یک سال از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید در دور تازه ریاستجمهوری او گذشت. در این بازه زمانی، موضعگیریها و اقدامات او و دولتش در قبال جمهوری اسلامی فراز و نشیبهای بسیاری داشت؛ از فشار برای دستیابی به توافق در ابتدای کار تا اظهارنظر اخیر درباره یافتن رهبری دیگر بهجای خامنهای.
ترامپ دو هفته بعد از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود، با امضای یک فرمان اجرایی موضعش درباره ایران را «فشار حداکثری اقتصادی» با سختگیری بالا اعلام کرد و به دستگاههای دولتی گفت سیاست واشینگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیما است.
بر اساس این فرمان، مقابله با سیاستهای «تجاوزکارانه» جمهوری اسلامی در منطقه ضروری است و سپاه پاسداران، گروههای نیابتی و برنامه موشکی جمهوری اسلامی باید تضعیف شوند.
ترامپ در همان روزها به خبرنگاران گفت امیدوار است برنامه هستهای جمهوری اسلامی طوری حل و فصل شود که نیازی به حمله نظامی نباشد.
آمریکا تحریمهای اقتصادی را افزایش داد و اعلام کرد غنیسازی اورانیوم را بهعنوان خط قرمز تلقی میکند و اگر حکومت ایران برنامه هستهای خود را به همین شکل ادامه دهد، ممکن است «گزینه نظامی» فعال شود.
هدف کاخ سفید این بود که تهران را تحت فشار قرار دهد تا از غنیسازی منصرف شود و تن به گفتوگو دهد.
با وجود اینکه دولت آمریکا روی فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تاکید داشت، ترامپ هدف اصلی را تحمیل یک توافق بزرگ نامید که صلح و ثبات منطقه را تضمین کند، مشروط بر اینکه تهران برنامه هستهای خود را کنار بگذارد.
او استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خود را به همین منظور به منطقه اعزام کرد، اما جمهوری اسلامی اصرار کرد مذاکرات باید به صورت غیرمستقیم انجام شود.
از ضربالاجل تا حمله نظامی
مذاکرات جمهوری اسلامی با فرستاده ویژه آمریکا در همان دو تا سه ماه نخست آغاز به کار دولت ترامپ بهسرعت پیش رفت.
اواخر اسفند ۱۴۰۳، پایگاه خبری اکسیوس گزارش داد ترامپ در نامهای به علی خامنهای، فرصتی دوماهه برای رسیدن به توافق تعیین کرده است.
در اواخر فروردین خبری درباره نتایج مثبت گفتوگوها منتشر شد.
ترامپ ۲۵ اردیبهشت در جریان سفر خود به قطر گفت: «ما به دستیابی به توافق بسیار نزدیک شدهایم. احتمالا امروز خبرهایی را دیدهاید مبنی بر اینکه ایران تا حدودی با شرایط مورد نظر موافقت کرده است. ما اجازه نخواهیم داد هیچگونه فعالیت هستهای در ایران صورت گیرد.»
ترامپ در ادامه تاکید کرد تنها دو گزینه در برابر حکومت ایران قرار دارد و پرونده هستهای تهران یا از مسیر دیپلماتیک یا از طریق اقدام نظامی حل خواهد شد.
او حدود یک ماه پیش از آن هم در سخنانی با تاکید بر اینکه عجلهای برای اقدام نظامی ندارد، گفته بود: «فکر میکنم ایران این فرصت را دارد که کشوری عالی باشد و در صلح و آرامش زندگی کند؛ بدون مرگ و ویرانی.»
اما مذاکرات غیرمستقیم دو کشور مطابق میل هیچیک از طرفین پیش نرفت.
ترامپ ۱۶ خرداد در حالی که دو روز به پایان مهلت دوماههاش به جمهوری اسلامی باقی مانده بود، به خبرنگاران گفت اگر تهران به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد، آمریکا مجبور خواهد بود با روش دیگری با آن مقابله کند.
همزمان عدم همکاری جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش رشد ذخایر اورانیوم با خلوص بالا در ایران نگرانیهای بینالمللی را به همراه داشت.
سرانجام یک هفته پس از این گزارش، در بامداد ۲۳ خرداد، حمله نظامی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی آغاز شد؛ عملیاتی که به جنگ ۱۲ روزه میان دو طرف انجامید.
ترامپ تا پیش از جنگ در حالی که مذاکرات تقریبا به بنبست رسیده بود، در پاسخ به این پرسش که آیا دست به اقدام نظامی خواهد زد، گفته بود: «ممکن است حمله کنیم، ممکن است نکنیم».
او عمدا چنین ابهامی را در قبال جمهوری اسلامی حفظ میکرد، اما در نهایت پس از حمله اسرائیل به ایران، او نیز دستور داد ارتش آمریکا تاسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دهد.
ترامپ در ماههای بعد بارها این عملیات را ستود و اعلام کرد خلبانان آمریکایی به او گفته بودند که بیش از دو دهه برای انجام چنین عملیاتی تمرین کردند، اما او تنها رییسجمهوری آمریکا بوده که فرمان حمله به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را صادر کرده است.
آشتیجویی پس از ۱۲ روز جنگ
پس از ۱۲ روز درگیری سنگین، بعد از اینکه جمهوری اسلامی حمله به مراکز هستهای خود را با حمله به پایگاه هوایی آمریکا در قطر پاسخ گفت، ترامپ پیامی از سر آشتی در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد و در آن از جمهوری اسلامی بابت اطلاعرسانی درباره حمله تشکر کرد.
او نوشت: «شاید ایران اکنون بتواند مسیر صلح و آرامش را در منطقه در پیش بگیرد و من با اشتیاق از اسرائیل نیز میخواهم همین کار را بکند.»
ترامپ اضافه کرد: «تبریک به جهان؛ زمان صلح فرا رسیده است.»
مذاکرهای با میانجیگری کشورهای منطقه و رضایت رییسجمهوری آمریکا برای آتشبس صورت گرفت و ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را برای اجرای آتشبس با جمهوری اسلامی تحت فشار گذاشت.
ترامپ در روزها و ماههای بعد، بارها در کنار تمجید از اقدام خلبانان آمریکایی در «نابودی توان غنیسازی» تهران گفت او با این اقدام به جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی پایان داده است.
او حمله به مراکز هستهای ایران را اقدامی در جهت رسیدن به صلح در منطقه عنوان کرد.
مواضع ترامپ پس از جنگ
ترامپ در اظهارات رسمی پس از این جنگ بارها اعلام کرد اگر ایران دوباره برای بازسازی برنامه هستهای خود تلاش کند، آمریکا دوباره تاسیساتش را نابود خواهد کرد.
با این حال، او گفت اگر ایران تضمینهای قابلاعتماد ارائه کند، ترجیح میدهد به «توافق هستهای جدید» با تهران برسد.
تابستان ۱۴۰۴ برای دیپلماتهای جمهوری اسلامی و سایر مقامات حکومت ایران دوره دشواری بود.
پس از پایان جنگ، اروپا جمهوری اسلامی را برای تعیین تکلیف برنامه هستهای تحت فشار گذاشت. سرانجام در شهریورماه، سه کشور اروپایی مکانیسم ماشه در چارچوب برجام را فعال کردند و خواستار بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه تهران شدند.
برخی رسانهها اوایل مهرماه گزارش دادند ترامپ چهار شرط برای توافق با جمهوری اسلامی تعیین کرده و میخواهد که هرگونه مذاکره بر مبنای آنها صورت بگیرد: «برگزاری گفتوگوهای مستقیم، توقف کامل غنیسازی اورانیوم، محدودسازی برنامه موشکی و قطع پشتیبانی مالی از نیروهای نیابتی.»
ماه بعد، ترامپ از علاقه جمهوری اسلامی به مذاکره خبر داد. او ۲۳ آبان به خبرنگاران گفت: «ایران هم مثل خیلیهای دیگر که میخواهند با ما مذاکره کنند، میخواهد درباره یک توافق با آمریکا مذاکره کند.»
با این حال، روشن است که شروط ترامپ از سوی جمهوری اسلامی پذیرفته نشد و به جز رد و بدل کردن چند پیغام، هیچ مذاکرهای در پاییز بین واشینگتن و تهران صورت نگرفت.
فروپاشی اقتصادی و شروع اعتراضات خونین در ایران
اوایل دیماه، ایران با بحران شدید اقتصادی مواجه شد؛ ارزش ریال سقوط بیسابقهای را تجربه کرد و تورم شدید و افزایش قیمتها، زندگی روزمره مردم را هدف گرفت.
این موضوع باعث شد از هفتم دی اعتراضاتی از تهران آغاز شود و خیلی سریع به سایر شهرها گسترش یابد.
اعتراضات ابتدا علیه شرایط معیشتی بود، اما بهسرعت به خواستهای سیاسی گستردهتر از جمله درخواست تغییر ساختار قدرت تبدیل شد.
حدود یک هفته پس از آغاز اعتراضها در ایران، دولت ترامپ که فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی گستردهای را علیه دولت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا و متحد حکومت ایران، وارد کرده بود، در یک عملیات نظامی-اطلاعاتی، او و همسرش را در اقامتگاهشان دستگیر و به آمریکا منتقل کرد.
مقامهای دولت ترامپ پیشتر بارها اعلام کرده بودند ونزوئلا به پایگاهی برای جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان برای گسترش نفوذ نیابتی و کسب درآمد از طریق قاچاق مواد مخدر تبدیل شده است.
بهدنبال عملیات آمریکا علیه مادورو، رسانهها و مقامهای اسرائیلی این اقدام را هشداری علیه جمهوری اسلامی دانستند: اینکه ترامپ در برخورد با دشمنانش صرفا به تهدید لفظی اکتفا نمیکند.
نکته مهم اینکه اقدام آمریکا در دستگیری مادورو تنها دو روز پس از آن رخ داد که ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی «به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد»، ایالات متحده برای نجات مردم اقدام خواهد کرد.
تردیدها درباره اقدام احتمالی ترامپ علیه جمهوری اسلامی
ترامپ چند بار دیگر هشدار علیه جمهوری اسلامی را تکرار کرد. او ۱۲ دی و تنها چند روز پیش از کشتار گسترده مردم ایران هشدار داد اگر جمهوری اسلامی دست به کشتن معترضان بزند، آمریکا با سلاحهای پر و هدفگیریشده آماده برخورد است.
یک هفته بعد ترامپ بار دیگر تهدید خود را تکرار کرد.
رییسجمهوری آمریکا درباره موضعش نسبت به نقش شاهزاده رضا پهلوی در صورت تغییر رژیم در ایران گفت که باید صبر کرد.
ترامپ گفت: «... به نظر میرسد آدم خوبی باشد، اما مطمئن نیستم که در این مقطع، انجام چنین کاری در مقام رییسجمهور مناسب باشد. فکر میکنم باید بگذاریم همه به میدان بیایند و ببینیم چه کسی سر برمیآورد.»
آمار جانباختگان در جریان اعتراضات رو به افزایش گذاشت. ایراناینترنشنال بر اساس اسنادی از داخل حکومت ایران تعداد کشتهها را بیش از ۱۲ هزار نفر اعلام کرد و در روزهای بعد، ارقام بزرگتری از سوی برخی رسانهها اعلام شد، اما در عمل مداخله نظامی آمریکا صورت نگرفت.
ترامپ سه روز بعد بار دیگر از معترضان حمایت کرد. او در پیامی از آنها خواست به مراکز حکومتی حمله کنند و گفت که «کمک در راه است».
با این حال، حتی پس از انتشار گزارش کشتار معترضان، تصمیم خود را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی عملی نکرد.
به گزارش رسانههای آمریکایی، مشاوران امنیت ملی و شرکای آمریکا به ترامپ هشدار دادند حمله نظامی مستقیم به ایران میتواند باعث گسترش درگیری در منطقه شود، هزینههای انسانی و مالی بالا داشته باشد، و واکنش شدید جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی را در پی داشته باشد.
ترامپ اگر چه بر فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تاکید کرد، اما در مورد گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی با تردید سخن گفت.
موضوع «۸۰۰ اعدام برنامهریزیشده» و عقبنشینی ترامپ
در طول اعتراضات، گزارشهایی منتشر شد که ایران قصد دارد اعدام هزاران معترض را اجرا کند؛ موضوعی که ترامپ آن را بهعنوان یکی از خط قرمزهای خود علیه جمهوری اسلامی عنوان کرده بود.
ترامپ ۲۶ دی اعلام کرد رهبران ایران بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزیشده را لغو کردند. او این موضوع را نشانه «پاسخ به فشارهای بینالمللی» دانست و گفت به همین دلیل، تصمیم گرفته فورا وارد جنگ نشود.
با این حال، جنگ لفظی واشینگتن و تهران بهشدت ادامه داشته است.
پس از اینکه خامنهای ۲۷ دی ترامپ را مجرم خطاب کرد، او خامنهای را «مردی بیمار» خواند و گفت: «وقت آن رسیده است که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم.»
ترامپ همچنین درباره تهدیدات جمهوری اسلامی علیه خود به شبکه نیوزنیشن گفت: «اگر چنین کنند، از روی زمین محوشان میکنیم.»
در آخرین روزهای سال نخست ریاستجمهوری ترامپ در دوره جدید، او احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را رد نکرد.
همزمان گزارشهایی از تقویت نیروهای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، حرکت ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن به سمت منطقه و انتقال جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان آمریکا منتشر شد.
رییسجمهوری آمریکا سال نخست حضورش در کاخ سفید را با امیدواری به رسیدن به یک توافق با جمهوری اسلامی آغاز کرد، با تحریم و حمله نظامی پیش برد و با تهدید به سرنگونی به پایان رساند، آن هم در حالی که معترضان در ایران همچنان منتظر عمل او به وعده خود درباره برخورد با حکومت ایران هستند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.