مادر امیرحسین موسوی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام: در دادگاه اجازه دفاع به پسرم ندادند
ثریا طالبی، مادر امیرحسین موسوی، فعال فضای مجازی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام که از آذر ۱۴۰۳ زندانی است، از نگهداری ۱۷۶ روزه فرزندش در سلول انفرادی، تهدید او در بازجوییها و پخش اعترافات اجباری خبر داد و گفت حکم اعدام او بدون فراهم شدن فرصت دفاع صادر شده است.
طالبی یکشنبه ۱۷ آبان در گفتوگو با سایت امتداد، با تشریح روند بازداشت و محاکمه فرزندش گفت خانوادهاش قصد دارد در مهلت قانونی ۲۰ روزه به حکم اعدام صادرشده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی اعتراض کند.
او درباره نحوه اطلاع خانواده از حکم اعدام گفت هفته گذشته قرار بود پسرش را بدون اطلاع قبلی و حضور وکیل به دادگاه انقلاب ببرند تا حکم به او ابلاغ شود، اما موسوی بهدلیل بیماری نتوانست در دادگاه حاضر شود.
به گفته طالبی، چند روز بعد وکیل موسوی به دادگاه مراجعه کرد و حکم را دریافت کرد.
طالبی همچنین گفت در جلسه آخر محاکمه، پس از مطرح شدن اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض»، حال فرزندش بهشدت بد شد و هنگام خروج از دادگاه بهسختی میتوانست راه برود.
رضا شفاخواه، وکیل موسوی، ۱۳ آبان از صدور حکم اعدام برای موکلش به اتهام «افساد فیالارض از طریق فعالیت در فضای مجازی در حساب کاربری جیمز بیدین» خبر داد.
سعیده موسوی، خواهر این زندانی سیاسی، نیز در ایکس نوشت برادرش در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام و به اتهام «توهین به مقدسات» به پنج سال حبس محکوم شده است.
۱۴ زندانی سیاسی نیز ۲۳ مهر با انتشار بیانیهای از زندان اوین درباره خطر صدور حکم اعدام برای موسوی هشدار داده و از نقض حقوق متهمان، گرفتن اعترافات اجباری و تاثیر گزارشهای صداوسیما بر روند رسیدگی قضایی انتقاد کرده بودند.
مادر موسوی: دادگاه فرصت دفاع به فرزندم نداد
طالبی گفت در مدت حدود یک سال و نیم، سه جلسه دادگاه برای فرزندش برگزار شد که جلسه آخر بیش از ۱۰ دقیقه طول نکشید. صلواتی در همان جلسه، اتهامات موسوی را به «محاربه» و «افساد فیالارض» تغییر داد و قصد داشت آخرین دفاع او را دریافت کند.
با وجود درخواست موسوی و وکیلش برای برگزاری جلسهای دیگر جهت آماده کردن دفاع، قاضی مخالفت کرد و به موسوی پنج روز فرصت داد دفاعیه کتبی خود را ارائه کند.
طالبی گفت «در تمام سه جلسه، حتی چند دقیقه هم اجازه دفاع به بچه من ندادند» و افزود صلواتی حتی اجازه نمیداد وکیل در دادگاه کنار موکلش قرار بگیرد.
او افزود صلواتی در جلسه اول دادگاه، موسوی را تهدید کرده بود که اگر پاسخهایش را تغییر ندهد، اتهاماتش را تغییر میدهد و حکم اعدام صادر میکند.
طالبی گفت علی صالحی، دادستان تهران و معاونش در دوران بازداشت موسوی خواستار رسیدگی به وضعیت او شده بودند، اما این پیگیریها نتیجهای نداشت.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری و آمار اعدامهای روزهای اخیر، از ۱۱ دی ۱۴۰۴ تا ۱۷ آبان دستکم ۸۷ نفر با اتهامهای سیاسی و امنیتی در ایران اعدام شدهاند و حدود ۲۲۰ نفر دیگر با این اتهامها در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
بازداشت و فشار برای گرفتن اعترافات اجباری
موسوی ۲۸ آذر ۱۴۰۳ همراه همسرش در فرودگاه مهرآباد بازداشت شد. به گفته طالبی، او هنگام بازداشت بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفت و خانوادهاش چند روز از محل نگهداری او بیخبر بود تا اینکه متوجه شدند در بند ۲۰۹ زندان اوین است.
طالبی گفت در آن روزها فردی از محل بازداشت با خانواده تماس میگرفت و میگفت: «کمی تحمل کنید؛ پسرتان چند روزی مهمان ماست. کاری نکرده و حتما بهزودی آزادش میکنیم. فقط شما اطلاعرسانی نکنید.»
او افزود پسرش ۱۷۶ روز در انفرادی بند ۲۰۹ نگهداری شد و بازجویان با وعده آزادی و تهدید، او را برای همکاری تحت فشار قرار میدادند.
به گفته طالبی، بازجویان به موسوی گفته بودند: «توییتر باید یک قربانی بدهد و چه کسی بهتر از تو!»
او گفت بازجویان آزادی شبنم حسینزاده، همسر موسوی، را به همکاری او مشروط کرده بودند و به پسرش میگفتند: «چیزی را که ما میخواهیم بگو تا همسرت را آزاد کنیم.» موسوی نیز با اشاره به بیماری همسرش و ناتوانی او در تحمل فضای بسته، خواستار آزادیاش شده بود، اما بازجویان بر همکاری او اصرار داشتند.
به گفته طالبی، بازجویان دو بار حسینزاده را هنگام بازجویی موسوی پشت در اتاق آورده بودند و او با گریه و التماس از همسرش میخواست خواستههای بازجویان را بپذیرد تا هر دو آزاد شوند.
طالبی افزود بازجویان طی شش ماه بارها موسوی را تهدید کرده بودند که در صورت همکاری نکردن، پروندهاش را به صلواتی میسپارند تا حکم اعدام بگیرد یا او را به بندی منتقل میکنند که جانش در خطر باشد.
گرفتن و پخش اعترافات اجباری زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد. خانوادهها و منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتهاند این اعترافات اغلب با تهدید و شکنجه گرفته میشوند.
نهادهای حقوق بشری نیز درباره محرومیت بازداشتشدگان از وکیل مستقل و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، بر اساس اعترافات اجباری هشدار دادهاند.
شکایت خانواده از برنامه ۲۰:۳۰ بینتیجه ماند
مادر موسوی گفت پس از شش ماه نگهداری در انفرادی، بازجویان با این وعده که فیلم فقط برای آرشیو است، فرزندش را مجبور کردند مقابل دوربین بنشیند و مطالب مورد نظر آنها را بیان کند.
طالبی افزود این فیلم در اردیبهشت ۱۴۰۴ ضبط شد، اما بعدا به شکلی تدوین و پخش شد که گویی موسوی در حملات اسرائیل به جمهوری اسلامی در خرداد همان سال نقش داشته است: «کلمات را طوری تقطیع کردند که انگار جنگ ۱۲ روزه را پسر من رقم زده است.»
به گفته او، در برنامه ۲۰:۳۰ گفته شده بود موسوی هنگام حملات از اهداف مورد اصابت عکس میگرفت و برای اسرائیل ارسال میکرد، در حالی که او از حدود شش ماه قبل از آغاز جنگ در بازداشت بود.
طالبی گفت خانواده از برنامه ۲۰:۳۰ صداوسیما و گزارشگر آن شکایت کرده، اما تاکنون به شکایتشان رسیدگی نشده است.
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، ۱۸ مهر ۱۴۰۴ در پیامی صوتی، پخش اعترافات اجباری امیرحسین موسوی را نشانه «استیصال، فریبکاری، دروغگویی و بلاهت» دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی دانست و تاکید کرد اعترافات زیر شکنجه فاقد اعتبار و نشانه فساد ساختاری در جمهوری اسلامی است.
شیرین عبادی نیز این اعترافات را «سلاح کهنه جمهوری اسلامی علیه فعالان مدنی» خواند و گفت حکومت با پروندهسازی و اعترافات اجباری میکوشد شکستهای اطلاعاتی خود را پنهان و مخالفان را سرکوب کند.
موسوی نیز در نامهای از زندان اوین که ۱۵ مهر ۱۴۰۴ منتشر شد، اعترافات پخششده در صداوسیما را اجباری و حاصل فشار بازجویان خواند و گفت اظهاراتش تقطیع و تحریف شده است.
تصویری از ویدیوی منتشرشده سنتکام در ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ که به گفته ارتش آمریکا، یک پرتابگر موشک ایرانی را نشان میدهد
کارگروه «دروازه آهنین» آمریکا برای مقابله با انتقال تسلیحات و محمولههای غیرقانونی از مرزهای زمینی ایران و دریای خزر تشکیل شده است. این کارگروه شاید نتواند مسیرهای شمالی ایران را کاملا مسدود کند، اما میتواند دستیابی جمهوری اسلامی به تسلیحات و تجهیزات مورد نیازش را دشوارتر کند.
موفقیت این کارگروه بیش از آنکه به توانایی واشینگتن در ردیابی محمولهها بستگی داشته باشد، به متقاعد کردن دولتها، بانکها و تامینکنندگان برای توقف انتقال محمولهها وابسته است.
بر اساس اطلاعیه ۱۶ آبان فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، کارگروه «دروازه آهنین» از حدود ۲۰ عضو نظامی و غیرنظامی مستقر در تامپا تشکیل شده است که با دیگر نهادهای آمریکایی هماهنگی میکنند.
این کارگروه در ادامه محاصره دریایی ایران تشکیل شده است؛ محاصرهای که به برآورد سنتکام، مانع صادرات بیش از ۲۵ میلیارد دلار نفت خام شده و انگیزه تهران را برای توسعه مسیرهای جایگزین تامین کالا افزایش داده است.
این کارگروه ظرفیت هماهنگی میان نهادها را افزایش میدهد، اما در اطلاعیه تشکیل آن نشانهای از اعطای اختیارات جدید برای بازرسی کشتیها در دریای خزر یا دسترسی به بنادر کشورهای همسایه دیده نمیشود.
اهرم فشار واشینگتن در ابتدای زنجیره تامین است
ارزیابی ماه ژوئن مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد جمهوری اسلامی برای بازسازی صنایع نظامی خود به واردات ماشینآلات صنعتی، تجهیزات الکترونیکی و موتورها نیاز دارد.
این ارزیابی، مسیرهای دریای خزر و پاکستان را جایگزینهای احتمالی مسیر تامین کالا از طریق امارات متحده عربی میداند که با اختلال روبهرو شده است.
قویترین اهرم فشار واشینگتن ممکن است متوجه تامینکنندگان کالا باشد، پیش از آنکه محمولهها به منطقه برسند.
گرافیک منتشرشده سنتکام در ۱۶ آبان درباره فعالیت کارگروه «دروازه آهنین» در مرزهای زمینی ایران و دریای خزر
یک شرکت توزیعکننده که در اروپا مشتری دارد یا به نظام مالی آمریکا دسترسی دارد، در مقایسه با یک شرکت کشتیرانی ایرانی که از قبل تحریم شده است، با خطر زیان بیشتری روبهرو خواهد بود.
شناسایی چنین توزیعکنندهای و ارائه شواهد فروش کالای ممنوعه به دولت کشور محل فعالیت آن، ممکن است موثرتر از ردیابی کشتی حامل محموله باشد.
وزارت خارجه آمریکا سپتامبر ۲۰۲۴ شرکتهای کشتیرانی روسی را تحریم و کشتیهایی را معرفی کرد که به گفته این وزارتخانه، تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی را از طریق دریای خزر به روسیه منتقل میکردند.
این اقدامات بهجای محمولههای ورودی به ایران، انتقال تجهیزات از ایران را هدف قرار داده بودند، اما سابقهای برای اجرای محدودیتها به شمار میروند.
چنین اقداماتی میتوانند هویت تامینکنندگان را آشکار کنند و شرکتها را از جابهجایی محمولههای آنها بازدارند، اما اهرم فشار کمتری بر شرکتهایی دارند که مالکان و دولتهای میزبانشان پیامدهای این اقدامات را پذیرفتهاند.
بهترین فرصت کارگروه «دروازه آهنین» در هدف قرار دادن تجهیزاتی است که جایگزینی آنها برای جمهوری اسلامی دشوار است. کارخانهای که منتظر دریافت یک قطعه ضروری است، ممکن است حتی با افزایش واردات مواد غذایی همچنان از تولید بازبماند.
نکته مهم این است که محدود کردن تامین تجهیزات نظامی مستلزم توقف تجارت عادی نیست و افزایش حجم مبادلات تجاری نیز لزوما به معنای شکست این کارگروه نخواهد بود.
روسیه دشوارترین چالش پیش روی واشینگتن است. روابط نظامی این کشور با جمهوری اسلامی به مسکو انگیزه میدهد مسیرهای حملونقل را باز نگه دارد و در نتیجه، احتمال جلب همکاری روسیه از سوی واشینگتن در یکی از مسیرهای اصلی شمالی کاهش مییابد.
نیکیتا اسماگین در تحلیلی که ماه اکتبر برای موسسه یورکتاون نوشته، به گسترش تجارت از مسیر دریای خزر، همزمان با کمبود کشتی، محدودیت ظرفیت بنادر و افزایش هزینههای حملونقل اشاره کرده است.
این مسیر تا اندازهای از فشار بر تهران میکاهد، اما ظرفیت جایگزینی مسیرهای اصلی تجارت ایران در جنوب را ندارد. با این حال، این محدودیت به معنای ناتوانی مسیر دریای خزر در انتقال مقادیر کمتری از تجهیزات و قطعات مهم نظامی نیست.
چنین محدودیتهایی میتوانند احتمال ایجاد اختلال در انتقال محمولههای خاص را افزایش دهند. در عین حال، ارزیابی میزان موفقیت اقدامات آمریکا را نیز دشوار میکنند، زیرا ازدحام بندرها، کمعمق بودن آب و شرایط فصلی میتوانند حتی بدون دخالت آمریکا، تحویل محمولهها را به تاخیر بیندازند.
اگر دیگر تامینکنندگان کنار بکشند، اما مسیرهای روسیه باز بمانند، فشارهای آمریکا ممکن است وابستگی تهران به مسکو را افزایش دهد.
در این صورت، قدرت چانهزنی حکومت ایران کاهش مییابد، در حالی که همکاری نظامی دو کشور، که واشینگتن در پی تضعیف آن است، ممکن است همچنان ادامه یابد. بنابراین، وابستگی اقتصادی و تامین تجهیزات نظامی لزوما آنطور که واشینگتن انتظار دارد تغییر نخواهند کرد.
توافق با همسایگان به رویکردهای متفاوت نیاز دارد
قزاقستان نمونهای از تنش میان فشار مالی و اهداف منطقهای در حوزه حملونقل است. سریک جومانگارین، معاون نخستوزیر قزاقستان، ماه مه گفت خطرات مربوط به پرداختها باعث توقف قراردادها با جمهوری اسلامی شده است.
یک ماه بعد، قزاقستان توافقی برای احداث یک پایانه لجستیکی در بندر رجایی ایران امضا کرد.
اگرچه این بندر در سواحل جنوبی ایران قرار دارد، این پروژه نشاندهنده تمایل دولت قزاقستان به حفظ و گسترش ارتباطات حملونقلی از مسیر ایران است. فشار مالی میتواند فعالان تجاری را منصرف کند، حتی زمانی که دولت آنها به دنبال گسترش این ارتباطات باشد.
بنابراین، واشینگتن ممکن است در جلوگیری از معاملات ممنوعه مشخص نفوذ بیشتری داشته باشد تا در تغییر سیاست کلی قزاقستان برای حفظ این مسیرها.
جمهوری آذربایجان ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، پس از متهم کردن جمهوری اسلامی به حمله پهپادی به خاک خود، عبور محمولههای تجاری از گذرگاههای مرزی را متوقف کرد، اما ۱۸ اسفند همان سال این گذرگاهها را دوباره گشود.
این رویداد یک اختلاف امنیتی بود، نه آزمونی برای اجرای تحریمها؛ بنابراین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که باکو به درخواستهای آمریکا چه واکنشی نشان خواهد داد.
با این حال، بسته شدن کوتاهمدت مرزها نشان میدهد نباید تصور کرد جمهوری آذربایجان حاضر است برای مدتی طولانی اختلال گستردهای در تجارت ایجاد کند. درخواست بازرسی محمولههای مشکوک و مشخص ممکن است شانس بیشتری برای پذیرش داشته باشد تا درخواست مسدود کردن نامحدود یکی از مسیرهای اصلی تجاری.
ترکمنستان نیز حفظ مسیرهای حملونقل از طریق ایران را سودمند میداند. وزارت خارجه این کشور شهریور ۱۴۰۴ از مذاکراتی درباره افزایش حملونقل ترانزیتی و توسعه خط آهن چین، قزاقستان، ترکمنستان و ایران خبر داد.
این پروژهها نشانهای از تخلف نیستند، اما توضیح میدهند چرا عشقآباد ممکن است با محدودیتهای گسترده مخالفت کند.
درخواست جلوگیری از انتقال محمولههای تسلیحاتی، در صورت ارائه شواهد روشن، ممکن است با استقبال بیشتری روبهرو شود؛ هرچند در اطلاعیه تشکیل کارگروه نشانهای از موافقت ترکمنستان با همکاری دیده نمیشود.
معیار موفقیت، تولیدات نظامی جمهوری اسلامی است
خریداران ایرانی آسانتر میتوانند واسطههای تجاری خود را تغییر دهند تا اینکه برای تجهیزات کمیاب یا تخصص فنی جایگزین پیدا کنند. بنابراین، اجرای محدودیتها باید بر این وابستگیها متمرکز باشد، نه اینکه صرفا نامهای بیشتری به فهرست تحریمها اضافه شود.
از جمله شاخصهای مفید برای سنجش موفقیت میتوان به ناکامیهای مستند در تامین تجهیزات، توقف پرداختها، افزایش زمان انتظار برای دریافت قطعات حیاتی و موارد تاییدشده توقیف محمولههای ممنوعه اشاره کرد.
معیار نهایی این است که آیا چنین موانعی توانایی جمهوری اسلامی برای احیای تولیدات نظامی خود را محدود میکنند یا نه.
بهترین فرصت کارگروه «دروازه آهنین» در محدود کردن دسترسی تهران به تجهیزات نظامی که جایگزینی آنها دشوار است و جلب همکاری پایدار دولتهای همسایه نهفته است.
در غیر این صورت، واشینگتن با این خطر روبهرو است که تجارت را دشوارتر و وابستگی جمهوری اسلامی به روسیه را بیشتر کند، بیآنکه روابط حیاتی تهران برای تامین تجهیزات نظامی مختل شود.
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت، ۱۷ آبان ۱۴۰۵
بازنشستگان و کارگران در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به مشکلات معیشتی، حقوق و مستمریهای پایین و ناامنی شغلی تجمع کردند. شماری از معترضان همچنین با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی معلمان و کارگران زندانی، لغو احکام اعدام و پایان سرکوب شهروندان در ایران شدند.
بر اساس گزارشهای تشکلهای صنفی و نهادهای حقوق بشری مستقل، از جمله شورای بازنشستگان ایران، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و هرانا، و همچنین خبرگزاری ایلنا، این تجمعها یکشنبه ۱۷ آبان در شهرهای مختلف از جمله اهواز، تهران، رشت و شوش برگزار شد.
بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت، اهواز و شوش مقابل ساختمانهای این سازمان تجمع کردند و معترضان در شوش راهپیمایی کردند. بازنشستگان بانک صادرات نیز با وجود بارندگی شدید مقابل ساختمان این بانک در خیابان سمیه تهران تجمع کردند.
در رشت، معترضان شعارهای «کارگر زندانی آزاد باید گردد»، «معلم زندانی آزاد باید گردد» و «قسم به خون یاران، تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان» سر دادند. اجرای ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی و پرداخت مطالبات معوق نیز از خواستههای آنان بود.
در اهواز نیز شعار «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست» سر داده شد و بازنشستگان شوش شعارهای «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و «خیابان، خیابان، سنگر زحمتکشان» سر دادند.
شعارهای اعتراضی کارگران علیه اعدام در حالی مطرح میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات و دیگر زندانیان سیاسی احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، از ۱۱ دی ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۸۷ نفر با اتهامهای سیاسی و امنیتی در ایران اعدام شدهاند و حدود ۲۲۰ نفر دیگر با این اتهامها در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.
در تازهترین موارد، ۱۷ آبان حسن دیوبند، حمید کاظمی و رضا زنگنه در پروندهای مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در کرج اعدام شدند. محمدعارف شهبخش نیز ۱۶ آبان به اتهامهای «بغی» و «محاربه» از طریق اقدام مسلحانه در شهرستان خاش اعدام شد.
در تجمع تهران نیز بازنشستگان بانک صادرات شعار «صندوق پردرآمد، چه بر سر تو آمد» سر دادند.
بازنشستگان تامین اجتماعی خواستار افزایش مستمریها متناسب با تورم، اجرای مواد ۵۴ و ۹۶ قانون تامین اجتماعی، اصلاح متناسبسازی حقوقها، بهبود خدمات درمانی و استقلال سازمان تامین اجتماعی شدند.
بازنشستگان بانک صادرات نیز به حقوق پایین و پوشش ناکافی بیمه درمانی اعتراض کردند و خواستار شفافسازی درباره عملکرد صندوق آتیه و پرداخت سود سرمایهگذاریهای خود شدند.
این گروه از بازنشستگان خرداد ۱۴۰۴ نیز در تجمعی اعلام کردند صندوق آتیه بیش از سه دهه مبالغی را ماهانه از حقوق آنان برای سرمایهگذاری کسر کرده، اما سود حاصل از آن را پرداخت نکرده است.
اعتراض کارگران به معوقات مزدی و ناامنی شغلی
کارگران پتروشیمی شیمیبافت ماهشهر از ۱۶ آبان در اعتراض به پرداختنشدن پاداشهای سهماهه و ششماهه، کاهش سهمیه پرواز و محدودیت اضافهکاری، از صرف غذا در محل کارخانه خودداری کردند.
در ایلام نیز کارگران پیمانکاری شهرداری مقابل استانداری تجمع کردند و خواستار ثبت مشخصات خود در سامانه ساماندهی نیروهای پیمانکاری، پرداخت مستقیم حقوق و حذف شرکتهای واسطه شدند.
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز نیز از پرداختنشدن حقوق مهرماه، کاهش مزایا، قطع وعده غذایی و کمبود لباس کار و کفش ایمنی خبر دادند. به گفته آنان، اختلال در تولید به کاهش دریافتیهایشان منجر شده است.
در تهران نیز به گزارش ایلنا، پاکبانانی که ۱۲ آبان مقابل ساختمان شهرداری تجمع کرده بودند، همچنان خواستار حذف شرکتهای پیمانکاری، انعقاد قرارداد مستقیم و تامین امنیت شغلی هستند.
علی بابایی کارنامی، رییس کمیسیون اجتماعی مجلس، یکشنبه اعلام کرد حدود هشت میلیون نفر در ایران به دلیل اجرای نادرست طرح حذف ارز ترجیحی دچار «فقر مطلق و سوءتغذیه» شدهاند و تا ۵۰ میلیون نفر دیگر برای تامین مواد غذایی مورد نیاز خود مشکل دارند.
در ماههای گذشته، بازنشستگان و کارگران در شهرهای مختلف ایران بارها در اعتراض به کاهش قدرت خرید، حقوق و مستمریهای پایین، مطالبات معوق، مشکلات بیمه و درمان و ناامنی شغلیتجمع و راهپیمایی کردهاند.
راهپیمایی ایرانیان در حمایت از مردم داخل ایران و شاهزاده رضا پهلوی در فرانکفورت، ۱۶ آبان ۱۴۰۵، رویترز
همزمان با حضور هزاران ایرانی در گردهمایی روز شنبه ۱۶ آبان در فرانکفورت آلمان، شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف ایران با ارسال پیامهایی، از هموطنان خارج از کشور قدردانی کردند.
احساس غرور، امید و همبستگی با ایرانیان خارج از کشور، حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و یادآوری جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از مهمترین محورهای واکنشها بود.
گردهمایی فرانکفورت همزمان با مراسم اهدای جایزه آزادی ۲۰۲۶ بنیاد فریدریش ناومان به مردم ایران برگزار شد.
شاهزاده رضا پهلوی این جایزه را در کلیسای سنت پل فرانکفورت به نمایندگی از مردم ایران دریافت کرد.
این بنیاد اعلام کرده است جایزه تا زمانی که نمایندگان منتخب مردم ایران بتوانند آن را دریافت کنند، نزد رضا پهلوی به امانت خواهد ماند.
همزمان با این مراسم، هزاران ایرانی در فرانکفورت گرد هم آمدند و مخالفت خود با جمهوری اسلامی و حمایتشان از شاهزاده رضا پهلوی را اعلام کردند.
مخاطبی از مشهد درباره این رویداد نوشت: «بعد از این همه تباهی و سیاهی، ۱۶ آبان نور وجود ایرانیانی که در فرانکفورت بودند، جان ما را روشن و دلمان را گرم کرد. هزاران سپاس. کاش بدانید چقدر برای ما ارزشمند هستید.»
شهروندی ساکن نیشابور هم از ایرانیان خارج از کشور برای آنچه «نشان دادن شکوه و عظمت ایرانیها» و رساندن صدای مردم ایران به جهان خواند، قدردانی کرد.
مخاطبی از اصفهان خطاب به شرکتکنندگان نوشت: «از راه دور دستان پر مهر شما را به گرمی میفشارم و بوسه میزنم بر قدوم شما در راه آزادی و قدردان محبت بیدریغ شما عزیزان در تجمع فرانکفورت هستم.»
شهروندی از رشت نیز گفت لحظهبهلحظه برنامههای فرانکفورت را دنبال کرده و افزود: «به هموطن بودن با شما افتخار میکنیم، ای شایستهترین هموطنان.»
مخاطب دیگری از تهران، ایرانیان حاضر در فرانکفورت را صدای مردم داخل کشور خواند و نوشت: «ممنونم که همیشه صدای ما گروگانهای جمهوری اسلامی بودید.»
یاد جانباختگان دیماه در پیامهای قدردانی
بخشی از پیامهای رسیده، با یادآوری کشتهشدگان اعتراضات دیماه، گردهمایی فرانکفورت را نشانهای از ادامه همبستگی ایرانیان خارج از کشور با معترضان داخل ایران توصیف کردند.
یکی از مخاطبان از کرج گفت: «از قیام دیماه ما را تنها نگذاشتهاید، قدردانتان هستیم. حضور شما ما را دلگرم و سپاه پاسداران را که سالها سعی داشت همدلی و یکرنگی را از ما بگیرد، ناامید و خشمگین کرد.»
مخاطب دیگری که به گفته خود از نخستین تا آخرین روز اعتراضات دیماه در خیابان حضور داشته، نوشت: «با دیدن فیلمهای شما در گردهمایی فرانکفورت اشک از چشمانم سرازیر شد، نمیدانید چقدر به شما افتخار کردم.»
یکی دیگر از مخاطبان نیز گفت هنگام شنیدن سخنان رضا پهلوی درباره معترضانی که با عینک شنا و ماسک برای مقابله با گاز اشکآور به خیابان آمده بودند، اما هدف گلولههای جنگی قرار گرفتند، از شدت اندوه فرو ریخته است.
راهپیمایی ایرانیان در حمایت از مردم داخل ایران و شاهزاده رضا پهلوی در فرانکفورت، ۱۶ آبان ۱۴۰۵، رویترز
امید به بازگشت و دیدار دوباره در ایران
در شماری از پیامها، حمایت از شاهزاده رضا پهلوی با ابراز امیدواری برای پایان جمهوری اسلامی و بازگشت ایرانیان خارج از کشور همراه بود.
مخاطبی از لرستان نوشت: «امروز فقط اشک ریختم برای هموطنهایی که در فرانکفورت مثل کوه پشت ما هستند و شاهزادهای که قوت قلب ماست، به امید جشن پیروزی در ایران آزاد.»
در پی اعدام سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در کرج و انتشار خبر صدور احکام اعدام برای شماری دیگر از معترضان در مشهد، مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی با ابراز خشم و اندوه از ادامه اعدامها، از عملکرد آمریکا و جامعه جهانی انتقاد کردند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی یکشنبه ۱۷ آبان از اجرای حکم اعدام حسن دیوبند، حمید کاظمی و رضا زنگنه، سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در کرج، خبر داد.
همزمان، گزارشها از صدور احکام اعدام برای شماری دیگر از معترضان در مشهد حکایت دارد.
به گزارش هرانا، ابوالفضل صداقت، جوان ۲۰ ساله، به همراه متین فرنیان و وحید خدریخواه در پروندهای مشترک به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدهاند.
همچنین با صدور حکم اعدام برای علی زاغی و ایلیا اکبری، شمار معترضانی که در پرونده موسوم به «شاندیز» به اعدام محکوم شدهاند، به شش نفر رسید.
دیگر تاب تحمل اخبار اعدام را نداریم
یک شهروند از اصفهان در واکنش به اعدام سه معترض در کرج نوشت: «صبح با خبر اعدام سه جوان پاک دیگر بیدار شدیم. تاب تحمل اخبار اعدام را ندارم.»
مخاطبی ساکن تهران از ادامه اعدامها انتقاد کرد و خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی گفت: «هر روز صبح که بیدار میشویم، با خبر کشته شدن فرزندان عزیزمان مواجه هستیم. شما زندگی را از ما گرفتید.»
در میان پیامهای مخاطبان، نگرانی از آینده نسل جوان هم به چشم میخورد.
یک مخاطب از دزفول خطاب به مردم ایران نوشت: «به بچه عزیزت نگاه کن. چطور دلت میآید جمهوری اسلامی را برای او به ارث بگذاری؟ چطور دلت میآید فرزندت را در سر صف اعدام و شکنجه بگذاری؟»
شهروند دیگری با اشاره به گمانهزنیها درباره حمله احتمالی آمریکا به زیرساختهای انرژی ایران گفت او نگران زیرساختهای انرژی نیست.
او افزود این ماندگاری جمهوری اسلامی است که هر روز بقایش، زیرساختی در این کشور را به نابودی میکشاند؛ از برق و آب گرفته تا جوانهای مملکت.
انتقاد از آمریکا و تاکید بر ادامه دادخواهی
بخش دیگری از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، متوجه عملکرد آمریکا در قبال اعدام معترضان است.
یکی از مخاطبان با اشاره به اعدام سه جوان در کرج پرسید: «دموکراتهای مدافع حقوق بشر در آمریکا این همه جنایت را در ایران نمیبینند؟»
شهروند دیگری هم اعدامها را انتقامگیری جمهوری اسلامی از مردم ایران توصیف کرد و خطاب به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نوشت: «حکومت ظالم جمهوری اسلامی دستش به سربازان شما نمیرسد و با اعدام از ملت ایران انتقام میگیرد. وقتش نرسیده به وعدهات عمل کنی؟»
شماری از مخاطبان بر ادامه دادخواهی و همبستگی ایرانیان تاکید کردند.
شهروندی از بندرعباس با ابراز اندوه از اعدام معترضان، از تجمعات ایرانیان خارج از کشور قدردانی کرد و گفت: «یک چشمم آه برای هموطنان شیردلی است که هر روز پای دار جان میدهند، آن چشم دیگر اشک برای تجمعات باشکوه ایرانیهای بامعرفت و همدلی که با همه مشکلاتشان، وطن را ارجح میدانند.»
مخاطبی از تهران نیز سه جوان اعدامشده را «سه ستاره جاویدنام» خواند و با تاکید بر ادامه راه آنها نوشت: «پیروزی حتمی است.»
حکومت ایران در ماههای اخیر با احضار و بازداشت گسترده شهروندان، صدور احکام سنگین زندان و افزایش چشمگیر اعدامها، سیاستهای سرکوبگرانه خود را شدت بخشیده است.
پیشتر در ۲۱ مهر، دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقهای عفو بینالملل، هشدار داد حکومت ایران از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان استفاده میکند.
او افزود مقامهای جمهوری اسلامی میکوشند «هزینه اعتراض را چنان بالا ببرند که مردم از ترس وادار به سکوت شوند و از شکلگیری خیزشهای گسترده جدید علیه حکومت سرکوبگری که دههها بر سر کار است، جلوگیری به عمل آید».
همزمان با ادامه موج گرانی در ایران، علی بابایی کارنامی، رییس کمیسیون اجتماعی مجلس، اعلام کرد حدود هشت میلیون نفر در پی اجرای نادرست طرح حذف ارز ترجیحی، دچار «فقر مطلق و سوءتغذیه» شدهاند و تا ۵۰ میلیون تن دیگر برای تهیه مواد غذایی مورد نیاز خود با مشکل روبهرو هستند.
بابایی کارنامی یکشنبه ۱۷ آبان در مصاحبه با پایگاه خبری دیدهبان ایران گفت قرار بود با حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، یارانه در انتهای زنجیره توزیع پرداخت شود تا مردم همچنان بتوانند کالاهای اساسی را با قیمت یارانهای تهیه کنند.
او پیامدهای معیشتی این طرح را به نحوه اجرای آن نسبت داد و افزود دسترسی به مواد غذایی برای بخش بزرگی از جمعیت ایران چنان دشوار شده که نمیتوانند به اندازه نیاز روزانه خود کالری دریافت کنند.
جهش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید در ماههای گذشته فشار بر معیشت مردم را افزایش داده و تامین نیازهای اساسی را برای بخش بزرگی از جامعه، بهویژه کارگران و بازنشستگان، دشوار کرده است.
شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از ناتوانی در تامین نیازهای اولیه، از جمله خوراک، لوازمالتحریر و پوشاک فرزندانشان خبر دادند و برخی دیگر از کاهش شدید فروش کسبوکارها، حقوقهای معوق و دشواری پرداخت اجارهخانه گفتند.
۲۷ مهر، حسن حسننتاج، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، هشدار داد تورم، مشکلات اقتصادی و شرایط جنگی بر معیشت و تغذیه خانوارها تاثیرگذار بوده و در برخی مناطق ایران به بروز سوءتغذیه دامن زده است.
فشار گرانی بر زندگی خانوادهها در ایران
رییس کمیسیون اجتماعی مجلس اعلام کرد برای آنکه یک خانواده چهارنفره بتواند در حد متوسط زندگی کند، یکی از اعضای آن باید دستکم ۱۰۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد.
به گفته بابایی کارنامی، با افزایش هزینههای زندگی، حتی داشتن چند شغل هم لزوما درآمد کافی برای یک خانواده چهارنفره فراهم نمیکند.
دیدهبان ایران در گزارش خود درباره وخامت اوضاع اقتصادی در ایران نوشت: «اجاره یک سرپناه نه چندان مناسب حالا بخش عمده یا شاید تمام حقوق یک جوان را میبلعد و چندشغله بودن هم کفاف تامین مخارج زندگی حداقلی را نمیدهد.»
بر اساس این گزارش، افت ارزش پول ملی تامین خوراک و پرداخت اجاره را برای خانوادهها دشوار کرده و فشار مالی در برخی موارد به «فاجعه فروپاشی خانواده» انجامیده است.
دیدهبان ایران افزود: «خانههای اشتراکی و زندگی با غریبهها در یک خانه، حسرت حداقلها، متلاشی شدن زندگیهای مشترک و ناامیدی، ماشینخوابی، ورشکستگی و بیپناهی حالا نهتنها گریبان قشر ضعیف، بلکه دامن قشر متوسط را گرفته و آن را به زیر کشانده تا اثری از طبقه متوسط در جامعه نماند.»
صندوق بینالمللی پول ۲۱ مهر در تازهترین برآورد خود پیشبینی کرد اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ بر اثر پیامدهای جنگ، ۷.۶ درصد کوچکتر شود.
انتقاد از شیوه پرداخت کالابرگ و پیشنهاد حذف سه دهک
رییس کمیسیون اجتماعی مجلس خواستار اصلاح شیوه پرداخت کالابرگ شد و اعلام کرد بخشی از پولی که باید صرف خرید مواد غذایی خانوارها شود، به بازپرداخت اقساط بانکی میرسد.
بابایی کارنامی گفت: «ما میگوییم اصلا چیزی به نام پول نباید مطرح باشد، بلکه کالا مطرح است.»
این نماینده مجلس با انتقاد از پیشنهاد حذف سه دهک بالای درآمدی از طرح کالابرگ هشدار داد اجرای این طرح ممکن است کارگرانی با درآمد ۲۰ تا ۴۰ میلیون تومان یا خانوارهای دارای خودرو را نیز از دریافت کالابرگ محروم کند.
با وجود تشدید بحران اقتصادی و ناتوانی حکومت در تامین نیازهای اساسی مردم، جمهوری اسلامی همچنان بر سیاست خارجی تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و اسرائیل، تاکید دارد.