برخلاف انتظار جمهوری اسلامی برای تبدیل جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ به فرصتی تبلیغاتی، دهها شهروند در پیامهایی، خواهان استفاده از این رویداد برای نمایش اعتراض، بازتاب سرکوب معترضان از سوی حکومت و دادخواهی شدند. برخی نیز تاکید کردند دیگر «حوصلهای» برای تماشای این بازیها وجود ندارد.
بخش قابل توجهی از مخاطبان داخل کشور در آستانه جام جهانی، به ایراناینترنشنال گفتند دیگر نه اشتیاقی به تماشای تیم تحت کنترل جمهوری اسلامی دارند و نه حوصله آن را.
مخاطبی گفت: «قبلا چهار سال صبر میکردم تا جام جهانی شروع شود؛ الان با این وضعیت روحی و اقتصادی، نه اشتیاقی دارم و نه حوصلهای.»
بسیاری اشاره کردند داغ جاویدنامان هنوز تازه است و «شوری» حتی برای تماشای بازیهای تیمهای محبوبشان ندارند.
برخی نیز اظهار امیدواری کردند تیمی که «غیر ملیترین» تیم فوتبال ایران است، «به بدترین شکل ممکن حذف شود».
شهروندی، بازیکنان تیم را «نماینده قاتلان ۴۰ هزار جاویدنام» و نماینده پرچمبهدستهای شبانه توصیف کرد و گفت: «نفرین خانوادههای داغدار بدرقه راهتان باد. شما از همین حالا باختهاید.»
بخش بزرگی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، توصیه و درخواست ساکنان ایران به جامعه ایرانیان مهاجر است.
بسیاری در این درخواستها تاکید کردند جام جهانی ۲۰۲۶ فرصتی بینظیر برای دیاسپورای ایرانی است تا صدای «ایران آزاد» و انقلاب ملی را به گوش جهان برسانند.
شماری از شهروندان، خواهان نمایش پرچم شیر و خورشید باوجود ممنوعیت فیفا شدند و برخی تاکید کردند «آمریکا، قطر نیست» و با این پرچم به ورزشگاهها خواهند رفت تا «جام جهانی را برای تیم حکومتی جهنم کنند».
در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، بسیاری از هواداران ایرانی پرچم شیر و خورشید را برای دیدارهای تیم ملی مقابل انگلیس، ولز و آمریکا به ورزشگاه آوردند اما هنگام ورود به ورزشگاهها، برخی از هواداران اجازه ورود با این پرچم یا پیامهای انتقادی علیه جمهوری اسلامی را نیافتند.
نشریه اتلتیک اواخر اردیبهشت گزارش داد بر اساس راهنمای رسمی فیفا برای ورزشگاهها در جام جهانی، ورود پرچم شیر و خورشید هنگام بازیهای ایران ممنوع خواهد بود.
فیفا بهصراحت اعلام نکرد که پرچم پیش از انقلاب کدام معیار را نقض میکند، اما این فرض وجود دارد که آن را «سیاسی» تلقی خواهد کرد.
این تصمیم با اعتراض و خشم شهروندان در داخل و خارج از ایران مواجه شد. برخی این ممنوعیت را تحت فشار فدراسیون جمهوری اسلامی خواندند و گفتند این موضوع نه تنها آزادی بیان را نقض میکند بلکه به حکومت کمک میکند تا تصویر جعلی «تیم ملی» خود را حفظ کند.
پرچم شیر و خورشید برای میلیونها ایرانی نماد هویت تاریخی، فرهنگی و مقاومت در برابر تحمیل ایدئولوژی ولایت فقیه به شمار میرود.
مخاطبان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، به هموطنان خود در مکزیک و آمریکا توصیه کردند در صورت ممنوعیت قطعی بردن پرچم شیر و خورشید، ابزارهای اعتراضی دیگری به کار ببرند.
پوشیدن تیشرتها و پیراهنهایی مزین به تصویر جاویدنامها، چسباندن عکس آنها پشت لباسها، پشت کردن به زمین هنگام پخش سرود جمهوری اسلامی، خواندن «ای ایران» هنگام پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی و شعارهای اعتراضی از جمله این پیشنهادهاست.
شهروندان تاکید کردند برای بسیاری از ایرانیان، جام جهانی دیگر یک رویداد ورزشی نیست، بلکه فرصتی برای دادخواهی و رساندن صدای اعتراض به جهان است.
به گفته آنها، اولویت با ادامه مسیر اعتراض و تجمعات و تاکید بر «دادخواهی» است، نه تشویق تیمی که مردم آن را نماینده خود نمیدانند.
شهروندان همچنین با تاکید بر تفاوتهای محل برگزاری این دوره جام جهانی، یادآوری کردند آمریکا کشوری آزاد است و از سوی دیگر، «بسیجیهای قطر» دیگر در ورزشگاهها حضور ندارند، بنابراین حضور گسترده و خلاقانه معترضان میتواند موثر باشد.
حکومتی که با همه ابزارهای سانسور و سرکوب نتوانسته نمادهای ملی، یاد و نام جاویدنامان و دادخواهی برای کشتهشدگان اعتراضات چهار دهه اخیر را از جامعه حذف کند، در این میدان جهانی با چالش جدیتری روبهرو خواهد شد.
بازیهای ایران از ۲۶ خرداد آغاز میشود، اما به گفته یک شهروند، جمهوری اسلامی پیشاپیش «مغلوب این نبرد با مردم خود» است.
پیامهای رسیده از شهرهای مختلف ایران درباره گرانی مواد غذایی، تصویری از عقبگرد تدریجی خانوارها را در هرم نیازهای انسانی نمایش میدهند. شهروندان میگویند سفرههای آنها به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و «کیفیت، تنوع و ارزش غذایی»، در سبد خریدشان اهمیتی ندارد.
اگر در سالهای گذشته بسیاری از خانوادهها گوشت قرمز و ماهی و حتی مرغ را از سفرههای خود حذف کردهاند، حالا پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند میوه، تخممرغ و لبنیات هم برای بخش بزرگی از مردم، تبدیل به کالای لوکس شدهاند.
بخش بزرگی از جامعه در ماههای گذشته به جای تغذیه متعادل، به «غذای سیرکننده» روی آورده است: ماکارونی، سیبزمینی، پیاز، نان و برنج ساده.
این دقیقا همان کف هرم مازلو است؛ نیازهای فیزیولوژیک پایه برای زنده ماندن، بدون هیچ افق سلامتی، رشد یا امنیت بلندمدت.
شهروندی گفت ماههاست بهدلیل گرانی، بهجای مغازهها، از دستفروشهای هفتگی خرید میکند اما حالا دیگر حتی توان خرید از دستفروش را هم ندارد و فقط مایحتاج اولیه و خیلی ضروری مثل سیبزمینی، گوجهفرنگی و پیاز، آنهم از نوع درجه سه، میخرد.
پیامهای رسیده از شهرهای مختلف ایران درباره گرانی مواد غذایی، تصویری از عقبگرد تدریجی خانوارها را در هرم نیازهای انسانی نمایش میدهند. شهروندان میگویند سفرههای آنها به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و «کیفیت، تنوع و ارزش غذایی»، در سبد خریدشان اهمیتی ندارد.
اگر در سالهای گذشته بسیاری از خانوادهها گوشت قرمز و ماهی و حتی مرغ را از سفرههای خود حذف کردهاند، حالا پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند میوه، تخممرغ و لبنیات هم برای بخش بزرگی از مردم، تبدیل به کالای لوکس شدهاند.
بخش بزرگی از جامعه در ماههای گذشته به جای تغذیه متعادل، به «غذای سیرکننده» روی آورده است: ماکارونی، سیبزمینی، پیاز، نان و برنج ساده.
این دقیقا همان کف هرم مازلو است؛ نیازهای فیزیولوژیک پایه برای زنده ماندن، بدون هیچ افق سلامتی، رشد یا امنیت بلندمدت.
شهروندی گفت ماههاست بهدلیل گرانی، بهجای مغازهها، از دستفروشهای هفتگی خرید میکند اما حالا دیگر حتی توان خرید از دستفروش را هم ندارد و فقط مایحتاج اولیه و خیلی ضروری مثل سیبزمینی، گوجهفرنگی و پیاز، آنهم از نوع درجه سه، میخرد.
جمهوری اسلامی بماند، در گورستان آرزوهایمان دفن خواهیم شد
مخاطبی دیگر با اشاره به اینکه او و خانوادهاش بیشتر روزهای هفته نمیتوانند چیزی به جز سیبزمینی، پیاز و عدسی بخورند، گفت: «اگر جمهوری اسلامی بماند، ما در گورستان آرزوهایمان دفن خواهیم شد.»
از اصفهان نیز شهروندی گفت خوراک خانواده در سیبزمینی، ماکارونی یا نان و پنیر خلاصه شده است.
تورم مواد غذایی بر اساس آمارهای رسمی حکومت بارها از ۱۰۰ درصد گذشته و قیمت مرغ و گوشت و اقلام پروتئینی دیگر مانند تخممرغ و لبنیات چند برابر شده، در حالی که قدرت خرید حقوقبگیران به شدت افت کرده است.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی از تورم خوراکیها در اردیبهشت، تورم نقطه به نقطه شیر، پنیر و تخممرغ نسبت به اردیبهشت سال گذشته، ۱۶۱ درصد، روغنها و چربیها ۲۶۷ درصد و انواع گوشت ۱۷۶ درصد بوده است.
بر اساس گزارشهای شهروندی، هر کیلوگرم گوشت گوسفندی در خرداد امسال با قیمت حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و هر کیلوگرم گوشت گوساله با قیمت حدود یک و نیم میلیون تومان عرضه میشود.
مسعود رسولی، دبیر انجمن صنعت بستهبندی گوشت و مواد پروتئینی، ابتدای خرداد گفت بازار تقاضای گوشت قرمز نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است.
خانوادههای زیادی نیز به ایراناینترنشنال گفتند پروتئین حیوانی را بهطور کامل از سبد غذایی خود حذف کردهاند، در حالی که حذف طولانیمدت مواد پروتئینی، منجر به سوءتغذیه گسترده، بهویژه در کودکان و نوجوانان میشود.
پزشکان هشدار میدهند کوچک شدن سبد مصرفی خانوار و تغییر الگوی مصرف به سمت اقلام ارزانتر و کمکیفیتتر، افزایش کمخونی، ضعف ایمنی و مشکلات بلندمدت را در پی دارد.
با این حال در ماههای اخیر، تامین غذای کم کیفیت، ساده و حداقلی هم برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است.
شماری از شهروندان اشاره کردند قیمت یک پنیر صبحانه عادی در برندهای مختلف حدود ۲۰۰ هزار تومان شده است.
مخاطبی گفت: «خیلی روزها ناهار و شام ما در نان و پنیر خلاصه میشود. اما حتی اگر بخواهی صرفا با نان سنگک و پنیر هم سر کنی، باید ماهی ۱۵ میلیون تومان خرج کنی.»
پایه حقوق کارگری برای سال جاری حدود ۱۶ میلیون تومان است.
قیمت یک جعبه چای حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان، تخممرغ دانهای ۲۵ هزار تومان، کره کیلویی یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، ماهی یک میلیون تومان، مرغ دستکم ۵۰۰ هزار تومان، روغن یکلیتری بالای یک میلیون و ماست ۲.۵ کیلویی حدود ۵۰۰ هزار تومان است.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردند با حقوقی که برای بسیاری به زور به ۲۰ میلیون تومان میرسد، به «درماندگی برای تامین خوراک بدون پروتئین برای زنده ماندن» رسیدهاند.
پیامها همچنین از پدیدهای نگرانکنندهتر خبر میدهند: حذف تدریجی «غذا» و جایگزینی آن با «پر کردن شکم».
شهروندی از تبریز گفت به جای گوشت، عصاره آن را میخرد تا فقط طعم گوشت را در خورشت قورمهسبزی احساس کند.
مادری از دهلران نیز گفت ماههاست فرزندانش گوشت نخوردهاند و حتی خرید مرغ هم برایشان ممکن نیست.
برخی دیگر از فروش وسایل خانه برای تامین هزینه خوراک خبر دادند.
مخاطبی گفت: «آنقدر از سر و ته خرجها زدهایم که دیگر چیزی وسط سفرهمان نمانده. یک هفته است درست غذا نخوردهام. دیگر کمکم نمیتوانیم سه وعده غذایی را تهیه کنیم.»
در سالهای گذشته شماری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقر در پی چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با این سیاستها، منابع کشور به جای سرمایهگذاری در تولید و کشاورزی، صرف ماجراجوییهای منطقهای و حفظ نهادهای رانتی شده است. حالا مردم نه فقط «غذا»، بلکه امید به زندگی بهتر را هم زیر سایه جمهوری اسلامی از دست دادهاند.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از کوچکتر شدن سفرههای غذایی، گرانی و دشواری تامین هزینههای زندگی خبر میدهند. بسیاری از این پیامها از استیصال و ناتوانی در تامین مایحتاج روزانه حکایت دارد.
جزییات بیشتر با لیلا سعادتی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال:
موج جدید حملات متقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل با واکنش گسترده شهروندان مواجه شده است. خشم از اولویت یافتن حزبالله بر منافع ایرانیان، نگرانی از قطع دوباره اینترنت، خستگی از جنگ و پیامدهایش و امیدواری به سقوط جمهوری اسلامی، محور پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال است.
جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد در پاسخ به آنچه «نقض آتشبس در لبنان» خواند، به اسرائیل حمله کرد.
ارتش اسرائیل ۱۶ خرداد اعلام کرد در طول آخر هفته «حدود ۱۵۰ زیرساخت سازمان تروریستی حزبالله» را در جنوب لبنان هدف حمله قرار داده است. ساعاتی پیش از حمله تهران، اسرائیل بار دیگر مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
در واکنش به این حملات و با وجود درخواست دونالد ترامپ، اسرائیل صبح دوشنبه ۱۸ خرداد به پتروشیمی کارون حمله کرد. ظهر دوشنبه نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن نقاطی در تهران منتشر شد.
مسئولیت مطلق جمهوری اسلامی در آغاز دوباره جنگ
مرور دهها پیام ارسالی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد مخاطبان، جمهوری اسلامی را مسئول آغاز این دور از تنشها میدانند و معتقدند هزینه تصمیمهای حکومت بار دیگر بر دوش مردم عادی گذاشته شده است.
مخاطبی از مشهد نوشت: «اینها خودشان مقصرند و جنگ را آغاز کردند تا بعدا بهانهتراشی کنند.»
شهروندی دیگر نیز گفت جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده است و سپاه پاسداران با این اقدامات، روند نابودی آن را تسریع میکند.
در همین راستا، شماری از شهروندان با ابراز خوشحالی از اشتباه استراتژیک حکومت، تشدید فشار متقابل بر جمهوری اسلامی را فرصتی برای تضعیف یا پایان ساختار سیاسی موجود توصیف کردند.
این مخاطبان با تاکید بر آنچه نادانی جمهوری اسلامی خواندند، ابراز امیدواری کردند اسرائیل در تلافی، حملات نظامی خود را به حکومت شدت ببخشد و در نهایت، فرصتی تازه برای «بازپسگیری ایران» از سوی مردم فراهم شود.
یکی از محورهای تکرارشونده در پیامها، اولویت دادن حکومت به منافع گروههای نیابتی خارجیاش بر جان و سرنوشت مردم ایران است.
بسیاری صراحتا این پرسشها را مطرح کردند که «لبنان چه ارتباطی به ما دارد؟» و «چرا جمهوری اسلامی بهخاطر یک گروه خارجی وارد جنگ شده است؟»
شهروندی در همین زمینه نوشت: «جمهوری اسلامی آشکارا نشان میدهد لبنان برایش از جان مردم ایران و خودِ ایران مهمتر است. اگر به همان اندازه که طرفدار لبنان است حامی مردم کشور خود بود، ما این همه رنج و مشکل نداشتیم.»
شکاف میان سیاست منطقهای حکومت و آنچه «محور مقاومت» میخواند، با اولویتهای جامعه، حدود یک دهه پیش تشدید شد و راهش را به شعارهای اعتراضی هم باز کرد.
«نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» شعاری بود که نخستینبار به شکل گسترده در جریان اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» و تجمعات شهریور سال ۱۳۸۸ از سوی معترضان به تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سر داده شد.
این شعار بعدها در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، آبان خونین ۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ هم تکرار شد.
با آغاز دور تازه حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل در دفاع از حزبالله، شهروندان بار دیگر این سیاست را هزینهای تحمیلی از سوی حکومت بر ایرانیان خواندند.
در این پیامها، مسیرهای پروازی بسته و احتمال اختلال بیشتر اقتصادی و تشدید تحریمها، همه به عنوان «نتیجه مستقیم این تصمیم ایدئولوژیک» دیده میشوند.
اولین ضربه حملات جمهوری اسلامی به مردم: اختلال در اینترنت
دهها شهروند از شامگاه یکشنبه گزارش دادند همزمان با پرتاب موشکهای جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل، اینترنت بخشهایی از کشور با اختلال و کندی مواجه شده است.
قطع دوباره و طولانیمدت اینترنت و انزوای ایرانیان در میان تنش نظامی، نگرانی جدی بسیاری از شهروندان است.
شهروندی یادآوری کرد: «آیا این حق ماست که هر سه ماه یک بار اینترنتمان قطع شود؟»
در این میان، برخی ساکنان استانهای حاشیه خلیج فارس و طبقات فرودست جامعه، بهطور ویژه بر آسیبپذیری خود تاکید کردند.
شهروندی ساکن یکی از شهرهای جنوبی کشور گفت علاوه بر نگرانی از قطع شدن اینترنت، از قطع شدن چندساعته آنتن تلفن همراه نیز نگران است.
مخاطبی دیگر یادآوری کرد کسانی که جزو «طبقات زیر خط فقر» محسوب میشوند، با قطع اینترنت، توان خرید کانفیگهای چندمیلیونی را ندارند و در نتیجه، آخرین روزنه ارتباط خود با جهان، منبع معیشت و تنها کانال روانیشان را از دست میدهند.
اینترنت از شامگاه ۱۸ دی و همزمان با فراخوان اعتراضهای سراسری در ایران قطع شد و این قطعی تا هشتم بهمن ادامه یافت.
یک ماه بعد و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند، اینترنت بار دیگر، اینبار به شکل کامل قطع شد و این روند تا پنجم خرداد و برای ۸۸ روز ادامه یافت.
این قطع اینترنت، در جهان بیسابقه و رکورددار توصیف شده است.
در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین به ورشکستگی رسیدند، آموزش مختل شد و شهروندان از «فشار روانی مضاعف» خبر دادند. برخی نیز با وجود ناکارآمدی و سانسور در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، به ناچار به استفاده از آنها روی آوردند.
با اختلالهایی که با دور جدید حملات آغاز شد، شهروندی نوشت: «اوضاع این شبها طوری شده که ممکن است شب در تلگرام بخوابید و صبح در بله بیدار شوید.»
شهروندی دیگر با همین نگاه طنزآمیز گفت: «به جایی رسیدهایم که با شنیدن صدای یک ترقه یا بوق زدن ناو آمریکایی، اینترنت را قطع میکنند.»
در شرایطی که اینترنت همچنان به صورت مقطعی قطع و وصل میشود و بسیاری با شنیدن هر صدای مشکوک انتظار اختلال کامل آن را دارند، ایرانیان داخل کشور از ایرانیان مهاجر خواستند «صدای» آنها باشند.
خستگی عمیق از جنگ، آرزوی «آخرین بار» بودن این درگیریها و همچنین امید به نتیجهبخش بودنش، بخش دیگری از پیامهاست.
شهروندی از بوشهر با ابراز نگرانی از پیامدها، گفت: «جنگ برای مردم ایران هیچ نتیجهای جز فقر به همراه ندارد.»
مخاطبی از شهرک اندیشه گفت: «دیگر توان ادامه دادن نداریم؛ خسته شدهایم. تا چه زمانی باید جنگ ببینیم؟ زندگی ما تا چه اندازه باید از این هم بدتر شود تا اوضاع تغییر کند؟»
در این دسته از پیامها بر عمیقتر شدن چرخه فقر، زیستن در اضطراب دائمی، وابستگی به قرصهای اعصاب و احساس خستگی، تاکید شده است.
چند شهروند گفتند تازه توانسته بودهاند بخشی از بدهیها و قرضهایشان را با پایان جنگ و عادی شدن نسبی فضا، مدیریت کنند.
با این حال، به نظر میرسد این خستگی، به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست.
بخشی از جامعه این تنش را «آخرین جنگ» میبیند؛ حتی اگر به قیمت سختیهای موقت تمام شود.
شهروندی از شاهرود گفت: «امیدوارم این آخرین باری باشد که از شنیدن خبر حمله به کشورم خوشحال میشوم.»
مخاطبی دیگر گفت با اینکه جنگ هزینهها و خسارتهای فراوانی به بار میآورد، اما از بین رفتن عوامل جمهوری اسلامی و نابودی پایگاهها و مکانهایی که از آنها سلاح به دست میگیرند و به سوی فرزندان ایران نشانه میروند، از این درد میکاهد.
دوگانه ترامپ-نتانیاهو
امید به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ناامیدی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیگر محور اساسی پیامهاست.
یکی از ویژگیهای برجسته این دسته از پیامها، درخواستهای مستقیم و صریح از نتانیاهو برای تداوم حملات است.
شهروندانی از کردستان، اصفهان، تهران، تبریز و نقاط دیگر ایران، از نتانیاهو با عنوان «بیبی» یاد کردند و از او خواستند «به حرف ترامپ گوش نکند».
ترامپ ساعتی پس از حمله به اسرائیل، به وبسایت اکسیوس گفت قصد دارد از نتانیاهو بخواهد از هرگونه اقدام تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی خودداری کند، زیرا دولت آمریکا همچنان در تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران است.
مخاطبی در واکنش به این اظهارات، خطاب به ترامپ نوشت: «لطفا اجازه بده بیبی کار خودش را انجام دهد.»
برخی دیگر نیز از «بیاعتمادی» خود به رییسجمهوری آمریکا صحبت کردند و او را به «بازی با سرنوشت ۹۰ میلیون نفر» متهم کردند.
بعضی حتی سیاستهای گذشته و حال ترامپ را در برابر جمهوری اسلامی، متناقض خواندند.
پیامها نشان میدهند جامعه ایران در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد: ترس واقعی از هزینههای جنگ، در کنار امید مشروط به اینکه فشار خارجی بتواند ساختار رژیم را به نقطه شکست برساند.