قیمت دلار در بازار آزاد تهران به ۶۹ هزار تومان رسید
در پی افزایش نگرانیها از حمله اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران، بهای دلار آمریکا در معاملات روز سوم آبان در بازار تهران به ۶۹ هزار تومان رسید و در همین محدوده قیمت نوسان کرد. قیمت هر قطعه سکه تمام طلای طرح جدید نیز در معاملات روز پنجشنبه از ۵۵ میلیون تومان گذشت.
در معاملات روز پنجشنبه سوم آبان، هر یورو تا مبلغ ۷۴ هزار و ۷۰۰ تومان و هر پوند نیز تا ۸۹ هزار و ۵۰۰ تومان به فروش رسید.
سکه طلای طرح جدید در صبح روز سوم آبان تا ۵۵ میلیون و ۶۸۰ هزار تومان به فروش رفت.
طبق گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا، سکه و ارز، هر گرم طلا در این روز با نرخ بیش از چهار میلیون و ۵۷۶ هزار تومان معامله شد.
بنا بر این گزارش، قیمت هر گرم طلا در روز پنجشنبه نسبت به روز چهارشنبه بیش از ۸۰ هزار تومان افزایش را تجربه کرد.
ارزش پول ملی ایران نسبت به ۹ سال پیش، زمانی که ایران توافق هستهای را با قدرتهای جهانی امضا کرد، بیش از ۲۰ برابر کاهش یافته است.
نرخ ارز در ایران به شدت بر سایر بازارها از جمله مسکن و اجارهبها تاثیر میگذارد.
رکوردشکنی نرخ ارز در کنار افزایش قیمت سکه طلا، حاکی از بالا رفتن تورم در ماههای آینده خواهد بود.
روزنامه تایمز بریتانیا خبر داد که اسرائیل پاسخ به حمله موشکی جمهوری اسلامی را پس از افشای اسناد آمریکا درباره این حمله به تعویق انداخته است.
اسرائیل نگران است جزییات این اطلاعات افشا شده بتواند به جمهوری اسلامی در پیشبینی الگوهای حمله کمک کند.
طبق گزارش تایمز، اسرائیل مجبور شده است یک برنامه جایگزین تدوین کند که اجرای آن به شبیهسازیهای دقیق نظامی نیاز دارد.
یک منبع اطلاعاتی آگاه از بررسیهای اسرائیل به تایمز گفت: «افشای اسناد محرمانه آمریکا، حمله را به دلیل لزوم تغییر در برخی راهبردها و اجزا به تاخیر انداخت.»
به گفته این منبع، واکنش اسرائیل به حمله موشکی دهم مهر جمهوری اسلامی حتمی است اما اجرای آن بیشتر از زمان پیشبینیشده طول میکشد.
در اطلاعات افشا شده هیچ اشارهای به اهداف احتمالی اسرائیل برای حمله به ایران نشده اما آمریکا به اسرائیل هشدار داده است که به زیرساختهای هستهای یا صنعت نفت ایران حمله نکند.
واشینگتن پست پیشتر گزارش داده بود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به آمریکا اطمینان داده است واکنش اسرائیل بر اهداف نظامی جمهوری اسلامی متمرکز خواهد بود.
اسناد افشا شده که شامل جزییاتی درباره تمرینهای نظامی و استقرار تسلیحات اسرائیل است، از روز ۲۷ مهر در یک کانال تلگرامی وابسته به جمهوری اسلامی به نام دیدهبان خاورمیانه (Middle East Spectator) منتشر شد.
اطلاعات فاش شده، عمدتا مربوط به ارزیابی آمریکا از واکنش احتمالی اسرائیل بر اساس تصاویر ماهوارهای و سایر دادههاست.
در این سند به دو موشک بالستیک هواپرتاب اسرائیل با نامهای «گولدن هورایزن» (Golden Horizon) و «راکس» (Rocks) اشاره شده است.
این اسناد به عکسهای ماهوارهای از تمرین نظامی اسرائیل در ۱۵ اکتبر (۲۴ مهر) برای حمله احتمالی تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی اشاره دارند.
اسناد میگویند هدف از این مانورها، تمرین سوختگیری هوایی و عملیات جستوجو و نجات بوده است.
همچنین گفته شده است نیروی شرکتکننده در این تمرین، از نظر اندازه مشابه نیرویی بوده که اسرائیل در حمله به یمن در ۲۹ سپتامبر (هشت مهر) به کار گرفته بود.
این اسناد به جزییاتی مانند نقل و انتقال مهمات، رزمایش نیروی هوایی اسرائیل برای استفاده از موشکهای بالستیک دوربرد، موشکهای هوا به زمین، هواپیماهای سوخترسان و دیگر هواپیماهای پشتیبانی اشاره دارند.
در این اسناد آمده که اسرائیل با استفاده از پهپادها، بهطور مخفیانه ایران را تحت نظارت داشته است.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد نرخ فقر در سال ۱۴۰۲ با افزایش ۰/۴ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۱، به ۳۰/۱ درصد رسیده است. روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت این به معنای آن است که در سال گذشته یک-سوم از ایرانیان توانایی برآورده کردن نیازهای اساسی خود را نداشتهاند.
گزارشی که به تازگی از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی منتشر شده، نشان میدهد نرخ فقر در کشور در ابتدای دهه ۹۰ در سطح ۲۰ درصد قرار گرفت و پس از سال ۱۳۹۸ با توجه به افزایش نرخ تورم و کاهش رشد اقتصادی، تا ۳۱ درصد بالا رفت.
روزنامه دنیای اقتصاد در شماره روز سوم آبان خود با اشاره به این آمار نوشت که در پنج سال اخیر «معجزهای در کاهش نرخ فقر اتفاق نیفتاد» و همچنان یک-سوم جمعیت ایران در فقر به سر میبرند.
طبق این گزارش، افزایش نرخ فقر نشان میدهد سیاستهای حمایتی دولت در سالهای گذشته موفق نبوده و هزینه عمل به تعهدات یارانهای، تنها به بار بزرگی روی دوش بودجه تبدیل شده است.
این گزارش با طرح این پرسش که برای کاهش نرخ فقر و بهتر شدن وضعیت اقتصادی مردم چه باید کرد، به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که تاکید میکند «سیاستگذار باید از بیعملی و به تاخیر انداختن دوری کند و سیاستهای اصلاحات تدریجی را برای حل بخشی از ناترازیهای موجود» در پیش گیرد.
مرکز پژوهشهای مجلس روز ۱۶ مهر امسال گزارشی درباره فقر مسکن در ایران منتشر کرد که ساعاتی پس از انتشار از روی وبسایت این مرکز حذف شد.
به نوشته دنیای اقتصاد، بررسی وضعیت بودجه نشان میدهد دولت تا پایان سال ۱۴۰۳ برای تامین بودجه عمومی به حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان منابع جدید نیاز دارد.
این گزارش با اشاره به این که چالش اصلی دولت در خصوص بودجه، کسری هدفمندی یارانههاست، خاطرنشان کرد روند کسری سازمان هدفمندی یارانهها در مدت کوتاهی بهطور چشمگیر افزایش یافته و چشمانداز کوتاهمدت سال ۱۴۰۳ نیز نشاندهنده بدتر شدن وضعیت است.
دنیای اقتصاد روز ۱۹ شهریور امسال در گزارشی نوشت خط فقر برای خانوار سه نفره در تهران در سال جاری حدود ۲۰ میلیون تومان است.
این گزارش به نقل از هادی موسوینیک، عضو هیات علمی مرکز پژوهشهای مجلس، نوشت که در حال حاضر نرخ فقر در ایران معادل ۳۰ درصد است.
این نرخ به معنای آن است که حدود ۲۶ میلیون نفر از ایرانیان دچار فقرند و توانایی برآورده کردن نیازهای اساسی خود را ندارند.
در سالهای اخیر، به دلیل ناکارآمدی حکومت در اداره اقتصادی کشور، گرانی کالاهای اساسی و فقر شدیدا در ایران افزایش یافته است.
رسانههای داخلی در این مدت بارها با انتشار گزارشهایی نسبت به افزایش فقر و گسترش سوءتغذیه در استانهای مختلف هشدار دادهاند که این هشدارها تاکنون چندان مورد توجه مسئولان جمهوری اسلامی قرار نگرفتهاند.
العربیه در گزارشی خبر داد هاشم صفیالدین، گزینه بالقوه جانشینی حسن نصرالله، دبیرکل کشته شده حزبالله لبنان، به شکل مستقیم با حملات هوایی اسرائیل کشته نشد بلکه به دلیل محبوس ماندن در پناهگاهی زیرزمینی و بر اثر خفگی جان باخت.
بر اساس این گزارش، به نظر میرسد نحوه مرگ صفیالدین بهنوعی تکرار سناریوی کشته شدن نصرالله است.
العربیه روز پنجشنبه سوم آبان در گزارشی به نقل از منابع خود و همچنین بر اساس اطلاعات الحدث، رسانه عربستان سعودی فاش کرد که صفیالدین بهطور مستقیم بر اثر حملات هوایی کشته نشده است.
این منابع گفتند صفیالدین در یکی از پناهگاههای زیرزمینی در المریجه پنهان و حبس شده و بین یک تا سه روز به همراه هفت عضو دیگر حزبالله مقاومت کرده اما در نهایت بر اثر خفگی جان باخته است.
به گفته این منابع آگاه، تمامی پناهگاههای زیرزمینی حزبالله که بهطور ویژه مقاومسازی شدهاند، دارای ذخایر اکسیژن هستند.
همین مساله احتمالا توضیح میدهد که چرا اسرائیل تا چند روز پس از حمله اولیه، با ادامه دادن به حملات خود، مانع نزدیک شدن تیمهای امدادی به محل هدف شد.
روایتهای منتشر شده در زمان انتشار خبر کشته شدن دبیرکل حزبالله و گفتههای یکی از امدادگرانی که جسد نصرالله را پیدا کرد نیز نشان میداد که او هم بر اثر خفگی جان باخته و بدنش هیچ آسیب و جراحتی ندیده بود.
با ادامه درگیریها میان حزبالله و اسرائیل و تشدید این تنش طی بیش از یک ماه گذشته، حزبالله با خسارتهای سنگینی مواجه شده است.
اسرائیل تاکنون دهها تن از فرماندهان ارشد حزبالله را کشته و حسن نصرالله، دبیرکل این گروه نیز در روز هفتم مهر در حمله اسرائیل به جنوب بیروت از بین رفت.
روز ۱۹ مهر نیز اسرائیل حملاتی بیسابقه به منطقه المَریجه لبنان انجام داد؛ جایی که هاشم صفیالدین، رییس شورای اجرایی حزبالله و جانشین احتمالی نصرالله در آن حضور داشت.
از اوایل مهر امسال، اسرائیل حملات هوایی شدید خود را به نقاط مختلف لبنان بهویژه در ضاحیه بیروت که مقر اصلی حزبالله محسوب میشود و نیز جنوب و شرق این کشور، افزایش داده است.
اسرائیل در این مدت چندین «ترور هدفمند» دیگر نیز علاوه بر ترور نصرالله و صفیالدین انجام داده که مرگ علی کرکی، فرمانده جبهه جنوب حزبالله در حمله روز دوم مهر یکی از آنها بود.
پیش از آن و در نهم مرداد، فواد شکر، یکی از بنیانگذاران حزبالله و از فرماندهان برجسته نظامی آن، در ضاحیه کشته شد.
۳۰ شهریور، ابراهیم عقیل، فرمانده یگان رضوان و نفر دوم نظامی حزبالله بعد از فواد شکر، همراه با ۱۶ عضو دیگر این یگان کشته شد.
کمتر از یک هفته بعد و در روزهای چهارم، پنجم و هفتم مهر، اسرائیل به ترتیب ابراهیم قبیسی، فرمانده یگان موشکی، محمد سرور، فرمانده یگان هوایی و نبیل قاووق، عضو شورای مرکزی و مسئول امنیت حزبالله را در حملاتی کشت.
اسرائیل اعلام کرده که صفا را در حملاتی به منطقه النویری در بیروت هدف قرار داده اما هنوز خبری رسمی درباره وضعیت او منتشر نشده است.
با وجود این شرایط پیش آمده برای کادر رهبری حزبالله، ارتش اسرائیل اعلام کرد که این گروه در طول روز چهارشنبه دوم آبان و تا ساعت ۱۱ شب به وقت محلی، حدود ۱۳۵ موشک به سوی اسرائیل شلیک کرده است.
۲۲ تن از زنان زندانی همبند نرگس محمدی در نامهای از زندان اوین ضمن ابراز نگرانی از وضعیت سلامتی این برنده جایزه نوبل صلح، به تعلل و خودداری مسئولان زندان از اعزام او به بیمارستان اعتراض کردند. آنها خواستار رسیدگی پزشکی اضطراری و اعزام فوری این زندانی سیاسی به بیمارستان شدند.
امضاکنندگان این نامه با اشاره به درد شدید سینه محمدی، وجود یک توده در سینه او و نیز ابتلای این زندانی به درد شدید کمر، خاطرنشان کردند با وجودی که مدتهاست محمدی طبق توصیه پزشکان متخصص، پزشک معتمد زندان و رییس بهداری اوین باید به صورت اورژانسی به بیمارستان منتقل شود، زندان از اعزام او به بیمارستان جلوگیری کرده و دلیل آن را «دستور نهادهای بالادستی» عنوان میکند.
این نامه با هشدار درباره این که بسیاری دیگر از زنان زندانی اوین نیز دچار بیماریهای سخت و لاعلاج یا کهولت سنی هستند و ادامه حبس، جانشان را به خطر انداخته، تاکید کرد که اگر این زنان «برچسب زندانی امنیتی» نداشتند، قطعا عدم تحمل حبس برای آنها صادر میشد.
خانواده محمدی روز ۱۲ مهر با صدور اطلاعیهای اعلام کرد نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در روزهای ۲۰ و ۲۷ شهریور و ۱۰ مهر امسال، از خروج محمدی از زندان و اعزام او به بیمارستان برای انجام آنژیوگرافی ممانعت کردند.
پیش از آن و در روز ۳۱ مرداد نیز کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در نامهای نسبت به ادامه عدم دسترسی محمدی و سایر زندانیان در ایران به مراقبتهای پزشکی بهموقع و مناسب، با وجود درخواستهای مکرر، ابراز نگرانی کردند.
اکنون زنان همبند محمدی در اوین با بیان این که زندان با وجود اورژانسی بودن شرایط و اعتراضهای متعدد همبندیان و زنان زندانی همچنان از اعزام او به بیمارستان سر باز زده است، اعلام کردند: «ما تنها خواهان رسیدگی پزشکی و اعزام همبندی خود برای درمان هستیم.»
آنها با بیان این که زندانی بودن خود به معنای زندگی در اضطراب و دشواری بسیار است و بند زنان در حال حاضر پرجمعیتترین دوران خود را در سالهای اخیر سپری میکند، خاطرنشان کردند: «زندان در چنین شرایطی به جای رسیدگی بیشتر، از ابتداییترین وظایف قانونی خود چون اعزام زندانی به بیمارستان سر باز زده و بر اضطراب و دشواری حبس زندانیان در این دوران میافزاید.»
کمیته راهبردی ائتلاف بینالمللی «آزادی نرگس» مرداد ماه امسال با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی شدید و هشدار درباره وخامت وضعیت سلامت محمدی، خواستار آزادی فوری و دسترسی کامل و مستقل او به خدمات درمانی شد.
نرگس محمدی در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
این فعال حقوق بشر آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت و از آن زمان تاکنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۳ سال و ۹ ماه زندان محکوم شد و چند پرونده باز دیگر نیز دارد.
۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی و محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید، دیگر مجازاتهای تعیین شده برای او هستند.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی و زیر پا گذاشتن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندانها در ایران منتشر شده است.
در این سالها افرادی از جمله ساسان نیکنفس، بهنام محجوبی، بکتاش آبتین و جواد روحی، جان خود را در زندان از دست دادند.
جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در قبال مرگ این افراد که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بوده، نپذیرفته است.
ایران عزیز ما در آستانهی جنگی قرار گرفته که جنگِ ما ایرانیان نیست. با تصمیمات اشتباه و توهمات خطرناک، رهبر جمهوری اسلامی و سرداران سپاه، که گماشتگان او هستند، ایران را به جنگ میکشانند. دیگر نهادها مانند دولت و مجلس هم هیچ نقش موثری در این روند ندارند.
جنگی که ایران را تهدید میکند، جنگ برای ایران و مردم آن نیست. این حکومت به جای آنکه به فکر ایران و منافع مردمش باشد، اولویتهای خود را به حماس و حزبالله گره زده است.
سرنوشت ما را بدون پرسش از مردم، با سرنوشت لبنان و غزه پیوند دادهاند. برای آنها نه ایران مهم است و نه ایرانی؛ بلکه امت اسلامی اولویت دارد؛در حالی که ۵۷ کشور اسلامی و ۲۲ کشور عرب خود و مردم خود را از این جنگها دور نگه داشتهاند.
سیاستهای جمهوری اسلامی ایرانسوز است؛ با این سیاستها چیزی از ایران باقی نخواهد ماند. در حالی که شعار «برای ایران» سر میدهند، کشور را به مسیری میبرند که تنها لبنان و غزه در آن مطرح است، نه ایران.
آنهایی که امروز در خیال نابودی اسرائیل هستند، همانهاییاند که با توهم سرنگونی صدام، هشت سال جنگ را بعد از آزادی خرمشهر ادامه دادند و زیرساخت های کشور را به نابودی کشاندند. نتیجهی آن توهمات، شکستهای فاجعهبار پایان جنگ بود.
آیا واقعا بعد از آزادسازی خرمشهر، جنگ نباید تمام میشد؟ چرا آن را شش سال دیگر ادامه دادند؟ با توهم فتح بغداد و رسیدن از راه کربلا به قدس. نتیجه چه شد؟ ایرانی ویران و دستکم ۲۰۰ هزار نفر که هرگز به خانه بازنگشتند. فاجعه کربلای ۴ و غواصهای دستبسته در لب اروند رود هم ثمرهی همین توهمات بود؛ زمانی که حتی با وجود اطلاع از لو رفتن عملیات، دستور دادند تا اجرا شود.
حالا همان تفکرات باز تکرار شده است. متوهمانه از نابودی اسرائیل سخن میگویند و کشور را به جنگی میبرند که پایانش جز ویرانی ایران نخواهد بود. همانطور که غرامت ۱۰۰ میلیارد دلاری ایران را از عراق نگرفتند و آن را به حشد شعبی و نوری مالکی بخشیدند، امروز هم برای کشور و مردم تصمیم میگیرند در حالی که تنها لبنان و غزه برایشان مهم است.
این سیاستها فقط ایران را به سمت جنگ نمیبرند، بلکه باعث انزوای کامل ایران در دنیا هم شدهاند. در جنگ با عراق به دلیل سیاست های اشتباه جمهوری اسلامی، ۳۰ کشور و دو ابرقدرت علیه ایران متحد شدند، به جای عبرت گرفتن، امروز هم به رویارویی با دنیا افتخار میکنند. در حالی که ملت ایران خواهان جنگ و دشمنی نیست؛ بلکه خواستار زندگی عادی و بدون ترس است.
چرا ۴۶ سال است که خبرهای ایران با جنگ، ترور، سرکوب و اعدام در صدر رسانههای دنیا است؟ چرا نام ایران به جای تمدن و فرهنگ، امروز با تروریسم و جنگطلبی گره خورده است؟
حاکمان امروز حتی در برابر روسیه و چین، که علیه تمامیت ارضی ایران موضعگیری کردهاند، سکوت میکنند. در حالی که اتحادیه اروپا جزایر سهگانه ایران را اشغالی میخواند، سیاستهای منزوی کننده ایران در تهران ادامه دارد.
با تفکرات آخرالزمانی، ایران را به جنگی میبرند که در پایان آن ویرانی نصیب کشور میشود. اینها همانهایی هستند که به جای پاسارگاد و تخت جمشید، به چاه جمکران دل بستهاند و از آنجا برای سرنوشت ملت تصمیم میگیرند.
این حاکمان که میگویند نصف جهان را برای باورهای خود فدا میکنند، از نابودی میلیونها ایرانی هم ابایی ندارند. در حالی که ذهن و فکرشان فقط درگیر شهادت و بهشت است، کشور و مردم را به سمت جهنم جنگ میبرند.
این ملت دنبال شهادت نیست؛ این ملت زندگی میخواهد. ۴۶ سال است که زندگی عادی را از این مردم گرفتهاند و حالا با بردن کشور به جنگ، ممکن است ۵۰ سال دیگر هم این سرزمین را عقبتر ببرند.
ایران فقیر نبود، شما فقیرش کردید. این ملت در دنیا احترام داشت؛ شما آن را گرفتید. ایران را در جهان با تمدن ۲۵۰۰ سالهاش میشناختند؛ اما حالا با تروریسم و جنگطلبی شناخته میشود.
شما با حمایت از بشار اسد و کشتن صدها هزار نفر برای حفظ او، محبوبیت ایران را در منطقه از بین بردید. با تحریک و تجهیز حماس برای کشتار هفتم اکتبر، نهتنها خون بیگناهان اسرائیلی، بلکه خون فلسطینیهای بی پناه نیز بر زمین ریخت.
این ملت زندگی عادی میخواهد، نه کشوری که هر روز با خبرهای جنگ و خونریزی در صدر رسانههای جهان باشد. چرا به صدای این مردم گوش نمیکنید؟ چرا ایران را به جنگ میبرید؛جنگی که جنگ ما ایرانیان نیست؟