گزارش نادرست هوش مصنوعی نزدیک بود ارتش آمریکا را وارد عملیات علیه یک کشتی چینی کند
عکس تزئینی است
سیانان به نقل از منابع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران، بر پایه گزارشی اطلاعاتی که با کمک هوش مصنوعی تهیه شده بود، تا آستانه اجرای عملیات علیه یک کشتی چینی پیش رفت.
بررسی دقیقتر، اندکی پیش از عملیات، نشان داد چتبات مورد استفاده تحلیلگر، ماهیت محموله کشتی را اشتباه تشخیص داده است.
بر اساس این گزارش، ماجرا به بهار امسال بازمیگردد؛ زمانی که گزارشی در بخشهای مختلف ارتش آمریکا توزیع شد که مدعی بود یک کشتی چینی در خاورمیانه، قطعات مورد استفاده در یک برنامه تسلیحات هستهای را حمل میکند.
چهار منبع آگاه به سیانان گفتند ارتش آمریکا برای رهگیری این کشتی وارد عمل شد. به گفته دو منبع، نیروهای مسلح آمریکایی آماده ورود به کشتی بودند و دو منبع نیز تایید کردند هواپیماهای نظامی به پرواز درآمده بودند.
با این حال، مقامها درست پیش از عملیات برنامهریزیشده، گزارش را دقیقتر بررسی کردند و متوجه خطا شدند. یکی از منابع، گزارش اطلاعاتی را «کاملا نادرست» توصیف کرد و گفت این اشتباه «نزدیک بود جنگی به راه بیندازد». سیانان نتوانسته است مشخص کند محموله واقعی کشتی چه بوده است.
به نوشته این شبکه، تحلیلگر تهیهکننده گزارش از یک چتبات خواسته بود اطلاعات مربوط به فهرست محموله کشتی را بررسی کند. منشا این اطلاعات، فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در منطقه اقیانوس آرام، مستقر در هاوایی، بود.
چتبات با ترکیب اطلاعات منابع آشکار و اطلاعات محرمانه حاصل از شنود و رهگیری سیگنالها، درباره محموله کشتی به نتیجهای نادرست رسید. تحلیلگر سپس بار دیگر از هوش مصنوعی استفاده کرد تا یافتهها را در قالب یک گزارش اطلاعاتی استاندارد تنظیم و توزیع کند؛ قالبی که مقامهای نظامی به آن اعتماد دارند. مشخص نیست ابزار مورد استفاده، یک چتبات تجاری بوده یا محصولی متعلق به دولت آمریکا.
فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در منطقه اقیانوس آرام و پنتاگون به درخواست سیانان برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
این ماجرا در حالی رخ داده که ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا بهسرعت در حال گسترش استفاده از هوش مصنوعی، از تحلیل اطلاعات و انتخاب اهداف حملات تا مدیریت بودجه، پشتیبانی و زنجیرههای تامین هستند. مقامهای آمریکایی استدلال میکنند این فناوری سرعت تصمیمگیری در میدان نبرد را افزایش میدهد و عقبماندن در استفاده از آن میتواند در رویارویی احتمالی با چین یا دیگر دشمنان، آمریکا را در موقعیت ضعیفتری قرار دهد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در ژانویه سال جاری راهبردی برای شتاببخشیدن به استفاده نظامی از هوش مصنوعی معرفی کرد. هدف اعلامشده این راهبرد، قراردادن مدلهای پیشرفته آمریکایی در اختیار سه میلیون نیروی نظامی و غیرنظامی وزارتخانه، در تمامی سطوح طبقهبندی اطلاعات، است.
با این حال، چند مقام آگاه به سیانان گفتهاند بخشهای مختلف دولت از ابزارها، دستورالعملها و استانداردهای ایمنی متفاوتی استفاده میکنند و معیار یکپارچهای برای راستیآزمایی اطلاعات تولیدشده با این سامانهها وجود ندارد. در نتیجه، میزان قابلیت اعتماد و توانایی ابزارهای مورد استفاده نیز یکسان نیست.
یکی از منابع آشنا با سیاستهای ارتش هشدار داد که همزمان با افزایش استفاده از هوش مصنوعی در انتخاب اهداف، دستورالعمل روشنی وجود ندارد که توضیح دهد حضور انسان در چرخه تصمیمگیری چگونه باید از تلفات غیرنظامیان یا آتش خودی جلوگیری کند. منبع دیگری نیز گفت تولید اطلاعات ساختگی یا نادرست، موسوم به «توهم» هوش مصنوعی، در جامعه اطلاعاتی به این مورد محدود نبوده است.
برخی مقامهای باسابقه اطلاعاتی معتقدند فشار برای تولید و توزیع سریعتر گزارشها، احتمال خطا را افزایش داده است. به گفته چند منبع، تحلیلگران جوان که با این ابزارها آشنایی بیشتری دارند، ممکن است بیشتر بدون ارزیابی انتقادی به خروجی آنها اعتماد کنند.
ماجرای کشتی چینی، به نوشته سیانان، خطری فوری را برجسته میکند: تصمیمگیری انسانها بر پایه اطلاعات نادرست تولیدشده با هوش مصنوعی؛ تصمیمهایی که در محیط نظامی میتوانند پیامدهای مرگبار داشته باشند. یکی از منابع این نگرانی را چنین بیان کرد: «هوش مصنوعی به شما امکان میدهد سریعتر به یک ایده بد برسید.»
این تصویر پرچم آمریکا را در حال اهتزاز در مقابل کنسولگری ایالات متحده در نووک، گرینلند، نشان میدهد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد واشینگتن با دانمارک و گرینلند به توافقی دست یافته که به گفته او، کنترل دائمی امور امنیتی این جزیره را به ایالات متحده میدهد. او همچنین از برنامه آمریکا برای گسترش چشمگیر حضور نظامی در گرینلند خبر داد.
ترامپ در پیام خود این توافق را بدون تاریخ پایان توصیف کرد و گفت آمریکا برای تامین امنیت خود و گرینلند، همواره اختیار انجام اقدامات لازم را خواهد داشت. او تاکید کرد این توافق تمامی نگرانیهای واشینگتن را برطرف میکند و «هیچ هزینهای برای ایالات متحده» نخواهد داشت.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت بر اساس این توافق، هیچیک از کشورهای متخاصم با ایالات متحده نمیتواند بدون تایید صریح و کتبی واشینگتن در گرینلند پایگاه ایجاد کند، حضور نظامی داشته باشد یا در حوزههای حساس سرمایهگذاری کند. او نام این کشورها و حوزههای سرمایهگذاری مورد نظر را مشخص نکرد.
به گفته ترامپ، روند گسترش حضور نظامی آمریکا در بخش مناسبی از گرینلند بلافاصله آغاز خواهد شد و مردم این جزیره در توسعه و ساختوسازهای مرتبط مشارکت خواهند داشت. او درباره شمار نیروها، محل استقرار آنها، زمانبندی اجرای طرح یا نحوه تامین هزینههای آن توضیحی نداد.
ترامپ این توافق را دستاوردی «تاریخی» خواند که به گفته او، به سود آمریکا، دانمارک، گرینلند و متحدان آنها خواهد بود. با این حال، پیام او بهصراحت از انتقال مالکیت گرینلند یا تغییر حاکمیت بر این سرزمین سخن نمیگوید و جزئیات حقوقی آنچه «کنترل دائمی» توصیف شده، در متن پیام ترامپ روشن نیست.
گرینلند سرزمینی خودگردان در چارچوب پادشاهی دانمارک است. اصرار ترامپ بر بهدستگرفتن کنترل این جزیره، از آغاز دوره تازه ریاست جمهوری ترامپ روابط واشینگتن و کپنهاگ را متشنج کرده و به اختلاف میان متحدان ناتو دامن زده است. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، ۱۴ سپتامبر ابراز امیدواری کرده بود دو کشور بتوانند درباره مسائل قطب شمال، از جمله گرینلند، به راهحلی مسالمتآمیز برسند.
مذاکرات درباره افزایش حضور نظامی آمریکا پیش از این پیام نیز در جریان بود. ینسفردریک نیلسن، نخستوزیر گرینلند، در ماه مه گفته بود تقویت امنیت، نظارت بر منطقه و افزایش حضور نظامی آمریکا از موضوعات گفتوگو با واشینگتن است. رویترز در گزارش ۱۴ سپتامبر نوشت مذاکرات درباره گسترش این حضور در چارچوب توافق دفاعی سال ۱۹۵۱ آمریکا و دانمارک انجام میشود؛ توافقی که در سال ۲۰۰۴ با مشارکت گرینلند بهروزرسانی شد.
ترامپ در ژانویه نیز پس از دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، از چارچوب توافقی درباره گرینلند سخن گفته و دسترسی مورد نظر آمریکا را دائمی توصیف کرده بود. در آن مقطع، مقامهای دانمارک و گرینلند تاکید داشتند که همکاری امنیتی نباید حاکمیت و تمامیت ارضی آنها را نقض کند. نیلسن نیز حاکمیت را «خط قرمز» مذاکرات خوانده بود.
حضور نظامی آمریکا در گرینلند سابقهای چنددههای دارد. پایگاه فضایی پیتوفیک در شمالغرب این جزیره، که پیشتر «توله» نام داشت، در پی توافق دفاعی سال ۱۹۵۱ ساخته شد و در هشدار زودهنگام موشکی، دفاع موشکی و پایش فضایی آمریکا و ناتو نقش دارد. موقعیت این پایگاه در شمال مدار قطب شمال، گرینلند را به یکی از نقاط مهم شبکه دفاعی آمریکا تبدیل کرده است.
شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج به ایراناینترنشنال گفتند مبالغی که برای تامین دارو، جراحی و دیگر هزینههای درمان در حساب نگه میدارند یا جابهجا میکنند، بهعنوان گردش مالی بالا در ارزیابی وضعیت اقتصادی آنان اثر گذاشته و به افزایش دهک، قطع یارانه یا پوشش بیمهای منجر شده است.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال که میگوید دارای معلولیت شدید و بیماری صعبالعلاج است، گفت با وجود نداشتن درآمد، بیمه و یارانهاش به دلیل «بالا بودن تراکنشهای بانکی» قطع شده است.
او برای شش آمپول و سه ورق قرص، دو میلیون تومان پرداخت کرده است و هفتهای چهار بار به داروهایی نیاز دارد که هر نوبت، دو تا چهار میلیون تومان هزینه دارند.
این شهروند تاکید کرد تراکنشهایی که باعث بالا رفتن دهک اقتصادی او شده، عمدتا برای تامین دارو و درمان انجام شدهاند.
بر اساس آنچه قوانین جمهوری اسلامی میگویند، با بالا رفتن دهک، اصل امکان برخورداری از بیمه پایه سلامت لزوما قطع نمیشود؛ بلکه ممکن است بیمه رایگان یا یارانه حقبیمه از بین برود.
در سال ۱۴۰۵، دهکهای اول تا پنجم رایگاناند، دهکهای ششم تا نهم باید بخشی از حق بیمه و دهک دهم تمام آن را بپردازد.
بنابراین فرد ممکن است بعد از تغییر دهک، برای فعال ماندن پوشش بیمه مجبور به پرداخت حق بیمه شود.
هزینه درمان به گردش مالی بالا تبدیل شده
بیمار دیگری به ایراناینترنشنال گفت ماهانه باید حدود ۱۴۰ میلیون تومان برای درمان خود فراهم کند و ناچار است همواره دستکم ۲۰۰میلیون تومان برای احتمال بستری شدن، جراحی یا هزینههای پیشبینینشده در حسابش داشته باشد.
او افزود در دو جراحی یکی از نزدیکانش، جراح هر بار ۱۲۰ میلیون تومان را به شکل سکه و کارت خرید مطالبه کرده بود.
این شهروند همچنین گفت بیمهها همه هزینههای درمان را نمیپذیرند و بیمار در بسیاری از موارد ابتدا باید هزینه را از جیب خود پرداخت کند و سپس برای دریافت سهم بیمه اقدام کند؛ فرایندی که به گفته او ممکن است با تاخیر یا رد درخواست همراه شود.
پیشتر ایراناینترنشنال گزارش داده بود افزایش نیافتن تعهدات بیمه تامین اجتماعی همزمان با رشد قیمت دارو، هزینه پرداختی برخی بیماران را بهشدت بالا برده است.
یک شهروند نیز گفت با بالاتر رفتن دهک، پوشش رایگان بیمه سلامت از بین میرود و فرد برای ادامه بیمه ناچار به پرداخت حق بیمه میشود.
شهروند دیگری تاکید کرد نتیجه این روند برای بیمارانی مانند او، «بدهکاری از یک سو و بالا رفتن گردش حساب از سوی دیگر» است.
این گردش حساب بهگفته او، ممکن است در ارزیابی مالی، درآمد یا نشانه برخورداری تلقی شود، در حالی که بخش بزرگی از آن صرف زنده ماندن و ادامه درمان میشود.
اظهارات مسئولان وزارت رفاه و گزارشهای منتشرشده درباره سازوکار دهکبندی، نشان میدهند اطلاعات بانکی و میزان تراکنشها، در کنار درآمد، املاک، خودرو و دیگر داراییها، از دادههای مورد استفاده برای ارزیابی وضعیت اقتصادی خانوارها و تعیین دهک ست.
با اینحال، منبع بخش مهمی از مبالغ مانده در حساب بیمار یا گردش مالی او، درآمد فرد و نشانه برخورداری مالی او نیست. بلکه از پسانداز، وام یا قرض برای درمان تامین شده است.
این مشکل در شرایطی مطرح میشود که بیماران با بحران کمبود دارو و جهش شدید هزینه دارو و درمان مواجهاند.
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، ۲۲ شهریور گفت قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال حدود ۱۵۰ درصد افزایش یافته و بهای برخی داروهای خارجی ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد بیشتر شده است.
یک روز بعد، محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، از کمبود ۳۲ قلم دارو خبر داد.
همزمان، پیامهای دیگری که به ایراناینترنشنال رسیده، از کمبود سرنگ، گاز استریل، دستکش لاتکس و برخی داروها و سهمیهبندی تجهیزات درمانی حکایت دارند.
پیامد مستقیم قطع یا کاهش پوشش بیمهای برای این بیماران، افزایش پرداخت از جیب است؛ آن هم زمانی که نیاز آنان به پول برای درمان بیشتر شده است.
مقررات بیمهای برای شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج حمایتهایی در نظر گرفته است.
بر اساس مقررات تعرفهای، خودپرداخت برخی خدمات برای گروههایی از بیماران خاص و صعبالعلاج و همچنین برخی خدمات بستری بیماران نشاندار مبتلا به سرطان در مراکز دولتی میتواند به صفر برسد.
سازمان بیمه سلامت نیز اعلام کرده بیش از ۱۳۰ بیماری در صندوق بیماران خاص و صعبالعلاج پوشش داده میشوند و پوشش برخی داروها برای بیماران نشاندار به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد میرسد.
با این حال، روایتهای شهروندان نشان میدهد دسترسی به این حمایتها برای همه یکسان نیست.
ایراناینترنشنال ۱۳ خرداد گزارش داد بسیاری از بیماران با وجود داشتن بیمه، همچنان بخش عمده هزینه درمان را شخصا میپردازند و برخی به دلیل هزینه، آزمایش، مراجعه به پزشک یا ادامه درمان را کنار گذاشتهاند.
این روند در هفتههای اخیر نیز ادامه داشته است. ۱۷ شهریور، کارکنان مراکز درمانی و بیماران به ایراناینترنشنال گفتند گرانی باعث شده برخی بیماران دارو را کمتر مصرف کنند، نوع دارو را تغییر دهند یا درمان را نیمهکاره رها کنند.
ترکیب گرانی و کمبود دارو، پوشش ناکافی بیمه و دهکبندی بر اساس دادههای اقتصادی باعث شده بیمار خاص، برای تامین هزینه درمان ناچار به جابهجایی پول بیشتری باشد، اما همان گردش مالی، دسترسی او به بخشی از حمایتهای دولتی را دشوارتر کند.
بن اسمیت، مدیرعامل ایرفرانس، اعلام کرد سرمایهگذاری پرهزینه این شرکت هواپیمایی در خدمات لوکس، از جمله عرضه خاویار و شامپاین، ظاهرا نتیجه داده و به آن کمک کرده است پیامدهای جنگ ایران را بهتر مدیریت کند.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۷ شهریور گزارش داد شرکتهای هواپیمایی سراسر جهان، از جمله گروه مادر ایرفرانس-کیالام، با افزایش شدید هزینه سوخت و تغییر الگوهای سفر در پی جنگ ایران دستوپنجه نرم میکنند.
این وضعیت برخی شرکتها را ناچار کرده است ظرفیت پروازهای خود را کاهش دهند و هزینههایشان را محدود کنند. با این حال، ایرفرانس تاکنون توانسته است در برابر این فشارها مقاومت کند.
به گزارش رویترز، این شرکت از محبوبیت مجموعه تلویزیونی «امیلی در پاریس» و علاقه همیشگی گردشگران به مد، غذا و هتلهای پایتخت فرانسه بهره برده است.
ایرفرانس همچنین با افزودن محصولات برندهای لوکس به منوی پروازها و سرمایهگذاری گسترده در سودآورترین کابینهای خود، تمرکز بر خدمات ممتاز را افزایش داده است.
«امیلی در پاریس» مجموعهای کمدی-رمانتیک از نتفلیکس درباره زندگی شخصی و حرفهای یک زن جوان آمریکایی در پاریس است.
مدیرعامل ایرفرانس در این رابطه به رویترز گفت: «همه برندهای لوکس در پاریس مستقر هستند. شمار رستورانهای دارای ستاره میشلن در پاریس از هر شهر دیگری در جهان بیشتر است.»
اسمیت اضافه کرد: «پاریس بسیار خاص است. این شهر نهتنها از نظر فرهنگی خیرهکننده است، بلکه شهری لوکس نیز به شمار میرود.»
ستاره میشلن نشانی معتبر برای ارزیابی کیفیت رستورانهاست که بر اساس عواملی مانند کیفیت غذا، مهارت آشپزی، هماهنگی طعمها و ثبات عملکرد اعطا میشود.
ایرفرانس بهترین فرستکلاس جهان شد
ایرفرانس ۲۷ شهریور در مراسم جوایز جهانی شرکتهای هواپیمایی اسکایترکس در لندن، عنوان بهترین فرستکلاس جهان را به دست آورد.
این شرکت همچنین جوایز بهترین پذیرایی در سالن فرستکلاس و بهترین امکانات رفاهی فرستکلاس را از آن خود کرد.
مدیرعامل ایرفرانس در حاشیه این مراسم گفت افزایش قیمتها ثروتمندترین مشتریان این شرکت را از سفر منصرف نکرده است.
به گفته اسمیت، حتی برخی افرادی که پیشتر با جت شخصی سفر میکردند، اکنون فرستکلاس را برمیگزینند تا از حساسیتها و انتقادهای مرتبط با آلایندگی بیشتر پروازهای خصوصی دور بمانند.
او افزود کابینهای پریمیوم، بیزنس و فرستکلاس با وجود افزایش قیمت بلیتها برای جبران جهش هزینه سوخت، امسال با رشد رزرو و درآمد همراه بودهاند.
بر اساس دادههای ایرفرانس، درآمد حاصل از سفرهای فرستکلاس و پریمیوم ۱۱ درصد بیشتر شده است.
رویترز در ادامه نوشت سه گروه بزرگ هواپیمایی اروپا شامل ایرفرانس، لوفتهانزا و آیایجی، مالک بریتیش ایرویز، در سالهای اخیر از کابینهای بازطراحیشده فرستکلاس رونمایی کردهاند.
این شرکتها میکوشند از افزایش تقاضا برای سفرهای ممتاز، بهویژه در میان مسافران ثروتمند آمریکایی، بهره ببرند.
یکی از کابینهای لوکس ایرفرانس
مدیرعامل ایرفرانس نگرانیها درباره تاثیر تورم فزاینده در آمریکا بر هزینهکرد مشتریان برای سفرهای ممتاز را کماهمیت دانست.
اسمیت گفت: «قیمت بلیتها را به میزان قابلتوجهی افزایش دادهایم، اما وضعیت همچنان کاملا باثبات است. شرایط بهتر از چیزی است که انتظار داشتم.»
این در حالی است که بحران انرژی ناشی از جنگ ایران که ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، اقتصاد جهانی و صنایعی مانند حملونقل هوایی را تحت تاثیر قرار داده است.
حملات سپاه پاسداران در تنگه هرمز و تهدیدهای فزاینده حوثیها در تنگه بابالمندب، تجارت جهانی انرژی را مختل کرده و بهای نفت را افزایش داده است.
روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی در بخش دیدگاههای خود، ایدئولوگهای حاکم بر ایران را «آدمکش و مقاوم» توصیف و استدلال کرده است که جمهوری اسلامی تا زمانی که نگران از دست دادن توانایی خود برای سرکوب دور بعدی اعتراضات ایرانیان نشود، از مهمترین اهداف خود دست نخواهد کشید.
لوئیس لیبی، رییس دفتر دیک چنی، معاون رییسجمهوری آمریکا از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ و پژوهشگر کنونی بنیاد دفاع از دموکراسیها، و جیسون فیلدز، سردبیر ارشد این بنیاد، در این یادداشت که جمعه ۲۷ شهریور منتشر شد، حملات نظامی محدود دولت ترامپ و تلاشهای آن برای «قطع هر شریان اقتصادی که حکومت را سرپا نگه میدارد» را ستودهاند، اما گفتهاند این اقدامات هنوز برای تغییر محاسبات حکومت ایران کافی نیست.
بهنوشته این دو، تا زمانی که نیروهای اجیرشده حکومت تصور کنند پس از آنکه تهران با «زرنگبازی» بار دیگر واشینگتن را پشت سر بگذارد و پرداخت پول به آنها از سر گرفته خواهد شد، مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی نیز میتوانند به مواضع سخت خود ادامه دهند.
به اعتقاد نویسندگان، عامل اصلی بقای جمهوری اسلامی نه شور ایدئولوژیک بلکه اعمال زور و اجبار است. هسته اصلی معتقدان به حکومت برای حفظ نظامی نامحبوب، هزاران نیروی مسلح را به خدمت گرفته است که غیرنظامیان را بهشدت سرکوب میکنند. حکومت همچنین با پرداخت پول نقد و ارسال سلاح به نیروهای نیابتی منطقهای، از آنها برای مرعوب کردن دشمنان و ایجاد تصویری از ایران بهعنوان قدرتی هژمونیک استفاده میکند.
لیبی و فیلدز نوشتهاند مخالفان داخلی این نیروها را «مزدور» مینامند و نگهداری چنین ساختاری پرهزینه است. به تعبیر آنها، «نفت ــ و مهمتر از آن، وعده درآمدهای نفتی آینده ــ چرخهای این امپراتوری را روغنکاری میکند.»
نویسندگان افزودهاند افزایش فشار اقتصادی بدون تردید بر مشکلات و رنج عمومی خواهد افزود، اما تا زمانی که نیروهای سرکوب انتظار داشته باشند این فشارها موقتی باشد، رهبران جمهوری اسلامی میتوانند روی ماندن و ادامه کشتار از سوی بیشتر این نیروها حساب کنند.
بهنوشته آنها، این محاسبه از دید حکومت بیدلیل نیست، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته همواره توانسته است از زیر فشار آمریکا خارج شود و اکنون نیز حکومت به زیردستان خود اطمینان میدهد که فشارهای سیاسی و انتخاباتی در منطقه و داخل آمریکا سرانجام دونالد ترامپ را وادار خواهد کرد برای پایان زودهنگام درگیری تلاش کند.
اقداماتی که واشینگتن انجام نداده است
لیبی و فیلدز در یادداشت خود افزودهاند حامیان جمهوری اسلامی از مجموعه اقداماتی که آمریکا تاکنون از انجام آنها خودداری کرده نیز اطمینان خاطر میگیرند.
آنها یادآوری کردهاند که ارتش آمریکا تاسیسات اصلی تولید و صادرات نفت ایران را نابود نکرده است؛ کاری که بهگفته آنها متفقین در جنگ جهانی دوم علیه آلمان و ژاپن انجام دادند.
نیروی دریایی آمریکا نفتکشها را در تنگه هرمز اسکورت کرده، اما ابعاد این عملیات به هیچوجه به سطح عملیاتی که رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ دستور آن را داد نرسیده است. نیروهای زمینی آمریکا نیز سواحل ایران یا ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی را تصرف نکردهاند؛ اقدامی که نویسندگان آن را با آمادگی آمریکا برای عملیات زمینی در کویت و عراق در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ مقایسه کردهاند. آمریکا همچنین بهطور مستقیم با حامیان جمهوری اسلامی، یعنی چین و روسیه، درنیفتاده است.
بهگفته نویسندگان، خودداری واشینگتن از چنین اقداماتی به حکومت امکان میدهد این ادعای خود را تقویت کند که نیروهای شیعه و موشکها، پهپادها و جنگجویان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی قادرند همسایگان در خلیج فارس، اقتصادهای غربی و سربازان آمریکایی را بترسانند و عقب برانند.
آنها افزودهاند روحانیون حاکم به نیروهایشان میگویند استوار بمانند، زیرا انقلاب اسلامی قادر است «ابرقدرت شیطانی» را بازدارد.
حکومت نیروهایش را تشویق میکند باور داشته باشند که اگر موجودیت نظام به خطر بیفتد، میتواند بار دیگر پیشنهادهای مبهم برای مصالحه و آنچه نویسندگان «دروغ» مینامند ارائه کند و آمریکای مستاصل آنها را بپذیرد؛ پس از آن نفت و پول دوباره جریان خواهد یافت و پرداختها از سر گرفته خواهد شد.
بهنوشته واشینگتنپست موجهای حملات آمریکا، از جمله غرق کردن پنج نفتکش ایرانی در هفته گذشته، این باور حکومت را تحت فشار قرار داده، اما هنوز آن را از بین نبرده است. رهبران جمهوری اسلامی همچنان قدرتنمایی و نیروهای خود را مطمئن میکنند و خطر دور بعدی اعتراضات را میپذیرند، زیرا اطمینان دارند هیچ چیز قادر نخواهد بود به مجتمعهای مجلل و حفاظتشده آنها نفوذ کند.
لیبی و فیلدز در ادامه افزودهاند جمهوری اسلامی همچنان به در اختیار گرفتن سلاحهای هستهای، کنترل تنگه هرمز و «باراندن مرگ بر غرب» متعهد است.
بهنوشته این دو، آمریکا با کمک اسرائیل در برخی مراحل این رویارویی پیروز شده و توانسته است برنامه هستهای جمهوری اسلامی را به تاخیر بیندازد، موشکها و نیروهای آن را تضعیف کند و منابع مالی مورد استفاده حکومت برای حمایت از تروریسم را تحلیل ببرد.
آنها تاکید کردهاند این دستاوردها هزینههای قابل توجهی داشته است، اما این هزینهها «قابل تحمل» بوده است.
نویسندگان با تاکید بر اینکه «در جهانی عادلانه، حکومت ایران باید مدتها پیش سقوط کرده بود» استدلال کردهاند که سالها کمبود بودجه برای ارتش آمریکا به تسریع دستیابی به این هدف کمکی نکرده و باید به درخواست دولت ترامپ برای افزایش و هوشمندانهتر شدن هزینههای دفاعی آمریکا توجه شود.
لیبی و فیلدز در پایان احتمال دادهاند که تشدید تحریمها بتواند به «ضربه نهایی» تبدیل شود با این حال، آنها نوشتهاند اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، منطقه همچنان گرفتار آشفتگی و درگیری خواهد بود و منافع غرب نیز همچنان آسیب خواهد دید مگر اینکه آمریکا و متحدانش، به تعبیر آنها، اراده و زرادخانههایی ایجاد کنند که بتواند با ابزارهای در حال تحول جمهوری اسلامی برای اخاذی و اعمال فشار مقابله کند.
در پی تصمیم آمریکا برای اعمال محدودیتهایی بر حضور هیات حکومت ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، اقدام واشینگتن را «تبلیغاتی ناشیانه و نخنما» خواند.
بقایی جمعه ۲۷ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «جلوگیری از خرید احتمالی مقامهای ایرانی از یک عمدهفروشی آمریکایی»، اقدامی «نمایشی» از سوی کاخ سفید است.
او با مقایسه تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی و محدودیتهای تازه برای خرید مقامهای حکومت ایران در نیویورک افزود: «معیشت یک ملت را بهطور کامل تحریم میکنند، اما آن را نادیده میگیرند و سپس با لحنی جدی از تحریم کارت عضویت یک فروشگاه سخن میگویند.»
بقایی تاکید کرد ملتها «حافظه و تفکر انتقادی» دارند و روایت واشینگتن را «بیچونوچرا» نخواهند پذیرفت.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی توضیح نداد تهران چه واکنشی به این محدودیتها نشان خواهد داد.
در سالهای گذشته، حضور مقامهای جمهوری اسلامی در مجمع عمومی سازمان ملل و گزارشها درباره خریدهای گسترده آنان در نیویورک، بارها واکنش شهروندان ایرانی را برانگیخته است.
وزارت امور خارجه ایالات متحده ۲۶ شهریور اعلام کرد به اعضای اصلی هیات جمهوری اسلامی، از جمله مسعود پزشکیان، رییس دولت و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اجازه میدهد هفته آینده در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کنند.
این وزارتخانه در عین حال خبر داد شمار اعضای هیات حکومت ایران در مقایسه با سال گذشته کاهش یافته و اعضای آن همچنان با محدودیتهای تردد و ممنوعیت خرید کالاهای لوکس و برخی دیگر از کالاها روبهرو خواهند بود.
با توجه به سابقه نقض گسترده حقوق بشر در ایران و سیاستهای تنشآفرین تهران در منطقه، صدور ویزا برای هیات جمهوری اسلامی بهمنظور شرکت در نشستهای سازمان ملل در سالهای گذشته نیز حساسیتبرانگیز بوده است.
شهریور سال گذشته، ۴۰ نماینده کنگره از رییسجمهوری آمریکا خواستند مانع ورود آزادانه مقامهای جمهوری اسلامی به ایالات متحده در جریان نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شود.
در سوی دیگر، امیرسعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، مهر ۱۴۰۴ محدود کردن تردد پزشکیان، عراقچی و دیگر اعضای هیات حکومت ایران در نیویورک را «نقض فاحش تعهدات بینالمللی» و اقدامی در جهت «خدشهدار کردن حیثیت و کرامت» نمایندگان تهران خواند.
واشینگتن: مجمع عمومی فرصتی برای خرید تجملاتی نیست
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، ۲۶ شهریور با اشاره به محدودیتهای اعمالشده بر مقامهای جمهوری اسلامی گفت واشینگتن اجازه نخواهد داد آنان همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی مردم ایران، از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل برای خریدهای تجملاتی بهره ببرند.
پیگوت در ایکس نوشت: «در حالی که مردم عادی ایران با سرکوب شدید، کمبود آب و برق و تورم فزاینده دستوپنجه نرم میکنند، مقامهای حکومت میخواهند در نیویورک به خریدهای تجملاتی بپردازند. در زمان ما چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد.»
او اضافه کرد: «اجازه نخواهیم داد مسئولان حکومت ایران از مجمع عمومی سازمان ملل برای خریدهای تجملاتی و پرهزینه استفاده کنند؛ خریدهایی که هزینه آن از رنج مردم ایران تامین میشود، در حالی که حکومت ثروت ایران را صرف حمایت از نیروهای نیابتی تروریستی خود میکند.»
با وجود بحران شدید اقتصادی و افزایش فشارهای معیشتی بر مردم ایران، جمهوری اسلامی همچنان بر سیاست خارجی تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا، تاکید دارد.
حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و اقدامات گروههای نیابتی تهران، از جمله حوثیهای یمن، به تشدید تنشها در منطقه دامن زده است.
در هفتههای اخیر، آمریکا کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را شدت بخشیده است و میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را محدود کند.
محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
وزارت خزانهداری آمریکا از زمان آغاز کارزار «طرد اقتصادی»، چند بسته تحریمی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.