کانال ۱۱ اسرائیل: گزینه حملات هدفمند به زیرساختهای انرژی در ایران روی میز است
کانال ۱۱ اسرائیل به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد اورشلیم در «پیامی روشن» به واشینگتن اعلام کرده خواهان ازسرگیری کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی است. هدف این حملات، وادار کردن جمهوری اسلامی به بازگشت به میز مذاکره و عقبنشینی در پرونده هستهای عنوان شده است.
گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، با اشاره به اینکه مهلت محمدرضا شیبانی، سفیر جمهوری اسلامی در لبنان، یکشنبه ۹ فروردین به پایان رسید اما هنوز این کشور را ترک نکرده است، نوشت لبنان کشوری مجازی است که عملا از سوی حکومت ایران اشغال شده است.
او دوشنبه ۱۰ فروردین در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هفته گذشته، وزارت امور خارجه لبنان بهصورت تشریفاتی سفیر ایران را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد و زمانی را برای اخراج او تعیین کرد. آن مهلت دیروز، در تاریخ ۲۹ مارس، به پایان رسید. امروز صبح، سفیر ایران در بیروت در حال نوشیدن قهوه است و کشور «میزبان» را به سخره گرفته است. وزیران حزبالله نیز همچنان در دولت لبنان حضور دارند.»
وزیر امور خارجه اسرائیل افزود: «لبنان کشوری مجازی است که عملا از سوی ایران اشغال شده است. اشغالی آشکار که تقریبا هیچکس درباره آن صحبت نمیکند.»
در همین حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۰ فروردین گفت: «سفیر ما با توجه به مباحثی که توسط جهات ذیربط لبنانی مطرح شد و جمعبندی که صورت گرفت، به کار خود به عنوان سفیر در بیروت ادامه خواهد داد و کماکان در آنجا حضور دارد.»
وزارت امور خارجه لبنان سهشنبه چهارم فروردین اعلام کرد که اعتبارنامه شیبانی را لغو کرده است و دلیل آن را «نقض هنجارهای دیپلماتیک و رویههای تثبیتشده میان دو کشور» از سوی تهران» توصیف کرد.
یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان، در شبکه ایکس نوشت: «امروز به دبیرکل وزارت امور خارجه دستور دادم کاردار ایران در لبنان را احضار کند تا تصمیم لغو اعتبارنامه سفیر معرفیشده ایران، محمدرضا شیبانی، به او ابلاغ شود، وی عنصر نامطلوب اعلام و از او خواسته شود حداکثر تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶ [مطابق با یکشنبه نهم فروردین] خاک لبنان را ترک کند.»
چند ساعت پس از انتشار این خبر، جمهوری اسلامی برای نخستین بار از آغاز درگیریها به سوی لبنان موشک شلیک کرد. این موشک پیش از اصابت به هدف رهگیری شد.
خبرگزاری فرانسه یکشنبه ۹ اسفند گزارش داد که سفیر جمهوری اسلامی علیرغم اخراج از سوی دولت لبنان، با اتکا به حزبالله و نبیه بری، رییس پارلمان، این کشور را ترک نخواهد کرد.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع دیپلماتیک ایرانی نوشت که هرچند دولت لبنان سفیر جمهوری اسلامی در این کشور را «عنصر نامطلوب» خوانده و به او دستور داده تا یکشنبه نهم فروردین این کشور را ترک کند، اما به دنبال درخواست حزبالله و رییس پارلمان لبنان، محمدرضا شیبانی، این کشور را ترک نخواهد کرد.
ایراناینترنشنال پیشتر فاش کرده بود که بری سالانه بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار برای دفاع از منافع حکومت ایران از آنها دریافت میکند.
ایراناینترنشنال ۲۱ اسفند بر اساس گفتههای منابعی از درون حکومت ایران نوشت که رییس پارلمان لبنان، ماهانه بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار از جمهوری اسلامی دریافت میکند تا منافع حکومت ایران و گروه حزبالله را در لبنان مورد حمایت قرار دهد.
این منابع گفتند: «سالانه و بهطور منظم مقادیر قابل توجهی منابع مالی در اختیار بری قرار میگیرد.»
به نقل از این منابع، اقدامات جمهوری اسلامی تلاشی برای «خریدن» وحدت در میان رهبری شیعیان لبنان به شمار میرود تا اطمینان حاصل شود که آنها «بر اساس منافع ایران عمل میکنند، نه منافع لبنان».
هرچند نبیه بری به تقاضای ایراناینترنشنال برای اظهارنظر پاسخی نداد، اما ساعاتی پس از انتشار این خبر، دفتر او در بیانیهای این مساله را «نادرست و بی اساس» خواند.
وزیر امور خارجه اسرائیل دوشنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از دوم مارس، زمانی که حزبالله با نقض توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ حملهای را آغاز کرد، پنج هزار موشک، راکت و پهپاد از خاک لبنان به سوی اسرائیل شلیک شده است. بخش بزرگی از آنها از جنوب رود لیتانی به سوی اسرائیل شلیک شدهاند؛ منطقهای که ارتش لبنان در ابتدای ژانویه اعلام کرده بود کنترل عملیاتی آن را به دست گرفته است.»
سعار افزود: «لبنان تا زمانی که در بیروت تصمیمی برای مقابله با اشغال ایران و نیروی نیابتی آن، یعنی حزبالله، اتخاذ نشود حاکمیت خود را باز نخواهد یافت.»
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که از او بهعنوان بخت جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق با آمریکا یاد میشود، بهصراحت توافق با آمریکا را رد کرد.
قالیباف، یکشنبه ۹ فروردین، بهمناسبت سیامین روز آغاز جنگ، به فهرست ۱۵ مادهای شروط دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای توافق اشاره کرد و آن را «آرزوی آمریکاییها» دانست.
قالیباف با اشاره به اینکه «آمریکا به بیان آرزوهایش میپردازد و آنچه را در جنگ به آن دست پیدا نکرده است، بهعنوان فهرست ۱۵مادهای اعلام میکند و درِ دیپلماسی میجوید»، نوشت: «زمانی که آمریکاییها بهدنبال تسلیم ایران باشند، پاسخ فرزندان شما به این آرزوهای آمریکایی مشخص است: هیهات منّا الذلّة.»
سوم فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت مذاکراتی بسیار سخت و جدی با عالیترین مقام جمهوری اسلامی که در عمل اداره امور را در دست دارد، در جریان است.
بلافاصله پس از این سخنان، گمانهزنیها درباره هویت این فرد که در عمل مدیریت امور را در دست دارد آغاز شد. بسیاری از رسانهها نوشتند منظور ترامپ، قالیباف بوده است.
قالیباف بلافاصله پس از این اظهارات ترامپ در پستی که در شبکه ایکس منتشر کرد، نوشت: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمان کننده متجاوزان هستند.» او در ادامه، بهطور تلویحی به «اداره امور» توسط خود واکنش نشان داد و نوشت: «همه مسئولین تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر و مردم خود محکم ایستادهاند.»
قالیباف در پایان نیز تاکید کرد: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است.»
با وجود تاکید قالیباف، بسیاری از رسانهها، همچنان بر مطرح بودن او به عنوان طرف مذاکره آمریکا اصرار کردند.
قالیباف که خود از بنیانگذاران برنامه موشکی سپاه پاسداران بهشمار میرود در بخش دیگری از پیام خود نوشت: «به شما اطمینان میدهم که به لطف الهی جز با پیروزی از این جنگ خارج نمیشویم که نشانههای این فتح در حال آشکار شدن است.»
رییس مجلس شورای اسلامی در پیام خود، به نقل قولی از امام سوم شیعیان اشاره کرد: «چون منی با چون یزید بیعت نخواهد کرد.» علی خامنهای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی نیز پیش از هدف قرار گرفتن، این عبارت را بهکار برده بود.
قالیباف در پیام خود، با تمجید از تجمعات سازماندهی شده حامیان جمهوری اسلامی در شهرها، نوشت پیام این اشخاص، همین نقل قول است.
اوکه پس از مرگ علی لاریجانی از سوی رسانهها به اداره امور جمهوری اسلامی مشهور شده، در پیام خود به تبعیت کامل از مجتبی خامنهای تاکید کرده است.
خبرگزاری رویترز ششم فروردین به نقل از یک مقام پاکستانی نوشت که اسرائیل نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و قالیباف را پس از درخواست پاکستان از آمریکا برای هدف قرار ندادن آنها، از فهرست ترور خود خارج کرده است.
گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده همراه با پیشنهاد برگزاری گفتوگوهای سطح بالا، در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک کانال احتمالی برای مذاکره است، سوال مهمی را مطرح کرده است: آیا واشینگتن در حال سنجش این است که قدرت واقعی در ایران در دست چه کسی است؟
به نظر میرسد مطرح شدن نام محمدباقر قالیباف، بیش از آنکه به جایگاه او در میان افکار عمومی در ایران مربوط باشد، بازتابی از برداشت واشینگتن از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین اشاره کرد که با یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در تماس بوده، بدون آنکه به نام یا جایگاه رسمی او اشاره کند.
او گفت: «ما با یک فرد سطح بالا در ایران صحبت میکنیم» و این تماسها را «بسیار خوب و سازنده» توصیف کرد. این اظهارات همزمان با تصمیم او برای به تعویق انداختن حملات به زیرساختهای انرژی ایران مطرح شد.
قالیباف این موضوع را بهطور کامل رد کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است». او همچنین افزود چنین گزارشهایی با هدف «دستکاری بازارهای مالی و نفتی» منتشر میشوند.
محمدباقر قالیباف در حالی که ریاست جلسه مجلس را بر عهده دارد، با لباس سپاه پاسداران ظاهر شد؛ اقدامی نمادین در حمایت از این نهاد پس از آنکه اتحادیه اروپا آن را سازمانی تروریستی اعلام کرد
یک کانال آزمون، نه یک انتخاب سیاسی
آنچه قالیباف را وارد این بحث کرده، نه مشروعیت یا محبوبیت، بلکه تناسب او با یک نیاز عملیاتی مشخص است.
به نظر میرسد واشینگتن در جستوجوی یک کانال آزمون است؛ چهرهای که به اندازه کافی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ریشه داشته باشد تا نشان دهد آیا فشارها محاسبات داخلی را تغییر دادهاند یا نه، و در عین حال آنقدر قابل دسترس باشد که بدون تعهد به یک مسیر رسمی مذاکره بتوان با او وارد تعامل شد.
قالیباف این ویژگی را دارد. او بهعنوان رییس مجلس، با سابقهای طولانی در سپاه، نیروی انتظامی و مدیریت اجرایی، در نقطه تلاقی قدرت سیاسی و امنیتی قرار دارد. او در سالهای گذشته نیز تلاش کرده تصویری تکنوکرات و مدیریتی از خود ارائه دهد، بهویژه در کارزارهای انتخاباتی.
این ترکیب، او را برای واشینگتن قابل فهمتر از چهرههایی میکند که یا قدرتشان مبهم است یا صرفا جنبهای نمادین دارند.
چه کسی میتواند تصمیم بگیرد؟
سوال اصلی برای سیاستگذاران آمریکایی این نیست که چه کسی نماینده ایران است، بلکه این است که چه کسی توان اقدام دارد.
مسعود پزشکیان، با وجود نشستن در جایگاه رییس دولت، بهطور گسترده بهعنوان فردی با اختیارات محدود در برابر مراکز قدرت غیرانتخابی دیده میشود. همزمان، کشته شدن علی خامنه ای و ابهام درباره ساختار رهبری نیز شناسایی یک مرکز تصمیمگیری واحد را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، قالیباف بهعنوان یک گزینه عملی مطرح میشود. او میان شبکههای سیاسی، نظامی و اجرایی ارتباط برقرار میکند و میتواند پیامها را میان جناحهای مختلف منتقل کند.
این رویکرد با الگوی کلی سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است. او در تعاملات خود معمولا به رهبرانی تمایل نشان داده که توان تصمیمگیری و اجرای آن را دارند. تعامل با چهرههایی مانند عبدالفتاح السیسی، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون نشاندهنده ترجیح «قدرت عملی» بر مشروعیت نهادی است.
تمایل به مذاکره با قالیباف نیز در همین چارچوب قابل درک است؛ نه بهخاطر آنچه ترامپ «قابل احترام بودن» نامید، بلکه بهخاطر کارکرد وی درون سیستم.
محدودیت قدرت و شکاف مشروعیت
با این حال، همان عواملی که قالیباف را برای واشینگتن جذاب میکند، محدودیتهای او را نیز مشخص میکند.
تصمیمگیریهای راهبردی در جمهوری اسلامی به افراد واگذار نمیشود، بلکه در اختیار شبکههای محدود امنیتی و سطوح بالای قدرت است. این شبکهها، که با سپاه در ارتباط هستند، جهتگیریهای اصلی را تعیین میکنند.
مواضع اخیر این جریان نیز نشان داده که مخالفت با مذاکره تحت فشار همچنان پابرجاست و حتی در برخی موارد، مطالبات حداکثری مطرح شده است.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، هشدار داد که هرگونه تشدید تنش با پاسخ سخت مواجه خواهد شد.
او در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «اگر این خطا را بکنند [حمله به زیرساختهای ایران] آنان را فلج و در خلیج فارس غرق میکنیم.»
رضایی افزود: «جنگ تا برداشتن تحریمها، پرداخت خسارات و زمانی که تضمین حقوقی بینالمللی مبنی بر عدم تکرار تجاوز به ایران ارائه نشود، پایان نخواهد یافت و آتشبس نخواهیم داشت.»
.محمدباقر قالیباف در لباس سپاه، در دورهای که در دهه ۷۰ فرمانده نیروی هوایی سپاه بود
این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر کانالهایی مانند قالیباف مطرح شوند، بازیگران اصلی امنیتی همچنان شروطی تعیین میکنند که فضای مذاکره را بهشدت محدود میکند.
در چنین شرایطی، حتی چهرهای مانند قالیباف نیز اختیار تغییر مسیر را ندارد و نهایتا میتواند نقش یک واسطه و ته یک تصمیمگیرنده را ایفا کند.
.قالیباف از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ فرمانده نیروی انتظامی بود
ادراک عمومی
کارنامه قالیباف شامل ایفای نقش در سرکوب اعتراضات، از جمله اعتراضات دانشجویی، و همچنین اتهامهای مداوم فساد مالی است. این عوامل تصویر او را در افکار عمومی شکل داده و اعتبار او را خارج از ساختار حاکمیت محدود کردهاند.
این وضعیت یک تناقض ساختاری ایجاد میکند: فردی که ممکن است درون سیستم کارآمد باشد، لزوما در بیرون از آن پذیرفته نیست.
این شکاف در اعتراضات اخیر نیز آشکارتر شد. اعتراضات گسترده در دی ماه، که با سرکوب شدید و کشته شدن بیش از ۳۶۵۰۰ نفر مواجه شد، نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی از چهرههای وابسته به حاکمیت بود.
.محمدباقر قالیباف سه بار نامزد ریاستجمهوری ایران شد
شعارهایی که بهطور گسترده در این اعتراضات شنیده شد، از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، نشان داد اکثریت مخالفان بهطور مشخص حول شاهزاده رضا پهلوی بسیج شدهاند و هرگونه چهره مرتبط با جمهوری اسلامی را رد میکنند.
در چنین فضایی، هر تلاشی برای برجسته کردن فردی مانند قالیباف، حتی بهعنوان یک واسطه یا چهره انتقالی، با مقاومت جدی افکار عمومی مواجه خواهد شد.
این انتخاب چه چیزی را نشان میدهد؟
در مجموع، تمرکز بر قالیباف بیش از آنکه به معنای ارتقای او باشد، نشانهای از تلاش برای آزمودن ساختار قدرت در ایران است.
برای واشینگتن، او نقطهای برای دسترسی به هسته قدرت در شرایطی مبهم است؛ ابزاری برای سنجش فشار، نه لزوما حل آن.
.محمدباقر قالیباف با ۱۲ سال سابقه، رکورددار طولانیترین دوره مدیریت شهرداری تهران است
در مقابل، برای تهران، این موضوع نشان میدهد که ساختار قدرت تا چه حد متمرکز و کنترلشده باقی مانده و چگونه اختیارات در میان شبکههایی توزیع شده که مانع از اقدام مستقل افراد میشود.
در نتیجه، این کانال ذاتا محدود است. ممکن است نشانههایی از تغییر در محاسبات داخلی ارائه دهد، اما قادر به حل محدودیتهای عمیق ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیست.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا قالیباف میتواند کاری انجام دهد، بلکه این است که آیا اساسا در این ساختار، کسی توانایی انجام کاری آن هم حل و فصل مشکل با آمریکا را دارد یا نه.
در حالی که نام محمدباقر قالیباف بهعنوان یکی از گزینههای مورد توجه آمریکا برای مذاکره برجسته شده، یکی از افراد نزدیک به تیم امنیت ملی کاخ سفید گفت به نظر میرسد دونالد ترامپ دارد مطالباتش را بهعنوان کاری که انجام شده است، بیان میکند.
رسانه پولیتیکو در گزارشی که عصر دوشنبه سوم فروردین منتشر شد، به نقل از فردی نزدیک به تیم امنیت ملی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا نوشت: «به نظر میرسد اظهارات او نوعی ژستگیری باشد، انگار دارد تلاش میکند چیزی را میخواهد به واقعیت تبدیل کند.»
او جریان داشتن مذاکرات بهعنوان راهی برای برونرفت از تنش را «خوب» ارزیابی کرد و در عین حال افزود: «ایران نشان داده که میتواند ضربه بخورد و همچنان برای ما مشکل ایجاد کند. آنها قرار نیست تسلیم شوند و نفتشان را به ترامپ بدهند.»
این رسانه به نقل از دون مقام دیگر در دولت آمریکا درباره مطرح شدن نام قالیباف بهعنوان رهبر مورد نظر ترامپ، نوشت که واشینگتن هنوز آماده نیست روی فردی مشخص برای آینده تعهد بدهد، در عوض در حال «آزمون و ارزیابی» چندین گزینه است تا به فردی برسد که تندرو نباشد و حاضر به توافق باشد.
در بخشی از این مقاله آمده است: «قالیباف از نظر دستکم برخی در کاخ سفید، شریکی مناسب برای همکاری تلقی میشود که میتواند در مرحله بعدی جنگ، رهبری ایران را بر عهده بگیرد و با دولت ترامپ مذاکره کند. با این حال، کاخ سفید هنوز آماده نیست روی یک فرد مشخص تعهد بدهد و امیدوار است چندین گزینه را مورد آزمون و ارزیابی قرار دهد تا کسی را بیابد که حاضر به معامله باشد.»
یکی از این منابع تاکید کرده است که هرچند قالیباف «گزینهای داغ» به شمار میآید، اما هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است. ما در مرحله آزمون هستیم تا واقعا بفهمیم چهکسی میتواند، میخواهد و تلاش میکند تا بالا بیاید. پس از آن یک آزمون سریع انجام خواهیم داد و اگر گزینهای تندرو باشد، او را کنار میزنیم.»
در همین حال، یک مقام ارشد کاخ سفید گفته است که ترامپ علاقهمند است در همین هفته بهدنبال دستیابی به نوعی توافق با ایران باشد؛ توافقی که بتواند به «پیشرفت» در تنگه هرمز و دستیابی به آتشبس منجر شود.
این منبع تاکید کرد که ترامپ نمیخواهد جزیره خارک را که قطب اصلی نفت ایران به شمار میآید، هدف قرار دهد زیرا امیدوار است رهبر بعدی ایران توافقی مانند آنچه دلسی رودریگز، رییسجمهور کنونی ونزوئلا، پس از به قدرت رسیدن انجام داد، امضا کند.
با این حال، پولیتیکو تاکید میکند که برخی منابع نزدیک به تیم امنیت ملی ترامپ نسبت به این رویکرد تردید دارند. یکی از این افراد گفته است که این تحرکات بیشتر شبیه «ژستگیری» است و تلاش برای تبدیل یک سناریوی مطلوب به واقعیت.
او افزوده است: «ایران نشان داده که میتواند ضربه بخورد و همچنان مشکل ایجاد کند. آنها قرار نیست تسلیم شوند و نفتشان را به ترامپ بدهند.»
همزمان، یک مقام از کشورهای حوزه خلیج فارس نیز به این رسانه گفته است که ترامپ ممکن است پیشرفت مذاکرات را «بیش از حد بزرگنمایی کرده باشد» تا بتواند از ضربالاجل ۴۸ ساعتهای که خودش تعیین کرده بود، عقبنشینی کند؛ ضربالاجلی که در آن تهدید شده بود در صورت باز نشدن تنگه هرمز، نیروگاههای برق و زیرساختها در ایران هدف حمله قرار میگیرد.
این مقام گفت: «او قطعا در حال خریدن زمان و تلاش برای تثبیت بازارهاست» و افزود: «مشکل اینجاست که مشخص نیست آیا ترامپ واقعا بهدنبال یک راه خروج است یا اینکه خواستههای غیرواقعبینانه مطرح میکند تا [حکومت] ایران آنها را رد کند.»
او در پایان تاکید کرد: «رییسجمهور، مثل هر فرد دیگری، صلح را به جنگ ترجیح میدهد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بعدازظهر دوشنبه سوم فروردین، با انتشار پستی در شبکه اجتماعیاش، تروث سوشال، از به تعویق انداختن حمله به زیرساختهای ایران به دلیل جریان داشتن مذاکرات با یک رهبر به گفته او عالیرتبه و مورد احترام که اداره امور را در دست دارد، خبر داد.
سپس در گفتوگو با خبرنگاران نیز همین موضوع را تکرار کرد اما نامی از «رهبر مورد احترام» نبرد، با این حال تاکید کرد که این فرد، مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، نیست.
این اظهارات واکنشهای متناقض متعددی را برانگیخت. از جمله اینکه محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس هرگونه مذاکره با آمریکا را تکذیب کرد و نوشت که «هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نشده است.» او همچنین عبارت «فیکنیوزها» را که زیاد از سوی ترامپ استفاده میشود، به کار برد و انتشار دهندگان این اطلاعات را به تلاش برای «دستکاری بازارهای مالی و نفتی و فرار از باتلاقی است که آمریکا و اسرائیل در آن گیر افتادهاند» متهم کرد.
قالیباف همچنین افزود: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمانکننده متجاوزان هستند. همه مسئولان تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر و مردم خود محکم ایستادهاند.»
پیشتر خبرگزاری رویترز بهنقل از یک مقام اسرائیلی، و شبکه کان اسرائیل بهنقل از منابع آگاه گزارش داده بودند که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه ترامپ با محمدباقر قالیباف صحبت کردهاند.
دیگر مقام جمهوری اسلامی که جریان داشتن این مذاکرات را رد کرد، اسماعیل بقایی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، بود که ساعتی پس از گفتوگوی ترامپ با خبرنگاران هرگونه مذاکره با آمریکا را تکذیب کرد.
روزنامه اورشلیمپست در گزارشی تحلیلی نوشت که اسرائیل همزمان با افزایش محسوس آمادگی نظامی آمریکا در منطقه، سناریوهای مختلف واکنش به حمله احتمالی جمهوری اسلامی را بررسی میکند.
به نوشته این روزنامه، مجموعهای از تحولات اخیر - از جمله ارائه گزارش مستقیم دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، به دونالد ترامپ - نشاندهنده نزدیکتر شدن واشینگتن به یک گزینه نظامی بالقوه علیه حکومت ایران است.
بر اساس این گزارش، ورود هشت هواپیمای سوخترسان آمریکایی به فرودگاه بنگوریون، استقرار یک اسکادران جنگنده اف-۲۲ در پایگاه عُودا در جنوب اسرائیل، اعزام یک ناوشکن دیگر آمریکایی به منطقه و تخلیه کارکنان سفارت آمریکا در اسرائیل همراه با توصیه به شهروندان آمریکایی برای ترک این کشور، همگی نشانههای افزایش سطح آمادهباش تلقی میشوند.
با این حال، هنوز مشخص نیست حمله احتمالی چه زمانی و با چه اهدافی انجام خواهد شد و آیا تمرکز صرفاً بر برنامه هستهای و موشکی حکومت ایران خواهد بود یا تضعیف ساختار حاکمیت در تهران نیز در دستور کار قرار دارد.
به نوشته اورشلیمپست، در داخل اسرائیل نهادهای امنیتی طرحهای عملیاتی گستردهای برای سناریوهای مختلف آماده کردهاند. ارتش اسرائیل اعلام کرده در هماهنگی کامل با شرکای خود وضعیت ایران را زیر نظر دارد و «آماده دفاع» است. ارزیابی غالب در اسرائیل این است که در صورت اقدام یکجانبه آمریکا، حکومت ایران احتمالاً ابتدا منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار میدهد و ممکن است با بستن تنگه هرمز یا حمله به زیرساختهای انرژی منطقه، تنش را تشدید کند.
این گزارش همچنین به احتمال فعال شدن نیروهای نیابتی حکومت ایران، از جمله حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن اشاره میکند. در صورت حمله از لبنان، اسرائیل واکنشی گسترده علیه اهداف متعدد در این کشور انجام خواهد داد؛ واکنشی که میتواند سالها حزبالله را عقب بیندازد. با این حال، ارزیابی فعلی این است که تهران ترجیح میدهد از ورود مستقیم به درگیری با اسرائیل خودداری کند، مگر آنکه محاسبات راهبردی تغییر کند یا دامنه درگیری گسترش یابد.
اورشلیمپست در پایان مینویسد که اسرائیل نسبت به تابستان گذشته در موقعیت دفاعی قویتری قرار دارد. سامانههای هشدار زودهنگام آمریکا، تقویت آمادگی جبهه داخلی پس از عملیات «طلوع شیران» و طرحهای تهاجمی برای هدف قرار دادن موشکها پیش از شلیک، بخشی از این آمادگیهاست. با این حال، تصمیم نهایی درباره زمان و نحوه اقدام همچنان در اختیار رییسجمهوری آمریکا باقی مانده است.