عراقچی: با وجود سابقه قطع روابط، هیچوقت عربستان سعودی را دشمن حساب نکردهایم
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با اشاره به اینکه اختلاف نظرهای تهران و ریاض «برخی اوقات منجر به قطع رابطه شده»، گفت جمهوری اسلامی هیچگاه عربستان سعودی را دشمن خود حساب نکرده است. این در حالی است که مقامان جمهوریاسلامی بارها خواهان نابودی حکومت «آل سعود» شدهاند.
عراقچی دوشنبه ۱۲ آبان تاکید کرد: «سوءتفاهم بین ما زیاد بوده و اساسا بعد از انقلاب اسلامی در ایران دوستان ما در منطقه مقداری دچار سوءتفاهمهایی شدند و شاید هم اشتباهاتی از جانب ما بوده که به این سوءتفاهمات دامن زده است.»
آنچه عراقچی سوءتفاهم میخواند در روابط دو کشور سابقهای طولانی دارد.
سال ۱۳۹۴ دو هزار و ۲۳۶ زائر در مراسم حج در عربستان سعودی کشته شدند. شهریور ۱۳۹۵، در سالگرد این واقعه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی راهپیمایی اعتراضی در بیش از ۸۵۰ شهر و روستای کشور با محوریت «محکومیت جنایات رژیم آل سعود و آل خلیفه» برگزار کرد.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، شهریور ۱۳۹۵ به مناسبت فرارسیدن زمان حج، در پیامی خطاب به مسلمانان سراسر جهان، «حکام سعودی» را «گمراهانی روسیاه» خواند.
او در پیام خود نوشت آنها «بقای خود بر اریکه قدرت ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و همپیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواسته آنان میدانند و در این راه از هیچ خیانتی رویگردان نیستند».
او همچنین در یک سخنرانی در جمع خانوادههای کشتهشدگان در مراسم حج سال ۹۴ در توصیف حاکمان عربستان سعودی گفت: «اینها انصافا لایق نیستند برای اداره حرمین شریفین، لایق نیستند برای خدمت حرمین شریفین؛ واقعیت قضیه این است. این باید در دنیای اسلام جا بیفتد. باید این فکر ترویج بشود.»
همزمان وبسایت خامنهای جدولی با عنوان «خیانتهای آل سعود» منتشر کرد و مواردی همچون «دشمنی آشکار با جمهوری اسلامی و تلاش در جهت متهم نشان دادن جمهوری اسلامی در محرومسازی حجاج ایرانی از حج» را برشمرد.
در ادامه با اشاره به آنچه ناامن کردن خانه امن الهی خواند، آمده است: «حکام سعودی مصداق کامل آیات ۲۰۵ و ۲۰۶ سوره بقره مبنی بر فساد در زمین و نابودی حرث و نسل و کشیده شدن به گناه بر اثر لجاجت و تعصب هستند.»
حمله به سفارت عربستان سعودی
پس از اعدام شیخ نمر باقر النمر، روحانی شیعه در عربستان سعودی در دی ماه ۱۳۹۴، گروهی از نیروهای موسوم به «آتش به اختیار» و وابسته به حکومت جمهوری اسلامی، شامگاه ۱۲ دی به مراکز دیپلماتیک ریاض در تهران و مشهد حمله کردند.
در پی این حمله، مناسبات میان جمهوری اسلامی و عربستان سعودی که پیش از آن هم چندان دوستانه نبود، تیرهتر و روابط دیپلماتیک میان تهران و ریاض برای هفت سال قطع شد.
خامنهای دو سال پس از این حمله، از سران سعودی با عنوان «احمقهایی» یاد کرد که مانند «گاو شیرده» در خدمت آمریکا هستند.
او گفت: «انتقام الهی گریبان سیاستگران سعودی را خواهد گرفت.»
سایر مقامات جمهوری اسلامی، هواداران و رسانههای نزدیک به حکومت نیز در این سالها بارها از عربستان سعودی و حاکمانش با عناوینی چون «فرزندان ابولهب»، «نیروهای تکفیری»، «سگهای دستآموز صهیونیستها» و ... نام بردهاند.
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی، اردیبهشت ۱۳۹۴ گفته بود «آلسعود» بهزودی به «آلسقوط» تبدیل میشود.
همان زمان، مداح بیت خامنهای در ملاقات گروهی که با نام «جمعی از معلمان» به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته بودند، با همراهی جمعیت، سرودی در تهدید آل سعود خواند.
نوروز سال ۱۳۸۸ نیز خامنهای در توصیف عربستان سعودی گفته بود: «کشوری در همه جای دنیا، به بدی دولت سعودی من سراغ ندارم؛ دولت سعودی، هم مستبد است، هم دیکتاتور است، هم ظالم است، هم وابسته است، هم فاسد است.»
او در این سخنرانی در واکنش به خبر همکاری آمریکا با عربستان سعودی برای ساخت نیروگاه هستهای گفت: «اگر هم بسازند، بنده شخصا ناراحت نمیشوم؛ چون میدانم که اینها انشاءالله در دوران نه چندان دوری، به دست مجاهدان اسلامی خواهد افتاد.»
پیش از خامنهای، روحالله خمینی، بنیانگذار و رهبر پیشین جمهوری اسلامی نیز به حکومت سعودی تاخته بود.
او ۲۹ تیر ۱۳۶۷ در سالگرد کشته شدن حجاج عمدتا ایرانی در طول مناسک حج گفته بود: «اگر از صدام بگذریم، اگر مساله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایتهای آمریکا بگذریم، از آل سعود نخواهیم گذشت.»
خمینی در ادامه با وعده «پیروزی بر آل سعود»، «وعده فتح مکه» را داده بود.
انجمن جامعهشناسی ایران با ابراز نگرانی نسبت به بازداشت و احضار پژوهشگران و جامعهشناسان، بر حفظ امنیت، آرامش و آزادی اندیشه تاکید کرد و خواستار آزادی پژوهشگران بازداشتی شد و اعلام کرد محققان باید بتوانند در فضایی امن و بهدور از اضطراب، به رسالت اجتماعی خود ادامه دهند.
در موج تازهای از بازداشتهای متعدد در ایران، منابع حقوق بشری از بازداشت شیرین کریمی، نویسنده و مترجم، مهسا اسداللهنژاد، جامعهشناس و پژوهشگر خبر دادند.
کریمی که پیشتر در منزل خود بهدست ماموران امنیتی بازداشت شده بود، به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران پس از تفتیش منزل او، کتابها و وسایل الکترونیکیاش را ضبط کردهاند. اسداللهنژاد، دانشآموخته دکتری جامعهشناسی سیاسی، صبح دوشنبه هنگامی که در منزل پدر و مادرش حضور داشت، بازداشت شد و ماموران پس از ضبط وسایل الکترونیکی، او را به مکانی نامشخص منتقل کردند.
علاوه بر این موارد، صبح دوشنبه وسایل الکترونیکی و کتابهای هیمن رحیمی، نویسنده و مترجم، به وسیله نهادهای امنیتی ضبط شد.
گلی کوهکن، زن بلوچ ۲۵ ساله و از قربانیان کودکهمسری و خشونت خانگی، حدود هفت سال پیش به اتهام قتل همسر خود بازداشت و به قصاص محکوم شد. او اکنون در زندان امیرآباد گرگان در خطر اجرای حکم اعدام است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در دوشنبه ۱۲ آبان، خانواده مقتول در اوایل مردادماه برای گذشت از اعدام (قصاص نفس) شرط دریافت دیه به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان و خروج همیشگی این زن از شهر گرگان و ممنوعیت بازگشت به این شهر را مطرح کرد.
اطلاعات رسیده حاکی است که با گذشت بیش از سه ماه از تعیین این شرط، هنوز این مبلغ جمعآوری نشده و به نزدیکان این زن بلوچ گفته شده تنها تا آذرماه سال جاری برای پرداخت مبلغ دیه فرصت دارند.
کوهکن، متولد فروردین ۱۳۷۹ در استان گلستان است و خرداد ۱۳۹۷ و در حالیکه ۱۸ سال داشت، به اتهام مشارکت در قتل همسرش بازداشت و پس از محاکمه، به اعدام محکوم شد.
این زن، پیش از وقوع قتل و در ۱۲ سالگی قربانی ازدواج اجباری با پسرخالهاش شد و بنا بر روایت نزدیکانش، در طول زندگی مشترک خود بارها مورد خشونت شدید جسمی و روانی قرار داشت که در جریان یکی از این درگیریها، همسرش کشته شد.
بهگفته نزدیکان کوهکن، عامل اصلی قتل پسرعمه او بوده اما این زن در اعترافات خود مسئولیت کامل حادثه را بر عهده گرفت و این اقدام به صدور حکم اعدام برای هر دو متهم منجر شد.
افراد زیر ۱۸ سال در عرف جهانی «کودک» شمرده شده و ازدواج آنها به دلیل تبعات جبرانناپذیرش ممنوع است.
پدیدههایی چون کودکهمسری همچنان در شماری از استانهای ایران با فراوانی بالا رخ میدهند. با این حال، جمهوری اسلامی آمار دقیقی از قربانیان کودک-همسری منتشر نمیکند.
روزنامه هممیهن، مهرماه ۱۴۰۲ با استناد به گزارش مرکز آمار ایران نوشت در سال ۱۴۰۱ حدود ۲۵ هزار و ۹۰۰ دختربچه ازدواج کردند و هزار و ۳۹۲ نوزاد از مادران زیر ۱۵ سال به دنیا آمدند.
در حالی که آمارها از تعداد بالای کودکهمسری در ایران حکایت دارد، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بارها بر اجرای سیاستهای افزایش جمعیت، فرزندآوری و ازدواج در سن پایین تاکید کرده است.
امکان بازنگری قضایی در پرونده
کارشناسان میگویند از منظر حقوقی، پرونده کوهکن میتواند همچنان از مسیرهای قانونی مورد بازنگری قرار گیرد.
معین خزائلی، حقوقدان، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به فرایندهای قانونی موجود برای بازنگری در احکام اعدام گفت در قوانین ایران، «در ظاهر» مسیرهای متعددی از جمله فرجامخواهی، اعاده دادرسی و اعمال ماده ۴۷۷ از سوی رییس قوه قضاییه برای بررسی مجدد احکام وجود دارد.
او توضیح داد: «حتی اگر فرجامخواهی و اعاده دادرسی قبلا رد شده باشد، رییس قوه قضاییه میتواند با استفاده از اختیارات خود، پرونده را برای بررسی دوباره به شعبهای دیگر ارجاع دهد. دستکم روی کاغذ چنین امکانی وجود دارد.»
با این حال، خزائلی تاکید کرد که در عمل، نظام قضایی جمهوری اسلامی به شرایط ویژه پروندههایی چون کوهکن ـ که قربانی کودکهمسری بوده و هنگام وقوع جرم ۱۸ سال داشته ـ توجهی نمیکند.
او گفت: «در بسیاری از موارد، نه تنها این وضعیت بهعنوان عامل تخفیف در نظر گرفته نمیشود، بلکه قضات گاه سختگیرانهتر هم برخورد میکنند؛ بهویژه وقتی مقتول همسر فرد متهم است.»
این حقوقدان در پایان ابراز امیدواری کرد که رییس قوه قضاییه با در نظر گرفتن شرایط پرونده، از اختیارات خود برای اعاده دادرسی و توقف اجرای حکم اعدام این فرد که کودکهمسر بوده است، استفاده کند.
تبعیض ساختاری در پرونده گلی کوهکن
در حالیکه کارشناسان حقوقی بر امکان بازنگری قضایی در پرونده کوهکن تاکید دارند، فعالان حقوق بشر این پرونده را نمادی از «تبعیض نهادینهشده علیه زنان و اقلیتها در ایران» میدانند.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، پرونده کوهکن را «بازتابی از تبعیض و خشونت ساختاری» دانست که بسیاری از زنان محکوم به اعدام در ایران تجربه میکنند.
او گفت: «زنانی چون گلی، قربانی فقر، کودکهمسری، خشونت خانگی و طردشدگی از سوی خانواده و جامعه هستند. در مورد او، زن بودن، بلوچ بودن و نداشتن شناسنامه، همگی او را در ضعیفترین موقعیت اجتماعی ممکن قرار داده است.»
مدیر سازمان حقوق بشر ایران افزود: «سیستم قضایی جمهوری اسلامی بر پایه تبعیض بنا شده؛ قضات همگی مرد و شیعه دوازدهامامیاند و بر اساس وفاداری سیاسی به نظام منصوب میشوند، نه بر پایه شایستگی و استقلال قضایی. در نظامی که خشونت علیه زنان نهادینه شده و زنان در قانون شهروند درجه دو به شمار میروند و در بسیاری از حقوق اساسی مثل حق طلاق با مردان برابر نیستند، نتیجهای جز بیعدالتی و صدور احکام مرگ برای زنان آسیبپذیری مانند گلی کوهکن قابلانتظار نیست.»
فراخوان برای اقدام بینالمللی
امیریمقدم با اشاره به افزایش اعدام زنان در دو سال گذشته در ایران تاکید کرد جامعه جهانی باید «توجه بسیار بیشتری» به مسئله اعدام در ایران نشان دهد؛ توجهی که به گفته او باید «فراتر از صدور قطعنامههای سازمان ملل» باشد: «دولتهایی که مدعی پایبندی به اصول حقوق بشر هستند، باید موضوع اعدام را در صدر هر گفتوگو با جمهوری اسلامی قرار دهند. اما متاسفانه در ماههای گذشته چنین نبوده و جمهوری اسلامی توانسته بدون نگرانی از هزینه سیاسی، به اجرای اعدامها ادامه دهد.»
او در ادامه گفت: «تنها راه کند کردن ماشین اعدام، افزایش هزینه سیاسی آن برای حکومت است. مردم ایران و بهویژه ایرانیان خارج از کشور، میتوانند با آگاهسازی جامعهای که در آن زندگی میکنند نسبت به اعدامها، بهویژه اعدام زنان در ایران، نقش مهمی در افزایش حساسیت افکار عمومی و فشار بر دولتها ایفا کنند»
گاردین: خانواده مقتول خواهان پرداخت ۸۰ هزار پوند دیه شدند
روزنامه گاردین، دوشنبه ۱۲ آبان در گزارشی نوشت کوهکن در ۱۲ سالگی ازدواج کرد و در ۱۳ سالگی پسری به دنیا آورد و در ۱۸ سالگی، به اتهام مشارکت در قتل همسرش بازداشت و به اعدام محکوم شد.
گاردین نوشت: «در روز قتل، وقتی گلی دید همسرش فرزند پنج سالهشان را کتک میزند، از پسرعمه خود کمک خواست. پس از حضور او، درگیری شدیدی رخ داد که به مرگ همسر انجامید. کوهکن با اورژانس تماس گرفت، ماجرا را به مقامات اطلاع داد و هر دو نفر بازداشت شدند.»
به نوشته گاردین، او که بیسواد است، در بازجویی بدون حضور وکیل و تحت فشار اعترافنامهای را امضا کرده است.
بعدها دادگاه برای کوهکن وکیل تسخیری تعیین کرد. با وجود این، قاضیان حکم «اعدام از طریق دار» را برایش صادر کردند.
زیبا بختیاری، فعال حقوق زنان بلوچ، به این روزنامه بریتانیایی گفت: «کوهکن تنها یک پرونده نیست؛ زنان بلوچ و بهطور کلی زنان در ایران هدف مستقیم ساختار تبعیضآمیز هستند. کسی صدای آنها را نمیشنود، نه حمایتی دارند و نه حقی برای انتخاب. بسیاری از دختران بهدلیل فقر از تحصیل بازمیمانند و در کودکی به ازدواج درمیآیند.»
گاردین در پایان هشدار داد که کوهکن در صورت پرداخت نکردن مبلغ ۱۰ میلیارد تومان (حدود ۸۰ هزار پوند) تا آذرماه، با خطر اجرای حکم اعدام روبهروست.
این زن جوان بلوچ فاقد شناسنامه، از زمان بازداشت تاکنون بدون هرگونه ملاقات در زندان گرگان بهسر میبرد و فرزندش نیز در اختیار خانواده همسر مقتول قرار گرفته و از دیدار با او محروم مانده است.
کمپین فعالین بلوچ که اخبار استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، مردادماه سال جاری در خصوص کوهکن نوشت که او در طول سالهای حبس، توانسته با آموختن سواد، قالیبافی، چرمدوزی و معرّق، مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
پیش از این، سایت حقوق بشری هرانا به مناسبت ۱۸ مهر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، گزارش داد که در یک سال گذشته دستکم هزار و ۵۳۷ نفر از جمله ۴۹ تن در ایران اعدام شدهاند.
در میان اعدامشدگان سالهای گذشته، زنان بسیاری قربانی ساختار خشونت و نابرابری بودهاند. از جمله سمیرا سبزیانفرد و زینب سکانوند که در ۱۵ سالگی به اجبار ازدواج کردند و پس از سالها آزار و خشونت، به اتهام قتل همسران خود بازداشت و اعدام شدند.
پرونده کوهکن اکنون ادامه همان روایت تلخ است؛ یادآور زنانی که پیش از آنکه مجرم باشند، قربانیاند.
هیات مدیره انجمن جامعهشناسی ایران نسبت به احضار و بازداشت شماری از جامعهشناسان و پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی ابراز نگرانی کرد. در پی بازداشتهای گسترده دوشنبه ۱۲ آبان در ایران، تعداد فعالان فرهنگی و دانشگاهی بازداشتشده در طی ۲۴ ساعت، به پنج نفر رسید.
هیات مدیره انجمن جامعهشناسی ایران در بیانیهای اعلام کرد در شرایطی که جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و تهدیدهای بیرونی مواجه است، انتشار اخبار بازداشت فعالان فرهنگی باعث نگرانی عمیق جامعه علمی کشور شده است.
انجمن جامعهشناسی ایران بر لزوم حفظ امنیت، آرامش و آزادی اندیشه و بیان برای اعضای جامعه علمی کشور تاکید کرد و از مسئولان خواست با درایت و تدبیر، شرایطی را فراهم کنند که ضمن آزادی سریع این پژوهشگران و محققان، اهالی علم بتوانند در فضایی امن و بدون اضطراب، به رسالت علمی و اجتماعی خود در خدمت به کشور ادامه دهند.
در موج تازهای از بازداشتهای متعدد در ایران، منابع حقوق بشری از بازداشت شیرین کریمی، نویسنده و مترجم، مهسا اسداللهنژاد، جامعهشناس و پژوهشگر خبر دادند.
کریمی که پیشتر در منزل خود بهدست ماموران امنیتی بازداشت شده بود، به مکانی نامعلوم منتقل شد.
ماموران پس از تفتیش منزل او، کتابها و وسایل الکترونیکیاش را ضبط کردهاند.
اسداللهنژاد، دانشآموخته دکتری جامعهشناسی سیاسی، صبح دوشنبه هنگامی که در منزل پدر و مادرش حضور داشت، بازداشت شد.
ماموران پس از ضبط وسایل الکترونیکی، او را به مکانی نامشخص منتقل کردند.
هنوز هیچ تماسی از سوی اسداللهنژاد با خانوادهاش برقرار نشده و وضعیت او مشخص نیست.
علاوه بر این موارد، صبح دوشنبه وسایل الکترونیکی و کتابهای هیمن رحیمی، نویسنده و مترجم، به وسیله نهادهای امنیتی ضبط شد.
او باید فردا (سهشنبه ۱۳ آبان)، برای بازجویی به «محل مشخص شده» مراجعه کند.
ماموران امنیتی شامگاه یکشنبه به منازل پرویز صداقت و محمد مالجو، دو اقتصاددان منتقد سیاستهای جمهوری اسلامی، یورش بردند.
آنها پس از توقیف وسایل شخصی و الکترونیکی این افراد صداقت را بازداشت کردند. مالجو نیز احضار شده بود و هنوز از سرنوشت او اطلاعات دقیقی در دست نیست.
ناشران و فعالان فرهنگی در زندان
پیشتر و در ۲۹ مرداد، حسن توزندهجانی، شاعر و فعال فرهنگی، احسان رستمی، ناشر، مترجم و کتابفروش، مرجان اردشیرزاده، مترجم و رامین رستمی و نیما مهدیزادگان، هر دو فعال در حوزه نشر، در تهران به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
کمپین حقوق بشر ایران ۲۲ مهر با اشاره به گذشت حدود ۶۰ روز از «بازداشت خودسرانه» این پنج نویسنده و فعال فرهنگی در تهران نوشت: «نگرانیها در مورد ادامه بازداشت آنها، بدون دسترسی به خانواده یا وکیل قانونیشان رو به افزایش است.»
با ادامه بازداشت این افراد، کانال خبری امتداد ۱۵ مهر با اشاره به گذشت ۱۱ روز از اعتصاب غذای احسان و رامین رستمی در بند ۲۰۹ زندان اوین نوشت که خانواده این دو فعال فرهنگی زندانی نگران سلامتی آنها هستند.
امتداد اشاره کرد که خبری در مورد شرکت یا عدم شرکت سه بازداشتی دیگر در اعتصاب غذا منتشر نشده است.
در همین حال، یک صفحه اینستاگرامی که اخبار مربوط به احسان و رامین رستمی را بازتاب میدهد، دوشنبه ۲۱ مهر با اشاره به تماس تلفنی احسان رستمی با خانوادهاش، از قول این خانواده نوشت: «صدای احسان را شنیدیم. میخواست از ما پنهان کند اما ضعف تن در صدایش هویدا بود.»
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات امیرحسین موسوی، فعال شبکههای اجتماعی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین و هشت متهم دیگر همپروندهای با او، در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.
رضا شفاخواه، وکیل موسوی، دوشنبه ۱۲ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت جلسه اول رسیدگی به اتهامات موکلش و هشت متهم دیگر در پرونده او، موسوم به «صد محله»، ۱۱ آبان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد.
این وکیل دادگستری بدون اشاره به هویت دیگر متهمان این پرونده، خبر داد: «منتظر ابلاغ وقت جلسه رسیدگی بعدی برای اخذ آخرین دفاع و اتخاذ تصمیم هستیم.»
شفاخواه پیشتر و در ششم آبان، این پرونده را «یکی از نمونههای آشکار نقض اصول دادرسی عادلانه» خواند و افزود مجموعهای از «اتهامات سنگین و بیپایه» علیه موکلش مطرح شده که همگی به چند پست از حساب کاربری او در شبکه اجتماعی ایکس بازمیگردد.
به گفته این وکیل، ضابطان امنیتی برای یک رفتار واحد، ۹ عنوان اتهامی مجزا از جمله «اقدام علیه امنیت داخلی»، «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقدسات»، «مراوده با افراد وابسته به اسرائیل» و «تامین مالی تروریسم» را به موسوی نسبت دادهاند. موضوعی که به گفته شفاخواه، «نقض اصل منع تجدید مجازات و تعدد غیرقانونی عناوین» است.
او تاکید کرد پرونده موکلش بیش از آنکه یک پرونده قضایی باشد، «نشاندهنده نحوه برخورد ساختار امنیتی با آزادی بیان در ایران» است: «در کشوری که نوشتن میتواند به اندازه جاسوسی خطرناک تلقی شود.»
موسوی، کاربر شناختهشده شبکه اجتماعی ایکس با نام «جیمز بیدین»، ۲۸ آذر ۱۴۰۳ هنگام سفر به کیش در فرودگاه مهرآباد همراه همسرش بازداشت شد.
گروه حقوقی دادبان گزارش داد که بازداشت او نتیجه پروژهای مشترک میان سازمان اطلاعات سپاه و فراجا بوده و موسوی پیش از بازداشت، شش ماه تحت نظر نیروهای امنیتی قرار داشته است.
چند هفته پیش از برگزاری دادگاه، صداوسیمای جمهوری اسلامی ویدیویی از «اعترافات اجباری» موسوی پخش کرد که در آن او به «همکاری اطلاعاتی با اسرائیل» متهم شده بود.
موسوی در نامهای از زندان اوین، تمامی اتهامات را «ساختگی و تحمیلی» خواند و نوشت: «تقریبا تمامی جملات در آن مصاحبه حاصل القای بازجو بود و همانها هم با تقطیع و تحریف از تلویزیون پخش شد.»
این اقدام با واکنش گسترده نهادهای حقوق بشری روبهرو شد و وکیل او پخش این اعترافات را «نقض فاحش حقوق متهم» دانست و گفت هدف از انتشار آن «تاثیرگذاری بر ذهن قاضی و جهتدهی سیاسی به دادگاه» است.
نرگس محمدی و شیرین عبادی، دو برنده نوبل صلح، در پیامهایی جداگانه، این اقدام را نشانهای از «استیصال و فریبکاری نظام امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی» دانستند.
با ادامه ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مطالبات اقشار مختلف، بازنشستگان مخابرات در شهرهای مختلف کشور، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی در کرمانشاه، کارگران کشتارگاه ماکیان الوان در ری و گروهی از کارکنان نفت فلات قاره در لاوان، در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستههای خود تجمع کردند.
بازنشستگان شرکت مخابرات ایران، دوشنبه ۱۲ آبان، در شهرهایی از جمله سنندج، شیراز، تبریز، ارومیه، اصفهان، زنجان، کرمانشاه، تهران و همدان، تجمع و راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند.
حاضران در این تجمعات با سردادن شعارهایی از جمله «مخابرات رو بردند/ به دست گرگ سپردند»، «شرکت شده چندپاره/ بخور بخور در کاره» و «حقوق ما رو خوردند/ دیجی کالا خریدند»، به سیاستهای «ستاد اجرایی فرمان امام» و «بنیاد تعاون سپاه پاسداران» که سهامداران عمده شرکت مخابرات هستند، اعتراض کردند.
گروهی از بازنشستگان نیز در تجمعات خود شعارهای «اینهمه بیعدالتی/ هرگز ندیده ملتی»، «شرکت پردرآمد/ درآمدت کجا رفت؟» و «حسین حسین شعارشان/ غارت و دزدی کارشان»، سردادند.
کارکنان و بازنشستگان مخابرات در سالهای اخیر بارها در اعتراض به تاخیر در پرداخت مطالبات و کمکهزینههای رفاهی و مشکلات بیمه و خدمات درمانی، با خواست بازنگری در همسانسازی، در نقاط مختلف ایران تجمع کرده و خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدهاند.
آنها در سالهای گذشته بیش از ۱۰۰ تجمع در اعتراض به وضعیت خود، بهصورت سراسری در استانهای مختلف برگزار کردهاند.
تجمع پرستاران کرمانشاه در اعتراض به بیعدالتی
گروهی از پرستاران کرمانشاه دوشنبه ۱۲ آبان در مقابل ساختمان دانشگاه علوم پزشکی این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.
پرستاران حاضر در این تجمع با انتقاد از پرداخت نشدن کارانه و اضافهکار بیش از یک سال گذشته خود، نسبت به بیتوجهی مسئولان به مطالباتشان اعتراض کردند.
خبرگزاری ایلنا به نقل از پرستاران معترض نوشت: «به بیعدالتی، تبعیض و عدم توجه به مطالبات یک ساله خود معترضیم و از رییس دانشگاه علوم پزشکی درخواست داریم پاسخ ما را بدهد.»
این پرستاران، پنجم آبان همزمان با روز پرستار نیز تجمع اعتراضی ترتیب داده بودند.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران همان روز نوشت معترضان تاکید کردند رییس دانشگاه «بهدلیل مشغلههای شخصی و مدیریت ناکارآمد»، حتی به جمع پرستاران نیامد و بیتفاوتی خود را به وضوح نشان داد.
پرستاران و اعضای کادر درمان در ایران طی سالهای گذشته بارها در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستهها و مطالباتشان، تجمع، تحصن و اعتصاب کردهاند.
تجمع کارکنان شرکت نفت فلات قاره
وبسایت حقوق بشری هرانا خبر داد گروهی از کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه لاوان، دوشنبه ۱۲ آبان، تجمع اعتراضی کردند.
معترضان خواستار اصلاح حقوق کارکنان حداقلبگیر، بازگرداندن کامل فوقالعادههای مناطق جنوبی از جمله فوقالعاده سختی شرایط اقلیمی و دوری از خانواده، حذف سقف سنوات بازنشستگی، استرداد مالیاتهای مازاد کسر شده و پرداخت معوقات مربوطه شدند.
این کارگران پنجم آبان نیز در اقدامی مشابه در اعتراض به تضییع حقوق صنفی خود دست به تجمع اعتراضی زدند.
آنها همچنین بر استقلال صندوق بازنشستگی صنعت نفت و لغو «تفکیک ناعادلانه مشاغل عملیاتی به تخصصی و پشتیبانی» تاکید کردند.
اعتراض کارگران کشتارگاه ماکیان الوان
خبرگزاری ایلنا دوشنبه ۱۲ آبان به نقل از منابع کارگری گزارش داد کارگران مجتمع صنایع غذایی «تهران ماکیان الوان» در اعتراض به سه ماه حقوق معوقه، دست از کار کشیدند.
کارگران معترض این مجموعه میگویند مطالبات مزدی ایشان در سه ماه گذشته تسویه نشده است.
ایلنا در گزارش خود نوشت تلاشهای خبرنگارش برای گفتوگو با مدیریت و کارفرمایان این مجموعه و دریافت توضیح درباره علت تاخیر در پرداخت حقوق کارگران، بینتیجه مانده است.
این کشتارگاه که در جاده خاوران، قاسمآباد تهرانچی، واقع شده، یکی از کشتارگاههای شهرستان ری است و بیش از ۲۰۰ کارگر در آن مشغول به کار هستند که حدود ۴۰ نفر از آنان از کارگران مهاجر ایرانی هستند که از استانهایی مانند سیستان و بلوچستان برای کار آمدهاند.
وضعیت معیشتی بازنشستگان، مستمریبگیران، پرستاران و کارگران، سبب شده که تعداد تجمعات اعتراضی در سالهای اخیر به شدت افزایش پیدا کند.
بر اساس گزارش سالانه هرانا، تنها در سال ۱۴۰۳ دستکم سههزار و ۷۰۲ تجمع اعتراضی و اعتصاب در حوزههای مختلف از جمله کارگری، صنفی، دانشجویی، محیط زیست و اندیشه و بیان در ایران ثبت شده است.
این موضوع نشان میدهد با وجود وعدههای مسئولان جمهوری اسلامی، بهویژه مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، وضعیت معیشتی ایرانیان روز به روز وخیمتر میشود.