کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حملات جمهوری اسلامی را محکوم کردند
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس حملات موشکی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز و علیه کشورهای عضو این شورا را محکوم کردند.
همچنین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بر همبستگی کامل و ایستادگی برای مقابله با این حملات تاکید کردند.
در بخشی از بیانیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس آمده است: «امنیت کشورهای عضو شورا یکپارچه است و هرگونه تجاوز علیه یکی از اعضا، تجاوز علیه همه اعضا محسوب میشود. اعضا همچنین بر حق دفاع مشروع فردی و جمعی تاکید کردند.»
ایراناینترنشنال در ادامه کارزار مردمی کشف حقیقت درباره سرکوب خونین اعتراضات در اصفهان، به اطلاعات تازهای درباره وقایع بیمارستان غرضی دست یافته است.
اطلاعاتی که نشان میدهد نیروهای امنیتی پس از انتقال مجروحان و کشتهشدگان به این بیمارستان، در روند شناسایی درمان، ثبت اطلاعات و تحویل پیکرها دخالت کرده و بهگفته شاهدان، آثار جنایت را از بیمارستان پاک کردهاند.
بر اساس یک فایل صوتی ارسالشده به ایراناینترنشنال، نیروهای امنیتی در روزهای ۱۹ و۲۰ دی، مجروحان را از خانوادهها تحویل گرفته، مانع ورود همراهان به بخشهای درمانی شده و سپس خانوادهها را برای یافتن عزیزانشان میان بیمارستان غرضی، باغ رضوان و سردخانه میوه و ترهبار اصفهان سرگردان کردهاند.
شاهد عینی در این فایل صوتی میگوید بیمارستان غرضی روز ۲۰ دی ماه چنان پاکسازی شده بود که انگار نه انگار شب قبل در آن خون و خونریزی بوده است.
روایت دختر یک کشتهشده؛ بیمارستانی پاکسازیشده و خانوادههایی سرگردان
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت پدرش روز شنبه ۱۹ دی، حدود ساعت هشت شب، از خانه خارج شد و پس از آن خانواده هیچ خبری از او نداشتند.
بهگفته او، یک روز بعد، پس از تماس با تلفن همراه پدر، فردی از بیمارستان غرضی پاسخ داده و گفته است وسایل او از اتاق عمل تحویل داده شده است.
او در ادامه روایت خود از وضعیت بیمارستان گفت: «بیمارستان تمیز بود، دریغ از یک لکه خون. تمیزِ تمیزِ تمیز، یعنی بیمارستان کاملا پاکسازی شده بود.»
این شاهد گفت هنگام ورود به بیمارستان، جمعیت زیادی از خانوادهها در حال جستوجوی عزیزانشان بودند.
به گفته او، مسئولان بیمارستان ابتدا اعلام کردند که هیچ پیکری در سردخانه نیست، اما وقتی وارد سردخانه شده، سه پیکر از سه پسر جوان را در کاور دیده است.
او سپس به حراست بیمارستان مراجعه کرده و از رییس حراست، که نام خانوادگی او را «کیانی» عنوان کرده، درباره پدرش پرسیده است.
بهگفته این شاهد، رییس حراست به او گفته: «پدرتان فوت شده.» اما در پاسخ به این پرسش که پدرش چه زمانی و چگونه کشته شده، گفته است: «ما نمیدانیم»
این شاهد میگوید پس از آن، به خانواده گفته شد برای پیگیری به باغ رضوان مراجعه کنند، اما در باغ رضوان نیز به آنها اعلام شد که هنوز هیچ فهرستی از پیکرها به آنجا ارسال نشده است.
انتقال پیکرها به سردخانه میوه و ترهبار
بر اساس همین روایت، در نهایت یکی از بستگان خانواده که برای شناسایی پیکر یکی دیگر از کشتهشدگان به سردخانه رفته بود، پیکر پدر این شاهد را در میدان ترهبار اصفهان، پیش از انتقال به باغ رضوان، شناسایی کرده است.
این شاهد میگوید هنگام شناسایی، لوله احیا و سرم هنوز در دست پدرش بوده و دو گلوله به قفسه سینه او اصابت کرده بود.
بهگفته او، خانواده فردای آن روز برای تحویل گرفتن پیکر به باغ رضوان مراجعه کردهاند؛ جایی که با جمعیتی گسترده از خانوادههایی روبهرو شدهاند که برای پیدا کردن یا تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان آمده بودند.
این روایت، در کنار دیگر گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، نشان میدهد که سردخانه بازار میوه و ترهبار اصفهان به یکی از نقاط اصلی پنهانسازی و جابهجایی پیکر کشتهشدگان تبدیل شده بود.
ابوالفضل زارع؛ پیکری که ۱۲ روز بعد در باغ رضوان پیدا شد
یکی از روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال مربوط به ابوالفضل زارع، جوان ۱۸ ساله اهل اصفهان است؛ جوانی که شامگاه ۱۹ دی در محدوده پنجطبقه خانه اصفهان نزدیک مسجد محمودی هنگام کمک به مجروحان هدف شلیک قرار گرفت.
نیروهای حکومتی در آن محدوده مردم را به رگبار بسته بودند و ابوالفضل در حالی که همراه مادرش در حال رسیدگی به زخمیها بود، مقابل چشم او تیر خورد. گلوله از پشت کمر وارد بدن او شد و به قفسه سینه رسید. او پس از اصابت گلوله به مادرش گفته بود: «کمک کن، دارم میسوزم.»
ابوالفضل حدود ساعت ۲۲:۲۵ همان شب، از سوی خانواده و رهگذران به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد، اما به مادرش اجازه ورود به بیمارستان داده نشد. مادر او سرانجام حدود ساعت چهار صبح توانست وارد بیمارستان شود، اما دیگر اثری از ابوالفضل نبود.
ابوالفضل را پس از انتقال به بیمارستان، با نام و نشانی دیگر از آنجا خارج کرده بودند. خانواده او ۱۲ روز در جستوجویش بودند تا سرانجام پیکرش را در سردخانه باغ رضوان اصفهان پیدا کردند. پیکر او به دلیل گذشت زمان و شرایط نامناسب نگهداری، ورم کرده و در ابتدا قابل شناسایی نبود.
بهگفته منابع نزدیک به خانواده، پیکرها در سردخانه روی هم قرار گرفته بودند و به دلیل فعال نبودن سیستم سرمایش، بسیاری از اجساد تغییر شکل داده بودند. مادر ابوالفضل در نگاه اول نتوانست پیکر او را شناسایی کند و در نهایت، در بررسی دوباره، او را از نشانهای در پشت کمرش تشخیص داد.
خانواده ابوالفضل زارع سرانجام پس از ۱۵ روز توانستند او را به خاک بسپارند.
روایت کادر درمان؛ ربایش مجروحان پس از جراحی
در بخش دیگری از اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یک منبع آگاه بهنقل از یک متخصص ارتوپد میگوید شمار زیادی از مجروحان، بهویژه افرادی که از ناحیه دست و پا هدف گلوله قرار گرفته بودند، به بیمارستان غرضی منتقل شدهاند.
بهگفته این منبع، برخی از این مجروحان پس از ساعتها جراحی، به محض انتقال از اتاق عمل به بخش، توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان خارج و به مکان نامعلومی منتقل شدهاند.
یک منبع دیگر نیز به نقل از دو نفر از کارکنان بیمارستان غرضی، از جمله یک نیروی بیهوشی و یک انترن، گفته است که حجم مجروحان و پیکرها در بیمارستان چنان بالا بوده که فضای بیمارستان مملو از خون شده بود.
بهگفته این منبع، کادر درمان در شرایطی کار میکردند که بسیاری از آنان با گریه مشغول رسیدگی به مجروحان بودند.
تسلط نیروهای امنیتی بر بیمارستان و ممانعت از ورود خانوادهها
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که در شب ۱۹ دی، بیمارستان غرضی بهطور کامل تحت کنترل نیروهای امنیتی قرار داشته است.
منابع گفتهاند نیروهای امنیتی مانع ورود خانوادهها به بخشها میشدند و برخی از پزشکان و پرستاران نیز از دسترسی آزادانه به بیماران و مجروحان محروم شده بودند.
در یکی از گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، در همان شب نیروهای امنیتی برخی مجروحان را در داخل بیمارستان هدف تیر خلاص قرار دادهاند.
طبق اطلاعات رسیده، خانوادهها پس از تحویل دادن مجروحان به بیمارستان برای ساعتها و گاه روزها از سرنوشت آنان بیخبر ماندهاند. برخی به باغ رضوان فرستاده شدهاند و برخی به سردخانه میوه و ترهبار و برخی دیگر هیچ پاسخ روشنی درباره محل نگهداری یا وضعیت عزیزانشان دریافت نکردهاند.
ضرورت ثبت حقیقت و پاسخگویی
ایراناینترنشنال در کارزار مردمی «کشف حقیقت» تلاش میکند روایتهای خانوادهها، مجروحان، شاهدان عینی و کادر درمان را درباره وقایع بیمارستان غرضی و دیگر مراکز درمانی اصفهان ثبت و راستیآزمایی کند.
ایراناینترنشنال از خانوادههای کشتهشدگان، مجروحان، پزشکان، پرستاران، کارکنان بیمارستانها، نیروهای اورژانس و شاهدان عینی میخواهد هرگونه سند، تصویر، ویدیو، فایل صوتی، نام، تاریخ، محل انتقال یا جزییات قابل راستیآزمایی درباره وقایع بیمارستان غرضی اصفهان را برای ادامه این کارزار ارسال کنند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، با ابراز نگرانی از ازسرگیری درگیریهای نظامی تهران و واشینگتن، گفت مردم ایران بار دیگر میان حملات خارجی و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند.
ساتو پنجشنبه ۱۸ تیر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ازسرگیری درگیریهای نظامی میان تهران و واشینگتن در این هفته و تشدید تنشها در سراسر منطقه عمیقا نگرانکننده است و حملات آمریکا به ایران از منظر حقوق بینالملل «غیرقانونی» است.
به گفته او، انجام این حملات پس از امضای تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، این تحولات را نگرانکنندهتر کرده و نشان میدهد توافقها کنار گذاشته شدهاند و زور جای دیپلماسی را گرفته است؛ موضوعی که به گفته او بنیان صلح پایدار، یعنی احترام به توافقها و حقوق بینالملل را تضعیف میکند.
ساتو یادآوری کرد ۲۹ خرداد همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل با احتیاط از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی استقبال کرده بود، اما همزمان هشدار داده بود که جایگاه مردم ایران در این توافق بسیار کمرنگ است.
این بیانیه به امضای ۱۴ گزارشگر ویژه، کارشناس مستقل و سازوکار حقوق بشری سازمان ملل، از جمله ساتو، رسیده بود.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به گزارشهایی درباره آسیب دیدن زیرساختهای غیرنظامی نوشت در حملات اخیر، چندین بندر در جنوب ایران هدف قرار گرفته، برق بخشهایی از چابهار قطع شده، پرتابههایی در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر فرود آمده و خطوط راهآهن، از جمله پل راهآهن آقتکهخان، آسیب دیدهاند.
او همچنین به آمار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی اشاره کرد که از کشته شدن ۱۴ نفر در دو شب گذشته خبر داده است.
ساتو نوشت در این لحظات، فکرش با مردم ایران است؛ مردمی که به گفته او بار دیگر خود را میان حملات تازه آمریکا و سرکوب داخلی جمهوری اسلامی گرفتار میبینند.
او افزود از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات خارجی هزاران کشته و میلیونها آواره بر جای گذاشته و مقامهای جمهوری اسلامی نیز با تشدید سرکوب مخالفان، به اعدام شهروندان در ایران ادامه دادهاند.
بهگفته او، مردم ایران سالهاست با ناامنی و مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و دور تازه حملات تنها بر رنج آنان میافزاید.
ساتو ۱۰ تیر نیز در مصاحبهای با «جنیوا سولوشنز» گفته بود در جنگ اخیر هزاران غیرنظامی در ایران کشته و میلیونها نفر آواره شدند و مقامهای جمهوری اسلامی نیز پیش از جنگ، در جریان آن و پس از آتشبس، سرکوب مخالفان را ادامه دادهاند.
او تاکید کرده بود: «در تفاهم کنونی آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم ایران تقریبا هیچ جایگاهی ندارند. این تفاهمنامه در خدمت منافع ژئوپلیتیک است، اما مردم ایران را نادیده میگیرد.»
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در پایان از همه طرفها خواست تنشها را کاهش دهند، به میز مذاکره بازگردند و مردم ایران را در کانون توجه قرار دهند.
او تاکید کرد حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی باید فورا در اولویت قرار گیرد و همه طرفها باید برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها تلاش کنند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از داخل ایران نیز حاکی از نگرانی شماری از شهروندان از تشدید تنشها، محدودیتهای اینترنتی، فشارهای داخلی و بیاعتمادی به روایت رسمی جمهوری اسلامی است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان خلبانی در اسرائیل گفت: «یکسال پیش در همین مراسم پیامی مستقیم به دیکتاتور خامنهای و گروه آخوندهای حاکم در ایران دادم. بازوی بلند اسرائیل شما را در تهران، تبریز و اصفهان، و در هر جایی که از آنجا تلاش کنید اسرائیل را تهدید و به آن آسیب بزنید، خواهد یافت. هیچ جایی وجود ندارد که بتوانید در آن پنهان شوید و گفتم: اگر لازم باشد بازگردیم، بازخواهیم گشت؛ و با قدرتی بسیار بیشتر.»
کاتز افزود: «حدود هفت ماه پیش، هنگامی که ما برای ضربه آغازین عملیات وارد عمل شدیم، این سخن به واقعیتی در میدان تبدیل شد. ما دوباره در آسمان ایران دست به عملیات زدیم، بسیاری از مقامهای ارشد حکومت را از میان برداشتیم.»
وزیر دفاع اسرائیل تاکید کرد: «در ضربه آغازین تاریخی عملیات خود، ما خامنهای را از بین بردیم و پسر خامنهای را بهشدت مجروح کردیم. بار دیگر ثابت کردیم که نیروی هوایی اسرائیل، بازوی راهبردی کشور اسرائیل، قادر است به هر نقطهای که شهروندان اسرائیل را تهدید میکند، برسد.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در بخش دیگری از اظهاراتش در مراسم اعطای نشان خلبانی به فارغالتحصیلان دوره خلبانی نیروی هوایی اسرائیل گفت: «وقتی سپاه پاسداران و حکومت ایران به بالا نگاه میکنند، در دو طرف هواپیماها فقط دو چیز میبینند: ستارهها و نوارهای پرچم ایالات متحده آمریکا و ستاره داوود اسرائیل.»
او افزود: «در این جنگ، نیروی هوایی نقشی تعیینکننده در زنجیره عملیاتهای ما داشت: در ورود به رفح، در کنترل محور فیلادلفی، در از بین بردن مقامهای ارشد حماس، در حذف نصرالله و رهبری حزبالله در لبنان، در نابودی بخش عمدهای از ۱۵۰ هزار موشک و راکتی که حزبالله در آستانه جنگ در اختیار داشت؛ و البته در حملات قدرتمند به جمهوری اسلامی.»
او گفت: «محور جمهوری اسلامی اکنون ضعیفتر از هر زمان دیگری است، در حالی که اسرائیل قویتر از هر زمان دیگری است. ما با هم نه فقط چهره خاورمیانه را تغییر دادیم؛ پیش از هر چیز، خودمان را تغییر دادیم. ما جسارت به خرج دادیم، ابتکار عمل را در دست گرفتیم، حمله کردیم. ما ثابت کردیم که بازوی بلند نیروی هوایی اسرائیل به هر جایی میرسد؛ از یمن تا ایران.»
نتانیاهو گفت: «با این حال باید بگویم که جنگ هنوز کاملا به پایان نرسیده است. در کنار چالشهای قدیمی، چالشهای جدیدی پدیدار میشوند. محورهایی سقوط میکنند و محورهای دیگری شکل میگیرند.»
او افزود: «ما برای هر سناریویی آماده هستیم، و یک چیز را میدانیم: ما همیشه باید از دشمنانمان قویتر باشیم. حفظ برتری هوایی اسرائیل، یکی از ارکان اساسی دکترین امنیت ملی ماست. به همان اندازه، این موضوع کلیدی برای حفظ ثبات در خاورمیانه پرتلاطم است.»
در هفتههای اخیر، دو رویداد مهم مرتبط با میراث ادبی آلبر کامو، نویسنده و فیلسوف برجسته فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات، نام این نویسنده را به سرخط خبرهای فرهنگی و ادبی برده است.
از یک سو، نخستین ترجمه کامل انگلیسی نامهنگاریهای عاشقانه کامو و ماریا کاسارس منتشر شده و از سوی دیگر، دولت فرانسه آرشیو گسترده دستنوشتهها، اسناد و آثار شخصی این نویسنده را برای نگهداری در مجموعههای ملی خریداری کرده است.
این دو رویداد، فرصتی تازه برای بازخوانی زندگی، اندیشه و فرآیند خلاقیت یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم فراهم کردهاند.
نامههای عاشقانه
انتشارات معتبر پنگوئن بهتازگی ترجمه کامل مجموعه نامههای آلبر کامو و ماریا کاسارس را در قالب کتابی با بیش از ۱۲۰۰ صفحه منتشر کرده است.
این مجموعه که شامل ۸۶۵ نامه است، یکی از مهمترین اسناد شخصی باقیمانده از زندگی کامو به شمار میرود و تصویری کمسابقه از جنبههای عاطفی و انسانی زندگی او ارائه میدهد.
داستان این رابطه به شش ژوئن ۱۹۴۴ بازمیگردد؛ روزی که در تاریخ اروپا بهعنوان «روز دی» و آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی شناخته میشود.
در همان روز، کامو و ماریا کاسارس برای نخستینبار در پاریس با یکدیگر آشنا شدند. کامو در آن زمان نویسندهای جوان اما شناختهشده بود که علاوه بر فعالیت ادبی، در روزنامه «کومبا» (مبارزه) و جنبش مقاومت فرانسه نقش داشت. کاسارس هم بازیگری جوان و آیندهدار بود که بعدها به یکی از چهرههای برجسته تئاتر فرانسه تبدیل شد.
آشنایی آنها بهسرعت به رابطهای عاشقانه انجامید. نامههای منتشرشده نشان میدهند که این رابطه از همان آغاز با شدت و صمیمیتی کمنظیر همراه بوده است. در یکی از نخستین نامههای کامو آمده است: «من و تو مشتاق، عجول و بهشکلی خطرناک یکدیگر را ملاقات کردیم و عاشق شدیم.»
با این حال، شرایط زندگی شخصی کامو پیچیدگیهای فراوانی داشت. او متاهل بود و همسرش فرانسین فور در سالهای جنگ در الجزایر زندگی میکرد. پس از بازگشت فرانسین به فرانسه در پاییز ۱۹۴۴، رابطه کامو و کاسارس متوقف شد، اما این جدایی دائمی نبود. چهار سال بعد، آنها بار دیگر به یکدیگر نزدیک شدند و ارتباطشان تا زمان مرگ ناگهانی کامو در ژانویه ۱۹۶۰ ادامه یافت.
اهمیت این مکاتبات تنها به جنبههای عاطفی آن محدود نمیشود. پژوهشگران ادبی معتقدند نامهها اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، دغدغههای فکری، وضعیت جسمی و روحی و حتی روند نگارش برخی آثار مهم کامو در اختیار قرار میدهند.
از اینرو، این مجموعه نهتنها یک سند عاشقانه، بلکه منبعی مهم برای شناخت بهتر نویسنده شاهکارهایی چون «بیگانه»، «افسانه سیزیف»، «طاعون» و «انسان طاغی» محسوب میشود.
این نامهها نخستین بار در سال ۲۰۱۷ به زبان فرانسوی منتشر شدند. اکنون انتشار ترجمه کامل انگلیسی آنها، امکان دسترسی مخاطبان گستردهتری را به یکی از مهمترین مجموعههای مکاتبات ادبی قرن بیستم فراهم کرده است.
آرشیو آلبر کامو در کتابخانه ملی فرانسه
دولت فرانسه با همکاری حامیان مالی خصوصی از جمله شرکت مد هرمس و بانک سی ائی سی، آرشیو گسترده آلبر کامو را از خانوادهاش خریداری کرده و به مجموعه کتابخانه ملی فرانسه افزوده است.
این مجموعه از سوی نهادهای مسئول میراث فرهنگی فرانسه بهعنوان یکی از ارزشمندترین آرشیوهای ادبی معاصر شناخته شده و خرید آن از سوی دولت بهعنوان اقدامی مهم در حفاظت از میراث فرهنگی فرانسه ارزیابی میشود.
بر اساس گزارش رسانههای فرانسوی، ارزش این معامله حدود ۹ میلیون یورو برآورد شده است.
آرشیو یادشده شامل هزاران صفحه دستنوشته، یادداشت، دفترچه شخصی، مکاتبات، عکس و اسناد مرتبط با زندگی و فعالیتهای ادبی و فکری کامو است.
در میان مهمترین آثار موجود در این مجموعه، نسخه خطی رمان «بیگانه» جایگاه ویژهای دارد؛ اثری که همچنان یکی از شناختهشدهترین و پرخوانندهترین رمانهای ادبیات فرانسه در سطح جهان محسوب میشود.
همچنین پیشنویسها و یادداشتهای مربوط به آثاری چون «سقوط» و «آدم اول» در این آرشیو نگهداری میشود. «آدم اول» آخرین اثر ادبی کامو بود که در زمان حیاتش به چاپ نرسید. نسخه خطی این اثر پس از تصادف مرگبار ژانویه ۱۹۶۰ در اتومبیلی که بر آن سوار بود پیدا شد و سالها بعد منتشر شد.
بهگفته مسئولان کتابخانه ملی فرانسه، این آرشیو تصویری کمنظیر از شیوه کار، روند شکلگیری آثار و تحولات فکری کامو در اختیار پژوهشگران قرار خواهد داد.
افزون بر آثار ادبی، اسناد موجود در این مجموعه شامل یادداشتهای شخصی، تاملات سیاسی و مجموعهای ارزشمند از عکسهای خانوادگی و شخصی است که میتواند به درک بهتر جایگاه او در فضای فکری و سیاسی فرانسه پس از جنگ جهانی دوم کمک کند.
تور و نمایش عمومی
کتابخانه ملی فرانسه اعلام کرده که در سالهای آینده بخش قابل توجهی از این آرشیو، دیجیتالی خواهد شد تا پژوهشگران و علاقهمندان در سراسر جهان بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
این مجموعه در کنار آرشیو دیگر چهرههای برجسته اندیشه و ادبیات فرانسه، از جمله مارسل پروست و مارگریت دوراس نگهداری خواهد شد.
برنامهریزی شده که در مارس ۲۰۲۷، در آستانه هفتادمین سالگرد دریافت جایزه نوبل ادبیات از سوی کامو، نمایشگاهی بزرگ در کتابخانه ملی فرانسه برگزار شود. این نمایشگاه نخستین فرصت برای نمایش عمومی بخش مهمی از اسناد تازه خریداریشده خواهد بود.
همزمانی انتشار ترجمه انگلیسی نامههای عاشقانه کامو و انتقال آرشیو شخصی او به مجموعههای ملی فرانسه، بار دیگر توجه افکار عمومی را به میراث یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم معطوف کرده است.
اگر نامهها چهرهای صمیمیتر و انسانیتر از کامو را آشکار میکنند، آرشیو تازهخریداریشده هم امکان مطالعه دقیقتر مسیر فکری و ادبی او را فراهم خواهد کرد.
مجموعه این تحولات نشان میدهد که بیش از شش دهه پس از مرگ کامو، آثار و زندگی او همچنان موضوعی زنده برای پژوهش، گفتوگو و بازخوانی در جهان ادبیات و اندیشه باقی مانده است.