جمهوری اسلامی با سیاست «فریب و تاخیر» به دنبال خرید زمان است
گزارشها حاکی از آن است که مقامهای اطلاعاتی منطقهای معتقدند جمهوری اسلامی خود را برای احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا آماده میکند؛ همزمان دونالد ترامپ بار دیگر درباره پایان یافتن صبر خود در قبال تهران هشدار داده و اسرائیل نیز اعلام کرده برای «هر سناریویی» آماده است.
به گزارش وبسایت اسرائیل نشنالنیوز به نقل از فاکسنیوز، ارزیابی مقامهای اطلاعاتی منطقهای نشان میدهد جمهوری اسلامی با توجه به افزایش نارضایتی دولت ترامپ از رفتار تهران و ادامه برنامه هستهای ایران، احتمال میدهد آمریکا حملات نظامی علیه این کشور را از سر بگیرد.
بر اساس این گزارش، مقامهای ایرانی معتقدند ترامپ ممکن است تصمیم به آغاز دوباره عملیات نظامی بگیرد و به همین دلیل راهبردی مبتنی بر «فریب و تاخیر» را دنبال میکنند؛ راهبردی که هدف آن خرید زمان و پیچیدهتر کردن هرگونه عملیات نظامی احتمالی جدید توصیف شده است.
این مقامها به فاکسنیوز گفتهاند رهبران حکومت ایران بر این باورند که میتوانند بحران را دستکم دو هفته دیگر ادامه دهند؛ اقدامی که ممکن است از نظر سیاسی و عملیاتی، آغاز دوباره حملات آمریکا را دشوارتر کند.
گزارش همچنین میگوید تهران برخی رویدادهای بینالمللی آینده، از جمله جام جهانی فوتبال و جشن دویستوپنجاهمین سالگرد تاسیس آمریکا را تحولاتی میبیند که میتواند به نفع جمهوری اسلامی عمل کند.
گزارش از تشدید فشار اقتصادی و نشانههای بحران سوخت در ایران به نوشته اسرائیل نشنالنیوز، تاثیر محاصره تحت رهبری آمریکا در داخل ایران بهطور فزایندهای آشکار شده است.
یک مقام ارشد اسرائیلی که نام او فاش نشده، در این گزارش به صفهای طولانی پمپبنزین، کمبود سوخت و افزایش نارضایتی عمومی بهعنوان نشانههای اولیه بحران سوخت در ایران اشاره کرده است.
بر اساس این گزارش، قیمتها در ایران همچنان افزایش مییابد، بیکاری بیشتر شده و تورم نیز رو به تشدید است.
این مقام گفته است: «اوضاع به شکلی تصاعدی در حال بدتر شدن است.»
افزایش گمانهزنیها درباره حملات تازه به ایران این گزارش در شرایطی منتشر شده که نشانهها و گزارشهای اخیر، احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را پررنگتر کردهاند.
ترامپ شنبه ۲۶ اردیبهشت پیامی مبهم در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد که شامل تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی از او در کنار یک دریادار آمریکایی و چند کشتی، از جمله کشتیای با پرچم جمهوری اسلامی، بود.
روی این تصویر عبارت «این آرامش پیش از طوفان بود» نوشته شده بود؛ پیامی که به گمانهزنیها درباره احتمال تشدید تنشها دامن زد.
همزمان، نیویورکتایمز گزارش داده آمریکا و اسرائیل در حال آمادهسازی گسترده برای احتمال ازسرگیری حملات به ایران، حتی از اوایل هفته آینده، هستند.
ترامپ: هر توافقی با ایران نیازمند «تضمینی واقعی» است ترامپ جمعه ۲۵ اردیبهشت نیز گفته بود ممکن است با تعلیق ۲۰ ساله برنامه هستهای ایران موافقت کند، اما تاکید کرد چنین توافقی تنها در صورت دریافت «تضمینی واقعی» از تهران قابل پذیرش خواهد بود.
او هنگام بازگشت از سفر به چین و در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ایرفورسوان گفت هر پیشنهادی از سوی [حکومت] ایران که اجازه هر نوع فعالیت هستهای را بدهد، رد خواهد کرد.
نتانیاهو: اسرائیل برای هر سناریویی آماده است در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز یکشنبه ۲۷ اردیبهشت در نشست ویژه دولت به مناسبت روز اورشلیم، به موضوع ایران اشاره کرد و گفت: «چشمان ما درباره ایران کاملاً باز است. امروز، همانطور که هر چند روز یک بار انجام میدهم، با دوستمان رییسجمهوری ترامپ صحبت خواهم کرد.»
او افزود اسرائیل برای «هر سناریویی» آماده است.
به نوشته اسرائیل نشنالنیوز، مجموعه این تحولات نشان میدهد در حالی که فشار اقتصادی بر ایران افزایش یافته و نشانههایی از آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل دیده میشود، تهران نیز خود را برای احتمال تشدید دوباره درگیری آماده میکند و تلاش دارد با راهبرد «فریب و تاخیر»، زمان بیشتری به دست آورد.
اورشلیمپست نوشته است که حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هستهای در امارات متحده عربی میتواند نشانهای از افزایش فشار جمهوری اسلامی بر کشورهای خلیج فارس و پیامی درباره گسترش دامنه اهداف تهران در منطقه باشد، در شرایطی که گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ افزایش یافته است.
به نوشته اورشلیمپست، ۲۷ اردیبهشت یک پهپاد باعث آتشسوزی در نزدیکی نیروگاه هستهای براکه در منطقه الظفره امارات متحده عربی شد. دفتر رسانهای ابوظبی اعلام کرد آتشسوزی در یک ژنراتور برق خارج از محدوده داخلی نیروگاه رخ داده و تاکید کرد این حادثه بر عملکرد سامانههای حیاتی نیروگاه تاثیری نداشته است.
مقامهای اماراتی همچنین گفتند هیچ موردی از مصدومیت یا نشت مواد رادیواکتیو گزارش نشده و نیروگاه به فعالیت عادی خود ادامه میدهد.
اورشلیمپست با اشاره به گزارش آسوشیتدپرس نوشت این حمله، در شرایطی که آتشبس با حکومت ایران همچنان شکننده توصیف میشود، نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ را افزایش داده است.
اگرچه هیچ گروهی مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته، این تحلیل احتمال میدهد [حکومت] ایران یا نیروهای نیابتی وابسته به آن در این حمله نقش داشته باشند.
نگرانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به نوشته اورشلیمپست، نهاد ناظر هستهای سازمان ملل نسبت به حمله پهپادی نزدیک نیروگاه هستهای امارات «نگرانی جدی» ابراز کرده است.
این گزارش میگوید آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حال پیگیری نزدیک وضعیت است، هرچند سازمان فدرال تنظیم مقررات هستهای امارات اعلام کرده سامانههای حیاتی نیروگاه همچنان بهطور عادی فعالیت میکنند.
امارات متحده عربی؛ هدف فزاینده حملات حکومت ایران؟ این تحلیل میگوید امارات متحده عربی بهطور فزایندهای در مرکز توجه تهران قرار گرفته است. به نوشته اورشلیمپست، از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران در اسفند، جمهوری اسلامی بخش مهمی از حملات موشکی و پهپادی خود را متوجه امارات کرده است.
خلیفه شاهین المرر، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، در نشست وزیران خارجه بریکس گفته است کشورش هرگونه تهدید علیه حاکمیت و امنیت ملی خود را رد میکند و حق پاسخ نظامی، دیپلماتیک و حقوقی به اقدامات خصمانه را برای خود محفوظ میداند.
او همچنین گفت: «از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، امارات هدف حملات مکرر و غیرموجه ایران قرار گرفته و سامانههای دفاعی کشور حدود سه هزار حمله شامل موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها را رهگیری کردهاند.»
به گفته وزیر خارجه امارات، این حملات زیرساختهای غیرنظامی و حیاتی از جمله فرودگاهها، بنادر، تاسیسات نفتی، نیروگاههای آبشیرینکن، شبکههای انرژی و مناطق مسکونی را هدف قرار دادهاند.
تهران پیام میدهد: ازسرگیری جنگ با پاسخ همراه خواهد بود اورشلیمپست مینویسد حکومت ایران در حال ارسال این پیام است که هرگونه ازسرگیری درگیری نظامی با واکنش تلافیجویانه همراه خواهد بود.
این گزارش به نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در هماهنگی روابط با چین اشاره کرده و آن را در ارتباط با سفر اخیر دونالد ترامپ به چین ارزیابی میکند.
همزمان، تلگراف گزارش داده که آمریکا امارات متحده عربی را برای تصرف یک جزیره متعلق به ایران تحت فشار قرار داده است؛ موضوعی که میتواند به افزایش تنشها منجر شود.
به نوشته این تحلیل، [حکومت] ایران همچنین فعالیت کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و عراق را زیر نظر دارد و نسبت به گزارشهای مربوط به نقش برخی کشورهای خلیج فارس در جنگ حساستر شده است.
گزارش همچنین به افشاگریهای اخیر نیویورکتایمز و والاستریت ژورنال درباره وجود پایگاههای احتمالی اسرائیل در عراق اشاره میکند و میگوید این موضوع میتواند توجه بیشتری از سوی تهران به عراق جلب کند.
پیام پهپادی به امارات متحده عربی؟ اورشلیمپست در پایان این احتمال را مطرح میکند که حادثه پهپادی ۲۷ اردیبهشت، پیامی از سوی [حکومت] ایران درباره افزایش اهداف بالقوه در امارات متحده عربی بوده باشد.
این گزارش به نقل از رسانه اماراتی «العین» میگوید اسرائیل در وضعیت آمادهباش بالا قرار دارد و ارتش این کشور در حال آمادهسازی برای احتمال ازسرگیری جنگ با جمهوری اسلامی است.
به نوشته العین، رسانههای اسرائیلی درباره طرحهایی بحث میکنند که ممکن است شامل حمله به زیرساختهای ملی، تاسیسات انرژی و نیروگاهها در ایران و همچنین هدف قرار دادن مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی باشد.
اورشلیمپست نتیجه میگیرد که مجموعه این تحولات بخشی از پیامرسانی متقابل بازیگران منطقهای است؛ پیامی که [حکومت] ایران از طریق تهدیدها، حملات و موضعگیریهای سیاسی به کشورهای منطقه و طرفهای درگیر ارسال میکند.
جین هارمن، نماینده پیشین کنگره آمریکا، در یادداشتی برای نشریه هیل نوشته است که ایالات متحده پس از بیش از یک ماه درگیری با حکومت ایران، نه تنها به اهداف خود نزدیک نشده، بلکه با تقویت موضع جمهوری اسلامی و از دست رفتن کنترل بر تنگه هرمز، در موقعیتی ضعیفتر قرار گرفته است.
او استدلال میکند که دولت ترامپ اکنون باید به جای تمرکز بر پیروزی در جنگ، بر مهار خسارتها و بازسازی موقعیت آمریکا تمرکز کند.
به نوشته هارمن، نشست اخیر دونالد ترامپ و شی جینپینگ با وعدههای مبهم درباره نقش احتمالی چین پایان یافت، اما واقعیت میدانی نشان میدهد ۳۷ روز حملات شدید هوایی تنها به سختتر شدن مواضع جمهوری اسلامی انجامیده و تنگه هرمز - که پیش از جنگ باز و باثبات بود - اکنون تحت کنترل ایران قرار دارد.
او مینویسد: «پرسش امروز دیگر این نیست که آمریکا چگونه میتواند در این جنگ پیروز شود، بلکه این است که چگونه میتواند جلوی وخامت بیشتر اوضاع را بگیرد و بخشی از موقعیت از دسترفته را بازپس گیرد.»
هارمن برای خروج از وضعیت کنونی، سه اولویت اصلی را پیشنهاد میکند.
اولویت نخست: ایجاد ائتلاف بینالمللی برای بازگشایی تنگه هرمز به باور نویسنده، مهمترین اقدام فوری باید تشکیل یک ائتلاف بینالمللی برای تضمین باز بودن تنگه هرمز باشد؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند.
او هشدار میدهد تا زمانی که این مسیر حیاتی بهطور پایدار باز نماند، اقتصاد جهانی همچنان تحت فشار جنگ خواهد بود و ایران نیز میتواند شرایط هرگونه مذاکره را تعیین کند.
هارمن تاکید میکند اروپا و آسیا بیش از آمریکا به انرژی خلیج فارس وابستهاند و کشورهای اروپایی با تواناییهای مینروبی، اسکورت دریایی و نظارت میتوانند در این ماموریت نقش ایفا کنند.
او همچنین میگوید چین، بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و مهمترین حامی خارجی تهران، منافعی مستقیم در باز ماندن تنگه هرمز دارد و باید در این روند مشارکت کند.
به نوشته او «این جنگ نباید مانند آغازش پایان یابد؛ یعنی با اقدام یکجانبه آمریکا.»
اولویت دوم: بازگشت به کنترل تسلیحات و مذاکرات هستهای نماینده پیشین کنگره آمریکا معتقد است جنگ اخیر خطر رقابت هستهای در منطقه را افزایش داده و جلوگیری از آن مستلزم بازسازی روند دیپلماتیک است.
او ضمن تایید موضع ترامپ مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، مینویسد دستیابی به توافقی جامع در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد.
به گفته هارمن، ایران امروز نسبت به پس از حملات ژوئن گذشته [خرداد ۱۴۰۴] به ساخت سلاح هستهای نزدیکتر نشده، اما همزمان نیز هیچ نشانهای از واگذاری ذخایر اورانیوم غنیشده یا پذیرش محدودیتهای واقعی بر غنیسازی دیده نمیشود.
او پیشنهاد میکند آمریکا در کوتاهمدت تحریمها، نظارت و بازدارندگی را حفظ کند و در میانمدت برای تشکیل یک میز مذاکره جدید با حضور آمریکا، ناتو، روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران تلاش کند.
به اعتقاد او، هر توافق احتمالی باید موضوعاتی مانند محدودیت غنیسازی، نظارتهای گسترده، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و همچنین برنامه موشکی، پهپادی و حمایت از نیروهای نیابتی را در بر بگیرد.
اولویت سوم: گسترش توافقهای ابراهیم هارمن سومین محور راهبردی را توسعه توافقهای ابراهیم میداند؛ توافقهایی که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ میان اسرائیل و چند کشور عربی شکل گرفت.
او مینویسد منطق این توافقها بر عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و در مقابل، حمایت اسرائیل از مسیر تشکیل کشور فلسطین استوار بود.
به باور نویسنده، جنگ اخیر با [حکومت] ایران ضرورت گسترش این توافقها را افزایش داده و کشورهایی مانند امارات متحده عربی و بحرین، که در جریان درگیریها هدف حملات [حکومت] ایران قرار گرفتند، مواضع سختگیرانهتری علیه تهران اتخاذ کردهاند.
او همچنین میگوید عربستان سعودی میتواند رهبری یک بلوک منطقهای گستردهتر را بر عهده بگیرد.
هارمن پیشنهاد میکند همگرایی جدید منطقهای به همکاری امنیتی بیشتر، مسیرهای تجاری جایگزین، خطوط لوله زیر دریایی و گسترش توافقهای ابراهیم به عربستان و دیگر کشورهای عربی منجر شود.
با این حال، او هشدار میدهد بدون پیشرفت واقعی در مساله فلسطین، چنین روندی پایدار نخواهد بود: «هیچ توسعهای بدون پیشرفت معنادار در مسیر فلسطین دوام نخواهد آورد؛ این نیمه دیگر توافقی است که توافقهای ابراهیم بر پایه آن بنا شدهاند.»
انتقاد از دولت ترامپ و کنگره آمریکا هارمن در ادامه مینویسد دولت ترامپ احتمالاً بهتنهایی چنین راهبردی را دنبال نخواهد کرد و به همین دلیل نقش کنگره آمریکا تعیینکننده است.
او با بازی زبانی بر اصطلاح TACO (ترامپ همیشه عقبنشینی میکند)، از عبارت CACO (کنگره همیشه عقبنشینی میکند) استفاده کرده و از نمایندگان هر دو حزب میخواهد از اختیارات خود در زمینه جنگ، بودجه و نظارت برای واداشتن دولت به تدوین برنامهای واقعی استفاده کنند.
او همچنین خواستار احیای ابزارهای قدرت نرم آمریکا از جمله بودجه آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID)، بودجه سفارتخانهها و رسانههای بینالمللی شده و آنها را بخشی ضروری از اجرای راهبرد جدید آمریکا دانسته است.
هارمن در پایان تاکید میکند تصمیمهایی که آمریکا را به وضعیت کنونی رسانده قابل بازگشت نیست، اما واشینگتن هنوز میتواند مانع از تشدید بیشتر بحران شود.
او مینویسد: «آمریکا هنوز میتواند جهانی بهتر از آنچه این جنگ تاکنون بر جای گذاشته ایجاد کند. پرسش این است که آیا میتوانیم در حد این لحظه عمل کنیم یا نه.»
نیویورکتایمز در گزارشی تحقیقی فاش کرد که اسرائیل بیش از یک سال در صحرای غربی عراق دو پایگاه مخفی ایجاد و بهطور متناوب از آنها برای پشتیبانی از عملیات نظامی علیه حکومت ایران استفاده کرده است؛ پایگاههایی که به گفته مقامهای عراقی و منطقهای، در جنگ ۱۲ روزه نیز نقش داشتهاند.
این گزارش همچنین به کشته شدن یک چوپان عراقی اشاره میکند که به گفته خانوادهاش، پس از کشف یکی از این پایگاهها جان خود را از دست داده است.
به گزارش نیویورکتایمز، ماجرا از سوم مارس [۱۲ اسفند] آغاز شد؛ زمانی که عوض الشمری، چوپان ۲۹ ساله اهل منطقه النخیب در غرب عراق، برای خرید مایحتاج روزانه از محل سکونت خود خارج شد اما هرگز بازنگشت.
سه شاهد از ساکنان بادیهنشین منطقه به این روزنامه گفتهاند که خودروی او هنگام بازگشت توسط یک بالگرد تعقیب شد و هدف شلیکهای متعدد قرار گرفت تا سرانجام در میان شنهای بیابان متوقف شد. چند ساعت بعد، خانواده او خودروی سوخته و جسدش را پیدا کردند.
به گفته امیر الشمری، پسرعموی او، عوض پیش از کشته شدن با فرماندهی نظامی منطقه تماس گرفته و حضور سربازان، بالگردها، چادرها و یک باند فرود را در منطقه گزارش کرده بود؛ تاسیساتی که مقامهای ارشد عراقی و منطقهای میگویند بخشی از یک پایگاه مخفی اسرائیل برای پشتیبانی از عملیات علیه ایران بوده است.
دو پایگاه اسرائیلی در عراق؛ یکی افشا شد، دیگری همچنان در ابهام نیویورکتایمز به نقل از مقامهای عراقی گزارش داده که اسرائیل دستکم دو پایگاه مخفی در صحرای غربی عراق داشته است. وجود یکی از این پایگاهها پیشتر توسط والاستریت ژورنال گزارش شده بود، اما مقامهای عراقی اکنون از وجود پایگاه دومی نیز خبر دادهاند که تاکنون علنی نشده بود.
بر اساس این گزارش، پایگاهی که عوض الشمری به آن برخورد کرد، پیش از جنگ اخیر میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایجاد شده بود و در جنگ ۱۲ روزه در خرداد علیه تهران مورد استفاده قرار گرفت.
یکی از مقامهای امنیتی منطقهای به نیویورکتایمز گفته اسرائیل از اواخر سال ۲۰۲۴ برای ساخت این پایگاه برنامهریزی میکرد و در حال شناسایی مناطق دورافتاده برای استفاده در درگیریهای آینده بود.
به گفته دو مقام امنیتی منطقه، این پایگاه برای پشتیبانی هوایی، سوختگیری و ارائه خدمات پزشکی به نیروهای اسرائیلی به کار میرفت و هدف آن کاهش فاصله پروازی هواپیماهای اسرائیلی تا ایران بود.
این مقامها تاکید کردهاند که پایگاه مذکور در عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ «بسیار موثر» بوده است.
تردیدها درباره اطلاع آمریکا از حضور اسرائیل در عراق نیویورکتایمز مینویسد اطلاعات مقامهای منطقهای نشان میدهد دستکم یکی از این پایگاهها از ژوئن ۲۰۲۵ [خرداد ۱۴۰۴] یا حتی پیشتر برای آمریکا شناختهشده بوده است؛ موضوعی که این احتمال را مطرح میکند واشینگتن از حضور نیروهای اسرائیلی در خاک عراق اطلاع داشته اما آن را با بغداد در میان نگذاشته باشد.
مقامهای منطقهای گفتهاند ساختار امنیتی عراق و نقش آمریکا در آن، بخشی از محاسبات اسرائیل برای فعالیت مخفیانه در خاک عراق بوده است.
دو مقام امنیتی عراق نیز به این روزنامه گفتهاند که در جریان جنگهای اخیر، واشینگتن بغداد را وادار کرده بود برای حفاظت از هواپیماهای آمریکایی، رادارهای خود را خاموش کند؛ اقدامی که وابستگی عراق به آمریکا برای تشخیص تهدیدهای هوایی را افزایش داده بود.
در همین حال، فرماندهان سابق ارتش آمریکا و دیپلماتهای آمریکایی به نیویورکتایمز گفتهاند با توجه به همکاری نزدیک نظامی آمریکا و اسرائیل، «غیرقابل تصور» است که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از حضور اسرائیل در غرب عراق بیاطلاع بوده باشد.
حمله به نیروهای عراقی و شناسایی پایگاه بر اساس گزارش، ارتش عراق پیش از کشف پایگاه توسط چوپان، بیش از یک ماه به حضور احتمالی نیروهای اسرائیلی در بیابان مشکوک بود و فعالیتها را از دور زیر نظر داشت.
ژنرال علی الحمدانی، فرمانده نیروهای فرات غربی عراق، به نیویورکتایمز گفته است: «تا امروز، دولت درباره این موضوع سکوت کرده است.»
پس از گزارش عوض الشمری، نیروهای شناسایی عراق به منطقه اعزام شدند، اما طبق اعلام مقامهای عراقی، هدف حمله قرار گرفتند؛ حملهای که در آن یک سرباز کشته، دو نفر زخمی و دو خودرو منهدم شد.
حمدانی گفته است پس از تماس فرماندهان عراقی با ارتش آمریکا و دریافت این پاسخ که نیروهای حاضر آمریکایی نیستند، مقامهای عراقی نتیجه گرفتند که با نیروهای اسرائیلی روبهرو بودهاند. او گفت: «وقتی تایید شد نیروها آمریکایی نیستند، فهمیدیم که اسرائیلی هستند.»
افشای پایگاه دوم و نگرانی درباره حاکمیت عراق چهار روز پس از حمله به نیروهای عراقی، پارلمان عراق فرماندهان نظامی را برای ارائه توضیح فراخواند.
حسن فدعام، یکی از نمایندگان حاضر در جلسه، به نیویورکتایمز گفت: «پایگاه النخیب فقط همان پایگاهی است که کشف شد.» یک مقام دیگر عراقی نیز وجود پایگاه دوم اسرائیل در صحرای غربی عراق را تایید کرده، اما محل دقیق آن را فاش نکرده است.
گزارش نیویورکتایمز میگوید افشای این پایگاهها پرسشهای دشواری را برای بغداد ایجاد کرده است؛ از جمله اینکه آیا نیروهای عراقی واقعاً از حضور خارجی در خاک کشور بیاطلاع بودهاند یا از آن اطلاع داشته اما سکوت کردهاند.
وعد الکدو، نماینده پارلمان عراق که در جلسه محرمانه توجیهی شرکت داشته، به این روزنامه گفته است: «این موضوع نشاندهنده بیاعتنایی آشکار به حاکمیت عراق، دولت و نیروهای آن و همچنین کرامت مردم عراق است.»
پیامدهای منطقهای؛ تشدید تنش میان ایران، عراق و آمریکا نیویورکتایمز مینویسد افشای پایگاههای اسرائیلی میتواند تلاشهای آمریکا برای مهار نفوذ حکومت ایران در عراق را پیچیدهتر کند و تعادل شکننده بغداد میان تهران و واشینگتن را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد.
رمزی مردینی، بنیانگذار موسسه تحلیل ریسک ژئوپول لب، به این روزنامه گفته است: «همکاری با آمریکا اکنون ممکن است بهعنوان همسویی با اسرائیل تعبیر شود. اگر جنگ با ایران از سر گرفته شود، این موضوع میتواند بهانهای برای دخالت نظامی مستقیمتر ایران در عراق باشد.»
به گفته گزارش، پایگاه اسرائیلی در النخیب اکنون دیگر فعال نیست، اما وضعیت پایگاه دوم همچنان نامشخص است.
در همین حال، خانواده عوض الشمری همچنان خواهان تحقیق درباره مرگ او هستند. امیر الشمری، پسرعموی او، به نیویورکتایمز گفته است: «آنها میخواهند دولت بررسی کند چرا این اتفاق افتاد و حقوق او محترم شمرده شود.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با انتشار پیامی مبهم درباره ایران در شبکه اجتماعی تروث سوشال، همزمان با گزارشها درباره احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، به گمانهزنیها درباره اغاز دوباره درگیریها دامن زده است.
ترامپ شنبه ۲۶ اردیبهشت تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی را در حساب کاربری خود منتشر کرد که او را در کنار یک دریادار نیروی دریایی آمریکا و در برابر دریایی طوفانی با چند کشتی نشان میدهد؛ از جمله کشتیای با پرچم جمهوری اسلامی ایران.
روی این تصویر جمله «این آرامش پیش از طوفان بود» درج شده بود؛ پیامی که در شرایط افزایش تنشها میان واشینگتن و تهران، توجهها را به خود جلب کرده است.
انتشار این پست در حالی صورت گرفته که گزارشها از آمادگی نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل برای احتمال ازسرگیری حملات به ایران حکایت دارد. نیویورک تایمز شنبه گزارش داد که دو کشور در حال انجام آمادهسازیهای فشرده برای حملات احتمالی جدید علیه حکومت ایران، احتمالاً از اوایل هفته آینده، هستند.
به نوشته این روزنامه، این گستردهترین آرایش نظامی از زمان برقراری آتشبس به شمار میرود.
ترامپ: برای توافق، تضمین واقعی از ایران میخواهم ترامپ روز جمعه در اظهاراتی اعلام کرد ممکن است با تعلیق ۲۰ ساله برنامه هستهای ایران موافقت کند، اما تاکید کرد که چنین توافقی تنها در صورتی قابل قبول خواهد بود که جمهوری اسلامی «تضمینی واقعی» ارائه دهد.
او هنگام بازگشت از سفر به چین و در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای اختصاصی ریاستجمهوری آمریکا در پاسخ به این پرسش که آیا آخرین پیشنهاد ایران را رد کرده است، گفت: «آن را بررسی کردم و اگر جمله اول را دوست نداشته باشم، کل پیشنهاد را کنار میگذارم.»
ترامپ توضیح داد نخستین بخش پیشنهاد [حکومت] ایران برای او «غیرقابل قبول» بوده، زیرا از نظر او تهران با کنار گذاشتن کامل فعالیتهای هستهای موافقت نکرده است.
او افزود: «اگر آنها هر نوع فعالیت هستهای داشته باشند، دیگر ادامه نامه را نمیخوانم.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین در پاسخ به پرسشی درباره کافی بودن تعلیق ۲۰ ساله برنامه هستهای ایران گفت: «۲۰ سال کافی است، اما سطح تضمینی که از آنها دریافت میکنیم کافی نیست. باید واقعاً ۲۰ سال باشد، نه یک ۲۰ سال ساختگی.»
هشدار درباره پایان صبر آمریکا ترامپ پنجشنبه نیز در گفتوگویی با شان هنیتی، مجری شبکه فاکس نیوز، هشدار داده بود که صبر او در قبال [حکومت] ایران رو به پایان است.
او در این مصاحبه گفت: «دیگر خیلی صبر نخواهم کرد. آنها باید توافق کنند. هر فرد عاقلی توافق میکند، اما شاید آنها دیوانه باشند.»
این مصاحبه تنها چند ساعت پس از آن منتشر شد که ترامپ در پیامی دیگر در تروث سوشال تلویحاً اشاره کرده بود جنگ علیه [حکومت] ایران هنوز پایان نیافته و عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ممکن است ادامه پیدا کند.
اظهارات اخیر ترامپ و انتشار پیام «آرامش پیش از طوفان» در حالی مطرح میشود که آینده مذاکرات میان واشینگتن و تهران نامشخص باقی مانده و همزمان گزارشها از افزایش آمادگیهای نظامی آمریکا و اسرائیل، نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری درگیری را افزایش داده است.
کریستوفر دِ بلگ، روزنامهنگار بریتانیایی که سالها از ایران گزارش تهیه کرده، در گفتوگویی با «نیویورکریویو آو بوکس» میگوید جنگ اخیر نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نکرده، بلکه بخشی از مشروعیت از دسترفته آن را بازگردانده و فضای سیاسی ایران را بیش از پیش امنیتی کرده است.
به گفته او، مردم ایران اکنون در وضعیتی «تحقیرآمیز» میان فشار خارجی و حکومت داخلی گرفتار شدهاند؛ شرایطی که آن را «میان شیطان و دریای عمیق آبی» توصیف میکند.
دِ بلگ که بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۵ خبرنگار نشریه اکونومیست در ایران بود و کتابهایی از جمله «در باغ گل سرخ شهیدان: خاطراتی از ایران» را نوشته، در این گفتوگو میگوید برای درک وضعیت کنونی ایران باید از تحولات روزمره فاصله گرفت و تصویر بلندمدتتری از توازن نیروها را در نظر گرفت.
او میگوید جمهوری اسلامی تا پیش از آغاز جنگ، بهویژه در ژانویه [دی ماه]، با بحرانی جدی روبهرو بود؛ اقتصادی فرسوده، طبقه متوسطی که به گفته او «تقریباً نابود شده» و بخشی گسترده از جامعه که ناراضی، معترض و آماده شورش بود. به گفته او، حکومت در واکنش به اعتراضها پیام روشنی فرستاد: «ما آمادهایم هزاران نفر از شهروندان خود را بکشیم.»
دِ بلگ تاکید کرد سرکوب گسترده اعتراضها، همراه با کشته شدن هزاران ایرانی و داغدار شدن دهها هزار نفر دیگر، اعتبار جمهوری اسلامی را حتی در میان کسانی که درباره تغییر حکومت مردد بودند، کاهش داد. اما او معتقد است آغاز جنگ، معادله را تغییر داد.
به گفته او، حکومتی که پیشتر متهم به کشتن شهروندان خود بود، اکنون در نگاه بخشی از جامعه در حال دفاع از کشور در برابر «قدرتمندترین ارتشهای جهان» دیده میشود؛ تغییری که به باور او بخشی از مشروعیت از دسترفته حکومت را بازگردانده است.
او در این باره میگوید: «همان حکومتی که شهروندانش را در خیابان کشته بود، اکنون در حال دفاع قهرمانانه از کشور در برابر قدرتمندترین ارتشهای جهان به نظر میرسد؛ آن هم با تجهیزات نظامی بسیار محدود.»
«مرگ خامنهای برخلاف انتظار، حکومت را فرو نپاشاند» این تحلیلگر دو رویداد را نقطه عطف جنگ میداند. نخست، کشته شدن علی خامنهای؛ رخدادی که به گفته او بسیاری از ایرانیان از آن استقبال کردند، زیرا تصور میکردند جمهوری اسلامی بدون رهبر خود دوام نخواهد آورد.
اما دِ بلگ میگوید تقریباً همزمان با این اتفاق، بمباران یک مدرسه دخترانه توسط آمریکا نگاه بخشی از افکار عمومی را تغییر داد. او همچنین از عملکرد رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، انتقاد میکند و میگوید در حالی که انتظار میرفت کشته شدن دانشآموزان را محکوم کند، بیشتر نگران سرنوشت نیروهای آمریکایی مفقودشده بود.
به باور او، این تحولات باعث شد توجیه اخلاقی آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم، نزد بخشی از ایرانیان زیر سوال برود: «ایرانیانی که خواهان تغییر رژیم به هر قیمتی بودند، اکنون میبینند که آن هزینه تا چه اندازه میتواند هولناک باشد.»
او همچنین میگوید برخلاف انتظارش، مرگ خامنهای باعث فروپاشی ساختار قدرت نشد. دِ بلگ که سالها درباره ایران نوشته، میگوید تصور میکرد پس از مرگ رهبر جمهوری اسلامی، قدرت به عرصه رقابت تبدیل شود؛ اما حکومت توانسته انسجام خود را حفظ کند.
به گفته او: «پس از ۴۷ سال جمهوری اسلامی، هماهنگی کافی میان نهادهای حکومتی و نظامی وجود دارد و سازوکار فرماندهی و کنترل همچنان کار میکند.»
«ایران اکنون یک دولت امنیتی تمامعیار است» دِ بلگ معتقد است اگرچه وضعیت اقتصادی ایران همچنان رو به وخامت است و نارضایتی اجتماعی دوباره بازخواهد گشت، اما شکل بروز آن دشوارتر از گذشته خواهد بود؛ زیرا به گفته او، جمهوری اسلامی اکنون به «یک دولت امنیتی کامل» تبدیل شده و تحملی برای نافرمانی سیاسی ندارد.
او روایت تماس اخیر زنی سالخورده از داخل ایران را نقل میکند؛ فردی که به گفته او سالها آرزوی پایان جمهوری اسلامی و مرگ خامنهای را داشت، اما اکنون معتقد است اوضاع پس از مرگ رهبر جمهوری اسلامی بدتر شده است.
به نقل از دِ بلگ، این زن گفته است: «از وقتی آقای خامنهای مرده، همه چیز بدتر شده است.»
او میگوید برخی ایرانیان اکنون این پرسش را مطرح میکنند که آیا خامنهای، برخلاف تصور رایج، در عمل نقش نوعی عامل بازدارنده در ساختار قدرت را ایفا میکرده است یا نه.
«مردم ایران میان ترامپ، نتانیاهو و جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند» دِ بلگ وضعیت شهروندان ایرانی را چنین توصیف میکند: «برای میلیونها نفر، گرفتار شدن میان نتانیاهو و ترامپ از یک سو و جمهوری اسلامی از سوی دیگر، موقعیتی تحقیرآمیز است؛ میان شیطان و دریای عمیق آبی.»
او معتقد است یکی از سازوکارهای جامعه ایران برای مقابله با این فشار، حفظ روابط اجتماعی و تقویت همبستگی است. به گفته او، با وجود محدودیتهای سیاسی، گروههای فرهنگی و اجتماعی غیررسمی همچنان فعالاند و مردم از طریق ادبیات، موسیقی، معنویت یا حضور در طبیعت تلاش میکنند از فشار جنگ و بحران فاصله بگیرند.
«ایران هنوز کار میکند؛ هرچند دولتی اقتدارگرا و پر از شکاف است» این روزنامهنگار با اشاره به تجربه ایران در دوران جنگ ایران و عراق میگوید حکومت در شرایط سخت نیز توانسته ساختارهای پایه را حفظ کند؛ وضعیتی که به گفته او امروز نیز ادامه دارد.
او میگوید: «این دولت کارآمدی نیست؛ دولتی اقتدارگرا و پر از شکاف است. اما مدارس صبح باز میشوند و پلیس راهنمایی در خیابان حضور دارد.»
دِ بلگ همچنین میگوید برخی هنرمندان و فیلمسازان ایرانی حتی در میانه جنگ نیز به فعالیت خود ادامه دادهاند و این روحیه خلاق را نوعی مقاومت در برابر ناامیدی میداند.
«ایران بار دیگر وارد زمستانی عمیق شده است» دِ بلگ در پایان، وضعیت امروز ایران را با دوره پس از کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق مقایسه میکند؛ دورهای که به گفته او امید به شکلگیری حکومتی لیبرال و دموکراتیک از میان رفت.
او میگوید: «ما دوباره در زمستانی عمیق در ایران هستیم. اما آنچه الهامبخش است، توانایی شهروندان ایرانی برای ادامه دادن به زندگیهایی سخاوتمندانه و انسانی است.»
این نویسنده همچنین هشدار میدهد تحلیل درباره ایران بدون حضور میدانی، محدودیتهای جدی دارد. او میگوید حدود پنج سال است به ایران سفر نکرده و معتقد است فاصله میان تحلیلهای بیرونی و واقعیتهای داخل کشور باید همواره مورد توجه خوانندگان قرار گیرد.