این پیشنهاد یکی از چشمگیرترین تناقضهای توافق در حال شکلگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی را برجسته میکند: استفاده از داراییهای ایران برای خرید محصولات آمریکایی از کشوری که جمهوری اسلامی سالها آن را «شیطان بزرگ» و تهدیدی علیه انقلاب معرفی کرده است.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه در سوئیس گفت واشینگتن ممکن است با آزادسازی بخشی از داراییهای ایران برای خرید کالاهای آمریکایی مانند سویا، ذرت و گندم موافقت کند.
او گفت: «اگر داراییهای ایران آزاد شود، این پول صرف ثروتمندتر شدن کشاورزان آمریکایی و تغذیه مردم ایران خواهد شد.»
ونس افزود که آمریکا و قطر بر این فرآیند نظارت خواهند کرد.
این پیشنهاد یکی از روشنترین نشانهها تا امروز است که دولت ترامپ ممکن است از رویکرد دیرینه «فشار حداکثری» فاصله بگیرد و به سمت راهبردی مبتنی بر مشوقهای اقتصادی و پایبندی به تعهدات حرکت کند.
همچنین این طرح بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا تعامل اقتصادی محدود میتواند در نهایت به چیزی تبدیل شود که زمانی غیرقابل تصور به نظر میرسید: ازسرگیری تجارت میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده.
ونس گفت این پیشنهاد از سوی جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و یکی از مذاکرهکنندگان ارشد آمریکا، با همکاری مقامهای قطری تدوین شده است.
از متحدان نزدیک تا دشمنان قسمخورده
پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ایران یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا در خاورمیانه و بازاری مهم برای کالاها و خدمات آمریکایی بود.
محمد ماشینچیان، اقتصاددان و روزنامهنگار، به ایراناینترنشنال گفت: «هیچ تحریم، هیچ محدودیت و هیچ ممنوعیتی وجود نداشت. زیرساخت صنعتی ایران اساسا آمریکایی است.»
اما انقلاب این رابطه را دگرگون کرد. بحران گروگانگیری، تحریمها و دههها خصومت سیاسی عملا تجارت مستقیم میان دو کشور را متوقف ساخت.
در همین حال، جمهوری اسلامی بخش مهمی از هویت خود را بر پایه مخالفت با ایالات متحده بنا کرد. رهبران جمهوری اسلامی بارها نفوذ اقتصادی و فرهنگی آمریکا را تهدیدی علیه انقلاب معرفی کردند و آیتالله علی خامنهای نیز بهطور مکرر درباره آنچه «تهاجم فرهنگی غرب» مینامید، هشدار داد.
بازاری که هرگز کاملا از بین نرفت
با این حال، کالاهای آمریکایی هرگز به طور کامل از ایران ناپدید نشدند.
ماشینچیان میگوید برخی کالاهای آمریکایی همچنان از طریق واسطهها وارد ایران میشدند و پیش از رسیدن به دست مصرفکنندگان ایرانی، از چند کشور و چندین لایه از واسطههای تجاری عبور میکردند.
این فرآیند پرهزینه و ناکارآمد بود، اما تقاضا همچنان وجود داشت.
این وضعیت به تناقضی انجامید که تا امروز ادامه دارد: در حالی که بسیاری از ایرانیان همچنان خواهان محصولات آمریکایی بودند، حاکمان کشور پیوسته نسبت به آنها هشدار میدادند.
جمهوری اسلامی همواره نسبت به نفوذ آزاد اقتصادی و فرهنگی آمریکا با دیده تردید نگریسته و استدلال کرده است که چنین نفوذی میتواند ارزشهایی را که انقلاب بهدنبال ترویج آنها بوده تضعیف کند. خامنهای بارها این نفوذ را نوعی «تهاجم فرهنگی» توصیف کرده بود.
ماشینچیان گفت: «میان ایران و آمریکا ظرفیت بسیار زیادی وجود دارد. ایران همچنان آخرین بازار در حال توسعه دستنخورده جهان است... مردم ایران محصولات آمریکایی را دوست دارند و از یک توافق خوب که امکان خرید و فروش و تجارت با آمریکا را فراهم کند استقبال خواهند کرد.»
با این حال او هشدار داد که نباید فرض کرد این پیشنهاد جدید الزاما نشانه گشایش گسترده اقتصادی است.
او افزود: «نتیجه نهایی به میزان پایبندی طرفها، روند مذاکرات و جنبه سیاسی ماجرا بستگی دارد و من شخصا خیلی امیدوار نیستم.»
آیا کالاهای آمریکایی به دست مردم عادی ایران خواهد رسید؟
حامیان این طرح معتقدند استفاده از داراییهای مسدودشده برای خرید مواد غذایی و محصولات کشاورزی میتواند بدون آنکه پول نقد بدون محدودیت در اختیار تهران قرار دهد، فشار اقتصادی بر مردم عادی ایران را کاهش دهد.
مهدی قدسی، اقتصاددان و مدیر گروه اقتصاد بینالملل در موسسه مطالعات اقتصادی بینالمللی وین (WIIW) و پژوهشگر ارشد مرکز خاورمیانه و نظم جهانی (CMEG)، گفت این سازوکار میتواند به ثبات قیمتها و کاهش فشار بر ذخایر ارزی ایران کمک کند.
او گفت: «این یعنی فشار کمتری بر ذخایر ارزی وارد خواهد شد. ممکن است مقداری ثبات در بازار ارز ایران ایجاد شود.»
او تاکید کرد که جلوگیری از وخامت بیشتر شرایط اقتصادی نه تنها برای اقتصاد ایران بلکه برای خانوارهایی که با هزینههای سرسامآور زندگی مواجهاند اهمیت دارد.
اما قدسی درباره نحوه نظارت بر اجرای این طرح هشدار داد و گفت: «این حکومت فاسد است. این حکومت یک کلپتوکراسی (حکومت غارتگر) است. نمیتوان مطمئن بود که از چنین فرآیندی برای پر کردن جیبهای خود سوءاستفاده نکند.»
نگرانی منتقدان
منتقدان میگویند موفقیت چنین طرحی کاملا به میزان نظارت بر آن بستگی دارد.
مکس مایزلیش، کارشناس تحریمها در بنیاد دفاع از دموکراسیها و مقام سابق وزارت خزانهداری آمریکا، هشدار داد که تجارت بشردوستانه لزوما به معنای نتایج بشردوستانه نیست.
او گفت واشینگتن باید سازوکارهای حفاظتی ایجاد کند تا اطمینان حاصل شود کالاهایی که با داراییهای آزادشده ایران خریداری میشوند واقعاً به دست مردم عادی میرسند و از طریق شبکههای وابسته به سپاه پاسداران منحرف نمیشوند.
مایزلیش گفت: «سوال این است که آیا این روند ممکن است بهشکلی غیرمستقیم از سپاه پاسداران حمایت کند یا نه.»
او هشدار داد که بدون سازوکار شفاف، کالاهای آمریکایی که برای غیرنظامیان در نظر گرفته شدهاند ممکن است در نهایت به تقویت همان بازیگرانی منجر شوند که واشینگتن مدعی مهار آنهاست.
مایزلیش همچنین تغییر رویکرد دولت آمریکا را زیر سوال برد.
تنها چند روز پیش از ارائه این پیشنهاد، مقامهای آمریکایی همچنان درآمدهای نفتی ایران را یکی از منابع اصلی تامین مالی نیروهای مسلح، متحدان منطقهای و گروههای نیابتی تهران توصیف میکردند.
وزارت امور خارجه آمریکا در گزارشی که ۱۶ ژوئن به کنگره ارائه شد، نوشته بود: «صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ایران یکی از منابع اصلی درآمد نیروهای مسلح، شرکای تروریستی و گروههای نیابتی این کشور است.»
برای منتقدان، این تناقض چشمگیر است: دولتی که تنها چند روز پیش هشدار میداد درآمدهای جمهوری اسلامی صرف حمایت از گروههای مسلح میشود، اکنون در حال بررسی چارچوبی است که میتواند میلیاردها دلار از داراییهای ایران را تحت نظارت و تایید آمریکا آزاد کند.
اینکه این پیشنهاد به یک گشایش واقعی تبدیل شود یا صرفا یک سازوکار محدود بشردوستانه باقی بماند، هنوز مشخص نیست. اما فارغ از تاثیر اقتصادی آن، جنبه نمادین ماجرا بسیار قابل توجه است.
حکومتی که بر پایه مخالفت با ایالات متحده بنا شده، ممکن است به زودی میلیاردها دلار از داراییهای آزادشده خود را صرف خرید کالاهای آمریکایی کند؛ در حالی که دولتی در واشینگتن که زمانی بر «فشار حداکثری» تاکید داشت، اکنون بیش از پیش بر مشوقهای اقتصادی شرطبندی میکند.