عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: کنترل تنگه هرمز در اختیار جمهوری اسلامی باقی میماند


علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت تنگه هرمز بهعنوان یک آبراه راهبردی، برای همیشه در کنترل جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.
بروجردی در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس گفت تنگه بابالمندب بهعنوان یک اقدام تقابلی در مقابل عربستان سعودی در اختیار یمنیهاست و آنها این تنگه را تحت کنترل دارند. او افزود یمنیها در تحولات خلیج فارس نقشآفرینی میکنند.
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس جمهوری اسلامی، تحرکات اخیر آمریکا پس از برقراری آتشبس را ناشی از «شکست راهبردی واشینگتن» دانست و گفت این اقدامات با هدف جبران شکست انجام میشود.






شبکه سیبیاس نیوز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد مذاکرات تهران و مسقط درباره بازگشایی تنگه هرمز با «پیشرفت» همراه بوده است. سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز گفتوگوهای اخیر با مقامهای عمانی را «مفید» توصیف کرد و در عین حال گفت تغییری در وضعیت این آبراه ایجاد نشده است.
دو منبع منطقهای بامداد یکشنبه چهارم مرداد به سیبیاس نیوز گفتند روند مذاکرات در مسیر مثبتی قرار دارد، اما دستیابی به توافق نهایی مستلزم زمان بیشتری است.
مقامهای عمانی دوم مرداد برای رایزنی درباره بحران تنگه هرمز به تهران سفر کردند. این سفر همزمان با تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای توقف حملات به مواضع جمهوری اسلامی پس از ۱۳ شب عملیات پیاپی انجام گرفت.
به نوشته سیبیاس نیوز، این تصمیم آمریکا با هدف فراهم کردن فرصت برای ادامه روند دیپلماتیک و جلوگیری از اختلال در مذاکرات اتخاذ شد.
این رسانه افزود واشینگتن مذاکرات میان تهران و مسقط را از نزدیک دنبال میکند.
در هفتههای اخیر، اقدام عمان در اعلام مسیر جایگزین برای تردد کشتیها در تنگه هرمز واکنش تهران را در پی داشته است.
جمهوری اسلامی این اقدام را مغایر با تفاهمنامه اسلامآباد میداند و به همین دلیل، برخی شناورها را در این گذرگاه راهبردی هدف قرار داده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس پیشتر به نقل از «یک مقام منطقهای دخیل در تلاشهای میانجیگرانه» نوشت دیپلماسی میان تهران و واشینگتن ادامه دارد و وقفه در حملات متقابل «نشانهای مثبت است که به تلاشها برای کاهش تنش کمک میکند».
او افزود هم ایالات متحده و هم جمهوری اسلامی تمایل دارند به توافق آتشبس موقت بازگردند.
روایت بقایی از مذاکرات تهران و مسقط
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، صبح یکشنبه چهارم مرداد مذاکرات اخیر با مقامهای عمانی را «مفید» خواند و از پیشرفت آن خبر داد.
او اعلام کرد دوم و سوم مرداد، چند دور گفتوگو میان معاونان وزیران امور خارجه جمهوری اسلامی و عمان در تهران برگزار شد.
بقایی گفت: «دو طرف در مورد اصول مشترک و سازوکارهای عملیاتی برای مدیریت تردد ایمن کشتیرانی در تنگه هرمز با رعایت حقوق حاکمیتی دو دولت ساحلی تبادل نظر کردند... هیات نمایندگی عمان عصر شنبه تهران را ترک کرد، اما رایزنیهای فنی و سیاسی بین دو طرف ادامه دارد.»
او در عین حال تاکید کرد تغییری در وضعیت تردد در این گذرگاه ایجاد نشده است.
۳۱ تیر، پایگاه خبری ارمنیوز به نقل از منابع آگاه نوشت واشینگتن هرگونه آتشبس با تهران را به دستیابی به تفاهمی جدید درباره تنگه هرمز مشروط کرده است؛ چارچوبی که با کاهش توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران در اطراف این آبراه راهبردی، «بیطرفسازی نظامی» آن را تضمین کند.
بر اساس این گزارش، آمریکا به پاکستان بهعنوان یکی از میانجیها اطلاع داده است تا پیش از شکلگیری چارچوبی جدید برای مذاکره با تهران، با ورود به مرحله آتشبس موافقت نخواهد کرد.
دوام آوردن گونهای موش در بلندترین قلههای آتشفشانی رشتهکوه آند تصویری تازه از توانایی حیات برای سازگاری با محیطهایی ارائه میدهد که انسان قادر به زندگی در آنها نیست.
خبرگزاری رویترز با استناد به یافتههای پژوهشی که در نشریه «ساینس» منتشر شده، گزارش داد «موش گوشبرگی» مجموعهای از سازگاریهای متابولیکی و ژنتیکی را تکامل داده که به آن امکان میدهد در گستردهترین دامنه ارتفاعی شناختهشده در میان همه پستانداران زندگی کند.
این جونده کوچک که بهدلیل گوشهای گرد و برگمانندش شناخته میشود، از سواحل بیابانی شمال شیلی تا قلههای مرتفع رشتهکوه آند پراکنده است؛ ارتفاعاتی که تاکنون حضور هیچ پستاندار دیگری در آنها ثبت نشده است.
جی استورز، زیستشناس تکاملی دانشگاه نبراسکا و سرپرست این پژوهش، گفت موشهای مورد مطالعه در قلههایی با ارتفاع حدود ۶۷۰۰ متر مشاهده شدهاند؛ جایی که میزان اکسیژن کمتر از نیمی از سطح دریا و دما تقریبا همواره زیر صفر است.
او افزود حتی کوهنوردان حرفهای نیز تنها برای مدت کوتاهی قادر به تحمل چنین شرایطی هستند و این ارتفاعات بسیار فراتر از محدودهای است که انسان بتواند در آن بهطور طولانیمدت زندگی کند.
پژوهشگران برای بررسی سازوکارهای این سازگاری، ژنوم کامل ۱۶۷ موش را که از نقاط مختلف دامنه ارتفاعی زیستگاه این گونه جمعآوری شده بودند، تحلیل کردند.
راز بقا در کمبود اکسیژن و سرمای شدید
نتایج این مطالعه حاکی از آن است که توانایی موش گوشبرگی در مدیریت همزمان انرژی و اکسیژن، عامل اصلی بقای آن در ارتفاعات بسیار بالا به شمار میرود.
به گفته استورز، پستانداران برای حفظ دمای بدن در سرمای شدید به تولید گرمای متابولیکی وابستهاند و این فرایند به اکسیژن نیاز دارد.
از آنجا که اکسیژن در ارتفاعات بسیار کمتر است، این جانوران با ایجاد تغییرات متابولیکی، مصرف اکسیژن را کارآمدتر کردهاند.
بررسیها نشان داد موشهای ساکن ارتفاعات بالا نسبت به نمونههای ارتفاعات پایین، توان بیشتری در حفظ ظرفیت تولید گرمای بدن دارند.
عضلات اسکلتی آنها نیز انرژی را با کارایی بیشتری در میتوکندریها که «نیروگاههای سلول» محسوب میشوند، تولید میکند.
پژوهشگران همچنین دریافتند بافت چربی قهوهای این موشها که وظیفه تولید گرما را بر عهده دارد، توان بیشتری برای سوزاندن چربیها دارد؛ قابلیتی که احتمالا به حفظ دمای بدن در سرمای شدید و محیط کماکسیژن کمک میکند.
سازگاری با گیاهان سمی
بر اساس یافتههای این پژوهش، رژیم غذایی یکی از عوامل مهم سازگاری موش گوشبرگی با ارتفاعات بسیار بالا است.
پژوهشگران به مجموعهای از شواهد ژنتیکی دست یافتند که نشان میدهد این گونه علاوه بر سازگاری با سرما و کمبود اکسیژن، توانایی مقابله با سموم گیاهان موجود در زیستگاه خود را نیز تکامل داده است.
استورز گفت برای پژوهشگران غیرمنتظره بود که این جانوران توانایی تجزیه و دفع سموم غذایی را کسب کردهاند، زیرا گیاهان موجود در ارتفاعات بالا عمدتا سرشار از ترکیبات سمی هستند و منابع غذایی بسیار محدودی در اختیار این موشها قرار دارد.
گیرمو دلیا، جانورشناس دانشگاه استرال شیلی و از نویسندگان این تحقیق، گفت پژوهشگران نشانههایی از انتخاب طبیعی را در ژنهای مرتبط با دفاع آنتیاکسیدانی و سوختوساز سموم غذایی شناسایی کردهاند، اما هنوز مشخص نیست این سازگاری در برابر کدام سم یا گیاه ایجاد شده است.
به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه میتواند به درک بهتر سازوکارهای سازگاری جانوران با محیطهای کماکسیژن کمک کند و در آینده برای توسعه روشهای درمانی بیماریهای قلبی و تنفسی مرتبط با اختلال در اکسیژنرسانی نیز کاربرد داشته باشد.
دلیا در عین حال تاکید کرد هنوز پرسشهای مهمی درباره این گونه بیپاسخ مانده است؛ از جمله اینکه این موشها در ارتفاعات دقیقا از چه چیزی تغذیه میکنند، چه مدت عمر دارند و آیا روی قلهها تولیدمثل میکنند یا خیر.
او افزود نتایج این پژوهش یادآور آن است که هنوز بخش بزرگی از حیات روی زمین ناشناخته مانده است و حفاظت از طبیعت بیش از پیش اهمیت دارد.
بر اثر ورود یک خودرو به میان جمعیت حاضر در جشنواره «افتخار» برلین، یک نفر کشته و ۱۷ نفر مجروح شدند. پلیس آلمان یک فرد مرتبط با محافل اسلامگرا را مظنون دانسته، اما انگیزه و بسیاری از جزئیات حادثه هنوز روشن نیست.
خبرگزاری رویترز گزارش داد این خودرو حدود ساعت ۱۰ شب شنبه سوم مرداد وارد پارک «تیرگارتن» در مرکز برلین، در نزدیکی دروازه براندنبورگ، شد و چند نفر را زیر گرفت. خودرو پس از برخورد با یک درخت متوقف شد، اما هنگام رسیدن نیروهای پلیس خالی بود.
پلیس عملیات گستردهای را برای یافتن یک یا چند عامل احتمالی آغاز کرده است. سخنگوی پلیس گفت یک مظنون شناسایی شده که هنوز بازداشت نشده و پلیس او را بهعنوان فردی مرتبط با محافل اسلامگرای برلین میشناسد.
با وجود این، مقامها هنوز رسما درباره انگیزه حادثه یا تروریستی بودن آن اظهارنظر نکردهاند.
جان سه مجروح در خطر است
سخنگوی آتشنشانی برلین اعلام کرد هشت نفر بهشدت مجروح شدهاند و وضعیت سه نفر از آنان بحرانی است.
به گفته پلیس، خودرو سفید رنگ بوده و ممکن است یک خودروی سواری، ون یا مینیبوس بوده باشد. روزنامه آلمانی بیلد به نقل از یک شاهد گزارش داد خودرو یک ون بوده و مردی پس از پیاده شدن از آن، پای پیاده گریخته است.
شمار زیادی از نیروهای پلیس و خودروهای امدادی به محل اعزام شدند.
جشن صدها هزار نفر ناگهان متوقف شد
صدها هزار نفر شنبه برای شرکت در مراسم سالانه «روز خیابان کریستوفر»، معروف به جشنواره «افتخار» برلین، در پایتخت آلمان گرد آمده بودند. این رویداد تا پیش از وقوع حادثه بهشکلی مسالمتآمیز در جریان بود.
ورود خودرو به میان جمعیت، یکی از بزرگترین رویدادهای جامعه الجیبیتیکیو در اروپا را ناگهان متوقف کرد.
جولیان میتیگ، یکی از شرکتکنندگان، به رویترز گفت: «این یکی از بدترین روزها برای جامعه کوییر و روزی است که شخصا امیدوار بودم هرگز تجربه نکنم. شوکه شدهام.»
مراسم «روز خیابان کریستوفر» هر سال صدها هزار نفر را به برلین میکشاند. این رویداد یادآور قیام استونوال در سال ۱۹۶۹ در نیویورک است و رژههای خیابانی را با مطالبات سیاسی برای برابری، فراگیری و مقابله با تبعیض همراه میکند.
این مراسم نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در برلین غربی برگزار شد و بهتدریج از یک تظاهرات کوچک به یکی از برنامههای اصلی تقویم فرهنگی و سیاسی پایتخت آلمان تبدیل شد.
سابقه ورود خودرو به میان جمعیت در آلمان
آلمان طی سالهای اخیر شاهد چندین حادثه مرگبار با خودرو بوده است؛ هرچند انگیزه و شرایط این رویدادها یکسان نبودهاند.
در ماه مه سال جاری میلادی، مردی که تصور میشد با مشکلات روانی روبهرو است، خودروی خود را وارد منطقه ویژه عابران پیاده در مرکز لایپزیگ کرد. در این حادثه دو نفر کشته و سه نفر بهشدت مجروح شدند.
سال گذشته میلادی نیز مردی ۴۰ ساله که مقامها او را دارای اختلال روانی توصیف کردند، در شهر مانهایم خودرویش را به گروهی از عابران زد و دو نفر را کشت.
چند هفته پیش از حادثه مانهایم، یک شهروند افغانستان به حمله با خودرو به تظاهرات اتحادیههای کارگری در مونیخ متهم شد. در آن حادثه دو نفر کشته و بیش از ۴۰ نفر، از جمله چند کودک، زخمی شدند.
در دسامبر ۲۰۲۴ نیز حمله با خودرو به بازار کریسمس در شهر ماگدبورگ چند کشته بر جای گذاشت. عامل مظنون، روانپزشکی اهل عربستان سعودی با سابقه اظهارات ضداسلامی بود که نزدیک به دو دهه در آلمان زندگی کرده بود.
پلیس برلین اعلام کرده تحقیقات و عملیات جستوجو برای بازداشت مظنون ادامه دارد. مقامها هنوز نام او را منتشر نکردهاند.
علاءالدین رفیعزاده، رییس سازمان اداری و استخدامی، اعلام کرد که دولت با توجه به موانع قانونی امکان تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نفر از نیروهای شرکتی را ندارد.
سخنان رفیعزاده که شنبه سوم مرداد در خبرگزاری حکومتی ایسنا منتشر شد، کمتر از سه ماه پس از دستور مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، برای «جمعکردن شرکتهای پیمانکاری» ابراز شده است. دستور پزشکیان در روز جهانی کارگر، ۱۱ اردیبهشت، صادر شد.
با این حال، از آن زمان تاکنون، دستور پزشکیان بهرغم درخواستهای فعالان و تشکلهای کارگری و نیز هزاران کارگر صنعت نفت و گاز برای حذف شرکتهای پیمانکاری و قرارداد مستقیم کار با کارگران و کارکنان، اجرا نشده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری ایلنا بیستم تیر گزارش داد که بیش از هشت هزار نفر از کارگران پیمانکاری صنعت نفت و گاز با امضای کارزاری اینترنتی، از پزشکیان خواستند هر چه سریعتر دستور حذف شرکتهای پیمانکاری تامین نیرو را اجرا کند.
این کارگران که در قالب شرکتهای پیمانکاری، ارکان ثالث و سایر قراردادهای مشابه مشغول به کار هستند، با اشاره به دستور پزشکیان در روز جهانی کارگر، تاکید کردند که حذف شرکتهای پیمانکاری یکی از وعدههای انتخاباتی او بود و انتظار میرود دولت هرچه سریعتر زمینه اجرای آن را فراهم کند.
در این میان، همزمان با خودداری حکومت از تحقق این مطالبه طولانیمدت نیروهای شرکتی، مقامهای دولت پزشکیان، از «احتمال تبدیل وضعیت حدود ۱۰ درصد از کارگران پیمانی» و نیز «احتمال کاهش دستمزد کارگران در صورت تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی و امضای قرارداد مستقیم» سخن گفتهاند.
این سخنان با انتقاد فعالان کارگری مواجه شد که تاکید میکنند دستور پزشکیان شامل همه نیروهای شرکتی میشود و در عین حال، کاهش دستمزد برخلاف ماده ۴۱ قانون کار است.
دو تبصره ماده ۴۱ قانون کار تاکید میکنند که حداقل دستمزد ماهانه کارگران باید بر اساس نرخ تورم و نیز هزینه زندگی ماهانه یک خانوار کارگری تعیین شود.
به گزارش ایسنا، رفیعزاده همزمان با مردود دانستن تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی وعده داد که «حقوق و مزایای این نیروها بهصورت مستقیم به حساب آنها واریز خواهد شد» و «امتیازاتی نیز برای حضور موفقتر آنها در آزمونهای استخدامی در نظر گرفته شده است.»
در سخنان این مقام جمهوری اسلامی به زمان اجرای «طرح ساماندهی نظام پرداخت نیروهای شرکتی» که ۳۱ تیر در جلسه هیات دولت به تصویب رسید، اشاره نشده است.
حذف شرکتهای پیمانکاری، سالهاست که از مطالبات اصلی کارگران پیمانی، و همچنین فعالان و تشکلهای مستقل کارگری بوده است.
در این ارتباط، کارگران پیمانی، از جمله کارگران شهرداریها، بارها در اعتصابها و تجمعهای خود خواستار حذف این شرکتها و امضای قرارداد مستقیم کار کارگران و کارکنان پیمانی شده بودند.
در چند سال گذشته، طرح حذف شرکتهای پیمانکاری، پیش از نهایی شدن، چندین بار بین مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی دست به دست شده است.
یادداشتی در «اسرائیل نشنالنیوز» این فرضیه را مطرح کرد که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله ۷ اکتبر استفاده کرده باشد. او تاکید کرد شواهد این نظریه غیرمستقیماند و هیچ مدرک قطعی برای اثبات این همکاری ارائه نکرد.
آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقهاش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سالها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.
پری با کنار هم قرار دادن مجموعهای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی میتواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.
با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود میپذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.
چرا هنیه سالها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.
اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.
به نوشته پری، این عملیاتها نشان میدهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمیشدند. با وجود این، هنیه سالها زنده ماند.
هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخستوزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.
او در جریان جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.
هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس بهعنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر میکرد.
پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکههای اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.
ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تلالسبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.
پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی میتوانست مسیر دائمی و کمهزینهای برای جمعآوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقامهای اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماسهای تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و میتوانستند اطلاعاتی درباره نگرانیها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.
به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمیشوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.
او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه بهعنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمیکند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطهای را نشان میدهد.
درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستانهای اسرائیل اشاره کرده است.
نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.
یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تلآویو بستری شد.
در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. گزارشهایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
پری تاکید کرده که درمان انساندوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بیخبر بوده باشند.
با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقامهای غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاهها، مدیران بیمارستانها و نهادهای امنیتی، کانالهایی برای ارتباط ایجاد میکرد که میتوانست مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی قرار گیرد.
جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد.
هنیه برای سالها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولتهای خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.
به باور پری، چنین منبعی میتوانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهوارهای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده میشود یا تنها تهدید میکند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوقهای اقتصادی و مجوزهای کار میتوانند آرامش مرزی را حفظ کنند.
این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، میتوانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.
اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانههای نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن میگفت.
یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایشهای حماس با بخشهایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.
دیدهبانهای زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.
در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیتهای غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیمکارتهای اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آمادهباش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت ششونیم صبح حمله را از دهها مسیر آغاز کرد.
با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاههای امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمیخواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.
منبع مورد اعتماد میتوانست شواهد را بیاهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس میتواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.
به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایشها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانهزنی یا آمادگی برای آیندهای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.
این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سالها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب میکند. این اطلاعات میتوانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستیآزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.
پس از شکلگیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بیاعتمادی به مشاهدات خودشان است.
هنیه ممکن است از طرح نهایی بیخبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.
بر اساس یکی از فرضیههای مطرحشده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار میداد که یکی از کانالهایش لو رفته است.
در این سناریو، هنیه میتوانست همچنان با دولتهای خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی میماند.
فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.
هیچیک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.
چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر میتواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.
هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگانها را نگهداری نمیکرد، فرماندهی گردانها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمیکرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت میکرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.
کشتن او میتوانست مذاکرات آزادی گروگانها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقهای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.
پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خوردهاند.
در چارچوب این فرضیه، اگر بررسیها نشان میداد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکستخورده نبود؛ بلکه فردی تلقی میشد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.
این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییسجمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظتشده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی میتوانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.
رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.
پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیامهایی که به ادعای مقامها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.
به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارشهای مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمیکند خدمات پزشکی متوقف شدهاند و ممکن است اساسا درخواست تازهای مطرح نشده باشد.
اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجهیک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.
پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.
فرضیهای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمعبندی یادداشت خود در اسرائیل نشنالنیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.
به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگیاش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسشهایی ایجاد میکنند.
در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سالها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.
فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سالهای متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظهای تعیینکننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.
به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.