حمله به ۳۵ مرکز سپاه در غرب ایران؛ جمهوری اسلامی اهدافی در عراق را با پهپاد هدف گرفت
در هفتمین روز از کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موجی از حملات سنگین هوایی علیه ۳۵ مرکز متعلق به سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در نوار غربی ایران اجرا شد. همزمان جمهوری اسلامی، حملاتی پهپادی علیه اهدافی در عراق، بهویژه در اقلیم کردستان، پیاده کرد.
وبسایت خبری یوراکتیو مستقر در بروکسل، جمعه ۱۵ اسفند به نقل از مقامهای امنیتی غربی گزارش داد که در حملات اخیر، ۳۵ پایگاه وابسته به سپاه پاسداران در غرب ایران هدف قرار گرفت و خسارتهای انسانی سنگینی بر جای گذاشت.
به گفته این منابع، از جمله اهداف این حملات مقر سپاه و ستاد بسیج در ایلام، تاسیسات بسیج در شهرهای سرآبباغ (در شهرستان آبدانان)، بدره، درهشهر، دهلران، دلگشا (در شهرستان ملکشاهی)، لومار و چندین روستای اطراف، و همچنین مقر گردان امام حسین در شهر ایلام بوده است.
این حملات، با پاسخ متقابل جمهوری اسلامی همراه شد و بخشهایی از عراق از جمله فرودگاه بصره و اهدافی در اقلیم کردستان هدف حملات پهپادی قرار گرفت.
خبرگزاری فرانسه جمعه ۱۵ اسفند به نقل از یک مقام امنیتی نوشت که یک پهپاد شلیکشده از سوی ایران به ترمینال باربری فرودگاه بصره در جنوب عراق برخورد کرد. او افزود دو پهپاد دیگر تاسیسات یک شرکت آمریکایی در مجتمع نفتی برجسیه را هدف قرار دادند و پهپاد چهارم نیز میدان نفتی رمیله را که شرکت بزرگ انرژی بیپی در آن فعالیت میکند، هدف گرفت.
عراق که سالها میدان نبرد نیابتی میان آمریکا و ایران بود، اعلام کرده است نمیخواهد به جنگی که خاورمیانه را دربر گرفته است کشیده شود، اما با وجود این اظهارات از پیامدهای درگیریهای جاری در امان نمانده است.
سیانان بامداد شنبه ۱۶ اسفند نوشت از زمانی که فاش شد آمریکا در حال مسلح کردن نیروهای کرد ایرانی برای یک تهاجم زمینی احتمالی است، اردوگاههای گروههای کرد مخالف حکومت ایران به هدف دائمی پهپادها و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی بدل شدهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جمعه صدای انفجارهایی در نزدیکی فرودگاه اربیل، پایتخت اقلیم کردستان، شنیده شد.
وزارت منابع طبیعی اقلیم کردستان نیز جمعه اعلام کرد تولید نفت در میدانی که شرکت آمریکایی «اچکیان انرژی» آن را اداره میکند، پس از حملهای که یک روز پیشتر در استان دهوک رخ داد، متوقف شده است.
این وزارتخانه اعلام کرد این حمله از مناطق تحت کنترل دولت مرکزی عراق انجام شده و از بغداد خواست مانع چنین حملاتی به غیرنظامیان، زیرساختهای اقتصادی و بخش نفت و گاز منطقه شمالی شود.
یک منبع امنیتی به رویترز گفت این حمله با دو پهپاد انجام شد.
جمهوری اسلامی جمعه تهدید کرد اگر شبهنظامیان کرد ایرانی اجازه ورود به ایران را پیدا کنند، همه تاسیسات این منطقه را هدف قرار خواهد داد.
چندین منبع از مخالفان روز پنجشنبه به خبرگزاری فرانسه گفتند تاکنون هیچ نیرویی وارد ایران نشده است.
یوراکتیو درباره تازهترین وضعیت گروههای کرد ایرانی نوشت: «شبهنظامیان کرد در حال حاضر در وضعیتی قرار دارند که میتوان آن را نوعی استقرار پیشدستانه در خطوط مقدم توصیف کرد، هرچند برخلاف گزارش برخی رسانهها، هنوز تهاجم زمینی آغاز نشده است.»
این رسانه افزود که با وجود این، حملات سنگین آمریکا و اسرائیل در غرب ایران میتواند نشانهای از اقداماتی برای آمادهسازی میدان نبرد پیش از یک عملیات زمینی احتمالی در حال انجام باشد.
کشته شدن علیاصغر حجازی، از مهمترین چهرههای امنیتی دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در حمله اخیر اسرائیل به تهران، به معنای حذف یکی از کلیدیترین مدیران پشتپرده قدرت در جمهوری اسلامی است؛ فردی که سالها «مغز امنیتی بیت خامنهای» و حلقه اتصال رهبر با دستگاههای امنیتی محسوب میشد.
ارتش اسرائیل جمعه ۱۵ اسفند اعلام کرد حجازی در جریان حمله هوایی به تهران کشته شده است.
او در زمان مرگ، معاون ارشد دفتر رهبر جمهوری اسلامی و از چهرههای کلیدی در تصمیمهای امنیتی محسوب میشد.
این حمله بخشی از سلسله عملیات هدفمند علیه هسته مرکزی رهبری و فرماندهی امنیتی جمهوری اسلامی توصیف شده که پیشتر نیز به کشته شدن علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی انجامیده بود.
ورود به ساختار قدرت پس از انقلاب
این روحانی و سیاستمدار ایرانی در سال ۱۳۲۵ به دنیا آمد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ خیلی زود به حلقه نیروهای نزدیک به حاکمیت جدید پیوست.
در سالهای نخست پس از انقلاب، او در فرآیند موسوم به «پاکسازی ادارات» نقش ایفا کرد؛ روندی که هدف آن حذف کارمندان و مدیرانی بود که از نظر ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی همسو تلقی نمیشدند و بخشی از پروژه تثبیت سیاسی و اعتقادی نظام جدید به شمار میرفت.
با تشکیل وزارت اطلاعات در دهه ۱۳۶۰، حجازی به این نهاد پیوست و در ساختار اطلاعاتی نظام نقش گرفت.
برخی منابع او را در مقطعی معاون امور خارجی/ بینالملل وزارت اطلاعات معرفی میکنند؛ جایگاهی که او را درگیر ساماندهی شبکههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور و هماهنگی با سایر نهادهای امنیتی قرار میداد.
صعود به قلب بیت رهبری
پس از آنکه علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ به رهبری رسید، حجازی به دفتر او منتقل شد و طی سالها به یکی از مهمترین مدیران این دفتر بدل شد.
او در نهایت به سمت معاون ارشد/ قائممقام دفتر رهبر و مسئول امور سیاسی امنیتی ارتقا یافت؛ جایگاهی که در اسناد تحریمی اتحادیه اروپا و آمریکا از آن با عناوینی مانند «معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبری»، «رییس امنیت دفتر رهبر» و «مشاور اطلاعاتی رهبر جمهوری اسلامی» یاد شده است.
در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، دفتر رهبر یکی از اصلیترین مراکز هماهنگی میان نهادهای امنیتی و سیاسی است و بخش مهمی از تصمیمسازی پشت درهای بسته در این دفتر انجام میشود.
حجازی در این ساختار نقش محوری در هماهنگسازی میان سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، بسیج و سایر دستگاههای امنیتی داشت و بهعنوان کسی شناخته میشد که تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی را به دستورالعملهای عملیاتی برای نیروهای امنیتی ترجمه میکرد.
به این ترتیب، در تقسیم کار درون بیت، در حالی که چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی اداره بخشهای علنیتر و اداری دفتر را بر عهده داشتند، مدیریت حوزههای غیرعلنی، امنیتی و اطلاعاتی عملا در اختیار حجازی بود؛ نقشی که باعث شد بسیاری از تحلیلگران از او بهعنوان «مرد سایهها در بیت رهبری» یاد کنند.
«رابط سرکوب»: نقش در شبکه امنیتی و اعتراضات
حجازی یکی از قدرتمندترین مقامهای غیرانتخابی جمهوری اسلامی بود و در بسیاری از ارزیابیهای تحلیلی، یکی از «معماران اصلی سرکوب» در دوره خامنهای محسوب میشد.
او در جلسات مهم امنیتی حضور داشت و به گفته منابع مختلف، در تصمیمگیریهای حساس امنیتی در کنار رهبر جمهوری اسلامی نقش مستقیم ایفا میکرد.
گزارشهای حقوق بشری او را چهرهای کلیدی در انتقال «دستورات خامنهای» به سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی در جریان سرکوب اعتراضات بزرگ معرفی کردهاند؛ از جمله اعتراضات پس از انتخابات بحثبرانگیز ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸.
سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ دستکم به کشته شدن دهها نفر، زخمی شدن هزاران نفر و مرگ تعدادی از بازداشتشدگان زیر شکنجه انجامید؛ در دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز صدها معترض در شهرهای مختلف کشته شدند.
در پروندههای حقوق بشری، حجازی بهعنوان معاون سیاسی-امنیتی دفتر رهبر، مسئول «برنامهریزی و هماهنگی سرکوب» توصیف شده است؛ کسی که هم در طراحی کلی سیاست سرکوب و هم در مدیریت عملیاتی، از طریق ابلاغ دستور، پیگیری اجرا و دریافت گزارش از دستگاههای امنیتی، نقش محوری داشته است.
تحریمهای بینالمللی و تصویر بیرونی
به دلیل همین نقش در سرکوب داخلی، نام حجازی در فهرست تحریمهای حقوقبشری اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفت.
اتحادیه اروپا در فروردین ۱۳۹۱/مارس ۲۰۱۲ او را بهدلیل مشارکت در «نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان» در ایران به فهرست تحریم افزود.
بر اساس بیانیه شورا، او از طراحان سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ معرفی شد و ورودش به کشورهای عضو اتحادیه و دسترسیاش به داراییهای احتمالی در اروپا ممنوع شد.
در سال ۲۰۱۳، وزارت خزانهداری آمریکا نیز او را با نامهای مختلف از جمله Asghar Mir-Hejazi و Ali Asghar Hejazi در فهرست تحریمهای حقوقبشری قرار داد؛ این تحریمها شامل مسدود شدن داراییها و ممنوعیت معامله اشخاص و نهادهای آمریکایی با او بود.
در اسناد آمریکا، حجازی بهعنوان «معاون رییس دفتر رهبر» و یکی از افراد «حلقه نزدیک خامنهای» معرفی شده که در تمام مباحث مربوط به امور نظامی و سیاست خارجی مشارکت دارد و به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات «حمایت مادی» ارائه میکند.
این تصویر باعث شد در بسیاری از گزارشهای تحلیلی غربی، حجازی در کنار چند چهره محدود دیگر، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مسئولان اطلاعاتی ایران و عنصر کلیدی در حفظ انسجام هسته سخت قدرت توصیف شود.
حتی گزارشهایی منتشر شد که از تماسهای محرمانه او با مقامهای روسیه برای مهیا کردن راه خروج احتمالی از ایران در صورت تشدید بحران حکایت داشت؛ نشانهای از درک شکنندگی موقعیت رژیم در بالاترین سطوح.
نقش حجازی در پرونده هستهای و برجام
با وجود آنکه حجازی هیچگاه عضو رسمی تیم مذاکرهکننده هستهای ایران نبود، بسیاری از تحلیلگران و گزارشهای پژوهشی او را یکی از چهرههای مهم در مدیریت امنیتی و سیاسی مذاکرات هستهای و توافق برجام میدانند.
نقش او در این پرونده بیشتر در سطح هماهنگی درونحاکمیتی و انتقال تصمیمهای رهبر جمهوری اسلامی به نهادهای امنیتی و سیاسی تعریف میشد.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، تصمیمهای کلان در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، بهویژه پرونده هستهای، در نهایت تحت نظر علی خامنهای گرفته میشد.
دفتر رهبر و حلقه نزدیکان او نقش مهمی در انتقال این تصمیمها به نهادهای اجرایی دارند. حجازی یکی از مهمترین افراد این حلقه محسوب میشد.
در دوره مذاکرات هستهای که به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ انجامید، حجازی بهعنوان یکی از مقامهای ارشد دفتر رهبر در جلسات و رایزنیهای مرتبط با سیاستهای امنیتی و راهبردی حضور داشت.
نقش او شامل چند محور اصلی بود: انتقال دیدگاهها و خطوط قرمز رهبر جمهوری اسلامی به شورای عالی امنیت ملی، هماهنگی میان دفتر رهبر و نهادهای امنیتی مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، مدیریت نگرانیهای امنیتی درباره پیامدهای توافق هستهای، گزارشدهی به رهبر درباره روند مذاکرات.
یکی از مهمترین چالشهای مذاکرات هستهای، شکاف میان جناحهای مختلف جمهوری اسلامی بود. بخشهایی از سپاه پاسداران و جریانهای اصولگرا با توافق هستهای مخالف بودند و نسبت به پیامدهای آن برای ساختار قدرت جمهوری اسلامی تردید داشتند.
در این شرایط، دفتر رهبر تلاش میکرد میان این جریانها تعادل ایجاد کند. گزارشها نشان میدهد حجازی بهعنوان یکی از مدیران امنیتی در مدیریت این تنشهای داخلی نقش داشت.
او در انتقال پیامهای اطمینانبخش به نهادهای امنیتی و نظامی درباره کنترل روند مذاکرات نقش ایفا میکرد؛ نقشی که به حفظ انسجام درون ساختار قدرت در طول مذاکرات کمک کرد.
از این منظر، نقش او در پرونده برجام نه بهعنوان مذاکرهکننده، بلکه بهعنوان مدیر امنیتی و هماهنگکننده درون ساختار قدرت تعریف میشد؛ نقشی که اهمیت آن در نظام سیاسی ایران، که تصمیمهای کلان در حلقهای محدود از افراد گرفته میشود، قابل توجه بود.
حذف یک چهره کلیدی پشتپرده
کشته شدن حجازی، در کنار حذف چند مقام ارشد دیگر، بخشی از راهبرد «حملات هدفمند علیه ساختار رهبری و امنیتی ایران» ارزیابی میشود؛ راهبردی که هدف آن، ضربه زدن به اتاق فرماندهی و شبکه هماهنگی امنیتی جمهوری اسلامی است.
اهمیت حذف او بهطور خاص در این است که حجازی یکی از حلقههای اصلی ارتباط میان رهبر جمهوری اسلامی و دستگاههای امنیتی کشور بود؛ فردی که بسیاری از تصمیمهای امنیتی نظام از طریق او به سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و دیگر نهادها منتقل و پیگیری میشد.
طی بیش از سه دهه حضور در بیت رهبری، حجازی به یکی از مهمترین مدیران پشتپرده جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ چهرهای کمحضور در رسانهها که اما در مرکز شبکه قدرت امنیتی نظام قرار داشت و بدون رای مردم، در حساسترین تصمیمهای سیاسی و امنیتی کشور مشارکت میکرد.
کشته شدن او نهتنها پایان زندگی یکی از پرنفوذترین مدیران امنیتی جمهوری اسلامی است، بلکه از نگاه بسیاری از تحلیلگران به معنای حذف یکی از مهمترین طراحان امنیتی و هماهنگکنندگان دستگاه سرکوب در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است.
بر اساس پیامهای رسیده از برخی سربازان وظیفه به ایراناینترنشنال، پس از کشته شدن علی خامنهای و دهها مقام ارشد نظامی، شماری از فرماندهان نظامی پادگانها را ترک کردهاند و در غیاب آنها، سربازان در شرایطی خطرناک و زیر بمباران، مجبور به حضور در پستهای نگهبانی شدهاند.
شماری از سربازان یک پادگان در استان لرستان جمعه ۱۵ اسفند از وضعیت نامشخص فرماندهی خود و همچنین نگرانیهای امنیتی پس از تحولات اخیر خبر دادند.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که پس از کشته شدن دیکتاتور ایران، فضای سردرگمی و شکاف در ساختار فرماندهی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به وجود آمده است.
یک سرباز در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بسیاری از فرماندهان برای در امان ماندن از حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل محل خدمت خود را ترک کردهاند و سربازان بدون پشتیبانی در پادگانها باقی ماندهاند.
او افزود نگرانی از بمباران سبب شده برخی سربازان شبها در خارج از پادگان و در بیابانها استراحت کنند.
او همچنین از بیتوجهی به وضعیت نیروهای عادی نظامی انتقاد کرد و خواستار رسیدگی به شرایط دشوار آنها شد.
علی خامنهای ۹ اسفند در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا کشته شد.
عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، نیز در میان مقامهای بلندپایهای بودند که در جریان حملات ۹ اسفند جان خود را از دست دادند.
۱۵ اسفند نیز علیاصغر حجازی، قائممقام دفتر علی خامنهای و از امنیتیترین چهرههای بیت رهبری، در حمله اسرائیل کشته شد.
به نظر میرسد حذف شماری از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی به نوعی سردرگمی راهبردی عمیق در سطوح میانی و پایینتر ساختار نظامی انجامیده است؛ وضعیتی که میتواند به اقدامهای پراکنده و بدون هماهنگی کامل در میدان منجر شود.
ناظران معتقدند در چنین شرایطی برخی نیروها عملا به شکل «آتش به اختیار» عمل میکنند.
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ۱۴ اسفند در گفتوگو با همتایان خود در کشورهای عربی منطقه اعلام کرد احتمال میرود جنگ با جمهوری اسلامی چند هفته دیگر به درازا بینجامد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۱۵ اسفند تاکید کرد تنها شکل توافق با جمهوری اسلامی، «تسلیم بیقید و شرط» حکومت ایران خواهد بود.
کانال ۱۲ اسرائیل ۱۵ اسفند از نابودی حدود ۷۵ درصد از توان موشکی حکومت ایران خبر داد.
این رسانه افزود آمریکا و اسرائیل «برنامه کاملی» برای سرنگونی جمهوری اسلامی دارند، اما تصمیم نهایی در این خصوص بر عهده ملت ایران است.
روزنامه واشینگتنپست به نقل از منابع آگاه گزارش داد روسیه در حال ارائه کمک اطلاعاتی به جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی است. این دادهها شامل اطلاعاتی درباره محل استقرار ناوهای جنگی و هواپیماهای نظامی آمریکا در خاورمیانه میشود.
بر اساس این گزارش که جمعه ۱۵ اسفند منتشر شد روسیه، یکی از بزرگترین رقبای آمریکا، بهطور غیرمستقیم در مناقشه کنونی نقشآفرینی میکند.
واشینگتنپست به نقل از سه مقام آگاه نوشت از زمان آغاز درگیریها در ۹ اسفند، روسیه موقعیت داراییهای نظامی آمریکا از جمله ناوهای جنگی و هواپیماها را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است.
یکی از این منابع گفت به نظر میرسد اقدامات روسیه بخشی از کارزاری «نسبتا گسترده» است.
این سه منبع خواستند بهدلیل حساسیت موضوع هویتشان مخفی بماند.
جمهوری اسلامی از زمان آغاز مناقشه کنونی دستکم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است؛ حملاتی که تهران اغلب آنها را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها توجیه میکند.
امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان، اسرائیل و قبرس از جمله این کشورها هستند.
تاکنون شش سرباز آمریکایی در حملات جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادهاند.
واشینگتنپست در ادامه نوشت با گذشت یک هفته از آغاز جنگ، توان اطلاعاتی حکومت ایران برای شناسایی موقعیت نیروهای آمریکایی در منطقه تضعیف شده و کمک روسیه در این شرایط حائز اهمیت است.
با این حال، ابعاد دقیق همکاری اطلاعاتی مسکو و تهران علیه نظامیان آمریکایی کاملا روشن نیست. پنتاگون، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و کرملین تاکنون در این خصوص موضعگیری نکردهاند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، بدون اشاره به گمانهزنیها درباره کمک مسکو به تهران گفت: «رژیم ایران بهشدت در حال ضربه خوردن است. توان پاسخ موشکهای بالستیک آن هر روز کمتر میشود، نیروی دریاییاش در حال نابودی است، ظرفیت تولیدیاش در حال تخریب است و نیروهای نیابتی آن هم تقریبا مقاومت قابل توجهی نشان نمیدهند.»
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پیشتر در واکنش به پرسشی درباره اینکه چه پیامی برای چین و روسیه دارد، گفته بود پیامی برای آنها ندارد و تاکید کرده بود مسکو و پکن در این مناقشه «عامل تعیینکنندهای» به شمار نمیروند.
واشینگتنپست به نقل از منابع آگاه افزود با وجود روابط نزدیک پکن و تهران، تاکنون نشانهای از کمک نظامی چین به امور «دفاعی» جمهوری اسلامی در جنگ اخیر دیده نمیشود.
روسیه حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی را «اقدام تجاوزکارانه نظامی» خوانده و خواستار خاتمه جنگ شده است. چین نیز از ادامه تلاشهای خود برای میانجیگری در این بحران خبر داده و تاکید کرده درگیریها باید فورا متوقف شوند.
واشینگتنپست به نقل از تحلیلگران نوشت کمک اطلاعاتی مسکو به تهران با الگوی حملات جمهوری اسلامی علیه نیروهای آمریکایی همخوانی دارد.
این عملیات زیرساختهای فرماندهی و کنترل، رادارها و حتی سازههای موقت را هدف قرار دادهاند؛ از جمله حمله به سازهای در کویت که به کشته شدن شش نظامی آمریکایی انجامید.
در روزهای اخیر همچنین به سایت سازمان سیا در سفارت آمریکا در ریاض حمله شده است.
دارا ماسیکوت، کارشناس امور نظامی روسیه در موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت حکومت ایران «بهشکل بسیار دقیق رادارهای هشدار اولیه یا رادارهای فراافق را هدف قرار میدهد. این حملات بهصورت کاملا هدفمند انجام میشوند و تمرکز آنها بر سامانههای فرماندهی و کنترل است».
او افزود جمهوری اسلامی تنها تعداد محدودی ماهواره نظامی در اختیار دارد و از یک منظومه ماهوارهای مستقل برخوردار نیست.
از این رو، تصاویر و دادههایی که از توانمندیهای پیشرفته فضایی روسیه به جمهوری اسلامی میرسد، ارزش بالایی دارد؛ بهویژه اینکه کرملین پس از سالها جنگ در اوکراین تجربه قابل توجهی در زمینه هدفگیری دقیق به دست آورده است.
در پی تشدید حملات علیه جمهوری اسلامی و افزایش تنشها در خلیج فارس، بازار جهانی انرژی با پیامدهای تازهای روبهرو شده است؛ به گونهای که تقاضا برای نفت و گاز روسیه افزایش یافته و در سوی دیگر، قطر نسبت به احتمال جهش قیمت نفت هشدار داده است.
هرچند صادرات انرژی روسیه در سالهای اخیر تحت تاثیر تحریمهای مرتبط با جنگ اوکراین کاهش یافته بود، کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی موجب شد تقاضا برای نفت و گاز روسیه به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، جمعه ۱۵ اسفند در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «بهدنبال جنگ در ایران، تقاضا برای منابع انرژی روسیه به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.»
او تاکید کرد مسکو همچنان «یک تامینکننده قابل اعتماد» برای نفت و گاز، از جمله گاز طبیعی مایع، باقی میماند.
خبرگزاری رویترز ۱۵ اسفند نوشت جنگ علیه جمهوری اسلامی و حملات متقابل حکومت ایران سبب شده تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین گذرگاههای کشتیرانی جهان به شمار میآید، تقریبا بسته شود.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۴ اسفند با صدور معافیتی ۳۰ روزه به هند اجازه داد محمولههای نفتی روسیه را که در حال حاضر در دریا متوقف ماندهاند، خریداری کند.
این تصمیم در حالی گرفته شد که آمریکا در ماههای گذشته فشار قابل توجهی بر دهلینو وارد کرده بود تا از خرید نفت روسیه صرفنظر کند.
پسکوف از اعلام حجم احتمالی محمولههای نفتی که ممکن است در چارچوب این معافیت به هند ارسال شود، خودداری کرد.
ایگور یوشکوف، تحلیلگر شاغل در یکی از دانشگاههای دولتی روسیه، در همین رابطه به رویترز گفت: «درگیری در تنگه هرمز شرایط مساعدی برای افزایش درآمدهای روسیه از محل صادرات انرژی ایجاد میکند.»
روسیه اسفند ۱۴۰۰ عملیات نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
از آن زمان، کشورهای غربی مجموعهای از تحریمها را علیه مسکو اعمال کردند و برای کاهش وابستگی خود به نفت و گاز روسیه که ستون اصلی اقتصاد این کشور به شمار میرود، اقداماتی را در دستور کار قرار دادند.
هشدار قطر درباره احتمال افزایش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار در هر بشکه
قطر هشدار داد در صورت ادامه مناقشه کنونی در هفتههای آینده، صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس متوقف خواهد شد.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، ۱۵ اسفند در مصاحبه با روزنامه فایننشالتایمز گفت چنین وضعیتی میتواند «اقتصادهای جهان را زمینگیر کند» و ممکن است همه صادرکنندگان انرژی در خلیج فارس ناچار شوند ظرف چند هفته آینده، تولید خود را متوقف کنند.
او همچنین از احتمال افزایش قیمت نفت تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه خبر داد.
کعبی افزود حتی اگر جنگ همین لحظه پایان یابد، بازگشت قطر به چرخه عادی تحویل محمولهها پس از حمله پهپادی جمهوری اسلامی به بزرگترین تاسیسات گاز طبیعی مایع این کشور، «چند هفته تا چند ماه» زمان خواهد برد.
قطر که دومین تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در جهان است، پس از حمله اخیر حکومت ایران به تاسیسات راس لفان، ناچار شد «وضعیت فورس ماژور» اعلام کند.
«وضعیت فورس ماژور» بدان معناست که وقوع رویدادی خارج از کنترل، مانند جنگ یا حمله، اجرای تعهدات قراردادی را موقتا ناممکن میکند و طرف قرارداد از مسئولیت حقوقی تاخیر یا عدم انجام تعهد معاف میشود.
تد کروز، سناتور ارشد جمهوریخواه، به ایراناینترنشنال گفت که هدف کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل حذف جمهوری اسلامی از قدرت و کاهش توانایی تهران برای ترور یا آسیب رساندن به همسایگانش است.
کروز با تاکید بر اینکه حملات، تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی را تضعیف و قدرت این کشور برای اعمال نفوذ نظامی در خارج از مرزهایش را محدود کرده است، گفت: «صرفا تضعیف بخشی از زرادخانه آنها کافی نیست.»
سناتور تد کروز در پاسخ به این پرسش ایراناینترنشنال که آیا پیروزی به معنای تغییر رژیم خواهد بود، گفت: «بله، من معتقدم این رژیم باید از قدرت کنار گذاشته شود. چنین اقدامی هم به نفع امنیت ملی آمریکا است و هم از ایرانیانی که در پی آزادی هستند حمایت میکند.»
او با اشاره به اینکه ایالات متحده و اسرائیل در روزهای اخیر بهصورت هماهنگ عمل کردهاند، گفت: «ما شاهد بودهایم که ایالات متحده دست در دست اسرائیل، اول علی خامنهای، دوم رهبران ارشد نظامی رژیم را، و سوم درصد بزرگی از ذخایر موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی را نابود کرده است.»
کروز افزود: «ما بهطور پیوسته دیدهایم که توانایی رژیم برای اعمال قدرت، برای ترساندن مردم ایران، برای کشتن همسایگانش و برای کشتن آمریکاییها، به شکل چشمگیری کاهش یافته است.»
دولت ترامپ اعلام کرده است که ممکن است کارزار علیه جمهوری اسلامی شدت بیشتری بگیرد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، این هفته گفت ایالات متحده «تازه جنگ را آغاز کرده است».
در سوی مقابل سپاه پاسداران هشدار داده حملات در سراسر منطقه تشدید خواهد شد.
کروز در گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال گفت که برکنار کردن حکومت حاکم بر ایران هم به نفع امنیت ملی آمریکا است و هم با آرزوهای ایرانیانی که زیر حکومت استبدادی زندگی میکنند همسوست.
او گفت: «کنار گذاشتن حکومتی که به دنبال کشتن آمریکاییهاست بهطور قاطع به نفع آمریکاست»،
کروز افزود: «این اقدام همچنین بهطور قاطع به نفع مردم ایران است که ۴۷ سال تحت استبداد و سرکوب رنج کشیدهاند. من معتقدم ما در آستانه آزادی هستیم.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۱۲ بهمن اعلام کرد که در خونینترین و بزرگترین کشتار اعتراضات خیابانی در تاریخ، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی بهدست جمهوری اسلامی کشته شدند.
تد کروز همچنین با اشاره به حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه گفت که این حملات در سراسر منطقه در واقع نتیجه معکوس دارد و باعث تقویت مخالفتها با این رژیم میشود.
کروز گفت: «جمهوری اسلامی کار بزرگی در ایجاد یک ائتلاف علیه خود انجام میدهد.»
او افزود: «اگر به راهبرد نظامی آنها نگاه کنید، به نظر میرسد راهبردشان این است که تا حد امکان افراد بیشتری را در کشورهای بیشتری به قتل برسانند.»
جمهوری اسلامی در روزهای اخیر دستکم به ۱۲ کشور منطقه حملات موشکی و پهپادی انجام داده است. برخی از این حملات و همچنین اصابت بقایای موشکها به مناطق مسکونی نشان میدهد که این درگیری فراتر از اهداف نظامی رفته و غیرنظامیان در سراسر منطقه را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
کروز همچنین درباره گمانهزنیها درباره احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایراناینترنشنال گفت انتظار یک حمله شبیه جنگ عراق را ندارد، اما اقدام زمینی محدود را رد نکرد.
او گفت: «آنچه قرار نیست ببینیم حضور طولانیمدت نیروهای آمریکایی در زمین است. ما شاهد تکرار آنچه در جنگ عراق رخ داد نخواهیم بود. چنین گزینهای روی میز نیست.»
کروز افزود: «رییسجمهوری بهصراحت گفته که امکان برخی درگیریهای محدود زمینی را رد نمیکند. میتوانم تصور کنم ممکن است رییسجمهوری دستور نوعی درگیری زمینی محدود را بدهد، اما انتظار دارم بخش عمده عملیات آمریکا در در هوا و از طریق بمبها، موشکها و ابزارهای دیگر باشد.»
مساله رهبری در ایران
پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، مساله رهبری در ایران اهمیت فوری پیدا کرده است.
منابع آگاه پیشتر به ایراناینترنشنال گفتند که مجلس خبرگان رهبری تحت فشار سپاه پاسداران مجتبی خامنهای، پسر رهبر پیشین، را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی انتخاب کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا مخالفت شدید خود را با به قدرت رسیدن مجتبی خامنهای ابراز کرده است.
ترامپ گفت: «پسر خامنهای فرد کم اهمیتی است. من باید شخصا در تعیین رهبر آینده ایران دخالت داشته باشم، مثل ماجرای دلسی رودریگز در ونزوئلا.»
او افزود: «ما کسی را میخواهیم که برای ایران هماهنگی و صلح بیاورد.»
سناتور تد کروز نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره اینکه چه کسی باید رهبری ایران را در آینده بر عهده بگیرد، گفت او درباره افراد مشخص گمانهزنی نمیکند، اما چند گزینه احتمالی وجود دارد.
کروز گفت: «ببینید، من نمیدانم. مدعیان مختلفی وجود دارند و فکر میکنم این تصمیمی است که مردم ایران باید بگیرند.»
او گفت معتقد است در نهایت نظام حاکم کنونی در ایران باید با رهبر و حکومتی که از سوی مردم ایران انتخاب میشود جایگزین شود.
او گفت: «بله، من معتقدم این رژیم باید از قدرت کنار گذاشته شود. چیزی که دوست دارم ببینم یک انتخابات آزاد و عادلانه است؛ بگذارید مردم ایران رهبران خود را انتخاب کنند.»
پیام به مردم ایران
کروز همچنین درباره ارتباط شخصی خود با افرادی که تحت حکومتهای اقتدارگرا زندگی کردهاند صحبت کرد.
او گفت: «پدرم در کوبا به دنیا آمد و بزرگ شد. پدرم در انقلاب کوبا جنگید. پدرم در کوبا زندانی و شکنجه شد. خانواده من رنجی را که مردم ایران تجربه کردهاند میشناسد.»
او در پایان گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال خطاب به مردم ایران که علیه جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، گفت: «پیام من به مردم ایران این است که شجاعت شما الهامبخش است. شما در آستانه بازپسگیری کشور خود، بازپسگیری آیندهتان و حرکت به سوی دوران شکوفایی قرار دارید.»