شلیک موشک از سوی ایران به لبنان بهدنبال اخراج سفیر جمهوری اسلامی از بیروت | ایران اینترنشنال
اختصاصی
شلیک موشک از سوی ایران به لبنان بهدنبال اخراج سفیر جمهوری اسلامی از بیروت
منابع ایراناینترنشنال اعلام کردند برخلاف گزارشهای منتشر شده، موشکی از ایران به سوی لبنان شلیک شده و بر فراز این کشور رهگیری نشده است، بلکه در ساحل لبنان به زمین اصابت کرده است. این موشک ساعتی پس از اعلام خبر اخراج سفیر جمهوری اسلامی از بیروت، شلیک شد.
دیپلماتهای برخی کشورهای خلیج فارس، سهشنبه چهارم فروردین به ایراناینترنشنال گفتند جمهوری اسلامی مانند «اسبی افسار گسیخته» عمل میکند و با حمله به یک کشور دیگر عربی، خط قرمز دیگری را رد کرده و این حملات حکومت ایران، دیگر قابل تحمل نیست.
پیشتر خبرگزاری رویترز گزارش داده بود این موشک، در حریم هوایی لبنان رهگیری شده بود.
اسرائیل اعلام کرد بر اساس ارزیابیها و دادههای موجود، همزمان با حملات موشکی امروز به سمت این کشور، یک موشک بالستیک شلیکشده از سوی ایران، در بیروت سقوط کرده است.
در بیانیه ارتش اسرائیل آمده است این موشک بهوسیله «رژیم ایران» شلیک شده و در خاک لبنان فرود آمده است.
ساعاتی پیش از شلیک این موشک، لبنان، محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر جمهوری اسلامی در بیروت، را «عنصر نامطلوب» خواند و او را از این کشور اخراج کرد.
یوسف رجی، وزیر خارجه لبنان، چهارم فروردین در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این تصمیم به کاردار سفارت جمهوری اسلامی در بیروت ابلاغ شده است.
رجی افزود شیبانی باید تا ۹ فروردین خاک لبنان را ترک کند.
لبنان همچنین احمد سویدان، سفیر خود در تهران، را برای مشورت فراخواند و اعلام کرد حکومت ایران هنجارهای دیپلماتیک و پروتکلهای تثبیتشده میان دو کشور را نقض کرده است.
محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر اخراج شده جمهوری اسلامی از لبنان
واکنشها به اخراج سفیر جمهوری اسلامی از لبنان
پس از انتشار این خبر، رسانه «آی۲۴» گزارش داد اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، گفته است که دولت لبنان «تصمیم بسیار جسورانهای» برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی گرفته است.
پیشتر گیدئون سعار، وزیر خارجه اسرائیل نیز اعلام کرد از تصمیم لبنان برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی استقبال میکند.
سعار در ایکس نوشت: «این اقدامی موجه و ضروری در برابر حکومتی است که مسئول نقض حاکمیت لبنان، اشغال غیرمستقیم آن از طریق حزبالله و کشاندن آن به جنگ است.»
او با اشاره به حضور نمایندگان حزبالله در کابینه لبنان، از دولت این کشور خواست «اقداماتی عملی و موثر علیه حزبالله» انجام دهد.
همزمان، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تاکید کرد این کشور «با تمام توان» به حملات خود علیه مواضع جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.
حزبالله اما در واکنش به تصمیم دولت لبنان برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی، این اقدام را محکوم کرد.
این گروه شیعه مورد حمایت حکومت ایران، اعلام کرد اخراج سفیر جمهوری اسلامی به نفع «وحدت ملی» نیست و میتواند زمینه «تفرقههای داخلی» را ایجاد کند.
از سوی دیگر، پایگاه خبری بلومبرگ چهارم فروردین به نقل از چند منبع آگاه گزارش داد عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پی حملات به زیرساختهای انرژی و فرودگاهها «در حال از دست دادن صبر خود» هستند و ممکن است به حملات علیه جمهوری اسلامی بپیوندند.
این منابع گفتند کشورهای خلیج فارس در صورتی که تهران تاسیسات اصلی انرژی و آب آنها را هدف قرار دهد، ممکن است به کارزار آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ملحق شوند.
دولت سوئد صدور و تمدید ویزاهای کوتاهمدت را برای برخی کارکنان سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم متوقف کرده است. تصمیمی که به گفته مقامهای سوئدی، در واکنش به پرونده اعدام یک شهروند این کشور در ایران اتخاذ شده است.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه سوئد، اعلام کرده است که این اقدامات «تنها آغاز واکنشهای سوئد» است و دولت این کشور گزینههای بیشتر را برای اقدامات احتمالی در آینده رد نمیکند.
او پیش از این گفته بود که اعدام، مجازاتی «غیرانسانی، بیرحمانه و غیرقابل بازگشت» است و سوئد همراه با سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، اعدام را تحت هر شرایطی محکوم میکند.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ در پاسخ به ایراناینترنشنال، اعدام یک شهروندش در ایران را محکوم کرد. جمهوری اسلامی ساعاتی پیش از بیانیه استکهلم، از اعدام کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی، به اتهام جاسوسی برای اسرائیل خبر داده بود.
بر اساس تصمیم تازه دولت سوئد، دیگر هیچ ویزای کوتاهمدت جدیدی برای کارکنان سفارت جمهوری اسلامی صادر نخواهد شد و ویزاهای فعلی نیز تمدید نمیشوند.
این تصمیم، بهطور مشخص بر دو نفر از کارکنان سفارت ایران تاثیر میگذارد و به این معناست که اجازه اقامت آنها از ماه می تمدید نخواهد شد.
همچنین دولت سوئد همزمان در اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم علیه افرادی که در روند قضایی منجر به صدور و اجرای حکم اعدام این شهروند در ایران نقش داشتهاند، تلاش میکند.
این تحریمها میتواند شامل ممنوعیت ورود به کشورهای اتحادیه اروپا باشد.
اتحادیه اروپا نیز ۲۷ اسفند اعدام یک شهروند سوئدی بازداشتشده در ایران را «وحشیانه و خشونت توجیهناپذیر» خواند و محکوم کرد و وضعیت حقوق بشر و افزایش اعدامها در این کشور را «غیرقابل تحمل» دانست.
این اتحادیه با خانواده قربانی ابراز همدردی و با سوئد اعلام همبستگی کرد.
بر اساس اعلام خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، کیوانی، صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند اعدام شد.
در متن کوتاه خبر اعدام او نوشتند: «این فرد تصاویر و اطلاعات اماکن حساس کشور را در اختیار افسران موساد قرار میداد.»
هرچند میزان بر طی شدن مراحل قانونی و تایید حکم از سوی دیوان عالی کشور تاکید کرد، اما پیشتر نامی از این زندانی سیاسی در رسانهها منتشر نشده بود.
بر اساس این خبر، کیوانی در چهارمین روز از آغاز جنگ ۱۲ روزه در شهرستان ساوجبلاغ دستگیر شده بود.
اعدام این شهروند در خلال حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند آغاز شده است، به اعتبار نظر دهها تن از شهروندان و کاربران رسانههای اجتماعی در مورد اعدامهای مشابه، «گرفتن انتقام شکست از جاسوسهای واقعی، از مردم بیگناه» است.
وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد از گزارشهای تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارشها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی میشود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.
سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۲۵ آذر از بازداشت و محاکمه یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» خبر داده و گفته بود رای این پرونده بهزودی صادر خواهد شد.
به گفته اصغر جهانگیر، این پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج رسیدگی شد و فرد بازداشتشده در سال ۲۰۲۰، تابعیت سوئد را دریافت کرده و از آن زمان در این کشور اقامت داشته است: «این فرد چندین بار به اسرائیل رفته و حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، وارد ایران شده و در ویلایی در نزدیکی کرج اقامت داشته است.»
حسین فاضلی هریکندی، رییس کل دادگستری استان البرز، ۱۷ آذر اعلام کرده بود رسیدگی به پرونده یک ایرانی دوتابعیتی متهم به «جاسوسی» برای اسرائیل در کرج آغاز شده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از آغاز مذاکرات میان تهران و واشینگتن خبر داده، گزارشهای رسیده از مخاطبان ایراناینترنشنال حاکی از آن است که حملات به مواضع جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.
شهروندان سهشنبه چهارم فروردین با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال خبر دادند نقاط مختلف کشور هدف حمله قرار گرفته است.
بر اساس پیامهای ارسالی، در شهرهای تبریز، قروه، اسلامشهر، فردیس، شاهینشهر، شیراز، خرمشهر، بندر کنگان، نجفآباد، کنارک، برازجان، بندر دیر، بوشهر، چابهار، مشهد، رامهرمز، مهرویلای کرج و همچنین در مرز شلمچه، صدای یک یا چند انفجار شنیده شده است.
همچنین مناطق مختلفی از پایتخت، از جمله منطقه ۱۴، تهرانسر، تهرانپارس، چیتگر، اکباتان و میدان رسالت هدف قرار گرفتند و صدای انفجار در این مناطق به گوش رسید.
یک مقام آمریکایی صبح چهارم فروردین در مصاحبه با پایگاه خبری سمافور اعلام کرد کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی در جریان مذاکرات متوقف نخواهد شد.
او افزود توقف پنج روزه حملات تنها شامل نیروگاههای ایران میشود و اهداف نظامی را در بر نمیگیرد.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، هم گفت: «ما به حملات علیه جمهوری اسلامی با تمام توان ادامه میدهیم.»
حملات گسترده به اصفهان
استان اصفهان چهارم فروردین شاهد گستردهترین حملات بود و مناطق مختلف آن از سوی ارتش اسرائیل هدف قرار گرفت.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال از حمله به دانشگاه مالک اشتر شاهینشهر اصفهان خبر داد. حوالی خیابان مخابرات شاهینشهر نیز هدف قرار گرفت.
گزارشها حاکی از آن است که مناطقی در کنار جاده باغ رضوان و نیز محدوده پل چمران و کاوه، از دیگر اهداف حملات اسرائیل بودند.
ارتش اسرائیل کمی پس از این حملات اعلام کرد «مراکز تولیدی» جمهوری اسلامی در اصفهان هدف قرار گرفتهاند.
محل استقرار نیروها و تجهیزات نظامی حکومت
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیوهایی از استقرار تسلیحات و پرتابگرهای موشک جمهوری اسلامی در جادهها و تونلها خبر دادند.
شهروندی از مسیر اندیمشک به خرمآباد و مسیرهای اطراف ویدیو ارسال کرد. در برخی ویدیوها نیز کانتینرهایی در تونلها به چشم میخورند.
یک شهروند در پیام خود به یک ایست بازرسی خالی از مامور در تهران اشاره کرد و گفت: «سرکوبگرانی که مردم را میکشتند، از ترس پهپادهای اسرائیل فرار کرده و پنهان شدهاند.»
یکی از مخاطبان نیز خبر داد پایگاه بسیج کمالشهر کرج واقع در بلوار عجمیان تخلیه شده و نیروهای سرکوب و تجهیزاتشان در سولههایی در بلوار رضوانیه و سازمان فضای سبز شهرداری مستقر شدهاند.
در روزهای اخیر گزارشهای متعددی درباره استقرار نیروهای سرکوب و مقامهای جمهوری اسلامی در مدارس، مساجد، ورزشگاهها و مراکز درمانی منتشر شده است.
ناظران بر این باورند که حکومت ایران پس از آن که در حملات آمریکا و اسرائیل بخش بزرگی از توان تهاجمی و دفاعی خود را از دست داده، اکنون در پی استفاده بیشتر از غیرنظامیان بهعنوان سپر انسانی است.
به گزارش شبکه سیبیسی، کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی کانادا گمانهزنیها درباره وجود «هستههای خفته» جمهوری اسلامی در آمریکای شمالی را رد کردند و در عین حال نسبت به شیوههای عملیاتی متفاوت سپاه پاسداران هشدار دادند.
به گفته کارشناسان، سپاه بهجای اتکا به شبکههای کلاسیک مخفی، از «عوامل نیابتی تبهکار» و گروههای خلافکار محلی برای پیشبرد سرکوب فرامرزی استفاده میکند.
مقامات پیشین سازمان اطلاعات امنیت کانادا تاکید کردند جمهوری اسلامی از این شبکهها برای انجام اقداماتی مانند جاسوسی، ارعاب و حتی ترور مخالفان در میان ایرانیان خارج از کشور بهره میبرد.
نمونههایی از این اقدامات در طرحهای خنثیشده علیه افرادی مانند اروین کاتلر، وزیر دادگستری پیشین کانادا، و همچنین در تیراندازی به یک باشگاه ورزشی متعلق به یک فعال ایرانی در منطقه تورنهیل مشاهده شده است.
آنها افزودند تهدیدهای فیزیکی و عملیات جنگ روانی علیه ایرانیان ساکن کانادا «کاملا جدی» است.
دیوید بارنیا، رییس موساد، در پیشبینیهای خود که در آستانه جنگ به کابینه اسرائیل ارائه کرد، برآورد کرده بود که تغییر حکومت در ایران به احتمال زیاد یک سال طول خواهد کشید.
اورشلیمپست، سهشنبه ۴ فروردین، در گزارشی اختصاصی نوشت که اگرچه سناریوهای متعدد و بازههای زمانی متفاوتی از جمله چند ماه مطرح بود، اما، تخمین یکساله محتملترین برآورد بارنیا بوده است.
در روزهای اخیر، حملاتی آشکار از سوی منابع نامشخص علیه بارنیا صورت گرفته است؛ این منابع او را متهم میکنند که دولتهای اسرائیل و آمریکا را درباره احتمال تغییر حکومت در ایران گمراه کرده است.
با این حال، گزارشهای رسیده به اورشلیمپست نشان میدهد که این افشاگریهای بینام و نشان، موضع بسیار پیچیده بارنیا را نادیده گرفته و به نظر میرسد با هدف مقصر نشان دادن او و موساد در صورت شکست یا طولانی شدن فرایند سرنگونی جمهوری اسلامی انجام میشود.
برخی منابع معتقدند منشاء این گزارشها در «کانال ۱۲» و «نیویورکتایمز»، اطرافیان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، یا حتی ارتش اسرائیل است تا بار مسئولیت را از دوش خود بردارند؛ چرا که هر سه نهاد با این پرسش مواجهاند که چرا هنوز به فرایند تغییر حکومت نزدیک هم نشدهاند.
پیشبینیهای محتاطانه و مشروط بارنیا
بهنوشته اورشلیمپست، هر کسی با تصمیمهای کلیدی بارنیا آشنا باشد، میداند که او همواره پیشبینیهای خود را با شروط بسیاری ارائه میدهد و بهندرت از حتمی بودن یک تغییر بنیادین سخن میگوید.
علاوه بر این، بارنیا همواره در چارچوب سیاستهای ابلاغی نتانیاهو حرکت کرده است. گزارشی که او در سفر اواسط ژانویه خود به آمریکا به مقامهای دولت ترامپ ارائه داده، کاملا تحت کنترل نتانیاهو بوده است.
اورشلیمپست مطلع شده که در سالهای گذشته، مواردی وجود داشته که نتانیاهو خواهان عملیاتهایی از سوی موساد بوده، اما بارنیا با وجود فشارها، آنها را غیرواقعبینانه دانسته و رد کرده است.
گزارش برنامه «اوودا» درباره امکان سرنگونی سریع حکومت، تنها در بخشهای پایانی خود به ملاحظات زمانی بارنیا پرداخته است.
همچنین «نیویورکتایمز» نوشته بود بارنیا به نتانیاهو گفته است: «ظرف چند روز پس از شروع جنگ، سرویس او احتمالا قادر خواهد بود مخالفان حکومت در ایران را تشویق کند و با شعلهور کردن قیامها، حتی منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی شود.»
نیویورکتایمز، نتانیاهو و ترامپ را بهدلیل اتخاذ رویکردی بیش از حد خوشبینانه مورد انتقاد قرار داده و نوشته بود که نتانیاهو از ناتوانی موساد در تغییر سریع حکومت و احتمال از دست دادن حمایت ترامپ، کلافه شده است.
بهگزارش اورشلیمپست، هیچ شواهدی وجود ندارد که موساد نظری متفاوت از ارتش داده باشد؛ ارتش همواره اعلام کرده که نیروی نظامی در پایان جنگ تنها میتواند شرایط مساعد لازم را برای تغییر حکومت فراهم کند.
بخش دیگری از نقشههای منسوب به موساد شامل حمایت از تهاجم گروههای شبهنظامی کرد مستقر در شمال عراق بوده، اما ترامپ علنا نسبت به این اقدام بیاعتنا بوده است.
همچنین با توجه به سفر اضطراری نتانیاهو به آمریکا در ۱۱ فوریه و ادامه مذاکرات ترامپ با ایران تا ۲۴ ساعت پیش از جنگ، بعید است بارنیا در اواسط ژانویه کل دستور کار جنگ را تعیین کرده باشد.
بارنیا در دوره نفتالی بنت، استراتژی «مرگ بر اثر هزاران بریدگی» را برای سرنگونی بلندمدت حکومت طراحی کرد.
بنت در مصاحبهای که در اورشلیمپست بازتاب یافته، گفته بود: «حکومت بهشدت فاسد و ناتوان است. بخشهای وسیعی از زمینها آب ندارند. شیر آب را باز میکنید و گل خارج میشود. مردم از سپاه بسیار ناامید هستند.»
طبق یک روایت، بارنیا بود که بنت را تشویق کرد تا قواعد بازی را به نفع اسرائیل تغییر دهد و حتی کتاب «پیروزی» درباره فروپاشی شوروی را به او هدیه داد.
اورشلیمپست در پایان خاطرنشان میکند که هیچیک از گزارشهای اخیر به تاثیر عدم حمایت آمریکا و اسرائیل از معترضان ایرانی در ماه ژانویه اشاره نکردهاند.
بهنوشته این روزنامه، همچنین به تماس نتانیاهو با ترامپ برای منصرف کردن او از شروع جنگ، پس از توییت «کمک در راه است»، پرداخته نشده است. دفتر نخستوزیری و موساد به ادعاهای مطرح شده در این گزارش اورشلیمپست پاسخی ندادهاند.
گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده همراه با پیشنهاد برگزاری گفتوگوهای سطح بالا، در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک کانال احتمالی برای مذاکره است، سوال مهمی را مطرح کرده است: آیا واشینگتن در حال سنجش این است که قدرت واقعی در ایران در دست چه کسی است؟
به نظر میرسد مطرح شدن نام محمدباقر قالیباف، بیش از آنکه به جایگاه او در میان افکار عمومی در ایران مربوط باشد، بازتابی از برداشت واشینگتن از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین اشاره کرد که با یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در تماس بوده، بدون آنکه به نام یا جایگاه رسمی او اشاره کند.
او گفت: «ما با یک فرد سطح بالا در ایران صحبت میکنیم» و این تماسها را «بسیار خوب و سازنده» توصیف کرد. این اظهارات همزمان با تصمیم او برای به تعویق انداختن حملات به زیرساختهای انرژی ایران مطرح شد.
قالیباف این موضوع را بهطور کامل رد کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است». او همچنین افزود چنین گزارشهایی با هدف «دستکاری بازارهای مالی و نفتی» منتشر میشوند.
محمدباقر قالیباف در حالی که ریاست جلسه مجلس را بر عهده دارد، با لباس سپاه پاسداران ظاهر شد؛ اقدامی نمادین در حمایت از این نهاد پس از آنکه اتحادیه اروپا آن را سازمانی تروریستی اعلام کرد
یک کانال آزمون، نه یک انتخاب سیاسی
آنچه قالیباف را وارد این بحث کرده، نه مشروعیت یا محبوبیت، بلکه تناسب او با یک نیاز عملیاتی مشخص است.
به نظر میرسد واشینگتن در جستوجوی یک کانال آزمون است؛ چهرهای که به اندازه کافی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ریشه داشته باشد تا نشان دهد آیا فشارها محاسبات داخلی را تغییر دادهاند یا نه، و در عین حال آنقدر قابل دسترس باشد که بدون تعهد به یک مسیر رسمی مذاکره بتوان با او وارد تعامل شد.
قالیباف این ویژگی را دارد. او بهعنوان رییس مجلس، با سابقهای طولانی در سپاه، نیروی انتظامی و مدیریت اجرایی، در نقطه تلاقی قدرت سیاسی و امنیتی قرار دارد. او در سالهای گذشته نیز تلاش کرده تصویری تکنوکرات و مدیریتی از خود ارائه دهد، بهویژه در کارزارهای انتخاباتی.
این ترکیب، او را برای واشینگتن قابل فهمتر از چهرههایی میکند که یا قدرتشان مبهم است یا صرفا جنبهای نمادین دارند.
چه کسی میتواند تصمیم بگیرد؟
سوال اصلی برای سیاستگذاران آمریکایی این نیست که چه کسی نماینده ایران است، بلکه این است که چه کسی توان اقدام دارد.
مسعود پزشکیان، با وجود نشستن در جایگاه رییس دولت، بهطور گسترده بهعنوان فردی با اختیارات محدود در برابر مراکز قدرت غیرانتخابی دیده میشود. همزمان، کشته شدن علی خامنه ای و ابهام درباره ساختار رهبری نیز شناسایی یک مرکز تصمیمگیری واحد را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، قالیباف بهعنوان یک گزینه عملی مطرح میشود. او میان شبکههای سیاسی، نظامی و اجرایی ارتباط برقرار میکند و میتواند پیامها را میان جناحهای مختلف منتقل کند.
این رویکرد با الگوی کلی سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است. او در تعاملات خود معمولا به رهبرانی تمایل نشان داده که توان تصمیمگیری و اجرای آن را دارند. تعامل با چهرههایی مانند عبدالفتاح السیسی، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون نشاندهنده ترجیح «قدرت عملی» بر مشروعیت نهادی است.
تمایل به مذاکره با قالیباف نیز در همین چارچوب قابل درک است؛ نه بهخاطر آنچه ترامپ «قابل احترام بودن» نامید، بلکه بهخاطر کارکرد وی درون سیستم.
محدودیت قدرت و شکاف مشروعیت
با این حال، همان عواملی که قالیباف را برای واشینگتن جذاب میکند، محدودیتهای او را نیز مشخص میکند.
تصمیمگیریهای راهبردی در جمهوری اسلامی به افراد واگذار نمیشود، بلکه در اختیار شبکههای محدود امنیتی و سطوح بالای قدرت است. این شبکهها، که با سپاه در ارتباط هستند، جهتگیریهای اصلی را تعیین میکنند.
مواضع اخیر این جریان نیز نشان داده که مخالفت با مذاکره تحت فشار همچنان پابرجاست و حتی در برخی موارد، مطالبات حداکثری مطرح شده است.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، هشدار داد که هرگونه تشدید تنش با پاسخ سخت مواجه خواهد شد.
او در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «اگر این خطا را بکنند [حمله به زیرساختهای ایران] آنان را فلج و در خلیج فارس غرق میکنیم.»
رضایی افزود: «جنگ تا برداشتن تحریمها، پرداخت خسارات و زمانی که تضمین حقوقی بینالمللی مبنی بر عدم تکرار تجاوز به ایران ارائه نشود، پایان نخواهد یافت و آتشبس نخواهیم داشت.»
.محمدباقر قالیباف در لباس سپاه، در دورهای که در دهه ۷۰ فرمانده نیروی هوایی سپاه بود
این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر کانالهایی مانند قالیباف مطرح شوند، بازیگران اصلی امنیتی همچنان شروطی تعیین میکنند که فضای مذاکره را بهشدت محدود میکند.
در چنین شرایطی، حتی چهرهای مانند قالیباف نیز اختیار تغییر مسیر را ندارد و نهایتا میتواند نقش یک واسطه و ته یک تصمیمگیرنده را ایفا کند.
.قالیباف از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ فرمانده نیروی انتظامی بود
ادراک عمومی
کارنامه قالیباف شامل ایفای نقش در سرکوب اعتراضات، از جمله اعتراضات دانشجویی، و همچنین اتهامهای مداوم فساد مالی است. این عوامل تصویر او را در افکار عمومی شکل داده و اعتبار او را خارج از ساختار حاکمیت محدود کردهاند.
این وضعیت یک تناقض ساختاری ایجاد میکند: فردی که ممکن است درون سیستم کارآمد باشد، لزوما در بیرون از آن پذیرفته نیست.
این شکاف در اعتراضات اخیر نیز آشکارتر شد. اعتراضات گسترده در دی ماه، که با سرکوب شدید و کشته شدن بیش از ۳۶۵۰۰ نفر مواجه شد، نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی از چهرههای وابسته به حاکمیت بود.
.محمدباقر قالیباف سه بار نامزد ریاستجمهوری ایران شد
شعارهایی که بهطور گسترده در این اعتراضات شنیده شد، از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، نشان داد اکثریت مخالفان بهطور مشخص حول شاهزاده رضا پهلوی بسیج شدهاند و هرگونه چهره مرتبط با جمهوری اسلامی را رد میکنند.
در چنین فضایی، هر تلاشی برای برجسته کردن فردی مانند قالیباف، حتی بهعنوان یک واسطه یا چهره انتقالی، با مقاومت جدی افکار عمومی مواجه خواهد شد.
این انتخاب چه چیزی را نشان میدهد؟
در مجموع، تمرکز بر قالیباف بیش از آنکه به معنای ارتقای او باشد، نشانهای از تلاش برای آزمودن ساختار قدرت در ایران است.
برای واشینگتن، او نقطهای برای دسترسی به هسته قدرت در شرایطی مبهم است؛ ابزاری برای سنجش فشار، نه لزوما حل آن.
.محمدباقر قالیباف با ۱۲ سال سابقه، رکورددار طولانیترین دوره مدیریت شهرداری تهران است
در مقابل، برای تهران، این موضوع نشان میدهد که ساختار قدرت تا چه حد متمرکز و کنترلشده باقی مانده و چگونه اختیارات در میان شبکههایی توزیع شده که مانع از اقدام مستقل افراد میشود.
در نتیجه، این کانال ذاتا محدود است. ممکن است نشانههایی از تغییر در محاسبات داخلی ارائه دهد، اما قادر به حل محدودیتهای عمیق ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیست.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا قالیباف میتواند کاری انجام دهد، بلکه این است که آیا اساسا در این ساختار، کسی توانایی انجام کاری آن هم حل و فصل مشکل با آمریکا را دارد یا نه.