شهروندان ایران: حکومت با ایستهای بازرسی، شهرها را به پادگان نظامی تبدیل کرده است
با گذشت یک هفته از اعلام آتشبس میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، وضعیت امنیتی و ایستهای بازرسی ایجاد شده از سوی نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف ایران همچنان پابرجاست. مخاطبان ایراناینترنشنال میگویند این اقدامات باعث ایجاد احساس ناامنی، ترس و وحشت در میان مردم شده است.
ایراناینترنشنال چهارشنبه ۱۱ تیرماه از مخاطبان خود خواست اگر پس از آتشبس، در شهر یا محله خود با ایستهای بازرسی مواجه شدهاند، تجربههای خود را بیان کنند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پاسخ با ارسال پیامهای صوتی، تصویری و متنی گفتهاند که نیروهای امنیتی با ایجاد ایستهای بازرسی، خودروها را ساعتها متوقف و بهطور کامل بازرسی میکنند.
آنها در مشاهدات خود تاکید کردند که بررسی محتوای تلفنهای همراه، ایجاد صفهای طولانی، استقرار تیربار و حتی سنگربندی، بخشی از این فضای امنیتی شدید ایجاد شده است.
برخی گزارشها حاکی از آن است که در خروجی و ورودی شهرهای مختلف، تمامی خودروهای عبوری متوقف و بازرسی میشوند.
یک شهروند از زرینشهر اصفهان گزارش داده که در ورودی این شهر ایست بازرسی برپا شده و بهطور ویژه وانتها و رانندگان مجرد را مورد بازرسی قرار میدهند.
شهروندی دیگر با گلایه از شرایط بهوجود آمده میگوید: «چندین بار با راهبندانهای احمقانه در چهارراهها مواجه شدم؛ مسیر یک ربع را باید یک ساعت طی کنم.»
یکی از شهروندان در همدان با ارسال پیام صوتی به ایراناینترنشنال میگوید: «مشکل روانی پیدا کردهایم از جمهوری اسلامی. همهجا ایست و بازرسی گذاشتهاند و خودروها را نگه میدارند.»
یک شهروند از منطقهای کوچک با کمتر از پنج هزار نفر جمعیت میگوید: «ایست بازرسی در حد حکومت نظامی گذاشتهاند. بیش از ۳۵ نفر را در این منطقه کوچک به اتهام همکاری با دول متخاصم بازداشت کردهاند. این کار ایجاد رعب و وحشت است.»
شهروندی دیگر در پیام خود نوشت: «مردم چه گناهی کردهاند؟ هم از این طرف میخورند هم از آن طرف.»
فردی دیگر با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور میگوید: «در این شرایط بحرانی، کشور جنگزده و ملت افسرده و بیکار، با گرمای طاقتفرسا، در هر منطقه پنج تا شش ایست بازرسی گذاشتهاند. بسیجیهای مغزشوییشده با اسلحه جلو ماشینها را میگیرند و بازرسی میکنند. چه کسی به اینها اسلحه میدهد؟ همین الان که دارم مینویسم، برق رفت.»
یک شهروند که به شمال کشور سفر کرده، روایت میکند: «قدم به قدم راه را بسته بودند. نیروهای بسیج کم سن و سال سرنشینهای ماشینها را بازرسی میکردند.»
مخاطب دیگری گفت: «الان میتوانم روی نقشه شش یا هفت ایست بازرسی که دیدم را نشان بدهم. سه تا در شرق اصفهان سمت نیروگاه اتمی، یکی در نائین، یکی در جاده سلفچگان به ساوه و سه تا هم در قزوین.»
شهروندی دیگر به تجربه مشابهی اشاره کرد: «دیروز در مسیر بین دو شهر، مسیری که باید یک ساعت و ربع طی شود، شش ایست بازرسی بود که در دو موردشان ماشین را کاملا گشتند.»
یکی از مخاطبان با ارسال پیام صوتی به ایراناینترنشنال میگوید: «در جاده ورودی شهر ما ایست و بازرسی گذاشتهاند و محتویات داخل گوشی مردم را چک میکنند. آخرین باری که دیدمشان سنگر چیده و تیربار گذاشتهاند. این کارها برای گرفتن جاسوس نیست، از ترس تظاهرات مردم است.»
گزارشهای متعددی هم از مناطق از جمله تهرانسر و فردیس رسیده که نشان میدهد در هر محلهای ایست بازرسی برپا شده و تمرکز خاصی بر بازرسی ماشینهای باری وجود دارد.
یک راننده در مسیر لوشان به تهران میگوید: «هر روز با این ایستهای بازرسی برخورد میکنیم. اینها باعث ترافیکهای دو کیلومتری شدهاند. در این گرمای تابستان، فقط مردم را آزار میدهند.»
کشته شدن دو جوان در همدان
در پی گزارشها از کشتهشدن دو جوان با شلیک نیروهای حکومت در همدان؛ خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، با تایید این موضوع نوشت که این حادثه نتیجه شلیک «نیروهای عملیات امنیتی» به یک خودرو با سه سرنشین بوده است.
فارس نوشت که ماموران حکومتی به دلیل پرواز پهپاد در منطقه تاریکدره به یک خودرو مشکوک شده و شلیک هوایی و سپس «فرمان ایست» و تیراندازی به سمت خودرو موجب شدند که دو نفر از سرنشینان کشته و دیگری مجروح شود.
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان همدان در این زمینه گفت پرونده در مراجع قضایی تشکیل شده و تحقیقات میدانی درباره آن در جریان است.
برخی گزارشها هویت دو جوان کشتهشده را مهدی عبایی و علیرضا کرباسی عنوان کرده که برای طبیعتگردی به اطراف همدان رفته بودند. بنا بر این گزارشها، نیروهای حکومتی که به آنها شلیک کردند بسیجی بودهاند.
ویدیو رسیده دیگری نشاندهنده برپایی ایست بازرسی در سنندج است.
یکی از شهروندان از سنندج با ارسال پیام صوتی میگوید: «چند جای شهر را ایست و بازرسی گذاشتهاند. خودروی پسر من را نگه داشتند و بیدلیل چند ساعت تمام خودرو را گشتند.»
از سوی دیگر، ویدیوی ارسالی مخاطبان ایراناینترنشنال، ایست بازرسی در اتوبان امام رضا تهران در روز سهشنبه ۱۰ تیرماه را نشان میدهد.
یکی از شهروندان نیز با اشاره به فضای امنیتی ایجاد شده در کشور و گسترش ایستهای بازرسی، نوشته است وضعیت این روزها باعث افزایش فشار بیشتر و ایجاد استرس در مردم و تبدیل شهرها به پادگانهای نظامی شده و نشاندهنده سرکوب ایرانیان زیر سایه جنگ ناخواسته است.
مخاطب دیگری با بیان اینکه ایستهای بازرسی زندگی مردم را فلج کردهاند، گفت: «ترس و تفتیش به زندگی روزمره مردم سایه انداخته است. تفتیش و بازرسی بیوقفه مردم را به ستوه آورده و معلوم است حکومت فقط زورش به ما مردم میرسد خدا به داد افغانستانیها برسد که در این وضعیت بیش از پیش هدف حمله و تفتیش و بازداشت و اخراج قرار گرفتهاند.»
شهروند دیگری با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، با اشاره به صف طولانی ایست و بازرسی در هشتگرد، میگوید: «در این شهر به این کوچکی، چه میخواهند پیدا کنند؟ زورشان فقط به مردم میرسد.»
جمهوری اسلامی پس از آغاز درگیری نظامی با اسرائیل گشتها و ایستوبازرسیهای سپاه و بسیج را در سراسر کشور گسترش داده است.
پیش از این و در چهارم تیرماه، علی مؤیدی خرمآبادی، رییس پلیس پیشگیری فراجا، گفته بود ایستگاههای ایست بازرسی تا اطلاع ثانوی برای شناسایی عوامل وابسته به اسرائیل برقرار خواهد بود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.