آمریکا چگونه میتواند مینهای تنگه هرمز را پاکسازی کند
نیروهای آمریکایی در جریان عملیات پاکسازی مینها در تنگه هرمز میتوانند از مجموعهای از پهپادها، رباتهای حامل مواد منفجره و بالگردها استفاده کنند تا خطرات را کاهش دهند. با این حال، گروههای مینروبی همچنان ممکن است در برابر حملات جمهوری اسلامی آسیبپذیر باشند.
تلاش کنونی ایالات متحده برای پاک کردن تنگه هرمز از مینها، بخشی از تلاشها برای پایان دادن به اختلال در کشتیرانی در این آبراه است؛ اختلالی که از زمان حملات آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، عرضه جهانی انرژی را بهشدت کاهش داده است.
اما به گفته افسران سابق نیروی دریایی و متخصصان، در حالی که آمریکا میتواند از فناوریهای مدرنشده برای شناسایی و خنثیسازی مینها از راه دور بهره ببرد، پاکسازی یک آبراهه راهبردی مانند تنگه هرمز همچنان فرآیندی کند و چندمرحلهای خواهد بود.
ارتش آمریکا یکشنبه گذشته اعلام کرد که عملیات مینروبی را آغاز کرده و دو ناو جنگی را از تنگه هرمز عبور داده است، اما جزئیات کمی درباره تجهیزات مورد استفاده ارائه داد.
ارتش آمریکا همچنین اعلام کرد که نیروهای بیشتری، از جمله تجهیزات زیرآبی بدون سرنشین، در روزهای آینده به این عملیات خواهند پیوست.
ماه گذشته، رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که جمهوری اسلامی اخیرا چندین مین در تنگه هرمز مستقر کرده است و محل دقیق این مینها به طور علنی مشخص نیست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرده که تمامی کشتیهای مینگذار جمهوری اسلامی غرق شدهاند، اما خبرگزاری رویترز بهنقل از برخی متخصصان نوشت این خطر وجود دارد که تهران دستگاههای بیشتری مستقر کند.
بر اساس گزارش این خبرگزاری، کاربرد مینها موثر است زیرا این تجهیزات ارزان هستند و پاکسازی آنها پرهزینه است.
جان پنتریث، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی بریتانیا که اکنون مشاور نظامی است، به رویترز گفت: «حتی تهدید وجود یک میدان مین هم برای متوقف کردن کشتیها، بهویژه کشتیهای تجاری، کافی است».
نوسازی کارزار مینروبی
بهطور سنتی، نیروی دریایی آمریکا به کشتیهای مینروب سرنشیندار متکی بود که مستقیما وارد میدانهای مین میشدند و با استفاده از ابزارهای مکانیکی که پشت کشتی کشیده میشدند، مواد منفجره را پاکسازی میکردند؛ گاهی نیز غواصان از این عملیان پشتیبانی میکردند. اکنون بخش زیادی از این کشتیهای قدیمی از کار کنار گذاشته شدهاند.
این کشتیها در حال جایگزینی با شناورهای سبکتری به نام کشتیهای رزمی ساحلی هستند که تجهیزات مدرن شکار مین را حمل میکنند، از جمله تجهیزات بدون سرنشین سطحی و زیرآبی نیمهخودکار و رباتهای کنترل از راه دور که به نیروها اجازه میدهد از میدان مین فاصله بگیرند. نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر سه فروند از این کشتیها را در ماموریت دارد.
یکی از مقامات ارشد آمریکایی در اواخر ماه مارس به رویترز گفت که دو فروند از این کشتیها در سنگاپور تحت تعمیر بودند. در آن زمان، توان مینروبی آمریکا در خاورمیانه شامل وسایل زیرآبی بدون سرنشین، چهار فروند از کشتیهای سنتی، بالگردها و غواصان بود.
به گفته مقامات سابق دریایی و دیگر متخصصان، گمان میرود تهران چندین نوع مین دریایی در اختیار داشته باشد: مینهای روی بستر دریا که هنگام عبور کشتیها منفجر میشوند؛ مینهای وصل شده به کف دریا که نزدیک سطح شناور میمانند؛ مینهای شناور که آزادانه در آب حرکت میکنند؛ و مینهای چسبنده که مستقیما به بدنه کشتی میچسبند.
رویترز نوشت که احتمالا عملیات آمریکا شامل جستوجوی مینها با استفاده از وسایل سطحی و زیرآبی بدون سرنشین مجهز به حسگرها خواهد بود. هنگامی که یک شیء شبیه به مین شناسایی شود، دادهها معمولا به خدمهای که خارج از میدان مین فعالیت میکنند منتقل میشود تا آن را شناسایی کنند. سپس تصمیم میگیرند که چگونه باید خنثی شود.
پولیتیکو نیز در مطلب دیگری در این زمینه نوشت که نیروی دریایی ایالات متحده یک ماموریت حیاتی جدید در تنگه هرمز دارد: اما ذخایر مین جمهوری اسلامی با وجود کاهش در جریان کارزار آمریکا و اسرائیل، بهطور کامل نابود نشده است.
یک مقام آمریکایی که نامش فاش نشده به پولیتیکو گفت که سازمان اطلاعات نظامی آمریکا بر این باور است که برخی از این مینها از پیش در دریا مستقر شدهاند.
با این حال، به نوشته این رسانه، تنها تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیهای تجاری کافی بود تا تنگه هرمز را مسدود کند و در پی آن بازارهای انرژی را دچار آشوب سازد.
پولیتیکو تاکید کرد: «اگر یک مین بتواند به یک کشتی تجاری آسیب بزند یا آن را نابود کند، تردد نفتکشها حتی بیشتر کاهش خواهد یافت و بحران جهانی انرژی را تشدید خواهد کرد.»
عملیات مینروبی در شرایطی انجام میشود که بیش از ۱۲ ناو جنگی آمریکایی هماکنون در منطقه حضور دارند و تعداد بیشتری نیز در راه است.
وظیفه اصلی این ناوها اجرای محاصرهای است که رییسجمهور یآمریکا، علیه کشتیرانی جمهوری اسلامی در داخل و اطراف خلیج فارس اعمال کرده است.
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
یک- غنیسازی اورانیوم
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.
یک منبع امنیتی میگوید حماس در حال بهرهبرداری از تمرکز اسرائیل و آمریکا بر جبهههای لبنان و ایران است تا روند خلع سلاح را به تعویق بیندازد. همزمان، این گروه با رد طرح صلح پیشنهادی برای غزه، به دنبال خرید زمان و حفظ نفوذ خود است.
به گزارش اورشلیمپست، یک منبع در نهادهای امنیتی هشدار داده است که حماس از بیثباتی ناشی از وضعیت امنیتی در جنوب لبنان و تنشها با حکومت ایران برای تقویت موقعیت خود در نوار غزه استفاده میکند.
بر اساس این گزارش، حماس از تمرکز اسرائیل بر تحولات مربوط به حزبالله و توجه آمریکا به پرونده [حکومت] ایران بهره میبرد تا زمان بخرد و از پیشرفت در روندهای سیاسی، از جمله خلع سلاح، جلوگیری کند. این منبع گفته است که راهبرد فعلی رهبری حماس شامل جمعآوری مالیات، جذب نیرو و کنترل ورود کالاها به غزه است.
به گفته این منابع، حماس تلاش دارد این تصور را ایجاد کند که از قدرت کنار رفته، اما در عمل - حتی در صورت واگذاری ظاهری قدرت - به دنبال حفظ کنترل از پشت صحنه بر حاکمیت آینده غزه است. این رویکرد، به گفته منبع امنیتی، مشابه راهبرد حسن نصرالله در لبنان است؛ جایی که حزبالله بدون در دست گرفتن رسمی قدرت، نفوذ سیاسی و نظامی تعیینکنندهای حفظ کرده بود.
در همین حال، یک منبع دیگر به اورشلیمپست گفته است که حماس طرح خلع سلاح ارائهشده از سوی «هیات صلح» به رهبری آمریکا برای غزه را رد کرده و خواستار اصلاح آن شده است. به گفته این منبع، این طرح با حضور نیکولای ملادنوف، نماینده ارشد هیات، و سه میانجی دیگر در حال پیگیری است.
بر اساس این گزارش، اجرای این طرح بین شش تا هشت ماه پیشبینی شده؛ بازهای که به گفته منابع، با راهبرد حماس برای خرید زمان همسو است، زیرا در این مدت انتخابات در اسرائیل و همچنین انتخابات میاندورهای در آمریکا برگزار خواهد شد و توجهها را از غزه منحرف میکند.
همزمان، وبسایت «والا» گزارش داده است که بسیاری از مقامهای ارشد حماس پس از دریافت «نشانههایی» مبنی بر لزوم خروج، قطر را به مقصد ترکیه و دیگر کشورها ترک کردهاند. به گفته این گزارش، نیروهای امنیتی قطر تدابیر خود را برای جلوگیری از ترورهای هدفمند تشدید کردهاند و حماس نیز در پی نگرانی از اقدامات مشابه از سوی نهادهای اطلاعاتی اسرائیل، این پیامها را جدی تلقی کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که وزارت جنگ آمریکا در تلاش برای تقویت ظرفیت تولید تسلیحات، گفتوگوهایی را با شرکتهای بزرگ صنعتی و خودروسازی آغاز کرده است. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که جنگ با حکومت ایران و سایر درگیریها فشار فزایندهای بر ذخایر نظامی آمریکا وارد کرده است.
به گزارش رویترز به نقل از روزنامه والاستریت ژورنال، مقامهای ارشد دفاعی ایالات متحده با مدیران ارشد شرکتهایی از جمله جنرال موتورز و فورد درباره امکان تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی گفتوگو کردهاند. این مذاکرات که به گفته منابع آگاه دامنهای گسترده داشته، پیش از آغاز جنگ با حکومت ایران آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، دولت دونالد ترامپ به دنبال آن است که نقش خودروسازان و دیگر تولیدکنندگان آمریکایی را در زنجیره تولید دفاعی افزایش دهد. مقامهای دفاعی به والاستریت ژورنال گفتهاند که ممکن است از ظرفیت این شرکتها برای پشتیبانی از پیمانکاران سنتی دفاعی استفاده شود و از آنها خواسته شده بررسی کنند آیا میتوانند بهسرعت خطوط تولید خود را به تولیدات نظامی تغییر دهند یا خیر.
در این گفتوگوها، شرکتهایی مانند «جیای ایروسپیس» و «اوشکوش» نیز حضور داشتهاند. با این حال، رویترز اعلام کرده که هنوز نتوانسته این گزارش را بهطور مستقل تایید کند و شرکتهای مذکور نیز به درخواست این خبرگزاری برای اظهار نظر پاسخی ندادهاند.
یک مقام پنتاگون در بیانیهای اعلام کرد که وزارت جنگ «متعهد به گسترش سریع پایه صنعتی دفاعی از طریق بهرهگیری از تمامی راهکارها و فناوریهای تجاری موجود» است تا برتری نظامی نیروهای آمریکایی حفظ شود.
این تحرکات در حالی صورت میگیرد که پنتاگون در پی جبران ذخایر تسلیحاتی مصرفشده در حملات به ایران و سایر عملیاتهای اخیر است. دونالد ترامپ نیز در ماه مارس با مدیران هفت شرکت پیمانکار دفاعی دیدار کرده بود تا راههای افزایش تولید تسلیحات را بررسی کند.
از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و همچنین عملیات نظامی اسرائیل در غزه، ایالات متحده میلیاردها دلار از ذخایر تسلیحاتی خود - از جمله سامانههای توپخانهای، مهمات و موشکهای ضدتانک - را مصرف کرده است.
در همین چارچوب، ترامپ در ماه جاری درخواست افزایش ۵۰۰ میلیارد دلاری بودجه نظامی را مطرح کرده که در صورت تصویب، مجموع آن را به ۱.۵ تریلیون دلار خواهد رساند؛ افزایشی که در سایه تداوم جنگ با حکومت ایران و نیاز به بازسازی توان نظامی آمریکا مطرح شده است.
آمریکا همزمان با تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی، خریداران نفت ایران را به تحریمهای ثانویه تهدید کرد و از کشورهای خلیج فارس خواست داراییهای مرتبط با مقامها و نهادهای ایرانی را مسدود کنند. این اقدامات در چارچوب اجرای محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی بر تهران صورت میگیرد.
به گزارش رویترز، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است کشورها و نهادهایی که نفت ایران را خریداری کنند یا منابع مالی [حکومت] ایران را در بانکهای خود نگه دارند، در معرض تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
او در جمع خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «به کشورها اعلام کردهایم اگر نفت ایران را خریداری کنید یا پول ایران در بانکهای شما باشد، آماده اعمال تحریمهای ثانویه هستیم.»
این هشدار در حالی مطرح میشود که محاصره دریایی آمریکا علیه حکومت ایران از روز دوشنبه ۲۴ فروردین آغاز شده و جنگ وارد هفته هفتم خود شده است. به گفته مقامهای آمریکایی، انتظار میرود این محاصره باعث توقف خرید نفت ایران توسط چین شود؛ کشوری که پیشتر بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی دریایی ایران را خریداری میکرد.
بسنت همچنین از ارسال نامه به دو بانک چینی خبر داد و گفت واشینگتن به آنها هشدار داده است که در صورت اثبات انتقال پول ایران از طریق حسابهایشان، با تحریم مواجه خواهند شد.
در همین حال، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهایی را علیه زیرساختهای حملونقل نفت ایران اعمال کرده و بیش از دو ده فرد، شرکت و شناور را هدف قرار داده است.
این اقدامات پس از آن صورت میگیرد که آمریکا یک معافیت ۳۰ روزه برای صادرات نفت ایران در دریا صادر کرده بود؛ معافیتی که به گفته بسنت، موجب ورود حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران به بازار جهانی شد. او تایید کرد که این معافیت که در ۲۰ مارس صادر شده و در ۱۹ آوریل به پایان میرسد، تمدید نخواهد شد.
همزمان، آمریکا معافیت مشابه برای نفت روسیه را نیز تمدید نکرده است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که وزارت خزانهداری آمریکا به کشورهایی از جمله چین، هنگکنگ، امارات متحده عربی و عمان نامههایی ارسال کرده و نسبت به فعالیت بانکهایی که به گفته واشینگتن با تراکنشهای غیرقانونی ایران مرتبط هستند، هشدار داده است.
در بخش دیگری از این تحولات، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد که واشینگتن از کشورهای خلیج فارس خواسته است داراییهای مرتبط با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعضای حاکمیت ایران را مسدود کنند.
بسنت گفت حملات [حکومت] ایران به کشورهای منطقه باعث شده این کشورها همکاری بیشتری با آمریکا داشته باشند و دسترسی به اطلاعات مالی حکومت ایران افزایش یابد. او افزود: «ایرانیها با حمله به همسایگان خود در خلیج فارس اشتباهاتی مرتکب شدند که ممکن است مرگبار باشد و اکنون این کشورها تمایل بیشتری برای شفافسازی مالی یا بررسی دقیقتر منابع مالی دارند.»
به گفته او، آمریکا پیامی مشابه به کشورهای خلیج فارس و نهادهای مالی ارسال کرده و هشدار داده است در صورت شناسایی داراییهای ایران در بانکهای آنها، تحریمها اعمال خواهد شد.
بسنت در پایان تاکید کرد که تهران باید بداند فشار اقتصادی ناشی از این اقدامات، «کمتر از حملات نظامی نخواهد بود.»
در حالی که محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران وارد مرحله اجرایی شده، گزارشها حاکی از آن است که تهران همچنان با استفاده از شبکههای پنهان فراساحلی، صادرات نفت خود را ادامه میدهد.
فاکسنیوز به نقل از یک شرکت اطلاعات دریایی میگوید دهها میلیون بشکه نفت ایران خارج از مسیرهای رسمی جابهجا شده است.
به گزارش فاکسنیوز، شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد» (Windward) اعلام کرده است که [حکومت] ایران برای دور زدن محاصره جدید آمریکا، از شبکههای مخفی انتقال نفت در دریا استفاده میکند. این محاصره از دوشنبه ۲۴ فروردین و در پی شکست مذاکرات میان تهران و واشینگتن و در چارچوب فشارهای نظامی و اقتصادی جدید آغاز شد.
بر اساس این گزارش، [حکومت] ایران همچنان نفت خود را از طریق مسیرهای غیرمستقیم و انتقال کشتیبهکشتی در آبهای آزاد توزیع میکند. ویندوارد میگوید تا ۲۴ فروردین، دستکم ۱۱ نفتکش حامل حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت ایران در آبهای فراساحلی مالزی مستقر بودهاند؛ منطقهای که بهعنوان یک هاب انتقال کشتیبهکشتی شناخته میشود.
این شرکت تاکید کرده است که این نفتکشها یا در انتظار تخلیه بار به کشتیهای دیگر هستند یا خود را برای ادامه مسیر آماده میکنند. به گفته ویندوارد، این تمرکز نشاندهنده استفاده مستمر [حکومت] ایران از سازوکارهای ذخیرهسازی و انتقال فراساحلی است که امکان تداوم صادرات نفت بدون عبور مستقیم از تنگه هرمز را فراهم میکند.
در این گزارش آمده است که «فعالیتهای پنهان» همچنان نقش محوری در این عملیات ایفا میکنند و بخشی از راهبرد گستردهتر [حکومت] ایران برای دور زدن تحریمها به شمار میروند. همچنین مسیرهای انتقال نفت ایران بهطور فزایندهای به سمت هابهای دریایی تغییر یافته و وابستگی به عبور مستقیم از تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است.
همزمان، ارتش آمریکا اعلام کرده که اجرای محاصره را از ۲۴ فروردین آغاز کرده و در ۴۸ ساعت نخست، موفق شده ۹ نفتکش را که قصد عبور از این محدودیتها را داشتند، متوقف کند. به گفته فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، هیچ کشتیای در این بازه زمانی موفق به عبور از نیروهای آمریکایی نشده است.
سنتکام همچنین اعلام کرد که این ۹ شناور با دستور نیروهای آمریکایی مسیر خود را تغییر داده و به سمت بنادر یا آبهای ساحلی ایران بازگشتهاند. یک مقام ارشد دفاعی آمریکا نیز گفته است که همه این شناورها نفتکش بودهاند و برای اجرای این دستورها نیازی به عملیات سوار شدن نیروهای آمریکایی بر عرشه آنها نبوده است.
با این حال، دادههای ویندوارد از نخستین روز کامل اجرای محاصره در ۲۵ فروردین نشان میدهد که واکنش کشتیها به این محدودیتها «پراکنده و نابرابر» بوده است. به گفته این شرکت، برخی کشتیها به مسیر خود ادامه دادهاند، برخی مسیر خود را تغییر داده یا بازگشتهاند و برخی نیز تلاش کردهاند با الگوهای حرکتی متفاوت از نظارتها عبور کنند.
در این میان، کشتیهای تحت تحریم و دارای پرچمهای جعلی همچنان فعال گزارش شدهاند. برخی از این شناورها از تنگه عبور کردهاند، در حالی که برخی دیگر با تاخیر یا تغییر مسیر مواجه شدهاند.
این گزارش همچنین تاکید میکند که حجم قابل توجهی از نفت ایران بهجای عبور مستقیم از تنگه هرمز، در مناطق فراساحلی انباشته میشود و از طریق شبکههای غیرمستقیم به بازار منتقل میشود.
در عین حال، سنتکام اعلام کرده است که این محاصره صرفاً شامل کشتیهایی است که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند و بر آزادی کشتیرانی سایر مسیرها تاثیری نخواهد گذاشت. این فرماندهی تاکید کرده که اجرای محاصره بدون هیچ تبعیضی علیه همه کشتیهای مرتبط با بنادر ایران، از جمله در خلیج فارس و دریای عمان، اعمال خواهد شد.
در همین چارچوب، برخی شناورهای تحریمشده همچنان به فعالیت خود ادامه دادهاند. برای نمونه، نفتکش «ریچ استاری» پس از تغییر مسیر اولیه، بار دیگر حرکت خروجی خود را از سر گرفته و طبق گزارش ویندوارد، از مسیر جایگزین پیشنهادی ایران استفاده کرده است. همچنین کشتی شیمیایی «مورلیکیشن» که آن نیز تحت تحریم آمریکا قرار دارد، در حال حرکت به سمت منطقه گزارش شده است.