جبهه مبارزین مردمی مسئولیت سه حمله مسلحانه در گلشن، کنارک و سراوان را بر عهده گرفت
جبهه مبارزین مردمی با انتشار دو بیانیه جداگانه، مسئولیت سه حمله مسلحانه در شهرستانهای گلشن، کنارک و سراوان در روزهای دوشنبه و سهشنبه ۱۱ و ۱۲ آبان را بر عهده گرفت و از کشتهشدن شماری از نیروهای سپاه پاسداران، نیروهای وابسته به فاطمیون و یکی از اعضای خود خبر داد.
به گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، این گروه در نخستین بیانیه خود اعلام کرد که دوشنبه ۱۱ آبان، یک فرمانده سپاه پاسداران و همراهان او را در منطقه کلهگان از توابع شهرستان گلشن هدف حمله مسلحانه قرار داده است. به گفته این گروه، فرمانده سپاه و سه همراه او در این حمله کشته شدند.
جبهه مبارزین مردمی همچنین اعلام کرد که عصر همان روز، نیروهای وابسته به فاطمیون مستقر در یک مدرسه دولتی در روستای بیر سفلی از توابع بخش کهیر شهرستان کنارک را هدف حمله قرار داده است.
این گروه اعلام کرد که در جریان درگیری در این محل، شش نفر از نیروهای فاطمیون و یکی از اعضای جبهه مبارزین مردمی کشته شدند.
این گروه در دومین بیانیه خود اعلام کرد که صبح سهشنبه ۱۲ آبان، یک فرمانده میدانی یگان ویژه فراجا را در شهر سراوان هدف حمله مسلحانه قرار داده است.
جبهه مبارزین مردمی این فرد را از مسئولان دخیل در سرکوب شهروندان معرفی کرد، اما درباره سرنوشت او و جزییات بیشتر حمله اطلاعاتی ارائه نداد.
این گروه همچنین از دولتهای افغانستان و پاکستان خواست جمهوری اسلامی را برای جلوگیری از بهکارگیری اتباع این کشورها در سرکوب شهروندان بلوچستان و دیگر مناطق ایران تحت فشار قرار دهند.
همزمان با ادامه گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، پاسخ آمریکا به خواستههای حکومت ایران را «قانعکننده» ندانست و بازگشایی تنگه هرمز را به تحقق شروط هفتگانه تهران منوط کرد.
رضایی سهشنبه ۱۲ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پاسخ آمریکا به حقوق و مطالبات ایران قانعکننده نبود و آنها باید کامل و صریح هفت شرط ایران را پاسخ داده و به آن عمل کنند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز طی روزهای اخیر افزایش یافته است و آمریکا نیز شامگاه دوشنبه ۱۱ آبان حملهای که محدود خواندهشده به جزیره قشم انجام داد.
تنگه هرمز آبراهی باریک میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
قیمت نفت ۱۲ آبان حدود ۱.۳ درصد بالا رفت؛ در حالی که یک روز پیش از آن، امیدواری به پیشرفت مذاکرات به افت بیش از هفت درصدی آن انجامیده بود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته در نامهای به رضایی، موضوع مذاکرات دو طرف را مطرح کرده بود.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، ۱۲ آبان گفت جمهوری اسلامی پاسخی «مقتدرانه و عقلانی» به طرف آمریکایی داده و اکنون توپ در زمین واشینگتن است تا از وقوع جنگ جلوگیری کند.
فاصله زیاد تهران و واشینگتن تا دستیابی به توافق
خبرگزاری رویترز ۱۲ آبان بهنقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران و واشینگتن همچنان تا دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ فاصله زیادی دارند.
این مقام گفت تهران «خواستههای زیادهخواهانه» واشینگتن را نمیپذیرد و آغاز مذاکرات هستهای تنها پس از برآورده شدن شروط حکومت ایران امکانپذیر خواهد بود.
او با تکرار لفاظیهای تهدیدآمیز مقامهای جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر افزود تهران به حملات آمریکا در منطقه و فراتر از آن، با قدرت پاسخ خواهد داد.
رویترز نوشت همزمان با تحولات اخیر، قطر تلاشهای میانجیگرانه خود را برای جلوگیری از شعلهور شدن مجدد آتش درگیریها افزایش داده است.
ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، ۱۲ آبان گفت واشینگتن و تهران در حال بررسی پیشنهادهای میانجیها هستند و با وجود بازگشت هیات قطری از تهران به دوحه، گفتوگوها ادامه دارد.
این هیات شامگاه دوشنبه ۱۱ آبان برای مذاکره به تهران سفر کرده بود.
الانصاری اضافه کرد: «اگر هیچ روزنه امیدی وجود نداشت، مذاکرهای هم در کار نبود... ما بهعنوان میانجی نمیتوانیم امیدمان را از دست بدهیم.»
این تلاشها با شدت گرفتن گمانهزنیها درباره حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی پس از انتخابات میاندورهای کنگره همزمان شده است.
ترامپ ۱۱ آبان اعلام کرد برای ازسرگیری کارزار نظامی علیه حکومت ایران عجلهای ندارد.
رسانه اکسیوس ۱۱ آبان از اختلافنظر مشاوران ترامپ بر سر چشمانداز جنگ با جمهوری اسلامی خبر داد.
اکسیوس بهنقل از یک منبع آگاه نوشت جان رتکلیف، رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، خواهان حفظ وضعیت «نه جنگ، نه توافق» از سوی ترامپ است تا تهران زیر فشار اقتصادی به دادن امتیازهای بیشتر تن دهد.
رایزنیهای منطقهای در سایه حملات حوثیها به عربستان
بهگزارش رویترز، در کنار تبادل پیامها میان تهران و واشینگتن، قدرتهای منطقهای نیز برای جلوگیری از تشدید مناقشه خاورمیانه رایزنی میکنند.
این درگیریها طی هفتههای اخیر با حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به عربستان سعودی، دامنه گستردهتری یافته است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۲ آبان از ادامه رایزنیهای تهران و ریاض خبر داد و گفت: «هدف ما دستیابی به ترتیبات امنیتی جدید در منطقه به دور از حضور نظامی نیروهای خارجی است.»
هفته گذشته، مقامهای ارشد عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان برای نخستین بار از ماه اوت، در تهران با همتایان ایرانی خود دیدار کردند.
ابراهیم حیدان، وزیر کشور یمن، نیز ۱۲ آبان اعلام کرد ۲۱ کارشناس وابسته به سپاه پاسداران و حزبالله لبنان در مناطق تحت کنترل حوثیها فعالیت میکنند و در هدایت عملیات نظامی، توسعه توان تسلیحاتی و برنامهریزی حملات دریایی این گروه نقش دارند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، سهشنبه ۱۲ آبان گفت با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به توافق رسیده است که واشینگتن در پایان سال جاری میلادی، کمک مالی چهار میلیارد دلاری به اسرائیل را متوقف کند.
ترامپ در گفتوگو با برنامه «فاکس اند فرندز» شبکه فاکسنیوز گفت اسرائیل دیگر به این کمک مالی نیازی ندارد و برخی دموکراتها و سیاستمداران چپگرا از حمایت مالی آمریکا از اسرائیل بهعنوان دستاویزی برای انتقاد از جمهوریخواهان استفاده میکنند.
رویترز در گزارشی نوشت هنوز مشخص نیست ترامپ دقیقا به کدام کمک مالی اشاره میکند یا این کمکها چگونه در پایان سال متوقف خواهند شد؛ زیرا تفاهمنامهای که بر اساس آن آمریکا سالانه ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار کمک نظامی به اسرائیل ارائه میکند، تا سال ۲۰۲۸ اعتبار دارد. گفتوگوهایی نیز درباره چگونگی ادامه کمکهای واشینگتن به اسرائیل پس از آن تاریخ در جریان بوده است.
ترامپ به شبکه فاکسنیوز گفت: «در مورد پرداخت پول به اسرائیل، من و بیبی نتانیاهو توافق کردهایم که ما سالانه چهار میلیارد دلار به اسرائیل میدهیم و چند ماه پیش توافق کردیم که این پرداختها را متوقف کنیم.»
او افزود: «ما پیشتر توافق کردهایم که تا پایان امسال دیگر پولی به اسرائیل پرداخت نکنیم. البته اگر اسرائیل به کمک نیاز داشته باشد، به آن کمک خواهیم کرد.»
بهنوشته رویترز حمایت افکار عمومی آمریکا از اسرائیل از زمان آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است؛ کاهشی که بهویژه در میان دموکراتها چشمگیر بوده است.
نظرسنجی دانشگاه کویینیپیاک در ماه ژوئن نشان داد ۴۸ درصد رأیدهندگان و ۶۶ درصد دموکراتها معتقدند آمریکا بیش از اندازه از اسرائیل حمایت میکند. این ارقام در سال ۲۰۱۷، زمانی که این پرسش برای نخستین بار مطرح شد، بهترتیب ۱۶ و ۲۰ درصد بود.
انتقاد از اسرائیل
حمایت از اسرائیل در میان رأیدهندگان دموکرات بهشدت کاهش یافته است. نامزدهای منتقد اسرائیل در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات پیروز میشوند و حتی قانونگذاران میانهرو نیز بیش از پیش آمادگی دارند سیاست چندین دههای حمایت آمریکا از اسرائیل را به چالش بکشند.
عبدال السید، که در صورت پیروزی در انتخابات میاندورهای روز سهشنبه در ایالت میشیگان نخستین سناتور مسلمان آمریکا خواهد شد، با کمک نظامی بدون قیدوشرط به اسرائیل مخالفت کرده و گفته است آنچه اولویت دارد این است که منابع مالی آمریکا صرف شهروندان این کشور شود.
ترامپ گفت جریان چپ از کمک مالی آمریکا به اسرائیل بهعنوان «نشانهای از بیعدالتی» استفاده میکند و او نمیتواند اجازه دهد چنین اتفاقی رخ دهد. او هنگام توضیح علت تصمیم اعلامشده برای توقف این کمکها، مشخصا به السید اشاره کرد.
ترامپ گفت: «آنها [اسرائیل] به این پول نیازی ندارند. پس چرا باید هدف حملات لفظی دیوانههایی مثل السید قرار بگیریم، وقتی اسرائیل به این پول احتیاجی ندارد؟ این دستاویز بدی برای حمله سیاسی است، واقعا بد است.»
برخی از اعضای جنبش «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (ماگا) متعلق به ترامپ نیز بیش از پیش از اسرائیل انتقاد میکنند. آنها اسرائیل را متهم میکنند که ترامپ را، که در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ وعده داده بود از مداخلات نظامی خارجی پرهیز کند، به این باور نادرست رسانده است که میتوان ایران را بهآسانی در جنگ شکست داد.
کنگره آمریکا در سال ۲۰۲۰ قانونی را تصویب کرد که مجوز تامین کمک مالی به اسرائیل را صادر میکرد، اما مجلس سنا و مجلس نمایندگان همچنان باید هر سال لوایح تخصیص بودجه را تصویب کنند تا امکان اختصاص و پرداخت این منابع مالی فراهم شود.
نتانیاهو در ماه اکتبر در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی گفت: «اگر فکر میکنید ما همچنان کمکهایی را که من دو بار برای دریافت آنها توافق گرفتم، یعنی دهها میلیارد دلار کمک آمریکا به بودجه دفاعی، دریافت خواهیم کرد، خودتان را آماده کنید و به این واقعیت عادت کنید که چنین اتفاقی نخواهد افتاد، زیرا آمریکا تغییر کرده است.»
کمی آنسوتر از شلوغی بازار قدیمی مدینه تونس، در میان عطر چای صنوبر و شیرینیهای لذیذ عربی، ساختمان وزارت کشور تونس در بلوار الحبیب بورقیبه خودنمایی میکند.
این بلوار که ۱۵ سال پیش شاهد یکی از بزرگترین جشنهای تاریخ معاصر تونس بود؛جشن پیروزی انقلاب مردم و فرار زینالعابدین بنعلی، دیکتاتور این کشور، پس از ۲۳ سال حکومت.
انقلاب تونس با خودسوزی یک جوان دستفروش در اعتراض به فقر و تبعیض آغاز شد و بهتدریج به کشورهای دیگر منطقه سرایت کرد؛ خیزشی که بعدها «بهار عربی» نام گرفت و به تغییرات بنیادین سیاسی در شماری از کشورهای منطقه انجامید.
حالا، ۱۵ سال پس از آن روزهای تاریخی، دوباره به همان خیابان آمدهام. حضور پرشمار نیروهای امنیتی و موانع ترافیکی، تا حدی آرامش کافههای اطراف را بر هم زده است. پوسترهایی با هشدار «عکاسی ممنوع» تقریبا هر چند قدم یکبار به چشم میخورند و نزدیک شدن به پیادهرو مقابل وزارت کشور نیز تقریباً غیرممکن است.
از جوانی که در یکی از کافهها قهوه سرو میکند، درباره دلیل این فضای امنیتی میپرسم. میگوید طی هفته گذشته چندین تجمع اعتراضی در همین بلوار برگزار شده و نیروهای امنیتی برای کنترل جمعیت، شبانهروز در این منطقه حضور دارند. او دوستانه توصیه میکند اگر امشب هم خیابان شلوغ شد، سریع به هتل برگردم.
اما چرا مردم تونس، ۱۵ سال پس از انقلاب، بار دیگر به خیابانها آمدهاند؟
پاسخ این پرسش را در شهر بنزرت، در شمال تونس، بهتر میتوان درک کرد. شهری تاریخی که قدمتش به دوران فینیقیها بازمیگردد، اما این روزها کوچههایش پر از دستفروشانی است که بیشترشان لباسهای دستدوم و اقلام خوراکی عرضه میکنند. لباسهایی که اتفاقا خریداران بسیاری هم دارند.
اندکی بعد، باران پاییزی شدت میگیرد و در عرض چند دقیقه، کوچهها و معابر اصلی شهر را آب فرا میگیرد. دستفروشان شتابزده بساطشان را جمع میکنند و به گوشهای پناه میبرند.
منظره خیابانها و شرایط دشوار زندگی مردم، بیش از هر چیز یادآور اردوگاههای آوارگان است؛ شهری که فقر در کوچههایش به چشم میآید و نبود زیرساختهای مناسب، مشکلات زندگی روزمره را دوچندان کرده است.
انقلاب تونس در ژانویه ۲۰۱۱، که به سرنگونی زینالعابدین بنعلی، رییسجمهوری وقت، انجامید، با امیدهای زیادی برای بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش فساد، ایجاد اشتغال و برقراری عدالت اجتماعی همراه بود.
اما بیش از ۱۵ سال پس از انقلاب، تونس همچنان با مشکلات عمیق اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. اگرچه این کشور توانست دورهای از گذار سیاسی را تجربه کند، اما در دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و بهبود چشمگیر وضعیت زندگی بخش بزرگی از مردم ناکام ماند.
بیثباتی اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری خارجی، نرخ بیکاری نزدیک به ۱۵ درصد، افزایش قیمت مواد غذایی و بحران کمآبی، از مهمترین چالشهایی هستند که تونس پس از انقلاب همچنان با آنها روبهروست.
آمارهای بانک جهانی نیز چشمانداز چندان امیدوارکنندهای را ترسیم نمیکنند. بر اساس تازهترین برآوردهای سال ۲۰۲۶، اقتصاد تونس همچنان با رشد محدود و مشکلات ساختاری روبهروست.
طبق پیشبینی بانک جهانی، رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۳ درصد خواهد بود. نرخ بیکاری در سهماهه دوم سال به ۱۴.۹ درصد رسیده و نرخ بیکاری زنان نیز ۲۱.۶ درصد گزارش شده است.
در مسیر بازگشت از بنزرت، از سعد، راننده تاکسی خطی، درباره شرایط تونس پس از انقلاب میپرسم. او از سالهای نخست پس از انقلاب و دوره گذار سیاسی با نگاهی مثبت یاد میکند. خوشحال است که مردم در مقایسه با دوران بنعلی از آزادی بیان بیشتری برخوردارند، اما معتقد است قیس سعید، رییسجمهوری کنونی، کشور را بار دیگر به سمت بحران سوق داده است.
سعد میگوید: «ما برای آزادی تونس خون دادیم؛ مبارزه ادامه دارد.»
تونس پس از انقلاب ۲۰۱۱، دورهای از گذار دموکراتیک را تجربه کرد، اما از سال ۲۰۲۱ و در پی اقدامهای قیس سعید، رییسجمهوری این کشور، ساختار سیاسی به سمت تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری حرکت کرده است.
قیس سعید در ژوئیه ۲۰۲۱ پارلمان را تعلیق و نخستوزیر را برکنار کرد. قانون اساسی جدید که در سال ۲۰۲۲ به تصویب رسید نیز اختیارات گستردهتری به رییسجمهوری داد.
اما این همه ماجرا نیست. احزاب مخالف، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران و شماری از وکلای حقوق بشری با بازداشت و پیگرد قضایی مواجه شدهاند. دیدهبان حقوق بشر نیز در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار بر جامعه مدنی و سازمانهای غیردولتی خبر داده است.
مجموعه این تحولات باعث شد در پاییز ۲۰۲۶، هزاران نفر بار دیگر بلوار الحبیب بورقیبه را با شعارهای اعتراضی خود به لرزه درآورند. حضور گروههای مختلف سیاسی و مدنی در این تجمعها نشان داد که مخالفان، با وجود محدودیتها، همچنان توان بسیج اجتماعی دارند و برای دستیابی به مطالبات سیاسی و اقتصادی خود پافشاری میکنند.
این تکثر سیاسی و آزادی بیان، هرچند محدود، از دستاوردهای انقلاب ۲۰۱۱ است؛ انقلابی که مردم تونس برای آن هزینههای سنگینی پرداختند.
خورشید غروب کرده است. چند جوان زیر مجسمه بزرگ حبیب بورقیبه، رهبر جنبش استقلال تونس از فرانسه، ایستادهاند و با یکدیگر گپ میزنند. کمی آنسوتر، ماموران امنیتی با بیحوصلگی عبور و مرور خودروها را زیر نظر دارند.شاید سایه بحران هنوز از سر تونس کم نشده باشد، اما موج تازه اعتراضها نشان میدهد نسل جوان این کشور میداند که انقلاب، حتی پس از پیروزی، نیازمند مراقبت و پاسداری است.
آمادهسازی برچسبهای «من رای دادم» برای شرکتکنندگان در انتخابات میاندورهای، تگزاس، ۱۲ آبان
بیش از ۱.۴ میلیارد دلار بر سر نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا شرطبندی شده و بسیاری از شهروندان این کشور با هیجان و اضطراب در انتظار نتایجی هستند که میزان سود یا زیان آنها را تعیین میکند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۲ آبان گزارش داد حجم شرطبندی بر سر رقابتهای امسال در تاریخ انتخابات آمریکا بیسابقه است و از نیویورک تا لاسوگاس، دورهمیهایی برای پیگیری نتایج و روشن شدن سرنوشت این شرطبندیها برگزار میشود.
بازارهای پیشبینی به کاربران امکان میدهند روی وقوع یا رخ ندادن یک رویداد، مانند پیروزی یک نامزد، پول بگذارند و پیش از مشخص شدن نتیجه نیز سهم خود را خریدوفروش کنند.
این بازارها در سال ۲۰۲۴ بر سر زبانها افتادند؛ زمانی که برخلاف نظرسنجیهای متعارف، از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری حکایت داشتند.
انتخابات میاندورهای اکنون محکی برای سنجش میزان استقبال عمومی از این شیوه شرطبندی است.
نوآ پوزر، فعال ۲۸ ساله حوزه فناوری مالی، قصد دارد شامگاه سهشنبه در خانه یکی از دوستانش در نیویورک، چشم از تلفن همراه برندارد و تغییرات شمارش آرا را دنبال کند.
او روی عملکرد قوی دموکراتها شرط بسته و مجموع پولی که در معرض برد و باخت گذاشته، عددی ششرقمی است.
پوزر گفت چند ماه پیش، زمانی که شرایط شرطبندی بهصرفهتر بود، وارد این معاملات شد و در صورت موفقیت، ممکن است تا ۳۰ هزار دلار سود کند.
او که کتابی درباره راهبردهایش در بازارهای پیشبینی نوشته، افزود: «این بازی اعداد است؛ باید احساسات را کنار بگذارید.»
پوزر با تکیه بر تجربه کاری خود در سامانههای فناوری والاستریت، مدلی ریاضی برای معاملاتش طراحی کرده است. با این حال، همه کسانی که در این بازارها پول میگذارند، چنین رویکرد یا سرمایهای ندارند.
داریوس گمبل، ۵۱ ساله و ساکن آلاباما، حدود سه ماه است در این پلتفرمها شرطبندی میکند و روی هیچ گزینهای بیش از ۲۰ دلار نمیگذارد.
او که در حوزه منابع انسانی کار میکند، گفت: «این قمار است که فقط در پوشش پیشبینی عرضه میشود. همان هیجان قمار را به آدم میدهد.»
انتخابات میاندورهای با تعیین ترکیب کنگره و سرنوشت بسیاری از سمتهای ایالتی، موازنه قدرت در آمریکا را شکل میدهد و بر توان رییسجمهوری برای پیشبرد برنامههایش تاثیر میگذارد.
وقتی ترس جای محاسبه را میگیرد
یادین الدار، دانشجوی ۲۲ ساله دانشگاه ایالتی فلوریدا، با وجود پیشبینی پیروزی گسترده دموکراتها، در برخی رقابتها روی جمهوریخواهان شرط بسته است.
او بر اساس تحلیل خود معتقد است بازار شانس پیروزی این نامزدها را کمتر از میزان واقعی ارزیابی کرده و همین اختلاف فرصتی برای کسب سود فراهم میکند.
الدار گفت: «میتوانید از پیروزی جمهوریخواهان در فلوریدا ۵۰ تا ۵۵ درصد سود کنید.»
با این حال، فشار روانی شرطبندی باعث شده به فکر کنار گذاشتن تلفن همراهش در شب انتخابات بیفتد و شاید هنگام رفتن به جشن تولد، گوشی خود را در خانه بگذارد.
این دانشجو اضافه کرد: «این فرازونشیبهای احساسی بهشدت خطرناک است. هیچوقت برایم نتیجه خوبی ندارد. از ترس، دست به فروش یا خرید میزنم.»
نتیجه این انتخابات تعیین میکند در دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ، اکثریت هر یک از دو مجلس کنگره در اختیار دموکراتها خواهد بود یا جمهوریخواهان.
انتخابات در شهر کازینوها
رونق این بازارها از شرطبندیهای فردی فراتر رفته است. در اکتبر، گردهمایی «نکستپردیکت» در نیویورک بیش از دو هزار معاملهگر، سرمایهگذار و نماینده پلتفرمها را گرد هم آورد و چندین نشست آن به انتخابات اختصاص یافت.
لوکاس کوهورست، از بنیانگذاران یکی از این پلتفرمها، گفت فضای کنونی با سال ۲۰۲۴ بسیار متفاوت است و بازارهای پیشبینی ظاهرا در میان عموم جا باز کردهاند.
حتی در لاسوگاس، کانون صنعت قمار که فعالانش بهشدت با این پلتفرمها مخالف هستند، انتخابات فرصتی برای جذب مشتری شده است.
پیتر کلامکا امیدوار است میزبانی گردهمایی انتخاباتی بار تازهتاسیس او به نام «پردیکشن وگاس» را به پاتوقی پرطرفدار تبدیل کند.
او گفت: «هیچ کازینویی نتایج انتخابات را پخش نخواهد کرد. در وگاس، تنها گزینه من هستم.»
نوادا فعالیت بازارهای پیشبینی را بهشدت محدود کرده است. کلامکا افزود بسیاری از مشتریانش از ایالتهای دیگر میآیند و پیش از ورود معامله میکنند.
ایش میلی، برگزارکننده این گردهمایی، نیز اعلام کرد توسعه بلندمدت و اعتبار این صنعت برای او بیش از نتیجه هر انتخابات مشخصی اهمیت دارد.
در واکنش به احتمال آغاز دوباره جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختها، شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال گفتند توان مالی تهیه کوله اضطراری را ندارند. گروهی دیگر با اشاره به تجربه جنگهای پیشین، از عادی شدن خطر و تردید درباره کارآمدی کیف نجات در صورت قطع طولانیمدت آب، برق و گاز گفتند.
ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید با توجه به تجربه جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، آیا در صورت جدی شدن خطر جنگ دوباره، کوله اضطراری آماده خواهند کرد؟
بخش قابل توجهی از پاسخها منفی بود، اما دلایل متفاوتی داشت؛ از فقر و نداشتن سرپناه تا فرسودگی روانی و امید به پایان وضعیت کنونی.
این واکنشها در شرایطی مطرح میشوند که نشریه آتلانتیک اول آبان گزارش داد دولت آمریکا حملات احتمالی تازه به ایران را بررسی میکند و زیرساختهای انرژی از اهداف احتمالی هستند.
بحران معیشت
برجستهترین ترجیعبند پیامهای مخاطبان درباره آماده نکردن کوله اضطراری، مساله فقر و بیپولی است. در شرایطی که تامین حداقلهای سفره خانوار به یک چالش روزمره تبدیل شده، آمادگی برای جنگ به یک شوخی تلخ میماند.
شهروندی به طعنه نوشت: «ما ماست را چهار قسطه میخریم، بعد انتظار دارند برای سه ماه مواد غذایی ذخیره کنیم!»
بسیاری از شهروندان به هزینههای چشمگیر تهیه یک کیف نجات ساده اشاره کردند.
مخاطبی نوشت: «جمع کردن همین کوله ۲۰ میلیون تومان پول میخواهد. از کجا بیاوریم؟»
مخاطبی دیگر با اشاره به هزینه چراغقوه، رادیو، کنسرو و دیگر وسایل ضروری، قیمت یک کوله نجات را نزدیک به ۳۰ میلیون تومان برآورد کرد و گفت تهیه آن برای مردمی که پول نان فردایشان را ندارند، آسان نیست.
شهروندی هم یادآوری کرد با ۲۵ میلیون تومان حقوق ماهانه، چطور میتوان کولهای جمع کرد که دستکم ۱۵ میلیون خرج دارد؟
این نگرانیها با افزایش شدید هزینههای زندگی همراه شده است.
نداشتن مکانی امن برای پناه گرفتن، دومین محور مهم پاسخهاست.
شهروندی پرسید: «اصلا جمع کنیم کجا برویم؟ سوال اصلی این است که کجا برویم؟»
و دیگری به طنز و کنایه نوشت: «موقع جنگ فقط میتوانم از یک اتاقم به اتاق دیگر بروم.»
مساله کمبود پناهگاه عمومی پیش از این نیز بارها مطرح شده است.
مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، ۲۴ شهریور گفت باید زیرساخت ایستگاههای مترو برای استفاده بهعنوان پناهگاه آماده شود.
او پیشتر نیز به نبود پناهگاههای کامل و آماده برای شهروندان اشاره کرده بود.
گروهی از مخاطبان، علاوه بر نداشتن مقصد امن، درباره کارآمدی کوله اضطراری در صورت تخریب زیرساختها تردید کردند.
یکی از آنها نوشت: «اگر زیرساختها را بزنند، مگر با کولهای که نهایتا میشود با آن یک هفته را سپری کرد، چه کاری میتوان انجام داد؟»
محمدرضا عارف، معاون اول رییس دولت، مهر ماه هشدار داده بود آسیبدیدگی زیرساختهای انرژی در دو جنگ اخیر، کمبود گاز را تشدید کرده و خطر اختلال در تامین برق را افزایش داده است.
محور پررنگ بعدی، بیحسی جامعه نسبت به اخبار تنش و جنگ است و تغییر واکنش شهروندان را پس از تجربه جنگهای پیشین نشان میدهد.
برخی با زبان طنز نوشتند کوله بستن مخصوص «جنگ اولیها» بود.
آنان تاکید کردند که در درگیریها و بحرانهای بعدی متوجه شدند کیف نجات احتمالا قرار نیست به کار جنگزده ایرانی بیاید.
یکی از مخاطبان نوشت: «فقط در جنگ ۱۲ روزه آن اضطراب تازگی داشت.»
شهروند دیگری گفت: «تنها بار اول جمع کردیم. بعد وسایلمان را لازم داشتیم و مدام از کوله درمیآوردیم. بار دوم دیگر خودمان را به خدا سپردیم.»
ایراناینترنشنال در گزارشی در ۱۸ خرداد نیز از خستگی شهروندان از جنگ، فشارهای اقتصادی و نامطمئن بودن از آینده خبر داد.
در آن گزارش، برخی مخاطبان با وجود نگرانی از پیامدهای جنگ، به تغییر شرایط سیاسی امیدوار بودند.
این دوگانگی در پاسخهای تازه نیز دیده میشود.
گروهی از مخاطبان گفتند دیگر برای وقوع جنگ اضطراب ندارند و حتی منتظر آغاز دوباره آن هستند.
یکی نوشت: «الان استرس اینکه شاید جنگ نشود بیشتر است.»
شهروند دیگری هم از احساس خستگی نسبت به این وضعیت بلاتکلیفی گفت.
برخی اشاره کردند جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه گذشته، همواره کشور را در وضعیت «تعلیق و بحران»، «اضطراب همیشگی» و «زندگی در وضعیت قرمز» نگه داشته است.
مضمون مشترک بسیاری از پاسخها را میتوان در جمله کوتاه یکی از مخاطبان دید: «تمام زندگی ما در حالت اضطراری بوده است.»