• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اسنپ‌بک؛ پایان نقش میانجی‌گری و آغاز فصلی تازه در روابط جمهوری اسلامی و اروپا

کلمنت ترمه
کلمنت ترمه

مدرس میهمان در مدرسه علوم بین‌الملل پاریس

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۲۳:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

اروپا دیگر یک میانجی نیست، بلکه در کنار آمریکا به یک هم‌کار در معماری فشار بر جمهوری اسلامی تبدیل شده است و روابط تهران و کشورهای اروپایی پس از اسنپ‌بک احتمالاً وارد مرحله‌ای آشکارا خصمانه‌تر می‌شود.

فعال‌سازی دوباره مکانیسم ماشه یا اسنپ‌بک در اواخر سپتامبر، آخرین عناصر باقی‌مانده از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را از میان برداشت.

اسنپ‌بک، فراتر از یک اقدام فنی، یک تغییر راهبردی را تثبیت می‌کند که پیش از این نیز در اروپا آغاز شده بود.

از سال ۲۰۰۶، سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان (E3) بیشتر نقش «تسهیل‌کننده» و در واقع «حامی» تحریم‌های بین‌المللی تحت رهبری آمریکا را ایفا می‌کردند تا نقش یک میانجی را، اما پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و تعمیق همکاری نظامی تهران و مسکو، اروپا دیگر به ایفای نقش ضربه‌گیر فشارهای واشینگتن بسنده نمی‌کند. آن‌ها در حال تبدیل شدن به شریک کامل ـ و حتی معماری هم‎‌سو با واشینگتن ـ در راهبردهای غرب برای مهار ایران هستند.

آینده این رابطه بر سه حوزه درهم‌تنیده استوار خواهد بود: ۱) لنز امنیتی که اروپا اکنون از طریق آن جمهوری اسلامی را می‌بیند، ۲) محدودیت‌های اقتصادی که دامنه مانور هر دو طرف را شکل می‌دهد، ۳) و پویایی‌های نظامی منطقه‌ای که ممکن است اروپا را وادار به انتخاب‌های سخت‌تری نسبت به گذشته کند.

دیپلماسی گروگان‌گیری

نگرانی‌های امنیتی اکنون محور سیاست اروپا نسبت به جمهوری اسلامی است. استمرار «دیپلماسی گروگان‌گیری» حکومت ایران، بازداشت و نگه‌داشتن طولانی‌مدت شهروندان خارجی برای اهرم‌سازی سیاسی، نگرش‌ها را در پایتخت‌های اروپایی به‌شدت سخت‌‌گیرانه‌تر کرده است.

ماجرای سیسیل کولر و ژاک پاریس، شهروندان فرانسوی، که بیش از سه سال به اتهام جاسوسی زندانی بودند و ۵ نوامبر ۲۰۲۵ در یک مبادله آزاد شدند، نمونه‌ای برجسته از این وضعیت است.

امروز، هر دو هنوز در داخل سفارت فرانسه در تهران محبوس هستند و منتظرند ببینند آیا پس از دادگاه ژانویه ۲۰۲۶ مهدیه اسفندیاری، که او نیز در سفارت جمهوری اسلامی در پاریس گیر افتاده، می‌توانند به کشور بازگردند یا نه.

این پرونده الگویی را روشن کرد که اروپا اکنون آن را «دیپلماسی اجباری» می‌بیند، نه حوادثی موردی.

در بریتانیا نیز بازداشت لینزی و کریگ فورمن از ژانویه ۲۰۲۵ به‌دست اطلاعات سپاه پاسداران، و آغاز اعتصاب غذای آن‌ها، موجی مشابه از خشم ایجاد کرده و اندک حسن‌نیت باقی‌مانده از بین رفته است.

عملیات خنثی‌شده

افزایش شواهد درباره فعالیت پنهانی جمهوری اسلامی در اروپا تنش‌ها را تشدید کرده است.

نهادهای امنیتی فرانسه، آلمان، بریتانیا و دیگر کشورها طرح‌هایی را خنثی کرده‌اند که در آن عوامل جمهوری اسلامی یا شبکه‌های تبهکار مرتبط با حکومت ایران مامور رصد یا هدف‌گیری مخالفان، روزنامه‌نگاران یا حتی مقامات دولتی بودند.

در بیانیه مشترک ۱۴ کشور غربی در ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام شد که تنها در بریتانیا بیش از بیست عملیات از سال ۲۰۲۲ خنثی شده است.

تهران این اتهامات را «جعلی» می‌داند، اما نتیجه روشن است: اروپا در حال اولویت دادن به بازدارندگی، تشدید هماهنگی امنیتی و آماده‌سازی برای یک دوره طولانی دیپلماسی تدافعی است؛ دوره‌ای که ممکن است شامل اخراج‌های بیشتر دیپلمات‌های جمهوری اسلامی نیز باشد.

افت تجارت

ساحت اقتصادی نیز چشم‌انداز روشنی برای کاهش تنش ارائه نمی‌دهد.

تصمیم اروپا برای بازگرداندن تحریم‌ها از طریق مکانیسم اسنپ‌بک، دسترسی ایران به فناوری، سرمایه‌گذاری و بازارهای ارزشمند را در زمانی که اقتصاد داخلی به‌شدت تحت فشار است، تقریباً قطع کرده است.

کل تجارت کالا میان اتحادیه اروپا و ایران در سال ۲۰۲۴ به ۴.۵ میلیارد یورو رسید — ۸۰۰ میلیون یورو واردات و ۳.۷ میلیارد یورو صادرات. اکنون انتظار می‌رود شرکت‌های اروپایی که پیش‌تر نیز نگران تحریم‌های ثانویه آمریکا بودند، هرچه بیشتر از بازار ایران خارج شوند.

با این حال، ابهامی ماندگار وجود دارد: اروپا می‌داند که هرگونه گشایش دیپلماتیک میان واشینگتن و تهران ممکن است نیازمند بازگشت سریع به نوعی تعامل گزینشی باشد، به‌ویژه در بخش انرژی.

پرونده هسته‌ای

این تناقضات اکنون در وین در حال آشکار شدن است. پیش از نشست ۱۹ تا ۲۱ نوامبر شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سه کشور اروپایی پیش‌نویس قطعنامه‌ای را تهیه کرده‌اند که از ایران می‌خواهد غنی‌سازی و بازفرآوری را متوقف کند؛ بر اساس گزارش‌های مدیرکل رافائل گروسی درباره فعالیت‌های اعلام‌نشده.

جمهوری اسلامی این اقدام را غیرقانونی می‌داند و می‌گوید با انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ چنین مطالباتی بی‌معناست.

اروپا اما خود را در دو نقش گرفتار می‌بیند: از یک سو شریک آمریکا در اعمال تحریم و از سوی دیگر مدافع نظارت چندجانبه.

عاملی به نام روسیه

اسنپ‌بک محدودیت‌های برنامه موشکی ایران را بازمی‌گرداند، در حالی‌که توانایی‌های تهران در همکاری با روسیه رشد کرده است.

ایران از ۲۰۲۲ پهپاد و مهمات برای جنگ اوکراین تامین کرده و هم‌زمان همکاری‌ها در زمینه فناوری، دفاعی و هسته‌ای با مسکو را تعمیق بخشیده است. این همکاری‌ در قالب «توافق‌نامه راهبردی ۲۰ ساله» در ژانویه ۲۰۲۵ امضا و در مه ۲۰۲۵ تصویب شد.

امتیازدهی روسیه در برابر ایران در شورای امنیت، فشار اروپا از مسیرهای چندجانبه را پیچیده کرده است.

سایه جنگ

هرگونه رویارویی بزرگ میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، مستقیم یا از مسیر نیروهای نیابتی، پیامدهایی فوری برای امنیت، تامین انرژی و سیاست داخلی اروپا خواهد داشت.

اروپا ممکن است با افزایش ارسال تسلیحات به اسرائیل یا تحریم‌های گسترده‌تر علیه ایران واکنش نشان دهد. اما شکاف‌های داخلی، به‌ویژه بر سر رفتار اسرائیل در غزه، می‌تواند وحدت اروپا را تضعیف کند.

اتکا به آمریکا برای اطلاعات، بازدارندگی و دیپلماسی نیز همچنان به‌عنوان مانعی برای «خودمختاری استراتژیک» اروپا باقی می‌ماند.

جمع‌بندی

ماه‌های پیش رو تعیین خواهد کرد که آیا مسیر کاهش تنش هنوز امکان‌پذیر است یا نه. چگونگی تصمیم‌گیری آژانس در وین، رفتار هسته‌ای ایران، و روند همکاری ایران–روسیه شاخص‌هایی کلیدی خواهند بود.

اگر گشایش دیپلماتیک معناداری شکل نگیرد، مسیر محتمل‌تر تشدید خصومت و هم‌راستایی بیشتر اروپا با آمریکا در سیاست مهار ایران است. اینکه دیپلماسی بتواند در میان یک چشم‌انداز ژئوپولیتیک تکه‌تکه بر اجبار و فشار غلبه کند، همچنان مهم‌ترین سوال درباره آینده روابط جمهوری اسلامی و اروپاست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

جیسون رضائیان: استقبال از بن‌سلمان پیام خطرناکی به جهان می‌فرستد

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

جیسون رضائیان، روزنامه‌نگار واشینگتن‌پست، با انتقاد از موضع دولت آمریکا درباره قتل جمال خاشقجی، گفت سخنان اخیر دونالد ترامپ و استقبال او از محمد بن سلمان «پیامی هولناک» به جهان می‌فرستد.

رضائیان گفت آمریکا کشوری است که تاریخش بر آزادی بیان و حقوق بشر تاکید دارد و همیشه خود را متعهد به این اصول دانسته است. او افزود: «این کشور عمیقا به آزادی بیان باور دارد. تاریخ ما این را نشان می‌دهد و شما آن را در سراسر تاریخ آمریکا می‌بینید.»

او گفت شگفت‌انگیز است که رییس‌جمهوری ایالات متحده، که قدرتمندترین فرد جهان محسوب می‌شود، درباره قتل خاشقجی چنین موضعی بگیرد.

رضائیان با اشاره به سخنان ترامپ گفت: «وقتی رییس‌جمهور می‌گوید خاشقجی شاید یک آدم جنجالی بوده، شاید اتفاقی افتاده و شاید هم نه، عملا موضوع را مبهم می‌کند و از آن می‌گذرد.»

او تاکید کرد که فردی که «مسئول مستقیم» تصمیم‌گیری در روند قتل خاشقجی بوده، اکنون در کاخ سفید مورد استقبال قرار گرفته و این موضوع پیام بسیار خطرناکی به دیگر کشورها ارسال می‌کند.

شکریا برادوست: ترامپ با فروش تسلیحات به ریاض جایگاه عربستان را تقویت می‌کند

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و سیاست خارجی، به ایران‌اینترنشنال گفت موضع تازه عربستان سعودی درباره عادی‌سازی روابط با اسرائیل نشان می‌دهد که ریاض عملا چراغ سبز ورود به توافق ابراهیم را داده است؛ موضعی که به گفته او، تفاوت مهمی با سخنان و رفتار عربستان پیش از هفتم اکتبر دارد.

برادوست توضیح می‌دهد شرط اصلی عربستان برای عادی‌سازی، تشکیل دولت فلسطین یا دست‌کم تدوین برنامه‌ای مشخص برای تشکیل آن است. او تاکید کرد ریاض نگفته که این دولت باید فورا تشکیل شود، بلکه می‌خواهد نقشه راهی قابل اجرا وجود داشته باشد و سپس عادی‌سازی روابط انجام شود.

سمیعی: عربستان سعودی وابستگی به آمریکا را بازتعریف کرده و شرط‌ و شروط تازه گذاشته است

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

شایان سمیعی، تحلیلگر روابط بین‌الملل، به ایران‌اینترنشنال گفت عربستان سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان در حال بازتعریف رابطه سنتی خود با ایالات متحده است و تلاش می‌کند وابستگی یک‌جانبه گذشته به واشینگتن را تغییر دهد.

او توضیح داد که ریاض از نظر امنیتی و نظامی همچنان به آمریکا متکی است، اما در حوزه انرژی در پی همکاری‌های گسترده‌تر با چین و روسیه است تا بتواند مسیرهای متنوع‌تری برای برنامه‌ریزی‌های آینده خود ایجاد کند.

به گفته سمیعی، آمریکا نیز در تلاش است عربستان سعودی را از نزدیک شدن بیش از حد به چین و روسیه بازدارد؛ اما اکنون این ریاض است که شروط تازه‌ای را برای ادامه همکاری‌های راهبردی با واشینگتن تعیین می‌کند.

او گفت عربستان سعودی پیام روشنی به آمریکا داده است: «اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاری‌های من به سمت شما بیاید، باید شرایط موفقیت من در منطقه را بپذیرید.»

«تو که با مردم ایران در تماسی، واقعا وضعیت ایران چطور است؟»

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۰۴:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

«تو که با مردم ایران در تماسی، واقعاً وضعیت ایران چطور است؟» این پرسشی است که همه از من می‌پرسند؛ پرسشی که پاسخ آن نه در داده‌های رسمی، بلکه در صدای مردم است؛ صدایی که از فرسایش معیشت، تحلیل روان جامعه و تقلیل زیستن به بقا حکایت دارد. این متن بر پایه همین صداها نوشته شده است.

آن‌چه می‌خوانید حاصل تجربه‌ای شخصی است؛ تجربه شب‌هایی که پشت میکروفون «برنامه» می‌نشینم، خط‌ها یکی‌یکی باز می‌شوند و من می‌مانم و صدای مردمی که نه سخن‌ور سیاسی‌اند و نه تحلیل‌گر، بلکه شهروندانی عادی‌اند با زندگی‌هایی زخم‌خورده.

بسیاری از آن‌ها در پشت صحنه همان پرسش را تکرار می‌کنند: «تو که با مردم در تماسی، واقعاً وضعیت ایران چطور است؟» و فقط تماس‌گیرندگان نیستند؛ بسیاری از همکاران من نیز از پریشانی عمیقی سخن می‌گویند که زندگی روزمره را فرا گرفته است.

این متن تلاشی است برای پاسخ‌دادن به این پرسش؛ پاسخی مبتنی بر آن‌چه در آمار ثبت نمی‌شود اما در صدای مردم موج می‌زند.

یک ایران صدای شما را می‌شنود

هر شب، تماس‌ها یک حس مشترک دارند؛ «خسته‌ایم… واقعاً خسته‌ایم.» این خستگی نشانه ناتوانی نیست؛ نتیجه تهی‌شدن زندگی از معناست. مردم می‌گویند صبح با امید بیدار نمی‌شوند؛ با اضطراب بیدار می‌شوند. اضطرابی که ریشه در این پرسش‌ها دارد که امروز قیمت‌ها چقدر بالا رفته؟ امروز کدام کالا از سفره حذف شده؟ امروز کدام درد، جسمی یا روانی، باز خود را نشان می‌دهد؟ در روایت مردم، زندگی دیگر یک مسیر طبیعی نیست؛ به مبارزه‌ای روزانه برای بقا تبدیل شده است.

مردم همیشه از قیمت‌ها سخن می‌گویند، اما اصل ماجرا «قیمت» نیست؛ «تحقیر» است. ویدیوهایی که برای ایران‌اینترنشنال ارسال می‌شود، تصویری بی‌واسطه از این تحقیر است. مادری می‌گوید یک ماه است فرزندش شیر نخورده چون «شیر شده کالای لوکس». پدری می‌گوید: «گوشت برای ما خاطره شده.» جوانی می‌گوید: «ماست هم دیگر نمی‌خریم.» این‌ها فقط جملات توصیفی نیستند؛ نشانه فروپاشی یک استاندارد حداقلی زیست‌اند. در چنین شرایطی، «گرانی» واژه دقیقی نیست؛ تحقیر حداقل‌های زندگی است.

تماس‌ها معمولاً حول سه محور می‌چرخد: قیمت‌ها، حقوق‌ها و هزینه‌های زندگی. میان این سه، شکافی دیده می‌شود که هر روز عمیق‌تر می‌شود. قیمت‌ها پیوسته بالا می‌روند، حقوق‌ها سال‌هاست ثابت مانده‌اند و هزینه‌ها از توان مردم عبور کرده است. یک تماس‌گیرنده ساده اما دقیق می‌گوید: «این سه‌تا شده مثل سه خط موازی؛ هرچی جلوتر می‌ریم از هم دورتر می‌شن.»

آن‌چه از دل تماس‌ها بیرون می‌آید فقط بحران مالی نیست؛ بحران روانی نیز هست. مردم از بی‌خوابی، اضطراب، سردرد، افسردگی، ترس از آینده و «حس گیرکردن» می‌گویند. بسیاری توان مراجعه به پزشک ندارند و مصرف داروهای اعصاب و روان افزایش یافته است. جمله‌ای که یکی از مخاطبان گفت اینجا می‌نویسم و قطعاً همان‌طور که در ذهن من مانده در ذهن شما هم می‌ماند: «ما مریضیم، ولی پول نداریم بفهمیم مریضیم.» این فقط بحران سلامت روان نیست؛ بحران بی‌پناهی و دیده‌نشدن است.

در تماس‌ها، جامعه‌ای تصویر می‌شود که میان انتظار و کنش معلق مانده؛ برخی می‌گویند «مردم منفعل شده‌اند»، برخی دیگر می‌گویند «مشکل این است که همیشه منتظر یک منجی بودیم». هر دو روایت بخشی از واقعیت‌اند. جامعه‌ای که هم خسته است و هم امیدوار، هم ناراضی است و هم محتاط، هم خشمگین است و هم درگیر روزمره. این تعلیق، یکی از ریشه‌های بحران است.

در نهایت، آن‌چه بیش از همه شنیده می‌شود، «تحقیر» است؛ تحقیر زیست روزمره. وقتی خانواده‌ای توان خرید ابتدایی‌ترین مواد غذایی را ندارد، وقتی «ماست» و «شیر» از سبد مصرف حذف می‌شود و بقا جای زیستن را می‌گیرد، سقوط فقط اقتصادی نیست؛ انسانی است. این‌جاست که بحران، نام دقیق‌تری پیدا می‌کند: بحران کرامت انسانی.

در دل این تاریکی، روزنه‌ای روشن باقی مانده؛ میل به روایت‌کردن. مردمی که تماس می‌گیرند، روایت می‌کنند تا دیده شوند، تا شنیده شوند. همین میل، نشانه آن است که جامعه هنوز از درون فروپاشیده نیست.

جامعه‌ای که زیست عادی از آن گرفته شده، تا چه زمانی می‌تواند در این وضعیت بماند، بی‌آن‌که تغییری بنیادین در ساختار اقتصادی و سیاسی رخ دهد؟

تازه‌ترین قسمت «برنامه» با موضوع گرانی کالاهای اساسی و چالش‌های زندگی عادی در ایران پخش شد. از مخاطبان خواستیم مشاهدات خود را درباره افزایش قیمت ارزاق عمومی با ما در میان بگذارند؛ همان روایاتی که هر شب آینه زندگی میلیون‌ها ایرانی است.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه ساعت ۱۱ شب به‌وقت تهران از ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.

نامه پزشکیان به بن‌سلمان پیش از دیدارش با ترامپ؛ نشانه‌های یک میانجیگری تازه در خاورمیانه

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۰۲:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

سفر محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به واشینگتن و دیدار با با ترامپ، فراتر از یک دیدار دوجانبه، گمانه‌زنی‌ها پیرامون نقش تازه عربستان در معماری خاورمیانه را افزایش داده است، نقشی که می‌تواند ریاض را به میانجی اصلی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده بدل کند.

درست یک روز پیش از سفر بن سلمان به ایالات متحده، نامه‌‌ای از سوی مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی به عربستان ارسال شد. خبرگزاری دولتی این کشور از رسیدن نامه به دست بن‌سلمان خبر داد اما جزئیاتی از محتوای نامه فاش نکرد.

ولیعهد سعودی پس از سال‌ها انزوای ناشی از قتل جمال خاشقجی، در جایگاه رهبر بالفعل عربستان، با نقشی تثبیت‌شده در این کشور به واشینگتن بازگشته است.

در نگاه ناظران، بن‌سلمان یکی از چهره‌های اصلی در خاورمیانه است؛ بازیگری در منطقه که توانست روابط خود با آمریکا را ترمیم کند و حالا در پی ایفای نقشی فراتر از گذشته است.

گریگوری گاوس، کارشناس روابط خلیج فارس، در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز این نقطه عطف را چنین توصیف می‌کند: «پنج سال پیش کسی در واشینگتن حاضر نبود با او گفت‌وگو کند، اما حالا به‌عنوان شخصیتی جهانی بازمی‌گردد.»

این بازگشت، برای بن‌سلمان فرصتی است تا نشان دهد عربستان می‌تواند در میان بحران‌های متراکم منطقه، شریک غیرقابل‌جایگزین واشینگتن باشد.

  • ترامپ: جنگنده‌های اف-۳۵ ساخت آمریکا را به ریاض می‌فروشیم

    ترامپ: جنگنده‌های اف-۳۵ ساخت آمریکا را به ریاض می‌فروشیم

میانجی‌گری؛ سناریویی که از گمانه‌زنی فراتر رفته است

در ماه‌های گذشته رابطه میان تهران و ریاض از مسیر پر از تنش ۹ سال قبل فاصله گرفته و در مسیری آرام‌تر پیش رفته است.

بازگشایی سفارت‌های دو کشور، از سرگیری پرواز مستقیم میان مشهد و دمام، پیشنهاد تهران برای همکاری هسته‌ای منطقه‌ای و تشکیل کنسرسیومی متشکل از جمهوری اسلامی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، دیدار علی لاریجانی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی با وزیر دفاع عربستان دو هفته پیش از فعال شدن مکانیسم ماشه، و در تازه‌ترین مورد، نامه مسعود پزشکیان به ولیعهد عربستان سعودی، از چرخشی در روابط میان دو کشور حکایت دارد.

سی‌ان‌ان اواخر زمستان ۱۴۰۳ از آمادگی عربستان برای میانجیگری میان تهران و واشینگتن و تسهیل مذاکرات هسته‌ای میان دو کشور خبر داد.

هرچند سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، یک روز بعد از انتشار این گزارش، ادعای سی‌ان‌ان را «گمانه‌زنی رسانه‌ای» خواند، اما حکومت آن را به‌طور رسمی رد نکرد.

چند ماه بعد، در بهار ۱۴۰۴، ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی به‌واسطه پسر دیگرش که وزارت دفاع را در اختیار دارد، در پیامی به علی خامنه‌ای توصیه کرد پیشنهاد دونالد ترامپ برای مذاکره درباره توافق هسته‌ای را جدی بگیرد.

هرچند بسیاری از اختلاف‌ها میان تهران و ریاض، از جمله حمایت جمهوری اسلامی از حوثی‌ها در یمن یا دخالت‌هایش در عراق و لبنان به قوت خود باقی است و نمی‌توان این دو کشور را متحد استراتژیک قلمداد کرد، اما عربستان برای بر عهده گرفتن نقش تازه به عنوان میانجی دلایل کافی دارد.

  • فایننشال تایمز: عربستان سعودی پس از جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی، کنار  تهران می‌ماند

    فایننشال تایمز: عربستان سعودی پس از جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی، کنار تهران می‌ماند

اول اینکه از گریز هسته‌ای جمهوری اسلامی نگران است و می‌ترسد که پس از حملات گسترده اخیر در جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی بی‌اینکه چیز بیشتری برای از دست دادن داشته باشد، به سوی سلاح هسته‌ای حرکت کند.

دیگر اینکه، بن‌سلمان می‌خواهد هر روز بیش از روز قبل خود را به عنوان یک نیروی قابل اعتماد و اتکا در منطقه تثبیت کند و عربستان را در جایگاهی قرار دهد که تاکنون در اختیار عمان بود. نشانه‌های این میل را می‌توان در تلاش برای تسهیل گفت‌وگوها میان رهبر موقت سوریه، احمد الشرع با ترامپ، ایفای نقش حیاتی در مذاکرات آتش‌بس غزه و حالا در تسهیل احتمالی گفت‌وگوها میان ایالات متحده با جمهوری اسلامی مشاهده کرد.

افزون بر این‌ها، همراهی عربستان با ترامپ در تحقق رویای دیرینه‌اش، یعنی «برقراری صلح پایدار در خاورمیانه» یک اهرم استراتژیک نیرومند در اختیار ریاض قرار می‌دهد. این اهرم، در کنار شبکه گسترده پروژه‌های تجاری ترامپ و خانواده‌اش در عربستان، اشتراک منافع عمیق و پایدار میان ریاض و واشینگتن -دست‌کم در سه سال پیش‌رو- ایجاد می‌کند.

برای عربستان، کاهش تنش میان ایران و آمریکا نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی امنیتی است. هر جنگ یا تقابل مستقیم، قیمت انرژی، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و پروژه‌های کلیدی این کشور در جهت توسعه و کاهش اتکا به اقتصاد تک‌محصولی را تهدید می‌کند.

بن‌سلمان می‌داند که در صورت ایفای نقش میانجی موفق، ریاض به بازیگری تبدیل خواهد شد که نه فقط در جهان عرب، بلکه در سطح جهانی به‌عنوان قدرتی تنظیم‌گر شناخته می‌شود.

مجموعه این تحولات، از نامه مسعود پزشکیان تا بسته توافق‌های کلان اقتصادی و جاه‌طلبی‌های دیپلماتیک عربستان، نشان می‌دهد که ریاض بیش از هر زمان دیگر خود را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند بر یکی از پیچیده‌ترین مناقشه‌های منطقه در ۴۵ سال گذشته اثر بگذارد.