دانشجویان متحد: ۱۵۰ دانشجوی دانشگاه الزهرا ممنوعالورود شدند
کانال دانشجویان متحد از ممنوعیت ورود ۱۵۰ دانشجوی دانشگاه الزهرا به دانشگاه خبر داد و نوشت برای بسیاری از این دانشجویان حکمی از سوی کمیته انضباطی صادر نشده و ممنوعالورودی آنها بدون ابلاغ کتبی و به دستور ریاست دانشگاه اعمال شده است.
دانشجویان متحد نوشت تعدادی از این دانشجویان از ترم گذشته ممنوعالورود هستند و مدت ممنوعیت ورود آنها از مهلت دوماهه تعیینشده در شیوهنامه اجرایی آییننامه انضباطی دانشجویان نیز فراتر رفته است.
کنفرانس یک روزه «ایران آلترناتیو» توسط «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی» روز شنبه چهارم مهر ماه در کلن آلمان برگزار شد. این نشست به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، برگزار شد.
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، هدف از برگزاری این کنفرانس را «تشکیل شورای هماهنگی و رهبری (ایران آلترناتیو)» اعلام کرد.
در پنل نخست کنفرانس، ۱۷ نفر از «فعالان و نمایندگان تشکلهای داخل کشور» سخنرانی کردند. از جمله سخنرانان پنل، ساسان اردکانی، نماینده «شبکه سراسری انقلاب زن-زندگی-آزادی» در داخل ایران، بود که گفت ما به یک آلترناتیو فراگیر که نیروهای مختلف سیاسی از احزاب تا فعالان منفرد و تشکلها و نهادهای مستقل را گرد آورد، نیاز داریم تا بتوانند با همافزایی، به حداقل اهداف مشترکی که دارند، نزدیک شوند و ما این امکان را داشته باشیم تا نهاد یا آلترناتیوی را ایجاد کنیم که هدفش، سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
او اشاره کرد که در این حرکت، تفاوتهای سیاسی به رسمیت شناخته خواهد شد و گفت: «اصول جنبش زن، زندگی، آزادی، اصولی خدشهناپذیر هستند.»
«محی» دانشجوی دختر و از آسیبدیدگان و بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از اهواز، نیز با اشاره به تاثیر خیزش زن، زندگی، آزادی بر تحولات جامعه ایران گفت که در سالهای پس از ۱۴۰۱، شاهد به خیابان آمدن کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و جوانان و دیگر اقشار جامعه، بودیم که هر یک، با طرح مطالبات خود اعتراض و نارضایتیشان را بیان کردند.
او اضافه کرد که به همین دلیل نمیتوان فقط یک گروه را دید و بهدلیل تنوع جامعه ایران، هر تغییر و تحول باید بتواند این تنوع و مطالبات مختلف را در کنار هم ببیند.
محی در مورد اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و کشتار شمار بسیار زیادی از معترضان از سوی «حکومت ننگین جمهوری اسلامی» گفت پرسش این است که بعد از این چه باید کرد و ما چه وظیفهای داریم، و در این مورد بر ضرورت ایجاد همبستگی تاکید کرد.
او اشاره کرد که جامعه ایران یکدست نیست و قرار نیست همه یک طرز تفکر داشته باشند، و گفت که به یک آلترناتیو نیاز است که بتواند همه این تفاوتها را در خود جای دهد.
یکی از زنان فعال از استان سیستانوبلوچستان هم گفت: «موضوع بلوچستان فقط سرکوب نیست. موضوع این است که جامعهای با این حجم از نارضایتی، اعتراض و ظرفیت مبارزه، چگونه میتواند به یک نیروی سیاسی موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او به اعتراضات گسترده در این منطقه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی در اعتراضات، اشاره کرد و افزود پرسش این نیست که مردم، جمهوری اسلامی را میخواهند یا نمیخواهند، پرسش اصلی این است که چه نیروی سیاسی قرار است جای آن را بگیرد و چگونه این تغییر اتفاق خواهد افتاد.
او تاکید کرد که اعتراض زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که «سازماندهی» داشته باشد و افزود «یک آلترناتیو فراگیر باید بتواند به مردم ایران بگوید که پس از جمهوری اسلامی، چه حکومتی قرار است ایجاد شود و از جمله اعتماد مردم بلوچستان را جلب کند.» این فعال زنان در ادامه گفت: «حکومت باید متکثر باشد و مردم، شهروندانی حقوق برابر باشند. ما میخواهیم بلوچستان دیگر حاشیه ایران نباشد بلکه یکی از سازندگان ایران آینده باشد.»
از دیگر سخنرانان کنفرانس، وارطان، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی از بوشهر، بود. او از جمله به سیاست جنگافروزی حکومت، فقر و فلاکت و دیگر مشکلاتی که طی سالها زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است، اشاره کرد، و در عین حال، بر ضرورت تشکیل یک آلترناتیو فراگیر سازمانیافته که در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل حکومتی دموکراتیک حرکت کند، تاکید کرد.
مریم از استان فارس هم بر ضرورت رفع تبعیضها علیه زنان در ایران تاکید کرد و خواستار توجه به مشکلات جامعه «الجیبیتیکیو پلاس» شد.
او همچنین گفت گسترده شدن انقلاب در ایران زمانی محقق میشود که از پوشش اختیاری فراتر برود و مطالبات کارگران و طبقه فرودست جامعه را نیز دنبال کند و از جمله حق بیمه، دستمزد و ساعت کار برابر برای کارگران زن را به ارمغان بیاورد.
سخنران دیگر، یکی از فعالان کارگری در ایران بود که با اشاره به جنبش زن، زندگی، آزادی و مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «به نظر ما، موضوع امروز این است که ظرفیت عظیم مبارزه چگونه میتواند به گروه سیاسی سازمان یافته و موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او بر لزوم سازماندهی و تشکیل یک آلترناتیو سیاسی موثر در داخل ایران تاکید کرد و افزود: «صرف گستردگی اعتراض به خودی خود برای سرنگونی حکومت کافی نیست.»
این فعال کارگری در ادامه گفت: «ما به شبکههایی نیاز داریم تا در لحظه اعتراض فعال نشوند بلکه در فاصله بین اعتراضها هم وجود داشته باشند؛ شبکههایی که بتوانند تجارب را منتقل کنند، نیروهای جدیدی را وارد جنبش کنند، بین حوزههای مختلف مبارزه ارتباط ایجاد کنند و بتوانند تصمیمگیری کنند.»
آوا نیز گفت جامعه ایران از مرحله اعتراض عبور کرده است، زن ایرانی دیگر سوژه تحت کنترل نیست و یک کنشگر سیاسی است.
او با اشاره به این نکته که خیابان، دانشگاهها و دیگر مکانها به میدانهای کوچک مقاومت تبدیل شدهاند گفت: «اعتصابات، اعتراضات محلی و جنبش اقلیتها و نافرمانیهای روزمره، ظرفیتهای بزرگی ساختهاند. اما این ظرفیت به یک نیروی موثر و تعیینکننده تبدیل نشده است و در این مورد به وجود شبکههای مختلف و سازماندهی نیاز داریم.»
امید ویسی، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی البرز، هم گفت: «مشکل اصلی این است که ظرفیت اجتماعی و یک نیروی سیاسی منسجم برای دوران گذار وجود ندارد و هنوز یک ایده مشترک برای دوران پس از جمهوری اسلامی وجود ندارد.»
او گفت که یک آلترناتیو باید بتواند نیروهای مخالف را گرد هم آورد.
یکی از فعالان جنبش زن، زندگی، آزادی هم بر لزوم تشکیل یک آلترناتیو فراگیر و متکثر، با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و نارضایتی عمومی در ایران، تاکید کرد و گفت که در غیر اینصورت، «نیروهای پیشرو به حاشیه رانده خواهند شد.»
همچنین حدیث صبوری، از فعالان حقوق زنان در ایران و زندانی سیاسی سابق، گفت که نارضایتی و اعتراض بهتنهایی نمیتواند تغییر سیاسی ایجاد کند، و اضافه کرد اعتراض میتواند صدای جامعه باشد اما برای اینکه صدا بتواند به تغییر پایدار منجر شود، به سازمانیافتگی، همکاری، اعتماد و یک چشمانداز روشن نیاز دارد.
او تاکید کرد «جامعهای که میخواهد تغییر کند، باید بداند پس از تغییر چه میخواهد.»
صبوری افزود آلترناتیو فقط یک اسم یا فرد نیست. آلترناتیو باید تصویری روشن از آیندهای باشد که مردم بتوانند خود را در آن ببینند؛ آیندهای که در آن، زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند، آزادی عقیده و بیان محترم باشد، هیچکس به خاطر فکر، عقیده یا سبک زندگی و انتخابش تحقیر و حذف نشود، و مهمتر از همه، قدرت سیاسی نباید متعلق به یک فرد یا گروه خاص باشد. قدرت سیاسی باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
او با انتقاد از پراکندگی نیروها گفت اختلافنظر طبیعی و لازم است ولی این موضوع نباید باعث فراموش شدن هدف شود.
لیلی مجیدی، فعال دانشجویی در تهران، نیز گفت «مهمترین چیزی که نیاز داریم، سازماندهی است و تغییر بدون وجود اپوزیسیون متحد و آلترناتیو متکثر ممکن نیست.»
او اضافه کرد: «هیچکس بهجز خودمان نمی تواند ایران را نجات دهد.»
فریال، فعال مدنی و زندان سیاسی سابق، هم گفت اگر قرار باشد روزی ساختار سیاسی جدیدی در ایران شکل بگیرد، یکی از مهمترین پرسشها این است که جایگاه زن در آن ساختار چیست، و تاکید کرد «زن باید یکی از سازندگان قانون و تصمیمگیرندگان کشور باشد ولی برابری فقط به قانون خلاصه نمیشود.»
او همچنین گفت مردم ایران فقط آزادی سیاسی نمیخواهند. آنها خواستار امنیت، رفاه، برخورداری از فرصت برابر، عدالت اجتماعی و احترام به کرامت انسانی هستند.
پوران ناظمی، از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی سابق، نیز در این کنفرانس گفت سه عامل در براندازی هر حکومت مستبد و دیکتاتوری نقش مهمی دارند، و به مردم، اپوزیسیون آن حکومت و کشورهای خارجی اشاره کرد.
ناظمی اضافه کرد «من فکر میکنم مردم ایران با شعور، درایت و تجاربی که این سالها بهدست آوردند، خودشان انتخاب میکنند که چه زمانی و به چه دلیل به خیابانها بیایند، تا کجا ادامه بدهند و مقاومت کنند.»
او اضافه کرد «متاسفانه اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته است به آن توقع و انتظاری که از آن میرفت، جوابگو باشد. یعنی هنوز نتوانسته است از نقش یک مخالف عمومی در بیاید و بتواند یک آلترناتیو مورد اعتماد مردم را معرفی کند.»
ناظمی همچنین با اشاره به کشتار معترضان در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، از وعده تحقق نیافته دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمایت از معترضان، و همچنین سکوت جامعه جهانی در قبال ایران انتقاد کرد و گفت که جامعه جهانی منافع مالی خود را بر جان و مال مردم ایران ارجح میداند.
شیرین شمس در مورد پنل اول کنفرانس به ایران اینترنشنال گفت: «یکی از مهمترین نقاط قوت و رویکردهای استراتژیک این کنفرانس، شکستن الگوی سنتی کنفرانسهای خارج از کشور بود.»
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن-زندگی-آزادی»
او افزود: «در کنفرانسهای معمول، عمدتا تحلیلگران خارجنشین صحبت و تفسیر میکنند؛ اما در این کنفرانس، تمرکز و وزن اصلی به بدنه داخل کشور داده شد و تلاش بر این بود که اینبار داخل کشور صحبت کند، موقعیت کنونی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» را تبیین و تحلیل کند، پیشرویها و دستاوردها را بسنجد و راهکار و نیازهای عملی ارائه دهد.»
شمس در مورد سایر پنلهای کنفرانس گفت که دومین پنل مربوط به احزاب سیاسی بود و هدف آن بود که سخنان شرکتکنندگان در پنل اول را بشنوند و در مورد همکاری و سازمانیابی گفتوگو کنند و راهکارهایشان را مطرح کنند. هدف این بود که احزاب در مورد آینده صحبت کنند و اینکه چه باید کرد.
او اشاره کرد که احزاب شرکتکننده در کنفرانس برای همگرایی و همکاری با شبکه رویکرد مثبتی داشتند.
سومین پنل، به گفته شمس، توضیح در مورد نقش و پتانسیل جنبشهای اجتماعی برای تغییر در جامعه کنونی ایران و سازمان دادن این پتانسیل و پیوند ارگانیک این جنبشها بود.
او در مورد چهارمین پنل نیز گفت این پنل مربوط به شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی بود که به جمعبندی کنفرانس اختصاص داشت و «ارزیابی ما این بود که ضرورت برای همگرایی و سازمانیابی با یکدیگر احساس میشود و بهرغم مشکلات و موانع میتوان با اطمینانسازی و همکاری برای شکلگیری یک آلترناتیو کثرتگرا و دموکراتیک اقدام کرد.»
شمس اشاره کرد که بههیچوجه صحبت از رقابت و حذف گروه خاصی نیست و شبکه فراگیر زن، زندگی،آزادی در این جهت حرکت نمیکند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت حکومت ایران احتمالا تا دو هفته دیگر آخرین محمولههای نفتی خود را به چین تحویل میدهد و پس از آن «چیزی برای مبادله نخواهد داشت». او همچنین گفت پکن کمک به جمهوری اسلامی را بهطور قابل توجهی کاهش داده است.
بسنت یکشنبه پنجم مهر در گفتوگو با فاکسنیوز، گزارشها درباره افزایش کمکهای نظامی و اطلاعاتی چین به تهران را رد کرد. او گفت تنها حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت ایران روی آب و در مسیر تحویل باقی مانده و با محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا، این محمولهها رو به پایان است.
وزیر خزانهداری آمریکا این وضعیت را نتیجه عملیات «طرد اقتصادی» دانست و گفت جمهوری اسلامی فشار را احساس میکند و به همین دلیل بار دیگر خواهان دستیابی به توافق شده است.
او گفت: «احتمالا ظرف دو هفته آینده، دیگر چیزی نخواهند داشت که در ازای آن چیزی بگیرند. آخرین محمولههای نفتی خود را به چین تحویل خواهند داد و پس از آن دیگر چیزی نخواهند داشت.»
اختلاف بر سر توافق و وضعیت تنگه هرمز این اظهارات پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شنبه چهارم مهرماه تازهترین پیشنهاد تهران را رد کرد. ترامپ یکشنبه پنجم مهر ماه نیز در گفتوگو با اکسیوس گفت انتظار دارد مذاکرات بیشتری با [حکومت] ایران در طول هفته انجام شود، اما پیشنهاد کنونی با توافق مدنظر او فاصله دارد.
ترامپ گفت: «آنها میخواهند توافق کنند، اما این توافقی نیست که من میخواهم. این همان چیزی است که شاید یک سال پیش با آن موافقت میکردیم.» او افزود تهران بیش از حد روی قدرت چانهزنی خود حساب کرده است.
پیش از این تهران پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز را مطرح کرده بود؛ آبراهی که برای انتقال جهانی نفت اهمیت حیاتی دارد. با این حال، بسنت گفت این تنگه هماکنون باز است و روزانه بین ۱۵ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند؛ رقمی که به گفته او پیش از آغاز درگیریها حدود ۲۰ میلیون بشکه بود.
بسنت همچنین گفت آمریکا اجازه خروج نفت ایران را نمیدهد. او بدون مشخص کردن بازه زمانی، میزان نفت عبوری از تنگه را بیش از یک میلیارد بشکه اعلام کرد و تاکید کرد سهم ایران از این میزان «صفر» بوده است.
فشار اقتصادی برای تضمین پایبندی به توافق وزیر خزانهداری آمریکا گفت هدف عملیات «طرد اقتصادی» آن است که حکومت ایران به مفاد هر توافق احتمالی در آینده پایبند بماند. او با بیان اینکه تهران از نظر اقتصادی منزوی شده است، تاکید کرد جمهوری اسلامی به تفاهمنامه پیشین پایبند نماند.
بسنت تصمیمگیری درباره هر توافق احتمالی را در اختیار ترامپ دانست و گفت وظیفه او ایجاد فشاری است که تهران را به اجرای تعهداتش وادار کند.
انجمن صنفی معلمان فارس از بازداشت شش فعال صنفی در جریان عیادت از یک همکار بیمار در شهرستان ممسنی خبر داد. به گفته این انجمن، نیروهای امنیتی این معلمان را پس از بازجویی به زندان نورآباد ممسنی منتقل کردند.
بر اساس گزارش این تشکل که یکشنبه پنجم مهر منتشر شد، نیروهای امنیتی ظهر جمعه سوم مهر با یورش به محل حضور شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات، آنان را بازداشت کردند. این شش فعال صنفی شنبه چهارم مهر، پس از بازجویی به زندان منتقل شدند.
کانون فرهنگیان اسلامشهر نیز چهارم مهر اعلام کرد بداقی و دیندار، دو فعال صنفی این کانون، برای دیدار و عیادت از یک معلم به نورآباد ممسنی رفته بودند که نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه آنان را بدون ارائه حکم بازداشت کردند.
به گفته این کانون، بازداشت با ضربوشتم و هتک حرمت بازداشتشدگان همراه بود و این دو فعال صنفی همراه با میزبانان و دیگر فرهنگیان حاضر در دیدار به زندان نورآباد منتقل شدند.
کانون فرهنگیان اسلامشهر تاکید کرد این دیدار صرفا دوستانه و خارج از مناسبات صنفی و تشکیلاتی بود و از نهادهای امنیتی و مقامهای قضایی خواست بازداشتشدگان را هرچه سریعتر آزاد کنند. در گزارشهای این دو تشکل، اتهامهای مطرحشده علیه این شش نفر مشخص نشده است.
انجمن صنفی معلمان فارس نیز با محکوم کردن این اقدام، برخورد امنیتی با دیدار معلمان را نشانه هراس از تشکلیابی و همبستگی اجتماعی دانست و نوشت: «مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست.»
این انجمن تاکید کرد حکومت باید بهجای ترساندن مطالبهگران و محدود کردن فعالیت فرهنگیان، به مشکلات آموزش رسیدگی و با فساد و رانت مبارزه کند.
بازداشتهای تازه در ممسنی در حالی گزارش شده که نیروهای امنیتی جانمحمد احمدی، رییس انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی، را نیز ۹ تیر در ورودی این شهر بازداشت کرده بودند.
مسدود شدن سیمکارت یک معلم و صدور حکم حبس برای یک فعال صنفی
در کنار بازداشت معلمان در فارس، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران از مسدود شدن سیمکارت شهرام آزموده، معلم و روزنامهنگار اهل تالش، خبر داد.
به گزارش این شورا، سیمکارت آزموده از ۲۸ شهریور، بدون اطلاع قبلی و به دستور مقامهای امنیتی مسدود شده است. دادستانی تالش نیز درباره هویت نهاد مسدودکننده اظهار بیاطلاعی کرده است.
شورای هماهنگی این اقدام را مغایر با حقوق شهروندی و آزادی بیان دانست و تاکید کرد چنین فشارهایی مانع نقد مسئولان نخواهد شد.
در تحولی دیگر، کانون صنفی فرهنگیان مازندران از صدور حکم یک سال حبس تعزیری برای حسین سلامی، فرهنگی پیشکسوت و فعال صنفی، خبر داد.
این کانون «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» را از اتهامهای سلامی برشمرد و اعتراض او به کشتار سال ۱۴۰۱ و مسمومیت دانشآموزان را از موارد مطرحشده علیه او اعلام کرد. در این خبر، تاریخ صدور حکم و مرحله رسیدگی به پرونده مشخص نشده است.
این گزارشها در ادامه برخوردهای امنیتی، قضایی و اداری با معلمان منتشر شده است. کمپین حقوق بشر ایران هشتم مرداد در گزارشی اعلام کرد پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۶۰ معلم بازداشت، زندانی یا با احکام قضایی روبهرو شدهاند.
این نهاد از نگهداری طولانیمدت معلمان در بازداشت و سلول انفرادی و محرومیت از دسترسی به وکیل و خدمات درمانی خبر داد و تاکید کرد بسیاری از پروندهها، بهویژه در شهرهای کوچک، رسانهای نشدهاند.
مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد مصرف برق استخراج رمزارز در ایران بین ۹۳۰ تا ۱۲۰۰ مگاوات است و معادل ۱۴ درصد کسری انرژی ماهانه در تابستان برآورد میشود. پیشتر گزارشهایی از مشارکت افراد مرتبط با سپاه در استخراج رمزارز منتشر شده بود.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی یکشنبه پنجم مهر در گزارشی نوشت دستگاههای استخراج رمزارز ماهانه حدود ۷۰۰ میلیون کیلوواتساعت برق مصرف میکنند. به گزارش خبر آنلاین، این رقم معادل ۱۴ درصد کسری متوسط پنج میلیارد کیلوواتساعتی برق در ماههای گرم سال است.
این مرکز تاکید کرد استخراج رمزارز علت اصلی ناترازی برق نیست، اما کنترل مصرف غیرمجاز میتواند شدت و دفعات کمبود برق را کاهش دهد. خبرآنلاین همچنین بار مالی سوخت مصرفی این فعالیت را یکونیم میلیارد دلار اعلام کرد، بدون آنکه در متن نقلشده، دوره زمانی این برآورد مشخص شود.
ایراناینترنشنال ۱۱ شهریور در گزارشی اختصاصی درباره هکرهای مرتبط با سپاه و وزارت اطلاعات، نوشت بهزاد مصری، با سابقه فعالیت در سازمان اطلاعات سپاه، از سال ۱۴۰۱ با برخورداری از امتیاز دسترسی به برق ارزان، مرکز پرمصرف استخراج رمزارز در نقده راهاندازی و اداره کرده است.
بر اساس همان گزارش، مصری و مجتبی قلعهکوهی در استخراج رمزارز و شکستن رمز کیفپولهای دیجیتال شریک بودند. منابع ایراناینترنشنال گفتند مصرف غیرعادی برق موجب بررسی فعالیت این شبکه در کرج شد، اما وزارت اطلاعات با مداخله خود پیگیری قضایی را متوقف کرد.
۲۵ مرداد ۱۴۰۴ نیز وبسایت تخصصی بیتکویننیوز در گزارشی تفصیلی از بحران فزاینده انرژی در ایران، مزارع مخفی استخراج رمزارز را عامل اصلی قطعیهای گسترده برق معرفی کرد.
این گزارش با استناد به منابع محلی و کارشناسان انرژی ارزیابی میکرد تاسیسات عظیم و پنهانی استخراج رمزارز که گمان میرود تحت نظارت سپاه پاسداران اداره میشوند، فشار بیسابقهای بر زیرساختهای فرسوده برق ایران وارد میکنند.
برآورد مصرف ماینرها با بررسی قطع اینترنت
مرکز پژوهشهای مجلس برای برآورد مصرف برق استخراج رمزارز، سهم ایران از توان محاسباتی شبکه جهانی استخراج و تغییر مصرف برق پس از قطع سراسری اینترنت در دیماه ۱۴۰۴ را بررسی کرد. این ارقام بر پایه محاسبات غیرمستقیم به دست آمدهاند و میزان مصرف دستگاهها را بهطور قطعی نشان نمیدهند.
در روش نخست، سهم تخمینی ایران از توان محاسباتی استخراج در جهان، موسوم به «هشریت»، مبنای محاسبه قرار گرفت. این مرکز با استفاده از این روش، مصرف برق استخراج رمزارز در ایران پیش از جنگ آغازشده در اسفند ۱۴۰۴ را حدود ۱۰۳۷ تا ۱۱۵۰ مگاوات برآورد کرد.
در روش دوم، مصرف شبکه برق پیش و پس از قطع اینترنت مقایسه شد. طبق گزارش، متوسط مصرف برق در ساعات سه تا پنج صبح پس از قطع اینترنت حدود ۹۲۷ مگاوات کاهش یافت.
با این حال، خود گزارش تاکید کرد که تمام این کاهش را نمیتوان به توقف استخراج رمزارز نسبت داد، زیرا فعالیت مراکز داده، سرورها و دیگر زیرساختهای وابسته به اینترنت نیز ممکن است کاهش یافته باشد. در مقابل، مصرف ماینرهایی که احتمالا با ارتباطات جایگزین، از جمله اینترنت ماهوارهای، به فعالیت ادامه دادهاند، در این روش قابل شناسایی نیست.
مرکز پژوهشها همچنین محاسبه کرد که با حذف مصرف برق استخراج رمزارز، سهم ساعات بدون کسری برق در تابستان از پنج و دو دهم درصد به ۳۳ و شش دهم درصد افزایش مییابد. به بیان ساده، طبق این سناریو، شبکه بهجای حدود پنج ساعت از هر صد ساعت، نزدیک به ۳۴ ساعت بدون کمبود برق خواهد بود؛ هرچند این به معنای رفع کامل خاموشیها نیست.
این مرکز نتیجه گرفت استخراج رمزارز عامل اصلی ناترازی نیست، اما مهار مصرف غیرمجاز میتواند شدت و دفعات کمبود برق را کاهش دهد. گزارش همچنین استخراج غیرقانونی با استفاده از یارانه انرژی را از عوامل تشدید محدودیت برق، کاهش رفاه عمومی و آسیب به تولید دانست.
در اطلاعات ارائهشده از این گزارش، سهم مزارع متعلق به نهادهای حکومتی یا افراد مرتبط با سپاه مشخص نشده است. این برآوردها همچنین بهتنهایی روشن نمیکنند چه میزان از مصرف محاسبهشده به فعالیت مجاز یا غیرمجاز اختصاص دارد.
از برق ارزان تا دور زدن تحریمها
استفاده از رمزارز برای عبور از محدودیتهای مالی بینالمللی، پیشتر مورد حمایت مقامهای جمهوری اسلامی قرار گرفته بود. علی آقامحمدی، رییس وقت گروه اقتصادی دفتر علی خامنهای، ۱۲ آذر ۱۴۰۳ خواستار استفاده از رمزارز برای دور زدن تحریمهای بانکی و تسهیل پرداختهای مالی شد و گفت خامنهای نیز بر استفاده از این ابزار تاکید کرده است.
در کنار این موضعگیریها، تحقیقات درباره شبکههای مالی مرتبط با جمهوری اسلامی، مسیرهایی برای انتقال درآمد استخراج رمزارز به خارج از کشور نشان دادهاند. رویترز ۱۰ مرداد نوشت صرافی «شلبیت» در دبی، که با بانک مرکزی ایران و کیفپولهای منتسب به سپاه ارتباط داشته، دستکم ۲۰ میلیون دلار از عملیاتی دریافت کرده که کارشناسان آن را شبکه استخراج رمزارز در ایران میدانند.
همزمان، محدودیت تامین برق هزینههای سنگینی بر تولید تحمیل کرده است. عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، ۲۵ تیر اعلام کرد درآمد ازدسترفته صنایع بر اثر قطعی برق از حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت. این ارقام مجموع پیامدهای قطع برق را نشان میدهند و سهم استخراج رمزارز در ایجاد این زیان مشخص نشده است.
بحران تامین انرژی پیش از جنگ نیز به تعطیلی گسترده فعالیتهای اقتصادی و آموزشی انجامیده بود. ایراناینترنشنال در گزارش ۱۱ مرداد درباره ریشههای ناترازی انرژی نوشت در سال ۱۴۰۳، از ۲۹۱ روز کاری، ۷۲ روز بهدلیل کسری برق یا گاز با تعطیلی همراه بود.
ورود نیروهای آمریکایی به نفتکش مجستیک که بدون پرچم در اقیانوس هند در حال حرکت بود و نفت ایران را حمل میکرد. سوم اردیبهشت ۱۴۰۵، تصویر از ویدیوی منتشر شده در حساب وزارت جنگ آمریکا برداشته شده است.
بلومبرگ اعلام کرد دو اَبَرنفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی که در هفتههای نخستین جنگ ۴۰ روزه بهدست ایالات متحده توقیف شده بودند، تا چند هفته دیگر به آمریکا میرسند. به گفته مقامهای آمریکایی محموله نفت خام این دو به ارزش میلیونها دلار مصادره خواهد شد.
خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ یکشنبه پنجم مهر، با استناد به دادههایی که گردآوری کرده است نوشت نفتکشهای «تیفانی» و «مجستیک ایکس» در هفته گذشته در امتداد سواحل برزیل رصد شدهاند. به نوشته این رسانه، کشتی توقیفشده «امتی داوینا» که ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ به دست نیروهای آمریکایی افتاد، پس از دور زدن دماغه امید نیک، در حال حرکت به سمت غرب در اقیانوس اطلس مشاهده شد.
دماغه امید نیک، در جنوب غربی آفریقای جنوبی قرار دارد و حرکت آن به سمت غرب میتواند به آمریکا منتهی شود، هرچند مقصد نهایی این کشتی هنوز روشن نیست.
تانکر ترکز، نهاد مستقل ردیابی کشتیها، اعلام کرد با توجه به سابقه اقدامات آمریکا در ونزوئلا، مقصد نهایی این نفتکشها به احتمال زیاد آمریکا خواهد بود.
بلومبرگ نوشته است درخواست این رسانه از سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی از طریق واتساپ ارسال شد اما تا لحظه انتشار گزارش پاسخی داده نشد.
وزارت جنگ آمریکا یکم اردیبهشت ۱۴۰۵، بیش از هفت هفته پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه، از توقیف نفتکش «تیفانی» در محدوده مسئولیت فرماندهی هند و اقیانوس آرام خبر داد. به گفته این وزارتخانه، این شناور تحریمشده و بدون تابعیت، دو بار در نزدیکی سنگاپور با خاموش کردن سامانه رهگیری خود نفت ایران را بارگیری کرده بود. آمریکا پیشتر شرکت «ایاناسای»، مدیر این نفتکش، را به دلیل مشارکت در حمل نفت ایران تحریم کرده بود.
نفتکش مجستیک
دو روز بعد، سوم اردیبهشت، وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد نیروهایش نفتکش «مجستیک ایکس» را در اقیانوس هند توقیف کردند. بر اساس اطلاعیه این وزارتخانه، نیروهای آمریکایی شب پیش وارد این کشتی تحریمشده و بدون تابعیت شدند که حامل نفت ایران بود. مجستیک ایکس پس از کشتی باری «توسکا» و نفتکش تیفانی، سومین شناور مرتبط با جمهوری اسلامی بود که از آغاز محاصره دریایی بنادر ایران به دست آمریکا توقیف شد.
بلومبرگ ۱۰ اردیبهشت گزارش داد که وزارت دادگستری آمریکا روند قضایی مصادره نفتکشهای «تیفانی» و «مجستیک ایکس»، معروف به «فونیکس»، را آغاز کرده است.
اداره تحقیقات امنیت داخلی آمریکا بعدتر در پستی در ایکس اعلام کرد ماموران مجری قانون در حال اجرای احکام قضایی فدرال برای توقیف این نفتکشها و حدود چهار میلیون بشکه نفت ایران هستند که در آنها بارگیری شده بود.
فرماندهی هند و اقیانوس آرام آمریکا نیز ۱۵ خرداد در پستی در شبکه اجتماعی ایکس از رهگیری و متوقف کردن نفتکش تحریمشده و بدون تابعیت «امتی داوینا» که به نام «لنور» نیز شناخته میشود، در اقیانوس هند خبر داد. این فرماندهی اعلام کرد نیروهای آمریکایی شب پیش با استناد به حق بازرسی وارد کشتی شدند و تاکید کرد رهگیری شناورهایی را که از ایران پشتیبانی مادی میکنند، در هر محل فعالیتشان ادامه خواهد داد. داوینا با نام «لنور» نیز شناخته میشود.
دفتر دادستانی فدرال در واشینگتن سوم شهریور تایید کرد که پروندههای مربوط به تیفانی، مجستیک ایکس و لنور را در دادگاه ثبت کرده است. در بیانیه این نهاد تاکید شده بود که جزییات عملیاتی مربوط به این شناورها یا برنامههای احتمالی آتی برای توقیف آنها یا محمولههای دیگر قابل انتشار نیست.
بلومبرگ همچنین با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نوشت اگر این سه کشتی وارد یکی از بندرهای آمریکا شوند، محمولههایشان نخستین نفت ایران خواهد بود که پس از محمولههای منتقلشده در چارچوب یک روند مصادره قضایی در سال ۲۰۲۳، به سواحل این کشور میرسد.
انتقال احتمالی این محمولهها به آمریکا در حالی است که ترامپ بارها از تجربه ونزوئلا بهعنوان الگویی برای سیاست خود در قبال ایران یاد کرده است. او ۳۱ فروردین گفت اقدامات واشینگتن علیه تهران مانند ونزوئلا، اما در مقیاسی بزرگتر و پیچیدهتر به نتیجه خواهد رسید و ۲۱ خرداد، با اشاره به انتقال میلیونها بشکه نفت ونزوئلا به پالایشگاههای آمریکا، از تمایل خود به تصرف جزیره خارک و کنترل منابع نفتی ایران سخن گفت.
پس از بازداشت و برکناری نیکلاس مادورو، ترامپ از برنامه تحویل ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت از سوی دولت موقت ونزوئلا به آمریکا خبر داده و گفته بود درآمد فروش این محمولهها تحت کنترل او قرار میگیرد تا به نفع مردم دو کشور استفاده شود.
در حال حاضر، با وجود ادامه تنشها و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن، وزیر انرژی آمریکا و شخص دونالد ترامپ، از افزایش چشمگیر انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز خبر میدهند.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، پنجم مهر به فاکسنیوز گفت میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز به حدود ۱۳ میلیون بشکه رسیده است و در یکی از روزها در هفته گذشته، بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد.
یک مقام دفاعی آمریکا نیز پنجم مهر به اکسیوس گفت شامگاه جمعه، سوم مهر، ۲۲ میلیون بشکه نفت از مسیر تنگه هرمز صادر شد.