یک فروند آواکس استرالیا برای حمایت از عبور کشتیها در تنگه هرمز به خاورمیانه اعزام میشود
ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، با اعلام اعزام یک فروند هواپیمای جاسوسی پیشرفته «آواکس» به تنگه هرمز برای حمایت از عبور کشتیها گفت: «استرالیا آماده است تا پس از تشکیل یک مأموریت نظامی چندملیتی مستقل و دفاعی به رهبری بریتانیا و فرانسه، از آن حمایت کند.»
او اشاره کرد که اعزام یک فروند آواکس به منطقه «میتواند کمک ارزشمندی به مأموریت چندملیتی و تلاشها برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز باشد.»
مارلز اضافه کرد: «این مأموریت نظامی چندملیتی بهگونهای طراحی شده است که مکمل تلاشهای جاری دیپلماتیک و کاهش تنشها باشد و در عین حال تعهد ملموس به امنیت تجارت بینالمللی را نشان دهد.»
او بر لزوم پایان جنگ، باز شدن تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی تاکید کرد و گفت هرچه این درگیری طولانیتر شود، تأثیر آن بر استرالیا بیشتر خواهد بود.
سناتور لیندسی گراهام، نماینده جمهوریخواه مجلس سنای آمریکا، سهشنبه گفت که به پاکستان اعتماد ندارد و نقش این کشور به عنوان میانجی در مذاکرات بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی را زیر سوال برد.
به گزارش شبکه خبری ایبیاس، گراهام در جلسه استماع کمیته فرعی تخصیص بودجه سنا با حضور پیت هگست، وزیر جنگ، و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، گفت: «تا جایی که بتوانم به پاکستان اعتماد ندارم.»
شبکه خبری سیبیاس دوشنبه به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد که پاکستان به هواپیماهای نظامی ایران اجازه داده است تا در فرودگاههای نظامیاش مستقر شوند.
به نوشته این شبکه خبری، گراهام از کین پرسید که آیا این گزارش دقیق است، اما او با اشاره به ماهیت طبقهبندیشده اطلاعات، اظهار نظر نکرد. سپس گراهام از کین پرسید که آیا چنین اقدامی با نقش پاکستان به عنوان میانجی مغایرت دارد یا خیر.
کین پاسخ داد: «من نمیخواهم بر اساس تأثیر مذاکرات جاری و نقش پاکستان در این مورد اظهار نظر کنم.»
بر اساس این گزارش، گراهام همین سوال را از هگست پرسید و او پاسخ داد: «من هم نمیخواهم در میانه این مذاکرات قرار بگیرم.»
پس از آن، گراهام پاسخ داد: «میخواهم در میانه این مذاکرات باشم. تا جایی که بتوانم به پاکستان اعتماد ندارم. اگر آنها واقعاً هواپیماهای ایرانی را برای محافظت از داراییهای نظامی ایران در پایگاههای پاکستان پارک کردهاند، این به من میگوید که ما باید به دنبال شخص دیگری برای میانجیگری باشیم.»
او افزود: «جای تعجب نیست که این موضوع لعنتی به جایی نمیرسد.»
در این حال، وزارت خارجه پاکستان در بیانیهای که در اختیار ایبیسی قرار گرفت، گزارش سیبیاس را «قاطعانه رد کرد» و آن را گمراهکننده و جنجالی خواند.
در این بیانیه تأیید شد که هواپیماهای ایرانی در پاکستان هستند، اما گفته شد که هواپیماهای آمریکایی نیز مجاز به استفاده از فرودگاههای آن هستند.
در این بیانیه آمده است: «پس از آتشبس و در جریان دور اول مذاکرات اسلامآباد، تعدادی هواپیما از ایران و ایالات متحده برای تسهیل جابهجایی پرسنل دیپلماتیک، تیمهای امنیتی و کارکنان اداری مرتبط با روند مذاکرات وارد پاکستان شدند.»
بیانیه میگوید: «برخی از هواپیماها و پرسنل پشتیبانی به طور موقت در پاکستان باقی ماندند تا منتظر دورهای بعدی مذاکرات باشند.»
آنتون سیلوانوف، وزیر دارایی روسیه، در مصاحبه با خبرگزاری ریانووستی گفت: وضعیت تنگه هرمز در حال حاضر منجر به بحران انرژی جهانی شده است و مرحله بعدی، افزایش قیمت کود و مواد غذایی و همچنین تهدید رکود اقتصادی جهانی خواهد بود.
او اشاره کرد که قیمت کود شیمیایی تاکنون ۳۰ درصد افزایش یافته است، و افزود به این ترتیب، مواد غذایی مقرون به صرفهتر نخواهد بود.
سیلوانوف «بازندگان اصلی» این وضعیت را کشورهای واردکننده انرژی در آسیا و اروپا و همچنین فقیرترین کشورهای آفریقا دانست که افزایش قیمت مواد غذایی برای آنها به ویژه حیاتی است.
او اضافه کرد صادرکنندگان خلیج فارس نیز آسیب دیدهاند و زیرساختهای آنها آسیب دیده است.
سیلوانوف در مورد تاثیر این وضعیت بر روسیه گفت: « این تأثیر دوگانه است: از یک سو، درآمدهای صادراتی و درآمدهای بودجه در حال افزایش است؛ از سوی دیگر، زنجیرههای تولید را مختل میکند و هزینههای لجستیک را افزایش میدهد.»
او تاکید کرد: «همه اینها رشد اقتصادی جهانی را تضعیف میکند، بر امور مالی تأثیر منفی میگذارد و فشار تورمی را افزایش میدهد.»
وزیر دارایی روسیه هشدار داد: «افزایش قیمتهای فعلی ممکن است درآمدهای اضافی را برای بودجه ایجاد کند، اما آشکار است که این منبع رشد و درآمدی نیست که روی آن حساب کنیم. اوضاع میتواند به سرعت معکوس شود.»
۲۰ عضو دموکرات و جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا در نامهای به دولت بریتانیا، از این کشور خواستند روند تصویب قانونی قرار دادن سپاه به عنوان یک سازمان «تروریستی» را تسریع کند.
برد شرمن، عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و از مبتکران تهیه این نامه، گفت: «هر روزی که پارلمان بریتانیا تاخیر میکند، سپاه پاسداران یک روز دیگر از تاثیر کامل تحریمهای مشترک ما میگریزد. بریتانیا باید در سمت درست تاریخ بایستد و سپاه پاسداران را در ارتباط با اقداماتش در سراسر جهان پاسخگو کند.»
کلودیا تنی، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان و از مبتکران تهیه این نامه، گفت: «سپاه پاسداران یکی از خطرناکترین سازمانهای تروریستی جهان است و دستانش به خون غیرنظامیان بیگناه، آمریکاییها و مخالفان آلوده است.»
او افزود: «حکومت ایران همچنان از طریق سپاه پاسداران و شبکههای نیابتی آن، ترور را صادر میکند، متحدان ما را تهدید میکند و مردم خود را بهطور بیرحمانه سرکوب میکند. بریتانیا باید فورا به آمریکا و متحدانش بپیوندد و بهطور رسمی سپاه پاسداران را به عنوان یک سازمان تروریستی، ممنوع اعلام کند و پیام روشنی بفرستد که جهان غرب ترور، خشونت سیاسی یا حملههای یهودستیزانه را تحمل نخواهد کرد.»
متیو شارپ و نیت سوانسون، که هر دو سالها در دولتهای آمریکا بر روی پرونده هستهای ایران کار کردهاند، در مقالهای دستیابی به یک توافق هستهای جدید و موثر با تهران را دشوارتر دانستهاند زیرا اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرمهای بیشتری در دست دارد.
متیو شارپ پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست امنیت هستهای در موسسه فناوری ماساچوست است. او در دولتهای اوباما، بایدن و هر دو دولت ترامپ در وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی بر روی مسائل هستهای کار کرده است.
نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ بهعنوان مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی فعالیت داشت. در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ با جمهوری اسلامی بود.
این دو در مقالهای که سهشنبه ۲۲ اردیبهشت در نشریه فارینافرز منتشر شد، نوشتهاند از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، دونالد ترامپ در تعریف اهداف این درگیری با دشواری مواجه بوده است. تمرکز او از درخواست تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی رژیم و سپس به تامین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است.
بهگفته شارپ و سوانسون، در بیشتر موارد، به نظر میرسد ترامپ بر ضرورت عقب راندن برنامه هستهای تهران تاکید میکند و هرچند این چارچوب برای جنگی که تقریبا هیچ تاثیری بر توان هستهای ایران نداشته عجیب است، اما برای رهبری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، خارج شد و سال گذشته مدعی شد برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «نابود کرده»، قابل درک است.
ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال نوشت: «توافقی که با ایران میکنیم بسیار بهتر از برجام خواهد بود.»
اما نویسندگان مقاله تاکید کردهاند که دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که رییسجمهوری ایالات متحده تصور میکند؛ عمدتا به این دلیل که توان هستهای ایران از زمان خروج آمریکا از توافق ۲۰۱۵ در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ پیشرفت کرده است.
گزارشهای عمومی نشان میدهد مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای تهران بر دو موضوع متمرکز است: مدت زمان توقف غنیسازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا.
بهنوشته نویسندگان، هر دو مولفه برای هر توافق موفقی در آینده ضروریاند، اما کافی نیستند. طی هفت سال گذشته، حکومت ایران توانایی خود در تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفتهتر را بهطور چشمگیری افزایش داده و زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز برای یک سلاح هستهای را کاهش داده است. همچنین شکافهای بیشتری در دانش بازرسان بینالمللی درباره ابعاد این برنامه به وجود آمده است.
بهگفته شارپ و سوانسون، ترامپ برای آنکه بتواند از نظر تبلیغاتی موفق جلوه کند، فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز ندارد، بلکه به توافقی کاملا متفاوت نیاز دارد. هر توافقی در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از محدود کردن غنیسازی و ذخایر اورانیوم برود؛ باید سازوکارهای دقیق و جدیدی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توان فعلی ایران را درک کنند و مانع پیشرفت مخفیانه این کشور به سمت سلاح هستهای شوند.
نویسندگان تاکید کردهاند که بدون پرداختن به این نگرانیها، مهم نیست آمریکا چه میزان ایران را بمباران کند، یا توقف غنیسازی چه مدت ادامه داشته باشد، یا چه بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا بیاید. تهران میتواند از این جنگ در حالی خارج شود که نسبت به قبل به سلاح هستهای نزدیکتر شده است.
یاد گرفتن دویدن
در ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه غنیسازی جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شد. دانشمندان هستهای کشته شدند و ظرفیت غنیسازی در تاسیسات زیرزمینی فردو و نطنز بهشدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هستهای جمهوری اسلامی اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، زمانی که آخرین توافق هستهای نهایی شد، چالش بزرگتری محسوب میشود. آن توافق نهتنها تعداد سانتریفیوژهایی را که حکومت ایران میتوانست به کار گیرد محدود میکرد، بلکه مهمتر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که میتوانست استفاده یا تولید کند نیز محدود میساخت. برجام همچنین تهران را از انجام برخی تحقیقات که میتوانست برنامه سانتریفیوژهایش را پیشرفتهتر کند، بازمیداشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این محدودیتها دیگر اجرا نشد.
در سالهای بعد، جمهوری اسلامی دانشی فنی در زمینه تولید و بهرهبرداری از سانتریفیوژها به دست آورد که با بمباران از بین نمیرود. تا ژوئن ۲۰۲۵، پیشرفتهترین سانتریفیوژهای ایران حدود شش برابر کارآمدتر از نمونههای سال ۲۰۱۵ شده بودند. ایران همچنین سرعت نصب آنها را افزایش داد: سرعتی که یک کشور میتواند مواد لازم برای سلاح هستهای تولید کند، نهتنها به تعداد و نوع سانتریفیوژها، بلکه به سرعت نصب آنها در «آبشارها» یا شبکههای بههمپیوستهای که فرایند غنیسازی را تسریع میکنند بستگی دارد.
در سال ۲۰۱۵، حکومت ایران میتوانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر کدام شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ متصل به هم بودند. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانست این روند را تقریبا سه برابر سریعتر انجام دهد.
بهگفته نویسندگان مقاله، این پیشرفتهای فناورانه در مجموع زمان لازم برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هستهای را بهشدت کاهش داده است، حتی اگر تهران مجبور شود زیرساخت هستهای خود را از ابتدا بازسازی کند.
نویسندگان توضیح دادهاند: «اگر توانایی تولید مواد هستهای را مانند یک مسابقه در نظر بگیریم، جایی که سرعت به توان فناوری و نقطه شروع به میزان محدودیتها بستگی دارد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ میتوانست این مسیر را در حدود یک سال و با سرعتی متوسط طی کند. حامیان توافق استدلال میکردند این فاصله زمانی فرصت کافی برای شناسایی و واکنش فراهم میکند. اما بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، تهران یاد گرفت بدود. در نتیجه، حتی اگر جمهوری اسلامی با خواستههای ترامپ برای توقف کامل غنیسازی و واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالا موافقت کند، باز هم ممکن است بتواند سریعتر از گذشته به هدف برسد.»
متیو شارپ و نیت سوانسون افزودهاند: «در واقع، حتی اگر حکومت ایران همه این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران میتواند در حدود شش ماه، نه یک سال، سانتریفیوژهای جدید نصب و مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. اگر تهران بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را حفظ کند، این زمان حتی کوتاهتر خواهد شد.»
شکافهای دانشی
بهنوشته این دو، اگرچه بسیاری از سایتهای هستهای شناختهشده ایران زیر آوار رفتهاند، اما همچنان عدم قطعیت زیادی درباره وجود تاسیسات دیگر وجود دارد. جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در فعالیتهای مخفیانه دارد؛ تاسیسات نطنز و فردو نیز در ابتدا بهصورت مخفی ساخته شده بودند و این اقدام نقض تعهد ایران برای اطلاعرسانی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود. در اوایل ۲۰۲۵، تهران اعلام کرد قصد ساخت تاسیسات زیرزمینی سوم در اصفهان را دارد و تصاویر ماهوارهای نیز نگرانیها درباره سایت احتمالی دیگری را افزایش داد. از آنجا که آژانس از این سایتها بازدید نکرده، وضعیت آنها نامشخص است.
در ادامه مقاله گفته شده است که در جریان اقدامات دیپلماتیک، تلاشهایی برای مقابله با احتمال پنهانکاریهای جمهوری اسلامی انجام شده است. در سال ۲۰۰۳، تهران بهطور موقت اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت. توافق ۲۰۱۵ نیز اجرای این پروتکل و نظارت گستردهتر را الزامی کرد. اما این نظارت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی دهها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. اگر حتی تعداد کمی از آنها به سایتهای مخفی منتقل شده باشند، میتوانند بهسرعت برای تولید مواد تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرند.
متیو شارپ و نیت سوانسون در عین حال تاکید کردهاند که با وجود این چالشها، رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک همچنان در راستای منافع آمریکا است. اما توافقی که فقط به غنیسازی و ذخایر بپردازد دیگر کافی نیست.
بهگفته آنها یک توافق جدید باید به فناوری پیشرفته ایران، احتمال فعالیتهای مخفی و توانایی تبدیل مواد به سلاح نیز بپردازد و برای این منظور، تهران باید اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد و امکان بازرسی گسترده فراهم شود. حکومت ایران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستیآزمایی درباره فعالیتهای نظامی مرتبط ارائه دهد. بدون این اقدامات، هر توافقی ناقص خواهد بود.
نویسندگان در پایان مقاله خود نوشتهاند: «جنگ اخیر نشان داد حتی یک توافق کامل نیز تمام تهدیدهای جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند. تهدیدهای فوریتر شامل کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی تهران است. اما جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هستهای این تهدیدها را بسیار خطرناکتر خواهد کرد. در نهایت، یک توافق هستهای ضروری است، اما کافی نیست. توافقی که فقط به سایتهای شناختهشده بپردازد، برنامه تهران را متوقف نخواهد کرد، بلکه آن را پنهانتر خواهد ساخت.»
شورای اجرایی کنگره ملی کردستان در بیانیهای موضوع تحویل سلاح از سوی آمریکا به کردها را تکذیب کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، دوشنبه گفت: «مردم میخواهند اعتراض کنند، اما سلاحی ندارند. ما تصور میکردیم میتوانیم از طریق کردها به آنها کمک کنیم و سلاح برسانیم، اما کردها ما را ناامید کردند.»
او اضافه کرد: «بارها کمک گرفتند و کنگره میگفت کردها خیلی سخت میجنگند و برای حمایت از آنها تلاش زیادی شد، اما من از ابتدا هم فکر میکردم این سیاست جواب نمیدهد.»
ترامپ پیش از این هم در این مورد سخن گفته بود.
شورای اجرایی کنگره ملی کردستان در بیانیهخود نوشت: «چنین سخنان و اقداماتی خطر ایجاد این تصور را ایجاد میکند که یک کمپین هماهنگ علیه مردم کرد وجود دارد.»
در این بیانیه با اشاره به روابط و همکاری مردم کرد و ایالات متحده برای سالها، آمده است: «اتهامات گسترده و کلی از این دست، همه کردها را در معرض سوءظن قرار میدهد و خطر تضعیف روابط کردها و آمریکا را به همراه دارد.»
شورای اجرایی کنگره ملی کردستان با اشاره به اینکه چنین موضوعی «نیاز به شفافسازی فوری از طریق توضیحات شفاف و معتبر دارند»، افزود: «احزاب و سازمانهای وابسته بهمادر چنین فعالیتهایی شرکت نکردهاند و ما اطلاعاتی در مورد چنین اقداماتی نداریم.»
این شورا از ترامپ خواست تا «از طرح اتهامات کلی علیه کل مردم کرد خودداری کند و باید به وضوح گروه یا نهاد خاصی را که به آن اشاره میکند، مشخص کند.»