وزیران خارجه آلمان و عمان درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز گفتوگو کردند
خبرگزاری رسمی عمان، شنبه ۲۸ شهریور اعلام کرد بدر البوسعیدی، وزیر خارجه این کشور و یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، در یک تماس تلفنی درباره راههای ازسرگیری آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و منطقه دریای سرخ گفتوگو کردند.
بر اساس این گزارش، دو وزیر در این تماس از تلاشها برای کاهش تنش و جلوگیری از تشدید درگیریها و راههایی که امنیت و ثبات منطقهای را افزایش دهد، حمایت کردند.
جمعیت در مسجد آسیبدیده پس از حمله انتحاری به یک مرکز پلیس در کوهات گرد آمدهاند
خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام ارشد پلیس پاکستان گزارش داد شمار کشتهشدگان حمله انتحاری و تیراندازی به مقر پلیس شهر کوهات در ایالت خیبر پختونخوا به دستکم ۳۱ نفر رسیده است. ۱۶ نیروی پلیس در میان جانباختگان هستند و بیش از ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
مقامهای پاکستان شنبه ۲۸ شهریور اعلام کردند عملیات پایان یافته و همه مهاجمان کشته شدهاند. با این حال، آمار قربانیان در گزارشها یکسان نیست.
آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای پلیس شمار کشتهشدگان را ۲۱ نفر و مجروحان را ۱۰۳ نفر اعلام کرد، اما خبرگزاری فرانسه با استناد به آمار تازه یک مقام ارشد پلیس، از کشته شدن دستکم ۳۱ نفر خبر داد.
وخامت حال شماری از مجروحان احتمال افزایش تلفات را بالا برده است.
این حمله جمعه ۲۷ شهریور، همزمان با برگزاری نماز جمعه در مسجد مجموعه «اولد پولیس لاینز» کوهات رخ داد. مهاجمی انتحاری یک خودروی حامل مواد منفجره را به دیوار بیرونی مقر کوبید و راه را برای ورود افراد مسلح باز کرد.
هنگام انفجار، شماری از ماموران پلیس و اعضای خانوادههایشان در مسجد حضور داشتند.
تصاویر منتشرشده از محل، دیوارهای فروریخته، تودههای آوار و حضور گسترده نیروهای ارتش و خودروهای امدادی را نشان میدهد.
این مجموعه، مقر پلیس منطقه است و دفترهای اداره مبارزه با تروریسم، بخش اطلاعاتی پلیس و چند واحد امنیتی دیگر را در خود جای داده است.
مهاجمان پس از ورود به ساختمان در یکی از بخشها موضع گرفتند و تبادل آتش با نیروهای امنیتی حدود ۲۰ ساعت ادامه یافت.
گروه «اتحادالمجاهدین پاکستان» که خبرگزاری فرانسه آن را مرتبط با تحریک طالبان پاکستان معرفی کرده، مسئولیت حمله را پذیرفت. با این حال، تحریک طالبان پاکستان در بیانیهای جداگانه دست داشتن در این حمله را رد کرد.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، ضمن محکوم کردن حمله خواستار ارائه بهترین خدمات درمانی به مجروحان و تهیه گزارشی درباره چگونگی وقوع آن شد.
آصف علی زرداری، رییسجمهوری پاکستان، نیز بر ادامه مقابله با گروههای مسلح تاکید کرد.
فایننشالتایمز گزارش داد جمهوری اسلامی در پی محاصره دریایی آمریکا و اختلال در تنگه هرمز، بخش بیشتری از تجارت خود را به مسیرهای زمینی، بهویژه مرز ترکیه، منتقل کرده است. این تغییر، صفهای طولانی کامیونها و افزایش هزینه واردات را در پی داشته است.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۸۰ درصد تجارت سالانه ایران، معادل حدود ۱۸۰ میلیون تن کالا، از بنادر جنوبی انجام میشد.
اکنون تهران میکوشد با استفاده از هفت مرز زمینی، بخشی از این ظرفیت از دست رفته را جبران کند.
ایراناینترنشنال ۲۲ شهریور گزارش کرد وقتی دو بندر «رجایی» و «امام» در پی محاصره دریایی عملا از مدار خارج شدهاند، چارهای جز حملونقل زمینی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده است.
فایننشالتایمز نوشت در گذرگاه گوربولاغ، مقابل مرز بازرگان، صف کامیونها به هفت کیلومتر رسیده است. روزانه حدود ۵۰۰ کامیون از ترکیه وارد ایران میشوند و تردد بار نسبت به سال گذشته ۳۰ درصد افزایش یافته است.
ارزش تجارت دو کشور در نیمه نخست سال با افزایش ۱۹ درصدی به سه میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار رسید.
واردات ایران از مسیر گوربولاغ نیز در پنج ماه منتهی به ۲۱ مرداد، ۲۵۰ درصد افزایش یافت.
تهران از مسیرهای زمینی، کالاهای مصرفی، خوراک دام و مواد اولیه دارویی وارد و آلومینیوم، قیر و مصالح ساختمانی صادر میکند.
ازدحام مرزی و تشریفات گمرکی، زمان و هزینه حملونقل را بالا برده است.
رانندگان ماشینهای سنگین به فایننشالتایمز گفتند انتظار برای عبور از برخی مرزها به چند هفته میرسد.
یک راننده تُرک احتمال داد در مسیر بازگشت ۲۴ روز معطل بماند و یک راننده ایرانی گفت خردادماه در گذرگاه دوغارون افغانستان ۲۳ روز منتظر بوده است.
پاکستان ظرفیت ترانزیتی محدودی دارد و گذرگاههای عراق نیز با خطر تعطیلی روبهرو هستند.
مقامهای جمهوری اسلامی میگویند ۱۳ گذرگاه ریلی، از جمله مسیرهای چین و روسیه، فعالاند. بنادر دریای خزر هم به جاده و راهآهن متصلاند، اما کاهش سطح آب، ظرفیتشان را محدود کرده است.
کارشناسان میگویند حتی دو برابر شدن تجارت زمینی و بنادر خزر نمیتواند کاهش مبادلات دریایی در جنوب ایران را جبران کند.
مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، برآورد کرده است انتقال تجارت ایران با چین از دریا به خشکی، سالانه ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی ایجاد میکند.
این فشار در شرایطی به مصرفکنندگان منتقل میشود که نرخ تورم در ایران به حدود ۹۰ درصد رسیده است.
بر اساس آمار گمرک، صادرات غیرنفتی ایران در پنج ماه منتهی به ۳۱ مرداد با کاهش ۲۸ درصدی به ۱۵ میلیارد دلار و واردات با افت ۲۶ درصدی، به ۱۷ میلیارد دلار رسید.
همزمان، هشدار واشینگتن درباره تحریم طرفهای تجاری ایران، فشار را افزایش داده است.
آمریکا ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و سه شرکت هوانوردی و لجستیکی ترکیه را تحریم کرده و آنکارا بر رعایت مقررات تاکید کرده است.
یک عضو اتاق بازرگانی ایران به فایننشالتایمز گفت با وجود گسترش مسیرهای زمینی، راهحل پایداری جز بازگشایی مسیرهای تجاری جنوب از طریق خلیج فارس وجود ندارد.
اسکای نیوز گزارش داد الکساندر چفرین و ویکتور مونتاگلیانی، نایبرییسان فیفا، روسای یوفا و کونکاکاف، از جیانی اینفانتینو خواستهاند ۲.۱ میلیارد دلار از ذخایر فیفا میان ۲۱۱ فدراسیون عضو توزیع شود؛ یعنی ۱۰ میلیون دلار اضافی برای هر فدراسیون.
به نوشته اسکای نیوز روز جمعه نامهای برای اینفانتینو ارسال شده که در آن ادعا شده ذخایر مالی فیفا در آستانه افزایش به شش میلیارد دلار است. نویسندگان نامه با اشاره به توان مالی فیفا، ضرورت ادعایی جذب سرمایه خصوصی برای تامین هزینه توسعه فوتبال را زیر سوال بردهاند.
یوفا و کونکاکاف، کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و کاراییب، پس از تلاش اینفانتینو برای فروش ۲۰ درصد از حقوق مرتبط با جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی در قالب طرحی ۲۰ میلیارد دلاری، خواستار کنارهگیری او از ریاست فیفا شدهاند.
الکساندر چفرین، رییس یوفا، و ویکتور مونتاگلیانی، رییس کونکاکاف، در نامهای به اینفانتینو پیشنهاد کردهاند فیفا از منابع مالی موجود خود ۲.۱ میلیارد دلار را برای تامین بودجه بیشتر جهت توسعه زیرساختها و فوتبال در سراسر جهان اختصاص دهد.
فیفا پیشتر برنامهریزی کرده بود بین سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰، هشت میلیون دلار در اختیار هر فدراسیون قرار دهد تا برای زیرساختها، آموزش مربیان، تیمهای ملی، مسابقات، فوتبال پایه و فوتبال زنان هزینه شود.
حداقل ۱.۵ میلیارد هم میماند!
چفرین و مونتاگلیانی که هر دو نایبرییس فیفا نیز هستند، در نامه خود نوشتهاند حتی پس از توزیع منابع مالی اضافی میان فدراسیونها، ذخایر نقدی فیفا دستکم ۱.۵ میلیارد دلار باقی خواهد ماند.
آنها نوشتهاند بررسیهای مالیشان «این پرسش مهم را مطرح میکند که آیا معامله پیشنهادی برای تامین منابع بیشتر برای فدراسیونهای عضو فیفا واقعا ضروری بوده است یا میشد از ثروت موجود و رو به افزایش این نهاد استفاده کرد.»
آنها در نامهای نوشتهاند: «فیفا همین حالا هم این توانایی را دارد که از منابع مالی خود، مبالغ بسیار بیشتری در اختیار فدراسیونهای عضو قرار دهد؛ بدون فروش بخشی از منافع خود در مسابقات و بدون اینکه در مقابل چیزی از فدراسیونها بخواهد.»
چفرین و مونتاگلیانی خواستار بررسی کامل وضعیت مالی فیفا شدهاند تا میزان منابعی که علاوه بر تعهدات فعلی باید برای پروژههای توسعه فوتبال در اختیار فدراسیونها قرار گیرد، مشخص شود. قرار است این پیشنهادها ماه آینده در نشست شورای فیفا به ریاست اینفانتینو بررسی شود.
آنها همچنین نوشتهاند: «آزاد کردن بخشی از این ذخایر نشان خواهد داد که فدراسیونهای عضو نباید مجبور باشند میان توسعه و حکمرانی مطلوب، میان سرمایهگذاری و درستکاری، یا میان حمایت مالی و توانایی بررسی مستقل پیشنهادها یکی را انتخاب کنند. توسعه، مسوولیت نهادی فیفاست و نباید به تصمیم فردی وابسته باشد.»
فیفا اعلام کرده است چرخه جام جهانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ حدود ۱۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد خواهد کرد؛ رقمی که میتواند ذخایر نقدی ۲.۷ میلیارد دلاری ثبتشده در حسابهای سال گذشته را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
به نوشته اسکای نیوز، این نامه روز جمعه برای اعضای شورای فیفا نیز ارسال شده است.
عواقب طرح جنجالی فروش جام جهانی
اینفانتینو پس از موج مخالفتها، طرح فروش بخشی از حقوق جام جهانی را کنار گذاشت. این مخالفتها به اقدام حقوقی یوفا نیز منجر شد؛ یوفا مدعی است ارزش این طرح پایینتر از ارزش واقعی تعیین شده بود و این موضوع تا حدی به سود اینفانتینو تمام میشد.
اینفانتینو که طرح سرمایهگذاری در جام جهانی را اواخر ژوییه اعلام کرده بود، همچنین متهم شد فدراسیونها را تحت فشار گذاشته است تا در کمتر از دو ماه آن را تصویب کنند؛ در غیر این صورت، از منافع مالی احتمالی این طرح در ۱۲ سال آینده محروم میشدند.
فیفا هرگونه تخلف را رد کرده و گفته است کارزاری برای تخریب اینفانتینو در جریان است. اینفانتینو سال آینده برای انتخاب مجدد به ریاست فیفا نامزد خواهد شد.
مرکز رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد دادستانی تهران علیه عوامل و دستاندرکاران برگزاری مسابقه دوی ماراتن ۱۰ کیلومتر تهران به دلیل «رعایت نشدن موازین قانونی و شرعی» اعلام جرم کرده و برای آنان پرونده قضایی تشکیل شده است.
این مرکز شنبه ۲۸ شهریور خبر داد: «در پی برگزاری مسابقه دوی مارتن در بوستان ولایت که در این رقابت موازین قانونی و شرعی رعایت نشده بود، دادستانی تهران به موضوع ورود کرد و اقدامات قانونی لازم را در دستور کار قرار داد.»
مسابقه دوی ۱۰ کیلومتر تهران صبح جمعه ۲۷ شهریور در جنوب غربی پایتخت برگزار شد و هزاران زن و مرد در این مسابقه حضور پیدا کردند.
نکته قابل توجه حضور زنان بدون حجاب اجباری در این مسابقه بود.
این مسابقه همزمان با راهپیمایی سازمانیافته حکومتی «رزمایش جانفدایان» برگزار شد.
حبیب ستودهنژاد، مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران، ۲۸ شهریور به خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، گفت با ورزشکارانی که «خاطی» شناخته شوند، برخورد قانونی و انضباطی خواهد شد.
به گفته او، مجوز برگزاری این رویداد از سوی شورای تامین استان صادر شده بود و پیش از آغاز مسابقه، از شرکتکنندگان «تعهد رعایت شئونات اسلامی» گرفته شده بود.
ستودهنژاد گفت عوامل اجرایی برگزارکننده و نیروهای حراست در طول مسیر حضور داشتند و هر زمان که لازم بود، به شرکتکنندگان تذکر میدادند و «حتی از حضور برخی زنان در مسابقه جلوگیری شده» است.
همچنین غلامرضا کریمی، رییس هیات دوومیدانی تهران، به خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت که این مسابقه «تمام مجوزهای لازم» را داشته است و «ما بهعنوان متولی، قبل از برگزاری مسابقه از تمام شرکتکنندگان تعهد کتبی مبنی بر رعایت حجاب و حفظ شئونات اسلامی گرفتیم و روسری هم داده شده بود».
او گفت: «تصاویر زیادی داریم که اکثر شرکتکنندگان باحجاب در حال دویدن هستند. انتشار بخشی از تصاویر و نحوه بازتاب آن در برخی رسانهها با هدف تخریب این مسابقه و ایجاد حواشی بوده است.»
پیشتر حضور زنان بدون حجاب اجباری در ماراتن کیش و شیراز، باعث واکنش مقامهای امنیتی، سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی از جمله مسعود پزشکیان شده بود.
فارس با اشاره به مارتنهای قبلی، از برگزاری ماراتن تهران انتقاد کرد: «در سالهای گذشته نیز مسابقات دوومیدانی در جزیره کیش و شیراز با حاشیههایی در زمینه نحوه برگزاری و پوشش شرکتکنندگان مواجه شد؛ اتفاقاتی که در مقطعی حتی به تغییر رییس وقت فدراسیون دوومیدانی انجامید. جالب آنکه اسپانسر هر دو برنامه هم یک صرافی ارز دیجیتال است.»
هفته گذشته نیز مسابقه نیمه ماراتن ماهانران که قرار بود در شهر کرمان برگزار شود، با اعتراض حوزه علمیه استان کرمان به دویدن زنان و مردان در کنار هم روبهرو شد و این مسابقه با فشار نهادهای حکومتی لغو شد.
زنان و مردان در جریان اعتراض به مرگ مهسا ژینا امینی دور آتش حلقه زدهاند و زنی جوان روسریاش را به آتش میاندازد
چهار سال پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و ماشین سرکوبش سخت مشغول است، اما روایتهای شهروندان و شواهد مقاومت روزمره از یک دگرگونی پایدار در نگاه بسیاری از مردم به حق، قدرت و قواعد زندگی اجتماعی خبر میدهد که چهار سال پس از واقعه، همچنان ادامه دارد.
پرنیان (نام مستعار)، زن حدود ۴۰ ساله ساکن تهران، لحظهای را به یاد میآورد که تصویر نیلوفر آقایی را در اینستاگرام دید؛ مامایی که چهارم آبان ۱۴۰۱ در اعتراض کادر درمان به کشته شدن مهسا امینی با شلیک مستقیم ماموران یگان ویژه، یک چشم خود را از دست داد.
پرنیان میگوید: «این زن چند ماه پس از آن اتفاقها به کار بازگشت و از اولین زایمانی که انجام داد، عکس گذاشت. در لحظهای که پست او را در اینستاگرام دیدم، توجهم به ناخنهای مرتب و لاکزدهاش جلب شد.»
تا آن زمان، مفهوم مبارزه و انسان مبارز در ذهن پرنیان با ظاهر آراسته و لذت بردن از زندگی سازگار نبود: «تا قبل از آن، الگو و قضاوتی درباره دادخواهان و مبارزان سیاسی در ذهن داشتم. فکر میکردم زن مبارز آرایش نمیکند، کتابهای خاصی میخواند و در جمعهای خاصی رفتوآمد دارد. انگار نمیشد هم مبارز باشی، هم به رنگ مو و لاکت برسی. بعد از کشته شدن مهسا تا مدتها نه آرایش میکردم نه به خودم میرسیدم. اینطوری عذاب وجدانم کمتر بود. وقتی عکس نیلوفر را دیدم، ناگهان از خودم پرسیدم چرا فکر میکنی زندگی با مبارزه منافات دارد؟ همان لحظه یک عالمه محدودیت در ذهنم شکست.»
پیوند میان زندگی و مقاومت در روایت سحر، روزنامهنگار ساکن تهران، نیز دیده میشود.
او در آستانه چهارمین سالگرد اعتراضهای ۱۴۰۱ در یک استوری عمومی در اینستاگرام نوشت: «تاریخ گواهینامهام تمام شده، کارت بنزینم گم شده، پاسپورتم تمدید میخواهد و من همه را به تعویق انداختهام تا عکسم بدون مقنعه و روسری در مدارکم ثبت شود. ژینا تو نمردی، نامت اسم رمز ماست.»
این روایتها، در کنار تصاویری که هر روز از شهرهای بزرگ و کوچک و از حضور زنان بدون حجاب اجباری در فضای عمومی به اشتراک گذاشته میشود، این پرسش را پیش میکشند: کشته شدن یک دختر ۲۲ ساله کُرد در تهران، چطور رابطه مردم با خودشان و با قدرت را چنان دگرگون کرد که همچنان، چهار سال پس از واقعه، آثارش در جزییترین ساحتهای زندگی روزمره مردم ادامه دارد؛ آن هم با وجود مقاومت حکومت در برابر هر تغییر در ساختار سیاسی، با وجود کشتار جمعی بیسابقه در تاریخ ایران در دیماه ۱۴۰۴ و با وجود تحمیل هزینههای هنگفت به زندگی مردم.
چگونه یک واقعه به تحولی فراتر از سرنوشت فوری اعتراضها انجامید؟
تصویری از مزار مهسا بلافاصله پس از خاکسپاری او
کشتهشدن مهسا؛ شروع گسستی که ترمیم نشد
بخشی از پاسخ این پرسشها را میتوان در دیدگاه ویلیام سوئل به رویدادهای دگرگونساز اجتماعی جُست.
این مورخ و جامعهشناس آمریکایی مفهومی به نام «گسست اجتماعی» را معرفی میکند.
در دیدگاه او شکافهای غافلگیرکننده در روال عادی زندگی هر روز رخ میدهند، اما بیشترشان خنثی و در ساختارهای اجتماعی-سیاسی جذب میشوند؛ یا سرکوب میشوند، یا نادیده گرفته میشوند یا «استثنا» خوانده میشوند.
در میان همه رخدادها، تنها «رویدادهای تاریخی» خاصیت دگرگونسازی دارند و میتوانند زنجیرهای از گسستهایی مرتبط و ترمیمناپذیر بسازند. این زنجیره، ترمیم شبکه ساختاری پیشین را دشوار و دگرگونی پایدار را ممکن میکند.
مرگ مهسا چنین مسیری را طی کرد: از بیمارستان کسری به سقز رسید؛ جمله «ژینا جان تو نمیمیری، نامت رمز میشود» از آرامستان آیچی به سراسر ایران رفت؛ اعتراضها از دانشگاهها به مدارس رسید، در خیابان تکثیر شد و به دنیای آنلاین رسید؛ در رسانههای جهان بازتاب یافت و به خیابانهای شهرهای بزرگ دنیا رسید؛ و از شعارها و اعتراضهای خیابانی به تجربه عمل جمعی رسید و به زندگی روزمره راه یافت.
این گسستها، و بسیار شکافهای ریز و درشت دیگر، یکدیگر را تقویت کردند و نگذاشتند حکومتْ واقعه را به «حادثهای اتفاقی و توضیحپذیر» فرو بکاهد.
اهمیت زنجیره گسستهای ترمیمناپذیر در آن است که تغییر در یک عرصه میتواند به عرصههای دیگر راه یابد و بر آنها اثر بگذارد؛ از رابطه زن با بدنش به رابطه دختر با پدر برسد و پدرسالاری ساختارمند و تاریخمند را تغییر دهد و از آنجا خود را به رابطه شهروند با مامور حکومت برساند و مفهوم اطاعت بهعنوان امر عادیشده را به چالش بکشد.
نظریه رویدادهای دگرگونساز، نکته مهمتری هم دارد: ساختار اجتماعی در نگاه سوئل از سه عنصر درهمتنیده ساخته میشود: طرحوارههای فرهنگی (معناها، باورها و دستورالعملهای کنش اجتماعی)، توزیع منابع و شیوههای اعمال قدرت.
وقتی رویدادی طرحوارهها را تغییر دهد، منابع را جابهجا کند و شیوههای تازه اعمال قدرت بیافریند، حتی بدون تغییر فوری در ساختار سیاسی، آن را دگرگون کرده است.
با این معیار، پابرجایی حکومت نافی وقوع تحول بنیادین نیست.
برای اشکان، تغییری از همین جنس رخ داده است. او که حدود ۳۸ سال دارد، در حوزه سلامت شاغل است و فعالیتش در خیزش ۱۴۰۱ به بازداشت و زندان منجر شد، تغییر در طرحواره را چنین روایت میکند: «پیش از مرگ ژینا پذیرش اینکه خواهرم، مادرم، دخترم و همسرم مجبورند معیارهای این نظام را در مورد پوشش زنان رعایت کنند، برایم عادی شده بود. خودشان هم انگار پذیرفته بودند و تحمل میکردند. بعد از فدا شدن ژینا فهمیدم با وجود اینکه تغییر این سیستم شاید خیلی سخت باشد، میتوانیم در همین شرایط جوری باشیم که به خودمان و ارزشها و آرزوهایمان نزدیک باشیم.»
شوک اخلاقی
سوال دیگری که به فهم دقیقتر واقعه چهار سال پس از وقوع کمک میکند، این است: شهروندانِ محروم از تشکلهای اجتماعی سازمانیافته و نهادهای ریشهدار سیاسی چرا و چطور به خیابان آمدند و یکی از مهمترین بزنگاههای تاریخ سیاسی ایران را رقم زدند؟
برای واکاوی این چرایی میتوان از جیمز جاسپر، جامعهشناس جنبشهای اجتماعی، کمک گرفت.
او برای توضیح چنین وضعیتی مفهوم «شوک اخلاقی» را معرفی میکند.
شوک اخلاقی جهانبینی و هویت ما را به چالش میکشد و چنان شدید و تکاندهنده است که ما را به بازتعریف خودمان و نظام ارزشیمان وا میدارد. چنین شوکی حتی در غیاب سازمانها و منابع بسیج عمومی میتواند افراد را به جستوجوی شبکهها و گروههایی بکشاند که با آنها بیگانهاند.
کشته شدن مهسا برای میلیونها ایرانی یک شوک عمیق اخلاقی بود. بسیاری از شهروندان، بهویژه زنان، با تجربه شخصی تحقیر، ترس و کنترل بدن، میتوانستند خودشان را، خواهرشان یا فرزندشان را بهجای مهسا در ون گشت ارشاد ببینند.
جاسپر توضیح میدهد یک جنبش اجتماعی یا سیاسی چگونه ترس را به امید بدل میکند: دیدن مردمی که دست به کنش زدهاند ناامیدی را پس میزند، پیوستن به آنها هویتی جمعی میسازد که مشارکت را تقویت میکند، و سرکوب هم میتواند افراد بیشتری را از سر خشم به خیابان بیاورد.
روایت اشکان تصویر همین سازوکار است: «شبها که برای اعتراض بیرون میرفتیم، انگار بهشت را میدیدم؛ آن اتحاد و چفت شدن قلبهای جوانها در کف خیابان ….»
او درباره ترس هم میگوید: «حکومت با ترس میخواست بذر ناامیدی در قلب ما بکارد و بگوید ما ماندگار و شکستناپذیریم. اما انگار ما از ترس رد شده بودیم. میدیدیم با بازداشتشدهها چه میکنند، میدیدیم اعدام میکنند، اما کلمه اقتدار دیگر هیچ معنایی برای من و بسیاری مثل من نداشت. اینجا همانجایی بود که سیستم وارد پرتگاه شد.»
صحرا، حدود ۷۰ ساله، ساکن کرج، همان چیزی را میگوید که جاسپر توضیح میدهد؛ تبدیل ترس به نوعی اعتماد به نفس اعتراضی: «من تا ۱۳۸۸ محجبه بودم. همان زمان بود که نگاهم به حجاب عوض شد و در جمعهای خانوادگی و خصوصی دیگر حجاب نداشتم اما بعد از شرکت در اعتراضهای بعد از مرگ مهسا و دیدن جوانهایی مثل نیکا، نگاهم به ترس بابت برداشتن حجاب در خیابان تغییر کرد. حالا فکر میکنم من زنم، زندگی میخواهم، آنطور که دلم میخواهد بیرون میآیم و از چیزی نمیترسم؛ خودم را قدرتمندتر و توانمندتر میدانم.»
از آخرین تصاویر ثبتشده از نیکا شاکرمی بدون حجاب اجباری در اعتراضهای خیابانی به مرگ مهسا ژینا امینی
تثبیت شدن تغییر مستمر
اعتراض خیابانی چند هفته پس از کشته شدن مهسا، با سرکوب خشن معترضان در خیابان و دستگیریهای گسترده فعالان اجتماعی فروکش کرد، اما آنچه در خیابان آغاز شد به جاهایی رفت که سرکوبش بسیار دشوارتر از اعتراضهای خیابانی است: پیادهرو، مترو، مطب، گالری، فروشگاه، بانک، مدرسه و ….
در چنین ساحتی دیگر خبری از سازمان و رهبری و بیانیه نیست. میلیونها تصمیم کوچک و پراکنده به تنهایی کنش سیاسی به نظر نمیرسند، اما متاثر از هم قاعدهای را جابهجا میکنند که بیش از چهار دهه یکی از ستونهای نظم عمومی جمهوری اسلامی بود.
تحول دقیقا در همین تکرار روزمره تثبیت میشود، نه در لحظه اوج اعتراض.
جمهوری اسلام هم همین را فهمید و مقابله با «بیحجابی» را از خیابان به صحن دادگاه کشاند.
گزارش مارس ۲۰۲۴ سازمان عفو بینالملل که پرونده ۵۴ زن و دختر را در ۱۰ استان با مدارکی مانند احکام دادگاه، دستورهای توقیف خودرو و پیامکهای پلیس مستند کرده است، گستره این نبرد روزانه را نشان میدهد. همین که حکومت برای بازگرداندن هنجار پیشین ناچار شده است تکتک شهروندان را هدف بگیرد، خودْ گواه ماندگاری تغییر است.
زنی که عفو بینالملل با نام مستعار ناجیه از او نقل قول میکند، میگوید: «بابایم راننده بود، کنارش نشسته بودم و طبق معمول روسری نداشتم. برایش پیامک آمد که کشف حجاب شده و اگر سه بار تکرار شود، ماشین را ۱۵ روز میخوابانیم. فکر کردم عصبانی شود، اما گفت فدای تار مویت. قبل از انقلاب ژینا احساس میکردیم روسری جزء لباسمان است. بعد فهمیدیم نه، میشود این را برداشت …. همین که جمهوری اسلامی آنقدر بدبخت شده که از نبودن یک تکه پارچه میترسد، انتهای ذلتشان است.»
در روایت پرنیان، دوام مقاومت با پذیرفتن نیاز مردم به ادامه کار و زندگی پیوند خورده است.
او میگوید در اوج اعتراضهای ۱۴۰۱، بسیاری از فروشگاههای اینترنتی فعالیت خود را متوقف کردند و هنگام بازگشت به کار با اعتراض و توهین روبهرو شدند. اما در نوبت بعدی اعتراضها در دیماه ۱۴۰۴، بازگشت به کار دیگر چنین واکنشی به دنبال نداشت.
او میگوید: «پذیرفتهایم راهی طولانی پیش رو داریم، یکشبه انجام نمیشود و آدمها باید زندگی کنند.»
به باور او، سرزنش مردم بابت بازگشت به زندگی روزمره میتواند توان همان کسانی را تضعیف کند که نیروی پیشبرنده اعتراض، مقاومت و مبارزهاند.
تاریخ کِی ورق خواهد خورد؟
بازگشت به پرسش آغازین: چرا اثر این رویداد با پایان اعتراضهای خیابانی و سرکوب روزافزون ادامه یافت؟
سوئل یک رویداد تاریخی را واجد سه ویژگی میشمارد: زنجیرهای منشعب و گسترده از رخدادها که مردم آن را مهم تشخیص میدهند و به دگرگونی پایدار میانجامد. مرگ مهسا هر سه را دارد.
در تجربه ایران، این مرگِ تکاندهنده با تجربه زیسته میلیونها نفر گره خورد، بر زمینهای از نارضایتی انباشته پیشین فرود آمد و به یک شوک اخلاقی فراگیر منجر شد. چنان شوکی که نگاه بسیاری از شهروندان به مساله زیستن در زمانه سرکوب را تغییر داد، و زیست روزمره را بهتدریج چنان دگرگون کرد که اکنون، حکومتِ مجهز به انواع ابزار سلطه، باید برای بازگشت به نقطه آغاز، با تکتک شهروندان بجنگد.
در ایران امروز، دستکم در شهرهای بزرگ، هر سه عنصر ساختار اجتماعی جابهجا شدهاند: باور عمومی نسبت به مفهوم سلطه و قدرت و دیگر طرحوارهها تغییر کرده؛ سلطه حکومت بر بدنها و اقتدارش در خیابان شکسته و توزیع منابع - دستکم در این دو عرصه - بازتعریف شده؛ و دست آخر اینکه حکومت مجبور شده از شیوههای آسان اعمال قدرت، مثلا گشتهای ارشاد در خیابان، صرفنظر کند و شیوههای اعمال قدرت خود را تغییر دهد.
اشکان این دگرگونی را چنین صورتبندی میکند: «در کلمه ساختار، اعتبار و تشکلی نهفته است. در نگاه من این حکومت دیگر یک ساختار سیاسی نیست؛ یک مه سیاسی است، سایهای از یک شمایل سیاسی و توهمی است از ساختار. و این همان چیزی است که دیگر برگشتپذیر نیست.»
به زبان سوئل، رویداد دگرگونکننده ژینا هنوز تمام نشده است. میان گسست اولیه و دگرگونی ساختاری همیشه فاصلهای وجود دارد و زنجیرهای که از قتل ژینا در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، همچنان مسیرهایی میگشاید که چهار سال پیش قابل تصور نبود.