا جان میبازند.
با ادامه بحران آلودگی هوا و ناتوانی جمهوری اسلامی در کنترل منابع آلاینده، اداره کل هواشناسی استان تهران از تداوم آلودگی هوا و افزایش آلایندههای جوی تا ۱۷ آذر خبر داد.
اسلامشهر، باقرشهر، بهارستان و شهریار در استان تهران نیز ۱۴ آذر در وضع قرمز یا ناسالم قرار گرفتند.
همزمان، منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، گفت از ۱۵ آذر تا ۱۷ آذر، برای قطع زنجیره بیماری آنفلوآنزا و کاهش اثرات آلودگی هوا، آموزش در تمام مقاطع تحصیلی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی این استان، غیرحضوری خواهد بود.
در کردستان نیز تمامی دانشگاهها، مراکز آموزشی و مدارس دولتی و غیردولتی این استان در ۱۵ آذر با هدف پیشگیری از شیوع ویروس آنفلوانزا و قطع زنجیره انتقال آن تعطیل است و آموزش بهصورت غیرحضوری خواهد بود.
تعطیلیهای پیدرپی که در هفتههای اخیر نیز تکرار شده، بار دیگر عمق بحران کیفیت هوا و ضعف زیرساختهای بهداشت، مدیریت شهری و محیط زیست در ایران را آشکار کرده است.
با وجود هشدارها و افزایش روزانه مناطق ناسالم، مقامهای جمهوری اسلامی هنوز برنامه موثر و پایداری برای کاهش آلودگی هوا ارائه نکردهاند و همچنان به تعطیلیهای مقطعی و تصمیمهای کوتاهمدت بسنده میکنند.
این روند نشان میدهد چرخه آلودگی، هشدار و تعطیلی، بدون اصلاحات ساختاری و کنترل واقعی منابع آلاینده، هر ساله در ابعادی بزرگتر تکرار خواهد شد.
در پی انتشار سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی شیعه، و تشکیک او در صحت روایات مذهبی مربوط به کشته شدن فاطمه زهرا، دختر پیامبر اسلام، و نیز امام نهم شیعیان، برخی مداحان حکومتی با الفاظی رکیک او را مورد اهانت قرار دادند و حتی گروهی به خانه این روحانی حمله کردند.
در روزهای اخیر، ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شدند که نشان میدهند برخی مداحان در هیئتهای عزاداری با بهکارگیری الفاظی جنسیتزده و زنستیزانه، موسوم به «فحشهای ناموسی»، سلیمانی اردستانی را بهدلیل تردید در روایات شیعه درباره «شهادت فاطمه الزهرا» هدف قرار دادهاند.
او پیشتر در مناظرهای با حامد کاشانی، روحانی نزدیک به حکومت، با اشاره به روایات شیعی درباره نحوه «شهادت» فاطمه زهرا گفته بود اگر «امام علی» بهعنوان همسر او تنها نظارهگر بوده و اقدامی نکرده باشد، در آن صورت «شریک در قتل» به شمار میآید و «عدالت» او به چالش کشیده میشود.
سلیمانی اردستانی همچنین علت کشته شدن جواد، امام نهم شیعیان، را «حسادت» همسرش پس از ازدواج مجدد او دانست و تاکید کرد که عزاداری برای چنین رویدادی پس از گذشت ۱۳۰۰ سال، فاقد معناست.
در واکنش به این اظهارات، محمدعلی امانی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، بدون نام بردن از سلیمانی اردستانی، خواستار برخورد قضایی و خلع لباس «این شخص شیعهنما» شد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «توهین به مقدسات و اعتقادات شیعیان، گناهی نابخشودنی است.»
علیرضا سنجری اراکی که برخی رسانهها در ایران از او با عنوان «آیتالله» یاد کردهاند، در پاسخ به استفتایی اعلام کرد اگر کسی «شهادت» فاطمه زهرا و «ولایت مطلقه اهل بیت» را «بهوضوح و با علم» انکار کند، «از اصول مذهب شیعه خارج شده و حکم به کفر یا خروج از دین بر او صادق است».
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، هم نوشت موضوع فاطمه زهرا برای شیعیان «حتما یک موضوع ناموسی است و در این تعارفی هم نیست».
واکنشها در شبکههای اجتماعی
در شبکههای اجتماعی، کاربران مذهبی نزدیک به حکومت بهشدت به سلیمانی اردستانی تاخته و او را با انواع فحشها و توهینها، هدف قرار دادهاند.
در سوی دیگر، بسیاری از کاربران از این روحانی حمایت یا واکنش منتقدان را محکوم کردهاند.
کاربری با نام امیر در ایکس نوشت: «واکنشهای خشونتآمیز کلامی از سوی برخی از مداحان و چهرههای تندرو، پدیدهای فراتر از یک اختلاف نظر فقهی یا تاریخی است.»
او با انتقاد از «زوال دیالکتیک» و گسترش «هیاهو محوری» افزود بهدلیل تسلط این جریان، پاسخ دیدگاهی متفاوت درباره مناسک و سوگواری «نه در کرسیهای آزاداندیشی، بلکه با الفاظ رکیک در تریبونهای عمومی داده میشود».
کاربری با نام علی هم نوشت: «تعقل در دین و مذهب عاملی است که کاسبی خیلیها را در طول تاریخ کساد کرده است.»
کاربری با نام محمد هم به انتقاد از رویکرد منتقدان اردستانی پرداخت و گفت: «سوال ساده اردستانی درباره کیفیت داستان (و نه افراد) نیاز به این همه پاسخ و پیچیدگی و دعوا نداشت.»
«سیراک» هم در ایکس نوشت: «شجاعت در بیان عقیده کار هر کسی نیست. به همین علت، همیشه تعداد چاپلوسها و مزدورها بیشتر از آزادگان است. نکته مهم ولی این است که همه تغییرات خوب به نفع بشر نتیجه شجاعت همین اقلیت است.»
انتقاد اصلاحطلبان از سخنان اردستانی
دامنه انتقاد از سلیمانی اردستانی به جریان موسوم به «اصلاحطلب» نیز کشیده شده است.
محمدعلی ابطحی، فعال اصلاحطلب، اعلام کرد محمد خاتمی، رییس پیشین دولت جمهوری اسلامی، در جلسهای به سخنان اردستانی اعتراض کرده و گفته که «چرا او این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است».
ابطحی اضافه کرد: «محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی که نوپا ولی جدی است، آسیب میزند.»
او ادامه داد: «مناظره در مسائل مذهبی سنت خوبی بود که متاسفانه با ادبیات موهن از یک سو و فحاشیهای رکیک از سوی دیگر، دچار مشکل شد.»
حزب مردمسالاری با انتشار بیانیهای، سخنان سلیمانی اردستانی را «سخیف» و «خلاف صریح مبانی و اعتقادات تشیع» خواند.
این حزب در عین حال تاکید کرد «هرگونه توهین، اقدام خشن، حمله به منزل، تکفیر یا انتقامجویی نسبت به شخص ایشان» پذیرفتنی نیست و «منافی آزادی بیان و عقیده» است.
سابقه جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت شیعی در برخورد با منتقدان روایات دینی و عقیدتی، حتی در خارج از ایران، تاریک است.
سلمان رشدی، نویسنده رمان «آیات شیطانی»، از زمان انتشار این کتاب در بیش از سه دهه پیش، هدف فتوای قتلش بود که از سوی روحالله خمینی، بنیانگذار و رهبر پیشین جمهوری اسلامی، صادر شد.
رشدی که بخش عمده دهه ۱۹۹۰ را بهدلیل تهدید به مرگ، مخفی و با پوشش امنیتی در بریتانیا زندگی کرد، تابستان ۲۰۲۲ در یک کنفرانس ادبی در شمال نیویورک، هدف یک حمله با چاقو قرار گرفت و حدود ۱۵ ضربه خورد و از ناحیه سر، گردن، بالاتنه و دست چپ مجروح شد، چشم راستش کور شد و به کبد و رودهاش آسیب رسید.
بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت به اطلاعاتی دست یافته که نشان میدهد در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، بودجهای بیش از ۸۰ میلیارد تومان برای تولیدات موسیقایی توزیع شده است.
به گفته او، از این رقم کلان، تنها ۲۱ میلیارد تومان به دست خوانندهها و عوامل اجرایی رسیده است.
او با لحنی انتقادی نوشت: «نوش جان خوانندهها و عوامل. بقیه آن عدد در جیب کیست؟ کجاست؟»
بابازاده در ادامه همراه با ویدیویی از صحبتهای امیرحسین ثابتی، فعال سابق بسیج دانشجویی و نماینده فعلی تهران در مجلس، نوشت: «آقای ثابتی، مجلس انقلابی، بسمالله ...»
ثابتی پیشتر در جریان یکی از سخنرانیهایش در مجلس گفته بود: «میآیند وارد کار فرهنگ و رسانه میشوند و یک چرخه درست میکنند. سلبریتی درست میکنند. الگوهای به اصطلاح اجتماعی درست میکنند. تبعات فسادش به کنار. بعد همانها در انتخاباتها میآیند و میگویند حالا بروید به فلانی رای بدهید. به چه کسی رای بدهید؟ به همانهایی که منافع کلان اینها را دوباره تامین میکنند.»