ایرج خواجهامیری، از چهرههای برجسته آواز ایران، درگذشت
رسانههای ایران گزارش دادند ایرج خواجهامیری، خواننده پیشکسوت و از چهرههای برجسته موسیقی و آواز ایرانی، در ۹۳ سالگی درگذشت. او در چند دهه فعالیت هنری، بیش از دو هزار آواز، تصنیف و ترانه در برنامههای مختلف اجرا کرد.
حسین خواجهامیری که با نام هنری «ایرج» شناخته میشد، از دهه ۱۳۳۰ به برنامه «گلها» راه یافت؛ برنامهای که حضور در آن از معیارهای مهم اعتبار خوانندگان موسیقی ایرانی در آن دوره به شمار میرفت. او در طول سالها در کنار شماری از برجستهترین موسیقیدانان ایران فعالیت کرد.
گستره فعالیت او از آواز دستگاهی و برنامههای رادیویی «گلها» تا ترانههای مردمی و موسیقی فیلم امتداد داشت و نام او را به یکی از صداهای شناختهشده چند نسل از مخاطبان ایرانی تبدیل کرد.
یکی از انتخابهای مجتبی خامنهای در تغییرات فرماندهی نیروهای مسلح، کیومرث حیدری است؛ فرمانده پیشین نیروی زمینی ارتش که به جانشینی رییس ستاد کل نیروهای مسلح رسیده و حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، بخشی از کارنامه اوست. حیدری برای این کارنامه، نشان نظامی نیز دریافت کرده است.
انتصاب او همزمان با پنج انتصاب دیگر در سطوح عالی ستاد کل نیروهای مسلح و سپاه پاسداران اعلام شد.
رد این مسیر را میتوان از سوریه دنبال کرد؛ زمانی که حیدری هنوز جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بود.
اسفند ۱۳۹۴، حیدری از تیمهای آماده اعزام به سوریه بازدید و آنها را بدرقه کرد. چند ماه بعد، حضور نیروهای ارتش، از جمله تکاوران تیپ ۶۵ نوهد، در سوریه علنی شد.
این نخستین بار بود که حضور نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در جنگ سوریه به این شکل آشکار میشد؛ میدانی که تا آن زمان حضور نظامی حکومت ایران در آن بیش از همه با نیروی قدس سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی شناخته میشد.
آبان ۱۳۹۵، چند ماه پس از علنیشدن حضور نیروهای ارتش در سوریه، فرماندهی نیروی زمینی به حیدری سپرده شد.
حیدری بعدها نه تنها از این حضور دفاع کرد، بلکه جزییاتی از نقش نیروهای تحت فرمان خود در سوریه ارائه داد. او سال ۱۳۹۹ گفت توپخانه نیروی زمینی ارتش در این کشور حضور داشته و در «نبرد با داعش» عملیات انجام داده است.
به این ترتیب، حضور ارتش در سوریه تنها به اعزام تکاوران محدود نبود و بخشی از توان رزمی نیروی زمینی نیز وارد این جنگ شده بود.
ماموریتهای برونمرزی نیروهای تحت فرمان حیدری به سوریه محدود نماند.
او بعدها تایید کرد نیروی زمینی ارتش در جریان «مقابله با داعش» وارد اقلیم کردستان عراق شده و در آن سوی مرز ایران قرارگاهی ایجاد کرده بود؛ اقدامی که به گفته حیدری، با هدف «مقابله با داعش پیش از رسیدن این گروه به مرزهای ایران» انجام شد.
تیرماه سال جاری نیز رسانهها در ایران گزارشی درباره ۱۱ عملیات تیپ ۶۵ نوهد در مناطق سلیمانیه و اربیل منتشر کردند؛ گزارشی که در آن از کشتهشدن هشت فرمانده میانی گروههای مخالف جمهوری اسلامی و انهدام سه مقر آنها به دست تکاوران ارتش خبر داده شد.
با این حال، روشنترین سند درباره جایگاه حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کارنامه حیدری، نه این گزارشها، بلکه اعلام رسمی خود ارتش است.
حیدری و نشان درجه یک فتح
سال ۱۴۰۰، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نشان درجه یک فتح را به حیدری اعطا کرد. روابط عمومی ارتش در تشریح دلایل اعطای این نشان، صراحتا «پشتیبانی از نیروهای جبهه مقاومت» را در کارنامه فرمانده نیروی زمینی ذکر کرد؛ اصطلاحی که جمهوری اسلامی برای نیروهای نیابتی و همپیمانان خود در منطقه به کار میبرد.
نشان فتح از نشانهای نظامی جمهوری اسلامی است که فرمانده کل نیروهای مسلح آن را به فرماندهان و نیروهایی با عملکرد برجسته نظامی اعطا میکند.
قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه پاسداران، نیز پیشتر درجات مختلف این نشان را دریافت کرده بود.
به این ترتیب، حمایت از نیروهای نیابتی دیگر صرفا نتیجهای نبود که از حضور نیروهای ارتش در سوریه یا عراق گرفته شود؛ خود ارتش آن را بهعنوان بخشی از کارنامه حیدری ثبت کرده بود و فرمانده کل قوا نیز برای همین مجموعه عملکرد به او نشان درجه یک فتح داده بود.
چابکسازی نیروی زمینی چه شد؟
اما در همان دورهای که حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به بخش برجستهای از کارنامه حیدری تبدیل شد، طرح چابکسازی بخشی از نیروی زمینی به اهداف خود نرسید.
«طرح ثامن» با ایجاد تیپهای مستقل قرار بود تحرک، انعطافپذیری و سرعت عمل نیروی زمینی را افزایش دهد. با این حال، پژوهشی تخصصی که سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نشان داد دستکم در تیپهای مستقل زرهی، این اهداف محقق نشده است.
پژوهشگران به مشکلاتی از جمله فرسودگی تجهیزات، کمبود نیروی متخصص و کاستیهای پشتیبانی اشاره کردند و نتیجه گرفتند پاسخگویی، انعطافپذیری و سرعت عمل مورد انتظار در این تیپها به دست نیامده است.
در نتیجه، تصویری دوگانه از بخشی از دوره فرماندهی حیدری شکل گرفت: در داخل، چابکسازی تیپهای مستقل زرهی به نتیجه مورد انتظار نرسید؛ در خارج از مرزها، حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی چنان در کارنامه فرمانده نیروی زمینی برجسته شد که در شمار دلایل اعطای نشان فتح به او قرار گرفت.
این کارنامه مانعی برای ادامه مسیر حیدری در سلسلهمراتب نظامی نبود.
آذر ۱۴۰۴، پس از حدود ۹ سال فرماندهی نیروی زمینی، او به جانشینی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا رسید؛ قرارگاهی که خود حیدری بعدها آن را، پس از فرمانده کل قوا، بالاترین رده طراحی و هدایت جنگ و عملیات توصیف کرد.
اکنون همان فرمانده که نشان فتح را از خامنهای پدر دریافت کرد، از انتخابهای خامنهای پسر در بازآرایی تازه راس نیروهای مسلح است.
حیدری از بدرقه نیروهای اعزامی به سوریه به فرماندهی نیروی زمینی، سپس به قرارگاه خاتم و در نهایت به جانشینی ستاد کل رسیده است.
حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی اکنون با ارتقای حیدری به یکی از بالاترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح پیوند خورده است؛ جایی که حوزه مسئولیت او دیگر به نیروی زمینی ارتش محدود نیست.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روایت تازهای از حمله ۹ اسفند به محل اقامت مجتبی خامنهای که اکنون رهبر سوم جمهوری اسلامی است، ارائه کرد. او گفت موشک مستقیما به طبقهای اصابت کرد که مجتبی خامنهای و همسرش، زهرا حداد عادل، در آن حضور داشتند.
زاکانی چهارشنبه ۲۱ مرداد در مصاحبهای ویدیویی با خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، اعلام کرد مجتبی خامنهای یکی از اهداف حملات آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ بود و بر اثر اصابت موشک به محل سکونتش مجروح شد.
او افزود: «در ساختمانی که آسیب دید، موشک مستقیم به طبقه ایشان خورد. قصد داشتند ایشان را شهید کنند. یکی از اهداف حمله خود ایشان بود.»
به گفته شهردار تهران، زهرا حداد عادل که معلم بود، صبح روز حمله بهدلیل «سردرد» تصمیم گرفت با تاخیر راهی مدرسه شود و در نتیجه، هنگام حمله در خانه بود و جان باخت.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکانی عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است.
پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
روایتهای متفاوت از روز حمله
اظهارات زاکانی با گزارشهای قبلی درباره محل کشته شدن زهرا حداد عادل تفاوت دارد.
پیشتر اعلام شده بود او در حمله به بیت رهبری، همراه با شماری از اعضای خانواده علی خامنهای، از جمله مصباحالهدی باقری کنی و بشری خامنهای، کشته شده است.
محسن قمی، معاون ارتباطات بینالملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نیز پیشتر روایت متفاوتی از چگونگی جان به در بردن مجتبی خامنهای مطرح کرده بود.
او گفته بود مجتبی خامنهای هنگام حمله در همان ساختمانی حضور داشت که دیگر ساکنان آن کشته شدند، اما چند دقیقه پیش از اصابت موشک به حیاط رفته بود.
زاکانی: انتصاب رضایی پیامی به آمریکاست
شهردار تهران در بخش دیگری از مصاحبه خود اعلام کرد انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی، حامل «پیامی خاص» برای آمریکاست.
زاکانی با تکرار مواضع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، گفت انتصاب رضایی نشان میدهد «دوران بزندررو تمام شده است».
به گفته او، در دوران حکمرانی ۳۷ ساله علی خامنهای، «نظام اسلامی در سراسر جهان و مقاومت در منطقه» گسترش یافت و «انقلاب» نیز در دوره رهبری مجتبی خامنهای «بارورتر و بزرگتر» خواهد شد.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
سیانان ۲۰ مرداد گزارش داد انتصاب شش چهره تندرو در سمتهای ارشد نظامی و امنیتی از سوی مجتبی خامنهای، از حرکت حکومت به سوی سیاست خارجی تهاجمیتر و تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد.
رضایی ۲۰ مرداد در دیدار با سفیر چین در تهران تهدید کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
او اضافه کرد: «آمریکا باید جنگ را پایان دهد، پولهای مسدود شده ایران را بپردازد و جنگ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه پایان یابد. شروط دیگر تهران نیز از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است.»
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها در روزهای اخیر درباره احتمال گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.
۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر در طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کردند و به این سوال پاسخ دادند که «آیا اگر امکانش را داشته باشید، از ایران مهاجرت میکنید؟»
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد ۸۳ درصد از شرکتکنندگان گزینه «بله» و ۱۷ درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردهاند.
این آمار در کنار نظرات تشریحی کاربران در بخش نظرات، تصویری از وضعیت ذهنی بخش قابل توجهی از جامعه ارائه میدهد که ترکیبی از ناامیدی اقتصادی، خستگی سیاسی، تعلق به وطن و دوگانگی میان ماندن و رفتن است.
عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
موسسه استاسیس مستقر در واشینگتن نیز اسفند سال ۱۴۰۲ یک نظرسنجی انجام داد که بر اساس آن، حدود ۷۶ درصد از مردم معتقد بودند جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند. این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار داشتند، ۸۲ درصد بود.
گروه بزرگی از کاربران در اشاره به تصمیم برای مهاجرت یا ماندن، مشکل اصلی را ناتوانی از تامین یک زندگی معمولی در ایران عنوان کردند.
شهروندی نوشت: «قبلا پول نداشتیم مهاجرت کنیم، الان پول نداریم در ایران زندگی کنیم.»
دیگری گفت با دلار ۲۰۰ هزار تومانی حتی تا نزدیک مرز هم نمیتوان رفت.
بسیاری تاکید کردند اگر پول داشتند، برای یک «زندگی عادی، بدون اضطراب، با آیندهای قابل پیشبینی» حتما مهاجرت میکردند.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، از سال ۱۳۵۹ که روند ثبت رسمی پناهندگی ایرانیان آغاز شد، تعداد پناهندگان نزدیک به چهار میلیون و ۱۴۲ هزار نفر است.
بر اساس بررسیهای ایراناینترنشنال، در مجموع، تخمین زده میشود علاوه بر پناهندهها، نزدیک به دو میلیون ایرانی نیز از طریق مهاجرت قانونی از کشور خارج شده باشند.
با توجه به آمار ۸۷ میلیون نفری جمعیت ایران، از هر ۱۵ ایرانی یک نفر خارج از کشور زندگی میکند. هرچند منابع غیررسمی شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور را تا بیش از هشت میلیون نفر هم تخمین زدهاند.
ایران در سالهای اخیر همواره در صدر فهرست کشورهای فرستنده دانشجو به آمریکا و اروپا بوده و رتبه چهارم جهان در اعزام دانشجوی دکتری به ایالات متحده را به خود اختصاص داده که نشاندهنده تخلیه سیستماتیک سرمایههای انسانی است.
موافقت قاطع با مهاجرت برای کرامت و زندگی استاندارد
بخش قابل توجهی از نظرات بر این تمرکز یافته است که عمر و جوانی یک بار و فرصت بهرهمندی از زندگی استاندارد، محدود است: «یک بار فرصت زندگی و جوانی داریم و کاش بتوانیم آن را در جایی با حال خوب سپری کنیم.»،
در پیام دیگری آمده است: «میخواهم برای داشتن یک زندگی عادی و کرامت انسانی مهاجرت کنم. ما شایسته بیش از اینها در وطن خودمان بودیم و هستیم.»
برخی میزان اشتیاق خود برای مهاجرت را با جملاتی اینچنینی تشریح کردند: «بله حتی بدون چمدان و حتی با پای پیاده هم بتوانم میروم.»
جمله «مگر چند سال عمر میکنیم که مدام منتظر باشیم ایران درست شود؟» بارها در میان کامنتها تکرار شده است.
بحرانهای طولانیمدت در ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان رنج دوری از خانواده و تفاوتهای زبان، فرهنگ و آبوهوا را به جان بخرند و مهاجرت را گزینهای جدی برای آینده بهتر قلمداد کنند.
تورم بالا، کاهش قدرت خرید، بیکاری یا کمبود فرصتهای شغلی مناسب، نوسان نرخ ارز و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت، از پرتکرارترین دلایل هستند.
بسیاری نوشتند حتی با داشتن شغل و درآمد، احساس میکنند آینده اقتصادی روشنی وجود ندارد و در کشورهای دیگر میتوان به ثبات و رفاه بیشتری رسید.
محدودیتهای سیاسی، احساس بنبست در اصلاح امور، و ناامیدی از بهبود شرایط حکمرانی نیز بارها با ادبیاتی مختلف در نظرات تکرار شده است.
محدودیت در آزادیهای فردی و اجتماعی، فشارهای فرهنگی و نبود فضای مناسب برای زندگی عادی از دیگر دلایل پرتکرار هستند.
گروهی نیز به کیفیت پایین زندگی، آلودگی هوا و مشکلات آموزشی و بهداشتی اشاره کردند.
در مقابل، گروهی دیگر از شهروندان، مهاجرت را «تسلیم» مقابل جمهوری اسلامی خواندند و بر ماندن و مقاومت تاکید کردند.
برخی از کامنتها که با واکنش مثبت شهروندان دیگر هم مواجه شد، به این اشاره داشتند که پس از اعتراضات و کشتار دیماه، نگاهشان به مهاجرت تغییر کرد و به خود قول دادند بمانند و مبارزه کنند و کاری انجام دهند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «مهاجرت یعنی تسلیم شدن؛ به جایش، اجنبیها را بیرون میکنیم و ایران را از نو میسازیم.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «نه، آنکه باید برود جمهوری اسلامی است.»
چند شهروند با استناد به ترانه معروف «سرود زن» با صدای مهدی یراحی، عبارت «سفر چرا، بمان و پس بگیر» را بازنشر کردند.
این ترانه در بحبوحه جنبش مهسا (زن، زندگی، آزادی) و در پاییز ۱۴۰۱ منتشر و به یکی از نمادهای اعتراضات مردمی تبدیل شد.
بسیاری تصمیم خود را به ماندگاری جمهوری اسلامی گره زدهاند: «اگر ایران خوب باشد هرگز، ولی با وجود آخوندها بله.»
یا: «اگر همچنان جمهوری اسلامی بماند، بله.»
و: «اگر تا شش ماه دیگر وضعیت تغییر نکرد، میروم.»
در برخی پیامها، حس بنبست نیز دیده میشود؛ از جمله شهروندی که گفته است: «آرزویم این است مهاجرت کنم اما نه میتوانم بروم و نه بمانم».
شهروند دیگری نوشت: «کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نبودیم.»
شیب مهاجرت به چند عامل از جمله «دافعه مبدا» و «جاذبه مقصد» وابسته است.
حسین قاضیان، جامعهشناس، پیشتر در گفتوگویی تفصیلی به ایراناینترنشنال گفته بود عوامل دافعه مبدا، همواره بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت ایرانیان نقش داشتهاند.
بر همین اساس به گفته او، با توجه به رو به رشد بودن دافعهها، به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
دلایل خانوادگی و شخصی
در بخش نظرات نظرسنجی، بعضی کاربران به دلایل خانوادگی و شخصی برای تصمیم به مهاجرت یا انصراف از آن، اشاره کردند.
برخی، به ویژه زنان، گفتند هرچند از نسل خود گذشتهاند اما نگران آینده فرزندان خود هستند: «از من که گذشت، اما اگر قرار است اینها بمانند، کاش بتوانم بچههایم را نجات بدهم.»
شهروند دیگری گفت اگر به خاطر مادرش نبود، ۲۰ سال پیش ایران را ترک کرده بود.
شکست در فرآیند مهاجرت بهدلیل بسته شدن سفارتها نیز باعث ناامیدی برخی از شهروندان شده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون فعالیت برخی سفارتخانههای خارجی در ایران تعطیل یا نیمهتعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمهکاره ماند.
شماری از کاربران گفتند مهاجرت «خواست قلبی» جمهوری اسلامی برای «فراری دادن ایرانیان معترض از وطن خود» است.
در کنار اینها، شماری از کسانی که قبلا مهاجرت کردهاند، در بخش نظرات این نظرسنجی اینستاگرامی، از تجربههای مثبت خود گفتند و دیگران را به تقویت زبان و اقدام برای مهاجرت تشویق کردند.
شهروندی نوشت: «من مهاجرت کردهام اما اگر به گذشته بازمیگشتم، باز هم میرفتم.»
لکههای نفتی در سواحل جنوبی جزیره قشم در استان هرمزگان به جنگلهای حرای روستای نقاشه رسیده و بخشی از این زیستبوم حساس را درگیر کرده است. منشا آلودگی هنوز مشخص نیست و مقامهای محلی از آغاز نمونهبرداری، پایش و پاکسازی مناطق آلوده برای جلوگیری از گسترش بیشتر آن خبر دادهاند.
خبرگزاری ایرنا چهارشنبه ۲۱ مرداد گزارش داد با ورود آلودگی به جنگلهای حرا، بررسی میزان پراکندگی لکههای نفتی و وضعیت عرصههای جنگلی در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گرفته است.
یوسف اپرا، رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری جزیره قشم، پس از بازدید از مناطق آلوده گفت اقدامات برای کنترل آلودگی و جلوگیری از ورود بیشتر مواد نفتی به جنگلهای حرا ادامه دارد.
او افزود منشا دقیق ورود لکههای نفتی پس از بررسیهای کارشناسی و جمعبندی گزارش دستگاههای مسئول اعلام خواهد شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۹ مرداد با استناد به تصاویر ماهوارهای از نشت گسترده نفت در بخش جنوبی تنگه هرمز خبر داد و وسعت آن را حدود ۳۹۰ کیلومتر مربع اعلام کرد.
فارس این آلودگی را به نفتکشهایی نسبت داد که آنها را «متخلف» خواند و نوشت این کشتیها «با تحریک آمریکا» قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند.
با این حال، منشا آلودگی سواحل قشم تاکنون بهطور رسمی مشخص نشده است.
آخرین تحولات مناقشه آمریکا و جمهوری اسلامی را اینجا دنبال کنید.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ظهر ۲۱ مرداد به نقل از اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان، ورود آلودگی نفتی به جنگلهای حرا را تایید کرد.
جنگلهای حرا از مهمترین زیستبومهای ساحلی قشم هستند و در حفظ تنوع زیستی، پایداری سواحل و زیست و تکثیر گونههای مختلف آبزی و پرندگان نقش دارند.
آلودگی از سواحل سوزا تا شیبدراز و نقاشه
شاهمراد جعفری، رییس اداره حفاظت محیط زیست قشم، ۲۰ مرداد گفت لکه نفتی یکشنبه شب (۱۸ مرداد) در ساحل سوزا در جنوب جزیره شناسایی شد که حدود یک کیلومتر از این ساحل را تحت تاثیر قرار داده بود.
به گفته او، گروههای محیط زیست پس از شناسایی آلودگی به منطقه اعزام شدند و از آب و رسوبات ساحلی برای تعیین نوع و منشا آلودگی نمونهبرداری کردند.
تصاویر ماهوارهای از لکههای گسترده نفتی در نزدیکی جزایر قشم و هنگام، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
جعفری افزود بررسیهای بعدی نشان داد آلودگی نفتی به منطقه شیبدراز نیز سرایت کرده است.
با گزارش تازه از ورود لکهها به جنگلهای حرای نقاشه، دامنه مناطق درگیر آلودگی افزایش یافته است.
او گفت با وجود آلودگی ساحل، در محدوده دریایی و با توجه به شرایط جزر و مد، آلودگی مشاهده نشده و تا زمان انتشار گزارش نیز تلفاتی در میان آبزیان یا خسارتی به تاسیسات گزارش نشده بود.
بر اساس اعلام اداره حفاظت محیط زیست قشم، اداره کل بنادر و دریانوردی مسئول پاکسازی آلودگی است و اداره بنادر و شهرداری نیز با دستور دادستانی، عملیات پاکسازی ساحل را آغاز کردهاند.
دستور دادستانی برای شناسایی منشا آلودگی
عبدالرزاق نریمانی، دادستان عمومی و انقلاب قشم، ۱۹ مرداد پس از انتشار تصاویر و ویدیوهای لکهها و پسماندهای نفتی در سواحل جزیره، به دستگاههای مسئول دستور داد منشا آلودگی را شناسایی و عملیات مهار، جمعآوری و پاکسازی را بدون وقفه انجام دهند.
او از اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان، اداره بنادر و دریانوردی قشم و دیگر دستگاههای مسئول خواست ضمن نمونهبرداری و مستندسازی مناطق آلوده، گستره آلودگی و منبع احتمالی نشت یا تخلیه مواد نفتی را بررسی کنند.
شهرداریها و دهیاریهای قشم نیز موظف شدهاند ماشینآلات، نیروی انسانی و دیگر امکانات مورد نیاز را در اختیار گروههای پاکسازی قرار دهند و همکاری خود را تا رفع کامل آلودگی ادامه دهند.
نریمانی گفت سلامت اکوسیستم دریایی قشم با زندگی، معیشت و امنیت غذایی مردم منطقه ارتباط مستقیم دارد و هشدار داد هرگونه تاخیر، کوتاهی یا ترک فعل دستگاههای مسئول در مهار و پاکسازی آلودگی، پیگیری خواهد شد.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع امنیتی گزارش داد چهار پهپاد مواضع گروههای کُرد ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را در نزدیکی اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، هدف قرار دادند.
بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۱ مرداد منتشر شد، پهپادها به سه اردوگاه متعلق به گروههای کرد اصابت کردند. این حمله تلفاتی در پی نداشت.
شبکه روداو نیز گزارش داد چهار پهپاد حدود ساعت شش صبح به وقت محلی مناطقی در شهرستانهای سوران، خلیفان و حریر را هدف قرار دادند.
روداو افزود دو پهپاد در خلیفان سقوط کردند، یک پهپاد به خانهای مسکونی در سوران اصابت کرد و پهپاد چهارم پس از سقوط در حریر، موجب آتشسوزی در بوتهزارها و مراتع کوه بنیحریر شد.
همزمان، یک فرمانده ارشد کومله در مصاحبه با روداو اعلام کرد جمهوری اسلامی چندین موشک و پهپاد به مناطقی در دره آلانا، در حدود ۹۰ کیلومتری شمال شرق اربیل، شلیک کرد و مواضع گروههای کومله و حزب دموکرات کردستان ایران را هدف گرفت.
یک مقام امنیتی دولت اقلیم کردستان عراق نیز به روداو گفت دو پهپاد به این منطقه اصابت کردند، اما تلفاتی بر جای نگذاشتند.
حملات تازه به مواضع گروههای کرد در حالی انجام میگیرد که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۰ مرداد از گفتوگوی تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بافل طالبانی، رییس اتحادیه میهنی کردستان عراق، خبر داد.
به گزارش این رسانه حکومتی، دو طرف درباره «ضرورت تقویت هماهنگیها و همکاریهای امنیتی با هدف حفظ امنیت مرزهای مشترک، تامین ثبات در مناطق مرزی و مقابله موثر با تهدیدات» رایزنی کردند.
جمهوری اسلامی سهشنبه ۲۰ مرداد نیز دره آلانا را هدف حملات موشکی قرار داد که در این حملات دستکم دو پیشمرگه کومله زخمی شدند.
امجد حسینپناهی، عضو رهبری حزب کومله زحمتکشان کردستان، در مصاحبه با ایراناینترنشنال اعلام کرد جمهوری اسلامی ساعت ۱۳:۲۰ سهشنبه، مقرها و اردوگاههای این حزب را در سه حمله موشکی هدف قرار داد.
حسینپناهی گفت: «با وجود شدت حمله، نیروهای ما بهدلیل آمادگی و اجرای تدابیر امنیتی توانستند از خود محافظت کنند.»
او افزود دو تن در این حملات دچار جراحتهای «بسیار سطحی» شدند.
به گفته حسینپناهی، از آغاز جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۱۰۲ موشک و پهپاد مواضع کومله را هدف قرار دادهاند.
بر اساس آمار روداو، جمهوری اسلامی از ابتدای جنگ بیش از ۹۵۰ حمله موشکی و پهپادی به اقلیم کردستان عراق انجام داده است.
این حملات تا میانه مردادماه دستکم ۳۲ کشته و ۱۵۴ زخمی بر جای گذاشتهاند.
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی، چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر بازگشایی تنگه هرمز در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره گسترش دامنه و شدت درگیریها در منطقه بالا گرفته است.