دونالد ترامپ: در سازمان ملل سه اقدام خرابکارانه علیه من رخ داد
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در پیامی بلندمدت از آنچه «سه اقدام خرابکارانه» در مجمع عمومی سازمان ملل خواند، خبر داد و خواستار تحقیق فوری شد.
ترامپ در پیام خود نوشت که نخست «پلهبرقی منتهی به تالار سخنرانی ناگهان و بهطور کامل متوقف شد» و در صورت عدم گرفتن دستگیره احتمال داشت او و ملانیا روی پلهها بیفتند.
او گفت: «این قطعا خرابکاری بود» و خواست افراد مسئول بازداشت شوند.
ترامپ افزود که هنگام سخنرانی «متن روی تلپرومپتر کار نکرد؛ کاملا خاموش بود» و او مجبور شد بدون تلپرومپتر سخنرانی کند که «حدود پانزده دقیقه بعد» تلپرومپتر روشن شد.
او همچنین اظهار داشت که پس از سخنرانی «صدا در تالار قطع بود و رهبران جهان مگر از طریق هدفون مترجمان چیزی نمیشنیدند.»
ترامپ گفت اولین کسی که بعد از سخنرانی دید، ملانیا بود و او پرسید «چطور بودم؟» و ملانیا پاسخ داد «هیچکلمهای نشنیدم.»
دونالد ترامپ در پایان از دبیرکل سازمان ملل خواست تا تحقیق فوری آغاز شود، خواهان نگهداری تصاویر ضبطشده از پلهبرقی و دخالت سرویس مخفی شد و تاکید کرد این موارد «تصادفی» نبوده و باید پیگرد شود.
در شبکههای اجتماعی فارسی یک صحنه آشنا مدام تکرار میشود: بهجای همدلی با کسی که ضربه خورده یا فکرکردن به راهحلهای جمعی، به طعنه پناه میبریم و از لغزش یا بدبیاری دیگران، آرامشی لحظهای میگیریم.
بعضیها شکستِ یک چهره معروف را «فرونشاندن تب عدالت» میبینند؛ انگار جهان موقتاً منصف شده است. این رفتار نه صرفاً شوخی و تکهپرانی، که محصول فشارهای ممتد، امیدهای به تعویقافتاده و سازوکارهایی است که پلتفرمها به آن پاداش میدهند.
برای فهم ماجرا دو مفهوم کلیدی به کار میآید. اول «دگرغمشادی»؛ یعنی لذت کوتاه از دیدن ناکامی دیگران. وقتی مسیرهای پیشرفت بسته و ناکامی طولانی میشود، روان دنبال مُسکن فوری میگردد. شکست «دیگری موفق» تهدید به عزتنفس را موقتاً خنثی میکند و این حس را میدهد که «تراز دنیا برابر شد».
دوم «محرومیت نسبی»؛ یعنی رنجی که از مقایسه میآید، نه لزوماً از فقر مطلق. وقتی آدمها احساس میکنند چیزی که «حق طبیعی»شان بوده از آنها دریغ شده است. حتی اگر وضع مادیشان تغییری نکرده باشد، احساس بیعدالتی شدت میگیرد. در اقتصاد ناپایدار و آینده مبهم، این رنج مقایسهای بیشتر میشود: یکجا تسکین موقتی «او بدتر است»، جایی دیگر خشم «چرا او توانست و ما نه؟».
نمونه نزدیک: کیمیا علیزاده و میدانِ قضاوت عمومی هر بار که مسیر حرفهای یا تصمیم مهاجرت یک چهره شناختهشده به خبر تبدیل میشود، شبکهها به میدان داوری جمعی بدل میشوند. درباره کیمیا علیزاده، همان تکواندوکاری که با مدال برنز «ریو» نامش در تاریخ ورزش ثبت شد، موجهای پیدرپی واکنشها را دیدهایم: او از محدودیتها گفت، از ایران جدا شد، یک دوره زیر پرچم تیم پناهندگان جنگید و بعد تابعیتی دیگر گرفت. هر پیچِ این مسیر، سیلی از طعنه، دلسردی یا تشفی را به راه انداخت: تحقیر مقصد، رابطه او با همسرش، برجستهکردن لغزشهای ورزشی، و شادی از هر نشانه ناکامی. زیر این واکنشها همان منطق آشنا کار میکرد: برای بسیاری «رفتن» رؤیایی دور از دسترس است؛ پس شکست «دیگری رفته» مثل یک مُسکن عمل میکند و فشارِ مقایسه را موقتاً پایین میآورد. همین الگو در مورد برخی دیگر از بازیگران سرشناس سینما و ورزشکاران ملی تکرار شد. کسانی که همه با نامهای آنها اشنا هستیم.
شبکههای اجتماعی این چرخه را تشدید میکنند. الگوریتمها هیجان منفی را بالا میکشند؛ محتوای خشمآلود بیشتر دیده میشود، طعنه هنجار میشود و مرزهای همدلی عقب مینشیند. وقتی پاداش روانی فوری با پاداش الگوریتمی همجهت میشود، ترکدادن عادت سختتر میشود. در نتیجه، زبانِ روزمره ما بهتدریج تغییر میکند: جملات کوتاه، قضاوتهای تند، و تمایل به «افشا» بهجای «فهم».
در سوی دیگر، مقایسههای فرامرزی هم برای تسکین بهکار میآید و هم برای سوزاندن. گاهی شبکهها پر میشود از «ما تنها نیستیم، آنجا هم اوضاع خراب است»؛ این نسخه سبکدرد است. امّا همان مقایسهها وقتی به پرونده مهاجرت یا موفقیت همسایهها میرسد، کارکرد معکوس پیدا میکند: «چرا آنها راه پیدا کردند و ما نه؟» و همانجا آتش خشم و طعنه بلند میشود. این نوسان دائمی بین «حسرت» و «نفرت»، سوخت عاطفی بسیاری از واکنشهای آنی ماست.
این چرخه هزینه اجتماعی دارد: فرسایش اعتماد. وقتی قاعده بازی به «مجموع صفر» نزدیک میشود، یعنی برد دیگری، باخت من تلقی میشود، همکاری فرو میریزد. سرمایه اجتماعی ساییده میشود و جامعه بهجای سازماندهی برای بهبود، انرژیاش را صرف داوریهای لحظهای میکند. نتیجه، تابآوری کمتر در بحرانها و کوچکشدن تخیل جمعی است: ما بهجای تصورِ راهحلهای نهادی، مدام همان مناسکِ تسکین را تکرار میکنیم.
در چنین وضعی، موعظه اخلاقی بهتنهایی کار زیادی پیش نمیبرد. کسی که دسترسی منصفانه به فرصت ندارد، با شنیدنِ «مهربان باش» حالش بهتر نمیشود. نسخه مؤثر باید هم «مسیر پیشرفت منصفانه» را واقعیتر کند، هم چرخه پاداش به هیجان منفی را بشکند. به زبان ساده، اگر در ایران «امکان» دوباره معنای داخلی پیدا نکند، زبان طعنه و تشفی هم کم نمیشود.
چه میشود کرد؟ راههای عملی برای ترمیم اول، قواعد رقابت باید شفاف، قابل پیشبینی و عادلانه باشد؛ از مدرسه و دانشگاه تا استخدام و ارتقای شغلی و میادین ورزشی. احساس «نتیجه از قبل معلوم است» همان جایی است که دگرغمشادی ریشه میگیرد. دوم، شبکههای همکاری محلی باید تقویت شوند؛ کنشهای جمعی کوچک که به زندگی روزمره نتیجه میدهند، تجربه «برد مشترک» میسازند و جای تشفی از شکستِ دیگری را میگیرند. سوم، پلتفرمها (و البته کاربران) باید در برابر طعمههای الگوریتمی مقاومت کنند: کندکردن چرخه خشم با تأخیر در بازنشر، دیدنِ منبع، و پرهیز از انگزنی. چهارم، سواد رسانهایِ کاربردی لازم است؛ نه بهعنوان درس اخلاق، بلکه بهعنوان تکنیک زندگی دیجیتال: تشخیص «هیجانِ قابلسوءاستفاده»، و تمرین خاموشکردن اعلانهایی که ما را به سمت داوریِ سریع میکشد.
نکته آخر اینکه نقد دگرغمشادی بهمعنای «طبعاً بدطینت بودن» مردم نیست. بیشتر ما وقتی در مضیقهای طولانی گیر میکنیم، به مُسکنها آویزان میشویم. اما همانقدر که مضیقه «فردی» تجربه میشود، «نهادی» هم ساخته میشود. اگر راههای رسمی پیشرفت و اعتراض بسته باشد، پلتفرمها به میدانِ تخلیه بدل میشوند و زبان، خشنتر میشود. راه برونرفت از این چرخه هم از اخلاق فردی میگذرد و هم در اخلاق جمعی و نهادهای قابلاعتماد تثبیت میشود: جایی که همکاری سود دارد، اعتماد میروید و «امکان» دوباره در داخل معنا پیدا میکند.
در پایان، اگر میخواهیم فضای عمومیمان از «تسکینِ تلخ» فاصله بگیرد، باید به دو سطح همزمان فکر کنیم: سطح «عادت» (آنچه هر روز مینویسیم و بازنشر میکنیم) و سطح «ساختار» (قواعد عادلانهای که امید را معنادار میکند). بدون دومی، اولی دوام ندارد؛ و بدون اولی، دومی مطالبه نمیشود. شاید اولین قدمِ عملی، ساده باشد: هر بار که وسوسه میشویم از لغزشِ دیگری خوشحال شویم، از خودمان بپرسیم: «این تشفی چه چیزی را در من تسکین میدهد که در ساختارها ناتمام مانده است؟» پاسخِ صادقانه به همین سؤال، گاهی آغازِ تغییر است.
مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، با اشاره به «گفتوگوی صریح و مفصل» خود با امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «بر سر حل موضوع زندانیان دو طرف نیز توافق کردیم.»
او افزود: «درباره دیدگاه طرفین تبادل نظر و راه حل متضمن رفع نگرانی اروپا و تامین منافع ایران به روشنی بیان شد.»
به گفته پزشکیان، «در صورت پایبندی به حق و انصاف و تامین منافع طرفین راه حل قطعی در دسترس است.»
مکرون پیشتر در توییتی پس از دیدار با پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، نوشته بود: «بار دیگر بر خواسته روشن خود تأکید کردم: سسیل کوهلر، ژاک پاریس و لنارت مونترلوس، گروگانهای دولتی که بهطور خودسرانه و در شرایط غیرانسانی در ایران بازداشت شدهاند، باید فوراً آزاد شوند. فرانسه هیچ یک از فرزندان خود را رها نمیکند.»
رئیسجمهوری فرانسه همچین با اشاره به فعالسازی مکانیسم ماشه نوشته بود که هنوز امکان رسیدن به توافق وجود دارد، اما تنها چند ساعت برای پاسخ جمهوری اسلامی به شرایط مشروع کشورهای اروپایی باقی مانده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز پیشتر اعلام کرده بود که احتمال مبادله مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی زندانی در فرانسه، با چند زندانی فرانسوی در ایران طی «روزهای آینده» وجود دارد.
او شامگاه پنجشنبه ۲۰ شهریور در گفتوگو با صدا و سیما گفت که مذاکرات تهران و پاریس برای تبادل زندانیان به مراحل نهایی رسیده، اما هنوز زمان مشخصی برای اجرای این اقدام تعیین نشده است.
عراقچی تاکید کرد که علاوه بر وزارت خارجه، قوه قضاییه و نهادهای امنیتی نیز در این روند مشارکت دارند و در صورت طی شدن مراحل قانونی، «ترتیبات اجرایی» مبادله با طرف فرانسوی انجام خواهد شد.
در همین حال، ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در واکنش به این موضوع گفت ترجیح میدهد درباره «مسائل حساس» اظهارنظر نکند اما یادآور شد که فرانسه خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط اتباع خود در ایران است.
مهدیه اسفندیاری، زن ۳۹ ساله ایرانی، از اسفند ۱۴۰۳ در بازداشت موقت در زندان فرن در جنوب پاریس نگهداری میشود. او به اتهام «تمجید از تروریسم» بازداشت شده و مظنون است که در کانال تلگرامی خود از حمله ۷ اکتبر حماس حمایت کرده است. دادستانی پاریس این پیامها را مصداق «تحریک به تروریسم» و «توهین به جامعه یهودی» دانسته است.
در مقابل، چهار شهروند فرانسوی در ایران زندانی هستند. از جمله آنها سیسیل کوهلر و ژاک پاریس هستند که بیش از سه سال است در ایران به اتهاماتی چون «جاسوسی برای موساد» و «افساد فیالارض» در بازداشت بهسر میبرند.
همچنین لنار مونترلوس، که از ۲۶ خرداد سال جاری بازداشت شده است. خانوادههای آنها این اتهامات را «بیاساس» و ابزاری برای فشار سیاسی دانستهاند و از شرایط جسمی و روانی وخیم آنها خبر دادهاند.
فرانسه بهدلیل این بازداشتها از جمهوری اسلامی به دیوان بینالمللی دادگستری شکایت کرده و آنها را بخشی از سیاست «دیپلماسی گروگانگیری» ایران توصیف کرده است؛ اتهامی که تهران رد میکند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در رسانه اجتماعی ایکس نوشت اوکراین و سوریه بیانیه مشترکی درباره ازسرگیری روابط دیپلماتیک امضا کردند.
او این گام را «مهم» خواند و گفت کییف آماده است از مردم سوریه در مسیر دستیابی به ثبات حمایت کند.
زلنسکی افزود در جریان گفتوگو با احمد الشرع، رییسجمهور سوریه، درباره بخشهای امیدبخش برای توسعه همکاری، تهدیدهای امنیتی مشترک و اهمیت مقابله با آنها بهتفصیل بحث شد
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، اعلام کرد اوکراین و سوریه روز چهارشنبه همزمان با دیدار رهبران دو کشور در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل روابط دیپلماتیک خود را رسما از سر گرفتند.
اوکراین در سال ۲۰۲۲ پس از آنکه دولت بشار اسد بخشهایی از سرزمین اوکراین تحت اشغال روسیه را بهعنوان مناطق «مستقل» مورد حمایت روسیه به رسمیت شناخت، روابط خود را با دمشق قطع کرده بود.
زلنسکی در رسانه اجتماعی ایکس نوشت اوکراین و سوریه بیانیه مشترکی درباره ازسرگیری روابط دیپلماتیک امضا کردند. او این گام را «مهم» خواند و گفت کییف آماده است از مردم سوریه در مسیر دستیابی به ثبات حمایت کند.
رئیسجمهوری اوکراین افزود در جریان گفتوگو با احمد الشرع، رئیسجمهوری موقت سوریه، درباره بخشهای امیدبخش برای توسعه همکاری، تهدیدهای امنیتی مشترک و اهمیت مقابله با آنها بهتفصیل بحث شد.
بهگفته مقامهای اوکراینی، طرح احیای مناسبات نخستینبار در ژانویه ۲۰۲۵ و کمتر از یک ماه پس از سقوط دولت همپیمان روسیه در دمشق مطرح شد و با سفر آندرئی سیبیها، وزیر خارجه اوکراین، و ویتالی کووال، وزیر کشاورزی، به سوریه پیگیری شد.
احمدالشرع که یکشنبه همراه چند وزیر وارد نیویورک شد و به حدود شش دهه غیبت مقامات عالیرتبه سوریه در مجمع عمومی پایان داد، در نخستین سخنرانیاش خواستار لغو تحریمهای بینالمللی شد و گفت «از لحظه سقوط رژیم سابق»، دولت انتقالی سیاستی سهستونی را دنبال کرده است: «دیپلماسی متوازن، امنیت و ثبات، و توسعه اقتصادی».
او تاکید کرد شرکتهای منطقهای و بینالمللی ورود به بازار سوریه را آغاز کردهاند و خواستار رفع محدودیتهایی شد که «دستوبال مردم سوریه را میبندد».
ازسرگیری روابط با اوکراین، در چارچوب تلاشهای دولت جدید دمشق برای عادیسازی روابط خارجی و بازسازی جایگاه بینالمللی ارزیابی میشود. در عین حال، کییف این گام را نشانهای از تحکیم پیوندها با دولت تازه سوریه میداند؛ دولتی که پس از برکناری بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴ شکل گرفت و میکوشد با تاکید بر اصلاحات سیاسی و اقتصادی و تقویت همبستگی اجتماعی، مسیر تازهای در سیاست خارجی بگشاید.
با وجود انتشار بیانیه مشترک، جزئیات عملی همکاریهای آینده اعلام نشده است. طرفین میگویند محورهای امنیتی و اقتصادی در دستور کار قرار دارد و روند گفتوگوها برای تعیین سازوکارهای اجرایی ادامه خواهد داشت.
در همین حال دولت موقت سوریه در حال مذاکره با اسرائیل در جهت کاهش تنشهاست که میتواند به صلح منجر شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در جلسه با برخی اعضای کابینه این کشور با اشاره به مذاکرات با سوریه اظهار داشت که این مذاکرات پیشرفتهایی داشته که میتواند منجر به توافقات صلح با دمشق و بیروت شود.
وزیر خارجه نروژ روز چهارشنبه اعلام کرد که هنوز هیچ شواهدی دال بر ارتباط میان دو حادثه پهپادی اخیر در نروژ و دانمارک شناسایی نشده، اما همزمان درباره تشدید تهدیدهای ترکیبی در منطقه هشدار داد.
شامگاه چهارشنبه تنها ساعاتی پس از این اظهارات، فرودگاه آلبورگ دانمارک بهدلیل مشاهده پهپادها در حریم هوایی، بطور موقت تعطیل شد.
بهگزارش خبرگزاری رویترز، پلیس اعلام کرد بررسیها در جریان است. سخنگوی فرودگاه از اعلام تعداد پهپادهای رؤیتشده خودداری کرد و گفت چهار پرواز تحتتاثیر قرار گرفتهاند: دو پرواز شرکت اسایاس، یک پرواز نروژیَن و یک پرواز کیاِلاِم.
این اظهارات در حالی بیان شد که رؤیت چند پهپاد بزرگ در نزدیکی فرودگاه کپنهاگ شامگاه دوشنبه نیز باعث توقف پروازها بهمدت حدود چهار ساعت شد. همزمان، در اسلو نیز فرودگاه اصلی این شهر بهدنبال مشاهده یک پهپاد، برای سه ساعت به حالت تعطیل درآمد.
اسپن بارت آیده، وزیر خارجه نروژ، در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به رویترز گفت: «ما هنوز هیچ ارتباطی میان این دو حادثه پیدا نکردهایم. همچنین آن را به هیچ کشور مشخصی نسبت ندادهایم.»
او افزود: «البته بسیاری ممکن است بگویند وقوع دو اتفاق مشابه در یک بازه زمانی میتواند نشانهای از وجود نوعی ارتباط باشد.»
نهادهای اطلاعاتی و امنیتی غربی در سالهای اخیر بارها درباره تهدیدهای ترکیبی از سوی روسیه هشدار دادهاند. این تهدیدها طیفی از خرابکاری زیرساختی و حملات سایبری تا کارزارهای اطلاعات نادرست و جاسوسی را شامل میشود.
بارت آیده در ادامه با اشاره به همین موضوع گفت: «نه تایید و نه رد میکنیم که این دو حادثه بههم مرتبط باشند، اما در عصر تهدیدهای ترکیبی و احتمال جنگهای هیبریدی، این دقیقاً نوعی هشدار جدی است که باید به آن توجه شود.»
وزیر خارجه نروژ همچنین فاش کرد که حملات سایبری از خارج از کشور که برخی زیرساختهای حیاتی مانند سدها و نیروگاههای برقآبی را هدف قرار دادهاند، در ماههای اخیر افزایش یافتهاند. او گفت: «طیف تهدیدهای ترکیبی هم گستردهتر شده و هم بهطور فعال مورد استفاده قرار میگیرد.»
سهشنبه، دولت نروژ نیز اعلام کرد که حریم هوایی این کشور در سال جاری میلادی در سه نوبت—ماههای آوریل، ژوئیه و اوت—توسط روسیه نقض شده، هرچند هنوز روشن نیست این اقدامها تصادفی بودهاند یا بخشی از یک تحریک عمدی از سوی کرملین.
در همین حال، گزارشهایی از نفوذ پهپادهای مظنون روسی به حریم هوایی لهستان و رومانی، و ورود جنگندههای روسی به حریم هوایی استونی، نگرانیهایی را میان کشورهای عضو ناتو درباره ضعفهای احتمالی در سامانههای دفاعیشان ایجاد کرده است.
نقض حریم هوایی دریای بالتیک توسط روسیه
نیروی هوایی آلمان بامداد یکشنبه دو فروند جنگنده یوروفایتر را برای رهگیری یک هواپیمای نظامی روسی که بر فراز دریای بالتیک شده بود، اعزام کرد. این اتفاق در پی نقض مکرر آسمان کشورهای عضو ناتو از سوی جنگندهها و پهپادهای روسیه صورت گرفته است.
نیروی هوایی آلمان یکشنبه ۳۰ شهریور در بیانیهای اعلام کرد: «بار دیگر، نیروی واکنش سریع ما، متشکل از دو یوروفایتر، به دستور ناتو موظف شد یک هواپیمای ناشناس را که فاقد طرح پرواز و تماس رادیویی بود در حریم هوایی بینالمللی بررسی کند.»
این نیرو افزود: «این هواپیما یک هواپیمای شناسایی روسیایل-۲۰اِم بود و پس از شناسایی بصری، وظیفه اسکورت این هواپیما را به شرکای ناتوی خود در سوئد واگذار کردیم و به پایگاه روستوک-لاگه بازگشتیم.»