• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کارزار کشف حقیقت؛ پاک کردن عجولانه رد جنایت در بیمارستان غرضی اصفهان

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۸:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

ایران‌اینترنشنال در ادامه کارزار مردمی کشف حقیقت درباره سرکوب خونین اعتراضات در اصفهان، به اطلاعات تازه‌ای درباره وقایع بیمارستان غرضی دست یافته است.

اطلاعاتی که نشان می‌دهد نیروهای امنیتی پس از انتقال مجروحان و کشته‌شدگان به این بیمارستان، در روند شناسایی درمان، ثبت اطلاعات و تحویل پیکرها دخالت کرده و به‌گفته شاهدان، آثار جنایت را از بیمارستان پاک کرده‌اند.

بر اساس یک فایل صوتی ارسال‌شده به ایران‌اینترنشنال، نیروهای امنیتی در روزهای ۱۹ و۲۰ دی، مجروحان را از خانواده‌ها تحویل گرفته، مانع ورود همراهان به بخش‌های درمانی شده و سپس خانواده‌ها را برای یافتن عزیزانشان میان بیمارستان غرضی، باغ رضوان و سردخانه میوه و تره‌بار اصفهان سرگردان کرده‌اند.

شاهد عینی در این فایل صوتی می‌گوید بیمارستان غرضی روز ۲۰ دی ماه چنان پاک‌سازی شده بود که انگار نه انگار شب قبل در آن خون و خون‌ریزی بوده است.

روایت دختر یک کشته‌شده؛ بیمارستانی پاک‌سازی‌شده و خانواده‌هایی سرگردان

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت پدرش روز شنبه ۱۹ دی، حدود ساعت هشت شب، از خانه خارج شد و پس از آن خانواده هیچ خبری از او نداشتند.

به‌گفته او، یک روز بعد، پس از تماس با تلفن همراه پدر، فردی از بیمارستان غرضی پاسخ داده و گفته است وسایل او از اتاق عمل تحویل داده شده است.

او در ادامه روایت خود از وضعیت بیمارستان گفت: «بیمارستان تمیز بود، دریغ از یک لکه خون. تمیزِ تمیزِ تمیز، یعنی بیمارستان کاملا پاک‌سازی شده بود.»

این شاهد گفت هنگام ورود به بیمارستان، جمعیت زیادی از خانواده‌ها در حال جست‌وجوی عزیزانشان بودند.

به گفته او، مسئولان بیمارستان ابتدا اعلام کردند که هیچ پیکری در سردخانه نیست، اما وقتی وارد سردخانه شده، سه پیکر از سه پسر جوان را در کاور دیده است.

او سپس به حراست بیمارستان مراجعه کرده و از رییس حراست، که نام خانوادگی او را «کیانی» عنوان کرده، درباره پدرش پرسیده است.

به‌گفته این شاهد، رییس حراست به او گفته: «پدرتان فوت شده.» اما در پاسخ به این پرسش که پدرش چه زمانی و چگونه کشته شده، گفته است: «ما نمی‌دانیم»

این شاهد می‌گوید پس از آن، به خانواده گفته شد برای پیگیری به باغ رضوان مراجعه کنند، اما در باغ رضوان نیز به آن‌ها اعلام شد که هنوز هیچ فهرستی از پیکرها به آنجا ارسال نشده است.

انتقال پیکرها به سردخانه میوه و تره‌بار

بر اساس همین روایت، در نهایت یکی از بستگان خانواده که برای شناسایی پیکر یکی دیگر از کشته‌شدگان به سردخانه رفته بود، پیکر پدر این شاهد را در میدان تره‌بار اصفهان، پیش از انتقال به باغ رضوان، شناسایی کرده است.

این شاهد می‌گوید هنگام شناسایی، لوله احیا و سرم هنوز در دست پدرش بوده و دو گلوله به قفسه سینه او اصابت کرده بود.

به‌گفته او، خانواده فردای آن روز برای تحویل گرفتن پیکر به باغ رضوان مراجعه کرده‌اند؛ جایی که با جمعیتی گسترده از خانواده‌هایی روبه‌رو شده‌اند که برای پیدا کردن یا تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان آمده بودند.

این روایت، در کنار دیگر گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، نشان می‌دهد که سردخانه بازار میوه و تره‌بار اصفهان به یکی از نقاط اصلی پنهان‌سازی و جابه‌جایی پیکر کشته‌شدگان تبدیل شده بود.

100%

ابوالفضل زارع؛ پیکری که ۱۲ روز بعد در باغ رضوان پیدا شد

یکی از روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال مربوط به ابوالفضل زارع، جوان ۱۸ ساله اهل اصفهان است؛ جوانی که شامگاه ۱۹ دی در محدوده پنج‌طبقه خانه اصفهان نزدیک مسجد محمودی هنگام کمک به مجروحان هدف شلیک قرار گرفت.

نیروهای حکومتی در آن محدوده مردم را به رگبار بسته بودند و ابوالفضل در حالی که همراه مادرش در حال رسیدگی به زخمی‌ها بود، مقابل چشم او تیر خورد. گلوله از پشت کمر وارد بدن او شد و به قفسه سینه رسید. او پس از اصابت گلوله به مادرش گفته بود: «کمک کن، دارم می‌سوزم.»

ابوالفضل حدود ساعت ۲۲:۲۵ همان شب، از سوی خانواده و رهگذران به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد، اما به مادرش اجازه ورود به بیمارستان داده نشد. مادر او سرانجام حدود ساعت چهار صبح توانست وارد بیمارستان شود، اما دیگر اثری از ابوالفضل نبود.

ابوالفضل را پس از انتقال به بیمارستان، با نام و نشانی دیگر از آنجا خارج کرده بودند. خانواده او ۱۲ روز در جست‌وجویش بودند تا سرانجام پیکرش را در سردخانه باغ رضوان اصفهان پیدا کردند. پیکر او به دلیل گذشت زمان و شرایط نامناسب نگهداری، ورم کرده و در ابتدا قابل شناسایی نبود.

به‌گفته منابع نزدیک به خانواده، پیکرها در سردخانه روی هم قرار گرفته بودند و به دلیل فعال نبودن سیستم سرمایش، بسیاری از اجساد تغییر شکل داده بودند. مادر ابوالفضل در نگاه اول نتوانست پیکر او را شناسایی کند و در نهایت، در بررسی دوباره، او را از نشانه‌ای در پشت کمرش تشخیص داد.

خانواده ابوالفضل زارع سرانجام پس از ۱۵ روز توانستند او را به خاک بسپارند.

روایت کادر درمان؛ ربایش مجروحان پس از جراحی

در بخش دیگری از اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، یک منبع آگاه به‌نقل از یک متخصص ارتوپد می‌گوید شمار زیادی از مجروحان، به‌ویژه افرادی که از ناحیه دست و پا هدف گلوله قرار گرفته بودند، به بیمارستان غرضی منتقل شده‌اند.

به‌گفته این منبع، برخی از این مجروحان پس از ساعت‌ها جراحی، به محض انتقال از اتاق عمل به بخش، توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان خارج و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند.

یک منبع دیگر نیز به نقل از دو نفر از کارکنان بیمارستان غرضی، از جمله یک نیروی بیهوشی و یک انترن، گفته است که حجم مجروحان و پیکرها در بیمارستان چنان بالا بوده که فضای بیمارستان مملو از خون شده بود.

به‌گفته این منبع، کادر درمان در شرایطی کار می‌کردند که بسیاری از آنان با گریه مشغول رسیدگی به مجروحان بودند.

تسلط نیروهای امنیتی بر بیمارستان و ممانعت از ورود خانواده‌ها

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که در شب ۱۹ دی، بیمارستان غرضی به‌طور کامل تحت کنترل نیروهای امنیتی قرار داشته است.

منابع گفته‌اند نیروهای امنیتی مانع ورود خانواده‌ها به بخش‌ها می‌شدند و برخی از پزشکان و پرستاران نیز از دسترسی آزادانه به بیماران و مجروحان محروم شده بودند.

در یکی از گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، در همان شب نیروهای امنیتی برخی مجروحان را در داخل بیمارستان هدف تیر خلاص قرار داده‌اند.

طبق اطلاعات رسیده، خانواده‌ها پس از تحویل دادن مجروحان به بیمارستان برای ساعت‌ها و گاه روزها از سرنوشت آنان بی‌خبر مانده‌اند. برخی به باغ رضوان فرستاده شده‌اند و برخی به سردخانه میوه و تره‌بار و برخی دیگر هیچ پاسخ روشنی درباره محل نگهداری یا وضعیت عزیزانشان دریافت نکرده‌اند.

ضرورت ثبت حقیقت و پاسخ‌گویی

ایران‌اینترنشنال در کارزار مردمی «کشف حقیقت» تلاش می‌کند روایت‌های خانواده‌ها، مجروحان، شاهدان عینی و کادر درمان را درباره وقایع بیمارستان غرضی و دیگر مراکز درمانی اصفهان ثبت و راستی‌آزمایی کند.

ایران‌اینترنشنال از خانواده‌های کشته‌شدگان، مجروحان، پزشکان، پرستاران، کارکنان بیمارستان‌ها، نیروهای اورژانس و شاهدان عینی می‌خواهد هرگونه سند، تصویر، ویدیو، فایل صوتی، نام، تاریخ، محل انتقال یا جزییات قابل راستی‌آزمایی درباره وقایع بیمارستان غرضی اصفهان را برای ادامه این کارزار ارسال کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

انجام «عملیات سنگین» و «تنبیهی» آمریکا در پاسخ به حمله سپاه به نفت‌کش‌ها
۱

انجام «عملیات سنگین» و «تنبیهی» آمریکا در پاسخ به حمله سپاه به نفت‌کش‌ها

۲

انتقادهای گسترده از اظهارات «نژادپرستانه» آمیتاب باچان درباره تیم ملی فرانسه

۳

شکایت رسمی به فیفا؛ مصر خواستار محرومیت و اخراج داور فرانسوی شد

۴

فیفا اهانت «نژادپرستانه» به یوتیوبر مشهور آمریکایی را محکوم و تحقیقات خود را آغاز کرد

۵

هم‌زمان با موج تازه تهدیدهای جمهوری اسلامی، ترامپ با ایر فورس وان قدیمی به بریتانیا رفت

انتخاب سردبیر

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

  • مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

    مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

  • مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

    مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

  • اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

    اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

  • ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

    ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

شاهزاده رضا پهلوی: جمهوری اسلامی صدای واقعی مردم را در هیاهوی مراسم خامنه‌ای پنهان می‌کند

۱۷ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی با انتقاد از برگزاری مراسم حکومتی برای علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده، جمهوری اسلامی را متهم کرد که می‌کوشد با «نمایش‌های ساختگی» صدای واقعی مردم ایران را پنهان کند. او هم‌زمان خواستار حمایت گسترده‌تر از خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه شد.

در پیام ویدیویی شاهزاده رضا پهلوی که شامگاه چهارشنبه ۱۷ تیر منتشر شد، آمده است: «جمهوری اسلامی می‌کوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند.»

او افزود: «رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایش‌های ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینه‌های هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت می‌شود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.»

شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.»

او در ادامه گفت: «بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دی‌ماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان می‌دانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظه‌ای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند.»

شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنان برخلاف مزدوران ضحاک، برای وعده‌های ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آن‌ها، شکوهمند، برای بازپس‌گیری ایران و هویت ملی‌مان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نام‌شان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.»

  • خامنه‌ای، نقض حقوق بشر و اقدام علیه منافع ملی

    خامنه‌ای، نقض حقوق بشر و اقدام علیه منافع ملی

او ادامه داد: «امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانواده‌های شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شب‌های دشوار متوقف مانده است؛ خانواده‌هایی که عزیز و گاه تنها نان‌آور خود را از دست داده‌اند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم می‌گشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل می‌کنند.»

شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت: «این خانواده‌ها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آن‌ها نگهبان و امانت‌دار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به‌تنهایی بر دوش بکشند.»

  • ۱۲ معترض زندانی در اصفهان در خطر اعدام قرار دارند

    ۱۲ معترض زندانی در اصفهان در خطر اعدام قرار دارند

او افزود: «وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبان‌شان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواری‌های مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.»

شاهزاده رضا پهلوی در پایان گفت: «تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آینده‌ای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آینده‌ای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.»

روایت کشته شدن مجتبی انصاری‌فرد؛ پدری با گلوله‌‌ای در گلو جان باخت

۱۶ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

مجتبی انصاری‌فرد، کارمند رسمی دانشگاه صنعتی اصفهان، یکی از کشته‌شدگان منتقل‌شده به بیمارستان غرضی اصفهان در اعتراضات ۱۹ دی بود. مردی ۴۴ ساله و پدر دو فرزند خردسال که به گفته شاهدان، مقابل خانه‌اش و در برابر چشم همسر و فرزندانش هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، او حدود ساعت هشت شب ۱۹ دی، با گلوله‌ای که به گردنش اصابت کرد، مجروح شد.

خانواده و اطرافیان او چندین بار با اورژانس تماس گرفتند، اما آمبولانس در محل حاضر نشد و در نهایت به خانواده گفته شد که خودشان او را به بیمارستان منتقل کنند.

مجتبی پس از حدود ۲۰ دقیقه انتظار، با کمک همسایگان و با خودروی شخصی به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد.

شاهدان گفتند او هنگام رسیدن به بیمارستان هنوز زنده بود، اما مسئولان بیمارستان اجازه ندادند حتی یکی از همراهانش وارد بخش اورژانس شود.

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

وضعیت هولناک بیمارستان

ایران‌اینترنشنال طی ماه‌های گذشته در گزارش‌هایی جداگانه، روایت کشته شدن یا جان باختن ایرج کیانی، محمدرضا صابری، احمدرضا محراب‌بیک، مهدی معصومی و مونا حسینی را پس از انتقال به بیمارستان غرضی یا در ارتباط با وقایع این بیمارستان، منتشر کرد.

به گفته شاهدان، بیمارستان غرضی در آن شب مملو از مجروحانی بود که با خودروهای شخصی به آنجا منتقل می‌شدند.

شاهدان گفتند که تخت‌های بیمارستان پر شده بود، شماری از مجروحان روی زمین خوابانده شده بودند و سالن‌های بیمارستان پر از خون بود: «کادر درمان در شرایطی بسیار سنگین و پرتنش در حال رسیدگی به مجروحان بودند و بسیاری از زخمی‌هایی که به صورت سرپایی درمان می‌شدند، بدون ثبت‌نام از بیمارستان مرخص می‌شدند.»

بلاتکلیفی خانواده‌ها برای پیگیری وضعیت عزیزانشان

خانواده انصاری‌فرد حدود ساعت ۱۰ شب به بیمارستان مراجعه کردند، اما به دلیل ازدحام و فضای امنیتی پاسخ روشنی دریافت نکردند.

به آن‌ها گفته شد اسامی مجروحان و بستری‌شدگان صبح روز بعد اعلام خواهد شد. با این حال، صبح روز بعد، هنگامی که خانواده‌ها مقابل بیمارستان جمع شده بودند، مسئولان بیمارستان اعلام کردند حدود ۱۵۰ زخمی در فهرست بستری‌ها ثبت شده‌اند.

مسئول حراست بیمارستان به خانواده‌ها گفت افرادی که نامشان در فهرست بستری‌ها نیست، یا در این بیمارستان نیستند یا در میان جان‌باختگان قرار دارند.

او همچنین گفته بود نیروهای اطلاعات سپاه حوالی ساعت چهار صبح به بیمارستان مراجعه کرده و پیکرها را از آنجا منتقل کرده‌اند.

بر اساس روایت شاهدان و نزدیکان خانواده، در همان شب ده‌ها کشته از بیمارستان غرضی خارج شدند.

برخی منابع از قول پرستاران بیمارستان گفته‌اند که تنها در شب ۱۹ دی، حدود ۷۰ کشته به بیمارستان منتقل شده یا در آنجا جان باخته بودند. روایت‌های دیگر از انتقال حدود ۱۴۰ پیکر از بیمارستان و مراکز درمانی به باغ رضوان اصفهان حکایت کردند.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

فشار بر خانواده‌ برای بسیجی اعلام کردن فرزندشان

خانواده مجتبی پس از مراجعه به باغ رضوان اصفهان نیز پاسخ روشنی دریافت نکردند.

به آن‌ها گفته شد روند شناسایی هنوز انجام نشده و بعدا برای شناسایی پیکرها با خانواده‌ها تماس گرفته خواهد شد. شماری از پیکرها هم به سردخانه‌های وابسته به سازمان میوه و تره‌بار و شیلات منتقل شده بودند.

پس از چهار روز پیگیری، به خانواده اطلاع داده شد برای شناسایی به باغ رضوان مراجعه کنند. پیکرها با خودروهای بزرگ که روی آن‌ها عنوان ستاد بحران دیده می‌شد، به بخش‌های مربوط به متوفیان در باغ رضوان منتقل می‌شدند. هر پیکر یک کد داشت و خانواده‌ها پس از دریافت کد، برای شناسایی وارد سالن‌های غسال‌خانه می‌شدند. سالن‌هایی که به گفته شاهدان، پر از پیکر جوانان بود.

خانواده پس از شناسایی پیکر او، خواستار تحویل گرفتن آن و برگزاری مراسم خاکسپاری مستقل شدند، اما پیکر او در همان روز تحویل داده نشد. روز بعد به خانواده اعلام شد که مجتبی شهید محسوب شده و باید در گلستان شهدای اصفهان دفن شود.

نزدیکان خانواده گفتند خانواده با این تصمیم مخالفت کردند، اما نیروهای امنیتی با تهدید و فشار، از جمله فشار بر مادر مجتبی، رضایت اجباری گرفتند:‌ «در نهایت، پیکر مجتبی بدون رضایت واقعی خانواده و پس از مراسمی امنیتی، همراه با چند پیکر دیگر در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.»

شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%
عزاداری مادر جاویدنام مانی صفرپور در محرم

شماری از شهروندان با ارسال پیام‌هایی درباره عزاداری‌های دهه اول ماه محرم، گفتند شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی برای بسیاری از ایرانیان، تاسوعا و عاشورایی است که در آن برای ده‌ها هزار جاویدنام سوگواری می‌کنند.

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از «کم‌رمق» بودن عزاداری‌های محرم امسال و خلوت بودن هیات‌ها و خیابان‌های شهرهای مختلف نسبت به سال‌های گذشته است.

علاوه بر این پیام‌ها، مرور شبکه‌های اجتماعی نیز نشان می‌دهد بسیاری از کاربران عکس و نام جاویدنامان و دیگر قربانیان کشتارهای سال‌های اخیر جمهوری اسلامی را در پست و استوری‌های اینستاگرام منتشر می‌کنند.

بسیاری با ادبیاتی مشابه می‌گویند: «ما خودمان عاشورا داشتیم و مظلومان واقعی را دیدیم.»

برخی از ویدیوهای ارسالی به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند بعضی هیات‌ها با عزاداری جاویدنامان تلفیق شده‌اند.

به گفته یک شهروند، صبح چهارم تیرماه در همایونشهر اصفهان پرچمی با نام‌ها و چهره‌های جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان برافراشته شد.

بر اساس روایت رسیده، این اقدام «بدون ترس و با قدرت» در جریان مراسم مذهبی «عاشورا» انجام گرفت.

مادر جاویدنام محمد جعفرپور نیز سوم تیرماه، ویدیویی از حضور بر مزار فرزندش منتشر کرد و نوشت: «همان لباس‌هایی که فکر می‌کردم امسال هم می‌پوشی و همان زنجیری که قرار بود روی شانه‌هایت ببینم را برایت آوردم. هنوزم وقتی درِ خانه باز می‌شود، یک گوشه دلم منتظر است تا شاید تو آمده باشی. امسال هیات من، عاشورا و تاسوعای من، مزار توست پسرم.»

محمد جعفرپور ۲۵ ساله، شامگاه ۱۹ دی در خمینی‌شهر (سده) اصفهان با تیراندازی ماموران کشته شد.

هیات‌ها و خیابان‌های کم‌فروغ

شهروندی از تهران در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت سوم تیر، هم‌زمان با روز تاسوعا، هنگام عبور از میدان انقلاب، متوجه زنی چادری و حکومتی شد که به تنهایی پرچم جمهوری اسلامی را تکان می‌داد.

مخاطبی دیگر یادآوری کرد هر سال هیات زنجیرزنان در شهر او به خیابان می‌آمدند اما امسال، اکثریت همان دسته‌های عزاداری اندک را هم سالمندان تشکیل می‌دادند.

او افزود: «جوانان شهر در شب‌های دی با هزار آرزو خاک شدند.»

شهروندی از تهران نیز با مقایسه عزاداری‌های امسال با سال‌های اخیر، تاکید کرد مراسم خیابانی روزهای اخیر «کم‌رنگ و خالی» بود.

ده‌ها تن دیگر اشاره کردند در اغلب شهرهای بزرگ، شمار مردمی که به هیات‌ها و حسینه‌ها می‌روند به وضوح کم‌تر شده است.

مخاطبی از شهرضا در همین زمینه گفت: «خیلی از ما، روزهای تاسوعا و عاشورا را ۱۸ و ۱۹ دی می‌دانیم و تصمیم گرفته‌ایم در مراسم محرم شرکت نکنیم.»

در دهه‌های اخیر و با تاکید جمهوری اسلامی بر گسترش آیین‌های محرم، بسیاری از مراسم عزاداری از کارکرد صرفا مذهبی فاصله گرفته و بیش از پیش رنگ‌وبوی سیاسی پیدا کرده‌اند.

در بخش قابل توجهی از هیات‌ها، مداحی و منبر تنها به روایت واقعه کربلا محدود نمی‌ماند، بلکه به تریبونی برای بیان مواضع سیاسی، بازتولید گفتمان رسمی حکومت، حمله به منتقدان و ترسیم چارچوب‌های ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل می‌شود.

سال‌هاست که مرز میان مراسم مذهبی و فعالیت سیاسی در بسیاری از این مجالس کمرنگ شده است.

استفاده از فضای عزاداری محرم برای سوگواری جاویدنامان

ده‌ها شهروند در پیام‌هایی گفتند محرم آنان دی‌ماه است و در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی «لباس مشکی» بر تن و برای جاویدنامان سوگواری می‌کنند.

برخی دیگر نیز اشاره کردند اگر در محرم ۷۲ نفر کشته شدند، در دو شب ۴۰ هزار ایرانی، صرفا به دلیل آن که یک زندگی بهتر می‌خواستند، به خاک و خون کشیده شدند.

اما در کنار این روایت‌ها، شمار دیگری از شهروندان که خود را با داستان کربلا و امام سوم شیعیان نزدیک می‌بینند، از عزاداری برای جاویدنامان در تاسوعا و عاشورا گفتند.

مخاطبی در همین زمینه تاکید کرد: «من امسال محرم را کاملا درک می‌کنم؛ همون‌طور که امام حسین با حاکم فاسد بیعت نکرد و قیام کرد، بچه‌های ما هم دی‌ماه قیام کردند و کشته شدند. البته یزید بهتر از علی خامنه‌ای و دیگر مقامات حکومت بود، چون اسیران را نکشت، اما این‌ها به هزار اتهام مردم را اعدام می‌کنند.»

شهروندی از تهران نیز گفت: «همه مردم خشمگین و دل‌مرده و از شرایط خسته‌اند و از دین زده شده‌اند. ما ماه محرم موکب داریم، اما تعداد کمی هستند که امسال می‌آیند تا از آن‌ها پذیرایی کنیم. مردم فکر می‌کنند ما هم در کشتار دی‌ماه دست داشتیم، ولی دل خود من به‌خاطر جاویدنام‌ها آتش گرفته.»

برخی دیگر نیز اشاره کردند در برخی هیات‌های بعضی از شهرها مانند کنگاور کرمانشاه، برای جاویدنامان و «مظلومیت جوانان پرپر شده ایران» نوحه‌خوانی و عزاداری شده است.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان برگزاری مراسم مذهبی تاسوعا در تهران، مادر جاویدنام محمد رادمان‌نیا سخنرانی کرد و خطاب به مردم گفت: «نگذارید راه پسرم خاموش شود.»

این سخنرانی در ادامه با سر‌داده شدن شعارهای «درود بر محمد» و «باغیرت، باغیرت» از سوی حاضران همراه شد.

این جاویدنام ۱۹ دی در جریان اعتراضات محله نظام‌آباد تهران، در ۲۹ سالگی به دست ماموران حکومت کشته شد.

خواهر جاویدنام امیرحسین جوادزاده نیز سوم تیر ویدیویی در اینستاگرام منتشر کرد که در آن مادر این جوان ۲۵ ساله در میان دسته‌های عزاداری محرم به دنبال فرزندش می‌گردد.

خواهر این جاویدنام نوشت: «آنجايى جگرم براى مامان سوخت كه داشت توی دسته عزا اسمت را بلند بلند صدا می‌كرد و پیدایت نمی‌کرد داداشی.»

در ویدیویی دیگر دیده می‌شود که شامگاه دوم تیرماه یک دسته عزاداری در روستای لفمجان استان گیلان بر سر مزار جاویدنام مانی صفرپور حضور یافت.

در این مراسم عکس او بر روی طبل و سنج نصب شده بود.

این جوان ۱۸ ساله و اهل لاهیجان، در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه تهران به دست ماموران حکومت کشته شد.

پیش از این و به ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز عزاداران محرم با کشته‌شدگان اعتراضات همراهی کرده بودند.

مرداد ۱۴۰۲ و یک سال پس از کشتار اعتراضات جنبش مهسا، عزاداران عاشورا در سراسر ایران در همراهی با خیزش انقلابی تصنیف‌های اعتراضی خوانده و مردم با پرفورمنس‌های اعتراضی در کنار دسته‌های عزاداری یاد کشته‌شدگان را گرامی داشتند.

همان زمان در برخی شهرها از جمله یزد و اصفهان دسته‌های عزاداری و مداحان تصنیف اعتراضی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را خواندند.

در آمل نیز عزاداران در روز عاشورا با لباس سفید بر سر مزار محصورشده غزاله چلابی رفتند و به او ادای احترام کردند.

این امر خشم هواداران حکومت را در پی داشت و از آن با عنوان «دشمن شاد‌کُن» یاد کردند.

با وجود این واکنش‌ها، در طول ۱۰ روز اول محرم آن سال، ویدیوهای بسیاری از پخش نذری برای کشته‌شدگان خیزش انقلابی منتشر شد و در مراسم «شام غریبان» نیز تصاویر فراوانی از روشن کردن شمع بر مزار معترضان کشته شده منتشر شد.

کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

ایران‌اینترنشنال در ادامه کارزار «کشف حقیقت» برای افشای جنایت‌های دی‌ماه و پس از دریافت فهرستی از کشته‌شدگان و مجروحانی که نام آن‌ها در بیمارستان غرضی اصفهان ثبت شده، کارزار تازه خود را به افشای وقایع این بیمارستان در ۱۸ تا ۲۰ دی اختصاص داده است.

بر اساس اطلاعات و اسناد رسیده به ایران‌اینترنشنال، بیمارستان غرضی اصفهان به یکی از مراکز اصلی انتقال کشته‌شدگان و مجروحان در شب‌های ۱۸ تا ۲۰ دی تبدیل شده بود.

بر اساس اطلاعات دریافتی، تاکنون هویت ۲۴ نفر از کسانی که در بیمارستان غرضی جان‌باخته‌اند، ثبت شده است.

ایران‌اینترنشنال طی ماه‌های گذشته در گزارش‌هایی جداگانه، روایت کشته شدن یا جان باختن ایرج کیانی، محمدرضا صابری، احمدرضا محراب‌بیک، مهدی معصومی و مونا حسینی را پس از انتقال به بیمارستان غرضی یا در ارتباط با وقایع این بیمارستان، منتشر کرد.

در این گزارش‌ها، مواردی از شلیک مستقیم، محرومیت از درمان، ربودن یا تاخیر در تحویل پیکرها، فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها و درخواست مبالغ سنگین برای تحویل پیکرها روایت شده است.

آنچه در بیمارستان غرضی گذشت

شاهدان عینی و خانواده‌های قربانیان گفتند که نیروهای امنیتی کنترل بیمارستان را در اختیار گرفته بودند، بسیاری از پیکرها بدون اطلاع خانواده‌ها از بیمارستان خارج شدند، اطلاعات مربوط به آن‌ها از سیستم پذیرش بیمارستان حذف شد و در موارد متعدد، پیکرها با تاخیر و در ازای دریافت مبالغ سنگین به خانواده‌ها تحویل داده شدند.

روایت‌ها حکایت از آن دارند که شامگاه ۱۹ دی، بیش از ۱۰۰ مجروح به بیمارستان غرضی منتقل شدند.

یک منبع در این بیمارستان به ایران‌اینترنشنال گفت اسامی ثبت‌شده شماری از مجروحان و کشته‌شدگان، به فاصله کوتاهی از سیستم بیمارستان حذف شد تا ردی از آن‌ها باقی نماند.

بر اساس گزارش یکی از اعضای کادر درمان، ۱۴۰ پیکر در ارتباط با بیمارستان غرضی شناسایی یا مشاهده شده‌اند.

منابع دیگر از شمار بسیار بالاتری سخن گفته‌اند.

انتقال مجروحان به سرد‌خانه

روایت‌های رسیده از داخل و اطراف بیمارستان غرضی، تصویری تکان‌دهنده از وضعیت سردخانه این بیمارستان ارائه می‌دهد.

چند منبع درمانی و شاهد عینی گفتند سردخانه بیمارستان در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی، در فاصله کوتاهی پر شد و پیکرها روی هم انباشته شدند.

گزارش‌های رسیده همچنین نشان می‌دهند تعدادی از مجروحان همراه با کشته‌شدگان به سردخانه بیمارستان غرضی منتقل شدند.

یکی از اعضای کادر درمان بیمارستان غرضی به ایران‌اینترنشنال گفت با شنیدن صدای ناله از میان کیسه‌های جسد منتقل‌شده به سردخانه، متوجه زنده بودن یک نفر شده، اما با دخالت نیروهای امنیتی از نزدیک شدن به او منع شده است.

منابع مختلف همچنین از انتقال پیکرها از بیمارستان غرضی به سردخانه‌هایی خارج از بیمارستان خبر دادند.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

بر اساس روایت‌ها، با پر شدن سردخانه بیمارستان، پیکر شماری از کشته‌شدگان با خودروهای یخچال‌دار، از جمله کامیون‌های یخچال‌دار با نشان «میهن»، به سردخانه میوه و تره‌بار اصفهان منتقل شدند.

یک شاهد عینی نیز گفت وانت‌هایی را دیده که از آن‌ها خون سرازیر بوده و به سمت سردخانه میوه و تره‌بار حرکت می‌کردند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است پیکر برخی کشته‌شدگان برای چند روز از خانواده‌ها پنهان نگه داشته شده و سپس با فشارهای امنیتی و دریافت مبالغ سنگین، تحویل داده شده‌اند.

به گفته خانواده‌ها، در برخی موارد مبالغی بین ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان برای تحویل پیکر درخواست شده است.

این در حالی است که سازمان پزشکی قانونی ۲۲ دی ۱۴۰۴ اعلام کرده بود معاینه آسیب‌دیدگان و تحویل پیکر کشته‌شدگان اعتراضات رایگان است. با این حال، گزارش‌هایی درباره دریافت مبالغ سنگین، از جمله با عنوان «حق تیر»، از خانواده‌ها منتشر شده است.

فرید سیفی؛ معترضی که ماموران پیکرش را ربودند

فرید سیفی یکی از معترضانی بود که پیکرش به بیمارستان غرضی منتقل شده بود.

او ۱۸ دی، هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت.

شاهدان گفتند یکی از ماموران از پشت‌بام به قلب او شلیک کرد. فرید در حالی که هنوز نفس می‌کشید، به‌وسیله خانواده‌اش به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد، اما در بیمارستان جان باخت و نیروهای امنیتی بعدتر پیکرش را ربودند.

به گفته منابع نزدیک به خانواده، پس از چند روز و با دریافت مبلغی سنگین، پیکر او به خانواده تحویل داده شد و ۲۵ دی، با تدابیر شدید امنیتی، در حاجی‌میرشمس خورزوق به خاک سپرده شد.

تنها یک سال و هشت ماه از ازدواج فرید گذشته بود و همسرش هنگام کشته شدن او، سه‌قلو باردار بود.

اطلاعات رسیده از خیابان‌های اصفهان نیز نشان می‌دهند بیمارستان غرضی مقصد بسیاری از مجروحانی بود که در جریان تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی آسیب دیدند.

یکی از شاهدان اعتراضات ۱۹ دی در خیابان خاقانی اصفهان گفت هزاران نفر در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی از سمت چهارراه حکیم‌نظامی و خیابان‌های اطراف به معترضان حمله کردند.

به گفته این شاهد، نیروها ابتدا از گاز اشک‌آور، لیزر و شلیک از دور استفاده کردند و سپس با نزدیک شدن به جمعیت، تیراندازی مستقیم انجام دادند.

این شاهد روایت کرد که پس از شروع رگبار، چندین نفر روی زمین افتادند و مردم ناچار شدند از کوچه‌ها فرار کنند.

او گفت یکی از معترضان در نزدیکی کوچه آندلس هدف سه گلوله قرار گرفت و مردم تلاش کردند با اورژانس تماس بگیرند، اما خطوط ۱۱۵ اشغال بود: «در نهایت، چند نفر با متوقف کردن یک خودروی پراید، از راننده خواستند پیکر آن معترض را به بیمارستان منتقل کند.»

روایت یک مجروح از تشکیل پرونده قضایی در بیمارستان غرضی

در روایتی دیگر، یک نوجوان ۱۸ ساله به نام مهدی گفت که در ۱۸ دی در اصفهان، از فاصله حدود ۱۰ متری هدف گلوله جنگی قرار گرفته و گلوله به بالای زانوی او اصابت کرده است.

او گفت مردم ابتدا او را به خانه‌ای در نزدیکی محل اعتراض برده و با بستن محل جراحت، خون‌ریزی را کنترل کرده‌اند: «پس از افزایش تعداد مجروحان و کمبود جا، شماری از معترضان در پارکینگ خانه‌ها مداوا می‌شدند.»

این نوجوان در نهایت به دلیل شدت خون‌ریزی به بیمارستان غرضی مراجعه کرده و برایش پرونده تشکیل شده است.

او گفت پس از مراجعه به بیمارستان، ماموران چند بار به خانه‌اش رفته‌اند.

گزارش‌های رسیده نشان می‌دهند ترس از بازداشت، شکنجه یا کشته شدن در بیمارستان‌ها باعث شده بسیاری از مجروحان از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کنند یا پس از مراجعه، بیمارستان را ترک کنند.

برخی از آنان در خانه‌ها و پارکینگ‌ها، با کمک مردم یا کادر درمان، تحت معالجه قرار گرفتند.

این روند باعث شده است آمار واقعی مجروحان و جان‌باختگان هرگز در سامانه‌های رسمی ثبت نشود یا پس از ثبت اولیه، از دسترس خارج شود.

  • کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

    کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

کارزار کشف حقیقت ایران‌اینترنشنال با هدف ثبت، بررسی و راستی‌آزمایی روایت‌های شاهدان، خانواده‌ها، کادر درمان و منابع محلی درباره سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه ادامه دارد.

بیمارستان غرضی اصفهان بنا بر حجم بالای گزارش‌های رسیده، یکی از نقاط کلیدی این تحقیقات است. جایی که به گفته منابع، نه تنها مجروحان از حق درمان محروم شدند، بلکه پیکر کشته‌شدگان نیز به ابزاری برای تهدید، اخاذی، پنهان‌کاری و پاک کردن آثار جنایت تبدیل شد.

آرمان گرجیان، دانش‌آموز ۱۹ ساله، نخستین کشته‌شده اعتراضات ممسنی در ۱۸ دی

۱ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد آرمان گرجیان، دانش‌آموز ۱۹ ساله اهل بابامیدان ممسنی، شامگاه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات این روستا، با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه قلب کشته شد.

آرمان قرار بود امسال در کنکور شرکت کند و مانند برادر و خواهرانش آرزوی پزشک شدن داشت. خانواده او برای ادامه تحصیل، سه سال پیش از روستای بابامیدان به شهر نورآباد ممسنی نقل مکان کرده بودند.

اعتراضات در نورآباد ممسنی از ۱۴ دی آغاز شد و آرمان از همان روزهای نخست، در تجمعات اعتراضی این شهر حضور داشت. او از ۱۴ تا ۱۸ دی در صف اول معترضان حاضر بود.

بازگشت به بابامیدان و کشته شدن با گلوله جنگی

بر اساس روایت‌های رسیده، خانواده آرمان که نگران وضعیت امنیتی و جان او بودند، ۱۸ دی او را به روستای زادگاهش، بابامیدان، بردند؛ جایی که قرار بود در یک مراسم فاتحه‌خوانی شرکت کند.

اما همان شب در بابامیدان نیز تجمعات اعتراضی شکل گرفت و آرمان بار دیگر در میان معترضان حاضر شد.

نیروهای حکومتی حدود ساعت ۸:۳۰ شامگاه ۱۸ دی وارد بابامیدان شدند و به سوی معترضان شلیک کردند. در جریان این تیراندازی، آرمان حدود ساعت ۸:۴۵ در محل معروف به دوراهی بابامیدان، هدف گلوله جنگی قرار گرفت.

منابع آگاه گفتند گلوله از سمت چپ بدن آرمان به قلب او اصابت کرد و پس از وارد آوردن آسیب شدید به قلب و ریه، از سمت راست بدنش خارج شد. آرمان در همان لحظات نخست جان باخت، اما خانواده و اهالی روستا او را به بیمارستان منتقل کردند.

نخستین کسی که پس از تیر خوردن آرمان بالای سر او رسید، پدرش بود که با پیکر خونین فرزندش روبه‌رو شد.

اطلاعات رسیده حاکی از آن است که در شب ۱۸ دی‌ در بابامیدان، شماری از معترضان با گلوله ساچمه‌ای زخمی شدند، اما به‌دلیل ترس از بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند.

همچنین سه نفر دیگر نیز با گلوله جنگی مجروح شدند. یکی از آنان از ناحیه سینه هدف قرار گرفت، اما گلوله به قلبش اصابت نکرد و زنده ماند.

دو تن دیگر نیز از ناحیه ران و باسن زخمی شدند. این مجروحان هم به‌دلیل نگرانی از بازداشت، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردند و به‌صورت خوددرمانی مداوا شدند.

پس از جان باختن آرمان، پیکر او به سردخانه بابامیدان منتقل شد. از شامگاه ۱۸ دی تا زمان خاکسپاری، اهالی روستا، جوانان و معترضان به‌صورت شبانه‌روزی از پیکر او نگهبانی دادند تا نیروهای حکومتی نتوانند جسد را منتقل یا پنهان کنند.

پس از کشته شدن آرمان، راه‌های ارتباطی بابامیدان که یک دوراهی راهبردی در منطقه محسوب می‌شود، برای حدود یک هفته به‌شدت محدود شد و رفت‌وآمد مردم تحت کنترل قرار گرفت.

100%

خاکسپاری در ۲۱ دی

مراسم تشییع و خاکسپاری آرمان گرجیان روز ۲۱ دی‌ با حضور گسترده مردم بابامیدان، نورآباد ممسنی و شهرهای اطراف برگزار شد.

بر پایه اطلاعات رسیده، این مراسم با سردادن شعارهای اعتراضی همراه بود و نیروهای حکومتی در آن حضور علنی نداشتند. مراسم تشییع بدون دخالت نیروهای امنیتی برگزار شد و با استقبال گسترده مردم همراه بود.

پس از این مراسم، چند نفر از بستگان آرمان، از جمله پسرعموها و پسردایی‌های او، به‌دلیل حضور در مراسم تشییع بازداشت شدند. این افراد حدود یک هفته تا ۱۰ روز در بازداشت بودند و سپس با قرار وثیقه آزاد شدند.

100%

چهلم آرمان و کاشت نهال در محل کشته شدن او

مراسم چهلم آرمان ۲۳ بهمن با حضور گسترده مردم برگزار شد. این مراسم نیز با شعارهای اعتراضی همراه بود و بدون دخالت مستقیم نیروهای امنیتی برگزار شد.

در محل کشته شدن آرمان در دوراهی بابامیدان، مردم یک نهال و درخت کاج کاشتند؛ اقدامی که به نشانه یادبود او و دیگر کشته‌شدگان اعتراضات ممسنی انجام شد.

طبق اطلاعات رسیده، آرمان نخستین فرد کشته‌شده در اعتراضات ۱۸ دی‌ ممسنی به شمار می‌رود.