یک سال از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید در دور تازه ریاستجمهوری او گذشت. در این بازه زمانی، موضعگیریها و اقدامات او و دولتش در قبال جمهوری اسلامی فراز و نشیبهای بسیاری داشت؛ از فشار برای دستیابی به توافق در ابتدای کار تا اظهارنظر اخیر درباره یافتن رهبری دیگر بهجای خامنهای.
ترامپ دو هفته بعد از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود، با امضای یک فرمان اجرایی موضعش درباره ایران را «فشار حداکثری اقتصادی» با سختگیری بالا اعلام کرد و به دستگاههای دولتی گفت سیاست واشینگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیما است.
بر اساس این فرمان، مقابله با سیاستهای «تجاوزکارانه» جمهوری اسلامی در منطقه ضروری است و سپاه پاسداران، گروههای نیابتی و برنامه موشکی جمهوری اسلامی باید تضعیف شوند.
ترامپ در همان روزها به خبرنگاران گفت امیدوار است برنامه هستهای جمهوری اسلامی طوری حل و فصل شود که نیازی به حمله نظامی نباشد.
آمریکا تحریمهای اقتصادی را افزایش داد و اعلام کرد غنیسازی اورانیوم را بهعنوان خط قرمز تلقی میکند و اگر حکومت ایران برنامه هستهای خود را به همین شکل ادامه دهد، ممکن است «گزینه نظامی» فعال شود.
هدف کاخ سفید این بود که تهران را تحت فشار قرار دهد تا از غنیسازی منصرف شود و تن به گفتوگو دهد.
با وجود اینکه دولت آمریکا روی فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تاکید داشت، ترامپ هدف اصلی را تحمیل یک توافق بزرگ نامید که صلح و ثبات منطقه را تضمین کند، مشروط بر اینکه تهران برنامه هستهای خود را کنار بگذارد.
او استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خود را به همین منظور به منطقه اعزام کرد، اما جمهوری اسلامی اصرار کرد مذاکرات باید به صورت غیرمستقیم انجام شود.
از ضربالاجل تا حمله نظامی
مذاکرات جمهوری اسلامی با فرستاده ویژه آمریکا در همان دو تا سه ماه نخست آغاز به کار دولت ترامپ بهسرعت پیش رفت.
اواخر اسفند ۱۴۰۳، پایگاه خبری اکسیوس گزارش داد ترامپ در نامهای به علی خامنهای، فرصتی دوماهه برای رسیدن به توافق تعیین کرده است.
در اواخر فروردین خبری درباره نتایج مثبت گفتوگوها منتشر شد.
ترامپ ۲۵ اردیبهشت در جریان سفر خود به قطر گفت: «ما به دستیابی به توافق بسیار نزدیک شدهایم. احتمالا امروز خبرهایی را دیدهاید مبنی بر اینکه ایران تا حدودی با شرایط مورد نظر موافقت کرده است. ما اجازه نخواهیم داد هیچگونه فعالیت هستهای در ایران صورت گیرد.»
ترامپ در ادامه تاکید کرد تنها دو گزینه در برابر حکومت ایران قرار دارد و پرونده هستهای تهران یا از مسیر دیپلماتیک یا از طریق اقدام نظامی حل خواهد شد.
او حدود یک ماه پیش از آن هم در سخنانی با تاکید بر اینکه عجلهای برای اقدام نظامی ندارد، گفته بود: «فکر میکنم ایران این فرصت را دارد که کشوری عالی باشد و در صلح و آرامش زندگی کند؛ بدون مرگ و ویرانی.»
اما مذاکرات غیرمستقیم دو کشور مطابق میل هیچیک از طرفین پیش نرفت.
ترامپ ۱۶ خرداد در حالی که دو روز به پایان مهلت دوماههاش به جمهوری اسلامی باقی مانده بود، به خبرنگاران گفت اگر تهران به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد، آمریکا مجبور خواهد بود با روش دیگری با آن مقابله کند.
همزمان عدم همکاری جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش رشد ذخایر اورانیوم با خلوص بالا در ایران نگرانیهای بینالمللی را به همراه داشت.
سرانجام یک هفته پس از این گزارش، در بامداد ۲۳ خرداد، حمله نظامی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی آغاز شد؛ عملیاتی که به جنگ ۱۲ روزه میان دو طرف انجامید.
ترامپ تا پیش از جنگ در حالی که مذاکرات تقریبا به بنبست رسیده بود، در پاسخ به این پرسش که آیا دست به اقدام نظامی خواهد زد، گفته بود: «ممکن است حمله کنیم، ممکن است نکنیم».
او عمدا چنین ابهامی را در قبال جمهوری اسلامی حفظ میکرد، اما در نهایت پس از حمله اسرائیل به ایران، او نیز دستور داد ارتش آمریکا تاسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دهد.
ترامپ در ماههای بعد بارها این عملیات را ستود و اعلام کرد خلبانان آمریکایی به او گفته بودند که بیش از دو دهه برای انجام چنین عملیاتی تمرین کردند، اما او تنها رییسجمهوری آمریکا بوده که فرمان حمله به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را صادر کرده است.
آشتیجویی پس از ۱۲ روز جنگ
پس از ۱۲ روز درگیری سنگین، بعد از اینکه جمهوری اسلامی حمله به مراکز هستهای خود را با حمله به پایگاه هوایی آمریکا در قطر پاسخ گفت، ترامپ پیامی از سر آشتی در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد و در آن از جمهوری اسلامی بابت اطلاعرسانی درباره حمله تشکر کرد.
او نوشت: «شاید ایران اکنون بتواند مسیر صلح و آرامش را در منطقه در پیش بگیرد و من با اشتیاق از اسرائیل نیز میخواهم همین کار را بکند.»
ترامپ اضافه کرد: «تبریک به جهان؛ زمان صلح فرا رسیده است.»
مذاکرهای با میانجیگری کشورهای منطقه و رضایت رییسجمهوری آمریکا برای آتشبس صورت گرفت و ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را برای اجرای آتشبس با جمهوری اسلامی تحت فشار گذاشت.
ترامپ در روزها و ماههای بعد، بارها در کنار تمجید از اقدام خلبانان آمریکایی در «نابودی توان غنیسازی» تهران گفت او با این اقدام به جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی پایان داده است.
او حمله به مراکز هستهای ایران را اقدامی در جهت رسیدن به صلح در منطقه عنوان کرد.
مواضع ترامپ پس از جنگ
ترامپ در اظهارات رسمی پس از این جنگ بارها اعلام کرد اگر ایران دوباره برای بازسازی برنامه هستهای خود تلاش کند، آمریکا دوباره تاسیساتش را نابود خواهد کرد.
با این حال، او گفت اگر ایران تضمینهای قابلاعتماد ارائه کند، ترجیح میدهد به «توافق هستهای جدید» با تهران برسد.
تابستان ۱۴۰۴ برای دیپلماتهای جمهوری اسلامی و سایر مقامات حکومت ایران دوره دشواری بود.
پس از پایان جنگ، اروپا جمهوری اسلامی را برای تعیین تکلیف برنامه هستهای تحت فشار گذاشت. سرانجام در شهریورماه، سه کشور اروپایی مکانیسم ماشه در چارچوب برجام را فعال کردند و خواستار بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه تهران شدند.
برخی رسانهها اوایل مهرماه گزارش دادند ترامپ چهار شرط برای توافق با جمهوری اسلامی تعیین کرده و میخواهد که هرگونه مذاکره بر مبنای آنها صورت بگیرد: «برگزاری گفتوگوهای مستقیم، توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودسازی برنامه موشکی و قطع پشتیبانی مالی از نیروهای نیابتی.»
ماه بعد، ترامپ از علاقه جمهوری اسلامی به مذاکره خبر داد. او ۲۳ آبان به خبرنگاران گفت: «ایران هم مثل خیلیهای دیگر که میخواهند با ما مذاکره کنند، میخواهد درباره یک توافق با آمریکا مذاکره کند.»
با این حال، روشن است که شروط ترامپ از سوی جمهوری اسلامی پذیرفته نشد و به جز رد و بدل کردن چند پیغام، هیچ مذاکرهای در پاییز بین واشینگتن و تهران صورت نگرفت.
فروپاشی اقتصادی و شروع اعتراضات خونین در ایران
اوایل دیماه، ایران با بحران شدید اقتصادی مواجه شد؛ ارزش ریال سقوط بیسابقهای را تجربه کرد و تورم شدید و افزایش قیمتها، زندگی روزمره مردم را هدف گرفت.
این موضوع باعث شد از هفتم دی اعتراضاتی از تهران آغاز شود و خیلی سریع به سایر شهرها گسترش یابد.
اعتراضات ابتدا علیه شرایط معیشتی بود، اما بهسرعت به خواستهای سیاسی گستردهتر از جمله درخواست تغییر ساختار قدرت تبدیل شد.
حدود یک هفته پس از آغاز اعتراضها در ایران، دولت ترامپ که فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی گستردهای را علیه دولت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا و متحد حکومت ایران، وارد کرده بود، در یک عملیات نظامی-اطلاعاتی، او و همسرش را در اقامتگاهشان دستگیر و به آمریکا منتقل کرد.
مقامهای دولت ترامپ پیشتر بارها اعلام کرده بودند ونزوئلا به پایگاهی برای جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان برای گسترش نفوذ نیابتی و کسب درآمد از طریق قاچاق مواد مخدر تبدیل شده است.
بهدنبال عملیات آمریکا علیه مادورو، رسانهها و مقامهای اسرائیلی این اقدام را هشداری علیه جمهوری اسلامی دانستند: اینکه ترامپ در برخورد با دشمنانش صرفا به تهدید لفظی اکتفا نمیکند.
نکته مهم اینکه اقدام آمریکا در دستگیری مادورو تنها دو روز پس از آن رخ داد که ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد»، ایالات متحده برای نجات مردم اقدام خواهد کرد.
تردیدها درباره اقدام احتمالی ترامپ علیه جمهوری اسلامی
ترامپ چند بار دیگر هشدار علیه جمهوری اسلامی را تکرار کرد. او ۱۲ دی و تنها چند روز پیش از کشتار گسترده مردم ایران هشدار داد اگر جمهوری اسلامی دست به کشتن معترضان بزند، آمریکا با سلاحهای پر و هدفگیریشده آماده برخورد است.
یک هفته بعد ترامپ بار دیگر تهدید خود را تکرار کرد.
رییسجمهوری آمریکا درباره موضعش نسبت به نقش شاهزاده رضا پهلوی در صورت تغییر رژیم در ایران گفت که باید صبر کرد.
ترامپ گفت: «... به نظر میرسد آدم خوبی باشد، اما مطمئن نیستم که در این مقطع، انجام چنین کاری در مقام رییسجمهور مناسب باشد. فکر میکنم باید بگذاریم همه به میدان بیایند و ببینیم چه کسی سر برمیآورد.»
آمار جانباختگان در جریان اعتراضات رو به افزایش گذاشت. ایراناینترنشنال بر اساس اسنادی از داخل حکومت ایران تعداد کشتهها را بیش از ۱۲ هزار نفر اعلام کرد و در روزهای بعد، ارقام بزرگتری از سوی برخی رسانهها اعلام شد، اما در عمل مداخله نظامی آمریکا صورت نگرفت.
ترامپ سه روز بعد بار دیگر از معترضان حمایت کرد. او در پیامی از آنها خواست به مراکز حکومتی حمله کنند و گفت که «کمک در راه است».
با این حال، حتی پس از انتشار گزارش کشتار معترضان، تصمیم خود را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی عملی نکرد.
به گزارش رسانههای آمریکایی، مشاوران امنیت ملی و شرکای آمریکا به ترامپ هشدار دادند حمله نظامی مستقیم به ایران میتواند باعث گسترش درگیری در منطقه شود، هزینههای انسانی و مالی بالا داشته باشد، و واکنش شدید جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی را در پی داشته باشد.
ترامپ اگر چه بر فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تاکید کرد، اما در مورد گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی با تردید سخن گفت.
موضوع «۸۰۰ اعدام برنامهریزیشده» و عقبنشینی ترامپ
در طول اعتراضات، گزارشهایی منتشر شد که ایران قصد دارد اعدام هزاران معترض را اجرا کند؛ موضوعی که ترامپ آن را بهعنوان یکی از خط قرمزهای خود علیه جمهوری اسلامی عنوان کرده بود.
ترامپ ۲۶ دی اعلام کرد رهبران ایران بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزیشده را لغو کردند. او این موضوع را نشانه «پاسخ به فشارهای بینالمللی» دانست و گفت به همین دلیل، تصمیم گرفته فورا وارد جنگ نشود.
با این حال، جنگ لفظی واشینگتن و تهران بهشدت ادامه داشته است.
پس از اینکه خامنهای ۲۷ دی ترامپ را مجرم خطاب کرد، او خامنهای را «مردی بیمار» خواند و گفت: «وقت آن رسیده است که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم.»
ترامپ همچنین درباره تهدیدات جمهوری اسلامی علیه خود به شبکه نیوزنیشن گفت: «اگر چنین کنند، از روی زمین محوشان میکنیم.»
در آخرین روزهای سال نخست ریاستجمهوری ترامپ در دوره جدید، او احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را رد نکرد.
همزمان گزارشهایی از تقویت نیروهای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، حرکت ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن به سمت منطقه و انتقال جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان آمریکا منتشر شد.
رییسجمهوری آمریکا سال نخست حضورش در کاخ سفید را با امیدواری به رسیدن به یک توافق با جمهوری اسلامی آغاز کرد، با تحریم و حمله نظامی پیش برد و با تهدید به سرنگونی به پایان رساند، آن هم در حالی که معترضان در ایران همچنان منتظر عمل او به وعده خود درباره برخورد با حکومت ایران هستند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.