اکسیوس: آمریکا برای ارتباط با فرمانده سپاه پاسداران از رییس اقلیم کردستان کمک گرفت
اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد دولت آمریکا در جریان مذاکرات با تهران، از نیچروان بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق، برای ایجاد کانال ارتباطی پنهانی با فرمانده سپاه کمک گرفت. بارزانی با احمد وحیدی تماس گرفت و از حمایت سپاه از حل بحران از طریق مذاکره مطلع شد.
اکسیوس به نقل از چند منبع آگاه نوشت که دولت آمریکا در جریان مذاکرات با جمهوری اسلامی برای پایان دادن به جنگ، برای ارتباط مستقیم با فرمانده سپاه پاسداران، از نیچروان بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق کمک گرفت.
در این گزارش آمده است: «مذاکرهکنندگان آمریکایی در اواسط ماه مه نمیتوانستند تشخیص دهند که آیا مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی واقعا از طرف سپاه پاسداران صحبت میکنند یا نه. به همین دلیل، مقامهای دولت ترامپ مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی را دور زدند و تلاش کردند از طریق یک کانال پنهانی با فرمانده سپاه پاسداران ارتباط برقرار کنند.»
اکسیوس نوشت: «بارزانی برای این نقش انتخاب شد، زیرا از اعتماد رهبران آمریکا و سپاه پاسداران برخوردار بود. تولسی گبرد، رییس وقت اطلاعات ملی آمریکا، حدود ۱۰ مه با بارزانی تماس گرفت و از او خواست برای برقراری ارتباط با احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، کمک کند.»
به گفته منابع آگاه، «بارزانی با وحیدی تماس گرفت و درباره موضع سپاه پاسداران در قبال مذاکرات پرسید. وحیدی در پاسخ گفت که از مذاکرهکنندگان حمایت میکند و سپاه پاسداران نیز حل بحران از طریق مذاکره را ترجیح میدهد.»
پس از این تماس، آمریکا پیشنهاد برگزاری مذاکرات محرمانه میان مقامهای ارشد آمریکا و جمهوری اسلامی در اربیل را مطرح کرد، اما این نشست به دلیل نگرانی طرف ایرانی درباره امنیت خود برگزار نشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، وعده داده است فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد. خبرگزاری رویترز در گزارشی، گزینههای احتمالی کاخ سفید برای تشدید فشارها بر تهران را مورد بررسی قرار داده است.
ایالات متحده، سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا در دهههای گذشته بهدلیل پرونده هستهای، نقض حقوق بشر و حمایت از گروههای شبهنظامی، تحریمها و محدودیتهای تجاری گستردهای علیه حکومت ایران وضع و بخشی از داراییهای آن را مسدود کردهاند.
پس از فروپاشی آتشبس، واشینگتن در هفتههای اخیر تحریمهای تازهای علیه تهران در حوزههای مختلف به اجرا گذاشته و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران را نیز از سر گرفته است.
آمار دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، نشان میدهد این نهاد از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، بیش از هزار فرد، کشتی و هواپیمای مرتبط با جمهوری اسلامی را تحریم کرده است.
ناوگان سایه نفتی، شرکتهای بیمه کشتیرانی، افراد و نهادهای تسهیلکننده خرید تسلیحات برای تهران و صرافیهای رمزارز وابسته به جمهوری اسلامی از جمله اهداف این تحریمها بودهاند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۲۲ مرداد از طرح آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی بر تهران خبر داد و گفت: «قصد داریم در هفته آینده اقداماتی را به اجرا بگذاریم که در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور بیسابقه بوده است.»
رویترز به نقل از کارشناسان نوشت کاخ سفید برای عملی کردن این وعده، چند گزینه پیش رو دارد.
شماری از مقامهای آمریکایی و اسرائیلی احتمال محاصره زمینی ایران را مطرح کردهاند. اجرای این طرح به همکاری همسایگان ایران، از جمله عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیاز دارد.
دولت ترامپ بهجز افغانستان، با همه این کشورها روابط کموبیش نزدیکی دارد. با این حال، مرز کوهستانی ایران و افغانستان، کنترل کامل رفتوآمد و مبادلات مرزی را دشوار میکند.
ترامپ میتواند برای همراه کردن پاکستان و ترکیه از اهرمهای اقتصادی و نظامی استفاده کند. پاکستان بهتازگی خواستار دریافت خط مبادله ارزی ۱۰ میلیارد دلاری از وزارت خزانهداری آمریکا شده و ترکیه نیز در تلاش است از برنامه جنگندههای اف-۳۵ ایالات متحده بهرهمند شود.
محاصره زمینی و توقف واردات مواد غذایی، انرژی و منسوجات میتواند فشار معیشتی بر مردم ایران را افزایش دهد.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند اجرای چنین طرحی بسیار دشوار است و تضمینی وجود ندارد که به گسترش اعتراضات یا افزایش فشار داخلی بر حکومت بینجامد.
پالایشگاههای چینی و تحریمهای ثانویه
پالایشگاههای مستقل چین که به «قوری» یا «تیپات» شهرت دارند، حدود یکچهارم ظرفیت پالایشی این کشور را به خود اختصاص میدهند. حاشیه سود این پالایشگاهها اندک و در برخی موارد حتی منفی است.
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ شرکت تحلیل انرژی کپلر، چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران از مسیر دریا را خریداری میکند و بخش بزرگی از این محمولهها به پالایشگاههای مستقل میرسد.
این پالایشگاهها ممکن است هدف تحریمهای ثانویه قرار گیرند؛ مجازاتهایی که افراد و شرکتهای یاریرسان به طرف اصلی تحریم را شامل میشوند.
تحریمهای پیشین آمریکا پالایشگاههای مستقل بزرگتر چین را از خرید نفت ایران بازداشتهاند. با این حال، پالایشگاههای کوچکتر بهدلیل ارتباط محدود با نظام مالی آمریکا، از این محدودیتها تاثیر کمتری میپذیرند.
بانکهای بزرگ چین؛ هدفی حساس برای واشینگتن
اوفک پیشتر شماری از شرکتها و موسسات کوچک مستقر در چین و هنگکنگ را به اتهام تسهیل مبادلات چند میلیارد دلاری نفت ایران و کمک به تامین مالی خرید تسلیحات جمهوری اسلامی تحریم کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا به دو بانک بزرگ چینی هشدار داده است در صورت اثبات نقش آنها در انتقال پولهای جمهوری اسلامی، ممکن است مشمول تحریمهای ثانویه شوند. واشینگتن تاکنون از تحریم این بانکها خودداری کرده و نامشان را نیز علنی نکرده است.
کارشناسان معتقدند هدف قرار دادن این دو بانک میتواند دیگر موسسات مالی بزرگ را از همکاری با جمهوری اسلامی بازدارد. با این حال، چنین اقدامی ممکن است واکنش متقابل پکن را به دنبال داشته باشد.
مقامهای کاخ سفید در آستانه دیدار احتمالی ترامپ با شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در ماه سپتامبر، برای کاهش تنشها میان دو کشور تلاش کردهاند.
واشینگتن نگران است پکن صادرات مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع پیشرفته را محدود کند؛ بهویژه در شرایطی که آمریکا و متحدان غربیاش هنوز نتوانستهاند منابع جایگزین کافی فراهم کنند.
آمریکا میتواند افراد و نهادهای ایرانی و همچنین مجموعههایی در چین و کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد که به تهران برای دور زدن تحریمها و تامین مالی فعالیتهای نظامی کمک میکنند.
وزارت خزانهداری بهتازگی شرکتهایی را تحریم کرده است که برای مبادله درآمدهای نفتی ایران با کالاهای وارداتی راهاندازی شدهاند.
برت اریکسون، مدیر ارشد شرکت مشاورهای «آبسیدین ریسک»، اعلام کرد این رویکرد تاکنون رفتار جمهوری اسلامی را تغییر نداده است، زیرا تهران هر بار نهادهای تازهای را جایگزین مجموعههای تحریمشده میکند.
میعاد ملکی، رییس پیشین دفتر هدفگذاری تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا، نیز گفت سخنان بسنت احتمالا از تشدید برخورد با شرکتهای حملونقل نفت، خریداران و صرافیهای دخیل در امور واردات جمهوری اسلامی حکایت دارد.
او افزود واشینگتن ممکن است دامنه تحریمها را به صنعت هوانوردی گسترش دهد تا پس از مسدود شدن مسیر تجارت دریایی ایران در تنگه هرمز، امکان جابهجایی کالا از راه هوایی را نیز برای تهران محدود کند.
در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در شبکههای اجتماعی یاد کاربرانی را گرامی داشتند که از تصمیم خود برای شرکت در اعتراضات دیماه خبر داده بودند، اما پس از آن دیگر در شبکه اجتماعی ایکس فعال نشدند.
سرنوشت این افراد روشن نیست و احتمال میرود در جریان سرکوب گسترده انقلاب ملی ایرانیان به دست عوامل جمهوری اسلامی کشته یا بازداشت شده باشند.
برخی کاربران با بازنشر آخرین نوشتههای این فعالان مخالف جمهوری اسلامی، نگرانی خود را از سرنوشت نامعلوم آنان ابراز کردند.
اسماعیل سلمانپور، فعال سیاسی، نام شماری از این کاربران را در ایکس مطرح کرد. او با اشاره به حساب کاربری «سولماز» نوشت: «این کاربر هم مثل صدها کاربر دیگر از ۱۸ دی برنگشته. چه قهرمانانی بین ما بودند و نمیشناختیم.»
سولماز پیشتر از تصمیم خود برای پیوستن به اعتراضات خبر داده و نوشته بود: «باید رفت. سنگ هم از آسمون بباره، باید رفت. من هم ساعت ۶ عازم هستم. سلامت باشین.»
او در پستی دیگر از احتمال قطع اینترنت و کشتار گسترده گفته بود: «احتمالا امشب اینترنت رو قطع میکنن و مردم رو سلاخی میکنن. سپاه هم داره آماده سرکوب میشه. اگر زنده نموندیم، از ما هم یادی کنید.»
سولماز در نوشتههای متعددی از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده بود و ویدیوی فراخوان او برای اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی همچنان در بالای صفحهاش دیده میشود.
بسیاری از فعالان مخالف جمهوری اسلامی، از جمله کاربرانی مانند سولماز، بهدلیل فضای سرکوب و نگرانیهای امنیتی با نام مستعار در فضای مجازی حضور داشتند یا از افشای کامل هویتشان خودداری میکردند؛ موضوعی که پیگیری سرنوشت آنان را دشوارتر کرده است.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
کاربری به نام «مهدی» از جمله افرادی است که شهروندان به غیبت او در فضای مجازی اشاره کردهاند. او پیش از شرکت در تظاهرات ۱۸ دی نوشته بود: «پاشیم یواشیواش آماده پیادهروی بشیم.»
مهدی همچنین با انتشار تصویری از پیامک وزارت اطلاعات درباره منع «شرکت در تجمعات غیرقانونی»، خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی گفته بود: «شما الان باید فکر ویزا و پاسپورت باشید.»
حساب کاربری «روشناک» نیز از دیماه تاکنون فعالیتی نداشته است. او در یکی از آخرین نوشتههایش از تیراندازی نیروهای سرکوبگر به معترضان خبر داده و نوشته بود: «نت نداریم. با هزار بدبختی وصل شدم. صدای تیر میآد. جلوی چشمم شلیک کردن به جمعیت و کشتن.»
در آخرین پست این حساب کاربری آمده است: «تا ابد زنده باد ایران. جاوید شاه.»
کاربری به نام «روهام» هم پس از ۱۸ دی دیگر آنلاین نشد. او که پیشتر در سال ۱۴۰۱ از خیزش «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرده بود، در آخرین روز فعالیتش در ایکس نوشت: «داریم میریم برای انقلاب. زنده باد ایران. جاوید شاه.»
روهام در نوشتهای دیگر تاکید کرده بود: «من ترک آذربایجان هستم. من فریب بازیهای سیاسی سپاه و جمهوری اسلامی را نمیخورم. بازگشت پهلوی و سرنگونی حکومت تروریستی خامنهای مطالبه ماست.»
بر پایه شواهد و روایتهای متعدد از انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، نیروهای حکومتی با استفاده از گلوله جنگی به سوی معترضان شلیک کردند.
گزارشها از منابع گوناگون حاکی از آن است که سرکوبگران شماری از معترضان مجروح را در مراکز درمانی با شلیک «تیر خلاص» کشتند.
گزارشها همچنین از نقش نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله عوامل حشد شعبی، در کنار اعضای سپاه پاسداران و بسیج، در سرکوب و کشتار معترضان در ایران حکایت دارد.
«ما ادامه داریم»
«پیسلیک» نام کاربر دیگری است که پس از خیزش دیماه فعالیتی در ایکس نداشته است. او در آخرین نوشته خود از پیوستن شهرهای گوناگون به اعتراضات ابراز خوشحالی کرده و گفته بود: «من تا به حال اسم یه سری شهرها رو نشنیده بودم. کیف میکنم هم با شهرش، هم با مردمش. ملکشاهی، مورموری، لردگان و ....»
او در پستی دیگر با هشتگ «ایران آزاد» نوشته بود: «من اگر کشته شوم، یک نفرم، چیزی نیست / نگذارید به ناکس برسد میهن من.»
کاربری با نام «مولاز» هم در آخرین پست خود در ۱۸ دی نوشته بود: «بهزودی فتح تهران.»
او از آغاز انقلاب ملی ایرانیان با انتشار مطالبی همراه با هشتگهای «جاوید شاه» و «ما ادامه داریم»، از اعتراضات و معترضان حمایت کرده بود.
حکومت ایران در ماههای گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و دهها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات دیماه اعدام کرده است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۲۵ مرداد گزارش داد حکم اعدام شهرام صادقی، از معترضان خیزش دیماه، به اجرا درآمد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد خرید اقساطی برای شماری از شهروندان از کالاهای گرانقیمت و لوازم الکترونیکی به مواد غذایی و نیازهای روزمرهای چون نان، گوشت، مرغ و تخممرغ رسیده است.
گروهی از مخاطبان نیز میگویند درآمدشان حتی کفاف پرداخت قسط اول یا بازپرداخت بدهی خرید مواد غذایی را نمیدهد.
نان، مرغ و تخممرغ؛ خریدهای روزمره هم قسطی شد
تعطیلی کسبوکارها، اخراج نیروها، بیکاری و افزایش قیمت کالاها در ماههای گذشته شماری از خانوادهها را به خرید اقساطی نیازهای معیشتی سوق داده است.
یکی از مخاطبان در دزفول گفت در این شهر حتی نان بربری را نیز قسطی میفروشند و هزینه خرید ۲۰ قرص نان را میتوان طی دو ماه پرداخت کرد.
مخاطب دیگری نوشت برای خرید اقساطی مرغ، ۱۰ میلیون تومان بدهکار شده و سه میلیون تومان هم پیشپرداخت داده است.
یکی دیگر از شهروندان گفت یک قوطی رب گوجهفرنگی و یک شانه تخممرغ را بهصورت اقساطی خریده است.
مخاطبی از شیراز نوشت: «از هایپراستار در مجموعه خلیج فارس مقداری میوه و حبوبات گرفتم که قیمتهایش بسیار بالا بود. صندوقدار گفت با اسنپ هم میتوانی پرداخت کنی. من هم با اسنپپی در چهار قسط پرداخت کردم.»
در کنار خرید اقساطی از مغازهها، بخش دیگری از مخاطبان گفتند برای تامین نیازهای روزمره خود از خدمات اعتباری و اپلیکیشنها استفاده میکنند.
بر اساس پاسخهای رسیده به ایراناینترنشنال، «اسنپپی»، «دیجیپی» و «تارا» از جمله خدماتی هستند که مخاطبان برای قسطبندی خریدهایشان از آنها نام بردهاند.
یکی از مخاطبان با اشاره به خرید اقساطی گوشت از طریق اسنپپی نوشت: «این بیعرضگی سران را میرساند. آنها حسابوکتاب و کشورداری بلد نیستند.»
شهروند دیگری گفت بازنشستگان بهتازگی برای خرید اقساطی مواد غذایی از فروشگاههایی مانند دیلیمارکت و جانبو استفاده میکنند، زیرا درآمدشان کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد.
یک مخاطب بازنشسته نیز خبر داد حقوق بازنشستگی او تنها تا دهم ماه دوام میآورد و پس از آن ناچار است مواد غذایی مورد نیاز خود را در چهار قسط از اسنپپی بخرد.
به گفته او، فروشگاههای ویژه فرهنگیان هم اخیرا مواد غذایی و کالاهای معیشتی را در سه قسط عرضه میکنند.
برای زنده ماندن باید قسطی خرید کنیم
یکی از مخاطبان گفت: «از صبح تا شب مدام پیامک تبلیغاتی میفرستند و همه آنها درباره خرید اقساطی است؛ از پنیر گرفته تا باقی چیزها.»
شهروند دیگری گفت پیشتر تصور نمیکرد خرید اقساطی روزی به کالاهای عادی و مصرفی برسد.
او افزود: «هیچوقت فکر نمیکردم یک روز چنین چیزی را به زبان بیاورم، ولی قیمتها به جایی رسیده که نیازهای روزانه و عادی را اقساطی میخریم. مردم شامپو، شیر و خیلی چیزهای دیگر را قسطی خریداری میکنند.»
مخاطب دیگری در پیامی مشابه نوشت: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»
حقوقم به نیمه ماه هم نمیرسد
یکی از مخاطبان نوشت: «روزی ۱۵ ساعت کار میکنم، اما هر ماه از هر روشی استفاده میکنیم تا مواد غذاییمان را قسطی بخریم، چون درآمد ۳۰ روز کار در همان روزهای نخست ماه تمام میشود.»
به گفته او، گاهی خانوادهاش حتی امکان خرید اقساطی هم ندارد، زیرا اپلیکیشنهای اعتباری قسط اول را هنگام خرید دریافت میکنند و آنها توان پرداخت همان مبلغ را نیز ندارند.
مخاطب دیگری از تغییر محسوس سبک زندگی خود گفت: «در تامین هزینههای عادی و ضروری ماندهایم. تا همین چند وقت پیش، ماهی سه بار به کافه یا رستوران میرفتیم، اما اکنون قدرت خرید مایحتاج اصلی را نداریم و قسطی خرید میکنیم.»
گروهی از مخاطبان میگویند فشار اقتصادی به مرحلهای رسیده است که حتی توان خرید قسطی یا بازپرداخت بدهی خود را نیز ندارند.
یکی از آنها نوشت: «قسطی هم نمیتوانیم خرید کنیم، چون علاوه بر گرانی و تورم، درآمدمان را هم از دست دادهایم.»
شهروند دیگری تاکید کرد اگرچه خرید اقساطی افزایش یافته، پرداخت نشدن بهموقع دستمزدها و انباشته شدن چند ماه حقوق معوق، بازپرداخت اقساط را بسیار دشوار کرده است.
مخاطب دیگری نوشت: «دو ماه است که حتی قسطی هم نمیتوانیم چیزی بخریم، چون توانایی بازپرداختش را نداریم.»
او افزود: «چند ماه است حتی سادهترین میوهها را هم نتوانستهایم بخریم. پولی نمانده است که بتوانیم یک تیشرت ساده را قسطی بخریم. کل درآمدمان صرف پرداخت اقساط اسنپپی و دیجیپی میشود؛ آنها هم هر قلم جنس را چند برابر قیمت میفروشند.»
افزایش شدید هزینههای زندگی در ایران بسیاری از شهروندان را از تعمیر وسایل خراب بازداشته و آنان را ناچار کرده است این لوازم را کنار بگذارند یا تعمیرشان را تا زمانی نامعلوم به تعویق بیندازند.
روزنامه شرق یکشنبه ۲۵ مرداد در گزارشی با عنوان «فقر تعمیراتی؛ زندگی با وسایل خراب» نوشت گرانیها باعث شده است بسیاری از ایرانیان وسایل خانه و لوازم زندگی خراب خود را کنار بگذارند، زیرا نه توان پرداخت هزینه تعمیر آنها را دارند و نه از عهده خرید نمونه نو برمیآیند.
بر اساس این گزارش، با تداوم روند صعودی قیمتها مشخص نیست شهروندان چه زمانی بودجه لازم برای تعمیر یا جایگزینی این وسایل را پیدا خواهند کرد.
غزل، کارمند بانک، پس از خراب شدن کولر خودروی خود به تعمیرگاه مراجعه کرد.
او در این رابطه گفت: «با خودم فکر کردم احتمالا باید پنج میلیونی پیاده شوم، اما وقتی مکانیک گفت فقط برای قطعه خرابشده باید ۱۲ میلیون تومان بپردازم، انگار یک ظرف آب سرد روی سرم ریختند. فهمیدم پنج میلیون هم باید برای هزینه کار خودش بدهم.»
او شنیدن این رقم را شوکهکننده خواند و افزود پس از چند لحظه مکث، تعمیرگاه را ترک کرده است.
به گفته غزل، پرداخت این هزینه باعث میشد تا پایان ماه پولی برایش باقی نماند، در حالی که اجاره خانه، اقساط و مخارج دیگر مانند هزینه کلاس فرزندش در اولویت قرار دارند.
این شهروند افزود خودرو را در پارکینگ گذاشته و تصمیم گرفته است تا خنکتر شدن هوا از وسایل حملونقل عمومی استفاده کند: «واقعا منطق اینکه نزدیک به ۲۰ میلیون تومان بدهم برای اینکه فقط کولر ماشینم را تعمیر کنم، برایم قابل درک نیست. تا چند سال پیش با این عدد میتوانستیم یک ماشین بخریم.»
مسعود، یکی دیگر از شهروندان، در مصاحبه با روزنامه شرق گفت اتوی خانهاش چند ماه پیش خراب شد.
او ابتدا قصد داشت آن را تعمیر کند، اما پس از پرسوجو درباره هزینهها متوجه شد با پرداخت مبلغی بیشتر میتواند اتوی جدیدی، هرچند با کیفیتی پایینتر، بخرد.
با این حال، مشکلات اقتصادی موجب شد هم تعمیر اتوی قدیمی و هم خرید نمونه جدید را به آینده موکول کند.
مسعود با گلایه از افزایش مداوم قیمتها در کشور افزود: «هفته گذشته لباسی را به خیاطی بردم تا زیپش را درست کنند. شما باورت میشود که خیاطی ۸۵۰ هزار تومان قیمت به من داد؟ به خودش هم گفتم من با این قیمت بهتر است یک شلوار نو بخرم. هرچند در حقیقت همین کار را هم نمیتوانم بکنم.»
جهش قیمت قطعات و خدمات سبب شده است گاهی خرید کالای نو ظاهرا از تعمیر وسیله قدیمی بهصرفهتر باشد. روزنامه شرق از این وضعیت با عنوان «گذار از تعمیر به تعویض» یاد کرد و نوشت این تغییر نه نتیجه رشد مصرفگرایی، بلکه حاصل گرانی فزاینده است.
این رسانه در عین حال تاکید کرد بسیاری از شهروندان قادر به خرید کالای نو نیستند و در شرایط کنونی، ناتوانی در پرداخت هزینه تعمیر، به محرومیت کامل خانوارها از برخی وسایل ضروری زندگی میانجامد.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۳ مرداد به نقل از اقتصاددانان هشدار داد تداوم جنگ میتواند ایران را به یکی از وخیمترین بحرانهای اقتصادی تاریخ خود بکشاند.
بر اساس این گزارش، تبلیغ خرید اعتباری بدون بهره و طرحهای «اکنون بخر، بعدا پرداخت کن» اکنون در ویترین بسیاری از فروشگاههای تهران به چشم میخورد.
بلومبرگ افزود خرید اقساطی که پیشتر عمدتا به کالاهایی مانند مبلمان و لوازم آشپزخانه محدود بود، از آغاز جنگ به کالاهای ضروری گسترش یافته و اکنون حتی مواد غذایی را دربر میگیرد.
فقر تعمیراتی و گسترش محرومیت در خانوادهها
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی، در مصاحبه با شرق گفت در وضعیت «فقر تعمیراتی»، برخی خانوارها نه توان خرید کالای نو را دارند و نه میتوانند هزینه تعمیر و نگهداری وسایل موجود را بپردازند.
به گفته او، در چنین شرایطی وسایل معیوب برای مدت طولانی بلااستفاده میمانند، با وجود نقص فنی و خطرهای احتمالی همچنان مورد استفاده قرار میگیرند یا با تعمیرات موقت و کمکیفیت به چرخه مصرف بازمیگردند.
این جامعهشناس ادامه داد: «اگر درآمد خانوار برای نیازهای فوریتری مانند خوراک، مسکن، دارو و آموزش کافی نباشد، تعمیر حتی زمانی که از نظر بلندمدت بهصرفه است، به تعویق میافتد. وقتی هزینهها بالا میروند، نسبت هزینههای خوراکی به غیرخوراکی افزایش پیدا میکند.»
شرق نوشت فقر تعمیراتی پیامدهایی فراتر از کنار گذاشتن یک وسیله دارد و میتواند به افزایش کار خانگی، دشوارتر شدن رفتوآمد و محرومیت از آموزش یا خدمات دیجیتال منجر شود.
بر اساس این گزارش، خراب شدن وسایلی مانند ماشین لباسشویی، جاروبرقی و تجهیزات پختوپز در بسیاری از خانوادهها حجم «کار بدون مزد زنان» را افزایش میدهد و به این ترتیب، فقر تعمیراتی ابعادی جنسیتی پیدا میکند.
بررسیهای تازه نشان میدهد دورههای خشکسالی میتوانند از طریق تغییر رفتار میمونها و پشهها، به گسترش بیماری تب زرد بینجامند؛ یافتهای که با توجه به تشدید و تکرار خشکسالیها در پی تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به گزارش پایگاه علمی «ساینسنیوز»، بارندگی معمولا با افزایش جمعیت پشههای ناقل بیماری همراه است، اما کمبود باران نیز ممکن است در وقوع همهگیری تب زرد در تاریخ معاصر برزیل نقش داشته باشد.
در سال ۲۰۱۵، پدیده النینو خشکسالی کمسابقهای در مناطق مرکزی آمریکای جنوبی پدید آورد. بر اساس نتایج یک تحقیق جدید، میمونها و پشههایی که در جستوجوی منابع آب بودند، احتمالا ویروس تب زرد را از جنگلها به شهرهای برزیل رساندند.
یافتههای این پژوهش بهتازگی در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شد.
شبیهسازیهای رایانهای نشان داد ورود نخستیسانان آلوده از جنگلهای درگیر خشکسالی به مناطق شهری، همراه با افزایش خونخواری پشههایی که برای مقابله با کمآبی، میزبانان بیشتری را نیش میزدند، ممکن است زمینه گسترش بیماری را فراهم کرده باشد.
همهگیری تب زرد برزیل از اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافت. در این دوره، بیش از دو هزار نفر به بیماری مبتلا شدند و نزدیک به ۷۵۰ نفر جان باختند.
تب زرد بیماری ویروسی و گاه مرگباری است که از طریق نیش پشه منتقل میشود. مبتلایان ممکن است دچار تب، سردرد، درد عضلانی، تهوع و ضعف شوند. در موارد شدید، بیماری به زردی، خونریزی، نارسایی اندامها و مرگ میانجامد.
به گزارش ساینسنیوز، عوامل متعددی در شکلگیری همهگیری برزیل نقش داشتند. تغییر رفتار حیوانات در دوره خشکسالی احتمالا با پایین بودن میزان واکسیناسیون و ادامه جنگلزدایی همراه شد و شرایط مناسبی برای گسترش ویروس پدید آورد.
جوئل راسر، پزشک متخصص بیماریهای عفونی و همهگیرشناس دانشگاه استنفورد، گفت: «به نظر من، خشکسالی جرقه ماجرا بود؛ زمینه از پیش فراهم شده بود.»
خشکسالی میتواند احتمال ابتلا به شماری از بیماریهای عفونی، بهویژه بیماریهای ویروسی منتقلشونده توسط پشهها را افزایش دهد. برای نمونه، ویروس نیل غربی ممکن است در دورههای کمبارش بیشتر گسترش یابد، زیرا پرندگان آلوده و پشهها در اطراف منابع محدود آب متمرکز میشوند.
برزیل از سال ۱۹۴۲ با شیوع شهری تب زرد روبهرو نشده بود. پشه آئدس اجیپتی که به «پشه تب زرد» شهرت دارد، زمانی ویروس را بهطور گسترده در بخشهایی از قاره آمریکا و آفریقا میان انسانها منتقل میکرد.
کنترل پشهها با حشرهکش و واکسیناسیون موثر، شیوع این بیماری را در قاره آمریکا تا حد زیادی مهار کرد و اکنون بیشتر موارد آن در آفریقا گزارش میشود.
با این حال، تب زرد چرخه انتقال دیگری نیز در جنگلها دارد. در این چرخه، پشههای سرده «هماگوگوس» و گونههای دیگر، ویروس را عمدتا میان میمونهای زوزهکش، مارموستها و سایر نخستیسانان غیرانسانی منتقل میکنند.
بیماری و مرگ میمونها معمولا زنگ خطری برای گسترش تب زرد است. این اتفاق نشان میدهد ویروس در منطقه گردش دارد و در صورت انتقال آن به پشههای نزدیک به مناطق مسکونی، ممکن است سلامت انسانها نیز به خطر بیفتد.
پژوهشها حاکی از آن است که در همهگیری برزیل، آئدس اجیپتی ناقل اصلی بیماری نبود. جمعیت این پشه بهدنبال برنامههای مقابله با همهگیری ویروس زیکا که اندکی پیش منطقه را درگیر کرده بود، بهشدت کاهش یافته بود.
در عوض، به نظر میرسد پشههای هماگوگوس ساکن جنگل نقش اصلی را در انتقال تب زرد داشتند.
تصویری از یک میمون زوزهکش
جابهجایی میمونها و افزایش خونخواری پشهها
جیمی کالدول، بومشناس بیماریها در دانشگاه پرینستون، گفت برزیل همزمان شاهد خشکسالی و همهگیری نامعمولی بود که احتمال وقوع هر یک تنها یکبار در ۱۰۰ سال برآورد میشود.
کالدول، راسر و همکارانشان با استفاده از دادههای مربوط به مرگ نخستیسانان، موارد ابتلای انسانها و شدت خشکسالی، مسیر احتمالی گسترش همهگیری را شبیهسازی کردند.
آنان دو تغییر رفتاری را مورد بررسی قرار دادند: نزدیک شدن حیوانات جنگلی به شهرها برای یافتن آب و افزایش دفعات نیش زدن پشههای جنگلی برای جلوگیری از کمآبی.
نتایج شبیهسازیهایی که هر دو عامل را در نظر میگرفتند، بیشترین تطابق را با دادههای واقعی همهگیری سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ در ایالت میناس ژرایس برزیل داشتند.
بر پایه یافتههای پژوهش، کاهش منابع آب سبب شد جانوران جنگلی و ویروس تب زرد به مناطق شهری نزدیکتر شوند.
سیدی رایان، جغرافیدان پزشکی دانشگاه فلوریدا، گفت افزایش خونخواری پشهها تنها تغییر رفتاری موثر نبود و میمونهای آلوده نیز احتمالا ناچار شدند به سوی مناطق شهری حرکت کنند.
افزایش واکسیناسیون و اجرای برنامههای کنترل پشههای ناقل سرانجام به مهار همهگیری کمک کرد.
به گفته رایان، رویدادی که پیشتر شاید هر ۱۰۰ سال یکبار اتفاق میافتاد، ممکن است اکنون در هر قرن چهار بار رخ دهد؛ زیرا خشکسالیهای شدید و طولانی، احتمال همزمانی چنین شرایطی را افزایش میدهند.