بلومبرگ به نقل از دادههای اولیه مرتبط با ردیابی کشتیها گزارش داد ایران در حال ارسال نفت کمتری به چین است، چرا که تشدید تحریمها روند صادراتش را مختل کرده، و تقاضای پالایشگاهها در چین هم کاهش یافته است.
طبق این دادهها، صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در ماه مه (از ۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد) به کمی بیش از ۱/۱ میلیون بشکه در روز رسیده است، رقمی که حدود ۲۰ درصد کمتر از مدت مشابه در سال گذشته است.
در این گزارش آمده این برآوردها، که از سوی شرکت وُرتکسا ارائه شده، ممکن است با تکمیل فرآیند شمارش تغییر کند،به ویژه به این دلیل که کشتیها «بهطور فزایندهای فرستندههای خود را خاموش میکنند و ردیابی را دشوارتر میسازند.»
گزارش کامل این خبر را اینجا بخوانید.

موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک در مقالهای تاکید کرده است که در پی افزایش کنترلنشده توان موشکی جمهوری اسلامی از زمان توافق هستهای سال ۲۰۱۵، هرگونه توافق جدید باید شامل محدودیتهای قابل اجرا بر توسعه و انباشت موشکهای دوربرد باشد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد در موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک و متخصص امور امنیتی و دفاعی ایران و منطقه خلیج فارس، در این مقاله نوشته است: «در جریان مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵، ایالات متحده و دیگر کشورها تلاشهای فراوانی برای گنجاندن محدودیتهایی بر موشکهای بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هستهای ایران انجام دادند. با این حال، توافق نهایی عمدتاً بر فعالیتهای هستهای متمرکز شد و برنامه موشکی ایران تقریباً دستنخورده باقی ماند.»
بهگفته ندیمی، «پیامدهای خطرناک این غفلت در سالهای اخیر بهروشنی نمایان شده و اگر توافق جدید نیز همین مسیر را برود، چشمانداز امنیت و عدم اشاعه در خاورمیانه و فراتر از آن را تیرهتر خواهد کرد.»
او در یادداشت تازه خود افزوده است: «برجام هیچ محدودیت مستقیم و قابل راستیآزمایی بر موشکهای بالستیک یا کروز ایران اعمال نکرد. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل (۲۰۱۵) صرفاً از تهران خواسته بود که برای هشت سال از توسعه موشکهای بالستیکِ طراحیشده برای حمل سلاح هستهای خودداری کند، آنهم بدون الزام یا ضمانت اجرایی. گرچه برجام فرصتی فراهم کرد، اما نتوانست سامانههایی را که بالقوه قابلیت حمل کلاهک هستهای دارند، مهار کند.»
به نوشته ندیمی، محدودیتهای داوطلبانه قطعنامه ۲۲۳۱ نیز در اکتبر ۲۰۲۳ منقضی شد و هرگونه نظارت بینالمللی، ولو نمادین، بر برنامه موشکی ایران را از میان برداشت. این خلاء موشکی، که شاید در سال ۲۰۱۵ مصلحتاندیشانه تلقی میشد، امروز به شکافی جدی در تلاشهای جهانی برای عدم اشاعه تبدیل شده است.»

زرادخانه روبهرشد موشکهای هستهایقابلیت ایران
در مقاله منتشر شده در وبسایت موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، سپس گفته شده است: «پس از اجرای برجام، حکومت ایران برنامه موشکی و انباشت تسلیحات خود را سرعت بخشید. با وجود باقیماندن برخی تحریمها، ایران دهها موشک بالستیک جدید یا ارتقاء یافته را آزمایش کرد که برد، دقت و بقاپذیری بالاتری داشتند. با اندکی تغییرات، بسیاری از این موشکها قادرند کلاهکهای هستهای مخصوص حمل کنند. همچنین، ایران توانایی بقای زرادخانه پراکنده خود را با احداث پایگاههای زیرزمینی مستحکم افزایش داده است.»
امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، ادعا کرده که سپاه تا ۱۰۰ پایگاه بزرگ زیرزمینی دارد، اما بهنوشته فرزین ندیمی برآورد منابع مستقل شمار این پایگاهها را بین ۲۵ تا ۵۰ تخمین زده است.
بر اساس برآوردهای ایالات متحده، ایران امروز بزرگترین زرادخانه موشکهای بالستیک خاورمیانه را با بیش از سه هزار موشک در اختیار دارد. این مجموعه شامل موشکهای میانبرد (که ایران آنها را دوربرد مینامد) است که قادر به رسیدن به اسرائیل، سراسر شبهجزیره عربستان و بخشهایی از اروپا هستند.
ایران همچنین موشکهای کوتاهبردی دارد که منطقه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در این منطقه را پوشش میدهند. ایران همچنین در فناوری سوخت جامد، که امکان پرتاب سریعتر را فراهم میکند، و در موشکهایی با سرعتهای مافوقصوت، سرجنگیهای مانورپذیر، فریبدهندهها و ابزارهای نفوذ، پیشرفتهایی داشته است.
علاوه بر این، از موشکهای چندمرحلهای سوخت جامدی برای پرتاب ماهوارهها استفاده شده که میتوانند در ساخت موشکهای با برد متوسط تا قارهپیما کاربرد نظامی پیدا کنند.
ندیمی در ادامه نوشته است: «قابلیت موشکهای کروز ایران نیز افزایش یافته و اکنون بخش کلیدی زرادخانه آن را تشکیل میدهد. از سال ۲۰۱۵، حکومت دستکم شش نوع موشک کروز دوربرد جدید معرفی کرده است که برد آنها بین ۷۰۰ تا ۱۶۵۰ کیلومتر است.»
شناسایی و رهگیری این تسلیحات پرواز پایین، نسبت به موشکهای بالستیک دشوارتر است. در سال ۲۰۲۳، ایران یک نوع موشک کروز ابرفراصوت (هایپرسانیک) با برد اعلامی ۱۵۰۰ کیلومتر را معرفی کرد که در صورت تکمیل آزمایشها و ورود به خدمت، قابلیت حملات دقیق با بقاپذیری بالا در برد زیاد را فراهم خواهد کرد.

استفاده عملی از موشکها و انتقال آنها به نیروهای نیابتی
فرزین ندیمی در ادامه مقاله خود تاکید کرده است که نگرانیهای جهانی درباره این توانمندیها صرفاً فرضی و خیالی نیست. از سال ۲۰۱۷، حکومت ایران بهطور مستقیم صدها موشک بالستیک و کروز را در دستکم ۹ عملیات بزرگ به سوریه، عراق، پاکستان، اسرائیل و عربستان شلیک کرده، و نیروهای نیابتیاش نیز صدها موشک ساخت ایران را بهکار گرفتهاند. این حملات با هدف انتقامگیری و ارسال پیامهای راهبردی صورت گرفته و ایران گمان میکرده این اقدامات از حمله متقابل جلوگیری میکند؛ که اغلب چنین نشده است.
به نوشته ندیمی، «در عمل، این راهبرد به تبدیل درگیریهای منطقهای به میدانی برای آزمون موشکهای ایران منجر شده و توانمندیهای آن را بهبود داده است. انتقال موشکها و پهپادها به روسیه، حزبالله لبنان، حوثیها در یمن و شبهنظامیان عراق و سوریه، بخشی از تلاشهای تهران برای گسترش نفوذ منطقهایاش بوده؛ تلاشی که هدفش تحمیل هزینه به دشمنان بدون درگیری مستقیم است.»
او افزوده است: « فناوریهای هدایت دقیق که وارد زرادخانه نیروهای نیابتی شده نیز نشان میدهد توسعه داخلی و صادرات نظامی ایران به موازات هم پیش میروند؛ هرچند نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی هنوز در بهکارگیری دقیق آن چندان موفق نبودهاند. در مورد روسیه، این انتقال تسلیحات به ایران امکان داده در تحولات اروپا تاثیر غیرمستقیم بگذارد و در عین حال درآمد مالی قابل توجهی کسب کند.

چگونگی گنجاندن موشکها در توافقی جدید
پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک نوشته است: « با توجه به قابلیتها و اهداف ایدئولوژیک- ژئوپولیتیکی ایران، محدودیت موشکی باید از عناصر اصلی هر توافق آتی باشد. هیچ توافقی که صرفاً مواد و تاسیسات هستهای را دربر گیرد اما ابزار پرتاب آن را نادیده بگیرد، کافی نخواهد بود. اگرچه گنجاندن این موضوع در توافق دیپلماتیک دشوار است، اما نادیده گرفتن دوباره آن، پیامدهای بسیار وخیمتری برای امنیت ملی آمریکا خواهد داشت.»
فرزین ندیمی در مقاله خود پیشنهاد کرده است که مذاکرهکنندگان آمریکایی باید سه حوزه را در اولویت قرار دهند:
۱- محدودیتهای منقضیشده شورای امنیت باید احیا و تقویت شوند. همچنین، ممنوعیتهای جدیدی باید برای آزمایش، توسعه و انتقال فناوری مربوط به موشکهای بالستیک و کروزِ با قابلیت حمل سلاح هستهای، طبق تعاریف رژیمهای بینالمللی منع اشاعه، بهصورت قابل راستیآزمایی اعمال شود. این رویکرد میتواند بر پایه زبان دقیقتر پیش از سال ۲۰۱۵ استوار شود و از ابهاماتی جلوگیری کند که ایران بارها از آنها بهرهبرداری کرده است.
رژیم کنترل فناوری موشکی (MTCR) یک معیار فنی معتبر برای موشکهای با قابلیت هستهای ارائه میدهد: برد ۳۰۰ کیلومتر و وزن محموله ۵۰۰ کیلوگرم. موشکهای زیر این آستانه، تاکتیکی محسوب میشوند و آنهایی که از آن فراتر میروند، میتوانند اهداف راهبردی را با کلاهک هستهای هدف قرار دهند. اگر اهداف ایران صرفاً دفاعی است، باید با این سقف موافقت کند، بهویژه اگر موضوع در چارچوب کاهش تنش منطقهای مطرح شود. پیمان INF (موشکهای میانبرد) میان آمریکا و شوروی نیز الگوی خوبی برای راستیآزمایی محسوب میشود.
۲- توقف توسعه و صادرات موشکها باید به مشوقهای توافق هستهای گره زده شود. لغو تحریمها باید منوط به توقف توسعه، آزمایش و انتقال موشکها و پهپادهای انتحاری دوربرد بالاتر از آستانه MTCR همراه با حذف قابل راستیآزمایی آنها باشد. مکانیزم نظارت تحت رهبری سازمان ملل باید با مشارکت کارشناسان MTCR، دفتر خلع سلاح سازمان ملل، و موسسه تحقیقات خلع سلاح، تحت ماموریت شورای امنیت بر این انتقالات نظارت کند. تجربیات پیشین نشان داده چنین سازوکارهایی، اگر منابع کافی و حمایت سیاسی داشته باشند، میتوانند بسیار کارآمد باشند.
عناصر کلیدی دیگر شامل اعلام موجودی و محلها، بازرسیهای میدانی، پایش از راه دور، ردیابی ماهوارهای، اشتراک دادههای تلهمتری، و اطلاعرسانی پیش از پرتاب نیز باید مد نظر قرار گیرد.
۳- ایالات متحده باید همزمان یا پس از مذاکرات با جمهوری اسلامی، از شرکای منطقهای بخواهد که گفتوگویی موشکی را با تهران آغاز کنند. کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل – که هدف مستقیم ایران هستند – باید در این فرآیند نقش داشته باشند.
چنین پیمانی میتواند شامل اطلاعرسانی درباره آزمایشها، محدودیت در استقرار و توقف انتقال به بازیگران غیردولتی باشد. اگر این تدابیر بهعنوان بخشی از یک بسته امنیتی منطقهای مطرح شود، نه خلعسلاح یکجانبه، شاید برای رهبران ایران قابلپذیرشتر باشد. تهران بارها خواستار گفتوگوی منطقهای شده و اکنون باید به این درخواستها پاسخ عملی دهد.

فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نتیجه گرفته است که موشکهای دوربرد و پهپادهای تهاجمی در قلب دکترین تهدیدآمیز جمهوری اسلامی قرار دارند و نادیده گرفتن آنها، مذاکرهکنندگان آمریکا را بهسوی تکرار اشتباهی خطرناک سوق میدهد: توافقی ناقص که تهدید ناشی از اورانیوم غنیشده را مهار میکند، اما راه را برای گسترش سامانههای تحویلی خطرناک میگشاید؛ سامانههایی که حکومت ایران نشان داده بهراحتی حاضر است از آنها استفاده کند یا آن را به دیگران منتقل کند.
بهنوشته ندیمی، حکومت ایران بارها موشکهای خود را نماد مشروعیت، نفوذ راهبردی، «مقاومت» و «عدالت الهی» معرفی کرده و با بهرهگیری از سالها تبلیغات و تحریف واقعیت، هالهای از تقدس پیرامون آن ساخته تا برنامه موشکیاش را از نظارت جهانی و پاسخگویی داخلی مصون دارد و تا کنون نیز در این راه موفق بوده است. شکستن این چرخه، نیازمند رویکردی جسورانه است؛ رویکردی که نهفقط به دنبال اعمال محدودیتها، بلکه بهدنبال برچیدن افسانههای ساختگی باشد. اکثریت ایرانیان آگاهاند که تصویرسازیهای تهدیدآمیز از آمریکا و اسرائیل، محصول محاسبات نادرست و ایدئولوژیک رژیم خودشان است، نه واقعیتهای ژئوپلیتیکی.
فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نوشته است: «یک راهحل متوازن، ضمن مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی، برد موشکهایش را نیز محدود میکند، و در عین حال امکان حفظ سامانههای کوتاهبرد (زیر ۳۰۰ کیلومتر) برای دفاع مشروع را باقی میگذارد. بدون محدودیتهای موشکی، هرگونه «برجام جدید» همان ضعف بنیادین توافق قبلی را تکرار خواهد کرد. اکنون زمان آن رسیده که این خلاء موشکی پر شود و توافقی جامعتر بهدست آید؛ توافقی که شاید آغازگر گفتوگوی منطقهای معنادار در آینده باشد. گنجاندن موشکهای دوربرد در توافقی تازه، میتواند گامی در جهت بازتعریف ثبات منطقهای در قرن بیستویکم باشد؛ گامی که هم به اطمینان متحدان آمریکا یاری میرساند، هم به تقویت اصول عدم اشاعه، و هم به واداشتن ایران به اتخاذ موضعی شفافتر و کمتر بیثباتکننده در منطقه.»

بر اساس گزارشی که روز چهارشنبه، ۴ ژوئن ۲۰۲۵، در وبسایت بلومبرگ منتشر شد، صادرات نفت ایران به چین در ماه مه با کاهش قابلتوجهی روبهرو شده است. این کاهش، نتیجهی تشدید تحریمهای ایالات متحده و همزمان افت تقاضای پالایشگاههای چینی عنوان شده است.
طبق دادههای اولیه شرکت تحلیل بازار «وورتکسا» (Vortexa)، جریان صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران به چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسیده؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۲۰ درصد کاهش داشته است. تحلیلگران هشدار دادهاند که با خاموش شدن ترانسپوندر کشتیها، رهگیری دقیق این محمولهها دشوارتر شده و احتمال تغییر در آمار نهایی وجود دارد.
به گفتهی «اما لی»، تحلیلگر ارشد بازار در وورتکسا، همزمان با فشارهای فزاینده ناشی از تحریمهای آمریکا، زنجیره تأمین نفت ایران با اختلال مواجه شده است. او افزود که تقاضای پالایشگاهی نیز بهدلیل تأخیر در تعمیرات فصلی و پیشبینی ادامه آن تا ماه ژوئیه، کاهش یافته است.
در حالیکه دولت آمریکا و متحدانش با هدف مقابله با برنامه هستهای جمهوری اسلامی، صادرات نفت ایران را هدف گرفتهاند، گفتوگوهای میان تهران و واشنگتن نیز در وضعیت بنبست قرار دارد. آمار رسمی چین نیز هیچ وارداتی از ایران را ثبت نکرده، چرا که نفت ایران معمولاً با انتقال کشتیبهکشتی در آبهای اطراف مالزی، با مبدا جعلی وارد چین میشود.
در این میان، پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تیپاتها»، که از خریداران اصلی نفت ارزان ایران هستند، بهدلیل سود پایین عملیاتی و فعالیت در سطوحی نزدیک به ظرفیت حداقلی، واردات خود را کاهش دادهاند. همچنین، آنها در ماههای ابتدایی سال جاری ذخایر بالایی از نفت انبار کردهاند که نیاز به واردات در ماه مه را کاهش داده است.
اما لی همچنین اشاره کرده که افت قیمت نفتهای رقیب، بهویژه انواع روسی مانند «سوکول» و «نووی پورت»، در کنار این عوامل باعث شده است که نفت ایران جایگاه رقابتی خود را در بازار چین تا حدودی از دست بدهد.

در حالی که مذاکرات هستهای میان حکومت ایران و آمریکا در جریان است، جزئیاتی از پیشنهاد واشینگتن به تهران به رسانهها درز کرده است.با این حال، چشمانداز دستیابی به توافق همچنان مبهم باقی مانده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به بررسی پیشنهاد جدید آمریکا به جمهوری اسلامی در خصوص برنامهی هستهایاش پرداخت و نوشت: دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، با همراهی استیو ویتکاف، فرستاده ویژه در امور خاورمیانه، در تلاش است تا از طریق این مذاکرات، بخشی از تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران را در ازای کاهش یا توقف غنیسازی اورانیوم توسط تهران لغو کند.
بنابر این گزارش در صورت عدم دستیابی به توافق، تنشها در منطقه، بهویژه با توجه به جنگ جاری میان اسرائیل و حماس در نوار غزه، ممکن است افزایش یابد.
اقتصاد ایران نیز با خطر فروپاشی مواجه است، که میتواند ناآرامیهای داخلی را تشدید کند.همچنین، احتمال حملات هوایی از سوی آمریکا یا اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران وجود دارد.
در این میان، تهران ممکن است همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متوقف کرده و بهسرعت بهسوی ساخت سلاح هستهای پیش رود.
بیشتر بخوانید: کاخ سفید: اگر حکومت ایران پیشنهاد ما را نپذیرد با پیامدهای جدی روبهرو خواهد شد
جزئیات پیشنهاد آمریکا
وبسایت خبری آکسیوس گزارش داده است که پیشنهاد آمریکا شامل تشکیل یک کنسرسیوم هستهای برای غنیسازی اورانیوم در ایران و کشورهای همسایه است.
طبق این گزارش، ایران ممکن است برای مدتی مجاز به غنیسازی اورانیوم تا سطح ۳ درصد باشد. این در حالی است که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ به ایران اجازه میداد تا سقف ۳.۶۷ درصد اورانیوم غنیسازی کند.
در حال حاضر، ایران اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی میکند، که فاصله اندکی با سطح مورد نیاز برای سلاح هستهای دارد.
پرستیوی، بخش انگلیسیزبان تلویزیون دولتی ایران، نیز مقالهای منتشر کرده که به گزارش آکسیوس پرداخته است. به نوشته آسوشیتدپرس، بازنشر این جزئیات توسط رسانهای تحت کنترل جریانهای تندرو در جمهوری اسلامی، ممکن است نشاندهنده پذیرش یا استقبال این جریانها از برخی مفاد پیشنهاد آمریکا باشد.
بیشتر بخوانید: اکسیوس: طرح جدید آمریکا با مواضع علنی واشینگتن درباره برنامه هستهای ایران در تضاد است

واکنش مقامات جمهوری اسلامی
ابوالفضل ظهرهوند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، اظهار داشت که یکی از پیشنهادهای آمریکا شامل برچیدن کامل برنامه هستهای ایران در قالب یک کنسرسیوم است.
او افزود که این کنسرسیوم ممکن است با مشارکت عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر در یک جزیره تحت کنترل آمریکا تشکیل شود، جایی که ایران سهمی در آن خواهد داشت، اما غنیسازی در خاک ایران انجام نخواهد شد.
فریدون عباسی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران، نیز پیشنهاد داده است که یکی از جزایر مورد مناقشه با امارات میتواند محل اجرای این پروژه باشد. او تأکید کرده است که ایران نیازی به آمریکا ندارد و خود دارای دانش فنی لازم است.
گامهای بعدی
جمهوری اسلامی احتمالا در روزهای آینده از طریق عمان، که نقش میانجی را در این مذاکرات ایفا میکند، به پیشنهاد آمریکا پاسخ خواهد داد. همچنین، احتمال برگزاری دور ششم مذاکرات وجود دارد، اگرچه زمان و مکان آن هنوز مشخص نشده است.
با توجه به نزدیک شدن به تعطیلات عید قربان، انتظار میرود که مذاکرات تا هفته آینده از سر گرفته نشود. در این میان، ذخایر اورانیوم بسیار غنیشده ایران میتواند امکان ساخت چندین سلاح هستهای را فراهم کند، در صورتی که تهران تصمیم به دنبال کردن این مسیر بگیرد.
از طرف دیگر، کشورهای غربی نیز ممکن است در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی اقدام به صدور قطعنامهای برای محکوم کردن ایران کنند، که میتواند به فعالسازی «مکانیسم ماشه» برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل منجر شود. مهلت این مکانیسم در ماه اکتبر به پایان میرسد.
کِلیسی داونپورت، مدیر سیاستگذاری منع اشاعه در «انجمن کنترل تسلیحات»، هشدار داده است که زمان برای دستیابی به توافقی که خطر اشاعه از سوی ایران را کاهش دهد، بسیار محدود است.
او تاکید کرده است که با توجه به وضعیت فعلی، هرگونه تشدید تنش میتواند روند مذاکرات را از بین ببرد و خطر درگیری را افزایش دهد.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، دستور تغییر نام یک کشتی نیروی دریایی آمریکا را که به نام هاروی میلک، سیاستمدار ترورشده اهل سانفرانسیسکو و از چهرههای شاخص جنبش کوییر آمریکا نامگذاری شده بود، صادر کرده است.
وبسایت امور نظامی «میلیتاری دات کام» گزارش داد به یادداشتی از دفتر وزیر نیروی دریایی دست یافته که در آن آمده این اقدام در راستای هدف اعلامشده هگست برای «بازسازی فرهنگ جنگجویی» در نیروهای مسلح آمریکا انجام شده است.
یک مقام دفاعی بدون ذکر نام گفته وزیر نیروی دریایی از هگست دستور گرفته نام کشتی را تغییر دهد، و زمان اعلام رسمی این تصمیم ــ که در ژوئن، ماه جهانی افتخار جامعه الجیبیتیکیو صورت میگیرد ــ «عامدانه» انتخاب شده است.
این کشتی به یاد هاروی میلک، کهنهسرباز نیروی دریایی و فعال حقوق کوییر، نامگذاری شده است؛ یکی از نخستین افرادی که بهعنوان یک همجنسگرای آشکار در سال ۱۹۷۸ به عضویت هیات نظارت سانفرانسیسکو انتخاب شد.

چند روزی است که یک ویدیو قدیمی از دکتر رضا ملکزاده، وزیر پیشین بهداشت، در فضای مجازی می چرخد. در این ویدیو، دکتر ملکزاده ادعا میکند که «بیشترین مصرف تریاک در ایران مربوط به رفسنجان است؛ ۲۷ درصد مردم این شهر تریاک میکشند. گلستان نیز با ۱۸ درصد در رتبه بعدی قرار دارد.»
ظاهرا، گروهی شهروندان رفسنجان، از آمار بالای تریاکی ها در شهر خود ناراحت شدهاند، تا جایی که دکتر ملکزاده با انتشار ویدیویی جدید، عذرخواهی کرد و گفت: «بیش از ۴۵ درصد تریاک تولیدی جهان در ایران مصرف میشود و حدود ۱۰ درصد از جمعیت بالای ۴۰ سال، بهصورت تفننی یا اعتیاد، تریاک مصرف میکنند.»
بالاترین نرخ مصرف تریاک در جهان
بر اساس دادههای موجود، ایران بالاترین نرخ مصرف تریاک در جهان را دارد. روند مصرف طی دهه گذشته افزایشی و آمارها، هرچند متغیر و بعضاً متناقض، ولی همگی از میلیونها مصرفکننده در ایران خبر میدهند.
الگوی غالب، مردان میانسال است؛ اما دامنه مصرف از نظر سنی و جنسیتی گسترده تر شده. در عین حال گرایش به مواد صنعتی هم شدت یافته است. فقر، بیکاری، فشار روانی، ضعف نظام سلامت روان، و باورهای فرهنگی ریشههای اصلی این بحراناند. موقعیت جغرافیایی ایران در همجواری با افغانستان - که بزرگترین تولیدکننده تریاک در جهان است - و نبود سیاستهای بازدارنده موثر، این چرخه را تقویت کرده است.
با وجود خطرات شناختهشده مصرف تریاک، از سرطان و بیماریهای تنفسی گرفته تا آسیبهای کلیوی و قلبی، باورهای غلط درباره «خاصیت تریاک» در بخشی از جامعه رایج است.
مجرم یا بیمار؟
نگاه رسمی و اجتماعی به فرد مصرف کننده تریاک، همچنان دچار سردرگمی است: آیا او بیمار است یا مجرم؟ در حالیکه سیاستهای کلان سالهای اخیر بهظاهر درمانمحور شدهاند، طرد اجتماعی، شرمساری، و برچسبهای ننگآور، همچنان مانع درمان موثر میشود.
سعید مدنی، جامعهشناس، در کتاب جامعهشناسی اعتیاد مینویسد: «روزانه حدود دو تن انواع مواد مخدر در کشور مصرف میشود، در حالیکه سالانه تنها ۱۲۰ تن کشف و ضبط میشود.»
این یعنی، بخش عمدهای از چرخه مواد مخدر هرگز کشف نمیشود؛ یا نباید که بشود!
جمهوری اسلامی از «جنگ تمامعیار با مواد مخدر» سخن می گوید، اما اگر طبق آمار رسمی، ۹۲ درصد کشفیات تریاک جهان در ایران اتفاق میافتد، چرا هنوز بحران پابرجاست؟ جنگی که نتایجش با ابعاد مسئله همخوان نیست، آیا اساساً جنگ است یا توهم نبرد؟
مشروعیت تریاک
تریاک در فرهنگ معاصر ایرانی نه فقط یک ماده مخدر، بلکه گاه بخشی از روایتهای سنتی، طنز، و حتی ادبیات شفاهی ما بوده است.
این ماده گاه با چهرهای خندان، شوخیآمیز یا حتی فرهیخته در اذهان ظاهر شده و کاراکترهای سینمایی ماندگاری هم در ذهن عموم ساخته است. از فیلمهایی مانند گوزنها تا علی سنتوری و ابد و یک روز، شخصیتهای معتاد همواره با همدلی و دلسوزی جامعه مواجه بودهاند.
آیینه عبرت!
امروز، اعتیاد نه چهرهای کریه، بلکه چهرهای عادی پیدا کرده است؛ چهرهای که شاید دیگر ترسناک نیست، بلکه بخشی از زندگی عادی روزمره است.
بحران تریاک در ایران را نمیتوان صرفاً با چند آمار جنجالی یا اظهارنظر حاشیهساز تحلیل کرد. این بحران، بهشدت ریشهدار و پیچیده است و در تار و پود تاریخ، جغرافیا، ساختار اقتصادی و فرهنگ عمومی کشور تنیده شده است.
امشب در برنامه به این مسله پرداختیم.
«برنامه» این پایین است!
در تازهترین قسمت «برنامه با کامبیز حسینی»، به بررسی آخرین وضعیت ایران از نگاه خودمان میپردازیم!
در این برنامه، سعید پیوندی مهمان است و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند که چرا ایرانیها بیشترین مصرف تریاک را در دنیا دارند؟





