کارزار هماهنگ جمهوری اسلامی برای جرمانگاری و ممنوعسازی حضور سگها در فضای عمومی
پس از اعلام دادستانیهای اصفهان و آذربایجانغربی درباره منع «سگگردانی» در شهرهای این دو استان، دادستانیهای استانهای گلستان، لرستان، همدان، قزوین و کرمان نیز از اعمال ممنوعیت مشابه خبر دادند.
بر اساس دستورالعملهای صادر شده از سوی دادستانهای گلستان، لرستان، قزوین، همدان و کرمان، بیرون آوردن سگ در اماکن عمومی و حمل آن با وسایل نقلیه ممنوع است و با متخلفان برخورد «جدی» خواهد شد.
در دستور صادرشده به پلیس راه و نیروهای انتظامی، بر توقیف سیستمی و فیزیکی خودروهای حامل سگ، معرفی رانندگان متخلف به مراجع قضایی، پلمب فروشگاههای مرتبط با حیوانات و تعطیلی مطبهای دامپزشکی فاقد مجوز تاکید شده است.
در سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۳ شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ارائه طرحهایی خواستار تصویب قانونی شدند که بر اساس آن، نگهداری و همراه داشتن سگ در معابر عمومی مشمول جریمههای سنگین نقدی و حتی مجازات حبس شود؛ اما این طرحها هرگز به قانون تبدیل نشدند.
در هیچیک از مواد و تبصرههای قانونی موجود نیز نگهداری یا حمل سگ بهتنهایی جرمانگاری نشده است. با اینحال، این نخستین بار نیست که ممنوعیتهای گستردهای برای به همراه داشتن سگ در اماکن عمومی در ایران وضع میشود.
در روزهای گذشته دادستانهای برخی از استانها با انتشار دستورالعملی مشابه که به نظر میرسد بخشی از یک کارزار هماهنگ است، بار دیگر بر ممنوعیت حضور سگها در فضای عمومی تاکید کردهاند.
مطهر محمدخانی، سخنگوی شهردار تهران، ۱۳ خرداد گفت ورود حیوانات به پارکهای شهری ممنوع است و این موضوع روی تابلوهای شهری اعلام شده است.
او افزود: «ما مدافع حقوق حیوانات هستیم اما شهر قواعد خودش را دارد... ورود سگ به پارکها یکی از نشانههای روشن برای ایجاد پلیس تخصصی شهری در پایتخت است.»
پیشتر خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران نیز در گزارشی نوشته بود گرداندن سگ در فضای عمومی «از منظر فردی ممکن است نوعی سبک زندگی یا ابراز عاطفه به حیوانات خانگی تلقی شود، اما از دیدگاه اجتماعی، به مسالهای چندبعدی با پیامدهای فرهنگی، بهداشتی و امنیتی تبدیل شده است».
طی سالهای گذشته مقامهای انتظامی و قضایی جمهوری اسلامی بارها درباره محدودیت یا ممنوعیت گرداندن سگ اظهار نظر کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواردی حمله سگها به شهروندان را بهعنوان توجیهی برای اعمال محدودیت و ممنوعیت علیه سگگردانی مطرح کردهاند، اما تاکنون هیچ مکان مشخصی بهعنوان فضای ویژه نگهداری یا تردد سگها تعیین نشده است.
با وجود محدودیتهای گسترده، علاقه شهروندان به نگهداری حیوانات خانگی، از جمله سگ، کاهش نیافته است.
حدود یک هفته پس از گم شدن توله خرس مرودشتی در پارک پردیسان تهران، برخی کارشناسان از یافتن او ناامید شدند و احتمال میدهند یا سگهای ولگرد او را کشتهاند، یا از گشنگی تلف شده، یا در بزرگراه تصادف کرده است.
پنجشنبه هشتم خرداد یکی از دو توله خرس قهوهای که به پارک پردیسان تهران برده شده بودند، گم شد. شکارچیان مادر این توله خرس در ابرج شهرستان مرودشت استان فارس را کشتهاند.
سوم خرداد این دو توله خرس به کلینیک حیات وحش پردیسان منتقل شدند. توله خرس گمشده، کمی بزرگتر از یک بچه گربه است و همین موضوع، یافتن او را دشوار و احتمال مرگش را تشدید کرده است.
پارک پردیسان، بزرگترین پارک پایتخت با وسعتی حدود ۳۰۰ هکتار (حدودا هفت برابر استادیوم آزادی) است که در بین چند بزرگراه در محدوده منطقه ۲ تهران قرار گرفته است.
محمدعلی یکتانیک، کارشناس و فعال محیطزیست در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به موقعیت پارک پردیسان گفت یکی از مهمترین تهدیدها این است که این حیوان -اگر هنوز در آنجا حضور داشته باشد- وارد اتوبان شود و تصادف کند.
یکی از فرضیات، سرقت و فروش این توله خرس در بازار سیاه است. در سالهای اخیر، نگهداری از حیوانات وحشی توسط ثروتمندان و چهرهها مد شده است. دی ماه ۱۴۰۳، تصاویری از حضور یک توله شیر در خانه امیر علیاکبری، رزمیکار حامی جمهوری اسلامی منتشر شد.
او تاکید کرد: «علاوه بر این، آنجا پر از سگهای ولگرد است. متاسفانه حامیان دروغین حیوانات، غذاپخشکنها و کاسبان سگ آنجا را به یک سگدانی مبدل کردهاند. قطعا اگر سگها این حیوان را پیدا کنند آن را میکشند.»
فرضیه دیگر درباره مفقود شدن این حیوان، سرقت و فروش آن در بازار سیاه است. در سالهای اخیر، حیوانات وحشی در مناطق گرانقیمت تهران، به وفور دیده شدند. حیواناتی چون شیر، تمساح و مار، از طرف برخی ثروتمندان خریداری و بعضا از منازل آنان فرار میکنند.
بعضی خریداران این حیوانات جزو چهرههای حامی جمهوری اسلامی بودهاند.
دیماه ۱۴۰۳، ویدیویی از وجود یک قلاده شیر در خانه امیر علیاکبری، رزمیکار حامی جمهوری اسلامی در فضای مجازی منتشر شد.
تا روز ۱۱ خرداد، ردپای توله خرس در سه تا چهار نقطه از پارک پردیسان شناسایی شده و مقامات از زنده بودن آن مطمئن بودند. سازمان محیط زیست اعلام کرده تلههای زندهگیری نصب شده و نیروهای حفاظتی در حال جستوجو این حیوان هستند.
اما پیدا نشدن او تاکنون، فرضیه مرگ او را تقویت کرده است.
یکتانیک در این باره گفت این حیوان نوزاد است و در شرایطی نیست که گرسنه بماند، هر روزی که میگذرد و تغذیه نمیشود، خطر ابتلا به نرمی استخوان و شکل نگرفتن سیستم دفاعی بدن تهدیدش میکند. توله خرس بر خلاف سگسانان و گربهسانان از لحظهای که میتواند راه برود، مادرش را دنبال میکند. توله خرس به شکل غریزی نباید تنها بماند.
او تاکید کرد این حیوان اکنون با قوه نامیهاش زنده است و اگر حیوان ضعیفی باشد، اکنون از پا درآمده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوی اسلامی، با رد صریح طرح آمریکا برای توافق اتمی گفت پاسخ ما به «یاوهگویی» آمریکا معلوم است: «نمیتوانند هیچ غلطی بکنند.» پیشتر کاخ سفید هشدار داده بود در صورت رد پیشنهاد، تهران با «پیامد جدی» روبرو خواهد شد.
خامنهای این اظهارات را در سخنرانی چهارشنبه ۱۴ خرداد، به مناسبت به مناسبت سی و ششمین سالگرد مرگ روحالله خمینی مطرح کرد و گفت: «حرف اول آمریکا این است که ایران صنعت هستهای نداشته باشد.»
پیشتر کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، از ارائه پیشنهادی «دقیق و قابل قبول» به جمهوری اسلامی خبر داد و با اشاره به موضعگیری دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره ضرورت غنیسازی صفر درصدی جمهوری اسلامی، گفت: «رییسجمهوری شب گذشته بهروشنی موضع خود را اعلام کرد؛ موضعی که نمیتوانست صریحتر از این باشد و بار دیگر تاکید کرد که این، موضع رسمی اوست.»
پیشنهاد آمریکا برای یک توافق هستهای جدید روز شنبه از سوی عمان به ایران ارائه شد، کشوری که میانجی مذاکرات بین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده رییس جمهوری آمریکا در امور خاورمیانه، بوده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال آماده کردن پاسخ منفی خود به طرح آمریکا است.
خامنهای در بخش دیگری از سخنانش افزود: «دشمنان ما روی غنیسازی اورانیوم انگشت گذاشتهاند. صنعت هستهای با این عظمت بدون داشتن توانایی غنیسازی یک چیز بیفایده است.»
پس از پنج دور مذاکره، چندین مسئله حلنشدنی بین تهران و واشینگتن باقی مانده است، از جمله اصرار ایران بر حفظ غنیسازی اورانیوم در خاک خود و امتناع تهران از ارسال کل ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا به خارج از کشور.
رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه افزود غنیسازی ایران به آمریکا ربطی ندارد و این کشور چرا دخالت میکند.
او بر افزایش قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: «از این پس تا بتوانیم بر قدرت همهجانبه ملی خود خواهیم افزود. امام به ما یاد داد باید قدرت دفاعی خود را بالا ببریم.»
رهبر جمهوری اسلامی پیشتر در ۳۰ اردیبهشت درباره مذاکرات جاری با آمریکا گفته بود که گمان نمیکند این مذاکرات به نتیجه برسد.
او افزود: «طرف آمریکایی که در این مذاکرات غیرمستقیم وارد صحبت میشوند، سعی کنند یاوهگویی نکنند. اینکه بگویند ما به ایران اجازه غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است.»
رهبر جمهوری اسلامی پیش از این، ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۳، گفته بود که مذاکره با آمریکا «عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه» نیست.
آکسیوس: تهران با کنسرسیوم غنیسازی در خاک ایران موافق است
وبسایت آکسیوس بهنقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی که نام او را اعلام نکرد، گزارش داد که تهران آماده است چارچوب یک توافق هستهای با ایالات متحده را بر پایه ایده «کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم» بنا کند، مشروط بر آنکه این کنسرسیوم در داخل خاک ایران مستقر باشد.
کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم، یکی از عناصر کلیدی در پیشنهادی است که استیو ویتکاف، نماینده ویژه رییسجمهوری آمریکا، روز شنبه ۱۰ خرداد به تهران ارائه داد. این پیشنهاد تلاشی برای مصالحه بر سر موضع دولت دونالد ترامپ مبنی بر ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در ایران، و پافشاری تهران بر ادامه غنیسازی در خاک خود به شمار میرود.
گزارش آکسیوس در پی گزارشهای متناقض درباره موضع آمریکا درباره غنیسازی و نیز پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد آمریکا منتشر شده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم سالمرگ خمینی گفت: «نظام سیاسی ما دارای رشد، اقتدار و ثبات است.»
او افزود: «من هیچ نظام انقلابی را در دنیا و تاریخ این دو سه قرن انقلابها نمیشناسم که تا این اندازه در معرض توطئه و دشمنی و طراحی دشمنان قرار گرفته باشد.»
خامنهای اضافه کرد: «انقلاب اسلامی دنیای غرب را غافلگیر کرد؛ آنها گمان نمیکردند یک مرد روحانی تنها و بدون تجهیزات و بدون منابع مالی بتواند یک ملت را وارد میدان کند این را در غرب هیچ کس احتمال نمیداد.»
خامنهای افزود: «جمهوری اسلامی در مقابل توطئهها طاقت آورد و آنها را خنثی کرد و به بعضیها هم پاسخ داد.»
او انقلاب سال ۱۳۵۷ را دارای تاثیراتی در جهان خواند و گفت: «امروز در جهان غرب، آمریکا و اروپا یک حرکتی را میبینیم به سمت بیزاری از ارزشهای غربی.»
موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک در مقالهای تاکید کرده است که در پی افزایش کنترلنشده توان موشکی جمهوری اسلامی از زمان توافق هستهای سال ۲۰۱۵، هرگونه توافق جدید باید شامل محدودیتهای قابل اجرا بر توسعه و انباشت موشکهای دوربرد باشد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد در موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک و متخصص امور امنیتی و دفاعی ایران و منطقه خلیج فارس، در این مقاله نوشته است: «در جریان مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵، ایالات متحده و دیگر کشورها تلاشهای فراوانی برای گنجاندن محدودیتهایی بر موشکهای بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هستهای ایران انجام دادند. با این حال، توافق نهایی عمدتاً بر فعالیتهای هستهای متمرکز شد و برنامه موشکی ایران تقریباً دستنخورده باقی ماند.»
بهگفته ندیمی، «پیامدهای خطرناک این غفلت در سالهای اخیر بهروشنی نمایان شده و اگر توافق جدید نیز همین مسیر را برود، چشمانداز امنیت و عدم اشاعه در خاورمیانه و فراتر از آن را تیرهتر خواهد کرد.»
او در یادداشت تازه خود افزوده است: «برجام هیچ محدودیت مستقیم و قابل راستیآزمایی بر موشکهای بالستیک یا کروز ایران اعمال نکرد. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل (۲۰۱۵) صرفاً از تهران خواسته بود که برای هشت سال از توسعه موشکهای بالستیکِ طراحیشده برای حمل سلاح هستهای خودداری کند، آنهم بدون الزام یا ضمانت اجرایی. گرچه برجام فرصتی فراهم کرد، اما نتوانست سامانههایی را که بالقوه قابلیت حمل کلاهک هستهای دارند، مهار کند.»
به نوشته ندیمی، محدودیتهای داوطلبانه قطعنامه ۲۲۳۱ نیز در اکتبر ۲۰۲۳ منقضی شد و هرگونه نظارت بینالمللی، ولو نمادین، بر برنامه موشکی ایران را از میان برداشت. این خلاء موشکی، که شاید در سال ۲۰۱۵ مصلحتاندیشانه تلقی میشد، امروز به شکافی جدی در تلاشهای جهانی برای عدم اشاعه تبدیل شده است.»
زرادخانه روبهرشد موشکهای هستهایقابلیت ایران
در مقاله منتشر شده در وبسایت موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، سپس گفته شده است: «پس از اجرای برجام، حکومت ایران برنامه موشکی و انباشت تسلیحات خود را سرعت بخشید. با وجود باقیماندن برخی تحریمها، ایران دهها موشک بالستیک جدید یا ارتقاء یافته را آزمایش کرد که برد، دقت و بقاپذیری بالاتری داشتند. با اندکی تغییرات، بسیاری از این موشکها قادرند کلاهکهای هستهای مخصوص حمل کنند. همچنین، ایران توانایی بقای زرادخانه پراکنده خود را با احداث پایگاههای زیرزمینی مستحکم افزایش داده است.»
امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، ادعا کرده که سپاه تا ۱۰۰ پایگاه بزرگ زیرزمینی دارد، اما بهنوشته فرزین ندیمی برآورد منابع مستقل شمار این پایگاهها را بین ۲۵ تا ۵۰ تخمین زده است.
بر اساس برآوردهای ایالات متحده، ایران امروز بزرگترین زرادخانه موشکهای بالستیک خاورمیانه را با بیش از سه هزار موشک در اختیار دارد. این مجموعه شامل موشکهای میانبرد (که ایران آنها را دوربرد مینامد) است که قادر به رسیدن به اسرائیل، سراسر شبهجزیره عربستان و بخشهایی از اروپا هستند.
ایران همچنین موشکهای کوتاهبردی دارد که منطقه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در این منطقه را پوشش میدهند. ایران همچنین در فناوری سوخت جامد، که امکان پرتاب سریعتر را فراهم میکند، و در موشکهایی با سرعتهای مافوقصوت، سرجنگیهای مانورپذیر، فریبدهندهها و ابزارهای نفوذ، پیشرفتهایی داشته است.
علاوه بر این، از موشکهای چندمرحلهای سوخت جامدی برای پرتاب ماهوارهها استفاده شده که میتوانند در ساخت موشکهای با برد متوسط تا قارهپیما کاربرد نظامی پیدا کنند.
ندیمی در ادامه نوشته است: «قابلیت موشکهای کروز ایران نیز افزایش یافته و اکنون بخش کلیدی زرادخانه آن را تشکیل میدهد. از سال ۲۰۱۵، حکومت دستکم شش نوع موشک کروز دوربرد جدید معرفی کرده است که برد آنها بین ۷۰۰ تا ۱۶۵۰ کیلومتر است.»
شناسایی و رهگیری این تسلیحات پرواز پایین، نسبت به موشکهای بالستیک دشوارتر است. در سال ۲۰۲۳، ایران یک نوع موشک کروز ابرفراصوت (هایپرسانیک) با برد اعلامی ۱۵۰۰ کیلومتر را معرفی کرد که در صورت تکمیل آزمایشها و ورود به خدمت، قابلیت حملات دقیق با بقاپذیری بالا در برد زیاد را فراهم خواهد کرد.
استفاده عملی از موشکها و انتقال آنها به نیروهای نیابتی
فرزین ندیمی در ادامه مقاله خود تاکید کرده است که نگرانیهای جهانی درباره این توانمندیها صرفاً فرضی و خیالی نیست. از سال ۲۰۱۷، حکومت ایران بهطور مستقیم صدها موشک بالستیک و کروز را در دستکم ۹ عملیات بزرگ به سوریه، عراق، پاکستان، اسرائیل و عربستان شلیک کرده، و نیروهای نیابتیاش نیز صدها موشک ساخت ایران را بهکار گرفتهاند. این حملات با هدف انتقامگیری و ارسال پیامهای راهبردی صورت گرفته و ایران گمان میکرده این اقدامات از حمله متقابل جلوگیری میکند؛ که اغلب چنین نشده است.
به نوشته ندیمی، «در عمل، این راهبرد به تبدیل درگیریهای منطقهای به میدانی برای آزمون موشکهای ایران منجر شده و توانمندیهای آن را بهبود داده است. انتقال موشکها و پهپادها به روسیه، حزبالله لبنان، حوثیها در یمن و شبهنظامیان عراق و سوریه، بخشی از تلاشهای تهران برای گسترش نفوذ منطقهایاش بوده؛ تلاشی که هدفش تحمیل هزینه به دشمنان بدون درگیری مستقیم است.»
او افزوده است: « فناوریهای هدایت دقیق که وارد زرادخانه نیروهای نیابتی شده نیز نشان میدهد توسعه داخلی و صادرات نظامی ایران به موازات هم پیش میروند؛ هرچند نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی هنوز در بهکارگیری دقیق آن چندان موفق نبودهاند. در مورد روسیه، این انتقال تسلیحات به ایران امکان داده در تحولات اروپا تاثیر غیرمستقیم بگذارد و در عین حال درآمد مالی قابل توجهی کسب کند.
چگونگی گنجاندن موشکها در توافقی جدید
پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک نوشته است: « با توجه به قابلیتها و اهداف ایدئولوژیک- ژئوپولیتیکی ایران، محدودیت موشکی باید از عناصر اصلی هر توافق آتی باشد. هیچ توافقی که صرفاً مواد و تاسیسات هستهای را دربر گیرد اما ابزار پرتاب آن را نادیده بگیرد، کافی نخواهد بود. اگرچه گنجاندن این موضوع در توافق دیپلماتیک دشوار است، اما نادیده گرفتن دوباره آن، پیامدهای بسیار وخیمتری برای امنیت ملی آمریکا خواهد داشت.»
فرزین ندیمی در مقاله خود پیشنهاد کرده است که مذاکرهکنندگان آمریکایی باید سه حوزه را در اولویت قرار دهند:
۱- محدودیتهای منقضیشده شورای امنیت باید احیا و تقویت شوند. همچنین، ممنوعیتهای جدیدی باید برای آزمایش، توسعه و انتقال فناوری مربوط به موشکهای بالستیک و کروزِ با قابلیت حمل سلاح هستهای، طبق تعاریف رژیمهای بینالمللی منع اشاعه، بهصورت قابل راستیآزمایی اعمال شود. این رویکرد میتواند بر پایه زبان دقیقتر پیش از سال ۲۰۱۵ استوار شود و از ابهاماتی جلوگیری کند که ایران بارها از آنها بهرهبرداری کرده است.
رژیم کنترل فناوری موشکی (MTCR) یک معیار فنی معتبر برای موشکهای با قابلیت هستهای ارائه میدهد: برد ۳۰۰ کیلومتر و وزن محموله ۵۰۰ کیلوگرم. موشکهای زیر این آستانه، تاکتیکی محسوب میشوند و آنهایی که از آن فراتر میروند، میتوانند اهداف راهبردی را با کلاهک هستهای هدف قرار دهند. اگر اهداف ایران صرفاً دفاعی است، باید با این سقف موافقت کند، بهویژه اگر موضوع در چارچوب کاهش تنش منطقهای مطرح شود. پیمان INF (موشکهای میانبرد) میان آمریکا و شوروی نیز الگوی خوبی برای راستیآزمایی محسوب میشود.
۲- توقف توسعه و صادرات موشکها باید به مشوقهای توافق هستهای گره زده شود. لغو تحریمها باید منوط به توقف توسعه، آزمایش و انتقال موشکها و پهپادهای انتحاری دوربرد بالاتر از آستانه MTCR همراه با حذف قابل راستیآزمایی آنها باشد. مکانیزم نظارت تحت رهبری سازمان ملل باید با مشارکت کارشناسان MTCR، دفتر خلع سلاح سازمان ملل، و موسسه تحقیقات خلع سلاح، تحت ماموریت شورای امنیت بر این انتقالات نظارت کند. تجربیات پیشین نشان داده چنین سازوکارهایی، اگر منابع کافی و حمایت سیاسی داشته باشند، میتوانند بسیار کارآمد باشند.
عناصر کلیدی دیگر شامل اعلام موجودی و محلها، بازرسیهای میدانی، پایش از راه دور، ردیابی ماهوارهای، اشتراک دادههای تلهمتری، و اطلاعرسانی پیش از پرتاب نیز باید مد نظر قرار گیرد.
۳- ایالات متحده باید همزمان یا پس از مذاکرات با جمهوری اسلامی، از شرکای منطقهای بخواهد که گفتوگویی موشکی را با تهران آغاز کنند. کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل – که هدف مستقیم ایران هستند – باید در این فرآیند نقش داشته باشند.
چنین پیمانی میتواند شامل اطلاعرسانی درباره آزمایشها، محدودیت در استقرار و توقف انتقال به بازیگران غیردولتی باشد. اگر این تدابیر بهعنوان بخشی از یک بسته امنیتی منطقهای مطرح شود، نه خلعسلاح یکجانبه، شاید برای رهبران ایران قابلپذیرشتر باشد. تهران بارها خواستار گفتوگوی منطقهای شده و اکنون باید به این درخواستها پاسخ عملی دهد.
فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نتیجه گرفته است که موشکهای دوربرد و پهپادهای تهاجمی در قلب دکترین تهدیدآمیز جمهوری اسلامی قرار دارند و نادیده گرفتن آنها، مذاکرهکنندگان آمریکا را بهسوی تکرار اشتباهی خطرناک سوق میدهد: توافقی ناقص که تهدید ناشی از اورانیوم غنیشده را مهار میکند، اما راه را برای گسترش سامانههای تحویلی خطرناک میگشاید؛ سامانههایی که حکومت ایران نشان داده بهراحتی حاضر است از آنها استفاده کند یا آن را به دیگران منتقل کند.
بهنوشته ندیمی، حکومت ایران بارها موشکهای خود را نماد مشروعیت، نفوذ راهبردی، «مقاومت» و «عدالت الهی» معرفی کرده و با بهرهگیری از سالها تبلیغات و تحریف واقعیت، هالهای از تقدس پیرامون آن ساخته تا برنامه موشکیاش را از نظارت جهانی و پاسخگویی داخلی مصون دارد و تا کنون نیز در این راه موفق بوده است. شکستن این چرخه، نیازمند رویکردی جسورانه است؛ رویکردی که نهفقط به دنبال اعمال محدودیتها، بلکه بهدنبال برچیدن افسانههای ساختگی باشد. اکثریت ایرانیان آگاهاند که تصویرسازیهای تهدیدآمیز از آمریکا و اسرائیل، محصول محاسبات نادرست و ایدئولوژیک رژیم خودشان است، نه واقعیتهای ژئوپلیتیکی.
فرزین ندیمی در پایان مقاله خود نوشته است: «یک راهحل متوازن، ضمن مهار تهدید هستهای جمهوری اسلامی، برد موشکهایش را نیز محدود میکند، و در عین حال امکان حفظ سامانههای کوتاهبرد (زیر ۳۰۰ کیلومتر) برای دفاع مشروع را باقی میگذارد. بدون محدودیتهای موشکی، هرگونه «برجام جدید» همان ضعف بنیادین توافق قبلی را تکرار خواهد کرد. اکنون زمان آن رسیده که این خلاء موشکی پر شود و توافقی جامعتر بهدست آید؛ توافقی که شاید آغازگر گفتوگوی منطقهای معنادار در آینده باشد. گنجاندن موشکهای دوربرد در توافقی تازه، میتواند گامی در جهت بازتعریف ثبات منطقهای در قرن بیستویکم باشد؛ گامی که هم به اطمینان متحدان آمریکا یاری میرساند، هم به تقویت اصول عدم اشاعه، و هم به واداشتن ایران به اتخاذ موضعی شفافتر و کمتر بیثباتکننده در منطقه.»
وبسایت آکسیوس بهنقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی که نام او را اعلام نکرد، گزارش داد که تهران آماده است چارچوب یک توافق هستهای با ایالات متحده را بر پایه ایده «کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم» بنا کند، مشروط بر آنکه این کنسرسیوم در داخل خاک ایران مستقر باشد.
کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم، یکی از عناصر کلیدی در پیشنهادی است که استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا کاخ سفید، روز شنبه ۱۰ خرداد به تهران ارائه داد. این پیشنهاد تلاشی برای مصالحه برسر موضع دولت دونالد ترامپ مبنی بر ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در ایران، و پافشاری تهران بر ادامه غنیسازی در خاک خود به شمار میرود.
گزارش آکسیوس در پی گزارشهای متناقض درباره موضع آمریکا درباره غنیسازی و نیز پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهاد آمریکا منتشر شده است.
مقام ارشد جمهوری اسلامی سهشنبه ۱۳ خرداد به آکسیوس گفت: «اگر کنسرسیوم در داخل مرزهای ایران فعالیت کند، میتواند مورد بررسی قرار گیرد. اما اگر قرار باشد خارج از کشور مستقر شود، قطعاً محکوم به شکست خواهد بود.»
این اظهارنظر نشان میدهد که تهران احتمالاً پیشنهاد ویتکاف را بهطور کامل رد نخواهد کرد، بلکه در صدد مذاکره بر سر جزییات آن برخواهد آمد.
وبسایت آکسیوس پیشتر در روز دوشنبه ۱۲ خرداد برای نخستینبار جزییات پیشنهاد آمریکا به جمهوری اسلامی را منتشر کرد.
در این پیشنهاد محل دقیق استقرار کنسرسیوم غنیسازی مشخص نشده است.
چارچوب پیشنهادی چیست؟
گفته شده است که این کنسرسیوم میتواند شامل ایالات متحده، ایران و کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و حتی ترکیه باشد.
هدف این کنسرسیوم تامین سوخت هستهای برای کشورهایی است که بهدنبال توسعه برنامههای صلحآمیز هستهای هستند و فعالیتهای آن نیز زیر نظر بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد.
این طرح میتواند به ایالات متحده اجازه دهد تا اعلام کند که ایران دیگر بهتنهایی اورانیوم غنی نمیکند، چرا که فرایند غنیسازی در چارچوب یک نهاد منطقهای چندجانبه انجام خواهد شد، و در عین حال به ایران نیز امکان میدهد ادعا کند که خط قرمز آن در خصوص غنیسازی همچنان رعایت شده است.
آکسیوس در گزارش خود افزوده است که رسیدن به توافقی بر سر شرایط دقیق مورد قبول دو طرف، چالشی جدی خواهد بود چه رسد به تحقق عملی چنین کنسرسیومی.
تصویری کلی از طرح آمریکا
بهنوشته آکسیوس، طبق پیشنهاد ایالات متحده، توافق هستهای بر ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای غنیسازی استوار خواهد بود و دارای این ویژگیهاست:
ایران اجازه نخواهد داشت ظرفیتهای غنیسازی داخلی فراتر از نیازهای غیرنظامی توسعه دهد.
پس از امضای توافق، ایران باید بهطور موقت سطح غنیسازی خود را به سه درصد کاهش دهد؛ مدت این دوره در مذاکرات مشخص خواهد شد.
تاسیسات زیرزمینی غنیسازی ایران باید برای مدتی که طرفین توافق میکنند، «غیرفعال» شوند.
غنیسازی در تاسیسات سطحزمین نیز به میزان مورد نیاز برای تولید سوخت راکتور هستهای محدود خواهد شد.
آکسیوس در گزارش خود بهنقل از منابع آگاه افزوده است که ایالات متحده همچنان منتظر دریافت پاسخ رسمی تهران به این پیشنهاد در روزهای آینده است.
روزنامه نیویورک تایمز نیز سهشنبه ۱۳ خرداد به نقل از مقامهای ایرانی و اروپایی گزارش داد دولت دونالد ترامپ طرحی را پیشنهاد کرده است که تا مدتی به ایران اجازه میدهد غنیسازی اورانیوم را در سطح پایین ادامه دهد.
بر اساس این طرح، ایالات متحده ساخت راکتورهای نیروگاه هستهای را برای ایران تسهیل میکند و برای ایجاد تاسیسات غنیسازی تحت مدیریت کنسرسیومی از کشورهای منطقه، مذاکره خواهد کرد.
طبق این طرح، بهمحض آنکه این وعدهها محقق و تهران از آن بهرهمند شود، باید همه فعالیتهای غنیسازی در کشور را متوقف کند.
موضوع تشکیل کنسرسیومی متشکل از کشورهای خاورمیانه از جمله ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با مشارکت ایالات متحده، برای غنیسازی اورانیوم، در هفتههای گذشته نیز مطرح شده است.
در پی انتشار گزارشهایی درباره احتمال دستیابی به توافقی محرمانه میان دولت ترامپ و ایران بر سر ادامه غنیسازی اورانیوم، چاک شومر سناتور ارشد دموکرات، خواستار حضور فرستاده ویژه کاخ سفید در امور خاورمیانه در برابر کنگره شد.
رهبر دموکراتهای سنای آمریکا، روز سهشنبه ۱۳ خرداد در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «استیو ویتکاف باید در برابر کنگره شهادت دهد. آیا توافقی پنهانی در جریان است که به ایران اجازه ادامه غنیسازی اورانیوم را میدهد و فعالیتهای مخرب ایران را تقویت میکند یا نه؟»
در سوی دیگر، مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که خواهان شفافسازی بیشتر در خصوص زمان و نحوه رفع تحریمهای آمریکا در قالب این پیشنهاد هستند.
بر اساس برخی گزارشها، ممکن است دور ششم مذاکرات هستهای میان استیو ویتکاف و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در پایان این هفته در یکی از کشورهای خاورمیانه برگزار شود.
گزارش سیانان و رویترز از پاسخ منفی جمهوری اسلامی به پیشنهاد آمریکا
پیشتر شبکه سیانان و خبرگزاری رویترز در روز دوشنبه ۱۲ خرداد به نقل از مقامات ارشد جمهوری اسلامی گزارش داده بودند که پاسخ تهران به پیشنهاد آمریکا منفی خواهد بود.
یک مقام ارشد جمهوری اسلامی دوشنبه ۱۲ خرداد در گفتوگو با شبکه سیانان، پیشنهاد جدید آمریکا در خصوص توافق هستهای را «ناسازگار و گسیخته» خوانده بود.
سیانان نام این مقام ارشد جمهوری اسلامی را اعلام نکرد اما بهنقل از او گزارش داد که حکومت ایران پیشنهاد جدید آمریکا را رد میکند.
او گفت: «در نگاه نخست، این پیشنهاد ناسازگار و گسیخته، بسیار غیرواقعبینانه و همراه با مطالبات بیش از حد ارزیابی میشود.»
این مقام ارشد جمهوری اسلامی به سیانان همچنین گفت که مهمترین مانع پیشرفت در مذاکرات، تغییر مداوم مواضع آمریکا بوده است.
او افزود: «این واقعیت که آمریکاییها مدام موضع خود را تغییر میدهند، تاکنون مانع اصلی موفقیت مذاکرات بوده و اکنون کار را سختتر از همیشه کرده است.»
این مقام همچنین ادعا کرد که متن جدید، با توافقات پیشین در تضاد آشکار است.
او بهسیانان گفت: «این متن آشکارا با توافق اخیر حاصلشده در دور پنجم مذاکرات در تضاد است. موضع ایران درباره غنیسازی، قاطع و غیرقابل تغییر است.»
خبرگزاری رویترز نیز دوشنبه ۱۲ خرداد بهنقل از یک دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد که جمهوری اسلامی در آستانه رد پیشنهاد تازهای از سوی ایالات متحده برای حل مناقشه هستهای چند دههای است.
این دیپلمات ارشد که نامش اعلام نشده، به رویترز گفت که طرح آمریکا «غیربدیهی» و فاقد ملاحظات منافع ایران است و هیچ انعطافی در موضع آمریکا نسبت به موضوع غنیسازی اورانیوم در خاک ایران نشان نمیدهد.
این دیپلمات ارشد، که بهگفته رویترز به تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی نزدیک است، افزود: «تهران در حال تدوین پاسخی منفی به پیشنهاد آمریکاست؛ پاسخی که میتواند بهعنوان رد رسمی این پیشنهاد تفسیر شود.»
این دیپلمات جمهوری اسلامی گفت که ارزیابی کمیته مذاکرات هستهای که زیر نظر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند، این است که «پیشنهاد آمریکا کاملاً یکطرفه است و نمیتواند منافع تهران را تامین کند.»
او افزود: «تهران این پیشنهاد را یک طرح غیربدیهی میداند که صرفاً تلاش دارد از طریق خواستههای افراطی، یک توافق بد را به ایران تحمیل کند.»
او گفت: «در این پیشنهاد، موضع آمریکا در خصوص غنیسازی در خاک ایران بدون تغییر باقی مانده و هیچ توضیح روشنی درباره رفع تحریمها ارائه نشده است.»