سالهاست که نزدیک شدن به اول مهر برای بسیاری از خانوادهها با نوعی اضطراب همراه بوده است؛ اضطرابِ شروع مدرسه، جدا شدن کودک از خانه، ورود به کلاس و معلم جدید و نگرانی از اینکه سال تحصیلی پیش رو چگونه خواهد گذشت. اما این اضطراب همیشه در شرایط اجتماعی و روانی یکسانی تجربه نشده است.
نسلهای مختلف کودکان و خانوادهها در چند دهه گذشته، هر کدام مهر را در دورهای از بحران تجربه کردهاند. نسلی با جنگ ایران و عراق بزرگ شد، نسلهای بعد با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و نگرانی درباره آینده روبهرو شدند و همهگیری کرونا نیز برای مدتی طولانی ارتباط کودکان با مدرسه و زندگی عادی را مختل کرد.
هر کدام از این تجربهها اثری بر خانوادهها و کودکان گذاشتند؛ اما امروز فقط با یک بحران تازه روبهرو نیستیم. سالها زندگی در شرایط ناامنی، فشار اقتصادی، فقدان و بحرانهای اجتماعی، رد خود را بر تجربه خانوادهها و کودکان گذاشته است.
دانشآموزی که امروز به مدرسه برمیگردد، ممکن است بخشی از این تجربه طولانیِ تغییر، ناامنی و فشار را با خود به مدرسه ببرد.
در سوی دیگر، والدینی قرار دارند که خودشان نیز سالها در معرض همین فشارها بودهاند و حالا باید در کنار نگرانی درباره آینده، هزینههای زندگی و امنیت خانواده، فرزندشان را برای بازگشت به مدرسه آماده کنند.
بنابراین پرسش فقط این نیست که دانشآموز برای مدرسه آماده است یا نه؛ باید دید خانواده با چه وضعیت روانی او را به مدرسه بازمیگرداند. خستگی و فشار روانی والدین، نگرانی درباره آینده و دشواریهای اقتصادی نیز بخشی از فضای زندگی فرزند است و حتی آمادهشدن برای مدرسه میتواند برای خانوادهای که با گرانی و بیثباتی اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، به منبع فشار تازهای تبدیل شود.
در این مقاله، با تکیه بر پژوهشهای موجود درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، خانواده و پیامدهای بحران، بررسی میکنیم که این شرایط چگونه میتوانند بر تجربه بازگشت به مدرسه اثر بگذارند. ترس، سوگ و ناامنی همیشه به زبان نمیآیند و گاهی خود را در بیحوصلگی، پرخاشگری، افت تمرکز، اختلال خواب یا بیمیلی به مدرسه نشان میدهند.
از این منظر، بازگشت به مدرسه تلاشی دوباره برای بازگشت خانواده و فرزندان به زندگی روزمره پس از سالها تجربه بحران و ناامنی است. دانشآموز فقط با کیف و کتاب وارد مدرسه نمیشود؛ بخشی از تجربه خانه و جامعه را نیز با خود به کلاس میبرد.
پژوهشها از تجربه دانشآموزان و خانوادهها چه میگویند؟
بحران همیشه همان روز تمام نمی شود: خانوادهای را تصور کنیم که مدتی از یک حادثه سخت، سوگ یا دورهای از ناامنی گذشته، اما بعد از مدتی انتظار دارد زندگی به حالت عادی برگردد؛ با این حال فرزندش هنوز بدخواب است، زود عصبانی میشود، تمرکز ندارد یا نسبت به رفتن به مدرسه مقاومت میکند.
پژوهشهای انجامشده پس از بلایای جمعی نشان میدهند که واکنشهای روانی کودکان و نوجوانان الزاما با پایان حادثه تمام نمیشوند.
یک مرور نظاممند از مطالعات مربوط به زلزله و سیل نشان داد که علائم پس از سانحه در ماههای بعد همچنان در بخشی از کودکان و نوجوانان دیده میشود و در طول زمان تغییر میکند. پایان خطر بیرونی الزاما به معنای پایان فشار روانی نیست و برای بعضی فرزندان، بازگشت به احساس امنیت و روال عادی زمان میبرد.
گاهی آنچه دانشآموز با خود به مدرسه می برد، مربوط به چیزی است که مدت ها قبل اتفاق افتاده است: این موضوع در تجربه زلزله بم به شکل ملموسی دیده شده است. پژوهشگران کودکانی هفت تا ۱۳ ساله را که چهار سال پیش یکی از والدین خود را در زلزله از دست داده بودند، با کودکانی از خانوادههای مشابه اما بدون این فقدان مقایسه کردند.
کودکانی که فقدان والد را تجربه کرده بودند، مشکلات هیجانی و رفتاری بیشتری داشتند و وضعیت روانی والد باقیمانده نیز با مشکلات کودک ارتباط داشت؛ دشواریهای اقتصادی هم میتوانست این وضعیت را تشدید کند.
این یافته یادآور میشود که رفتار فرزند را نباید فقط بر اساس آنچه امروز میبینیم قضاوت کنیم؛ بیحوصلگی، تحریکپذیری یا دشواری بازگشت به مدرسه ممکن است بخشی از تجربهای طولانیتر باشد.
بحران اجتماعی فقط بیرون از خانه اتفاق نمی افتد: برای نوجوانی که شاهد خشونت اجتماعی بوده، مدرسه ناامن شده یا در محیط اطرافش با ترس و بیثباتی روبهرو شده، مدرسه میتواند بخشی از تجربه بحران او باشد.
پژوهشی که در میان دختران نوجوان پس از خشونتهای مرتبط با جنبش زن، زندگی، آزادی و حملات گاز به مدارس دخترانه انجام شد، نشان داد تجربه چنین ترومای جمعی با واکنشهای اضطرابی، افسردگی و پس از سانحه همراه بوده است.
این پژوهش نشان میدهد نوجوان ممکن است ناامنی اجتماعی را با خود به مدرسه ببرد؛ بنابراین مقاومت در برابر مدرسه گاهی میتواند با احساس امنیت ازدسترفته او ارتباط داشته باشد.
فشار اقتصادی ممکن است قبل از ورود دانشآموز به مدرسه، خودش را نشان داده باشد: برای خانوادهای که باید همزمان هزینههای زندگی، اجاره، درمان، رفتوآمد و مخارج مدرسه را مدیریت کند، رسیدن شهریور و مهر میتواند به دورهای از فشار تبدیل شود.
پژوهشی که کودکان و نوجوانان شش تا ۱۸ ساله را در سراسر کشور بررسی کرده، نشان داد وضعیت اقتصادی پایینتر با احتمال بیشتر برخی مشکلات روانی و رفتاری، از جمله افسردگی، اضطراب، احساس بیارزشی، خشم، بیخوابی و درگیری فیزیکی همراه بود.
این یافته نشان میدهد شرایط اقتصادی بخشی از محیط زندگی فرزند است و میتواند همراه با فشارهای خانوادگی و اجتماعی، آسیبپذیری او را بیشتر کند.
وقتی والد خودش خسته و تحت فشار است، مسئله فقط اضطراب فرزند نیست: گاهی والد دیگر مثل گذشته حوصله شنیدن نگرانیهای فرزندش را ندارد، زودتر عصبانی میشود یا نمیتواند با خیال راحت درباره شروع مدرسه با او صحبت کند.
این وضعیت لزوما به معنای ضعف والدگری نیست. در پیمایشهای ملی درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، سابقه مشکلات روانی والدین با احتمال بیشتر مشکلات روانی و اضطرابی در فرزندان ارتباط داشت.
این یافته نشان میدهد وضعیت روانی والد بخشی از زمینه زندگی فرزند است و فشارهای طولانیمدت زندگی میتوانند ظرفیت والد برای همراهی با او را کاهش دهند.
مدرسه میتواند فقط محل درس نباشد؛ می تواند بخشی از احساس امنیت دانشآموز باشد: برای بعضی نوجوانان، بازگشت به مدرسه فقط برگشتن به کلاس نیست؛ برگشتن به جمع دوستان، معلم، برنامه روزانه و احساس تعلق است.
پژوهشی درباره نوجوانان نشان داد احساس تعلق به مدرسه با وضعیت اجتماعی، هیجانی و رفتاری، عملکرد تحصیلی و رفتارهای حمایتگرانه ارتباط دارد. بنابراین وقتی فرزند از مدرسه فاصله میگیرد، بهتر است فقط به نمره و تکالیف نگاه نکنیم و ببینیم آیا در مدرسه احساس دیدهشدن و تعلق دارد یا نه. مدرسه میتواند بخشی از شبکه حمایتی او باشد، نه فقط محل آموزش.
پژوهشهای انجامشده درباره بحرانهای اجتماعی و سیاسی، جنگ، خشونت و فشار اقتصادی نشان میدهند که تجربه بحران به لحظه حادثه محدود نمیشود.
ناامنی، فشار اقتصادی و وضعیت روانی والدین میتوانند از مسیر خانواده بر احساس امنیت و رفتار فرزند اثر بگذارند؛ در مقابل، رابطه حمایتگر خانواده و احساس تعلق به مدرسه میتوانند بخشی از این فشارها را تعدیل کنند. بنابراین تجربه روانی فرزند حاصل تعامل چند عامل است و نمیتوان آن را به یک علت واحد نسبت داد.
آمادگی روانی خانواده برای بازگشت به مدرسه
خانه را تا حد امکان به فضای امن فرزندان تبدیل کنیم: در شرایطی که بیرون از خانه با اخبار نگرانکننده، خشونت، ناامنی و بیثباتی روبهرو هستیم، خانواده نمیتواند همه این عوامل را از زندگی فرزندان حذف کند؛ اما میتواند فضای خانه را از بازتولید مداوم این فشارها دور نگه دارد.
قرار نیست فرزندان از اتفاقات جامعه بیخبر بمانند، اما بهتر است در معرض تصاویر خشونتآمیز، ویدئوهای تکاندهنده، بحثهای مداوم و اخبار تکرارشونده قرار نگیرند. بهویژه برای کودکان کمسنتر، آنچه برای بزرگسال یک خبر است، ممکن است به تصویری ترسناک از جهانی ناامن تبدیل شود. بنابراین میزان و نوع مواجهه با این محتوا بهتر است متناسب با سن و درک فرزندان و تا حد امکان محدود باشد.
تصور نکنیم فرزندان چیزی نمی فهمند: کودکان و نوجوانان اتفاقات اطراف خود را میبینند و احساس میکنند، حتی اگر نتوانند آن را به زبان بزرگسالان بیان کنند.
آنها تغییر رفتار والدین، گفتوگوهای اطرافیان و فضای متفاوت جامعه را متوجه میشوند و اگر درباره آنچه میبینند پاسخی دریافت نکنند، ممکن است خودشان برای آن توضیح بسازند.
بنابراین سکوت کامل همیشه به معنای محافظت نیست. گاهی یک گفتوگوی کوتاه و صادقانه، بدون ورود به جزئیات ترسناک، کمک میکند فرزند آنچه را تجربه میکند بهتر بفهمد و با اتفاقی ناشناخته روبهرو نماند.
اجازه بدهیم فرزندانمان احساساتشان را نشان دهند: ممکن است بترسند، عصبانی شوند، گریه کنند، سکوت کنند یا حتی در برابر رفتن به مدرسه مقاومت نشان دهند.
در چنین شرایطی، نخستین واکنش بزرگسال نباید تلاش برای از بین بردن فوری این احساسات باشد. گاهی شنیدن و پذیرفتن آنچه فرزند تجربه میکند، کمک میکند احساسش را بهتر بشناسد و آن را به تنهایی حمل نکند. مهم است که احساسات او سرزنش، رد یا نادیده گرفته نشوند و ترس، خشم یا غمش بیاهمیت و بیاعتبار جلوه نکند؛ بلکه بداند میتواند آنها را در رابطهای امن بیان کند.
مدرسه را بخشی از شبکه حمایت خانواده بدانیم: بازگشت به مدرسه نباید به معنای سپردن فرزند به مدرسه و کنار کشیدن خانواده باشد.
اگر فرزند تجربه سختی داشته یا تغییر قابل توجهی در رفتار، خواب، تمرکز یا روابطش دیده میشود، بهتر است والد در صورت امکان آن را با معلم یا مشاور مدرسه در میان بگذارد و از مدرسه نیز بخواهد وضعیت او را دنبال کند.
ممکن است کودک بخشی از احساسات و رفتارهایش را در خانه نشان ندهد و در مدرسه بروز دهد و برعکس. مدرسه نیز بهتر است این تغییرات را فقط به بیانضباطی یا بیانگیزگی نسبت ندهد و احتمال فشار روانی یا تجربه دشوار را در نظر بگیرد.
ارتباط میان والد و مدرسه میتواند به شناخت زودتر این تغییرات و حمایت هماهنگتر کمک کند و مدرسه را به بخشی از شبکه حمایت و احساس امنیت فرزندان تبدیل کند.
تغییرات فرزندانمان را جدی بگیریم: در دورههای بحران ممکن است رفتار فرزند تغییر کند؛ کودکی بدخواب شود، نوجوانی منزویتر شود یا تمرکز او کاهش پیدا کند.
بهتر است به جای سرزنش یا برچسبزدن، ببینیم چه چیزی، از چه زمانی و تا چه اندازه تغییر کرده است.
گفتوگوی آرام و توجه به خواب، روابط و مدرسه میتواند کمککننده باشد. اگر این تغییرات شدید یا ماندگار شوند، زندگی روزمره او را مختل کنند یا فرزند درباره مرگ و آسیب به خود صحبت کند، لازم است وضعیت او جدی گرفته شود و از متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.
از خودمان هم مراقبت کنیم: والدین نیز در شرایط بحرانی ممکن است خسته، مضطرب یا درگیر افکار و احساسات دشوار باشند.
لازم نیست آنها این احساسات را انکار کنند؛ مهم این است که جایی برای صحبت کردن، استراحت و دریافت حمایت داشته باشند و فشار خود را به رابطه با فرزند منتقل نکنند.
اگر این فشار خواب، کار یا رابطه با فرزند را مختل کند، کمک گرفتن از یک فرد قابل اعتماد یا متخصص سلامت روان میتواند بخشی از مراقبت از خود و خانواده باشد.
در نهایت آمادگی روانی یعنی:در خانه برای گفتوگو درباره احساسات و نگرانیها جا باز کنیم؛ جایی که والدین و فرزندان بتوانند درباره آنچه این روزها بر آنها میگذرد حرف بزنند و هرکس بدون ترس از قضاوت، از احساس خودش بگوید.
لازم نیست همه فشارها را به تنهایی تحمل کنیم. گاهی همین که اعضای خانواده در کنار هم بمانند، به حرفهای یکدیگر گوش دهند و در روزهای دشوار پناه و همراه یکدیگر باشند، میتواند به حفظ احساس امنیت و تداوم زندگی کمک کند.
پاسخهای مخاطبان ایراناینترنشنال به پرسشی درباره احساسشان از اولین باری که روسری از سر برداشتند، ترکیبی از رهایی، قدرت، شادی و احساس برخورداری از حق انتخاب را ارائه میدهد. این تجربه برای شماری از زنان با ترس و اضطراب نیز همراه بوده است.
ایراناینترنشنال در اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید: «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید چه احساسی داشتید؟»
بررسی پاسخها نشان میدهد برای بسیاری از زنانی که تجربه خود را شرح دادهاند، کنار گذاشتن روسری نه فقط تغییری در پوشش، بلکه تجربهای عاطفی و گاه پرتنش بوده است.
در این تجربه فردی و جمعی، احساس آزادی، ترس، بغض و یاد جانباختگان، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
برخی دیگر به لحظههایی اشاره کردند که همراهی و حمایت زنان دیگر، ترس اولیه آنان را کاهش داد.
قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز، در شهریور ۱۴۰۱ و سه روز پس از بازداشت به دست گشت ارشاد، اعتراضات گسترده و جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در ایران به دنبال داشت.
از همان زمان، مقاومت مدنی زنان با سوزاندن روسری و برداشتن حجاب اجباری آغاز شد و چهار سال بعد، این مقاومت همچنان ادامه دارد.
رهایی در کنار ترس
استفاده از تعابیری مانند «رهایی»، «آزادی»، «راحتی»، «حس پرواز»، «سبکی» و «قدرت» نشان میدهد این تجربه برای بخش بزرگی از زنان، بار عاطفی عمیقی داشته است.
برخی مخاطبان نوشتند برای نخستین بار احساس کردند خودشان درباره پوشش و بدنشان تصمیم میگیرند.
یک زن این تجربه را چنین توصیف کرد: «حس کردم انسانم، حق انتخاب دارم و دیگران نمیتوانند برایم تصمیم بگیرند.»
اما این حس شادی و رهایی در بخش قابل توجهی از پاسخها با اضطراب، ترس و نگرانی درباره پیامدهای انتخاب همراه شده است.
شماری از زنان تاکید کردند در نخستین دفعات، روسری را در کیف نگه میداشتند، هنگام راه رفتن مرتب اطراف خود را نگاه میکردند یا از احتمال تذکر و برخورد، میترسیدند.
یکی از مخاطبان گفت در ابتدا «ترس شدیدی» داشته، اما با دیدن زنانی که مانند او بدون روسری در خیابان بودهاند، بهتدریج احساس جسارت بیشتری کرده است.
یک زن نیز درباره نخستین تجربه خود در آبان ۱۴۰۱ نوشت: «پافر کلاهدار پوشیده بودم که اگر مجبور شدم بتوانم کاری کنم. اولین بار بود بدون همراه داشتن شال از خانه بیرون زده بودم و تمام مدت قلبم از ترس تند میزد. اما الان پوشیدن شال و روسری برایم غیرعادی است.»
برای بعضی زنان، حتی پس از گذشت زمان، اثر این ترس کاملا از بین نرفته است.
روایتهایی از تپش قلب، سریع راه رفتن در خیابان و نگرانی از واکنش ماموران یا افراد دیگر دیده میشود. در عین حال، شماری گفتند با تکرار تجربه و مشاهده عادی شدن حضور زنان بدون روسری، اضطراب آنان کاهش یافته است.
یکی از برجستهترین مضامین در پاسخها، تجربههای جسمی و سادهای است که پیشتر عادی تلقی نمیشدند؛ از باد خوردن به مو گرفته تا احساس خنکی روی صورت و گردن.
زنی نوشت سالها در برخی مکانها شال خود را کنار میگذاشته، اما بیرون رفتن - کاملا بدون شال - و حس کردن باد در موهایش تجربه متفاوتی بوده و افسوس خورده که این احساس را در ۴۰ سالگی تجربه کرده است، نه در ۲۰ سالگی.
یک زن نوشت: «اولین بار که با تیشرت پشت فرمان نشستم بغض کردم. اینکه چرا مجبور بودیم در گرما آنقدر لباس بپوشیم و خفه شویم. وقتی باد کولر به من خورد، حس سبکی داشتم.»
مخاطبی دیگر گفت: «باد که به موهایم و روی صورت و گردنم خورد، با لذت حسش کردم؛ بدون اینکه مجبور باشم بعدش شالم و موهای گرهخورده زیر آن را مرتب کنم.»
ادامه این مقاومت در شرایطی است که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در روزهای اخیر از بازگشت گشت ارشاد و تشدید فشار بر زنان در شماری از شهرها مانند اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور خبر دادهاند.
غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۸ شهریور گفت جمهوری اسلامی بهدلیل «شرایط جنگی» فعلا نمیتواند «آنطور که باید وارد جبهه حجاب» شود.
او وضعیت کنونی را از نظر حجاب «بسیار سختتر» از سال ۱۳۶۰ توصیف کرد.
در بخشی از پاسخها، تجربه حضور بدون حجاب با همبستگی میان زنان گره خورده است.
زنی ساکن پردیس گفت جزو نخستین زنان میانسالی بوده که روسری از سر برداشته است و یکی از دختران جوان یادداشتی برای ادای احترام کف دستش گذاشته که هنوز آن را دارد.
مخاطبی دیگر گفت چند دختر همراه با یک شکلات، یادداشتی برای تشکر از شجاعتش به او هدیه دادند: «لبخند آن لحظهام را هیچوقت فراموش نمیکنم.»
تعدادی از زنان هم از برخورد محترمانه مردان، لبخند زنان دیگر، تشویق رهگذران یا حتی پیامهای حمایت افراد ناشناس نوشتهاند.
برای برخی نیز دیدن زنان دیگری با تجربه مشابه، نقطه پایان ترس بوده است.
یک مخاطب نوشت: «احساس ترس شدید داشتم، ولی با دیدن کسانی مثل خودم ترسم کم شد و جرات بیشتری پیدا کردم.»
در سوی دیگر، گروهی گفتند هنوز این تجربه را نداشتهاند.
برخی به عادت چندین ساله، به روسری اشاره کردند و بعضی دیگر گفتند در محیط کار یا در پوشیدن لباس دلخواه، همچنان محدودیت احساس میکنند.
شماری از زنان نیز گفتند از سالها پیش، بهتدریج روسری را کنار گذاشته بودهاند و برای آنان نمیتوان از یک «اولین بار» مشخص سخن گفت.
در میان پاسخدهندگان، زنانی از نسلهای مختلف حضور یافتهاند.
یک زن ۷۰ ساله گفت از ۶۰ سالگی روسری را بهطور کامل کنار گذاشته است و زنی متولد دهه ۱۳۴۰ نوشت: «باورم نمیشد یک بار دیگر دارم حس نوجوانی را تجربه میکنم.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یکی از مجروحان اعتراضات دیماه در اصفهان، با وجود انجام ۲۵ عمل جراحی همچنان با عفونت شدید ناشی از اصابت گلوله جنگی دستوپنجه نرم میکند و قرار است برای بیستوششمین بار عمل شود.
به گفته یک منبع مطلع، عفونت محل جراحت همچنان ادامه دارد و بروز مشکل در فلپ پیوندی، یعنی بخشی از پوست و بافت بدن که برای ترمیم ناحیه آسیبدیده به محل جراحت منتقل شده، انجام جراحی دیگری را ضروری کرده است.
عصب و تاندون پای این مجروح نیز بر اثر اصابت گلوله قطع شده و بخشی از آسیبهای او دائمی است.
این معترض شامگاه ۱۹ دی در خیابان بزرگمهر اصفهان، از فاصله حدود ۲۰ متری، هدف گلوله کلاشنیکف قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
بر پایه اطلاعات دریافت شده، ماموران امنیتی بعد از شلیک به این معترض، او را سوار خودرو کردند اما در میانه راه با تصور اینکه جان باخته، داخل جوی آب رهایش کردند: «مدتی بعد فردی او را پیدا کرد و به یکی از بیمارستانها انتقال داد.»
به گفته این منبع، وضعیت این معترض در زمان انتقال بسیار وخیم بوده و پزشکان برای نجات جانش ۱۸ واحد خون به او تزریق کردند.
پس از تثبیت نسبی وضعیت، او به بیمارستانی دیگر منتقل شده است: «اما نیروهای اطلاعاتی در بیمارستان حضور داشتند و در مقطعی مانع ورود پزشکان ارتوپد برای انجام عمل جراحی شدند. با این حال، کادر درمان بهطور مخفیانه مقدمات انتقال بیمار به اتاق عمل را فراهم کردند.»
ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت این شهروند معترض، نام بیمارستانهای محل درمان او را ذکر نمیکند.
چهار ماه بستری و عفونتی که مهار نشد
به گفته منبع مطلع، استخوان پای این مجروح در اثر اصابت گلوله بهشدت خرد شده و قرار گرفتن زخم باز در معرض آلودگی، باعث ایجاد عفونتی گسترده شده است.
او حدود چهار ماه در بیمارستان بستری بود و در این مدت از دستگاه وکیوم زخم و فیکساتور خارجی برای درمان آسیبهای شدید استخوانی و بافتی، استفاده شد.
پس از ترخیص نیز روند درمان متوقف نشده و او بارها دوباره در بیمارستان بستری شده است.
این منبع گفت با گذشت ماهها، عفونت هنوز کنترل نشده و زندگی این مجروح میان خانه، بیمارستان و اتاق عمل میگذرد.
شرایط امنیتی نیز روند درمان را دشوارتر کرده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، این مجروح از کادر اداری یکی از نهادهای دولتی است و نگرانی از مشخص شدن دلیل جراحت او بر مشکلات درمان اضافه کرده است.
ایراناینترنشنال گزارشهای متعدد دیگری از وضعیت بحرانی مجروحان اعتراضهای دیماه دریافت کرده است.
یکی از این گزارشها مربوط به معترض مجروح ۳۴ ساله در قزوین است که خانوادهاش گفتند او پس از اصابت گلوله جنگی به ساق پا، بیش از پنج عمل جراحی انجام داده و ناچار بوده بخشهایی از درمان را مخفیانه و با هزینههای سنگین دنبال کند.
در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کسبه و بازاریان شماری از شهرهای کردنشین اعتصاب کردند و مغازههای خود را بسته نگه داشتند.
از صبح تا ظهر چهارشنبه ۲۵ شهریور، اعتصاب و بسته بودن مغازهها و بازار در دستکم ۲۰ شهر، از جمله ارومیه، اشنویه، بانه، بوکان، بیجار، پاوه، پیرانشهر، ثلاث باباجانی، جوانرود، دیواندره، روانسر، سقز، سنندج، قروه، کامیاران، کرمانشاه، کرند، مریوان، مهاباد و میاندوآب گزارش شده است.
گزارشها از اعتصاب و بسته بودن بازارها و مغازهها در این شهرها در استانهای آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه، بر تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از سوی سازمانهای حقوق بشری و همچنین ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال استوار است.
سازمان حقوق بشری هانا بر اساس اطلاعات و تصاویر موجود، میزان مشارکت کسبه در اعتصاب در سنندج، سقز و دیواندره را حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد برآورد کرد.
پیام امجد امینی
در همین حال امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی، در پستی در اینستاگرام، ضمن تشکر از همه کسانی که با شرکت در اعتصاب عمومی در کردستان و نیز کسانی که در ایران و خارج از ایران به هرشکلی یاد و نام مهسا ژینا امینی را گرامی داشتند، نوشت: «همدلی شما به استواری کوههای کردستان و قلب مهربانتان به گرمی آفتاب تابستان است.»
او در این پست، با اشاره به جلوگیری جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی نوشت: «اگرچه آنها که یک سوگواری ساده را بر ما روا نمیبینند مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی را مسدود کردند، اما دیدیم که چگونه امروز تمام کردستان از اشنویه تا کرند، ثابت کردند راه قلب این مردم به همدیگر مسدودشدنی نیست.»
امجد امینی در پست اینستاگرامی خود افزود: « از صمیم قلب از همه مردمی که امروز، در چهارمین سالگرد از دست دادن دختر عزیان ژینا، با ما و یاد ژینا همراه و همدل بودند، سپاسگزارم. در این روزهای سخت، در میان همه مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی، بسته نگه داشتن مغازه و دست کشیدن از کار، برای هیچکس آسان نیست. همین همراهی و محبت، ارزش این همدلی را برای ما دو چندان میکند.»
او افزود: «چهار سال از رفتن ژینا میگذرد؛ چهار سالی که برای ما پدر و مادرش، داغ او حتی برای لحظهای کهنه نشده، اما در تمام این سالها، مهر و محبت مردم نگذاشته خود را در این غم تنها احساس کنیم. ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند اما محبت شما هزاران عزیر دیگر به خانواده ما اضافه کرد.»
تشدید فضای امنیتی در کردستان
همزمان، گزارشهایی از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در شماری از شهرها منتشر شده است.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال استقرار نیروهای پلیس و یگان ضدشورش در سنندج را نشان میدهند و مخاطبانی در سقز نیز از حضور نیروهای نظامی و تردد خودروهای مجهز به تیربار خبر دادهاند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز از آمادهباش نیروهای وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و پلیس امنیت و گشتزنی نیروهای امنیتی با خودروهای شخصی در خیابانهای اصلی شماری از شهرها خبر داد.
هانا در بهروزرسانی خود ساعت ۱۱ صبح به وقت تهران نوشت کردستان «در اعتصاب به سر میبرد» و این اعتصاب را تداوم «نه تاریخی کردستان به جمهوری اسلامی» توصیف کرد.
این سازمان همچنین اعلام کرد شماری از کسبه پیش از اعتصاب با تهدید به پلمب محل کسب، لغو یا ایجاد محدودیت برای پروانه کسب، جریمه و در مواردی بازداشت مواجه شدهاند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز گزارش داد نهادهای امنیتی از روز قبل شماری از کسبه و بازاریان را تلفنی تهدید کرده بودند که در صورت شرکت در اعتصاب، محل کسب آنان پلمب خواهد شد.
هانا همچنین از فشار نیروهای امنیتی بر کسبه برای بازگشایی واحدهای صنفی و کندی محسوس اینترنت خبر داد.
مخاطبی در هرسین نیز از استقرار نیروهای انتظامی از ۲۳ شهریور و تردد خودروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در سطح شهر خبر داد.
پیامهای دیگری از حضور نیروهای مسلح و خودروهای مجهز به تیربار در سردرود در نزدیکی تبریز و برپایی چند ایست بازرسی در مناطقی از تهران خبر میدهند.
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران ۲۲ شهریور با انتشار فراخوانی مشترک، از مردم خواست چهارشنبه ۲۵ شهریور، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، با بستن مغازهها و بازارها و خودداری از حضور در محل کار، به اعتصاب بپیوندند.
این ائتلاف با اشاره به ادامه بازداشت فعالان سیاسی، مدنی، زنان، کارگران و معلمان و افزایش صدور احکام سنگین و اعدامها، اعتصاب را «مبارزهای مدنی و پاسخی جمعی در برابر بحرانهای امنیتی و اقتصادی» توصیف کرد.
امضاکنندگان فراخوان همچنین از گروههای سیاسی و مدنی خواستند از اعتصاب حمایت کنند و تاکید کردند سرکوب و اعدام مانع ادامه مبارزات نخواهد شد.
ساعاتی پیش از آغاز اعتصاب، هانا گزارش داد اردوگاه حزب کومله کردستان ایران در زرگویزله اقلیم کردستان عراق، در نخستین ساعات بامداد ۲۵ شهریور هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
به گزارش هانا، پهپاد از سمت کرمانشاه به سوی اردوگاه پرتاب شده بود.
شبکه خبری روداو نیز گزارش داد حزب آزادی کردستان (پاک) اعلام کرده است یک پهپاد جمهوری اسلامی در جریان حمله به پایگاه این حزب در شمال اربیل رهگیری شد و تلفاتی بر جا نگذاشت.
روداو نوشت این سومین حمله پیاپی به گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان عراق از ۲۳ شهریور است.
سازمان عفو بینالملل نیز ۲۵ شهریور گزارشی درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» منتشر کرد و اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.
بر اساس بیانیه این سازمان، مقامهای جمهوری اسلامی برای سرکوب این خیزش دست به «قتل، شکنجه، ناپدیدسازی قهری، حبس، تجاوز جنسی و آزار و ستم» زدند.
اگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، نیز گفت شواهد گردآوریشده «هیچ جای تردیدی باقی نمیگذارد» که مقامهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.
حمایت از اعتصاب
در آستانه اعتصاب، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان، چهار زندانی سیاسی کرد محبوس در زندانهای یزد و اوین، اعلام کردند در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان، اعتصاب غذا میکنند.
این چهار زندانی سیاسی در پیامی، اعتصاب را «مدنیترین شیوه بیان اعتراض» خواندند و گفتند در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به اعتصاب عمومی میپیوندند.
دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی اعدامشده، نیز از این فراخوان حمایت کرد و از مردم خواست در اعتصاب ۲۵ شهریور «همصدا و همراه» باشند.
او گفت: «ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.»
کانون صنفی معلمان ایران در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی مبتنی بر «آگاهی و پایداری مدنی» خواند و اعلام کرد با این جنبش «برابریطلبانه و آزادیخواه» همراه است.
این کانون تاکید کرد آنچه در چهار سال گذشته رخ داده، تنها اعتراض نبوده و «تغییری عمیق در بطن جامعه» ایجاد کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعلام کرد: «جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظهای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بیتردید از مهمترین و اثرگذارترین جنبشهای اجتماعی تاریخ معاصر ایران است.»
در بخشی از این بیانیه آمده است: «به حاکمیت اعلام میکنیم تلاشهای عقیم این روزها که افراد و گروههایی در بعضی تریبونها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق میکنند، سعی بیهودهای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت.»
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، نیز در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت جامعه ایران «هرگز به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازنگشت» و سرکوبهای چهار سال گذشته نتوانسته است مطالبه آزادی و برابری را متوقف کند.
یک معلم در کرج نیز در پیامی به ایراناینترنشنال، از اعتصاب عمومی در کردستان حمایت کرد و گفت: «از کرج تا کردستان، جانم فدای ایران.»
اتحاد بازنشستگان نیز در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی «نوظهور و پیشرو» خواند که به جابهجایی عمیقی در الگوی مبارزه جامعه انجامید.
افزایش حضور نیروهای امنیتی
وبسایت ههنگاو گزارش داد در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، حضور نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای کردستان، بهویژه سقز و سنندج، افزایش یافته است.
سپاه پاسداران نیز با رهاسازی آب سد چراغویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی و مزار امینی را مسدود کرده است. این اقدام برای سومین سال پیاپی و با هدف جلوگیری از حضور شهروندان در این محل انجام شده است.
زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان
بر اساس ویدیوهای منتشرشده، کاروانهای نظامی ۲۴ شهریور در مسیر دیواندره به سقز حرکت کردند و نیروهای امنیتی و یگانهای ضدشورش نیز به سقز اعزام شدند.
ههنگاو همچنین از بازداشت دستکم ۲۰ جوان کرد در اشنویه خبر داد.
هانا نیز گزارش داد خودروهای نظامی مجهز به تیربار دوشکا در نقاطی از سنندج و مریوان مستقر شدهاند.
سایت هرانا نیز به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت تاکنون هیچکس در ارتباط با جانباختن او محاکمه یا مجازات نشده و پاسخگویی قضایی موثری درباره چگونگی مرگ او صورت نگرفته است.
این وبسایت حقوق بشری با اشاره به یافتههای هیات حقیقتیاب مستقل سازمان ملل افزود این هیات پس از بررسی شواهد اعلام کرده بود امینی در بازداشت مورد خشونت فیزیکی قرار گرفت که به مرگ او انجامید و جمهوری اسلامی مسئول مرگ غیرقانونی اوست.
امیر رئیسیان، وکیل رضا درمیشیان، کارگردان سینما، از تشکیل پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای این فیلمساز خبر داد. به گفته او، پرونده در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است و سپاه پاسداران بهعنوان شاکی، خواستار توقیف اموال موکلش شده است.
رئیسیان سهشنبه ۲۴ شهریور اعلام کرد در مرحله دادسرا برای درمیشیان «قرار جلب» صادر شده است.
تا زمان انتشار این گزارش، قوه قضاییه و سپاه پاسداران درباره این پرونده و مستندات اتهام درمیشیان اطلاعیهای منتشر نکردهاند. زمان برگزاری جلسه دادگاه، وضعیت اجرای قرار جلب و تصمیم مرجع قضایی درباره درخواست توقیف اموال نیز اعلام نشده است.
درمیشیان، متولد سال ۱۳۶۰ در تهران، نویسنده، تهیهکننده و کارگردان فیلمهای «عصبانی نیستم»، «لانتوری» و «مجبوریم» است.
«عصبانی نیستم» که به پیامدهای اعتراضات سال ۱۳۸۸ میپرداخت، پس از چند سال توقیف و اعمال تغییرات، در سال ۱۳۹۷ به نمایش عمومی درآمد.
او پیشتر نیز با محدودیتهای قضایی و حرفهای روبهرو شده بود.
آذر ۱۴۰۱، در پی انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، گذرنامه درمیشیان هنگام خروج از ایران ضبط شد و او نتوانست برای حضور در جشنواره بینالمللی فیلم هند به گوا سفر کند.
درمیشیان ماه گذشته نیز همراه شماری از سینماگران با هشتگ «اعدام نکنید» به اعدام معترضان اعتراض کرد.
تشکیل این پرونده در ادامه موج تازهای از برخوردهای قضایی با هنرمندان، روزنامهنگاران و کنشگران مدنی اعلام شده است.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه و بهویژه پس از جنگ ۴۰ روزه، گزارشهای متعددی از احضار، تشکیل پرونده، مسدود شدن حسابهای بانکی و توقیف داراییهای شهروندان منتشر شده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی همچنین پس از خیزش دیماه از پیگیری قضایی و صدور حکم توقیف اموال شماری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله روزنامهنگاران مستقل، خبر داد. ۲۳ شهریور نیز اعلام کرد در ماههای گذشته ۲۴۰ مورد از اموال و داراییهای شهروندان توقیف و ۱۸۲ حساب بانکی مسدود شده است.
دستگاه قضایی حکومت ایران پیشتر هم از تشکیل پرونده برای دهها هنرمند و فعال رسانهای پس از جنگ خبر داده بود؛ اقدامی که دامنه برخوردها را از احضار و ممنوعالخروجی به فشارهای مالی و توقیف داراییها گسترش داده است.
فشار بر سینماگران البته به ماههای اخیر محدود نبوده است. خانه سینما شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرده بود برای حدود ۳۰۰ فعال سینمایی بهدلیل همراهی با اعتراضات سراسری پرونده تشکیل شده است.
ممنوعیت فعالیت، ممنوعالخروجی و محرومیت از خدمات عمومی نیز از جمله محدودیتهایی بوده که در سالهای اخیر علیه هنرمندان منتقد به کار گرفته شده است.
وبسایت عصر ایران به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که دولت گرجستان با پیوستن به تحریم های جدید آمریکا، پرواز همه خطوط هوایی ایرانی به این کشور را از دوشنبه، سیام شهریور، متوقف میکند.
این منبع مطلع که عصر ایران به نام او اشاره نکرد، گفت: «پس از این تاریخ، تمامی تورهای مسافرتی به مقصد گرجستان لغو میشود و رفت و آمد کلیه مسافران و ایرانیان مقیم این کشور از طریق پرواز انجام نخواهد شد.»
او افزود که سازمان هواپیمایی کشوری تاکنون در این باره اطلاعرسانی نکرده است.
بهنوشته عصرایران «فروش تور تنها تا یکشنبه آینده انجام می شود. همچنین در سایتهای فروش بلیت هواپیما نیز پس از روز یکشنبه ۲۹ شهریور، هیچ بلیتی به مقصد شهرهای گرجستان (تفلیس و باتومی) فروخته نمیشود.»
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،ایرنا، نیز بهنقل از فاطمه مقیمی، رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و گرجستان گزارش داد اگرچه توقف پروازها به این کشور اعلام شده است، اما تاکنون هیچ موردی مبنی بر توقف تردد کامیونها گزارش نشده است.
پیش از این خبرگزاری مهر گزارش داده بود که مرز زمینی گرجستان نیز به روی کامیونهای ایرانی بسته شده است.
اما رییس اتاق بازرگانی ایران و گرجستان از تردد کامیونهای ایرانی در این مسیر خبر داد و گفت: تاکنون هیچ اطلاعیهای درباره توقف یا ممنوعیت تردد کامیونها از مرز گرجستان به این اتاق اعلام نشده است.
بر اساس این گزارش، آژانس هوانوردی غیرنظامی گرجستان روز ۱۹ شهریور با انتشار بیانیهای اعلام کرده بود که این کشور بهطور فعال تحریمهای اعمالشده از سوی شرکای بینالمللی خود را رعایت و بر اجرای آنها نظارت میکند و این موضوع بخش هوانوردی را نیز شامل میشود.
این سازمان افزوده بود طرف گرجستانی در قبال شرکتهای هواپیمایی که به ایران پرواز دارند نیز کاملا مطابق با رژیم تحریمهای بینالمللی عمل خواهد کرد.
آژانس هوانوردی غیرنظامی گرجستان گفت فهرست تحریمها شامل شرکتهای هواپیمایی میشود که در حال حاضر میان گرجستان و ایران پرواز انجام میکنند.
این بیانیه دو روز پس از آن منتشر شد که وزارت خزانهداری آمریکا، نام ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را به فهرست تحریمهای خود افزود.
این فهرست شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی، هشت شرکت مستقر در خارج از ایران و یک شهروند مصری در امارات متحده عربی بود.
بر اساس بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، که سهشنبه ۱۷ شهریور منتشر شد، نام شرکتهای هواپیمایی آتا، آسمان، ایرانایرتور، چابهار، زاگرس، سپهران، قشمایر، کیشایر، کارون، تابان و وارش در بسته تحریمی جدید دیده میشود.
شرکتهای آوا، آسا جت، ایر شیراز، اطلس اوییشن گروپ، اروان، فلای کیش، فلای پرشیا، جیاسکای، لاد ایرویز، مهر ایرویز، نسیم ایر، پارس ایر، رایمون، ساها، سروش و طوس نیز در این فهرست قرار گرفتهاند.
تحریمهای جدید ایالات متحده در ادامه کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی وضع شدهاند.