بحران فقر و گرانی؛ محصولات لبنی در سبد هزینه خانوادهها به کمتر از یک درصد رسید
روزنامه اعتماد در گزارشی به نوسانات مصرف لبنیات در ایران از دهه ۸۰ تاکنون و دلایل سقوط صنایع لبنی از جمله به دلیل توقف حمایتهای دولت پرداخت. بر اساس این گزارش، سهم مصرف شیر و محصولات لبنی از سبد هزینه خانوادههای ایرانی در سال گذشته تنها حدود هفتدهم درصد بود.
اعتماد در این گزارش نوشت بحران مصرف لبنیات در ایران از اواخر دهه ۸۰ و با هدفمندی یارانهها آغاز شد و در ادامه با تغییر سیاستهایی مانند توقف توزیع شیر در مدارس و کاهش درآمد خانوارها شدت گرفت.
طبق آمارهای مربوط به هزینه درآمد خانوار در سال ۱۴۰۱، سهم مصرف شیر خانوادههای شهری از کل هزینههای خوراکیشان ۲/۵ درصد و از تمام سبد هزینهای حدود هفتدهم درصد بود.
اعتماد کاهش سرانه مصرف را چالشی بزرگ برای شرکتهای فعال در حوزه صنایع لبنی خواند که «بهشدت با قیمتگذاری دستوری» درگیر هستند.
مهر سال گذشته بانک جهانی در گزارشی، ایران را سومین کشور با بالاترین نرخ واقعی تورم مواد غذایی در جهان معرفی کرد.
بر اساس شاخصها، شهریور سال گذشته گروه لبنیات و تخممرغ تورم نقطهای حدود ۹۵ درصدی را تجربه کرده بود.
فاصله چشمگیر سرانه مصرف لبنیات ایران نسبت به جهان
یکی از مشکلات اساسی مطرح شده در گزارش اعتماد، تفاوت معنادار سرانه مصرف لبنیات در جوامع پیشرفته نسبت به ایران است.
بر اساس طرح جامع شیر در دهه ۹۰ قرار بود ایران به مصرف سرانه ۱۲۴ کیلوگرم در سال برسد اما اکنون بر اساس گزارش فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد)، ایران رتبه ۱۲۵ را از میان ۱۷۷ کشور در مصرف سرانه شیر در دنیا دارد.
آمارها نشان میدهند میانگین مصرف شیر در ایران ۸۰ کیلوگرم در سال است.
در مقایسه، سرانه مصرف شیر در جهان برای هر نفر ۱۵۰ تا ۱۶۰ کیلوگرم و در کشورهای آمریکا و فرانسه این رقم حدود ۲۰۰ کیلوگرم است.
اتحادیه اروپا به عنوان بالاترین مصرفکننده لبنیات، سرانه مصرف ۲۵۶ کیلوگرمی دارد.
بهمن سال گذشته روزنامه هممیهن در گزارشی از افزایش سوءتغذیه ایرانیان و کاهش مصرف لبنیات به نصف متوسط جهانی خبر داده بود.
علل کاهش تولید داخلی و مصرف
بخش دیگری از این گزارش به بررسی مسایل زنجیره تامین نهادهها و نیز چالشهای توسعه فنآوری در صنعت لبنیات ایران اختصاص دارد.
انحصار در واردات، محدودیتهای ناشی از تحریم و مشکلات ارزی از جمله دلایلی است که به گفته اعتماد منجر به کمبودهای مقطعی در تامین نهادههای وارداتی و وقفه در تولید شده است.
کمیت، کیفیت و قیمت نهایی شیر تولید شده در داخل ایران هم طی سالهای گذشته تحت تاثیر افزایش قیمت علوفه و سایر نهادههای دامی قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، نسبت هر میلیون تُن شیر تولیدی به هر میلیون گاو در ایران ۰/۴۴ درصد است. این نسبت با میانگین جهانی ۱/۲۳ و عدد ۵/۴۸ درصدی کشورهای توسعهیافته تفاوتی قابل توجه دارد.
بخش بزرگی از تولید شیر در ایران بر عهده دامداریهای کوچک و سنتی است که منجر به بهرهوری پایین در تولید شیر خام میشود.
مشکلاتی چون نبود حاشیه سود کافی و غیراقتصادی بودن تولید و فرآوری شیر، سرمایهگذاری در این صنعت را غیر جذاب کرده است.
نظام توزیع صنعت لبنی ایران نیز ساختاری سنتی و کارایی پایینی دارد که یکی از دلایل بالا رفتن هزینههای تمام شده است.
سهم خردهفروشیها در جهان رو به کاهش و سهم فروشگاههای آنلاین و زنجیرهای رو به افزایش است.
اعتماد در بخشی دیگر از گزارش خود، وابستگی بالا به واردات نهادهها را از جمله عوامل موثر در مشکلات این صنعت خواند.
بر اساس این گزارش، موادی چون باکتریها، آنزیمها و مایهها اگرچه فنآوری پیچیدهای ندارند اما به دلیل مقرون به صرفه نبودن در ایران تولید نمیشوند.
صنعت لبنیات ایران در بخش ماشینآلات بستهبندی با ظرفیت بالا و ابزار استریلسازی، به واردات وابسته است.
کارخانههای فرآوری لبنیات با مشکل افزایش نرخ ارز و تاثیرش بر قیمتهای بستهبندی محصولات مواجهاند.
بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط در زمینه فرآوری و بستهبندی به همین دلیل توان رقابت با صنایع بزرگ را ندارند.
هزینه بالای تمام شده این بستهبندیها ناشی از تغییر نرخ ارز، گران شدن محصولات لبنی را در پی داشته است.
اعتماد در بخش دیگری از گزارشش، به سهم بالای حمل و نقل در هزینههای نهایی محصولات لبنیات در ایران (۱۲ درصد) نسبت به جهان (دو درصد) پرداخت.
این روزنامه، توسعه صنایع لبنی و رشد تولید را در گروی افزایش سرانه مصرف خواند و تاکید کرد این دو مقوله نیازمند تغییراتی بنیادین چون توزیع عادلانه ثروت و افزایش قدرت خرید خانوار است.
چند نهاد و انجمن صنفی و مدنی ایرانی روز شنبه چهارم آذر (۲۵ نوامبر)، بیانیههای جداگانهای به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان منتشر کردند. این تشکلها از مبارزات زنان ایرانی علیه خشونت نظاممند جمهوری اسلامی حمایت کردند.
گروه انقلاب زنانه، کانون نویسندگان ایران، شورای بازنشستگان ایران و گروه اتحاد بازنشستگان در بیانیههای خود به مواردی چون مقاومت تاریخی زنان در جریان خیزش انقلابی، زنستیزی سیستماتیک حکومت و راه رهایی از ستمهای جنسیتی و طبقاتی پرداختند.
خشونت نظاممند جمهوری اسلامی علیه زنان
گروه انقلاب زنانه در بیانیه خود، خشونتی را که از سوی حکومتِ «ضد زن اسلامی» علیه زنان در ایران اعمال میشود دارای ساختاری دولتی و قضایی دانست و تاکید کرد این خشونت از نوع سیستماتیک و سازمانیافته است.
کانون نویسندگان ایران هم در بیانیهای، عبارت «زنستیزی نظاممند» را برای آنچه از سوی حکومت در ایران جاری است به کار برد.
این تشکل صنفی یادآور شد اگرچه «ستم و خشونت» تجربه زیسته زنان بوده اما اکنون با توسل به عناصر واپسگرای فرهنگی، مذهبی و سنتی، به ابعادی تازه و فاجعهآمیز رسیده است.
اسفند سال گذشته هشت گزارشگر سازمان ملل متحد در جریان حملات شیمیایی به مدارس دخترانه تاکید کردند زنان و دختران ایرانی تحت بدترین شکل تبعیض و خشونت سیستماتیک قرار دارند.
این حملات شیمیایی از نهم آذر سال گذشته آغاز شد و صدها مدرسه و هزاران دانشآموز را درگیر کرد.
تشکلها و نهادهای صنفی فرهنگیان در یک سال گذشته بارها جمهوری اسلامی را مقصر این مسمومسازیها با هدف انتقامگیری از دانشآموزان معترض در خیزش انقلابی معرفی کردند.
اواخر مهر ۱۴۰۱ و در اوج خیزش انقلابی، سازمان دیدهبان سازمان ملل متحد درباره ادامه خشونت سیستماتیک مقامات جمهوری اسلامی علیه زنان ابراز نگرانی کرد.
این سازمان ضمن محکوم کردن شدید اقدامات خشونتبار و نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی علیه معترضان، خواهان آزادی زندانیان سیاسی و آزادی فعالیت جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر شد.
تلاش حکومت برای سرکوب زنان در ایران ادامه دارد و روز به روز بر قوانین تبعیضآمیز علیه آنان افزوده میشود.
گروه اتحاد بازنشستگان در بیانیه امروز خود به فقدان «قوانین برابر» و به دور از هر گونه ستم جنسی و طبقاتی بهعنوان بحرانهای روزمره زنان ایرانی اشاره کرد.
این گروه تاکید کرد زیستن در جامعهای فارغ از این تبعیضها و داشتن زندگی امن، «حق طبیعی و بدیهی همه انسانها از جمله زنان است».
گروه انقلاب زنانه، با اشاره به جنبش «زن، زندگی، آزادی» که رفع تبعیض علیه زنان از جمله اهدافش بود، گفت زنان این جریان تاریخ ساختند و به اسطوره مقاومت مردمی تبدیل شدند.
این گروه در بیانیه خود، راه پایان دادن به خشونت علیه زنان در ایران را از مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی دانست.
مرداد امسال نرگس محمدی با انتشار نامهای از زندان اوین درباره شدت گرفتن «خشونتهای فیزیکی» و ضرب و شتم زندانیان سیاسی زن و معترضان بازداشتی هشدار داده و گفته بود این رویه راهی را جز گذر از از نظام دینی استبدادی پیشروی مردم باقی نمیگذارد.
فراخوانی برای گسترش اعتراضات و نافرمانیهای مدنی
انقلاب زنانه در بخشی از بیانیهاش از همگان خواست روز ۱۰ دسامبر برابر با ۱۹ آذر را که به «دو هفته جهان نارنجی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان» شناخته میشود، به صدای رسای انقلاب «زن، زندگی، آزادی» تبدیل کنند.
این گروه در ادامه خواهان گسترش اقدامات اعتراضی مانند «گسترش بیحجابی، شعارنویسی، دیوارنویسی، پخش تراکت، شعاردهی شبانه، اجرای پرفورمنس و اقدامات جمعی در اماکن عمومی» شد.
در بیانیه این گروه از فعالان جنبش زنان و دیگر جنبشهای اعتراضی خواسته شده است بیانیههایی مشترک منتشر کنند.
حضور بر مزار کشتهشدگان اعتراضات و دیدار و همراهی با خانوادههای دادخواه، اعلام همبستگی با زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتشده از دیگر مواردی است که انقلاب زنانه آنها را برای اجرا طی این روز پیشنهاد داد.
از سوی دیگر کانون نویسندگان با تکیه بر منشور خود بر حق آزادی بیان و حق اعتراض همگانی تاکید کرد و «آزاداندیشان» را به همراهی با «زنان و مردان آزاده و دلاور» ایران فرا خواند.
شورای بازنشستگان ایران در بیانیهای جداگانه نوشت همه نهادهای قدرت متحدانه و سرکوبگرانه در حفظ و تداوم نابرابری مضاعف دیدگاهی مشترک دارند.
به گفته این تشکل، اگرچه حکومت میکوشد با دستگیر کردن، صدور احکام سنگین و اعمال محرومیت، زنان را به تمکین و سکوت وا دارد اما: «این طوفان سهمگین هر لحظه توفندهتر میشود تا دیگر اثری از تبعیض نماند.»
پیشتر و در آستانه ۲۵ نوامبر، پیشنویس قطعنامه پیشنهادی پارلمان اروپا در محکومیت اعمال خشونت علیه زنان و مدافعان حقوق زنان در ایران منتشر شد.
در قطعنامه پارلمان اروپا به بدتر شدن مداوم وضعیت حقوق بشر در ایران اشاره و «قتل وحشیانه زنان از جمله آرمیتا گراوند و مهسا ژینا امینی» محکوم شد.
پارلمان اروپا خواهان آزادی فوری تمامی مدافعان حقوق بشر و قربانیان بازداشتهای خودسرانه همچون نرگس محمدی، سپیده قلیان، گلرخ ایرایی، نسرین جوادی و بهاره هدایت شد.
خبرگزاری دولتی ایرنا و خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، روز شنبه چهارم آذر در خبری مشابه نوشتند که به یک کشتی تجاری اسرائیلی در شمال اقیانوس هند حمله شده است. این دو خبرگزاری، گزارش تلویزیون المیادین را بازنشر کردند که از رسانههای لبنانی وابسته به جمهوری اسلامی است.
بر اساس این گزارش، یک کشتی باری اسرائیلی شامگاه پنجشنبه دوم آذر در دریای مکران (خلیج عمان) هدف حمله نیروهایی ناشناس قرار گرفت و در آتش سوخت.
فارس و ایرنا عکسی از یک کشتی در حال سوختن در دریای آزاد منتشر کردند که مشخص نیست مربوط به حادثه ادعایی المیادین است یا نه.
مکان دقیق حمله مذکور در این منطقه پهناور ذکر نشده است.
دریای عمان که از آن با عنوان مکران نیز یاد میشود، در جنوب شرقی ایران قرار دارد.
المیادین نوشت هنوز هیچ گروهی مسوولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.
حدود یک هفته پیش شورشیان حوثی یمن از ربودن کشتی گلکسی ریدر در دریای سرخ به ظن اسرائیلی بودن آن خبر دادند.
در واکنش به این ماجرا اسرائیل اعلام کرد هیچکدام از صاحبان یا خدمه کشتی ربوده شده به دست حوثیهای یمن، اسرائیلی نیستند بلکه این کشتی باری «بریتانیایی» است و «ژاپن» آن را اداره میکند.
این کشتی در حال حرکت از ترکیه به سمت هند بود که روز ۲۷ آبان در جنوب غربی جده عربستان سعودی آفلاین شد.
حوثیهای یمن که از متحدان جمهوری اسلامی هستند از مدتی پیش اسرائیل را به ربودن کشتیهایش تهدید کرده بودند.
روز ۲۳ آبان (۱۴ نوامبر) عبدالمالک الحوثی، رهبر شورشیان حوثی گفت این گروه به دنبال کشتیهای اسرائیلی در آبهای تجاری حیاتی دریای سرخ است؛ حتی کشتیهایی که پرچم اسرائیل نداشته باشند.
او در سخنانی که از شبکه تلویزیونی المسیره، زیر نظر شورشیان حوثی پخش شد، گفت: «چشمان ما به قصد نظارت مستمر و جستوجو برای هر کشتی اسرائیلی باز است.»
حوثیهای یمن اواخر دهه ۹۰ میلادی جنبش احیای فرقه زیدی، یکی از شاخههای اسلام شیعه را در شمال یمن راه انداختند.
طی سالهای اخیر، ریاض و متحدانش در جریان جنگ یمن جمهوری اسلامی را به مسلح کردن حوثیها و ارائه آموزشهای نظامی به آنان متهم کردهاند.
گروه حوثی که بخشی از «محور مقاومت» تحت حمایت تهران دانسته میشود، از آغاز جنگ در غزه از حماس در برابر اسرائیل حمایت کرده و شعارش این است: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهودیان و پیروز باد اسلام.»
رسانههای داخلی از کاهش شدید صادرات محصول پسته ایران به کشورهای عضو اتحادیه اروپا و چین در طول ۹ ماه (از اول ژانویه تا آخر سپتامبر سال جاری میلادی) خبر دادند.
بر اساس آمارهای یورواستات، صادرات پسته ایران به کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ۶۷ میلیون یورو کاهش پیدا کرده است.
این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش ۲۹ درصدی نشان میدهد.
ایران تا آخر سپتامبر سال ۲۰۲۲ به میزان ۹۵ میلیون یورو پسته به اروپا صادر کرده بود.
از کل پسته صادراتی ایران به اروپا تا آخر ماه سپتامبر امسال، ۴۹ میلیون یورو شامل مغز پسته و ۱۸ میلیون یورو مربوط به پسته با پوست بوده است.
بیشترین کاهش با عدد ۵۱ درصد، در بخش صادرات پسته با پوست بوده است.
صادرات مغز پسته ایران به اروپا در این مدت کاهش ۱۵ درصدی داشته است.
بر اساس این گزارش، ایران پس از آمریکا دومین صادر کننده پسته به اروپا در ماههای ژانویه تا سپتامبر ۲۰۲۳ بوده است.
آمریکا در این دوره ۴۳۹ میلیون یورو پسته به اروپا صادر کرده است.
آلمان عمدهترین خریدار پسته ایران در اروپا طی ۹ ماهه ۲۰۲۳ بوده است.
از سوی دیگر بر اساس آمار گمرک چین، صادرات پسته ایران به این کشور در همین مدت به ۲۰ میلیون دلار رسیده است که کاهشی ۵۹ درصدی را نسبت به مدت مشابه سال قبل نشان میدهد.
رسانههای ایران نوشتند خشکسالی و کاهش برداشت پسته، همراه با مقررات سختگیرانه برای بازگشت ارز صادراتی، دو عامل افت صادرات پسته ایران به اروپا و چین در سال ۲۰۲۳ بوده است.
این اولین بار نیست که کاهش صادرات پسته در ایران رخ میدهد.
روزنامه اعتماد روز شنبه چهارم آذر از مراجعه دو برابری ساکنان تهران به اورژانس در هوای آلوده پایتخت خبر داد. مراجعه شهروندان به اورژانس بیمارستانها با علایمی مانند تنگی نفس، درد قفسه سینه، سردرد و سرگیجه از یک تا ۲۷ آبان افزایشی چشمگیر داشته است.
اعتماد در این گزارش با پرستاران و پزشکان دو بیمارستان بقیهالله و رجایی و محمد اسماعیل توکلی، رییس اورژانس استان تهران گفتوگو کرده است.
افزایش ۱۵ درصدی ماموریتهای مرتبط با آلودگی هوا در اورژانس طی ۱۴ سال
رییس اورژانس استان تهران افزایش تماسهای مردمی با اورژانس در روزهای سرد سال و آلوده شدن هوا را تایید کرد و گفت از یک تا ۲۷ آبان، بیش از ۲۶ هزار نفر با مشکلات تنفسی و قلبی با اورژانس تهران تماس گرفتهاند؛ یعنی روزانه حدود هزار نفر.
به گفته او، تهرانیها تقریبا ۱۱ هزار بار در روز با اپراتورهای اورژانس تماس میگیرند اما تعداد این تماسها در آبان نسبت به ماههای قبل آن حدود چهار درصد رشد داشته است.
اعتماد با تاکید بر گسترده بودن آمار و ارقام «پرونده سیاه آلودگی هوا»، به نقل از توکلی نوشت در ۱۴ سال گذشته، ماموریتهای اورژانس با موضوع مشکلات تنفسی و قلبی حدود ۱۵ درصد افزایش داشته است.
رییس اورژانس تهران توضیح داده است که بیشترین تماسها در این زمینه درباره کودکان پنج ساله و افراد بالای ۵۵ سال با بیماری زمینهای و آسم است.
حجم تماسها نیز در مناطق پرتردد شهری، بازار تهران و مرکز شهر بیشتر است.
آلودگی هوا در ایران تنها مختص به پایتخت نیست و بسیاری از شهرها از سالهای گذشته با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند.
هفته گذشته شهر مشهد در چندین روز پیاپی شاخص آلودگی هوای بحرانی و بسیار خطرناکی را تجربه کرد.
استانهای خوزستان، اصفهان و البرز نیز طی دو هفته گذشته روزهایی آلوده و خطرناک را پشت سر گذاشتند.
مراجعه به اورژانس بقیهالله: روزی دستکم سه بیمار بدحال
اعتماد در بخشی دیگر از گزارش خود به نقل از یک پرستار در بیمارستان بقیهالله نوشت تعداد مراجعان اورژانس در روزهای آلوده دو برابر میشود.
به گفته او، بیشتر مراجعان افراد بالای ۷۰ سال با بیماری زمینهای هستند.
مراجعه بیماران بدحال تنفسی معمولا از ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه صبح شروع و با افزایش غلظت آلودگی هوا در بعد از ظهرها، بیشتر میشود.
این روزنامه به نقل از کارکنان "تریاژ" (فرایند اولویتبندی بیماران برای بهرهمندی از درمان که بر اساس شدت وخامت حال بیمار انجام میشود) اورژانس بقیهالله نوشت دستکم روزی سه بیمار بدحال به این بخش مراجعه میکنند.
افزایش ۱۵ درصدی مراجعه به بیمارستان قلب رجایی در روزهای آلوده
در بخش دیگری از گزارش اعتماد آمده است همه پرستاران اورژانس عادت کردهاند به اینکه در فصل سرد باید منتظر افزایش ورودیهایی با علایم تنفسی باشند اما تعداد مراجعهها با قرمز شدن شاخص آلودگی هوا بهطور چشمگیری بیشتر میشود.
این گزارش به نقل از پزشک بخش تریاژ و پرستاری در بیمارستان قلب رجایی نوشت طی روزهای اخیر با آلودهتر شدن هوا، تعداد مراجعان نیز ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر شده است.
پزشکان این بیمارستان تاکید کردند آلودگی هوا به خودی خود مشکل قلبی ایجاد نمیکند اما برای افرادی که با مشکلات قلبی دست و پنجه نرم میکنند میتواند خطرناک و مرگآفرین باشد.
بر اساس گزارش اعتماد، روزهای پاک سال ۱۴۰۱ در تهران تنها دو روز بوده و طبق بررسی آماری در سالهای گذشته، تعداد روزهای پاک روندی کاهشی داشته است.
این روزنامه پیشبینی کرد در آیندهای نه چندان دور، داشتن هوایی سالم آرزویی محال خواهد بود و در عینحال تاکید کرد هیچ تلاشی برای اجرایی شدن قانون هوای پاک از سوی دستگاههای مسوول دیده نمیشود.
مقامات، آلایندههای ناشی از دودکش کارخانهها و کارگاههای صنعتی، دودکش وسایل نقلیه و گاز ناشی از سوختهای فسیلی را دلایل آلودگی در تهران معرفی میکنند.
به گفته داریوش گلعلیزاده، رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، در نیمه دوم سال به دلیل وارونگی دمایی و پایداری هوا، شاخصها در شرایط ناسالم قرار میگیرند.
به گفته او، در این سالها منابع آلایندگی در کشور افزایش یافته، به طوری که ۹۴ درصد انرژی در ایران بر مبنای سوختهای فسیلی است.
بر اثر این آلایندهها و تبعاتش، هر سال بیش از ۲۰ هزار ایرانی جان خود را از دست میدهد.
ایراناینترنشنال به مدرکی دست یافته که نشان میدهد زندانی اعدام شده در زندان سبزوار در روز جمعه سوم آذر که به اتهام قتل به دار آویخته شد، در زمان وقوع جرم، بازداشت و اعدام، کمتر از ۱۸ سال داشته و «کودک-مجرم» بوده است. حمیدرضا آذری متولد ۲۰ مرداد ۱۳۸۵ بود.
یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی به ایراناینترنشنال گفت که او را سحرگاه روز سوم آذر در زندان سبزوار اعدام کردهاند و تاکنون پیکرش را به خانوادهاش تحویل ندادهاند.
حکم اعدام این کودک-مجرم روز جمعه در حالی که ۱۷ سال و سه ماه از عمرش میگذشت، اجرا شد.
به گفته این منبع آگاه، حمیدرضا تنها فرزند خانوادهاش بود و با وجود سن کمی که داشت از چند سال پیش به عنوان کارگر ضایعاتی مشغول به کار شده بود.
تصویر شناسنامه حمیدرضا آذری، کودک_مجرم اعدام شده
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی به نقل از خبرگزاری میزان از اعدام این زندانی خبر داده و نوشته بود رسانه قوه قضاییه به محل دقیق اعدام، هویت و سن فرد اعدام شده اشارهای نکرده و ابهامهایی درباره «کودک-مجرم» بودن او وجود دارد.
صدور حکم اعدام و اجرای آن برای افراد زیر ۱۸ سال بر خلاف استانداردهای بینالمللی حقوق بشر از جمله کنوانسیون حقوق کودک است که ایران یکی از امضا کنندگان آن است.
ایران از معدود کشورهای جهان است که برای افراد زیر ۱۸ سال حکم اعدام صادر و اجرا میکند.
حمیدرضا آذری پیشتر در دادگاه کیفری به عنوان متهم ردیف اول پرونده قتل حمیدرضا الداغی به اعدام در ملاء عام محکوم شد. ابوالفضل سرپوشی، دوست او، به عنوان متهم ردیف دوم به ۱۰ سال زندان و پرداخت دیه محکوم شد.
رسانههای داخلی صبح جمعه گزارش کردند حکم اعدام این زندانی به عنوان متهم ردیف اول پس از تایید در دیوان عالی کشور در شهرستان سبزوار اجرا شد اما اشارهای به هویت و محل دقیق اجرای حکم او نکردند.
۲۲ مهر ماه امسال روزنامه خراسان در گزارشی نوشت فرد محکوم شده به اعدام در پرونده قتل حمیدرضا الداغی که مقامها و رسانههای حکومتی از او با عنوان «شهید امر به معروف» یاد میکنند، در سال ۱۴۰۰ در پی یک نزاع دستهجمعی مرتکب قتل شده اما به دلیل اینکه به سن قانونی نرسیده بوده، با قرار تامین کیفری آزاد شده است.
خراسان در ادامه گزارش خود خبر داد: «هنوز مدت زیادی نگذشته بود که نوجوان مذکور، به اتهام قتل الداغی بازداشت شد.»
ایراناینترنشنال بر اساس همین گزاره از احتمال وجود ابهاماتی درباره کودک-مجرم بودم زندانی اعدام شده خبر داد.
مقتول، حمیدرضا الداغی، متولد سال ۱۳۵۶ و عضو تیم هندبال دانشگاه تربتجام بود و گفته شده هشتم اردیبهشت امسال، «بر اثر اصابت چاقو طی درگیری با دو جوان که برای دختری ایجاد مزاحمت کرده بودند»، جان باخته است.
پس از کشته شدن الداغی، رسانههای وابسته به حکومت تلاش کردند او را «شهید امر به معروف» معرفی کنند و مدیر آموزش و پرورش سبزوار او را «شهید غیرت و امر به معروف» نامید.
۱۸ اردیبهشت امسال، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، در جلسه شورای عالی قضایی با اشاره به کشته شدن الداغی در سبزوار، او را «جوان با غیرت ملی و دارای فرهنگ دینی نهادینه شده در جمهوری اسلامی» معرفی کرد.
با وجود این، شاهنده گرامی، معلم بازنشسته و مادر حمیدرضا الداغی، همان زمان در مصاحبه با علی رضوانی، «بازجو-خبرنگار» صداوسیما، ضمن رد این ادعاها گفت: «پسرم نه بسیجی بود، نه جهادی. تنها انسان بود و شرف داشت».
اژهای همان زمان به رییس کل دادگستری استان خراسان رضوی دستور داد «سریع و قاطع» به پرونده ضاربین الداغی رسیدگی کند و به این ترتیب، شش ماه پس از بازداشت این نوجوان، حکم اعدام او در حالی که کمتر از ۱۸ سال داشت، صادر و اجرا شد.