شاهزاده رضا پهلوی: صبح آزادی ایران نزدیک است


شاهزاده رضا پهلوی شنبه در سخنرانی در رویداد کوروش کبیر در تورنتو با ستودن «عزت نفس و اصالت ملت ایران»، و آمادگی و سازمانیافتگی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی، تاکید کرد که «صبح آزادی» ایران نزدیک است.
او گفت: «ایمان داشته باشیم که دشمن از درون فرسوده و توخالی است و ما از همیشه مصممتر و سازمانیافتهتر هستیم. باور داشته باشیم که صبح آزادی نزدیک است. پاینده و سرفراز باد ایران، پیروز باد انقلاب شیر و خورشید ملت بزرگ ایران.»
شاهزاده رضا پهلوی با ستودن عزت نفس و اصالت مردم ایران گفت: «رژیم تلاش کرد با سوءاستفاده از فقر و سفرههای خالی مردم، با توزیع برنج و روغن، اراده مردم را بخرد. اما پاسخ مردم چه بود؟ نمونه روشن آن، هموطنان غیور ما در آبدانان بودند که با وجود مشکلات اقتصادی، تن به ذلت ندادند. این نشانه عزت نفس و اصالت ملت ماست. ملت شریف ایران، به این همبستگی ملی، به این اصالت، به مسیری که طی میکنیم ایمان داشته باشیم.»






مقامهای جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن میگویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیرهشده است.
در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی میماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، میتوان دوباره شیر چاهها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیشتر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهمتری پاسخ نمیدهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیرهسازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاهها و تاسیسات به مدار چه هزینهای خواهد داشت؟
دادههای مستقل نشان میدهند که وضعیت پس از آن دوره بهشدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان میدهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانهها، پالایشگاهها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.
ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکشهای مستقر در آبهای آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محمولههایی را نمیتوان معادل خروج نفت تازه از چاهها و پایانههای ایران دانست.
وقتی صادرات کاهش مییابد، نفت تولیدشده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاهها و نفتکشها ذخیره میشود. اما ظرفیت ذخیرهسازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حملونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاهها منتقل میشود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاهها را کاهش دهد یا آنها را بهطور کامل از مدار خارج کند.
یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست
تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچهای زیرزمینی است که میتوان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخسوراخ] سنگها و شبکهای از شکستگیهای طبیعی قرار دارد و حرکت آن بهسوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.
به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاهها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه میتوانند توقف کوتاهمدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکافدار، کاهش موقت تولید حتی میتواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگیها کمک کند.
رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاستگذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعهبار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری میکند که تولید ایران پس از کاهشهای ناشی از تحریم و همهگیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاهها» متوسل شد.
اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.
ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدانهایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهههاست در حال تولیدند. چاههای کمفشار یا چاههایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید میکنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر بهطور طبیعی جریان پیدا نکنند. راهاندازی آنها میتواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شستوشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.
در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، تهنشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپها و جریان ناخواسته میان لایههایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناختهشدهاند.
کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقفهای طولانیمدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپها و گرفتگی چاه میتواند راهاندازی مجدد برخی چاهها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاههای کمبازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازهای بالا برود که ادامه بهرهبرداری از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. این هزینهها در آمار ساده «بشکههای فروختهنشده» دیده نمیشوند.
تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست
شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دورههای تحریم را دارد. یکی از روشها این است که بهجای تعطیلی کامل یک میدان، چاهها بهصورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.
این روش میتواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاهها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش میدهد.
به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، میتواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.
مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاهها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمیگردند، احیای بقیه چه مدت طول میکشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.
تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز
بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابستهاند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمیکرد.
اکنون این مشکل میتواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیرهسازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاهها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویتبندی کند.
کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمیکند، اما در طول زمان میتواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.
این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقامهای جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن میگویند، اما توضیح نمیدهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.
زیان پنهان در میادین مشترک
همه میدانهای ایران را نیز نمیتوان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترکاند. این کشورها از بخشهای مختلف یک ساختار زمینشناسی پیوسته برداشت میکنند.
کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً بهسوی چاههای کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگیهای زمینشناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک میتواند کاهش یابد.
در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمیشود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز میتواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.
صورتحساب واقعی توقف تولید
خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست میرود؛ هزینه ذخیرهسازی و مدیریت چاههای تعطیل؛ مخارج تعمیر و راهاندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.
هزینههای غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز میتواند برق نیروگاهها، خوراک پتروشیمیها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخابهای دشوارتری انجام دهد.
بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمیدهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاهها و تاسیسات بهدرستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.
وزیر نفت میتواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسشهای دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید میکنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شدهاند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاهها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟
بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمیکند.
چاه نفت کیسهای نیست که بتوان آن را بست و سالها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاههای ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب میتواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمیفروشد یا از فروش آن بازنمیماند؛ با سیاستهای خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی میگذارد.
کاخ سفید شنبه ۲۸ شهریور با جلوگیری از ورود خبرنگاران سیانان، اماس نو (MS NOW) و پولیتیکو، اعلام قبلی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر ممنوع کردن ورود این رسانهها به محوطه کاخ سفید را عملی کرد.
هر سه رسانه بهطور جداگانه اعلام کردند که صبح شنبه، کارتهای خبرنگاری خبرنگاران آنها زمانی که به کاخ سفید رفتند، ضبط شد.
این رسانهها همچنین گفتهاند ممکن است این ممنوعیت را به چالش بکشند. آنها میگویند چنین اقدامی با حمایتهای متمم اول قانون اساسی آمریکا از آزادی بیان و آزادی مطبوعات مغایرت دارد.
سیانان شنبه در بیانیهای این ممنوعیت را «حملهای غیرقانونی» به حق قانونی و مبتنی بر قانون اساسی این شبکه برای انجام فعالیت روزنامهنگاری بدون دخالت دولت خواند.
اماس نو و پولیتیکو نیز در بیانیههایی جداگانه اعلام کردند که از «حقوق خود براساس متمم اول قانون اساسی» دفاع خواهند کرد.
اماس نو اعلام کرد قصد دارد «هر اقدام لازم و ممکنی را برای دفاع از حقوق خود براساس متمم اول قانون اساسی و نقش اساسی روزنامهنگاری مستقل در دموکراسی آمریکا انجام دهد.»
سیانان و اماس نو گفتند به پوشش خبری دولت ترامپ ادامه خواهند داد و پولیتیکو نیز اعلام کرد از خبرنگاران خود که اخبار کاخ سفید را پوشش میدهند، حمایت میکند.
ترامپ جمعه ۲۷ شهریور در پستی در شبکههای اجتماعی این رسانهها را به «انتشار اخبار جعلی» متهم کرد و نوشت آنها «نباید بتوانند هنگامی که خبرهای رییسجمهوری ایالات متحده را پوشش میدهند، دائما مطالب ساختگی و دروغ بنویسند یا گزارش کنند.»
او افزود: «رسانههای جعلی دیگری نیز در پی خواهند آمد.»
ترامپ جمعه در دفتر بیضی کاخ سفید، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره منظورش از رسانههای دیگری که ممکن است مشمول چنین اقدامی شوند، از نیویورکتایمز و واشینگتنپست نام برد و آنها را به نشر «اخبار جعلی» متهم کرد. با این حال، او بهطور مشخص نگفت که ورود خبرنگاران این دو روزنامه را نیز به کاخ سفید ممنوع خواهد کرد.
نیویورکتایمز در بیانیهای، تازهترین ممنوعیت اعمالشده از سوی ترامپ را «تهدیدی تلافیجویانه و مغایر با قانون اساسی» خواند و گفت این روزنامه از سازمانهای خبری که «بهناحق هدف رییسجمهوری قرار گرفتهاند»، حمایت میکند.
ترامپ پیش از این نیز تلاش کرده بود برخی رسانهها یا خبرنگاران مشخص را از حضور در نشستها و برنامههای خبری محروم کند.
سال گذشته، او آسوشیتدپرس را از گروه خبرنگارانی که رفتوآمدها و برنامههای رییسجمهوری را پوشش میدهند کنار گذاشت؛ زیرا این خبرگزاری پس از آنکه ترامپ به قوه مجریه دستور داد خلیج مکزیک را «خلیج آمریکا» بنامد، از بهکارگیری نام مورد نظر او خودداری کرد. آسوشیتدپرس این ممنوعیت را به چالش کشیده است.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز کاخ سفید تلاش کرد اعتبارنامههای خبرنگاری برایان کرم، خبرنگار پلیبوی، و جیم آکوستا از سیانان را لغو یا تعلیق کند، اما قضات فدرال دستور دادند کارتهای ورود آنها به کاخ سفید بازگردانده شود.
۲۲شهریور ۱۴۰۱ ژینا مهسا امینی دختر ۲۲سالهی کُرد در تهران به بهانه حجاب به دست پلیس گشت ارشاد بازداشت شد. همان شب با علائم مرگ مغزی به بیمارستان کسری برده شد و پس از سه روز درگذشت. دلیل مرگ او ضربات ناشی از باتوم و رفتار خشن ماموران گشت ارشاد بابود.
عصر ۲۵ شهریور همزمان با اعلام خبر درگذشت مهسا، نخستین جرقههای اعتراض با تجمع اعضای خانواده، فعالان مدنی و شهروندان معترض در برابر بیمارستان زده شد. پلیس سرکوب از همان لحظه ی اول وارد شد.
یکروز بعد مراسم خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سنندج آغاز اعتراضات گستردهی سراسری بود. بر سنگ گور مهسا نوشته شده بود «ژینا جان، تو نمیمیری، نامت نماد میشود» جملهای که به واقعیت پیوست.
تا سوم مهسا در ۲۸ شهریور خیزش سراسری از شهرهای استانهای کردنشین فراتر رفت و بهدهها شهر دیگر کشیده شد. ۳۰ شهریور خیزش اعتراضی به اوج سراسری خود رسید و دستکم ۸۷ شهر در تمامی ۳۱ استان ایران شاهد تجمعات خیابانی، درگیری با نیروهای سرکوبگر و تسخیر نمادین معابر عمومی بود.
ویژگی بیبدیل خیزش ۱۴۰۱ نقش محوری زنان بود. دخنتران و زنان که برای بیش از چهردهه تخت سرکوب سیستماتیک قرار داشتند، پیشتاز اعتراضات بودند. زنان روسریها، نمادهای سرکوب را برداشته و سوزاندند. دور آتش رقصیدند، موها را گره زدند و بدون حجاب در خیابانها نظم نمادین سلطه را به چالش کشیدند.
شعار ژن، ژیان، آزادی که در روز خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سرداده شده بود ترجمه و زن، زندگی، آزادی تبدیل به شعار محوری اعتراضات شد.
خیزش زن، زندگی، آزادی با تنوع رنگارنگش تبدیل به نخستین ائتلاف فراطبقاتی و سراسری میان اقشار گوناگون پس از انقلاب سال ۵۷ شد. از دانشآموزان و دانشجویان گرفته تا اقلیتهای قومی و دینی، اصناف مختلف، کارگران و فعالان مدنی همگی به میدان آمدند. دانشآموزان دختر روسریهای خود را برداشتند و عکسهای رهبران جمهوری اسلامی را پاره کردند. دانشجویان، دانشگاهها را به تعطیلی کشاندند. بازارها در بزرگترین اعتصابات پس از انقلاب بسته شدند. و کارگران از رفتن به سر کارهای خود سرباز زدند.
حکومت بلافاصله احساس خطر کرد. موج بزرگ و بیسابقهای از سرکوب در ابعادی که پیش از آن دیده نشده بود از راه رسید. جمهوری اسلامی با تمام نیروهایش به میدان آمد. از شهریور تا پایان آبان سال ۱۴۰۱ چندین موج پیاپی اعتراضات مردمی، با شدت و خشونت سرکوب شد.
بررسیهای عفو بینالملل ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور گسترده، سیستماتیک و غیرقانونی از انواع سلاحهای مرگبار و نیروی سرکوب برای متفرقکردن، ارعاب، سرکوب و مجازات معترضان استفاده کرده است. براساس حقوق بینالملل، استفاده از سلاح گرم تنها زمانی مجاز است که یک خطر واقعی و نزدیک مرگ یا جراحت شدید متوجه نیروهای امنیتی یا دیگران باشد. اما تحقیقات عفو بینالملل نشان میدهد نیروهای امنیتی در هیچیک از موارد بررسیشده با چنین خطری روبرو نبودهاند.
نیروهای سرکوب از سلاحهای گرم جنگی مانند تفنگهای خانوادهی کلاشنیکف، ژ۳، مسلسل و کلتهای کمری استفاده کرد. همچنین از تفنگهای ساچمهزن استفاده شد که باعث زخمهای شدید، کور شدن چشمها و مرگ معترضان شده است.
نیروهای سرکوب از اینهم فراتر رفت و از سلاحهای کمتر کشنده مانند پرتابکنندههای گاز اشکآور و فشنگهای پلاستیکی برای کشتن معترضان استفاده کرد. آنها گاز اشکآور را مستقیم به سمت سروصورت معترضان شلیک کردند و از باتوم، شوکر و کابل برای آسیبهای جدی که حتی منجر به مرگ شد استفاده کردند.
آنها بدون هیچگونه هشدار قبلی به تجمعات کاملا مسالمتآمیز شلیک کردند. نیروهای سرکوب با تعقیب معترضان در حال فرار به سروگردن آنها از پشت شلیک کردند. همچنین در ایستهای بازرسی و گشتهای خودرویی و در هجوم به منازل مسکونی از اسلحهی گرم استفاده شد.
صدها نفر در خیابانها کشته شدند. زنان، مردان و کودکان به خون نشستند. بازداشتهای گسترده از راه رسید و دهها هزار نفر راهی بازداشتگاهها شدند. بازداشتگاههایی که ادامهای بر ماشین کشتار و سرکوب بودند. گروهی ناپدید شدند و هرگز بازنگشتند. بعضی به مرگهایی مشکوک درگذشتند. ماشین کشتار حتی پس از آزادی هم دست از سر معترضان برنداشت.
عفو بینالملل دستکم ۳۷۷ نفر از کشتهشدگان خیزش زن، زندگی آزادی را فهرست کرده است. ۳۲۸ نفر از این افراد در خیابانها کشته شدند. اکثریت آنها با شلیک مستقیم گلولهی جنگی یا ساچمههای فلزیدرگذشتند و دستکم ۱۳ نفر بر اثر ضربات شدید باتوم و زیر ضربوشتم جان باختند. کسانی چون حدیث نجفی و مهدی حضرتی. مابقی بر اثر برخورد پوکهی گاز اشکآور یا استنشاق گاز و تصادف عمدی با وسایل نقلیهی نیروهای ضدشورش کشته شدند.
براساس برآوردهای سازمان عفو بینالملل ۱۷درصد از کشتهشدگان کودک بودهاند. کسانی چون کیان پیرفلک، سارینا اسماعیلزاده و نیکا شاکرمی. ۴۷درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله و ۳۶ درصد بالای سیسال داشتهاند.
بهجز کشتهشدگان، بازداشتهای خودسرانه بخش بزرگی از روند سرکوب جمهوری اسلامی بوده است. دهها هزارنفر از جمله کودکان، دانشجویان، وکلا، روزنامهنگاران، فعالان مدنی و خانوادههای دادخواه بازداشت شدند. گروهی در خیابانها و گروهی دیگر با هجوم به منازلشان ربوده شده و به بازداشتگاههای مخفی و خانههای امن منتقل شدند. آنها شکنجه شده و ناچار به اعتراف اجباری شدند. نیروهای امنیتی و قضایی با پنهانکردن اطلاعات مربوط به محل نگهداری و سرنوشت بازداشتشدگان از خانوادهها، آنها را برای روزها یا هفتهها در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دادند.
همچنین شکنجههای جسمی، جنسی و روحی برنامهی عادی بازداشتگاههای جمهوری اسلامی بوده است. کتکزدن با باتوم، شلاق، شوک الکتریکی، سوزاندن با سیگار یا اجسام داغ، سوزنزدن زیر ناخنها، محرومیت طولانی از خواب، غذا و آب، نگهداری در سلولهای بسیار سرد یا گرم، و عدم درمان جراحات از شکنجههای انجامشده هستند.
گروهی با اجرای مصنوعی اعدام، تهدید به تجاوز جنسی به فرد یا اعضای خانواده و توهینهای خردکننده شکنجه شدند.
عفو بینالملل دستکم ۱۶مورد تجاوز جنسی توسط ماموران یا با استفاده از وسایلی مانند باتوم و بطری را فهرست کرده است. همچنین دستکم ۲۹مورد انواع دیگر شکنجههای جنسی مانند دستدرازی به اندامهای جنسی و شوک الکتریکی به دستگاه تناسلی مردان تاییده شدهاند.
یافتههای عفو بینالملل ثابت میکند که سرکوب اعتراضات سال ۱۴۰۱ یک اقدام پراکنده یا تخلف فردی ماموران نبوده، بلکه حاصل یک برنامهی گسترده، سیستماتیک و سازمانیافته علیه غیرنظامیان برای حفظ قدرت به هر قیمت بوده است. تمام ارکان این سرکوبها منطبق بر تعریف حقوقی «جنایات علیه بشریت» براساس اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی است.
اطلاعاتی که اخیرا به ایراناینترنشنال رسیده نشان میدهد جمهوری اسلامی یک شبکه شامل افراد فعال در رسانهها و نهادهای خیریه حکومتی را برای شناسایی معترضان انقلاب ملی در شهرهای خراسان رضوی، از جمله مشهد و فریمان، به کار برد.
اعتراضات دیماه در استان خراسان رضوی دستکم ۲۰ شهرستان را در بر گرفت.
خراسان رضوی؛ بستر اعتراضات بزرگ
خراسان رضوی، دومین استان پرجمعیت ایران، بهدلیل وزن مذهبی و سیاسی مشهد، وجود نهادهایی چون آستان قدس رضوی و انباشت مطالبات بیفرجام مردمی، در سالهای اخیر یکی از کانونهای اعتراض اقشار مختلف، به ویژه طبقه متوسط بوده است.
اعتراضات عمدتا اقتصادی دی ۱۳۹۶ از مشهد، نیشابور و کاشمر آغاز شد و بهسرعت رنگ سیاسی و ضدحکومتی گرفت. این استان در آبان ۱۳۹۸ نیز صحنه اعتراض بود و در خیزش ۱۴۰۱، حضور زنان، جوانان و دانشجویان در سراسر استان برجستهتر شد.
این گزارش تحقیقی شیوههای سرکوب دی ۱۴۰۴ در مشهد، بهعنوان مرکز اصلی استان، و فریمان، محل شکلگیری شبکه شناسایی معترضان را بررسی میکند که بر پایه اسناد و مطالب محلی، روایت شاهدان، منابع نزدیک به زندانیان سیاسی تهیه شده است. برای حفظ امنیت برخی منابع، نام آنها ذکر نشده است.
فریمان؛ رد شبکه شناسایی معترضان
شناسایی افراد حاضر در اعتراضات بخش قابل توجهی از روند سرکوب بود. بررسی آنچه در شهرستان فریمان رخ داد، به شبکهای میرسد که پیش از اعتراضات عمدتا در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه فعالیت پوششی داشت.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد یک شبکه خبرچینی برای تصویربرداری از تجمعات و شناسایی معترضان در فریمان فعال شده بود. در مرکز این شبکه، نام صادق ملول قرار دارد؛ چهرهای با سابقه فعالیت فرهنگی و رسانهای و همکاری با مجموعههای وابسته به بسیج و سپاه پاسداران که منابع این گزارش، او را هادی تیمهای تصویربرداری از معترضان معرفی کردهاند.
ملول مدیر کانون بسیج هنرمندان شهرستان فریمان معرفی شده و سابقه همکاری با روابط عمومی سپاه پاسداران را نیز داشته است.
در یک رسانه محلی، مطلبی با امضای او و عنوان کانون بسیج هنرمندان فریمان منتشر شده و در شرح سوابقش نیز خود را «خبرنگار افتخاری» در همکاری با روابط عمومی سپاه پاسداران معرفی کرده است.
این سوابق، فعالیت فرهنگی و رسانهای ملول را به مجموعههای وابسته به بسیج و سپاه پاسداران پیوند میدهد.
«افسران جنگ نرم»؛ از ویترین هنری تا خبرچینی امنیتی
ملول در کانون بسیج هنرمندان، اعضا را برای تولید آثار همسو با اهداف تبلیغاتی حکومت سازماندهی میکرد.
در دی ۱۴۰۳، او از جوانانی که آنان را «افسران جنگ نرم» میخواند خواست درباره فعالیتهای امنیتی بسیج، حجاب و فضای مجازی فیلم بسازند.
برنامههای نمایشی و آموزشی این کانون نیز زمینه ارتباط با نوجوانان و جوانان علاقهمند به هنر را فراهم میکرد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده برای این گزارش، بخشی از همین شبکه به ظاهر «فرهنگی» یک سال بعد و در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ کارکردی امنیتی پیدا کرد.
تیمهای تصویربرداری از معترضان
بهگفته منابع مطلع، صادق ملول در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ تیمهایی را برای تصویربرداری از معترضان فریمان هدایت کرد و تصاویر تهیهشده، به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در فریمان و مشهد منتقل شد.
این تصاویر برای شناسایی افراد حاضر در اعتراضات و افزودن مدارک به پروندههای امنیتیشان به کار رفت.بر اساس اطلاعات گردآوریشده، این روند به بازداشت ۲۳ نفر منجر شد.
انتصاب جدید برای ملول چند ماه پس از اعتراضات
چند ماه بعد، در خرداد ۱۴۰۵، صادق ملول به مدیریت مرکز خیریه «صدقات» رسید.
مجوز این مرکز به نام غلامعلی ملول صادر شده است؛ فردی از خاندان ملول که پاسدار بود و در شهریور ۱۳۶۵ هنگام ماموریتی در تایباد کشته شد.
رسیدن صادق ملول به مدیریت این مرکز، اگر نتوان آن را صریحا «پاداش حکومت» نامید، به هر روی نشان میدهد که فعالیت او در مجموعههای نزدیک به ساختار جمهوری اسلامی پس از اعتراضات نیز ادامه یافته است.
شبکه شناسایی با چاشنی «فعالیت فرهنگی»
در الگوی مورد بررسی این گزارش تحقیقی، فعالیت فرهنگی فقط یک پوشش نیست و به زیرساخت جذب نیرو و دسترسی به شبکهای از نوجوانان و جوانان تبدیل میشود که فراتر از تبلیغ و بسیج ایدئولوژیک، میتوانند هنگام در تنگنا بودن حاکمیت، به بخشی از ظرفیت امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
عفو بینالملل تاکید میکند که نظارت بر معترضان و ثبت اطلاعات آنان میتواند نقض حق حریم خصوصی باشد و اثری بازدارنده بر اعمال حق تجمع مسالمتآمیز بگذارد.
مشهد؛ هدف گرفتن قلب استان
در جریان سرکوب مشهد، منابع و شواهد حاکی از تیراندازی با کلاشنیکف از مواضع ثابت، از جمله کلانتری ۲۸ هفتتیر و کلانتری ۲۰ قاسمآباد در حاشیه میدان امامیه بوده است.
در دانشگاه فردوسی مشهد تیراندازی برای سرکوب تجمعات تا نیمهشب ادامه داشت و شمار زیادی از نیروهای لباسشخصی در محوطه دانشگاه مستقر شدند.
در بلوار وکیلآباد، پارک ملت، بلوار سجاد و میدان آزادی، معروف به فلکه پارک، نیروهای امنیتی مسیرها را با خودرو، کامیون و موتورسیکلت بستند و مردم به رگبار بسته شدند.
حرکت مردم به سوی ساختمان سازمان صداوسیما نیز پس از عقبنشینی اولیه نیروها با حمله و تیراندازی متوقف شد. گزارشها همچنین از آتش مستقیم و هدف گرفتن جمجمه معترضان حکایت دارد.
سرکوب تجمعات همراه با قطع ارتباطات مردم و اینترنت همراه بود. اینترنت در محدوده بلوار توس و میدان معراج محدود و ارتباطات در احمدآباد، وکیلآباد، پارک ملت، سجاد و میدان آزادی قطع شد. در هفت تیر برق و چراغهای خیابان نیز برای خاموش کردن فضای اعتراضات قطع شد.
از سوی دیگر، شلیک از برج اداری-تجاری آرمیتاژ گلشن در بلوار هفت تیر و ساختمانهای اطراف و استقرار تکتیراندازان بر بام هتل آدینا مشهد نیز گزارش شده است.
تجاوز به زنان در بازداشت
سرکوب به خیابان محدود نماند و روایتهای رسیده از بازداشتگاهها از خشونت جنسی علیه شماری از بازداشتشدگان حکایت دارد.
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت که دختر معترض ۱۶ سالهای حین نگهداری در زندان مشهد، از خانواده خود قرص ضدبارداری خواسته بود.
بهگفته منابع نزدیک به زندانیان سیاسی، در اوج اعتراضات دی دستکم سه زن در فاصله بازداشت تا انتقال به زندان مرکزی مشهد، معروف به زندان وکیلآباد، مورد تجاوز قرار گرفتند. دو تن از آنان در فریمان مورد تجاوز قرار گرفتند.
در مورد زن سوم، ماموران پس از بازداشت او و همسرش، دست و پای مرد را بسته و در حضور او به همسرش که همراه او در اعتراضات شرکت کرده بود، در یک خودرو وَن تجاوز کردند.
سپیده قلیان، کنشگر و زندانی سیاسی سابق نیز در حساب ایکس خود نوشت که روایتهای بازداشتشدگان درباره شکنجه و تجاوز را ثبت کرده است.
او از یکی از زنان بازداشتشده فریمان با نام «راضیه» یاد کرده و گفته است این زن که کارگر یک اغذیهفروشی بوده، در بازداشتگاه پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی شهرستان فریمان مورد تجاوز قرار گرفته است.
پیش از این نیز نهادهای حقوق بشری از جمله عفو بینالمللی گزارشهای مشروحی از تجاوز و آزار جنسی ماموران حکومت علیه معترضان از جمله در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» منتشر و آن را محکوم کرده بودند.
بر اساس پروتکل بینالمللی مستندسازی و تحقیق درباره خشونت جنسی در منازعات، نهادهای حقوق بشری بینالمللی تجاوز به فرد بازداشتشده از سوی مامور دولت را مصداق شکنجه شناختهاند.
در پی به صدا درآمدن آژیر خطر و شنیده شدن صدای چند انفجار درروز شنبه ۲۸ شهریور، ستون بزرگی از دود در نزدیکی فرودگاه اصلی ریاض، پایتخت عربستان سعودی، مشاهده شده است. حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی مسئولیت حمله به ریاض را پذیرفتهاند.
اگرچه از زمان آغاز جنگ ایران چند هشدار خطر در ریاض صادر شده بود، این نخستین هشدارها از زمان آغاز تشدید تنش با حوثیها از ماه گذشته به شمار میرود.
ویدئوها و تصاویر رویترز ستون عظیمی از دود سیاه را نشان میدهد که از این منطقه به هوا برخاسته است؛ در پیشزمینه تصاویر نیز بزرگراه فرودگاه، ساختمان اصلی ترمینال و دیگر تاسیسات دیده میشوند. در بخشی از ویدئو، شعلههای آتش از پشت سازههایی که به نظر میرسید مخازن سوخت باشند، به هوا زبانه میکشید.
سازمان دفاع مدنی عربستان در طول شب از طریق تلفن همراه هشدارهایی درباره احتمال خطر حملات هوایی در ریاض و شهر الخرج در شرق پایتخت ارسال کرد و سپس صبح شنبه پایان وضعیت هشدار را اعلام کرد.
یک خبرنگار رویترز در منطقه العلیا در ریاض پیش از اعلام پایان وضعیت هشدار، صدای انفجارهایی را شنید.
ساعاتی پس از شنیده شدن صدای انفجار، حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی، مسئولیت دو عملیات را علیه آنچه «اهداف حساس» در ریاض و تاسیسات شرکت آرامکو در شهر ینبع عربستان سعودی خواندند، بر عهده گرفتند.
شبهنظامیان حوثی گفتند حملات به عربستان سعودی را تا زمان توقف حملات این کشور و پایان محاصره یمن ادامه میدهند.
نیروهای مسلح حوثیها شنبه ۲۸ شهریور در بیانیهای اعلام کردند این دو عملیات در پاسخ به حملات هوایی عربستان سعودی و اتهام این کشور درباره هدف قرار گرفتن مکه از سوی حوثیها انجام شد.
هشدار حوثیها
حوثیها که پرجمعیتترین مناطق یمن و بخش بزرگی از شمال این کشور را در کنترل دارند، از حدود دو ماه پیش که محاصره دریایی علیه ریاض اعلام کردند، حملاتی را علیه عربستان سعودی انجام دادهاند.
این حملات شهرهای عربستان، زیرساختهای انرژی و کشتیرانی را هدف گرفته و تهدیدهای تازهای برای عرضه جهانی نفت ایجاد کرده است. این وضعیت همچنین مسیر اصلی جایگزین در دریای سرخ برای صادرات کشورهای خلیج فارس را، در حالی که تردد از طریق تنگه هرمز همچنان با محاصره روبهرو است، در معرض خطر قرار داده است.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، جمعه از خنثی شدن «تلاشهای جنایتکارانه» در صنعا خبر داد و با مسئول شناختن عربستان تهدید کرده بود که به این اقدام پاسخ داده خواهد شد.
شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر در یک پیشروی برقآسا سراسر ساحل یمن در دریای سرخ را تصرف کردهاند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد جمعه در بیانیهای اعلام کرد که «ادامه حملات حوثیها علیه پادشاهی عربستان سعودی، از جمله حملاتی را که به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی آسیب رسانده و به زخمی شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان منجر شده است، به شدیدترین وجه محکوم میکند.»
شورای امنیت در همین بیانیه همچنین «تشدید اقدامات نظامی حوثیها در یمن» را محکوم کرد.
در همین حال، گزارشهایی از حضور مستشاران نظامی و ارسال تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی در مناطقی که بهتازگی در نزدیکی تنگه بالالمندب به تصرف حوثیها درآمدهاند، منتشر شده است.
اسکاینیوز عربی بهنقل از منابع نظامی یمنی گزارش داد همزمان با گسترش حضور حوثیها در مناطق راهبردی مشرف به جنوب دریای سرخ، چهار «کارشناس» سپاه پاسداران از بندر و فرودگاه مُخا و منطقه بابالمندب بازدید کردهاند.
این منابع شنبه ۲۸ شهریور گفتند حوثیها پس از تصرف مناطقی در ساحل غربی یمن، نصب رادار بر ارتفاعات مشرف به جنوب دریای سرخ و تثبیت مواضع نظامی خود در این مناطق و جزیره زُقَر را آغاز کردهاند.
به گفته آنها، نیروهایی از سپاه پاسداران در سفرهایی جداگانه و پس از تسلط حوثیها بر این مناطق، از مُخا و بابالمندب دیدن کردند و با فرماندهان واحد موشکی این گروه دیدار داشتند.
اسکاینیوز عربی زمان دقیق سفرها یا جزییاتی درباره نوع رادارهای نصبشده ارائه نکرد و سپاه پاسداران و حوثیها نیز تاکنون به این گزارش واکنش نشان ندادهاند.