• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

‌ای‌بی‌سی: کارشناسان هشدار می‌دهند توقف همکاری هسته‌ای ایران نقطه عطفی خطرناک است

۱۲ تیر ۱۴۰۴، ۰۰:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌که ایران پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای‌اش توسط آمریکا و اسرائیل همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را متوقف کرده، کارشناسان اشاعه تسلیحات هسته‌ای به شبکه ای‌بی‌سی نیوز گفته‌اند این اقدام می‌تواند به یک «نقطه عطف» منتهی شود.

مسیری مخفیانه و پرخطر که تهران را یک گام دیگر به آستانه ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر می‌کند و احتمال اقدام‌های نظامی تازه را افزایش می‌دهد.

به گزارش شبکه ای‌بی‌سی نیوز، دو هفته پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، هنوز تصویر روشنی از میزان واقعی خسارت‌ها و اثر این حملات بر برنامه هسته‌ای تهران وجود ندارد.

کارشناسان اشاعه تسلیحات هسته‌ای به این شبکه گفته‌اند این حملات می‌تواند به یک «نقطه عطف» تبدیل شود و ایران را به سمت مسیری مخفیانه و خطرناک‌تر برای ساخت سلاح هسته‌ای سوق دهد.

جان ارات، مدیر ارشد سیاست‌گذاری مرکز کنترل تسلیحات، هشدار داده: «آنچه آنها (ایران) امروز دارند، در یک مقطع می‌تواند فقط بازسازی شود. سوال این است که چقدر طول می‌کشد، نه اینکه اساساً آیا انجام می‌شود یا نه. اگر بدون نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بازسازی کنند، جهان دیگر چطور می‌تواند بفهمد چه اتفاقی افتاده؟ این پیام آنهاست: بار بعد خطرناک‌تر خواهند بود. این ما را به یک نقطه عطف واقعی رسانده است.»

چهارشنبه گذشته، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، قانونی را امضا کرد که بر اساس آن، همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متوقف می‌شود. به گفته رسانه‌های دولتی ایران، این تعلیق تا زمانی ادامه می‌یابد که امنیت کامل تأسیسات هسته‌ای و دانشمندان این کشور تضمین شود.

گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، این تصمیم را «رسوایی‌آمیز» خوانده و در شبکه‌های اجتماعی نوشته: «این عقب‌نشینی کامل ایران از همه تعهدات بین‌المللی هسته‌ای‌اش است. جامعه جهانی باید قاطعانه اقدام کند.»

در ایالات متحده نیز تاممی بروس، سخنگوی وزارت خارجه، این اقدام را «غیرقابل‌قبول» خوانده و گفته: «ایران هنوز فرصتی دارد که مسیر خود را تغییر دهد و راه صلح و رفاه را انتخاب کند.»

برخی کارشناسان ابراز نگرانی کرده‌اند که این اقدام تهران می‌تواند مقدمه خروج کامل ایران از پیمان عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای (ان‌پی‌تی) باشد.

هاوارد استوفر، استاد دانشگاه نیوهیون و مقام پیشین شورای امنیت سازمان ملل، به ای‌بی‌سی گفت: «آخرین کشوری که از پیمان عدم اشاعه خارج شد، کره شمالی بود. اگر ایران هم خارج شود، این پیامی بسیار خطرناک به جهان مخابره می‌کند.» استوفر افزود: «آنها نمی‌خواهند خودشان را در ردیف کره شمالی قرار دهند و به یک منفور جهانی بدل شوند.»

همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرده که تهران هنوز در حال ارزیابی ماندن یا خروج از این پیمان است و «بر اساس منافع ملی تصمیم خواهد گرفت.»

کارشناسان به ای‌بی‌سی گفته‌اند که یکی از نگرانی‌های کلیدی این است که ایران حتی در چارچوب ان‌پی‌تی هم می‌تواند تا آستانه ساخت سلاح پیش برود بدون آن‌که رسماً ناقض پیمان باشد.

ارات توضیح داد: «آنها می‌توانند همه کار بکنند جز مونتاژ نهایی سلاح و باز هم بگویند در چارچوب پیمان حرکت می‌کنند. این چیزی است که همسایه‌های ایران و اسرائیل را وحشت‌زده کرده است.»

در هفته‌های اخیر، ارزیابی‌ها درباره میزان خسارت حملات بسیار متناقض بوده است. دونالد ترامپ و وزیر دفاعش پیت هگست مدعی شده‌اند که حملات «برنامه هسته‌ای ایران را نابود کرده و آن را سال‌ها به عقب رانده است.»

اما طبق یک ارزیابی محرمانه اولیه وزارت دفاع آمریکا که به بیرون درز کرده، این خسارات شاید فقط «چند ماه» عقب‌ماندگی ایجاد کرده باشد. هگست هفته گذشته در کنفرانسی خبری گفت این گزارش «با جامعه اطلاعاتی هماهنگ نشده» و اعتبار آن «ضعیف» است. او افزود بر اساس اطلاعات جدید، این برنامه «سال‌ها» به عقب رانده شده است.

با این حال، کارشناسان مستقل از قاطعیت این ادعاها تردید دارند. ارات تاکید کرد: «هر اندازه خسارت باشد، ایران می‌تواند بازسازی کند. مسأله فقط مدت‌زمان است، کوتاه یا طولانی.»

فرانسه هم نگران است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری این کشور، یکشنبه در شبکه ایکس اعلام کرد که با پزشکیان تماس گرفته و او را به بازگشت به میز مذاکره دعوت کرده است. مکرون نوشت: «برنامه هسته‌ای ایران نگرانی جدی است و باید از راه مذاکره حل شود. دعوت کردم که به‌سرعت به میز مذاکرات بازگردد، چون تنها راه واقعی برای کاهش تنش است.»

ارات جمع‌بندی کرد: «در غیاب مذاکره، اگر ایران برنامه خود را بازسازی کند، ایالات متحده و اسرائیل دوباره به گزینه نظامی فکر خواهند کرد. این بار رسیدن به توافق بسیار دشوارتر خواهد بود.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

بازپس‌گیری قدرت با سرکوب؛ جمهوری اسلامی از فضای پساجنگ برای کنترل داخلی بهره می‌برد

۱۲ تیر ۱۴۰۴، ۰۰:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نگار مجتهدی

کارشناسان می‌گویند جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، سرکوب گسترده تازه‌ای را آغاز کرده که اقلیت‌های قومی و مذهبی، فعالان سیاسی و شهروندان خارجی را هدف گرفته است؛ اقدامی که با هدف بازپس‌گیری کنترل داخلی، منحرف‌کردن افکار عمومی و سرکوب هرگونه مخالفت تفسیر می‌شود.

جامعه یهودیان ایران از جمله گروه‌هایی است که پس از پایان حملات اسرائیل، تحت فشار فزاینده قرار گرفته است. بن سبطی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و از یهودیان مهاجر از ایران، به ایران‌اینترنشنال گفته است که اگرچه شایعات مربوط به اعدام جمعی یهودیان صحت ندارد، اما بیش از دوازده تن از یهودیان ایرانی به ظن جاسوسی بازداشت و بازجویی شده‌اند.

او افزود: «این اقدام کاملا ضدیهودی است. جمهوری اسلامی می‌داند که یهودیان درگیر جاسوسی نیستند، اما این بازیِ رژیم است. آنها مجبورند اطاعت کنند و اجازه بدهند بازجویی شوند تا بعدا آزاد شوند.»

طبق گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر (هرانا)، نیروهای امنیتی دست‌کم ۳۵ شهروند یهودی را در تهران و شیراز به دلیل داشتن تماس با بستگان در اسرائیل، احضار و بازجویی کرده‌اند. یکی از اعضای ارشد جامعه یهودیان تهران به این نهاد گفته است که این بازجویی‌ها «بی‌سابقه» بوده و فضای رعب و وحشت بی‌سابقه‌ای ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، جامعه کرد ایران به‌شدت هدف سرکوب قرار گرفته است. تیمور الیاسی، نماینده انجمن حقوق بشر کردستان در سازمان ملل متحد، به ایران‌اینترنشنال گفته است که از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۳۰۰ شهروند کرد بازداشت شده‌اند، پنج نفر اعدام شده‌اند، یک نفر زیر شکنجه در کرمانشاه جان باخته، فردی دیگر در خیابان کشته شده و یک کولبر نیز به‌دست نیروهای مرزی به قتل رسیده است.

الیاسی افزود جمهوری اسلامی با ایجاد ایست‌های بازرسی گسترده و حضور نظامی سنگین در ورودی شهرهای کردستان، عملا وضعیت فوق‌العاده ایجاد کرده است: «جمهوری اسلامی از یک خیزش مردمی در کردستان که می‌تواند به سایر مناطق گسترش یابد، به‌شدت هراس دارد.»

در همین حال، جامعه بهاییان ایران نیز هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته است. به‌نوشته ایران‌وایر، ماموران امنیتی در جریان جنگ و پس از آن، حملاتی هماهنگ علیه خانه‌های بهاییان در سراسر کشور انجام داده‌اند.

  • از آغاز جنگ جمهوری‌ اسلامی و اسرائیل، دست‌کم ۸۲۳ شهروند با اتهامات سیاسی بازداشت شده‌اند

    از آغاز جنگ جمهوری‌ اسلامی و اسرائیل، دست‌کم ۸۲۳ شهروند با اتهامات سیاسی بازداشت شده‌اند

آیین بهایی با آن‌که بزرگ‌ترین اقلیت غیرمسلمان در ایران است، توسط جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شود. بهاییان از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از تمامی مشاغل دولتی اخراج شده‌اند.

در استان سیستان‌و‌بلوچستان نیز شدت برخوردها با شهروندان بلوچ افزایش یافته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که ۵۲ نفر را در این استان به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» کشته یا بازداشت کرده است.

وب‌سایت حال‌وش نیز گزارش داده که نیروهای امنیتی در جریان حمله به یک روستا، به سوی ساکنان آتش گشوده‌اند. در این حمله، زنی به نام خان‌بی‌بی بامری کشته و ۱۱ زن دیگر ـ از جمله چهار کودک ـ به‌شدت مجروح شده‌اند. حال دو نفر از آنان وخیم گزارش شده است.

شاهین میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت این دستگیری‌ها با هدف «پوشاندن شکست‌های امنیتی گسترده جمهوری اسلامی» انجام می‌شود. او افزود: «حکومت ایران به‌خوبی می‌داند که بهاییان و یهودیان به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی ندارند و نمی‌توانند با اسرائیل همکاری کنند. هدف اصلی این بازداشت‌ها، ایجاد تصویری دروغین از واکنش جمهوری اسلامی به تهدیدات امنیتی است.»

او همچنین تاکید کرد که این برخوردها نشان‌دهنده ناتوانی جمهوری اسلامی در شناسایی تهدیدات واقعی است.

هم‌زمان، سرکوب فعالان سیاسی نیز شدت گرفته است. حسین رونقی، فعال آزادی بیان، توماج صالحی، خواننده رپ معترض، و آرش صادقی، فعال مدنی، از جمله کسانی‌اند که پس از بازداشت، مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفته و سپس آزاد شده‌اند.

به گزارش هرانا، از آغاز جنگ تاکنون، دست‌کم ۷۰۵ نفر در سراسر کشور به اتهامات سیاسی یا امنیتی بازداشت شده‌اند.

  • شهروندان ایران: حکومت با ایست‌های بازرسی، شهرها را به پادگان نظامی تبدیل کرده است

    شهروندان ایران: حکومت با ایست‌های بازرسی، شهرها را به پادگان نظامی تبدیل کرده است

کارشناسان، این موج تازه سرکوب را با دوران پس از جنگ ایران و عراق مقایسه می‌کنند؛ زمانی که هزاران زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند.

بهنام بن‌طالب‌لو، پژوهشگر برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، به ایران‌اینترنشنال گفت: «این یک تاکتیک کلاسیک دیکتاتورهاست، و متاسفانه نشانه‌هایی از بازگشت به وحشت‌افکنی توتالیتر مشابه حکومت صدام پس از شکست سال ۱۹۹۱ دیده می‌شود.»

او هشدار داد که دایره سرکوب جمهوری اسلامی اکنون به شهروندان خارجی نیز گسترش یافته است.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد که چندین شهروند اروپایی را در استان‌های مختلف به اتهام همکاری با اسرائیل بازداشت کرده و علیه آن‌ها پرونده تشکیل داده است.

  • زندانیان سیاسی اوین: پس از حمله زندانیان را به‌هم غل و زنجیر کردند و بردند

    زندانیان سیاسی اوین: پس از حمله زندانیان را به‌هم غل و زنجیر کردند و بردند

روز چهارشنبه نیز خبرگزاری فرانسه گزارش داد که سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی که سه سال است در ایران زندانی‌اند، به «جاسوسی برای موساد»، «توطئه برای سرنگونی نظام» و «افساد فی‌الارض» متهم شده‌اند؛ اتهامی که در قانون ایران می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه، بلافاصله پس از آغاز جنگ اعلام کرده بود که رسیدگی به پرونده‌های مربوط به همکاری با اسرائیل باید «سریعا اجرا و علنی اعلام شود.»

هم‌زمان، مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، هرگونه همکاری با اسرائیل، ایالات متحده یا گروه‌های به‌اصطلاح «معاند» با مجازات اعدام همراه خواهد بود. استفاده از ابزارهایی چون استارلینک برای دورزدن فیلترینگ اینترنتی نیز جرم تلقی شده است.

فعالان حقوق بشر هشدار داده‌اند که در صورت ادامه روند کنونی، جمهوری اسلامی ممکن است بار دیگر به فصل تازه‌ای از سرکوب گسترده علیه مخالفان، زنان و اقلیت‌های آسیب‌پذیر بازگردد.

نیویورک‌تایمز: جمهوری اسلامی برای ترور مقامات آمریکا از مجرمان عادی کمک گرفته است

۱۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که مقام‌های آمریکایی بارها درباره نفوذ «سلول‌های خفته» جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند، نیویورک‌تایمز گزارش داده برای عملیات‌های پرریسک، از جمله تلاش برای ترور دونالد ترامپ، حکومت ایران به جای استفاده از نیروهای زبده امنیتی، به مجرمان عادی و واسطه‌های ناشناس متوسل شده است.

رویکردی که پرسش‌های تازه‌ای درباره میزان توانایی و شبکه عملیاتی تهران در خاک ایالات متحده ایجاد کرده است.

به گزارش این روزنامه، پس از حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران، مقام‌های اطلاعاتی ایالات متحده درباره احتمال اقدامات تلافی‌جویانه حکومت ایران هشدار دادند و از احتمال فعال شدن «سلول‌های خفته» سخن گفتند. اما اسناد قضایی و شواهد جدید نشان می‌دهد تهران برای این عملیات‌ها، از افراد فاقد تجربه حرفه‌ای استفاده کرده است.

تلاش برای ترور ترامپ و بولتون
طبق این گزارش، در جریان کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴، یک فرمانده نظامی ایرانی ماموریت ترور دونالد ترامپ را به فرهاد شاکری، یک تبعه افغان ساکن تهران، محول کرد. شاکری نیز دو نفر از آشنایان سابق خود در زندان آمریکا را به خدمت گرفت. ماموران فدرال پیش از اجرای نقشه این افراد را بازداشت کردند.

در پرونده‌ای مشابه، عضو دیگری از سپاه پاسداران برای کشتن جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا، تلاش کرد با «عناصر مجرم» ارتباط برقرار کند.

نمونه‌های دیگر
نیویورک‌تایمز می‌نویسد این تنها نمونه‌ها نیستند و جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر چند طرح مشابه را نیز از طریق واسطه‌های مجرم پیش برده است؛ از جمله استخدام آدمکش‌های مافیای روس برای ترور مسیح علی‌نژاد، خبرنگار و فعال منتقد حکومت، برنامه‌ریزی برای بمب‌گذاری در یک رستوران لوکس در واشینگتن به‌منظور ترور سفیر عربستان سعودی در سال ۲۰۱۱، و تلاش برای استفاده از یکی از اعضای گروه موتورسواری هِلز آنجلز برای کشتن یک مخالف جمهوری اسلامی در ایالت مریلند.

کارشناسان چه می‌گویند؟
بروس هافمن، کارشناس تروریسم در دانشگاه جورج‌تاون، گفته است: «تهدید سلول‌های خفته ایران را نباید دست‌کم گرفت. اما واقعیت این است که عملیات‌های اخیر بیشتر به تیم‌های ناشی و آماتور شبیه بوده‌اند تا تیم‌های حرفه‌ای.» او افزود: «آنچه در این سال‌ها دیدیم کار تیم C بوده، نه تیم A.»

نگرانی‌ها از موج جدید بازداشت‌ها
به گفته مقام‌های امنیت داخلی آمریکا، از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ حدود ۱۷۰۰ ایرانی در مرز جنوبی بازداشت شده‌اند، اما مشخص نیست چند نفر از آن‌ها مهاجر عادی یا مخالف حکومت بوده‌اند.

پس از حملات اخیر به خاک ایران، مقامات آمریکایی نزدیک به ده تبعه ایرانی را به اتهام ورود غیرقانونی بازداشت کردند که یکی از آن‌ها پیش‌تر در فهرست مظنونان تروریستی قرار داشت.

ابعاد سیاسی ماجرا
فعالان حقوقی هشدار داده‌اند که دولت ترامپ ممکن است از این پرونده‌ها برای سرکوب گسترده مهاجران استفاده کند. فایزا پاتل از «مرکز برنان برای عدالت» گفت: «اینکه بدون دلیل قاطع به افراد برچسب تروریست زده شود، تکرار همان الگوهای قدیمی است.»

این روزنامه در پایان گزارش خود تاکید می‌کند هرچند ایران تاکنون از مجرمان غیرحرفه‌ای برای چنین ماموریت‌هایی استفاده کرده، اما کارشناسان هشدار داده‌اند که تهران در بلندمدت همچنان به‌دنبال انتقام‌گیری خواهد بود. به‌گفته هافمن: «ایران باور دارد که انتقام غذایی است که سرد سرو می‌شود. دیر یا زود این تلاش‌ها ادامه خواهد یافت.»

وال‌استریت ژورنال: ایران و مصر شکست‌ها را پیروزی اعلام می‌کنند

۱۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه وال‌استریت ژورنال در تحلیلی با اشاره به اظهارات تازه رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: رفتار جمهوری اسلامی در بزرگ‌نمایی ادعای پیروزی پس از حملات اخیر اسرائیل و آمریکا، شباهت بسیاری به سنت تاریخی دشمنان اسرائیل دارد که همواره شکست را پیروزی جا زده‌اند.

این روزنامه یادآور شده علی خامنه‌ای در توییت‌های متعدد خود مدعی شده «رژیم صهیونیستی زیر ضربات جمهوری اسلامی از میدان خارج شده» و ایران «سیلی محکمی به صورت آمریکا زده است». وال‌استریت ژورنال این موضع‌گیری‌ها را به صحنه‌ای از فیلم کمدی مونتی پایتون و جام مقدس تشبیه کرده است؛ جایی که شوالیه سیاه، حتی پس از قطع دست و پاهایش، همچنان حریف را به مبارزه دعوت می‌کرد.

این مقاله در ادامه نوشته است این نوع رفتار پیشینه‌ای قدیمی دارد. تووی تروی، نویسنده مقاله، یادآور شده در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، رادیو دولتی قاهره پیوسته اخبار دروغین از پیروزی‌های مصر منتشر می‌کرد؛ در حالی که نیروی هوایی مصر نابود شده و اسرائیل صحرای سینا را تصرف کرده بود. در این گزارش آمده است ادعاهای رادیو قاهره از جمله «بمباران تمام شهرها و روستاهای اسرائیل» و «تصرف شَعَر ییشوُو» تنها باعث شدند ملک حسین، پادشاه اردن، که در ابتدا قصد ورود به جنگ را نداشت، به درگیری بپیوندد و اورشلیم و کرانه باختری را از دست بدهد.

وال‌استریت ژورنال همچنین به جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳ اشاره کرده و نوشته است اگرچه مصری‌ها و سوری‌ها در آغاز موفقیت‌هایی به دست آوردند، اما در نهایت همان الگوی شکست و دروغ‌پردازی تکرار شد. این روزنامه نقل کرده که یکی از سربازان اسرائیلی گفته بود: «ما به اعراب یاد دادیم چطور بجنگند و آن‌ها به ما یاد دادند چطور دروغ بگوییم.» در همان زمان، ارتش اسرائیل تا حومه دمشق پیش رفت و ارتش سوم مصر را به محاصره درآورد، اما قاهره همچنان پیروزی را جشن می‌گرفت؛ تا جایی که عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور کنونی مصر، هنوز این روز را «روزی برای افتخار و پیروزی» می‌نامد.

این مقاله نتیجه می‌گیرد که همان‌طور که جنگ یوم کیپور برای انور سادات فرصتی برای بازنگری در سیاست‌ها و به امضای معاهده صلح با اسرائیل منجر شد، رهبران حکومت ایران نیز دیر یا زود ناچار خواهند شد واقعیات میدانی را بپذیرند، هرچند فعلاً به اصرار بر پیروزی‌های نمایشی ادامه می‌دهند.

قانون‌گذاران آمریکا انتقال بمب‌های سنگرشکن به اسرائیل را پیشنهاد دادند

۱۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

دو نماینده دموکرات و جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا لایحه‌ای دوحزبی ارائه کرده‌اند که در صورت تصویب، اسرائیل می‌تواند به بمب‌های سنگرشکن ۳۰۰۰ پوندی و بمب‌افکن‌های رادارگریز بی-۲ دسترسی پیدا کند؛ همان سلاح‌هایی که آمریکا در حمله اخیر به تاسیسات هسته‌ای در ایران به‌کار گرفت.

به گزارش خبرگزاری‌ها، این طرح را جاش گات‌هایمر (نماینده دموکرات نیوجرسی) و مایک لاولر (نماینده جمهوری‌خواه نیویورک) پیشنهاد داده‌اند. طبق متن لایحه، رئیس‌جمهوری آمریکا در صورتی که حکومت ایران به ساخت سلاح هسته‌ای ادامه دهد، اختیار خواهد داشت این تسلیحات را به اسرائیل منتقل کند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی، ایالات متحده در ۲۲ ژوئن با استفاده از این بمب‌های سنگرشکن، تاسیسات زیرزمینی غنی‌سازی اورانیوم فردو و نطنز را هدف قرار داد. در حالی که اسرائیل صدها هدف دیگر را در ایران بمباران کرد، به دلیل نداشتن توانایی لازم نتوانست این سایت‌های زیرزمینی را خود هدف بگیرد.

بر اساس متن لایحه موسوم به «قانون سنگرشکن»، این قانون به ایالات متحده اجازه می‌دهد «برای تضمین آمادگی کامل اسرائیل در برابر هر سناریویی که ایران در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای دنبال کند» اقدامات لازم را انجام دهد.

گات‌هایمر که این طرح را پیش‌تر هم در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۴ مطرح کرده بود، در بیانیه‌ای در شبکه ایکس نوشت: «ایران بزرگ‌ترین حامی تروریسم دولتی در دنیاست و مسئول مرگ هزاران آمریکایی است. با بازسازی برنامه هسته‌ای ایران باید بازدارندگی حداکثری حفظ شود.» او تأکید کرد: «این لایحه ابزارهایی را به اسرائیل می‌دهد تا هم برنامه هسته‌ای زیرزمینی ایران را نابود کند و هم امنیت ملی آمریکا را تقویت کند.»

این لایحه در دو نوبت قبلی نتوانسته بود از صحن مجلس نمایندگان عبور کند.

اشتباهات فاجعه‌بار خامنه‌ای

۱۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۱:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جنگ اخیر، نتیجه زنجیره‌ای از محاسبات اشتباه رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه پاسداران بود؛ محاسباتی که منجر به تصمیماتی شد که می‌توان آن‌ها را «فاجعه‌بار» نامید.

این جنگ می‌توانست اساساً رخ ندهد؛ اگر رهبران جمهوری اسلامی، دچار توهم قدرت نبودند و بر پایه برآوردهای نادرست، تصمیمات خطرناک اتخاذ نمی‌کردند.

تصور نادرستی وجود داشت که هیچ کشوری جرأت حمله به جمهوری اسلامی را نخواهد داشت؛ اما این باور اشتباه بود. برداشت آن‌ها از شخصیت و رفتار ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا نیز نادرست از کار درآمد. این فرضیه که توان نظامی جمهوری اسلامی می‌تواند به‌تنهایی مانع هرگونه حمله خارجی شود، کاملاً بی‌اساس بود.

اگر این اشتباهات صرفاً از سوی افراد عادی رخ داده بود، می‌توانست قابل اغماض باشد اما مسئله اینجاست که این تصمیمات از سوی افرادی اتخاذ شد که حاکمان اصلی کشور هستند و سرنوشت ۸۷ میلیون ایرانی در دستان آن‌هاست. اشتباه این افراد، یک اشتباه فردی نیست، بلکه اشتباهی است با ابعاد ملی که تبعات آن دامنگیر کل کشور شده است.

در طول ۴۶ سال گذشته، مردم ایران بارها شاهد تکرار چنین فاجعه‌هایی بوده‌اند. اما آنچه در این جنگ اخیر رخ داد، نمونه‌ی آشکار و اوج این روند بود؛ جنگی که نه ضروری بود و نه دفاعی، بلکه نتیجه سیاست‌های خصمانه‌ای بود که از آغاز انقلاب، جمهوری اسلامی در پیش گرفت؛ از جمله دشمنی بی‌پایان و پرهزینه با آمریکا و اسرائیل.

از سال ۱۳۶۱ که سپاه پاسداران نیرو به لبنان فرستاد، در حالی که ایران درگیر جنگ با عراق بود، تا تأسیس حزب‌الله لبنان، ارسال نفت رایگان به دولت سوریه، تجهیز و حمایت مالی از حماس، جهاد اسلامی، حشد شعبی، حوثی‌ها و گروه نیابتی دیگر، جمهوری اسلامی همواره بر اساس نظریه "محور مقاومت" عمل کرده است؛ محوری که اساساً هیچ پیوندی با منافع ملی ایران نداشت و تنها هزینه‌ای هنگفت و خطرناک بر دوش کشور و مردم گذاشت.

رهبران جمهوری اسلامی، به‌ویژه شخص علی خامنه‌ای، بارها به صراحت اعلام کرده‌اند که هدفشان نابودی اسرائیل است و از مسلح‌کردن غزه تا کرانه باختری دفاع کرده‌اند. این در حالی‌ست که مشخص است اسرائیل، در برابر چنین تهدیداتی منفعل نمی‌ماند. بنابراین وقوع پاسخ نظامی از سوی آن، قابل پیش‌بینی بود.

پرسش بنیادین این است: آیا لازم بود جمهوری اسلامی به مدت بیش از چهار دهه در نزدیکی مرزهای اسرائیل، گروه‌های مسلح ایجاد کند و آن‌ها را تجهیز کند تا اسرائیل را تهدید کنند؟ این سیاست چه ربطی به منافع مردم ایران دارد؟ چرا باید جمهوری اسلامی، کشور و ملت ایران را وارد یک جنگ فرسایشی و مستمر با آمریکا و اسرائیل کند، بی‌آن‌که از مردم بپرسد که آیا چنین مسیری را می‌خواهند یا نه؟

دشمنی با آمریکا نیز دقیقاً از همین جنس است؛ مسیری هزینه‌ساز و بی‌ثمر که هیچ سودی برای ملت نداشته است. کشوری که پیش از انقلاب متحد راهبردی آمریکا در منطقه بود، امروز به دشمن شماره یک آن تبدیل شده و این، محصول سیاست‌هایی‌ست که مردم ایران با آن موافق نبودند و نیستند، اما مجبور به تحمل تبعات آن شدند.

یکی دیگر از عوامل زمینه‌ساز جنگ اخیر، تاکید بر برنامه هسته‌ای مخفیانه و غیرشفاف جمهوری اسلامی بوده است. در حالی‌که ایران می‌توانست مانند ترکیه یا امارات، از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز استفاده کند، اما مخفی‌کاری‌ها و اظهارات تهدیدآمیز درباره توانایی ساخت بمب اتم، دنیا را علیه ایران برانگیخت. مجموعه این سیاست‌ها باعث شد که حتی کشورهای اروپایی نیز به جمع مخالفان شدید ایران بپیوندند و خواستار محدودسازی هم‌زمان برنامه موشکی و هسته‌ای ایران شوند.

ایران می‌توانست مسیری دیگر را طی کند؛ همان مسیری که پیش از انقلاب آغاز شده بود. می‌توانست رابطه خوبی با کشورهای منطقه، با آمریکا و حتی با اسرائیل داشته باشد، و در مسیر رشد و توسعه باقی بماند. اگر این مسیر ادامه پیدا می‌کرد، شاید امروز ایران نه تنها عقب‌مانده و درگیر بحران نبود، بلکه همچنان پیش‌گام منطقه می‌بود و میلیون‌ها ایرانی مجبور به مهاجرت نمی‌شدند.

اما متاسفانه، طی ۴۶ سال گذشته، حاکمان جمهوری اسلامی کشور را در مسیری بردند که محصول آن فقط جنگ، فقر، سرکوب و مهاجرت نخبگان بوده است. این خطاها و محاسبات اشتباه، محدود به سیاست خارجی هم نبوده‌اند. در موضوعاتی نظیر حجاب اجباری، فیلترینگ، سانسور ، سرکوب اعتراضات، جلوگیری از انتخابات آزاد، کنترل زندگی خصوصی مردم، و حتی تصمیماتی مانند افزایش جمعیت یا ممنوعیت واردات واکسن در دوران کرونا، همواره دیدگاه‌های شخص رهبر جمهوری اسلامی نقش اصلی را ایفا کرده‌اند.

مشکل دیگر آن است که هیچ‌کس در حکومت جرات مخالفت با او را ندارد. حتی نهادهای به ظاهر تخصصی و کارشناسی، پس از سخنان رهبر، بلافاصله تغییر موضع می‌دهند و به توجیه تصمیمات او می‌پردازند. این روند باعث شده که تصمیمات نادرست، نه تنها اصلاح نشوند بلکه دائماً تکرار و تثبیت شوند.

حاصل این روند، تخریب گسترده و سیستماتیک زیرساخت‌ها، اعتماد عمومی، رفاه مردم، و آینده کشور بوده است. امروز هر گوشه‌ای از ایران، اثری از این فجایع دارد. کشور به‌گونه‌ای دچار فرسایش شده که گویی بمب‌افکنی به‌مدت ۴۶ سال، همه چیز را هدف گرفته است.

این‌جاست که تفاوت میان «حاکم خوب» و «حاکم بد» آشکار می‌شود. حاکم خوب کسی نیست که صرفاً سخنان مذهبی بگوید یا وعده بهشت بدهد. او باید کشور را در مسیر توسعه، رفاه، امنیت و منزلت جهانی هدایت کند. رهبران جمهوری اسلامی با همه ادعاهای خود، کشور را به عقب بردند و فرصت‌های عظیم تاریخی را از بین بردند.

جنگ اخیر تنها نمونه‌ از این اشتباهات نیست؛ بلکه نماد ۴۶ سال تصمیمات اشتباهی است که توسط کسانی اتخاذ شده‌ که بدون نظرخواهی از مردم، خود را مالک کشور دانسته‌ و هر بار که اشتباه کرده‌اند، به‌جای اصلاح، بر ادامه آن اصرار ورزیده‌اند.