جمهوری اسلامی در اوج بحران؛ چرا روسیه و چین تنها نظارهگر ماندهاند؟
خبرگزاری رویترز نوشت در پی کشته شدن علی خامنهای و تداوم حملات بیوقفه آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی تا حد زیادی منزوی شده است و چین و روسیه که از مهمترین شرکای تهران به شمار میروند، در واکنش به این تحولات تنها به محکومیتهای دیپلماتیک و ابراز نگرانی بسنده کردهاند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی شده، به بیثباتی بازارهای جهانی انجامیده و اقتصادهای بزرگ را وادار کرده است برای مدیریت بحران کنونی، دست به اقدامات فوری بزنند.
به گفته تحلیلگران، خویشتنداری روسیه و چین از یک محاسبه واقعگرایانه ناشی میشود: مداخله در تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هزینههای سنگین، دستاوردهای محدود و ریسکهای غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
به نظر میرسد پکن و مسکو آمادگی پذیرش چنین هزینهها و خطرهایی را ندارند.
آنا بورشچفسکایا، کارشناس مسائل روسیه در موسسه واشینگتن، در همین رابطه به رویترز گفت: «پوتین اولویتهای دیگری دارد و مهمترین آنها اوکراین است. برای روسیه بسیار غیرعاقلانه خواهد بود که وارد یک رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده شود.»
یک منبع ارشد روسی نیز گفت: «تشدید تنشها در ایران و خلیج فارس همین حالا هم توجهها را از جنگ اوکراین منحرف کرده؛ این یک واقعیت است. باقی حرفها صرفا واکنشهای احساسی درباره یک "متحد سقوطکرده" است.»
رویترز گزارش داد چین و روسیه در سالهای گذشته برای تقویت توان نظامی به جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
این حمایتها شامل تامین موشک، سامانههای پدافند هوایی و فناوریهایی بوده که با هدف تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی و افزایش هزینه هرگونه حمله به ایران طراحی شدهاند.
با این حال، به نظر میرسد دامنه این حمایتها اکنون به سقف خود رسیده باشد.
چرا روسیه و چین تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کردهاند؟
چین طی سالهای گذشته تلاش کرده جایگاه خود را در تحولات دیپلماتیک خاورمیانه تقویت کند، در حالی که روسیه ایران را بهعنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدغربی خود مطرح کرده است.
با این حال، هنگامی که تنشها بالا گرفت، هر دو قدرت با محدودیتهایی روبهرو بودند؛ چین بهدلیل وابستگیاش به انرژی و تجارت با کشورهای خلیج فارس و همچنین تمرکز امنیتیاش بر آسیا، و روسیه بهدلیل جنگ فرسایشی در اوکراین که توان آن را برای حمایت از شرکایش کاهش داده و در عین حال نیازش را به حفظ روابط با کشورهای نفتخیز خلیج فارس بیشتر کرده است.
در نتیجه یک تناقض آشکار شکل گرفته است: ایران همچنان برای هر دو کشور از نظر راهبردی اهمیت دارد، اما این اهمیت آنقدر نیست که برای دفاع از جمهوری اسلامی وارد رویارویی با آمریکا و اسرائیل شوند.
بورشچفسکایا گفت اگر روسیه بهطور مستقیم جمهوری اسلامی را زیر چتر حمایتی خود میگرفت، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را از خود دور میکرد؛ موضوعی که پوتین تمایلی به آن ندارد.
واکنش محتاطانه پکن نیز بازتاب یک راهبرد قدیمی است: پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی الزامآور در مناطقی که خارج از حوزه منافع اصلی چین قرار دارند.
تمرکز چین بر تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات
رویترز نوشت برخلاف آمریکا که اتحادهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته است، چین ترجیح میدهد روابط خود را بر اساس تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات بنا کند.
اوان فایگنباوم، عضو موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت این نوع شراکتها عمدا طوری طراحی شدهاند که چین را از کشیده شدن به درگیریهای نظامی دور نگه دارند.
هنری توگندهات، عضو موسسه واشینگتن، نیز تاکید کرد حتی اگر چین بخواهد نقش فعالتری ایفا کند، حاضر نیست توجه راهبردی یا داراییهای نظامی خود را از مسائل امنیتی اصلی منحرف کند. به گفته او، اولویتهای پکن در مقطع کنونی تایوان، دریای چین جنوبی و تهدیداتی است که از سوی آمریکا و ژاپن متوجه آن میشود.
این بحران حتی میتواند برای چین فرصتهایی ایجاد کند. پکن بدون آنکه مستقیما وارد منازعه شود، شاهد آن است که نیروهای آمریکا در منطقهای دور از شرق آسیا درگیر شدهاند و بخشی از توان و ذخایر نظامی واشینگتن در این میدان مصرف میشود.
همزمان، بحران خاورمیانه برای چین این امکان را فراهم میآورد تا عملکرد، تواناییها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا را بهطور مستقیم رصد کند. این اطلاعات میتواند در ارزیابیهای راهبردی پکن درباره سناریوهای احتمالی مرتبط با تایوان نقش مهمی داشته باشد.
با این حال، آسیبپذیری اصلی چین همچنان جریان انرژی از تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۴۵ درصد واردات نفت این کشور از آن عبور میکند.
کارشناسان میگویند پکن با ایجاد ذخایر راهبردی و نگهداری حجم قابل توجهی از نفت ایران در نفتکشها یا مخازن ذخیره، تا حدی این خطر را مدیریت کرده است.
روسیه چه نفعی از مناقشه کنونی میبرد؟
روسیه نیز از تحولات جاری بینصیب نمیماند. افزایش قیمت نفت میتواند به تقویت اقتصاد این کشور در زمان جنگ کمک کند و همزمان درگیری دولت آمریکا در بحران خاورمیانه باعث میشود واشینگتن زمان و تمرکز کمتری برای پرونده اوکراین داشته باشد.
به گفته بورشچفسکایا، مسکو از سقوط حکومت ایران سودی نمیبرد، اما در عین حال سرنوشت خود را هم به بقای نظام در تهران گره نزده است.
به همین دلیل، مسکو میتواند در آینده با هر حکومتی که در ایران روی کار بیاید رابطه برقرار کند، حتی اگر آن حکومت به واشینگتن نزدیک باشد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.