محسن رضایی: مذاکرات به بنبست رسیده، دیدار ترامپ با مجتبی خامنهای اتفاق نخواهد افتاد
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، گفت دیدار با مجتبی خامنهای که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از آن سخن گفته بود اتفاق نخواهد افتاد. او گفت مذاکرات به بنبست رسیده و ترامپ باید این بنبست را بشکند. توپ در زمین ترامپ است.
رضایی در گفتوگویی با سیانان که جمعه ۱۵ خرداد منتشر شد، هشدار داد که در صورت ازسرگیری درگیریها از سوی آمریکا، واشینگتن وارد «راهرویی تاریک» خواهد شد.
او همچنین در واکنش به سخنان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره دیدار احتمالی با مجتبی خامنهای گفت: «چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد. اکنون ما در مرحله نخست مذاکرات قرار داریم و آقای ترامپ مذاکرات را به بنبست کشانده است. چنین دیداری رخ نخواهد داد.»
رضایی گفت جمهوری اسلامی خواستار آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران بلافاصله پس از امضای یک توافق موقت با آمریکا شده و همچنین خواهان آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار دیگر در مرحله بعدی است.
مقامهای آمریکایی نگران هستند که هرگونه آزادسازی داراییها در شرایط کنونی، یکی از مهمترین اهرمهای فشار بر جمهوری اسلامی را از بین ببرد. دونالد ترامپ تاکید کرده است که هر توافقی باید بهمراتب قویتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ باشد و نباید چنین به نظر برسد که آمریکا در حال تحویل «پالتهای پول نقد» به تهران است؛ عبارتی که او بارها برای انتقاد از تصمیم باراک اوباما در پرداخت پول نقد به جمهوری اسلامی به کار برده است.
با این حال محسن رضایی در مصاحبه با سیانان این مطالبه را اقدامی برای اعتمادسازی توصیف کرد و گفت که آزادسازی احتمالی این منابع مالی از سوی دولت ترامپ میتواند افق تازهای برای آینده روابط تهران و واشینگتن ایجاد کند.
رضایی گفت: «اگر ترامپ بخواهد با ما به توافق برسد، این ۲۴ میلیارد دلار آزمون اعتمادی است که میخواهیم از ترامپ بگیریم؛ آزمونی که آمریکا باید از آن عبور کند تا مسیر باز شود. این پول، پول به خود ماست نه پول آمریکا.»
او همچنین هشدار داد که اگر آمریکا درگیری را از سر بگیرد، جمهوری اسلامی «جنگ را گسترش خواهد داد» و دامنه عملیات نظامی ممکن است از خلیج فارس به اقیانوس هند، تنگه بابالمندب، دریای سرخ و دریای مدیترانه کشیده شود.
با این حال رضایی افزود: «احتمال وقوع جنگ پایین است.»
رضایی در بخش دیگری از اینگفتوگو تاکید کرد که ایران و عمان بر تنگه هرمز حاکمیت دارند و بنابراین آن را بهطور مشترک مدیریت خواهند کرد.
او از بهکار بردن واژه «عوارض عبور» برای هزینههای احتمالی عبور کشتیها خودداری کرد و گفت جمهوری اسلامی صرفا هزینه نگهداری دریافت خواهد کرد، زیرا نباید به تنهایی بار مدیریت این آبراه را بر دوش بکشد.
رضایی در عین حال نسبت به دوام هرگونه توافق هستهای با ترامپ ابراز تردید کرد و به خروج او از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ و آنچه «راهبرد ابهام» ترامپ در مذاکرات خواند، اشاره کرد و گفت در صورت شکست مذاکرات، جمهوری اسلامی برای مقابله با هرگونه تهاجم آمریکا آماده است.
رضایی افزود: «آنگاه جهان تواناییهای واقعی ما را خواهد شناخت، زیرا قدرت زمینی ما چندین برابر قدرت موشکی ماست.»
او همچنین جنگ کنونی را نخستین پیروزی ایران بر دشمنانش در طول ۴۷ سال عمر جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت: «این نخستین بار است که ایران از جنگها پیروز بیرون آمده است، در حالی که در جنگهای گذشته همواره شکست خورده بود.»
با وجود ابهام در سرنوشت مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی و ناروشن ماندن هرگونه توافق احتمالی، کشورهای اروپایی بر تلاشهای خود برای پاکسازی تنگه هرمز از مینهایی که سپاه پاسداران کار گذاشته افزایش یافته است.
بهنوشته وبسایت ماریتایم اگزکیوتیو ( که اخبار مرتبط با کشتیرانی جهانی را منتشر میکند، اگر تمدید آتشبس مورد توافق واشینگتن و تهران قرار گیرد، مشارکت مستقیم جمهوری اسلامی یا آمریکا در عملیات پاکسازی تنگه هرمز میتواند بیثباتکننده باشد؛ بهویژه در شرایطی که تعد زیادی از کشتیها در انتظار ورود یا خروج از این آبراه هستند.
براساس این گزارش، از آنجا که مسیرهای رفت و برگشت سامانه جداسازی ترافیک دریایی (TSS) در باریکترین بخش تنگه، هر دو در آبهای سرزمینی عمان قرار دارند و عمان نیز همواره تلاش کرده موضعی بیطرفانه داشته باشد و مقررات سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) مربوط به طرح ترافیکی تنگه هرمز را رعایت کند، انتظار میرود این کشور هدایت ترافیک دریایی را از ایستگاه دریایی «هرمز کنترل» در جزیره دیدمار، واقع در میانه تنگه، بر عهده بگیرد.
در این گزارش تاکید شده که پاکسازی آبراه از تهدید مینهای دریایی موضوعی کاملا متفاوت است.
مرکز امنیت دریایی عمان در ۲۹ مه به تمامی کشتیها هشدار داد که یک شیء شناور در نزدیکی مسیر داخلی و شمالی سامانه ترافیکی تنگه احتمالا یک مین دریایی است و از کشتیها خواست با هوشیاری ویژه حرکت کنند و هرگونه مشاهده مشکوک را گزارش دهند.
چند روز بعد، یک منبع آگاه به ماریتایم اگزکیوتیو گفت که در تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا از همان منطقه، حدود ۲۰ مین شناور احتمالی شناسایی شده است.
مالکان کشتیها پیش از ازسرگیری عبور و مرور، خواهان اطمینان از پاکسازی کامل مسیرهای کشتیرانی از مینهای دریایی خواهند بود.
شکلگیری یک نیروی دریایی برای پاکسازی مینها
در همین راستا، یک نیروی دریایی بینالمللی برای انجام ماموریت پاکسازی مین در حال شکلگیری است.
این ائتلاف که ابتدا بهصورت همکاری مشترک بریتانیا و فرانسه شکل گرفته بود، اکنون بیش از ۴۰ کشور را در بر میگیرد. انتظار میرود ناو هواپیمابر فرانسوی شارل دوگل بهعنوان پرچمدار این نیرو عمل کند. این ناو هماکنون به همراه اسکورتهای خود، از جمله ناوشکن پدافند هوایی بریتانیا، اچاماس دراگون (HMS Dragon)، در دریای عرب مستقر است.
همچنین کشتی پشتیبانی بریتانیایی آرافای لیم بی (RFA Lyme Bay) احتمالا بهعنوان شناور مادر برای استقرار پهپادهای خودکار مینروب مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این کشتی پس از بارگیری تجهیزات بریتانیایی در جبلالطارق در ۲۶ مه، ۳۰ مه وارد بندر تولون فرانسه شد تا تجهیزات مینروبی خودکار فرانسه را نیز بارگیری کند.
این کشتی آبیخاکی بهدلیل برخورداری از عرشه مخصوص و سامانههای رانش جانبی و چرخشی، برای چنین ماموریتی بسیار مناسب ارزیابی میشود.
مشارکت ایتالیا، هلند و آلمان
تواناییهای سنتیتر مینروبی احتمالا از سوی نیروی دریایی ایتالیا تامین خواهد شد. دو مینروب ایتالیایی به همراه یک شناور گشتی این کشور اواسط ماه مه ایتالیا را به مقصد خلیج فارس ترک کردند. همزمان یک کشتی مینروب هلندی نیز روز چهارم ژوئن در نزدیک جبلالطارق مشاهده شد.
از سوی دیگر، بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، اعلام کرده است که یک کشتی مینروب به همراه یک ناوچه پدافند هوایی، یک کشتی پشتیبانی و یک هواپیمای گشت دریایی به مدیترانه اعزام شدهاند تا در صورت فراهم شدن شرایط ایمن، راهی خلیج فارس شوند.
آمادگی کشورهای دیگر برای پیوستن
بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله برخی کشورهای آسیایی، نیز آمادگی خود را برای پیوستن به این نیرو اعلام کردهاند. با این حال، ادغام شناورهای غیرعضو ناتو احتمالا به مرحله دوم عملیات موکول خواهد شد؛ زمانی که ساختار فرماندهی و کنترل نیرو بهطور کامل تثبیت شده باشد.
پس از آغاز رسمی ماموریت، انتظار میرود بسیاری از کشتیهای این نیرو از تاسیسات بندری و لجستیکی دُقم در عمان استفاده کنند؛ تاسیساتی که دقیقا برای چنین ماموریتهایی طراحی شدهاند و امکان اجاره کوتاهمدت آنها نیز وجود دارد.
سیانان به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد اسرائیل در جریان جنگ ایران، بهصورت محرمانه شماری از نیروهای نخبه نظامی و اطلاعاتی خود را در جمهوری آذربایجان مستقر کرد. این ماموریت بخشی از شبکه پایگاههای مخفی در خاورمیانه بود که برای تسهیل عملیات علیه تهران مورد استفاده قرار گرفت.
بر اساس این گزارش که جمعه ۱۵ خرداد منتشر شد، نیروهای اسرائیلی از چندین مکان در جنوب جمهوری آذربایجان و در مجاورت مرزهای شمالی ایران فعالیت میکردند.
نزدیکترین این پایگاهها به ایران تنها حدود ۹۷ کیلومتر با شهر تبریز فاصله داشت.
دو منبع آگاه به سیانان گفتند یگانهای ویژه کماندویی اسرائیل در این منطقه مستقر بودند و ماموریتهای اطلاعاتی و عملیات پهپادی را اجرا میکردند.
به گفته این افراد، استقرار این نیروها در جمهوری آذربایجان به اسرائیل امکان میداد تا از موقعیتی راهبردی، شمال ایران را در طول جنگ زیر نظر داشته باشد.
سیانان نوشت استقرار مخفیانه نیروهای اسرائیلی در جمهوری آذربایجان تنها یکی از بخشهای شبکه نظامی این کشور در خاورمیانه بود. شبکهای که به ارتش اسرائیل دامنه عملیاتی «کمسابقهای» بخشید.
این رسانه افزود این مساله همچنین بیانگر نقش برخی کشورهای همسایه ایران در تسهیل عملیات علیه جمهوری اسلامی است. نقشی که در مواردی با آگاهی این کشورها و در برخی موارد، احتمالا بدون اطلاع کامل آنها ایفا شده است.
کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، پس از حدود ۴۰ روز سرانجام در ۱۹ فروردین با برقراری آتشبس موقت میان طرفهای درگیر متوقف شد.
با وجود ادامه مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافقی بهمنظور پایان دادن به جنگ، تنشها بهطور کامل فروکش نکرده و درگیریهای پراکنده در منطقه همچنان ادامه دارد. لبنان نیز همچنان صحنه رویارویی حزبالله و اسرائیل است.
طرح اسرائیل در آذربایجان همزمان با اعتراضات دیماه
یک منبع آگاه به سیانان گفت عملیات اسرائیل در جمهوری آذربایجان شامل دهها نیرو بود که در میان آنان، اعضای نیروهای ویژه، یگان نخبه هوابرد رزمی و امداد و نجات اسرائیل، و همچنین ماموران موساد حضور داشتند.
بر اساس این گزارش، حضور نظامی در آذربایجان به اسرائیل امکان میداد که در صورت بروز حادثه برای خلبانان این کشور در جریان جنگ، عملیات جستوجو و نجات هوایی از خاک آذربایجان انجام شود.
همچنین، این موضوع بستر مناسبی برای جاسوسی از جمهوری اسلامی فراهم میآورد.
سیانان اضافه کرد اسرائیل از سالها پیش آذربایجان را «شریک راهبردی» خود در مقابله با حکومت ایران میداند.
به گفته دو منبع آگاه، همزمان با اعتراضات دیماه در ایران، اسرائیل ماموریتی محرمانه را در امتداد مرز ایران و آذربایجان طراحی کرد که هدف آن، ایجاد زیرساختهای اطلاعاتی از طریق استقرار تجهیزات شنود و جمعآوری دادهها برای اقدامات بعدی بود.
این منابع افزودند اسرائیل قصد داشت این ماموریت را همزمان با موج نخست حملاتی که برای اواخر دیماه سال گذشته برنامهریزی شده بود، اجرا کند. با این حال، به گفته آنان، پس از آن که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از موافقت جمهوری اسلامی با توقف کشتار معترضان خبر داد، حملات مورد نظر در آخرین لحظات لغو شد.
سخنگوی سفارت آذربایجان در ایالات متحده در بیانیهای به سیانان اعلام کرد باکو «ادعاهای بیاساس» را درباره استفاده از خاک جمهوری آذربایجان برای انجام عملیات علیه کشورهای ثالث رد میکند.
حکومت ایران در جریان جنگ اخیر، جمهوری آذربایجان را هدف قرار داد.
حمله پهپادی جمهوری اسلامی به منطقه نخجوان در ۱۴ اسفند چند زخمی بر جای گذاشت.
سیانان در ادامه گزارش داد بهدلیل فاصله بیش از ۱۵۰۰ کیلومتری اسرائیل با تهران، این کشور برای اجرای یک کارزار نظامی مستمر، واحدهای نظامی و اطلاعاتی خود را بهطور پنهانی در مکانهایی نزدیکتر به مرزهای ایران مستقر کرد.
بر اساس این گزارش، پایگاههای مخفی اسرائیل تنها به جمهوری آذربایجان محدود نبوده و در نقاط دیگری از منطقه، از جمله عراق، امارات متحده عربی و سومالیلند نیز فعال بودهاند.
این نیروها در ابتدا بهعنوان تیمهای پشتیبانی و نجات برای شرایط اضطراری در نظر گرفته شده بودند، اما بهتدریج دامنه ماموریتهای آنها گسترش یافت و این پایگاهها به مراکزی برای فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی تبدیل شدند.
به گزارش سیانان، به رسمیت شناختن سومالیلند از سوی اسرائیل در دیماه ۱۴۰۴، زمینه دسترسی این کشور به یک موقعیت راهبردی در منطقه را فراهم کرد. این موقعیت میتواند در پشتیبانی از عملیات هوایی دوربرد اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، بهویژه در مسیرهای پروازی پیرامون شبهجزیره عربستان، نقشآفرین باشد.
در جریان جنگ اخیر، اسرائیل بهصورت محرمانه یک سامانه پدافند هوایی گنبد آهنین را به همراه نیروهای عملیاتی آن در امارات مستقر کرد.
اسرائیل همچنین دو پایگاه مخفی در عراق برای پشتیبانی لجستیکی و انجام احتمالی عملیات جستوجو و نجات در جریان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی ایجاد کرد.
دو منبع آگاه به رویترز گفتند عمان پس از وقوع انفجاری در نزدیکی تاسیسات بارگیری پایانه نفتی «مینا الفحل»، عملیات بارگیری را متوقف کرده است. این منابع میگویند انفجار احتمالاً در نتیجه یک حمله پهپادی رخ داده و باعث توقف فعالیت یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت این کشور شده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد انفجار در فاصله میان دو سکوی پهلوگیری شناور تکنقطهای (SBM 1 و SBM 2) رخ داده و ظاهراً ناشی از یک حمله پهپادی بوده است. با این حال، هنوز جزئیات بیشتری درباره عامل حمله یا زمان دقیق وقوع آن منتشر نشده است.
این حادثه باعث توقف عملیات بارگیری نفت در پایانه مینا الفحل شده؛ پایانهای که یکی از مراکز اصلی صادرات نفت عمان به شمار میرود.
دادههای شرکت اطلاعات کشتیرانی LSEG نیز نشان میدهد که روز جمعه چندین نفتکش غولپیکر در آبهای اطراف این بندر لنگر انداخته بودند؛ موضوعی که میتواند نشانهای از اختلال در روند صادرات نفت از این پایانه باشد.
رویترز گزارش داده است که مسئولان پایانه مینا الفحل در خارج از ساعات اداری در دسترس نبودهاند و تاکنون هیچ مقام رسمی عمانی درباره این حادثه اظهار نظر نکرده است.
این انفجار در شرایطی رخ داده که تنشهای نظامی در منطقه دریای عمان و خلیج فارس همچنان ادامه دارد.
رسانههای حکومتی ایران روز چهارشنبه مدعی شده بودند که نیروهای ایرانی یک کشتی نظامی آمریکا را که به گفته آنها دارای «مرکز کنترل و فرماندهی» بوده و در حال نزدیک شدن به آبهای سرزمینی ایران در دریای عمان بوده است، هدف قرار دادهاند.
با این حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) این ادعا را رد کرده و هیچ حملهای به شناورهای آمریکایی را تایید نکرده است.
مشخص نیست که آیا میان ادعای حکومت ایران درباره هدف قرار دادن یک شناور آمریکایی و انفجار رخداده در پایانه نفتی مینا الفحل ارتباطی وجود دارد یا خیر.
توقف فعالیت این پایانه نفتی در حالی رخ میدهد که بازارهای جهانی انرژی به دلیل جنگ ایران، اختلال در مسیرهای صادراتی منطقه و نااطمینانی درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و دریای عمان، با حساسیت تحولات منطقه را دنبال میکنند.
مینا الفحل یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت عمان است و هرگونه اختلال در فعالیت آن میتواند بر جریان صادرات نفت این کشور و بازارهای منطقهای انرژی تاثیر بگذارد.
بحران ناشی از جنگ ایران تنها خاورمیانه را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه به گفته کارشناسان به یکی از مهمترین عوامل تغییر در راهبردهای انرژی آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که برخی آن را بزرگترین بازنگری در سیاستهای سرمایهگذاری انرژی از زمان شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ میدانند.
گسترش جنگ ایران و اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، کشورهای آسیایی را به بازنگری در سیاستهای انرژی واداشته است. بر اساس گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی، دولتهای آسیایی بهویژه در جنوب شرق آسیا، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در حال افزایش بیسابقه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و امنیت انرژی هستند تا وابستگی خود به منابع وارداتی را کاهش دهند.
اندرو هاموند، پژوهشگر موسسه LSE Ideas وابسته به مدرسه اقتصاد لندن، در تحلیلی که نشریه بیزنستایمز در سنگاپور منتشر کرده، مینویسد اگرچه توجه جهانی از زمان آغاز جنگ ایران در ماه فوریه [اسفند] عمدتاً بر خاورمیانه و زیرساختهای انرژی منطقه متمرکز بوده، اما این آسیا، بهویژه کشورهای عضو اتحادیه آسهآن، هستند که بیشترین پیامدهای اقتصادی این بحران را تجربه میکنند.
به گفته او، پیش از آغاز جنگ، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس راهی بازارهای آسیا و خاورمیانه میشد. همین وابستگی گسترده باعث شده کشورهای آسیایی اکنون با جدیت بیشتری به دنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی باشند.
این روند در گزارش «سرمایهگذاری جهانی انرژی ۲۰۲۶» آژانس بینالمللی انرژی نیز منعکس شده است. بر اساس این گزارش، سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۴ تریلیون دلار خواهد رسید که نسبت به سال قبل ۵ درصد افزایش نشان میدهد. از این میزان، حدود ۲.۲ تریلیون دلار به توسعه شبکههای برق، ذخیرهسازی انرژی، سوختهای کمکربن، انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای و افزایش بهرهوری انرژی اختصاص خواهد یافت.
آسهآن در خط مقدم تغییر در میان مناطق مختلف آسیا، کشورهای جنوب شرق آسیا بیش از دیگران به سمت سرمایهگذاری در امنیت انرژی حرکت کردهاند. تقاضای برق در این کشورها حدود ۱.۵ برابر سریعتر از میانگین جهانی رشد میکند و همین موضوع دولتها را به توسعه زیرساختهای جدید انرژی واداشته است.
پیشبینی میشود کشورهای آسهآن در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۷ میلیارد دلار در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای برق و بخشهای مصرف انرژی سرمایهگذاری کنند که بالاترین رقم ثبتشده تاکنون خواهد بود.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر در این کشورها به حدود ۲۲ میلیارد دلار خواهد رسید؛ رقمی که بیش از دو و نیم برابر سرمایهگذاری در تولید برق مبتنی بر سوختهای فسیلی است. انرژی خورشیدی، برقآبی، انرژی بادی و فناوریهای زمینگرمایی از مهمترین بخشهای این سرمایهگذاریها خواهند بود.
همچنین حدود ۱۵ میلیارد دلار برای توسعه شبکههای انتقال برق هزینه خواهد شد که بخشی از آن به پروژه «شبکه برق آسهآن» و افزایش تبادل برق میان کشورهای منطقه اختصاص دارد.
چین و هند به دنبال امنیت انرژی گزارش یادشده نشان میدهد چین، بزرگترین سرمایهگذار انرژی جهان، در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۴۵ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری خواهد کرد. این افزایش همزمان با آغاز برنامه پنجساله جدید پکن است که تمرکز ویژهای بر انرژی پاک، زیرساختهای کمکربن، انرژی هستهای پیشرفته و هیدروژن دارد.
به نوشته هاموند، بحران ایران به رهبران چین یادآوری کرده است که امنیت انرژی باید در کنار اهداف اقتصادی و زیستمحیطی در مرکز برنامهریزیهای بلندمدت قرار گیرد.
هند نیز روند مشابهی را دنبال میکند. پیشبینی میشود سرمایهگذاری این کشور در بخش انرژی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۷۰ میلیارد دلار برسد. هزینهکرد هند در بخش انرژی طی پنج سال گذشته حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است؛ افزایشی که علاوه بر رشد مصرف برق و توسعه صنعتی، به نگرانیهای امنیت انرژی پس از بحران ایران نیز مرتبط دانسته میشود.
سرمایهگذاری هند در انرژی خورشیدی به ۲۰ میلیارد دلار رسیده و ظرفیت پالایش نفت این کشور نیز تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵ درصد افزایش خواهد یافت.
بازگشت ژاپن به انرژی هستهای بحران ایران همچنین باعث شده ژاپن و کره جنوبی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، برنامههای خود برای افزایش امنیت انرژی را تسریع کنند.
در ژاپن، این روند به بازگشت تدریجی انرژی هستهای منجر شده است. دولت سانائه تاکائیچی از راهاندازی مجدد راکتورهای هستهای حمایت میکند؛ تصمیمی که حدود ۱۵ سال پس از حادثه فوکوشیما اتخاذ شده و یکی از مهمترین تغییرات سیاست انرژی این کشور در سالهای اخیر به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند افزایش نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی پس از بحران ایران، نقش مهمی در این تغییر رویکرد داشته است.
پیامدهای فراتر از خاورمیانه به اعتقاد نویسنده، مهمترین میراث جنگ ایران ممکن است نه در میدان نبرد، بلکه در بازارهای انرژی آسیا رقم بخورد. کشورهای منطقه اکنون تلاش میکنند با تنوعبخشی به منابع انرژی، توسعه زیرساختهای داخلی و کاهش وابستگی به نفت و گاز خلیج فارس، خود را در برابر بحرانهای مشابه در آینده مصون کنند.
هاموند نتیجه میگیرد که جنگ ایران به عاملی برای یک تغییر تاریخی در آسیا تبدیل شده است؛ تغییری که هدف آن دستیابی به امنیت بیشتر، تنوع در منابع تامین انرژی و کاهش آسیبپذیری در برابر تحولات ژئوپلیتیکی است.
دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها نشان میدهد صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته و به پایینترین سطح خود از زمان کارزار «فشار حداکثری» دولت نخست ترامپ رسیده است.
خبرگزاری رویترز به نقل از دادههای حملونقل دریایی و تحلیلگران بازار انرژی گزارش داد که صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران در ماه مه به پایینترین سطح خود در دستکم شش سال گذشته سقوط کرده است؛ موضوعی که میتواند فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را در میانه جنگ و بحران منطقهای افزایش دهد.
بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکشها ورتکسا (Vortexa)، صادرات نفت و میعانات گازی ایران در ماه مه به طور متوسط به حدود ۲۰۹ هزار بشکه در روز رسیده است. این رقم در مقایسه با ۱.۳۴ میلیون بشکه در روز در ماه آوریل و نزدیک به ۱.۹ میلیون بشکه در روز در ماه مارس کاهش چشمگیری را نشان میدهد.
تحلیلگران میگویند اجرای محاصره دریایی آمریکا از ۱۳ آوریل [۲۴ فروردین] نقش اصلی را در این کاهش داشته است. واشینگتن از آن زمان محدودیتهایی را علیه کشتیهایی که وارد بنادر ایران میشوند یا از آنها خارج میشوند اعمال کرده است.
رویترز مینویسد این کاهش صادرات در شرایطی رخ داده که بازار جهانی نفت نیز با محدودیت عرضه مواجه است. حکومت ایران با مسدود کردن عملی تنگه هرمز، صادرات نفت عربستان سعودی، کویت، عراق و امارات متحده عربی را نیز تحت تاثیر قرار داده و به تنشهای موجود در بازار انرژی افزوده است.
بر اساس ارزیابی ورتکسا، سطح کنونی صادرات نفت ایران پایینترین میزان از اواخر سال ۲۰۱۹ و اوایل سال ۲۰۲۰ محسوب میشود؛ زمانی که دولت نخست دونالد ترامپ سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را دنبال میکرد.
شرکت کلپر (Kpler) نیز روند مشابهی را ثبت کرده است. هرچند این موسسه صادرات ایران در ماه مه را اندکی بالاتر و حدود ۲۶۰ هزار بشکه در روز برآورد کرده، اما این رقم نیز پایینترین سطح صادرات ایران در شش سال اخیر به شمار میرود.
کلر یونگمن، تحلیلگر ورتکسا، دلیل اصلی افت صادرات را ترکیبی از اختلالات در تنگه هرمز، محاصره دریایی آمریکا و نگرانی فعالان صنعت کشتیرانی عنوان کرده است. به گفته او، مالکان کشتیها، اپراتورها، شرکتهای بیمه و سایر طرفهای تجاری تمایل ندارند کشتیها و خدمه خود را در معرض شرایط امنیتی کنونی قرار دهند.
کاهش ذخایر نفت شناور ایران دادههای کلپر همچنین نشان میدهد حجم نفت ایران که در نفتکشها ذخیره شده، در هفتههای اخیر کاهش یافته است؛ زیرا بخشی از این محمولهها در چین تخلیه شدهاند.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر حدود ۱۴۷ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی ایران در مخازن شناور ذخیره شده است. از این میزان، حدود ۶۷ میلیون بشکه در خلیج فارس و دریای عمان گرفتار شده و امکان انتقال آن وجود ندارد.
این در حالی است که ذخایر شناور نفت ایران در اواخر آوریل به حدود ۱۹۰ میلیون بشکه رسیده بود و از آن زمان روندی نزولی را طی کرده است.
ایمان ناصری، تحلیلگر موسسه FGE NexantECA، برآورد متفاوتی ارائه داده و گفته است حدود ۵۵ میلیون بشکه نفت ایران در نفتکشهایی قرار دارد که در پشت خط محاصره دریایی باقی ماندهاند.
هشدار درباره بازار چین یکی از مهمترین پیامدهای کاهش صادرات ایران، تاثیر آن بر بازار چین است؛ کشوری که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کلپر، هشدار داده است که اگر محاصره دریایی آمریکا دو ماه دیگر ادامه پیدا کند، ایران عملاً ممکن است نفت قابل عرضه خود به چین را از دست بدهد.
دادههای کلپر نشان میدهد واردات نفت خام ایران توسط چین در ماه مه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون است.
این آمارها در حالی منتشر میشود که جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای ناشی از جنگ، کاهش درآمدهای ارزی و محدودیتهای صادراتی، با چالشهای اقتصادی فزایندهای روبهرو است و بازار نفت همچنان یکی از مهمترین منابع درآمدی دولت به شمار میرود.