سناتور پنی وانگ و ریچارد مارلز، وزرای خارجه و دفاع استرالیا به همره آنتونی بلینکن و لوید آستین، وزرای خارجه و دفاع آمریکا روز چهارشنبه ۱۷ مرداد و در پایان نشست مشترک ۲+۲ خود بیانیه مشترکی منتشر و رفتار بیثبات کننده جمهوری اسلامی را در منطقه محکوم کردند.
آنها حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی مسلح و شرکای شبهنظامی، تهدید کشتیرانی و آزادی گشتزنی در خلیج فارس، دریای سرخ و خلیج عدن را از جمله این رفتارهای بیثبات کننده برشمردند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در بازدید از یک پایگاه ارتش گفت که «ما هم برای دفاع و هم برای حمله آمادهایم».
او خطاب به سربازان اسرائیلی گفت: «ما به سوی پیروزی پیش میرویم. میدانم که شهروندان اسرائیل در حالت آمادهباش هستند و از شما میخواهم که آرام و خونسرد بمانید.»


مجلس شورای اسلامی هم تعطیل شد. راهکار جمهوری اسلامی در مواجهه با بحران تامین برق در ماه اول تابستان، تعطیلی صنایع بود. در ماه دوم تابستان، حکومت سراغ تعطیل کردن ادارات رفت و در میانه مرداد، نوبت به مجلس رسید. اَبَر بحران ناترازی انرژی جمهوری با این تعطیلیها درمان خواهد شد؟
از هفته اول مرداد ۱۴۰۳، شورای اطلاعرسانی دولت و مقامهای محلی در برخی استانها، به دلیل ناتوانی در تامین برق، به طور مداوم ادارات را تعطیل یا نیمهتعطیل کردهاند و این روند ادامه دارد.
روز چهارشنبه ۱۷ مرداد، اداره کل اخبار و رسانههای گروهی مجلس شورای اسلامی اعلام کرد طبق اطلاعیه شورای اطلاعرسانی دولت مبنی بر تعطیلی تهران در روز چهارشنبه، جلسه علنی مجلس در این روز برگزار نمیشود و مجلس تعطیل است.
سهشنبه ۱۶ مرداد، دبیرخانه شورای اطلاعرسانی دولت اعلام کرد با تصمیم دولت، فعالیت مراکز دولتی در ۱۳ استان کشور در روز چهارشنبه از ساعت شش تا ۱۰ صبح است و ادارههای استانهای تهران و البرز نیز با توجه به شرایط جدید تعطیل هستند.
بر اساس این اطلاعیه، استانهای بوشهر، خراسان رضوی، خوزستان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قم، کرمان، کرمانشاه، گلستان، مازندران، مرکزی و یزد، امروز نیمهتعطیل بودند.
دوشنبه ۱۵ مرداد نیز شورای اطلاعرسانی دولت در اطلاعیهای از کاهش ساعت کاری ادارات ۱۵ استان در روز سهشنبه خبر داده بود.
بر اساس این اطلاعیه، ساعات کاری استانهای اصفهان، البرز، بوشهر، تهران، خراسان رضوی، خوزستان، سیستان و بلوچستان، فارس، قم، کرمان، کرمانشاه، گلستان، مازندران، مرکزی و یزد، از ساعت شش تا ۱۰ صبح بود.
هفته گذشته کارگروه انرژی استان یزد اعلام کرده بود ساعات کاری ادارات این استان از شنبه ۱۳ مرداد تا چهارشنبه ۱۷ مرداد، بین ساعات شش صبح تا ۱۲ ظهر تعیین شده است.
استانهای کرمانشاه، کهکیلویه و بویراحمد و مرکزی هم شرایطی مشابه یزد داشتند.
مقامهای استان اصفهان اعلام کردند ادارات این استان در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، ۱۷ و ۱۸ مرداد به دلیل گرما و پایین آمدن کیفیت هوا تعطیل خواهند بود.
ادارات استانهای مختلف کشور در حالی یکی بعد از دیگری تعطیل یا نیمهتعطیل میشوند که دولت از تیر ماه با قطع برق واحدهای صنعتی در تلاش بود بحران کسری برق را رفع کند. حالا بعد از تعطیلی واحدهای صنعتی، نوبت به ادارات یا بخش عمومی رسیده تا با تعطیل یا نیمهتعطیل شدنشان، بحران ناترازی برق رفع شود.
خسارت پنج میلیارد دلاری
تابستان امسال دولت ابتدا با تعطیلی صنایع سعی داشت بحران ناترازی را از سر بگذارند.
۴۴ درصد برق کشور سهم صنایع است؛ صنایع فرسودهای که خودشان یکی از منابع اصلی هدر رفت انرژی هستند.
نرخ طبیعی اتلاف برق در شبکه انتقال در کشورهای توسعه یافته حدود چهار درصد است.
این نرخ برای ایران ۱۴ درصد برآورد میشود.
تنها هدر رفت برق در شبکه انتقال، معادل ۴۰ درصد کل مصرف برق خانگی در کشور است.
با اینکه دولت با قطع برق صنایع تا حدودی توانست بحران برق خانگی را که حدود ۲۷ درصد کل شبکه است کنترل کند اما این کنترل بهای سنگینی داشت.
به گفته مهرداد بائوج لاهوتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، قطع برق موجب شده است تا صنایع ایران سالانه پنج میلیارد دلار خسارت ببینند.
کاهش مصرف تا کجا؟
مسئولان جمهوری اسلامی برای حل معضل قدیمی برق در ایران، نشانی غلط میدهند. یکی از این آدرسهای غلط، توصیه شهروندان به کاهش مصرف است. توصیههایی مثل کاهش استفاده از کولرهای آبی و گازی.
این در حالی است که اصولا کل مصرف برق خانگی سهم آنچنانی از مجموع برق تولید شده در کشور ندارد. از طرفی شهروندان ایرانی بسیار کمتر از شهروندان سایر نقاط جهان برق مصرف میکنند.
سه کشور ایران، ترکیه و آلمان به لحاظ جمعیتی تقریبا مشابه هستند. بر اساس گزارش سالانه آژانس بینالمللی انرژی، مصرف برق خانگی در ایران ۴۰ درصد کمتر از آلمان و ۳۶ درصد بیشتر از ترکیه است.
با این حال باز هم انگشت اتهام مسئولان به سمت شهروندان نشانه میرود.
سرطان انرژی در جمهوری اسلامی
به گفته نایب رییس هیات مدیره شرکتهای تولیدکننده برق، در شرایط فعلی، شبکه برق ایران در پیک مصرف شبکه با حدود ۱۵ هزار مگاوات ناترازی برق روبهرو است که اگر این روند به همین ترتیب پیش برود، در ۱۰ سال آینده ایران با ۳۷ هزار مگاوات ناترازی تولید روبهرو خواهد شد؛ یعنی یکسوم برق مورد نیاز کشور قابل تامین نخواهد بود.
حسنعلی تقیزاده، رییس سندیکای تولیدکنندگان برق هم تاکید کرده که برای حل ناترازی برق به سالانه چهار میلیارد دلار سرمایهگذاری در صنعت برق و هفت هزار مگاوات نیروگاه جدید (ترکیبی از نیروگاههای گازی، سیکل ترکیبی، بادی و خورشیدی) نیاز است.
این در حالی است که کل درآمد نفتی جمهوری اسلامی در سال گذشته حدود ۳۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود و حتی اگر قرار نباشد کل کسری ۱۵ تا ۱۹ هزار مگاواتی طبق پیشبینی برنامه هفتم توسعه برطرف شود، همچنان منابعی برای برونرفت از بحران فعلی مورد نیاز است.
تا نیمه مرداد ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی با تعطیلی صنایع و نیمهتعطیل کردن ادارات، تا حدی توانست برق خانگی را تامین کند اما وضعیت شکننده تامین برق خانگی نمیتواند در طولانیمدت پایدار باشد.
با تعطیلی صنایع و زیان سالانه پنج میلیارد دلاری، کشور همین حالا هم به نوعی دچار بحران شده است اما تامین برق خانگی روی دیگری هم دارد که آن را از صنعت متمایز ساخته است: وجه اجتماعی و امنیتی تامین برق خانگی.
به نظر میرسد این وجه برای جمهوری اسلامی از زیان مالی صنایع مهمتر بوده است.
قطع برق خانگی در استانهای مرکزی و جنوبی با توجه به گرمای شدید این مناطق، میتواند زمینه اعتراضات اجتماعی را فراهم کند.

پرویز دوایی شناخته شدهترین منتقد سینمای ایران در دهه سی و چهل، چهار سال پیش از انقلاب به جایی دوردست و نه چندان معمول - پراگ زیر سلطه کمونیسم- مهاجرت کرد، جایی که حالا از پس پنج دهه، بخشی از جان و هویت او را شکل میدهد.
دوایی پس از سالها دوری از نقدنویسی، با کتابهایی چون «بازگشت یکه سوار» و «ایستگاه آبشار»، قلم زیبایش را در وصف خاطرات کودکی و نوستالژی دوران از دسترفته به کار گرفت و بعدتر با مجموعه کتابی چون «نامههایی از پراگ»، به قطعات ادبی کمتر مرتبطی با سینما رسید که نویسنده را در جستوجوی لحظات ناب از دسترفته به سبک و سیاقی شخصی هدایت میکند که در ادبیات فارسی چندان نمونه و مشابهی ندارد.

تازهترین کتاب از مجموعه نامههایی از پراگ، دستهایش نام دارد؛ کتابی که به شدت با حال و هوا و معماری و جهان مردم پراگ آمیخته است، در عین حال اما نوستالژی و خاطره و کودکی نویسنده در آن نقش بسیار مهمی دارد، تا آنجا که عنوان کتاب اشارهای است به دستهای مادر او که به قول نویسنده بسیار زیبا بودهاند و جوانی با دیدن آن دستها در اتوبوس، عاشق مادرش شده و برای خواستگاریاش آمده است.
یک بار دیگر- در قطعهای دیگر- نویسنده باز به دستها باز میگردد، دستهای خواهرش که دست در دست هم از سینما بیرون میآمدند و حالا آن خواهر برای همیشه- در سن چهل و دو سالگی- از دنیا رفته و یاد و حسرت آن دستها بخشهایی از داستان را شکل میدهد.
اما نویسنده که دوست داشت روی جلد کتابش با عکس دستهای زیبای یک زن آراسته شود، به دلیل سانسور روبرو شده است با نقاشی روی جلد زشتی از دست. یک بار دیگر هم سانسور به کتاب لطمه میزند، جایی که نویسنده پس از وصف طولانی درباره یک حسرت عاشقانه دامنهدار، بالاخره به معشوق میرسد، اما وصف این وصال و احتمالاً معاشقه، به سانسور برمی خورد و با چند خط نقطهگذاری شده روبرو هستیم که این نقطهها به خوانندهاش میگوید این سطور سانسور شده (یا نویسنده که میدانسته این بخش در ایران قابل چاپ نیست، ترجیح داده با یک رشته نقطه از آن عبور کند).
اما دستهایش در ادامه جهان خاص پرویز دوایی، در جستوجوی زمان از دست رفتهای است که از جهاتی شبیه به رمان سترگ مارسل پروست هم میشود؛ از این حیث که نویسنده ابایی ندارد یک موقعیت ساده و معمول را به شکل بسیار مفصل وصف کند. به همین دلیل دوایی از ابتدا تکلیفاش را با خواننده روشن میکند: یا خواننده عاشقپیشه با این دنیا ارتباط برقرار میکند و غرق در رؤیایی میشود که نویسنده با قلم زیبایش وصف میکند، یا با فاصله میایستد و در این صورت این نوشتهها برایش بیدلیل به نظر میرسند و کاملاً بیهدف و مغشوش.
برای خردهگیران، کتاب دستمایه مناسبی فراهم میکند، اما نویسنده طبق معمول در فاصلهگذاریهایی که حالا دیگر به سبک نوشتن او بدل شدهاند (مثل اشاره به این نکته که جمله قبلی خیلی «ادبی» شد، یا از «اصل مطلب» دور افتاد یا سوالی که چند بار در طول کتاب تکرار میشود که آیا «این حرفها به درد کسی میخورد؟») در جایی مستقیم تکلیفاش را با این «یقهگیران» روشن میکند: «شاید در ناخودآگاه در رعایت حال بزرگسالان بزرگوار جدی منطقی فلسفی اخلاقی غیرتی که یخه، ببخشید یقه نگیرند، که ای بدبخت عقبمانده هنوز به پای این آثارهای! جلف لوس پوک عاری از آموزش و اخلاق و هنر ماندهای بدبخت؟- بدبخت تکرار شد، ببخشید. یخه که سهل است، بالاترش- یا پایینترش- را هم بگیرند کی تره خرد میکند برای جمع کلّشان.»(ص ۳۳)
از آرایههای ادبی، الفاظ و کلمات روشنفکرانه و پیامهای نجاتبخش در این نوشتهها خبری نیست، هر چه هست دل نوشتههای یک عاشق «دلشکسته از مهر خوبان» است که به قول خودش در این «سیاره بیهدف» پی معنای زندگی میگردد و حالا در حوالی نود سالگی، بیش از گذشته معنای زندگی را در زیبایی میجوید . برای همین تعجبی ندارد که نویسنده با یک نگاه عاشق میشود و جان و جهانش با چشمهای آبی رهگذری میآمیزد که در واقعیت فقط و فقط در همان لحظه در جهان نویسنده حضور دارد، اما تأثیرش تا ابد باقی میماند.
در داستان «ایشان» با وصف عشقی دوردست روبرو هستیم؛ چند سالی پس از رسیدن نویسنده به پراگ، زمانی که او چهل و اندی سال دارد و در کافه معروف اسلاویا هر بار به تماشای زیبایی یک دختر مینشیند که چه دوردست به نظر میرسد و دستنیافتنی. همین قصه با پایانی تکاندهنده چکیده دنیای نویسنده است با انبوهی زیباییهای از دست رفته که به دست نمیآیند و حسرتشان میماند برای همیشه. اما نویسنده در فصول بعدی باز به این داستان مینیمال- که در خودش کامل است- باز میگردد و همان دختر که در کتاب «ایشان» نامیده شده، در اتفاقات مختلفی به دنیای نویسنده باز میگردد و رؤیای او بدل میشود به واقعیت.
اما نویسنده به عنوان یک ستایشگر ناب و دست اول زیبایی میداند که زیبایی هم همیشگی نیست و از دست میرود. تلخی جهان نویسنده- که حالا اینجا عجین شده با محدودیتهای کرونا و واقعه سقوطش از پلههای کافه کتابخانه که به چندین عمل جراحی و محدودیتهای حرکتی برای او انجامید- بیش از پیش مشهود است، اما نویسنده در پایان این کتابی که خودش «ظاهراً و شاید باطناً آخرین کتابش» میخواند (که امیدوارم این طور نباشد) به آنتوان چخوف روی میآورد و بخشی از نوشته او در برابر زیبایی وصفناپذیر یک زن و «اندوه» حاصل از یک لحظه دیدار را ذکر میکند و درباره لحظه دیدنی که به قول خودش در کتابی دیگر«دردم این است که نمیتوانم آن لحظه را بگیرم و ثابتش کنم و تا ابد به آن خیره شوم»، در انتها به خودش یادآوری میکند که: «دوا، تو (از جمله) برای دیدن و دریافتن تأثیر جادویی این لحظه به وجود آمدهای، حواست باشد...»
یسرائیل کاتز، وزیر خارجه اسرائیل در ایکس نوشت که انتصاب یحیی سنوار بهعنوان جایگزین اسماعیل هنیه در ریاست دفتر سیاسی حماس ثابت میکند که مساله فلسطین اکنون کاملا تحت کنترل حماس و جمهوری اسلامی است.
او گفت بدون اقدامات اسرائیل در غزه، این منطقه کاملا تحت کنترل حماس قرار میگیرد.
وزیر خارجه اسرائیل تاکید کرد اگر این کشور عملیات نظامی گسترده خود را علیه زیرساختهای حماس و جهاد اسلامی انجام نمیداد، محمود عباس و تشکیلات خودگردان فلسطین نمیتوانستند در کرانه باختری مقاومت کنند و زنده بمانند.
او جمهوری اسلامی را به «قاچاق سلاح به اردن» با هدف بیثباتی این کشور کرد و گفت تهران میخواهد اردوگاههای پناهندگان در کرانه باختری و کل منطقه را با سلاح و بودجه پر کند تا «جبهه تروریستی دیگری» را از سمت شرق علیه مراکز جمعیتی بزرگ اسرائیل راه بیاندازد.
کاتز از «خودمدیریتی فلسطینیها» در کرانه باختری حمایت اما تاکید کرد که اسرائیل باید کنترل امنیتی در این منطقه را حفظ کند تا از ایجاد «یک پایگاه افراطیگرای اسلامی-ایرانی دیگر» جلوگیری کند و «به فلسطینیها امکان مدیریت امور داخلیشان را بدهد».
وزیر خارجه اسرائیل خواستار حمایت جهان از کشورش شد که به گفته او اکنون «در خط مقدم نبرد علیه محور ایرانی و افراطگرایان اسلامی» قرار دارد.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر سابق ارتباطات و فنآوری اطلاعات جمهوری اسلامی گفت سرکوب ترافیک بینالملل و اجبار حکومت به عرضه ارزان ترافیک داخلی موجب شده است تا حوزه فعالیت اپراتورها از موضوعات اقتصادی به کنشهای ایدئولوژیک معطوف شود.
آذری جهرمی در نشستی با عنوان «اکوسیستم نوآوری و واقعیتهای اقتصاد ایران» که از سوی اتاق بازرگانی تهران برگزار شد، تاکید کرد در حال حاضر اگر اپراتوری ترافیک داخلی را به مبلغی بالاتر از یکسوم قیمت ترافیک بینالملل عرضه کند، تعزیرات با تشکیل پرونده با او برخورد میکند.
او همچنین با «ناکارآمد» توصیف کردن سیاستهای فیلترینگ در دولت ابراهیم رئیسی گفت میزان مصرف ترافیک بینالملل کشور در سال ۱۴۰۳ از ترافیک سال ۱۴۰۰ کمتر شده یا در بهترین حالت تغییری نکرده است.
فیلترینگ با دولت
در دوره سه ساله دولت رئیسی پلتفرمهای محبوبی از جمله اینستاگرام، واتساپ و پلی استور گوگل به فهرست بلند بالای فیلترینگ جمهوری اسلامی اضافه شدند. با این حال فیلترینگ خدمات پرمخاطب خارجی محدود به دولت گذشته نمیشود.
در دوره هشت ساله ریاستجمهوری حسن روحانی استفاده از خدمات پیامرسانهای وایبر، تلگرام، سیگنال و ویچت در کنار ابزارهایی مانند مسیریاب ویز برای شهروندان ایرانی ممنوع شد.
سانسور شدید اینترنت از سوی نهادهای حکومتی موجب شده تا بخش بزرگی از کاربران داخل ایران برای دسترسی آزاد به اینترنت به استفاده از فیلترشکنها روی بیاورند.
گسترش فیلترشکنها
تیر ماه ۱۴۰۳ مهدی اخوان بهابادی، مدیرعامل همراه اول گفت دو-سوم مشترکان این اپراتور از فیلترشکن استفاده میکنند.
او با اشاره به «اثرات منفی گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن سانسور اینترنت» تاکید کرد کیفیت خدمات همه اپراتورهای موبایل در کشور به دلیل «پیادهسازی سامانههای فیلترینگ» افت پیدا کرده است.
گزارش انجمن تجارت الکترونیک تهران نیز نشان میدهد وزارت ارتباطات دولت رئیسی تجهیزات سانسور اینترنت را در لایه دسترسی و بین اپراتورهای همراه نصب کرده است.
این کار باعث میشود تا دولت بتواند ترافیک داخل کشور را نیز مانند ترافیک بینالملل از تجهیزات فیلترینگ عبور دهد.
وزارت ارتباطات از سالهای گذشته به شکلی جدی فرایند جداسازی و کاهش وابستگی شبکه ملی اطلاعات از اینترنت را آغاز کرده است.
دولت رئیسی در نسخه پیشنویس سند برنامه پنج ساله هفتم توسعه، وزارت ارتباطات را مکلف کرده بود نسبت ترافیک داخلی به کل ترافیک اینترنت را به ۷۰ درصد برساند.
هر چند ماده مربوط به این موضوع از نسخه نهایی سند برنامه پنجم حذف شد اما به نظر میرسد مقامات تصمیمگیر در جمهوری اسلامی تلاش دارند دسترسی شهروندان به اینترنت و خدمات بینالمللی را تا جای ممکن محدود کنند.





