محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان با عباس عراقچی دیدار کرد
محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان که به تهران سفر کرده، با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی دیدار کرد. او شامگاه شنبه و پس از ورود به تهران گفته بود: «من اینجا هستم تا نامه ویژهای را از سوی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و نخستوزیر شهباز شریف، درباره شرایط فعلی به مجتبی خامنهای تحویل دهم.»
بررسیها نشان میدهد هزینه تامین اقلام خوراکی اساسی برای یک خانواده چهارنفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ به بیش از ۲۱ میلیون تومان رسید و ۷۱.۵ درصد حداقل دستمزد را به خود اختصاص داد. این رقم در اردیبهشت ۱۴۰۴ معادل ۵۳.۹ درصد بود؛ موضوعی که حاکی از تشدید فشار معیشتی بر خانوارهای کمدرآمد است.
روزنامه دنیای اقتصاد یکشنبه ۱۷ خرداد گزارش داد در صورت تداوم روند افزایشی تورم و ثابت ماندن حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، تمام این دریافتی در ماههای آینده صرف تامین اقلام خوراکی خواهد شد.
بر پایه این گزارش، در صورت حذف کالابرگ، سهم خوراکیها از حداقل دستمزد خانوار چهارنفره به ۸۲.۷ درصد میرسد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی بر اساس پیامهای رسیده از شهرهای مختلف نوشت شهروندان با انتقاد از افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، خدمات، دارو و هزینههای زندگی، از «له شدن زیر بار فقر و گرانی» خبر دادهاند.
دنیای اقتصاد با استناد به دادههای مرکز آمار ایران گزارش داد تورم خوراکیها و آشامیدنیها در اردیبهشت نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۱۳۰ درصد بوده است.
با این حال، محاسبات بر اساس سبد ۱۱ قلم کالای اساسی مورد استفاده در طرح کالابرگ نشان میدهد تورم این کالاها به ۱۴۴.۸ درصد رسیده است.
در مقابل، حداقل دستمزد سرپرست یک خانواده چهارنفره در مقایسه با سال گذشته تنها حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.
با احتساب کالابرگ، میزان افزایش دریافتی به بیش از ۸۴ درصد میرسد؛ رقمی که همچنان فاصله قابل توجهی با رشد ۱۴۴.۸ درصدی قیمت کالاهای اساسی دارد.
جهش قیمت کالاهای اساسی؛ روغن در صدر
به گزارش دنیای اقتصاد، پس از تامین هزینه خوراکیها، کمتر از ۳۰ درصد حداقل دستمزد برای سایر کالاها و خدمات باقی میماند.
روغن جامد با ۴۳۱ درصد، روغن مایع با ۳۵۴ درصد، تخممرغ با ۳۴۳ درصد و مرغ با ۲۸۷ درصد بیشترین افزایش قیمت را در میان کالاهای اساسی ثبت کردهاند.
بر اساس برآورد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، هزینه تامین سبد ماهانه ۱۱ قلم کالای اساسی برای یک خانواده چهارنفره در اردیبهشت امسال به ۲۱ میلیون و ۲۱۲ هزار تومان رسیده است.
در سوی دیگر، مجموع دریافتی ماهانه یک سرپرست خانوار چهار نفره بر اساس مصوبه شورای عالی کار ۲۵ میلیون و ۶۴۷ هزار تومان است. به این ترتیب، حتی با احتساب کالابرگ نیز بیش از دو سوم درآمد خانوار صرف تامین خوراک میشود.
ایراناینترنشنال پیشتر بر اساس روایتهای شهروندان نوشت فشار اقتصادی بر مردم، از افزایش روزانه قیمت کالاهای اساسی تا کمبود دارو، تعطیلی مشاغل و اخراج نیروها، شدت یافته است.
دنیای اقتصاد در ادامه گزارش خود نرخ صعودی ارز، جنگ، آسیب به زیرساختها، محاصره دریایی، اختلال در تجارت خارجی و حملونقل دریایی، رشد هزینه نهادههای وارداتی دامی و کشاورزی، افزایش تقاضای خارجی برای برخی کالاهای تولید داخل و محدودیتهای «حمایتگرایانه» را از عوامل جهش قیمت خوراکیها دانسته است.
این رسانه در توضیح نقش «سیاستهای حمایتگرایانه» در این روند نوشت: «برای مثال، واردات برخی دانههای روغنی به جهت حمایت از کشاورزان ممنوع اعلام شده و همین امر، بازتنظیم قیمت روغن را از طریق واردات غیرممکن میسازد. همچنین در فصول برداشت برنج، واردات برنج ممنوع میشود تا از تولید کشاورزان داخلی حمایت شود.»
بر پایه این گزارش، اقتصاددانان ریشه اصلی تورم را در رشد نقدینگی، کسری بودجه و سیاستهای پولی و مالی دولت میدانند و معتقدند تا زمانی که این عوامل مهار نشوند، کنترل پایدار تورم امکانپذیر نخواهد بود.
افزایش مداوم قیمتها، تامین نیازهای اولیه زندگی را برای بسیاری از خانوارها با دشواری فزایندهای روبهرو کرده است؛ موضوعی که پیامدهای آن در کوچکتر شدن سفره، عقب افتادن درمان و حذف هزینههایی مانند آموزش از زندگی روزمره نمایان میشود.
چهار روز دیگر جام جهانی ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد و تیم ملی تحت کنترل جمهوری اسلامی در حال تجربه «تحقیرآمیزترین» دوران حضور خود در تاریخ این رقابتهاست؛ حضوری که با چاشنی تهدیدهای پوچ مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی و پاسخهای سخت مقامات آمریکایی همراه شد.
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، بارها با ادبیاتی تهاجمی تهدید کرد: «به فیفا اعلام کردهایم اگر ویزای برخی از اعضای تیم ملی صادر نشود، تصمیمهای دیگری خواهیم گرفت.»
اما پاسخ واشنگتن به این خطونشانها، ابطال گسترده ویزای کاروان همراه ایران بود. نیویورکتایمز از رد درخواست ویزای خود مهدی تاج خبر داد و رسانههای وابسته به سپاه پاسداران (فارس و تسنیم) فهرستی ۱۴ نفره از جاماندگان شامل مقامات حراست، دبیرکل و مشاوران فدراسیون را منتشر کردند.
پیش از این، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، صراحتاً اعلام کرده بود که اجازه ورود افراد مرتبط با سپاه را نخواهد داد. یک مقام کاخ سفید نیز با تأکید بر اینکه ویزای بازیکنان و کادر ضروری صادر شده، گفت: «اجازه نخواهیم داد از این سازوکار سوءاستفاده کنند تا تحت عناوین نادرست، تروریستها را به ایالات متحده وارد کنند.»
فدراسیون فوتبال که پیشتر تهدید به تصمیمات جایگزین کرده بود، در واکنشی انفعالی با صدور بیانیهای این اقدام را «مغایر با قوانین بینالمللی» و «مداخله سیاست در ورزش» خواند.
اما اوج این «تحقیر»، شرایط بیسابقه ورود بازیکنان به خاک آمریکاست. برخلاف ادعای سخنگوی فدراسیون مبنی بر صدور ویزای مولتی، سفیر جمهوری اسلامی در مکزیک تایید کرد که آمریکا تنها اجازه داده بازیکنان صبح روز مسابقه وارد خاک این کشور شوند و بلافاصله پس از بازی آنجا را ترک کنند.
این وضعیت، کاروان تیم ملی را به زندانیانی شبیه کرده که تنها برای چند ساعت مرخصی مشروط برای حضور در مراسم خاکسپاری پدر و مادر خود گرفتهاند؛ آنهم در شرایطی که سایه بازداشت و بازجوییهای چندساعته، مشابه آنچه برای ایمن حسین، مهاجم عراقی در شیکاگو رخ داد، بر سر تکتک بازیکنان سنگینی میکند.
در پاسخ به این پرسش که چرا مسئولان این میزان از تحقیر را تحمل میکنند، دو دلیل اساسی را از زبان مقامات پیشین ورزش جمهوری اسلامی میتوان بیان کرد: نخست، ولع مالی فدراسیون برای تصاحب پاداش حداقل ۱۰.۵ میلیون دلاری فیفا است.
به قول محمد دادکان، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال: «تمام تلاش فدراسیون برای این است که پول پاداش صعود را بگیرد و بین خودشان تقسیم کنند؛ هیچکس دلش برای وطن نسوخته است.»
دوم، اصرار حکومت بر ترویج ایدئولوژی خود در بزرگترین صحنه ورزشی جهان است؛ تا جایی که مصطفی هاشمیطبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی با نگاهی ایدئولوژیک گفت: «باید در این رقابتها حتما شرکت کنیم و از پرچم دفاع کنیم. حاشیهها را باید تحمل کرد. اگر به ۱۱ بازیکن ویزا بدهند، باید با همان ۱۱ نفر وارد زمین بشویم و به جام جهانی برویم.»
با این حال، این اصرار بر حضور به هر قیمت، با حضور گسترده هواداران مخالف جمهوری اسلامی که قرار است با پرچمهای شیروخورشید در ورزشگاههای لسآنجلس و سیاتل حضور پیدا کنند، احتمالاً به شکستی تمامعیار برای حکومت بدل خواهد شد؛ شکستی که شاید یکی از سنگینترین و کمسابقهترینها در نوع خود باشد.
علی خامنهای صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در لحظات آغاز جنگ، با حمله به دفترش در قلب تهران، به همراه چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی، برخی مقامهای سیاسی و اعضای دفترش کشته شد.
در سالهای اخیر و پس از گسترش حملات اسرائیل به مقامهای حکومت ایران و فرماندهان و رهبران نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نمازهای میت زیادی خوانده بود.
در واقع یکی از بیشترین فعالیتهای او همین اقامه نماز میت بر جنازه کشتهشدگان بود، در حدی که برخی کاربران شبکههای اجتماعی به خامنهای لقب «بلاگر نماز میت» دادند. حالا اما جنازه خود او ۱۰۰ روز شده که بر زمین مانده است.
علی خامنهای صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در لحظات آغاز جنگ، با حمله به دفترش در قلب تهران، به همراه چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی، برخی مقامهای سیاسی و اعضای دفترش کشته شد.
در سالهای اخیر و پس از گسترش حملات اسرائیل به مقامهای حکومت ایران و فرماندهان و رهبران نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نمازهای میت زیادی خوانده بود.
در واقع یکی از بیشترین فعالیتهای او همین اقامه نماز میت بر جنازه کشتهشدگان بود، در حدی که برخی کاربران شبکههای اجتماعی به خامنهای لقب «بلاگر نماز میت» دادند. حالا اما جنازه خود او ۱۰۰ روز شده که بر زمین مانده است.
وعده و وعید برای برگزاری تشییع میلیونی
۶۰ روز از آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا گذشته است. در طول جنگ ۴۰ روزه و در دوره آتشبس، تشییع جنازه و دفن فرماندهان و مسئولان ارشد کشتهشده در جنگ برگزار شده، اما هنوز خبری از جنازه رهبر دوم جمهوری اسلامی و دفن او نیست.
۱۲ خرداد، محمدعلی توکلیزاده، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، اعلام کرد برای جنازه خامنهای سه روز بدرقه در نظر گرفته شده و مراسم تشییع در تهران حداقل ۲۴ ساعت طول خواهد کشید.
او همچنین گفت احتمال برگزاری این مراسم در پایان ذیالحجه و اوایل محرم (اواخر خرداد) مطرح شده است.
معاون شهرداری تهران اضافه کرد پس از تهران، در قم و مشهد هم تشییع جنازه برگزار میشود.
این در حالی است که ۱۱ خرداد، محمدعلی انصاری، دبیر ستاد برگزاری مراسم سالمرگ روحالله خمینی، اعلام کرد مراسم امسال با تغییراتی نسبت به سالهای گذشته برگزار میشود و از مسئولان کشوری، وزیران، نمایندگان مجلس، روسای نهادها و فرماندهان نظامی برای حضور رسمی در این مراسم دعوت نشده است.
او گفت این تصمیم «به دلایل متعددی که تصمیمگیران نظام بر آن اشراف دارند»، اتخاذ شده است.
یعنی کمتر از ۲۰ روز قبل از زمانی که معاون شهرداری تهران وعده مراسم تشییع جنازه خامنهای را داده، امکان برگزاری مراسم عادی برای سالمرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی وجود نداشته است.
بر اساس اعلام رسمی، قرار است جنازه خامنهای در مشهد و در حرم امام هشتم شیعیان دفن شود؛ هر چند که ۱۳ خرداد، جمعی از مدرسین حوزه علمیه قم در نامهای خطاب به مجتبی خامنهای درخواست کردند با توجه به اینکه شهر قم «مادر انقلاب اسلامی» است، جنازه رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی در این شهر دفن شود.
با وجود همه این وعدهها و اظهارنظرها، همچنان اما خبری از تشییع جنازه خامنهای نیست.
تعارض تاخیر در دفن خامنهای با احکام فقه شیعه
در فقه شیعه، بر زمین ماندن جنازه دارای کراهت است و تسریع در دفن میت بسیار توصیه شده است.
طبق روایات موجود در «جواهرالکلام»، شتاب کردن در دفن میت مستحب است مگر آنکه مرگ قطعی نباشد که در این صورت، تا حصول علم به مرگ، واجب است دفن به تاخیر بیفتد.
همچنین تاخیر در دفن میت در صورتی که هتک او به شمار برود، جایز نیست. در مواردی گفته شده اگر میت باردار باشد و جنین در رحم او زنده و حفظ حیات جنین منوط بر دفن نکردن مادر باشد، تاخیر در دفن او واجب است.
«جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام»، اثر محمدحسن نجفی، یکی از منابع اصلی فقه شیعه است.
همچنین مکارم شیرازی، مرجع تقلید حامی حکومت، در پاسخ به یک استفتا گفته: «تاخیر دفن میت در صورتی که موجب هتک و توهین او باشد، جایز نیست.»
علیاکبر سیفی مازندرانی، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نیز گفته تسریع در تجهیز و دفن میت مومن مستحب است، مگر اینکه شک در تحقق مرگ حاصل شود و احتمال زنده بودن فرد باشد.
بر مبنای فقه شیعه، شتاب در دفن میت برای رسیدن به آرامش و جلوگیری از تغییر وضعیت ظاهری جسد مستحب است.
در مواردی تاخیر در دفن جایز است، به شرطی که بیاحترامی و هتک حرمت میت محسوب نشود و اگر تاخیر عمدی بدون دلیل موجه باشد، مکروه به شمار میرود.
حدیثی از پیامبر اسلام نیز وجود دارد که میگوید: «در حمل جنازه شتاب کنید. اگر مرده نیک اعمال است، او را به سوی نیکویی پیش میبرید و اگر غیر از آن است، بدی را از شانههای خویش بر زمین مینهید.»
ابهام در بقایای پیکر علی خامنهای
منصور ارضی، مداح مورد علاقه خامنهای، در یکی از تجمعهای شبانه حامیان حکومت، زمانی که مشغول روضهخوانی درباره عاشورا بود و میگفت پیکر بسیاری از «شهدای عاشورا» از شدت جراحات متلاشی شده بود، در یک جمله در خصوص جنازه خامنهای گفت: «بعدها گفته خواهد شد که از بدن رهبر ما چه باقی مانده است.»
درباره برخی افرادی که در زمان حمله در دفتر رهبر جمهوری اسلامی حضور داشتند، اطلاعاتی منتشر شده است. محمد قنبری، سرتیم حفاظت علی شمخانی، یکی از آنها بود.
خبرگزاری فارس نوشت ۲۰ روز بعد حمله، پیکر او از زیر آوار پیدا شد. شدت انفجار به سر و صورتش آسیب جدی زده بود؛ به گونهای که قابل شناسایی نبود. انگشترهای در دستش تنها نشانهای بود که هویت او را مشخص کرد.
همچنین مهدیه شادمانی، دختر علی شادمانی، فرمانده کشتهشده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در جریان جنگ ۱۲ روزه، در استوری اینستاگرام خبر داد جنازه قنبری پس از یک ماه شناسایی شده است.
محسن نجفی، پاسدار همراه محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، در حمله ۹ اسفند به دفتر خامنهای کشته شد.
رسانههای ایران نوشتند: «بدن او قطعهقطعه شد و قابل شناسایی نبود و یک ماه بعد و پس از انجام آزمایش دیانای بالاخره شناسایی شد.»
حسن محمدی، مشاور دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی (علی لاریجانی)، دیگر فرد کشتهشده در حمله به دفتر رهبر جمهوری اسلامی بود.
خبرگزاری فارس درباره محمدی نوشت: «چیزی از بدن او باقی نمانده و به سختی با دیانای شناسایی شد.»
پس از انتشار این اخبار، بسیاری پرسیدند آیا اساسا چیزی از بدن خامنهای باقی مانده است؟ همچنین این سوال مطرح شد که چگونه میشود پس از چنین حملات و انفجاری، مجتبی خامنهای زنده مانده باشد؟
چالش امامت و دشواری حضور مجتبی خامنهای
در باور شیعه، غسل، کفن و تدفین هر «امام» منحصرا به دست امام بعدی انجام میشود. از آنجا که امام دارای مقام «امامت» است، به لحاظ فقهی و کلامی شخص دیگری غیر از امام بعدی مجاز به انجام این مراسم برای او نیست.
شیعیان معتقدند سجاد، امام چهارم شیعیان، پس از واقعه عاشورا، پیکر پدرش را به خاک سپرد.
یا برای مثال، منابع فقهی و تاریخی شیعه عنوان کردهاند جواد، امام نهم شیعیان، که در زمان مرگ پدرش ۷ ساله بود، برای تدفین او در طوس «طیالارض» کرد، از مدینه خود را به خراسان در ایران رساند و مراسم را شخصا انجام داد.
بخشی از مشکل برای برگزاری مراسم تشییع و تدفین خامنهای به همین موضوع باز میگردد. جمهوری اسلامی بهعنوان تنها حکومت شیعی در جهان، ولی فقیه را نایب امام زمان میداند و به او لقب «امام» میدهد.
حکومت، رهبر جمهوری اسلامی را «ولی امر مسلمین جهان» و «امام جامعه در عصر غیبت» میخواند.
در چنین شرایطی و با وجود انتخاب رهبر بعدی پس از او، یعنی فرزندش مجتبی خامنهای، دشوار است برگزاری مراسم تشییع و تدفینی که نماز «امام پیشین» را «امام فعلی» نخواند و در مراسم او شرکت نکند.
مجتبی خامنهای که گفته میشود از حمله ۹ اسفند به دفتر پدرش جان سالم به در برده، ملاحظات فراوانی برای حضور در انظار عمومی دارد. اگر روایت زنده بودن او را بپذیریم، مسلما او مهمترین هدف امروز اسرائیل است.
احتمال شناسایی محل اختفا و ترور او از سوی اسرائیل محتملترین اتفاق پیشروست و از این رو، او نمیتواند بهسادگی در مراسم تشییع جنازه پدرش شرکت کند.
از سویی حجم آسیبها به او هنوز مشخص نیست. مقامهای حکومت او را در «سلامت کامل پس از آسیبهای جزئی» توصیف میکنند، اما اخباری در خصوص آسیب جدی به پاها و مخدوش شدن چهره او نیز وجود دارد.
رونمایی از مجتبی خامنهای اگر متحمل آسیبهای جدی شده باشد، میتواند هم به تضعیف روحیه حامیان حکومت بینجامد و هم دروغهای حکومت در این ۱۰۰ روز را افشا کند.
همچنین توجیه مراسم تشییع خامنهای بدون حضور دیگر مقامهای ارشد حکومت کمی دشوار است.
انگیزه مهم تبلیغات با یک جنازه
دل بستن مسئولان جمهوری به استفاده تبلیغاتی از مراسم احتمالی تشییع جنازه خامنهای هم مساله مهمی در تاخیر در برگزاری آن بوده است.
توکلیزاده، معاون شهرداری تهران، گفته بود این نهاد «در حال تدارک برای حضور جمعیتی بیش از ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر در تهران» است.
استفاده تبلیغاتی از این گونه مراسم در جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است. نمونه موخر آن تشییع جنازه قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، بود.
این تشییع جنازه از ۱۴ تا ۱۸ دی ۱۳۹۸ در شهرهای کاظمین، بغداد، نجف، کربلا، اهواز، مشهد، تهران و قم انجام گرفت و در نهایت، جسد سلیمانی در کرمان دفن شد.
رسانههای رسمی و مقامهای جمهوری اسلامی از حضور میلیونها نفر در این مراسم سخن گفتند و بارها از تصاویر آن برای اهداف تبلیغاتی استفاده کردند.
این تبلیغات حتی کشته شدن ۵۶ تن از افراد تشییعکننده سلیمانی در کرمان، شامل ۳۵ مرد و ۲۱ زن، را نادیده گرفت.
وجه دیگری از تاخیر در تشییع جنازه خامنهای، عبور از شرایط جنگی و برگزاری مراسمی با ابعاد میلیونی است.
پیشتر محسن محمودی، رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران، گفته بود مراسم تشییع جنازه خامنهای «یک تشییع دهها میلیونی و ماندگار در تاریخ اسلام و ایران خواهد بود».
حکومت تصور میکند همانگونه که با به خیابان کشیدن حامیان خود در ۱۰۰ روز گذشته، فضای عمومی را از دست مخالفان خارج کرده، میتواند با برگزاری تشییع جنازه چندروزه و با انتشار تصاویر آن، برای خود مشروعیتی تازه دست و پا کند.
با همه این اقوال، همچنان جنازه خامنهای که مشخص نیست چه چیزی از آن باقی مانده و در این ۱۰۰ روز کجا نگهداری شده، دفن نشده است.
در واقع، حکومت جمهوری اسلامی ۱۰۰ روز پس از واقعه، نه موفق شده تصویری از رهبر جدیدش نشان دهد و نه جنازه رهبر پیشین را دفن کند.
این تاخیر طولانی نهتنها با اصول فقهی شیعه تعارض آشکار دارد، بلکه نشانهای از بحران جانشینی که بهظاهر حل شده اما در عمل همچنان لاینحل باقی مانده، مشکلات امنیتی عمیق و ناتوانی حکومت در مدیریت مراسم نمادین خود به شمار میرود.
خبرگزاری رویترز به نقل از سفیر جمهوری اسلامی در مکزیک گزارش داد که به اعضای تیم ملی فوتبال اطلاع داده شده که باید در روز برگزاری مسابقات خود در ایالات متحده، وارد خاک آمریکا شوند و همان روز نیز آن را ترک کنند. پیشتر فدراسیون فوتبال از ورود پیش از روز مسابقه خبر داده بود.
ابوالفضل پسندیده در توضیح محدودیتهای ویزا به خبرنگاران گفت: «ما میتوانیم صبح وارد شویم و باید همان روز خارج شویم.»
این درحالی است که روز گذشته، امیرمهدی علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال درباره نوع ویزای تیم ملی گفت: «ویزاهای صادر شده برای تیم ملی، ویزای مولتی است و تیم ملی یک روز قبل از بازی اول و بازیهای بعدی، دو روز قبل از بازی در محل مسابقه حاضر خواهد شد.»
سفیر جمهوری اسلامی درباره این محدودیت گفت: «این رفتوآمدهای طولانی و پروازهای مکرر باعث خستگی بازیکنان میشود. مشکلات هماهنگی و اتلاف زمان میتواند بر عملکرد تیم ملی ما تأثیر بگذارد.»
او گفت: «با توجه به اینکه کشور ما مورد حمله قرار گرفته، ما برای نشان دادن اینکه طرفدار صلح هستیم، تیممان را به اینجا آوردیم.»
تیم فوتبال ایران سه مسابقه مرحله گروهی خود را در ایالات متحده و در شهرهای لسآنجلس و سیاتل برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر برگزار خواهد کرد.