علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم سالمرگ روحالله خمینی به پرونده هستهای ایران و مذاکرات با آمریکا اشاره کرد و صعنت هستهای را نه فقط برای انرژی و برق پاک، بلکه «صنعت مادر» خواند.
او گفت جمهوری اسلامی با تلاش فراوان توانسته دارای چرخه کامل سوخت هستهای بشود و افزود: «دشمنان ما روی غنیسازی اورانیوم انگشت گذاشتهاند. صنعت هستهای با این عظمت بدون داشتن توانایی غنیسازی یک چیز بیفایده است.»
خامنهای با تاکید بر غنیسازی در داخل ایران افزود: «ما اگر صد نیروگاه هستهای داشته باشیم اما غنیسازی نداشته باشیم، به درد ما نمیخورد... اما حرف اول آمریکا این است که ایران صنعت هستهای نداشته باشد.»
او با «بیادب و گستاخ» خواندن مقامهای آمریکا گفت: «پاسخ ما به یاوهگوییهای دولت پر سر و صدا و بیتدبیر آمریکا معلوم است، معلوم است چه جوابی میدهیم.»
رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به غنیسازی و برنامه اتمی گفت: «آمریکاییها و اسرائیلیها بدانند که هیچ غلطی نمیتوانند بکنند... اولین مطلبی که ما به آمریکاییها درباره برنامه هستهای میگوییم این است که به شما چه؟»
خامنهای با تاکید بر عبارات «استقلال ملی»، «مقاومت» و «ما میتوانیم»، در مخالفت با طرح پیشنهادی آمریکا در مذاکرات هستهای گفت که این طرح «صد در صد ضد ما میتوانیم» است.
خبرگزاری رویترز نیز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال آماده کردن پاسخ منفی خود به طرح آمریکا است.
پیشتر خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال آماده کردن پاسخ منفی خود به طرح آمریکا است.
مشروح گزارش را اینجا بخوانید.

علی خامنهای، رهبر جمهوی اسلامی، با رد صریح طرح آمریکا برای توافق اتمی گفت پاسخ ما به «یاوهگویی» آمریکا معلوم است: «نمیتوانند هیچ غلطی بکنند.» پیشتر کاخ سفید هشدار داده بود در صورت رد پیشنهاد، تهران با «پیامد جدی» روبرو خواهد شد.
خامنهای این اظهارات را در سخنرانی چهارشنبه ۱۴ خرداد، به مناسبت به مناسبت سی و ششمین سالگرد مرگ روحالله خمینی مطرح کرد و گفت: «حرف اول آمریکا این است که ایران صنعت هستهای نداشته باشد.»
پیشتر کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، از ارائه پیشنهادی «دقیق و قابل قبول» به جمهوری اسلامی خبر داد و با اشاره به موضعگیری دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره ضرورت غنیسازی صفر درصدی جمهوری اسلامی، گفت: «رییسجمهوری شب گذشته بهروشنی موضع خود را اعلام کرد؛ موضعی که نمیتوانست صریحتر از این باشد و بار دیگر تاکید کرد که این، موضع رسمی اوست.»
پیشنهاد آمریکا برای یک توافق هستهای جدید روز شنبه از سوی عمان به ایران ارائه شد، کشوری که میانجی مذاکرات بین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده رییس جمهوری آمریکا در امور خاورمیانه، بوده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال آماده کردن پاسخ منفی خود به طرح آمریکا است.
خامنهای در بخش دیگری از سخنانش افزود: «دشمنان ما روی غنیسازی اورانیوم انگشت گذاشتهاند. صنعت هستهای با این عظمت بدون داشتن توانایی غنیسازی یک چیز بیفایده است.»
پس از پنج دور مذاکره، چندین مسئله حلنشدنی بین تهران و واشینگتن باقی مانده است، از جمله اصرار ایران بر حفظ غنیسازی اورانیوم در خاک خود و امتناع تهران از ارسال کل ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا به خارج از کشور.
رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه افزود غنیسازی ایران به آمریکا ربطی ندارد و این کشور چرا دخالت میکند.
او بر افزایش قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: «از این پس تا بتوانیم بر قدرت همهجانبه ملی خود خواهیم افزود. امام به ما یاد داد باید قدرت دفاعی خود را بالا ببریم.»
رهبر جمهوری اسلامی پیشتر در ۳۰ اردیبهشت درباره مذاکرات جاری با آمریکا گفته بود که گمان نمیکند این مذاکرات به نتیجه برسد.
او افزود: «طرف آمریکایی که در این مذاکرات غیرمستقیم وارد صحبت میشوند، سعی کنند یاوهگویی نکنند. اینکه بگویند ما به ایران اجازه غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است.»
رهبر جمهوری اسلامی پیش از این، ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۳، گفته بود که مذاکره با آمریکا «عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه» نیست.
آکسیوس: تهران با کنسرسیوم غنیسازی در خاک ایران موافق است
وبسایت آکسیوس بهنقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی که نام او را اعلام نکرد، گزارش داد که تهران آماده است چارچوب یک توافق هستهای با ایالات متحده را بر پایه ایده «کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم» بنا کند، مشروط بر آنکه این کنسرسیوم در داخل خاک ایران مستقر باشد.
کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم، یکی از عناصر کلیدی در پیشنهادی است که استیو ویتکاف، نماینده ویژه رییسجمهوری آمریکا، روز شنبه ۱۰ خرداد به تهران ارائه داد. این پیشنهاد تلاشی برای مصالحه بر سر موضع دولت دونالد ترامپ مبنی بر ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در ایران، و پافشاری تهران بر ادامه غنیسازی در خاک خود به شمار میرود.
گزارش آکسیوس در پی گزارشهای متناقض درباره موضع آمریکا درباره غنیسازی و نیز پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد آمریکا منتشر شده است.

علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم سالمرگ خمینی گفت: «نظام سیاسی ما دارای رشد، اقتدار و ثبات است.» او افزود: «من هیچ نظام انقلابی را در دنیا و تاریخ این دو سه قرن انقلابها نمیشناسم که تا این اندازه در معرض توطئه و دشمنی و طراحی دشمنان قرار گرفته باشد.»
خامنهای اضافه کرد: «انقلاب اسلامی دنیای غرب را غافلگیر کرد؛ آنها گمان نمیکردند یک مرد روحانی تنها و بدون تجهیزات و بدون منابع مالی بتواند یک ملت را وارد میدان کند این را در غرب هیچ کس احتمال نمیداد.»
خامنهای افزود: «جمهوری اسلامی در مقابل توطئهها طاقت آورد و آنها را خنثی کرد و به بعضیها هم پاسخ داد.»
او انقلاب سال ۱۳۵۷ را دارای تاثیراتی در جهان خواند و گفت: «امروز در جهان غرب، آمریکا و اروپا یک حرکتی را میبینیم به سمت بیزاری از ارزشهای غربی.»
بلومبرگ به نقل از دادههای اولیه مرتبط با ردیابی کشتیها گزارش داد ایران در حال ارسال نفت کمتری به چین است، چرا که تشدید تحریمها روند صادراتش را مختل کرده، و تقاضای پالایشگاهها در چین هم کاهش یافته است.
طبق این دادهها، صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در ماه مه (از ۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد) به کمی بیش از ۱/۱ میلیون بشکه در روز رسیده است، رقمی که حدود ۲۰ درصد کمتر از مدت مشابه در سال گذشته است.
در این گزارش آمده این برآوردها، که از سوی شرکت وُرتکسا ارائه شده، ممکن است با تکمیل فرآیند شمارش تغییر کند،به ویژه به این دلیل که کشتیها «بهطور فزایندهای فرستندههای خود را خاموش میکنند و ردیابی را دشوارتر میسازند.»
گزارش کامل این خبر را اینجا بخوانید.

موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک در مقالهای تاکید کرده است که در پی افزایش کنترلنشده توان موشکی جمهوری اسلامی از زمان توافق هستهای سال ۲۰۱۵، هرگونه توافق جدید باید شامل محدودیتهای قابل اجرا بر توسعه و انباشت موشکهای دوربرد باشد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد در موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک و متخصص امور امنیتی و دفاعی ایران و منطقه خلیج فارس، در این مقاله نوشته است: «در جریان مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵، ایالات متحده و دیگر کشورها تلاشهای فراوانی برای گنجاندن محدودیتهایی بر موشکهای بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هستهای ایران انجام دادند. با این حال، توافق نهایی عمدتاً بر فعالیتهای هستهای متمرکز شد و برنامه موشکی ایران تقریباً دستنخورده باقی ماند.»
بهگفته ندیمی، «پیامدهای خطرناک این غفلت در سالهای اخیر بهروشنی نمایان شده و اگر توافق جدید نیز همین مسیر را برود، چشمانداز امنیت و عدم اشاعه در خاورمیانه و فراتر از آن را تیرهتر خواهد کرد.»
او در یادداشت تازه خود افزوده است: «برجام هیچ محدودیت مستقیم و قابل راستیآزمایی بر موشکهای بالستیک یا کروز ایران اعمال نکرد. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل (۲۰۱۵) صرفاً از تهران خواسته بود که برای هشت سال از توسعه موشکهای بالستیکِ طراحیشده برای حمل سلاح هستهای خودداری کند، آنهم بدون الزام یا ضمانت اجرایی. گرچه برجام فرصتی فراهم کرد، اما نتوانست سامانههایی را که بالقوه قابلیت حمل کلاهک هستهای دارند، مهار کند.»
به نوشته ندیمی، محدودیتهای داوطلبانه قطعنامه ۲۲۳۱ نیز در اکتبر ۲۰۲۳ منقضی شد و هرگونه نظارت بینالمللی، ولو نمادین، بر برنامه موشکی ایران را از میان برداشت. این خلاء موشکی، که شاید در سال ۲۰۱۵ مصلحتاندیشانه تلقی میشد، امروز به شکافی جدی در تلاشهای جهانی برای عدم اشاعه تبدیل شده است.»

زرادخانه روبهرشد موشکهای هستهایقابلیت ایران
در مقاله منتشر شده در وبسایت موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، سپس گفته شده است: «پس از اجرای برجام، حکومت ایران برنامه موشکی و انباشت تسلیحات خود را سرعت بخشید. با وجود باقیماندن برخی تحریمها، ایران دهها موشک بالستیک جدید یا ارتقاء یافته را آزمایش کرد که برد، دقت و بقاپذیری بالاتری داشتند. با اندکی تغییرات، بسیاری از این موشکها قادرند کلاهکهای هستهای مخصوص حمل کنند. همچنین، ایران توانایی بقای زرادخانه پراکنده خود را با احداث پایگاههای زیرزمینی مستحکم افزایش داده است.»
امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، ادعا کرده که سپاه تا ۱۰۰ پایگاه بزرگ زیرزمینی دارد، اما بهنوشته فرزین ندیمی برآورد منابع مستقل شمار این پایگاهها را بین ۲۵ تا ۵۰ تخمین زده است.
بر اساس برآوردهای ایالات متحده، ایران امروز بزرگترین زرادخانه موشکهای بالستیک خاورمیانه را با بیش از سه هزار موشک در اختیار دارد. این مجموعه شامل موشکهای میانبرد (که ایران آنها را دوربرد مینامد) است که قادر به رسیدن به اسرائیل، سراسر شبهجزیره عربستان و بخشهایی از اروپا هستند.
ایران همچنین موشکهای کوتاهبردی دارد که منطقه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در این منطقه را پوشش میدهند. ایران همچنین در فناوری سوخت جامد، که امکان پرتاب سریعتر را فراهم میکند، و در موشکهایی با سرعتهای مافوقصوت، سرجنگیهای مانورپذیر، فریبدهندهها و ابزارهای نفوذ، پیشرفتهایی داشته است.
علاوه بر این، از موشکهای چندمرحلهای سوخت جامدی برای پرتاب ماهوارهها استفاده شده که میتوانند در ساخت موشکهای با برد متوسط تا قارهپیما کاربرد نظامی پیدا کنند.
ندیمی در ادامه نوشته است: «قابلیت موشکهای کروز ایران نیز افزایش یافته و اکنون بخش کلیدی زرادخانه آن را تشکیل میدهد. از سال ۲۰۱۵، حکومت دستکم شش نوع موشک کروز دوربرد جدید معرفی کرده است که برد آنها بین ۷۰۰ تا ۱۶۵۰ کیلومتر است.»
شناسایی و رهگیری این تسلیحات پرواز پایین، نسبت به موشکهای بالستیک دشوارتر است. در سال ۲۰۲۳، ایران یک نوع موشک کروز ابرفراصوت (هایپرسانیک) با برد اعلامی ۱۵۰۰ کیلومتر را معرفی کرد که در صورت تکمیل آزمایشها و ورود به خدمت، قابلیت حملات دقیق با بقاپذیری بالا در برد زیاد را فراهم خواهد کرد.

استفاده عملی از موشکها و انتقال آنها به نیروهای نیابتی
فرزین ندیمی در ادامه مقاله خود تاکید کرده است که نگرانیهای جهانی درباره این توانمندیها صرفاً فرضی و خیالی نیست. از سال ۲۰۱۷، حکومت ایران بهطور مستقیم صدها موشک بالستیک و کروز را در دستکم ۹ عملیات بزرگ به سوریه، عراق، پاکستان، اسرائیل و عربستان شلیک کرده، و نیروهای نیابتیاش نیز صدها موشک ساخت ایران را بهکار گرفتهاند. این حملات با هدف انتقامگیری و ارسال پیامهای راهبردی صورت گرفته و ایران گمان میکرده این اقدامات از حمله متقابل جلوگیری میکند؛ که اغلب چنین نشده است.
به نوشته ندیمی، «در عمل، این راهبرد به تبدیل درگیریهای منطقهای به میدانی برای آزمون موشکهای ایران منجر شده و توانمندیهای آن را بهبود داده است. انتقال موشکها و پهپادها به روسیه، حزبالله لبنان، حوثیها در یمن و شبهنظامیان عراق و سوریه، بخشی از تلاشهای تهران برای گسترش نفوذ منطقهایاش بوده؛ تلاشی که هدفش تحمیل هزینه به دشمنان بدون درگیری مستقیم است.»
او افزوده است: « فناوریهای هدایت دقیق که وارد زرادخانه نیروهای نیابتی شده نیز نشان میدهد توسعه داخلی و صادرات نظامی ایران به موازات هم پیش میروند؛ هرچند نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی هنوز در بهکارگیری دقیق آن چندان موفق نبودهاند. در مورد روسیه، این انتقال تسلیحات به ایران امکان داده در تحولات اروپا تاثیر غیرمستقیم بگذارد و در عین حال درآمد مالی قابل توجهی کسب کند.

چگونگی گنجاندن موشکها در توافقی جدید
پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک نوشته است: « با توجه به قابلیتها و اهداف ایدئولوژیک- ژئوپولیتیکی ایران، محدودیت موشکی باید از عناصر اصلی هر توافق آتی باشد. هیچ توافقی که صرفاً مواد و تاسیسات هستهای را دربر گیرد اما ابزار پرتاب آن را نادیده بگیرد، کافی نخواهد بود. اگرچه گنجاندن این موضوع در توافق دیپلماتیک دشوار است، اما نادیده گرفتن دوباره آن، پیامدهای بسیار وخیمتری برای امنیت ملی آمریکا خواهد داشت.»
فرزین ندیمی در مقاله خود پیشنهاد کرده است که مذاکرهکنندگان آمریکایی باید سه حوزه را در اولویت قرار دهند:
۱- محدودیتهای منقضیشده شورای امنیت باید احیا و تقویت شوند. همچنین، ممنوعیتهای جدیدی باید برای آزمایش، توسعه و انتقال فناوری مربوط به موشکهای بالستیک و کروزِ با قابلیت حمل سلاح هستهای، طبق تعاریف رژیمهای بینالمللی منع اشاعه، بهصورت قابل راستیآزمایی اعمال شود. این رویکرد میتواند بر پایه زبان دقیقتر پیش از سال ۲۰۱۵ استوار شود و از ابهاماتی جلوگیری کند که ایران بارها از آنها بهرهبرداری کرده است.
رژیم کنترل فناوری موشکی (MTCR) یک معیار فنی معتبر برای موشکهای با قابلیت هستهای ارائه میدهد: برد ۳۰۰ کیلومتر و وزن محموله ۵۰۰ کیلوگرم. موشکهای زیر این آستانه، تاکتیکی محسوب میشوند و آنهایی که از آن فراتر میروند، میتوانند اهداف راهبردی را با کلاهک هستهای هدف قرار دهند. اگر اهداف ایران صرفاً دفاعی است، باید با این سقف موافقت کند، بهویژه اگر موضوع در چارچوب کاهش تنش منطقهای مطرح شود. پیمان INF (موشکهای میانبرد) میان آمریکا و شوروی نیز الگوی خوبی برای راستیآزمایی محسوب میشود.
۲- توقف توسعه و صادرات موشکها باید به مشوقهای توافق هستهای گره زده شود. لغو تحریمها باید منوط به توقف توسعه، آزمایش و انتقال موشکها و پهپادهای انتحاری دوربرد بالاتر از آستانه MTCR همراه با حذف قابل راستیآزمایی آنها باشد. مکانیزم نظارت تحت رهبری سازمان ملل باید با مشارکت کارشناسان MTCR، دفتر خلع سلاح سازمان ملل، و موسسه تحقیقات خلع سلاح، تحت ماموریت شورای امنیت بر این انتقالات نظارت کند. تجربیات پیشین نشان داده چنین سازوکارهایی، اگر منابع کافی و حمایت سیاسی داشته باشند، میتوانند بسیار کارآمد باشند.
عناصر کلیدی دیگر شامل اعلام موجودی و محلها، بازرسیهای میدانی، پایش از راه دور، ردیابی ماهوارهای، اشتراک دادههای تلهمتری، و اطلاعرسانی پیش از پرتاب نیز باید مد نظر قرار گیرد.
۳- ایالات متحده باید همزمان یا پس از مذاکرات با جمهوری اسلامی، از شرکای منطقهای بخواهد که گفتوگویی موشکی را با تهران آغاز کنند. کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل – که هدف مستقیم ایران هستند – باید در این فرآیند نقش داشته باشند.
چنین پیمانی میتواند شامل اطلاعرسانی درباره آزمایشها، محدودیت در استقرار و توقف انتقال به بازیگران غیردولتی باشد. اگر این تدابیر بهعنوان بخشی از یک بسته امنیتی منطقهای مطرح شود، نه خلعسلاح یکجانبه، شاید برای رهبران ایران قابلپذیرشتر باشد. تهران بارها خواستار گفتوگوی منطقهای شده و اکنون باید به این درخواستها پاسخ عملی دهد.

فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نتیجه گرفته است که موشکهای دوربرد و پهپادهای تهاجمی در قلب دکترین تهدیدآمیز جمهوری اسلامی قرار دارند و نادیده گرفتن آنها، مذاکرهکنندگان آمریکا را بهسوی تکرار اشتباهی خطرناک سوق میدهد: توافقی ناقص که تهدید ناشی از اورانیوم غنیشده را مهار میکند، اما راه را برای گسترش سامانههای تحویلی خطرناک میگشاید؛ سامانههایی که حکومت ایران نشان داده بهراحتی حاضر است از آنها استفاده کند یا آن را به دیگران منتقل کند.
بهنوشته ندیمی، حکومت ایران بارها موشکهای خود را نماد مشروعیت، نفوذ راهبردی، «مقاومت» و «عدالت الهی» معرفی کرده و با بهرهگیری از سالها تبلیغات و تحریف واقعیت، هالهای از تقدس پیرامون آن ساخته تا برنامه موشکیاش را از نظارت جهانی و پاسخگویی داخلی مصون دارد و تا کنون نیز در این راه موفق بوده است. شکستن این چرخه، نیازمند رویکردی جسورانه است؛ رویکردی که نهفقط به دنبال اعمال محدودیتها، بلکه بهدنبال برچیدن افسانههای ساختگی باشد. اکثریت ایرانیان آگاهاند که تصویرسازیهای تهدیدآمیز از آمریکا و اسرائیل، محصول محاسبات نادرست و ایدئولوژیک رژیم خودشان است، نه واقعیتهای ژئوپلیتیکی.
فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نوشته است: «یک راهحل متوازن، ضمن مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی، برد موشکهایش را نیز محدود میکند، و در عین حال امکان حفظ سامانههای کوتاهبرد (زیر ۳۰۰ کیلومتر) برای دفاع مشروع را باقی میگذارد. بدون محدودیتهای موشکی، هرگونه «برجام جدید» همان ضعف بنیادین توافق قبلی را تکرار خواهد کرد. اکنون زمان آن رسیده که این خلاء موشکی پر شود و توافقی جامعتر بهدست آید؛ توافقی که شاید آغازگر گفتوگوی منطقهای معنادار در آینده باشد. گنجاندن موشکهای دوربرد در توافقی تازه، میتواند گامی در جهت بازتعریف ثبات منطقهای در قرن بیستویکم باشد؛ گامی که هم به اطمینان متحدان آمریکا یاری میرساند، هم به تقویت اصول عدم اشاعه، و هم به واداشتن ایران به اتخاذ موضعی شفافتر و کمتر بیثباتکننده در منطقه.»

بر اساس گزارشی که روز چهارشنبه، ۴ ژوئن ۲۰۲۵، در وبسایت بلومبرگ منتشر شد، صادرات نفت ایران به چین در ماه مه با کاهش قابلتوجهی روبهرو شده است. این کاهش، نتیجهی تشدید تحریمهای ایالات متحده و همزمان افت تقاضای پالایشگاههای چینی عنوان شده است.
طبق دادههای اولیه شرکت تحلیل بازار «وورتکسا» (Vortexa)، جریان صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسیده؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۲۰ درصد کاهش داشته است. تحلیلگران هشدار دادهاند که با خاموش شدن ترانسپوندر کشتیها، رهگیری دقیق این محمولهها دشوارتر شده و احتمال تغییر در آمار نهایی وجود دارد.
به گفتهی «اما لی»، تحلیلگر ارشد بازار در وورتکسا، همزمان با فشارهای فزاینده ناشی از تحریمهای آمریکا، زنجیره تأمین نفت ایران با اختلال مواجه شده است. او افزود که تقاضای پالایشگاهی نیز بهدلیل تأخیر در تعمیرات فصلی و پیشبینی ادامه آن تا ماه ژوئیه، کاهش یافته است.
در حالیکه دولت آمریکا و متحدانش با هدف مقابله با برنامه هستهای جمهوری اسلامی، صادرات نفت ایران را هدف گرفتهاند، گفتوگوهای میان تهران و واشنگتن نیز در وضعیت بنبست قرار دارد. آمار رسمی چین نیز هیچ وارداتی از ایران را ثبت نکرده، چرا که نفت ایران معمولاً با انتقال کشتیبهکشتی در آبهای اطراف مالزی، با مبدا جعلی وارد چین میشود.
در این میان، پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تیپاتها»، که از خریداران اصلی نفت ارزان ایران هستند، بهدلیل سود پایین عملیاتی و فعالیت در سطوحی نزدیک به ظرفیت حداقلی، واردات خود را کاهش دادهاند. همچنین، آنها در ماههای ابتدایی سال جاری ذخایر بالایی از نفت انبار کردهاند که نیاز به واردات در ماه مه را کاهش داده است.
اما لی همچنین اشاره کرده که افت قیمت نفتهای رقیب، بهویژه انواع روسی مانند «سوکول» و «نووی پورت»، در کنار این عوامل باعث شده است که نفت ایران جایگاه رقابتی خود را در بازار چین تا حدودی از دست بدهد.





