پدرام احمدی، شهروند بهائی ساکن شهرکرد بازداشت شد

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پدرام احمدی، شهروند بهائی ساکن شهرکرد، با یورش ماموران امنیتی به منزل پدرش بازداشت شد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پدرام احمدی، شهروند بهائی ساکن شهرکرد، با یورش ماموران امنیتی به منزل پدرش بازداشت شد.
در جریان این یورش، ماموران با ورود خشونتآمیز به منازل طهمورث احمدی و همچنین نبیالله موقن، دیگر شهروند اهل شهرکرد، خانههای آنان را تفتیش و مقادیر زیادی از اموال شخصی از جمله طلا، نقره، کتابها و لوازم الکترونیکی را ضبط کردند. در منزل طهمورث احمدی، گاو صندوق نیز تخریب شده است.
روز سهشنبه، ۲۱ بهمن، ماموران امنیتی به منزل شخصی پدرام احمدی نیز مراجعه و پس از تفتیش، تعداد زیادی از وسایل شخصی او را ضبط کردند.

محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، گفت که تعدادی از پرستاران در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شدهاند اما عدد دقیقی در این زمینه وجود ندارد. او تاکید کرد کسانی که باید در حمایت از پرستاران بازداشتشده اقدام کنند، خود را کنار کشیدهاند و پیگیری مشخصی در این مورد انجام نشده است.
شریفی مقدم سهشنبه ۲۱ بهمن گفت: «پرستارانی در اصفهان، تهران و برخی دیگر از شهرها بازداشت شدهاند.»
به گفته او، علاوه بر بازداشتها در ۱۸ و ۱۹ دی، در روزهای بعد هم پرستارانی بازداشت شدهاند: «مثلا هفته گذشته یک پرستار شاغل در مرکز پرستاری در منزل را بازداشت کردهاند.»
شریفی مقدم تاکید کرد: «کسانی که باید در حمایت از این افراد اقدام کنند، خود را کنار کشیدهاند و پیگیری مشخصی در خصوص وضعیت پرستاران بازداشتی صورت نگرفته است.»
پیش از این و در پی انتشار آمارهای ضد و نقیض درباره بازداشت اعضای کادر بهداشت و درمان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، رییس سازمان نظام پزشکی کشور، بازداشت بیش از ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمان را تایید کرد.
محمد رییسزاده، شنبه ۱۸ بهمن در گفتوگو با روزنامه اعتماد، گفت از آن جا که برخی از این ۵۰ نفر پزشک نیستند و از خانوادههای دیگر جامعه پزشکی و پیراپزشکی مثل پرستاری هستند، نظام پزشکی مسئولیتی در قبال آنها بر عهده ندارد.
او افزود: «تعداد افرادی که ما ابتدا به آن رسیدیم ۳۳ نفر بود که اطلاعرسانی درباره آنها شده بود؛ افرادی که ممکن بود یک ساعت بازداشت بوده باشند. بعد از بررسیها تعداد افرادی که بازداشت بودند دستکم به ۲۳ نفر رسید و با توجه به آزادیهایی که در چند روز گذشته داشتیم این عدد به کمتر از ۱۷ نفر کاهش یافت.»
این آمار حکومتی در شرایطی اعلام شده است که اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد دستکم ۳۰ نفر از کادر درمان در بازداشت هستند. از جمله علی فاخر و صابر دهقان، دو پزشکی که در روزهای گذشته از سوی ماموران امنیتی در ایران بازداشت شدند.
بنا بر اطلاعات رسیده، نسترن، همسر علی فاخر، و دختر او نیز بازداشت شدهاند.
پیشتر بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا با انتشار نامهای سرگشاده، پیگرد و مجازات کادر پزشکی در ایران بهدلیل مداوای معترضان مجروح را محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه تاکید کردند: «بیطرفی پزشکی امر سیاسی نیست بلکه تعهدی حرفهای و اخلاقی است.»
آنان مجازات درمانگران بهخاطر نجات جان انسانها را «حملهای به بنیانهای پزشکی» دانستند.

شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابانها که سرنوشت بسیاری از خانوادهها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموریراد، پسر ۱۹ سالهاش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
آرمین تیموریراد برای آیندهای تازه آماده میشد. او جوان ۱۹ سالهای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمنماه دانشگاه را آغاز کند.
نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف میکنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.
به خانوادهاش میگفت: «آنها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»
او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموریراد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین میگفت: «فرق من با بقیه جوانها چیست؟»
امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف میکنند.
امیر تیموریراد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او بهعنوان «پدری بینظیر» یاد میکنند.

روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد
۱۹ دی، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زنعمو، به سوی خانه عمه میرفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.
امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمههایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلولههای بیشتر جلوگیری کند.
به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آنها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضربوشتم قرار دادند و به آنها فحاشی کردند.
گلولههایی که راه نجات را هم بستند
در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.
گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.
از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلولهای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمههایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیقتر است.
پیکر امید و امیر، ۲۲ دی و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.
فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید
آمار دقیقی از شمار کشتهشدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارشهای متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.
محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت که در ۱۸ دی، بهدلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.
این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.

شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگویی با هیو هیوئیت، روزنامهنگار آمریکایی، تاکید کرد که مردم ایران با یک نیروی اشغالگر می جنگند که کشور را به گروگان گرفته، حکومتی که در یک نبرد غیرمنصفانه شهروندان غیرمسلح را که خواهان آزادی و رهایی از استبداد هستند با سلاح جنگی به گلوله میبندد.
او در این گفتوگو که دوشنبه ۲۰ بهمن منتشر شد، افزود در ایران یک نسلکشی در جریان است و تنها چیزی که میتواند میدان را برای ایرانیان شجاعی که برای رهایی خود میجنگند برابر کند، کمک لازم در این مقطع برای خنثیسازی ابزارهایی است که حکومت علیه شهروندان خودش به کار گرفته است. یعنی هدف قرار دادن دستگاه اصلی سرکوب حکومت که شامل سپاه پاسداران و سایر عناصر مرتبط با آن است.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به جنایت جمهوری اسلامی در کشتار مردم ایران گفت براساس آخرین برآوردها شمار جانباختگان بین ۳۶ هزار و ۵۰۰ تا حدود ۴۰ هزار نفر متغیر است، اما ممکن است بیشتر از این هم باشد چون بازداشتها همچنان ادامه دارد. مردم را در بیمارستانها میکشند. مجروحان را روی تختهایشان میکشند. پزشکان یا هر کسی را که به قربانیان کمک کرده بازداشت میکنند. کسی نمیداند عدد نهایی چقدر خواهد شد.
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «در این مرحله فقط یک مداخله نظامی میتواند موازنه را برقرار کند. به همین دلیل مردم ایران با اضطراب منتظر اقدامی هستند که رییسجمهوری ترامپ وعده داده در حمایت از مردم ایران انجام دهد و گفته کمک خواهد رسید صبر کنید. آنها صبر کردهاند و امیدوارند رییسجمهوری به وعدهاش وفادار بماند.»
او افزود که رییسجمهوری ترامپ همیشه نشان داده مانند باراک اوباما نیست، بلکه به آنچه میگوید باور دارد و مرد صلح است و در نهایت به مردم ایران کمک خواهد کرد تا از شر حکومتی که نه فقط ایران را ویران کرده بلکه از آغاز منشاء آشوب و بیثباتی و دشمنی با آمریکا بوده رها شوند.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به ضعف جمهوری اسلامی و ناتوانی در پاسخ به اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه گفت اگر جمهوری اسلامی پیش از آنکه فرصتی برای حمله پیدا کند هدف قرار بگیرد توانی فراتر از پیامهای نمایشی نخواهد داشت و اگر هم داشته باشد هیچ نیروی نظامی در جهان بهتر از ارتش آمریکا با کمک برخی متحدانش قادر به خنثیسازی آن نیست.
او افزود تهدیدهای جمهوری اسلامی بیشتر رجزخوانی یک حکومت درمانده است که آخرین نفسهای خود را میکشد و میخواهد تردید ایجاد کند که آیا باید علیه آن دست به اقدامی زد یا نه. آنچه اکنون مطرح است فقط آزادی مردم ایران نیست بلکه پایان دادن کامل به حکومتی است که جز ویرانی برای منطقه نداشته است.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد که بهترین راه این است که این بار فقط این حکومت را زخمی نکرد، بلکه باید کار را تمام کرد یعنی نباید امکان تلافی باقی بماند.
او با اشاره به استقرار نیروهای نظامی آمریکا در ابعادی بیسابقه در منطقه گفت این استقرار نیروها فقط یک تمرین ساده نیست بلکه گستردهتر و جامعتر از هر چیزی است که پیش از این دیدهایم مگر در سطح یک جنگ جهانی. این کارزار جدی است.
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه این گفتوگو افزود اگر آمریکا در جنگ جهانی دوم وارد جنگ نمیشد نتیجه، پیروزی نازیها یا دستیابی هیتلر به بمب اتم بود و اگر چنین اتفاقی نمیافتاد معلوم نیست تاریخ امروز چگونه بود. آمریکاییها باید بدانند این حکومت ریشه اصلی بیثباتی در منطقه و بزرگترین دشمن آمریکا و متحدانش است.
او گفت در حالی که جمهوری اسلامی خواستار نابودی یک ملت، یعنی اسرائیل است، ملت ایران بارها نشان داده با همسایگانش دشمنی ندارد و متحد آمریکاست. ایرانیان نهتنها رویکردی دوستانه نسبت به همسایگان دارند بلکه بهویژه با اسرائیل دوست هستند و رابطه آنها به ۲۵ قرن پیش و زمان کوروش بزرگ بازمیگردد.
شاهزاده رضا پهلوی افزود با آزاد شدن ایران، آمریکا دیگر مجبور نیست پلیس کل منطقه باشد بلکه میتواند به شرکایی تکیه کند که ارزشهای مشترک آزادی، دموکراسی و حقوق بشر دارند. آنها ثبات منطقه را تامین میکنند و دیگر نیازی به استقرار طولانیمدت نیروها و تحمیل هزینههای سنگین به مالیاتدهندگان نخواهد بود. این به سود صلح منطقهای، صلح جهانی و تجارت است.
او گفت ایران کشوری است که در ۱۵ سال نخست دستکم یک تریلیون دلار فرصت درآمدی برای اقتصاد آمریکا از طریق سرمایهگذاری ایجاد میکند و صدها شرکت آماده سرمایهگذاری در ایران آزاد هستند. این سود خالص برای آمریکا در صورت تغییر حکومت در ایران است در مقابل ادامه حکومتی که هم آمریکا را از این بازار محروم میکند و هم تهدیدی دائمی برای آن بوده است.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از این گفتوگو تاکید کرد تمام نیروهای دموکرات و سکولار ایران که به چهار اصل تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت بهعنوان پیششرط دموکراسی، اهمیت آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در برابر قانون و حق مردم ایران برای تعیین آینده خود از طریق انتخابات آزاد و صندوق رأی را که دولت انتقالی باید آن را اجرا کند باور داشته باشند، زیر یک چتر قرار میگیرند.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به شعارهای مردم ایران گفت: «مردم از من خواستهاند این جنبش را رهبری کنم و من به همین دلیل قدم پیش گذاشتهام اما تنها نیستم. با گستردهترین ائتلاف نیروهای دموکراتیک ایران کار میکنم که شاید در نهایت دیدگاههای متفاوتی داشته باشند اما بر سر این فرایند توافق دارند. این گستردهترین ائتلاف نیروهای دموکرات ایرانی در داخل کشور و در جامعه بینالمللی و میان ایرانیان خارج از کشور است.»
او با اشاره به ریزش نیروها در جمهوری اسلامی گفت: «از حدود یک سال پیش فرایندی امن برای ارتباط کسانی که میخواهند از حکومت جدا شوند راهاندازی کردیم. شش ماه است که بیش از ۱۶۰ هزار نفر درخواست دادهاند؛ بسیاری از نیروهای امنیتی نظامی و اداری که میخواهند در گذار نقش داشته باشند.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت سپاه در جمهوری اسلامی بهعنوان نیروی موازی ایجاد شد چون به ارتش اعتماد نداشتند. سپاه به یک مافیای انگلی تبدیل شد که اقتصاد و کشور را در دست گرفت. ارتش خود را حرفهای و ملی میداند. سپاه حتی نام ایران را در عنوانش ندارد. این نهاد باید منحل یا ادغام شود. ارتش حرفهای از مرزها حفاظت خواهد کرد. حتی در سپاه هم کسانی میخواهند جدا شوند. این آخرین فرصت آنهاست. انتخاب با خودشان است اما باید پاسخگو باشند. با برنامهریزی درست میتوان مقاومتهای پایانی را بدون انتقامجویی مهار کرد.
او افزود: «برخلاف سناریوهایی مثل عراق و بعثزدایی موضع ما روشن است. کسانی که مستقیما مسئول کشتار شهروندان نبودهاند میتوانند جایگاهی در آینده داشته باشند. مجرمان باید مانند نورنبرگ پاسخگو شوند. مشارکت این افراد ریسک بیثباتی را کاهش میدهد و گذار را هموار میکند. آشتی ملی و عفو هم مطرح است اما عدالت هم حتما اجرا میشود. مردم ایران باید روز دادخواهی خود را داشته باشند. همزمان باید گذار موفق تضمین شود و با برنامهریزی درست خطرها و تلفات را به حداقل کاهش و موفقیت را به حداکثر افزایش داد.»
او گفت: «وقتی مردم به اجرای عدالت و نهادها و رهبران اعتماد داشته باشند دینامیک تغییر میکند. انتقامجویی معمولا از بیاعتمادی کامل میآید. امید به آینده بهتر و پرهیز از چرخه خون و تلافی اهمیت دارد. چشم در برابر چشم جهان را کور میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «پس از ۱۱ سپتامبر تنها کشوری که مردمش در داخل کشور برای قربانیان شمع روشن کردند ایران بود. همان مردم امروز علیه حکومت تظاهرات میکنند. در تجمعهای ما در سراسر جهان کنار پرچم ایران پرچم آمریکا یا اسرائیل هم هست. ایران واقعی ما این است نه این حکومت. ایرانیان مردمی صلحدوست هستند. آمریکا همیشه دوست ایران بوده و خواهد بود. این حکومت یک انحراف و حاصل همپیمانی افراطیون مارکسیست و اسلامگرا بود. ایران آزاد که به ایدئولوژیهای افراطی باور ندارد، به آزادی و حقوق بشر متعهد است.»
او در پایان این گفتوگو تاکید کرد که آزادی دین باید در قانون اساسی مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر تضمین شود. سکولاریسم ضدیت با دین نیست بلکه حقوق همه از جمله بیدینها و اقلیتها را تضمین میکند. آزادی دین محفوظ است اما جدایی دین از دولت پیششرط دموکراسی است. بسیاری از روحانیان ایران با حکومت ایدئولوژیک مخالف بودهاند. حتی رهبران دینی سنی نیز خواهان دولتی سکولار هستند چون دخالت دین در سیاست ایمان را تضعیف کرده است. در کشور آزاد و سکولار همه میتوانند ایمان خود را آزادانه داشته باشند.

گزارش تازه موسسه علوم و امنیت بینالملل نشان میدهد که جمهوری اسلامی، احتمالا با هدف کاهش میزان خسارت در صورت حمله احتمالی هوایی از سوی ایالات متحده، ورودی تونلها در تاسیسات هستهای اصفهان را با خاک یا مواد دیگری مسدود کرده است.
این موسسه در گزارشی کوتاه که دوشنبه ۲۰ بهمن منتشر شد، با استناد به تصاویر ماهوارهای جدید چنین ارزیابی کرد که به نظر میرسد جمهوری اسلامی «بهطور جدی» نگران حمله هوایی یا عملیات زمینی احتمالی آمریکا و اسرائیل علیه این تاسیسات هستهای استحکامیافته است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: «پر کردن ورودیهای تونلها با خاک میتواند شدت اثر هرگونه حمله هوایی احتمالی را کاهش دهد و همچنین دسترسی زمینی نیروهای ویژه برای تصرف یا نابودی اورانیوم با غنای بالا را دشوار کند.»
موسسه امنیت بینالملل احتمال میدهد که اورانیوم غنیشدهای که جمهوری اسلامی ادعا میکند به آن دسترسی ندارد، داخل این مجموعه نگهداری میشود.
این گزارش همچنین احتمال میدهد که جمهوری اسلامی «تجهیزات یا مواد خاصی» را به داخل تونلها منتقل کرده باشد، هرچند این موضع قابل تایید نیست.
این موسسه تاکید کرده است که اقداماتی شبیه به آنچه اکنون در تاسیسات هستهای اصفهان شاهدیم، در روزهای منتهی به عملیات «چکش نیمهش» و هدف قرار گرفتن تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان طی جنگ ۱۲ روزه مشاهده شد.
بر اساس این تصاویر، سه ورودی اصلی تاسیسات اصفهان که در جریان جنگ ۱۲روزه بارها هدف حمله هوایی قرار گرفت، با خاک پوشانده شدهاند بهنحوری که شناسایی آنها دشوار و دسترسی به تونلهای زیرزمینی تاسیسات بهطور کامل مسدود شده است.
مجتمع هستهای اصفهان یکی از بزرگترین مراکز هستهای جمهوری اسلامی است که تاسیسات تبدیل اورانیوم، ساخت سوخت، انبارهای اورانیوم طبیعی و غنیشده، و تولید فلز اورانیوم را در بر میگیرد. همچنین مهمترین بخشهای تولید سوخت راکتور نیز در این مجموعه قرار دارند.
در شمال مجتمع هستهای اصفهان، یک مجتمع تونلی وجود دارد که احتمال میرود بخش قابل توجهی از ذخایر ۴۴۰ کیلویی اورانیوم ۶۰ درصد جمهوری اسلامی در آن ذخیره شده باشد.
افزون بر این، طبق ارزیابیها، محل ساخت یک سایت غنیسازی مخفی جدید هم بوده که جمهوری اسلامی درست پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، بدون ارائه جزئیات وجود آن را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد.
تحولات در سایتهای هستهای ساعاتی پیش از دیدار نتانیاهو با ترامپ
این گزارش ساعاتی پیش از آغاز سفر کوتاه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ایالات متحده منتشر شده است؛ سفری که به نقل از رسانههای اسرائیلی با هدف اطمینان از رساندن کامل و دقیق اطلاعات مرتبط با ارزیابیهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل درباره جمهوری اسلامی برنامهریزی شده است.
کانال ۱۲ اسرائیل یکشنبه ۲۰ بهمن گزارش داد که نتانیاهو سفر به واشینگتن را «بهسرعت و بدون برنامهریزی قبلی» در دستور کار قرار داد گزارش حاوی ارزیابیهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل درباره جمهوری اسلامی را شخصا به ترامپ بدهد و اطمینان یابد که او همه اطلاعات را بهطور دقیق دریافت کرده است.
به گفته کانال ۱۲ اسرائیل، این همان گزارشی است که هفته گذشته در جریان سفر استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، به اسرائیل در اختیار او قرار داده شد.
برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه، و همچنین سرکوب مرگبار معترضان در جریان اعتراضات اخیر از جمله موضوعات مندرج در این گزارش است که در جلسه روز چهارشنبه نتانیاهو و ترامپ مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فرود هواپیمای غیرتجاری روسیه در فرودگاه بوشهر
تقویت احتمال حمله نظامی ایالات متحده به جمهوری اسلامی در حالی از سوی واینت مطرح شده است که طبق اطلاعات درجشده در وبسایت فلایترادار، عصر دوشنبه ۲۰ بهمن یک فروند هواپیمای روسی با شماره پرواز دیایکستی۹۶۸۶ از مسکو بهسوی بوشهر پرواز کرده و در فرودگاه این شهر فرود آمده است.
این هواپیما ساعت پنج عصر روز دوشنبه ۲۰ بهمن به وقت مسکو پرواز کرد و ساعت ۹ و ۵۵ دقیقه شب در بوشهر به زمین نشست.
بر اساس اطلاعات موجود در این وبسایت و پیششمارهای که هواپیما با آن ثبت شده است، این هواپیما یک پرواز مسافربری معمول نیست و به احتمال زیاد دولتی یا به نهادهای حکومتی روسیه وابسته است.
کد این پرواز نیز معمولا برای پروازهای چارتر دولتی یا ویژه در روسیه استفاده میشود. از سوی دیگر مسیر مسکو - بوشهر پرواز تجاری یا مسافربری منظم ندارد.
تحلیلگران احتمال میدهند که این پرواز در شرایط کنونی بهنوعی به فعالیتهای روسیه در نیروگاه اتمی بوشهر مرتبط باشد.

سازمان حقوق بشری آرتیکل ۱۹ در گزارشی به ابعاد مداخله و مشارکت چین در قطع اینترنت در ایران و تشدید سانسور پرداخته است.
در این گزارش که با عنوان «تنگتر شدن حلقه سرکوب: زیرساختهای سرکوب چین در ایران» منتشر شده، آمده است که حکومت ایران در جریان سرکوب خونین دی ماه ۱۴۰۴ نهتنها بیش از هر زمان دیگر میزان استفاده از زیرساختهای اقتدارگرایانه خود تا به امروز را به نمایش گذاشت، بلکه از فناوریها و تاکتیکهای روسی و چینی ــ بهویژه علیه اینترنت ماهوارهای ــ برای قطع تقریبا کامل جریان اطلاعات استفاده کرد.
جمهوری اسلامی از ۱۸ دی اختلال سراسری در شبکههای ارتباطی را تشدید کرد و در روزهای پس از آن این روند به قطع گسترده اینترنت، تلفن ثابت و شبکههای تلفن همراه انجامید.
آرتیکل ۱۹ در گزارش خود تاکید کرده که جمهوری اسلامی بارها از قطع اینترنت بهعنوان ابزاری برای کنترل اطلاعات و پنهانسازی نقض حقوق بشر استفاده کرده است؛ از جمله در جریان جنگ ۱۲روزه با اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، در طول جنبش «زن، زندگی، آزادی» پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱، و نیز در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و سالهای پس از آن.
با این حال در این گزارش گفته شده که بنا به تمامی شواهد، قطع اخیر اینترنت از نظر گستردگی و شدت اجرا، بیسابقه بوده و میتوان آن را نتیجه همزمان افزایش توان فنی و اراده سیاسی برای اعمال کنترل اقتدارگرایانهتر بر زیرساختهای اطلاعاتی و ارتباطی دانست.
آرتیکل ۱۹(ماده ۱۹) که نام خود را از ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر گرفته، یک سازمان بینالمللی حقوق بشری است که برای دفاع از آزادی بیان و آزادی اطلاعات در سرتاسر جهان فعالیت میکند.
در گزارش تازه این سازمان گفته شده است که پس از قطع اینترنت در دی ماه، دسترسی به اینترنت ماهوارهای استارلینک ــ که در سرکوبهای پیشین نیز هدف قرار گرفته اما همچنان قابل استفاده بود ــ بهشدت مختل شد. گزارشها حاکی از آن است که تا ۸۰ درصد از ترافیک این شبکه دچار اختلال شده؛ سطحی از پیچیدگی که تنها با تجهیزاتی در سطح نظامی قابل دستیابی است. تحلیلهای معتبر نشان میدهد که برای این کار به احتمال زیاد از سامانههای روسی استفاده شده که با همکاری گسترده فناوری میان چین، روسیه و ایران پشتیبانی شدهاند.
این اقدامات با مصادره خانهبهخانه دیشهای ماهوارهای، با کمک پهپادهای هوایی، و اعمال مجازاتهای کیفری تا ۱۰ سال زندان بر اساس قانونی که نگهداری تجهیزاتی مانند ترمینالهای استارلینک را جرمانگاری میکند، تکمیل شد.
بهنوشته سازمان آرتیکل ۱۹ این روشهای چندلایه، مقابله برای حفاظت از آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را بهطور چشمگیری دشوارتر میکند.
در این گزارش آمده است: «این قطع ارتباطات، از آن جهت بیسابقه بود که نشان داد جمهوری اسلامی تا چه اندازه توانسته است کنترل تقریبا کاملی بر اینترنت، تلفن، نظام بانکی، خدمات درمانی و حتی پاسخهای اضطراری اعمال کند. اگرچه نقش مستقیم چین در این تشدید سرکوب مشخص نیست ــ و به نظر میرسد سختافزار نظامی مشخصی که علیه استارلینک به کار رفته، احتمالاً سامانههای جنگ الکترونیک روسی موسوم به کالینکا/آلینکا بوده باشند ــ اما چین نقشی کلیدی در پایهگذاری نظام کنترل اینترنت ایران داشته و همچنان الگوی هنجاری مهمی برای گرایش ایران به اقتدارگرایی دیجیتال فراهم میکند.»
آرتیکل ۱۹ در گزارش خود با اشاره به اینکه چین به متحد اصلی و شریک تجاری بزرگ جمهوری اسلامی بدل شده، تاکید کرده که این اتحاد و همکاری فراتر از زیرساختهاست و دربرگیرنده پذیرش متقابل مفهوم «حاکمیت سایبری» است؛ ایدهای که بر اساس آن دولتها کنترل مطلق بر نظام حکمرانی اینترنتی خود دارند و این امر اصول حقوق بشر و آزادی اینترنت را به چالش میکشد.
براساس این گزارش، حمایتهای مادی و فنی چین دستکم از سال ۲۰۱۰ نقشی تعیینکننده در ایجاد «زیرساختهای سرکوب» در ایران داشته و ظرفیتهای نظارت و سانسور ــ از جمله برای قطع اینترنت ــ را بهشدت تقویت کرده است. شرکتهای چینی مانند ZTE، هواوی، تیاندی و هایکویژن فناوریهای اصلی نظارتی و فیلترینگ اینترنت را در اختیار ایران قرار دادهاند.
با وجود تحریمهای بینالمللی و مجازاتهای قانونی، شرکتهای چینی اغلب از طریق شرکتهای پوششی راههایی برای ادامه فعالیت در ایران یافتهاند و این امر روند پاسخگویی و پیگیری حقوقی را پیچیدهتر کرده است. مشارکت فروشندگان چینی در تامین فناوریهای سانسور و نظارت برای ایران، توانایی دولت در ارتکاب نقض حقوق بشر را افزایش داده و این نقضها اغلب بهطور نامتناسبی اقلیتهای قومی و مذهبی و زنان را هدف قرار داده است.
بهگزارش آرتیکل ۱۹ در سطح نهادی، شورای عالی فضای مجازی ایران شباهت زیادی به اداره فضای سایبری چین دارد. هر دو نهاد تحت رهبری کاملا متمرکز فعالیت و کنترل سرکوبگرانه اینترنت را اعمال میکنند. در سطح هنجاری نیز «شبکه ملی اطلاعات» ایران معادل «دیوار بزرگ آتش» چین است. در چارچوب پذیرش حاکمیت سایبری، هر دو رژیم سانسور، نظارت و دستکاری اطلاعات را متمرکز میکنند و در عین حال، اکوسیستمهای دیجیتال مورد تایید حکومت و حزب را ترویج میکنند و آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات را سرکوب میسازند.
آرتیکل ۱۹ در گزارش خود تاکید کرده است که همکاری چین و جمهوری اسلامی ــ که بخشی از شبکه گستردهتر اقتدارگرایی است و شامل روسیه و کره شمالی نیز میشود ــ تهدیدی جدی برای آزادی اینترنت در جهان و حقوق بشر بینالمللی، بهویژه آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات، به شمار میآید.






