هشدار احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، درباره نقض حقوق زندانیان پس از کشته شدن مقیسه و رازینی
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی
به دنبال کشته شدن محمد مقیسه و علی رازینی، دو قاضی ناقض حقوق بشر در ایران، احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، در نامهای از زندان قزلحصار کرج نسبت به سوءاستفاده مقامهای جمهوری اسلامی از این رخداد و نقض حقوق زندانیان زیر حکم اعدام هشدار داد.
حائری در این نامه که نسخهای از آن یکشنبه ۳۰ دی به دست ایراناینترنشنال رسید، از تمامی نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر، اصحاب رسانه و عموم مردم خواست با دقت بیشتری وضعیت زندانیان، بهویژه زندانیان زیر احكام اعدام، را رصد کنند.
او خواستار ممانعت فعالان حقوق بشر از بهرهبرداری دستگاه «اعدامدرمانی» استبداد حاکم از کشته شدن رازینی و مقیسه برای تسریع در نقض «حق زندگی» زندانیان سیاسی و غیرسیاسی شد.
مقیسه و رازینی ۲۹ دی در محل کار خود در دیوان عالی کشور با تیر جنگی هدف قرار گرفتند و کشته شدند.
روزنامه ایران، وابسته به دولت جمهوری اسلامی، ۳۰ دی در گزارشی درباره چگونگی کشته شدن این دو قاضی ناقض حقوق بشر نوشت از زمان حضور آبدارچی ۳۱ ساله در شعبه تا خروج او از اتاق محل قتلها، تنها ۱۳ ثانیه طول کشید و در بازرسی صحنه مشخص شد شش گلوله بهصورت متوالی شلیک شده است.
حائری در ادامه نامه خود از زندان، به پیام اخیر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، و تمجید او از عملکرد دو قاضی کشته شده واکنش نشان داد و نوشت پس از «کودتای انتخاباتی ۸۸»، بسیاری از دوستان و اعضای خانوادهاش به دست قاضی مقیسه به دلیل دفاع از حقوق ملت و حقوق بشر محاکمه شدند.
پزشکیان در پیام خود به مناسبت کشته شدن مقیسه و رازینی گفته بود: «راه و مسیر روشن این قضات پرتلاش و باسابقه دیوان عالی کشور که همه عمر خود را وقف تحقق مقابله با جرایم گوناگون علیه امنیت ملی و دفاع از حقوق ملت کردند، با قوت تداوم خواهد یافت.»
این زندانی سیاسی در واکنش به این سخنان نوشت: «شهادت میدهم که آنچه پزشکیان راه روشن میخواندش، چیزی جز برگزاری دادگاههایی چند دقیقهای و هتاکی و فحاشی به متهمان و خانوادههای آنان و در آخر تایید خواسته ضابط امنیتی و صدور احکام ناعادلانه و بدون پشتوانه حقوقی نبوده است.»
حائری با بیان اینکه پس از صحبتهای پزشکیان، نگرانیاش برای زندانیان زیر حکم اعدام صدچندان شده، هشدار داد بیم آن میرود که «مدعیان وفاق» در دولت با قوه قضاییه و نهادهای امنیتی بر سر قربانی کردن زندانیان «توافق» کنند و به بهانه «امنیت» حق زندگی زندانیان را به تاراج برند.
او با هشدار درباره در خطر بودن جان دستکم ۶۰ زندانی سیاسی و هزاران زندانی محکوم به اعدام با اتهامات مرتبط با مواد مخدر اضافه کرد: «اکنون دستگاه "اعدام درمانی" حاكميت و باورمندان به "النصر بالرعب" در نهادهای امنیتی، فرصت "جولان" دارند، و چه کسانی دمدستتر از زندانیان برای انتقامجویی!؟»
پیش از این رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، در مصاحبه با ایراناینترنشنال در خصوص پیامدهای کشتهشدن رازینی و مقیسه گفت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که هرگاه از جایی ضربه دیده، برای انتقام یقه زندانیان سیاسی را گرفته است.
او افزود: «ممکن است جمهوری اسلامی برای انحراف افکار عمومی به سراغ زندانیان برود و برای پاسخ به مرگ این دو قاضی بدنام صادر کننده و تایید کننده حکم مرگ، یک واکنش شدید نشان دهد.»
مقیسه و رازینی از برجستهترین ناقضان حقوق بشر در ایران بودند و بهطور مستقیم در صدور احکام اعدام و حبسهای طولانیمدت برای فعالان سیاسی و مدنی، بهائیان، روزنامهنگاران، کارگران و معترضان دست داشتند.
مقیسه از دهه ۶۰ در قوه قضاییه فعالیت میکرد و با نام مستعار ناصریان، یکی از دستاندرکاران کشتار هزاران زندانی سیاسی در اعدامهای دستهجمعی تابستان سال ۱۳۶۷ بود.
افرادی که تجربه حضور در دادگاه قاضی مقیسه را داشتند، از فحاشیهای مکرر و رفتارهای خشن او بهعنوان بخشی جداییناپذیر از روند معمول جلسات محاکمه یاد کردهاند.
رازینی نیز از دهه ۶۰ در سمتهای ارشد قوه قضاییه و دادگاه ویژه روحانیت فعالیت داشت. او در سال ۱۳۶۷ حکم اعدام بسیاری از زندانیان سیاسی، از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق، را صادر کرد.
در حالی که بسیاری از مناطق غزه پس از حدود ۱۵ ماه جنگ تقریبا غیر مسکونی شده و اغلب فرماندهان کلیدی حماس کشته شدهاند، با استقبال از آتشبس، آن را نشانه شکست اسرائیل دانستند.
با پذیرش آتشبس از سوی اسرائیل، عملیات نظامی این کشور در غزه پس از حدود ۱۵ ماه از امروز یکشنبه ۳۰ دیماه ۱۴۰۳ متوقف شد.
فرمانده کل سپاه
همزمان، در تهران مراسمی برای تجلیل از کادر درمان بابت مداوای آسیب دیدگان انفجار پیجرها برگزار شد. در این مراسم حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه «با اعلام آتشبس سرانجام حق بر باطل پیروز شد»، گفت: «امیدواریم اینبار برخلاف همیشه اسرائیل به عهد خود عمل کند، امروز آتش به روی مظلومان غزه قطع شود و یک پیروزی تاریخی و سرنوشتساز و عبرت بزرگ شکل گیرد.»
فرمانده سپاه قدس
اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس (شاخه عملیات برون مرزی سپاه پاسداران) نیز در این مراسم با بیان اینکه «اسرائیل امروز در اوج ذلت مجبور شد آتشبس را بپذیرد»، گفت: «امروز ساعت ۱۳ از بزرگترین شکست اسرائیل رونمایی میشود.» برخی رسانههای داخلی پس از این سخنان قاآنی تصور کرده بودند که قرار است اقدامی علیه اسرائیل انجام شود، اما قاآنی در مصاحبهای که در حاشیه این مراسم انجام داد توضیح داد منظورش از شکست ساعت ۱۳، همان اجرای آتش بس بوده است.
معاون سپاه قدس
ایرج مسجدی، معاون هماهنگکننده نیروی قدس سپاه هم با بیان اینکه «اسرائیل مجبور به پذیرش توافق بود و راه دیگری نداشت» گفت: «آنها [اسرائیلیها ] نیاز دارند و چارهای جز این [آتشبس] ندارند، چون از نظر سیاسی، بینالمللی و منطقهای تحت فشار شدید هستند.»
جشن برای کدام پیروزی؟
اظهارات فرماندهان ارشد سپاه پاسداران درباره پیروزی حماس و شکست اسرائیل در حالی عنوان میشود که در ابتدای بهمنماه ۱۴۰۳، دیگر نیروی نظامی و سیاسی حماس، مشابه آنچه پیش از مهرماه ۱۴۰۲ بود، وجود ندارد.
از مهرماه ۱۴۰۲ تا کنون، طی ۱۵ ماه، نه تنها حماس، بلکه شمار زیادی از فرماندهان جریان موسوم به «محور مقاومت» از سوی اسرائیل هدف قرار گرفتند. اسماعیل هنیه، محمد ضیف و یحیی سنوار، رهبران حماس همگی کشته شدند.
حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله نیز در انفجار محل اقامتش در بیروت کشته شد. علاوه بر نیروهای خارجی، شمار زیادی از فرماندهان سپاه پاسداران و نیروهای سپاه قدس نیز در سوریه و عراق هدف قرار گرفتند.
علاوه بر اینها، تعداد زیادی از بدنه حزب الله لبنان در جریان انفجار پیجرها، کشته یا مجروح شدند، بشار اسد سقوط کرد و مواضع و مناطق تحت کنترل انصار الله یمن یا حوثیها نیز بارها توسط اسرائیل و متحدان آن بمباران شده است. بخش بزرگی از توان پدافند جمهوری اسلامی هم در نتیجه حمله هوایی اسرائیل منهدم شده است.
در ادامه اعتراضها به اعدامها در ایران، نزدیک به سه هزار و ۴۰۰ نفر از فعالان عرصههای مختلف نسبت به تایید حکم اعدام پخشان عزیزی، مددکاری اجتماعی و زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان اوین، اعتراض کردند.
امضاکنندگان این نامه که یکشنبه ۳۰ دی ماه منتشر شده است، از پخشان عزیزی به عنوان انسانی از جنس دردها، آرزوها و امیدها که از میان مردم برآمده است، یاد کرده و هشدار دادند: «اعدام پخشان عزیزی، زخمی بر وجدان ما خواهد بود که هرگز التیام نخواهد یافت.»
هنرمندان، نویسندگان و شاعران، روزنامهنگاران و فعالان عرصههای مختلف، در این نامه با تاکید بر اینکه هیچ جامعهای با ریختن خون انسانها عادلانهتر نخواهد شد، خاطرنشان کردند در مسیر عدالت، هیچ جایی برای کلمه اعدام وجود ندارد.
پخشان عزیزی، مددکار اجتماعی، ۱۳ مرداد ۱۴۰۲ در تهران بازداشت و پس از تحمل نزدیک به پنج ماه حبس انفرادی و شکنجه، اواخر آذر همان سال به بند زنان اوین منتقل شد.
عزیزی دوم مرداد سال جاری با حکم ایمان افشاری، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
حکم اعدام این زندانی سیاسی کُرد ۱۹ دی در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید شد و به گفته برادرش، برای اجرا به دایره اجرای احکام فرستاده شده است.
فعالان امضاکننده نامه «اعتراض به حکم اعدام پخشان عزیزی» در بخش دیگری از این نامه اعلام کردند: «ما اینبار نه بهعنوان هنرمند یا فعال مدنی یا هر چهره دیگری، به عنوان مردم به درد آمدهای؛ به عنوان شهروندان این کشور؛ خانوادههای ایرانی که در برابر هر گونه ستمی تکلیفی برای خود احساس میکنیم، اعتراض جدی خود را به حکم اعدام پخشان عزیزی اعلام میکنیم.»
همزمان، شبکه حقوق بشر کردستان خبر داد آیدا عمومی، فعال مدنی و اسعد غفوری، استاد دانشگاه و یکی از مدیران گروه تلگرامی کمپین «جلوگیری از اعدام پخشان عزیزی»، از سوی ماموران امنیتی در سنندج بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
تایید حکم اعدام پخشان عزیزی و صدور حکم اعدام وریشه مردادی در هفتهها و ماههای گذشته با اعترضات گسترده داخلی و بینالمللی همراه شده است.
در تازهترین نمونه از این اعتراضها، مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبههای نماز جمعه ۲۸ دی ماه گفت اعدامهای سیاسی بهویژه اعدام زنان خطرناک هستند و باید متوقف شوند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نیز ۲۸ آذر در پستی در شبکه اجتماعی ایکس خواستار لغو فوری حکم اعدام عزیزی شد و نوشت که پرونده او «بازتابدهنده آزار و اذیت گستردهتر فعالان زن و اقلیتها» در ایران است.
روزنامه ایران نوشته که این آبدارچی ۳۱ ساله ناگهان وارد شعبه ۳۹ در طبقه اول ساختمان شد، اسلحهای را از زیر لباسش بیرون کشید و به علی رازینی، محمد مقیسه و مامور حفاظت شلیک کرد.
بر اساس این روایت، او پس از هدف قرار دادن این سه نفر با همان اسلحه از شعبه خارج شد و به طبقه سوم فرار و سپس با شلیک یک گلوله به قلبش خودکشی کرده است.
این روزنامه نوشت که بر اساس تحقیقات حضور آبدارچی در شعبه تا خروج او از اتاق محل فقط ۱۳ ثانیه طول کشیده است.
این روزنامه به نوع اسلحه اشاره نکرد و افزود که شش تیر به صورت متوالی و رگباری شلیک شده است.
روزنامه ایران نوشت که بر اساس تحقیقات، آبدارچی جوان هیچ اختلاف قبلی با این قضات نداشته اما انگیزه او در هالهای از ابهام است.
در روایت رسمی جمهوری اسلامی فرد مهاجم آبدارچی معرفی شده اما این سوال مطرح شده که یک آبدارچی چگونه به اسلحه و تیراندازی تسلط داشته که با این سرعت این اقدامات را انجام داده است.
فرضیههای مختلفی درباره این اقدام از جمله تصفیه حسابهای داخلی حکومت مطرح شده اما مصطفی پورمحمدی معاون اسبق وزیر اطلاعات و از اعضای هیات «مرگ» این اقدام را به سازمان مجاهدین خلق منتسب کرد.
پورمحمدی گفت که این فرد به طبقه بالا رفته تا یک قاضی دیگر را هم هدف قرار دهد اما او نبوده و در این حین شعار یا سخنی درباره سازمان مجاهدین خلق گفته است.
او اضافه کرد: «باید بررسی شود که آیا از بیرون به او خط مشخصی برای افراد مشخص داده شده یا به او گفتند قضات داگاه انقلاب را ترور کند.»
مقیسه از عوامل امنیتی و قضایی دخیل در اعدام زندانیان دهه ۶۰ و به خصوص تابستان ۶۷ بود.
نام مقیسه در پرونده حمید نوری (عباسی)، دادیار سابق زندان گوهردشت، بارها مطرح شد و از جمله در آخرین دور از دادگاه تجدیدنظر، دادگاه با درخواست وکیلان او برای حضور مصطفی پورمحمدی، محمد مقیسه و سیروس شیخپور موافقت کرد.
با این حال دادستان در صحن دادگاه اعلام کرد در صورت ورود مقیسه و پورمحمدی به خاک سوئد، این دو نفر بازداشت خواهند شد.
رازینی، رییس شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور، در دهه ۶۰ و سال ۱۳۶۷ حکم اعدام بسیاری از زندانیان از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق را که در عملیات «فروغ جاویدان» دستگیر شده بودند، صادر کرد.
ناصر ایمانی، چهره اصولگرا، نیز نوشت که این اتفاق «ابعادی پیچیده و چندوجهی دارد و به بررسی دقیق و همهجانبه نیازمند است زیرا توسط یک سازمان ترور صورت گرفته است.»
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، گفته که «افرادی» در رابطه با حمله به مقیسی و رازینی، «شناسایی، دستگیر و احضار» شدهاند.
او اضافه کرد: «با توجه به اینکه ضارب خودکشی کرده است در حال بررسی صحنه جرم و مسائل پشت پرده آن هستیم.»
خامنهای در پیام خود از محمد مقیسه با عبارت «قاضی شجاع» و از علی رازینی به عنوان «عالِم مجاهد» یاد کرد.
فرمانده سپاه پاسداران و تعداد دیگری از مقامهای جمهوری اسلامی در مراسمی از پزشکان و پرستاران درگیر در درمان مجروحان انفجار پیجرهای حزبالله لبنان تقدیر کرده و خبر دادند که هزار و ۵۰۰ عمل جراحی روی اعضای حزبالله در ایران انجام شده است.
سعید بینات، معاون دفاع زیستی سپاه پاسداران، روز یکشنبه ۳۰ دی در این مراسم گفت که شدت آسیبهای وارده به مجروحان حزب الله لبنان به گونهای بود که نیازمند کار مشترک در گروههای مختلف پزشکی بود.
در روز ۲۷ شهریور، در عملیاتی پیچیده، هزاران دستگاه پیجری که حزبالله لبنان خریده و بین اعضای خود توزیع کرده بود تا برای در امان ماندن از ردگیریهای اسرائیل از آنها به جای تلفنهای همراه خود استفاده کنند منفجر شد. در جریان انفجار پیجرها و واکی تاکیها در روز ۲۸ شهریور، دستکم ۳۹ نفر کشته و بیش از سه هزار و ۴۰۰ نفر مجروح شدند.
علی جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، نیز گفت که در یک هفته به ۵٠٠ مجروح لبنانی خدمت رسانی و در یک ماه اول هزار و ۵٠٠ جراحی بر روی آنان انجام شد.
او این اقدامات را نشان «ظرفیت نظام سلامت ایران و تاب آوری بالای آن در شرایط اورژانس» توصیف کرد.
اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، نیز گفت که درمان این مجروحان «کار بسیار بزرگی» بوده و نیاز به تخصصهای مختلف و انواع و اقسام رسیدگیها داشته است.
درمان این مجروحان حزبالله با وجود کمبودهای درمانی در ایران و از جمله کمبود دارو انتقاداتی را در فضای مجازی به دنبال داشته است.
با این حال جعفری گفت که برخی از پزشکان بازنشسته در در مان این مجروحان کمک کردند و با وجود « باری که بر نظام درمان وارد شد، اما خللی در ارائه خدمت به بیماران در کشور نشد.»
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، روز پنجشنبه یکم آذر گفته بود که هزار و ۵۰۰ عمل جراحی در بیمارستانهای ایران بر روی نیروهای حزبالله انجام شده است.
در این همایش روسای برخی از بیمارستانها نیز گزارش هایی را ارایه کردند.
از جمله اکبر درخشان، رییس بیمارستان چشم پزشکی خاتم الانبیاء، گفت ۲۱۸ مورد عمل و خدمات پزشکی و ۴۷۵ ویزیت برای ۷۹ مجروح لبنانی انجام شده است.
عبدالله صفیالدین، نماینده حزبالله لبنان در ایران، نیز در این مراسم کیفیت خدمات بیمارستانهای ایران را بهتر از کشورهای پیشرفته خواند.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز در این هماش گفت که «برادران و خواهران عزیز لبنانی نور چشم ما هستند.»
پیش از این برخی از مقامات جمهوری اسلامی و چهار پسر خامنهای از مجروحان انفجار وسایل ارتباطی حزبالله در بیمارستانهای تهران عیادت کرده بودند.
حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، در مورد کشف اسلحه جنگی و شبه جنگی توسط پلیس در گروههای خلافکار تهرانی گفت در جامعهای که فقر و خشونت در آن گسترش یافته، تشکیل گروههای خلافکاری غیرطبیعی نیست.
موسوی چلک، در گفتوگو با ایلنا در خصوص دلایل تشکیل گروههای گنگستری در تهران، ضمن اشاره به زمینههای اقتصادی و اجتماعی آن، گفت: گروههای خلافکار در زندگیشان برای خود اهدافی را دنبال میکنند. بخشی از این افراد تحقق اهدافشان را در تشکیل چنین گروهها یا حضور در این گروهها میدانند.»
او با تاکید بر اینکه افزایش خشونت در جامعه واقعیتی است که باید پذیرفته شود گفت: «این نشان دهنده آن است که در فضای عمومی جامعه باید روی نشاط، شادابی، رفاه، تامین اجتماعی و سرمایه اجتماعی کار کنیم.»
روزنامه شرق ۲۶ آبانماه ۱۴۰۳، با بررسی آمار سازمان پزشکی قانونی که نشان میداد در شش ماه نخست سال ۱۴۰۳ آمار مراجعه به این سازمان در کل کشور بابت نزاع ۳۲۳ هزار و ۴۳۲ مورد، بوده است، برآورد کرد اگر این روند به همین شکل ادامه پیدا کند، سال ۱۴۰۳ رکورد دار تعداد نزاع از سال ۱۳۹۲ به این سو خواهد بود.
موسوی چلک اعتقاد دارد در جامعهای که سرمایه اجتماعی پایین باشد، مصادیقی نظیر استفاده از سلاح در درگیریها و تشکیل باندهای خلافکار، ظهور و بروز بیشتری پیدا میکند و طبیعتا هزینهای که دولتو مردم باید بپردازند افزایش پیدا میکند.
مقصود فراستخواه، جامعهشناس، در خردادماه ۱۴۰۳، هشدار داد مردم ایران از نظر داشتن تجربه عاطفی منفی در طول شبانهروز، در میان ۱۰ رتبه اول جهان قرار دارند.
در نیمه نخست سال جاری، طبق آمار پزشکی قانونی، استان تهران با ۵۶ هزار و ۶۹۵ مراجعه به پزشکی قانونی، بیشترین آمار نزاع در کشور را به خود اختصاص داده است.
شاخص فلاکت، که به عنوان خط کشی برای اندازهگیری وضعیت اقتصادی و رفاه کشورها استفاده میشود، در ایران هم اکنون در حدود ۴۰ است. در سالهایی چون ۱۳۹۸، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲، این شاخص به ۵۳ تا حدود ۵۷ هم رسیده بود. این شاخص در کشوری مثل ایالات متحده حدود ۷ است.