شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان: این اعتراضات مردمی است که چیزی برای از دست دادن ندارند
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای، از اعتراضات مردمی در ایران حمایت کرد و این اعتراضات را بازتاب خشم و رنج انباشته مردمی دانست که به گفته این شورا، سالها زیر فشار فقر، تبعیض، بیعدالتی و بیپاسخ ماندن مطالبات معیشتی و اجتماعی قرار داشتهاند.
در این بیانیه آمده است آنچه در خیابانها و محلات ایران جریان دارد، «محصول طراحی سیاسی یا پروژه جریانهای خاص نیست»، بلکه «صدای زندگیخواهی مردمی» است که به گفته شورا، چیزی برای از دست دادن جز فشار بر معیشت، کرامت و آینده خود ندارند. شورا تاکید کرده است که این اعتراضات از دل جامعه برآمده و مردم خود سخنگوی مطالباتشان هستند.
در این بیانیه آمده است: «مردم خود سخنگوی خود هستند، هر تلاشی برای منحرفکردن، مهندسیکردن یا مصادرهی این اعتراضات، خیانت به مردم و ضربه به امکان رهایی است. تجربههای تلخ گذشته نشان دادهاند که هر جا مردم حذف شدهاند، آزادی و عدالت قربانی شده است.»
امیخای شیکلی، وزیر امور یهودیان خارج اسرائیل، در واکنش به بازداشت نیکلاس مادورو گفت که این اقدام «نه تنها خبری نویدبخش برای مردم کاراکاس است، بلکه ضربهای مهلک به محور شرارت جهانی و پیامی آشکار برای خامنهای محسوب میشود.»
او افزود: «مادورو یک کشور را اداره نمیکرد، بلکه گرداننده یک امپراتوری جنایت و مواد مخدر بود که به طور مستقیم سوخت مالی حزبالله و ایران را تأمین میکرد.»
شیکلی تاکید کرد: «اقدامات قاطعانه پرزیدنت ترامپ بار دیگر ثابت کرد که رهبری مقتدرانه، تنها راه به زانو درآوردن دیکتاتورهاست.»
او اشاره کرد: «این نبرد مستقیم میان ارزشهای آزادی و غرب، در برابر اتحاد خطرناک اسلام رادیکال و کمونیسم است.»
شیکی گفت: «امروز جهان جای امنتری است.زنده باد آزادی.»
نزدیک به سه دهه، از زمان ریاستجمهوری محمد خاتمی تاکنون، تهران به ونزوئلا خدمات داد. برای مردمش چیزی شبیه مسکن مهر، برای حکومتش «ماشین پلیس» و برای روز مبادا، در کنار آمریکا، پایگاه پهپادی ساخت. همه اینها در صبح ۱۳ دی بر باد رفت؛ مثل ۱۸ آذر ۱۴۰۳ که بشار اسد رفت.
حالا تاجایی که برای بازار انرژی دنیا مهم است، با نفت ونژوئلا، سقوط جمهوری اسلامی در تهران تبعات کمتری خواهد داشت. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا پس از بازداشت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، در گفتوگو با فاکسنیوز، بر حضور شرکتهای نفتی آمریکا در ونزوئلا تاکید کرد.
از سوی دیگر، شبکه پولشویی و قاچاق جمهوری اسلامی که با مواد مخدر و طلا معامله میکردند، اکنون در معرض فروپاشی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی و متحدانش، دیگر در کنار مرزهای آمریکا، پایگاهی ندارد که با آن بتواند آمریکا را تهدید احتمالی کند. حوزه علمیه المصطفی کاراکاس که تعطیل شود، شبکهای که در عملیات تروریستی علیه یهودیان در قاره آمریکا نقش داشت، از هم خواهد پاشید.
شاید به همین دلایل است که پس از آنکه شنبه ۱۳ دیماه، خبر بازداشت و انتقال مادرو به آمریکا منتشر شد، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه گفت رهبران کوبا و جمهوری اسلامی باید بهشدت نگران باشند. گراهام گفت: «اگر به جای رهبر جمهوری اسلامی بودم، همین حالا برای دعا به مسجد میرفتم.»
روابط پیچیده جمهوری اسلامی و ونزوئلا، را میتوان در چند محور اقتصادی، امنیتی و نظامی جمعبندی کرد. از بین رفتن این روابط ضربهای سنگین برای جمهوری اسلامی خواهد بود. از طرفی، افزایش صادرات نفت ونزوئلا در صورت لغو تحریمها، جایگزینی قابل اتکا برای مشتریان نفت جمهوری اسلامی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۳ دی پس از بازداشت مادورو در گفتوگویی با فاکسنیوز، گفت: «ما بزرگترین شرکتهای نفتی جهان را داریم؛ بزرگترین و بهترینها را، و قرار است نقش بسیار پررنگی در این صنعت [ونزوئلا] داشته باشیم.»
وبسایت وود مکنزی پیش از سقوط رییسجمهوری ونزوئلا، از قول تحلیلگران خود پیشبینی کرده بود در صورت سقوط مادرو، در کوتاه مدت و بهسرعت تولید و صادرات نفت ونزوئلا افزایش خواهد داشت. برآورد میشود در کوتاه مدت عرضه نفت ونزوئلا دستکم ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.
در این برآورد احتمال حضور آمریکا در صنعت نفت ونزوئلا، پیشبینی نشده بود؛ حال آنکه ترامپ از نقش پر رنگ در صنعت نفت ونزوئلا سخن گفته است.
یکی از تاثیرات برافتادن جمهوری اسلامی برای جهان، قطع صادرات نفت ارزانقیمت ایران است. با حذف مادرو، این تاثیر احتمالی تا حد زیادی کاهش مییابد. منابع مختلف تخمین میزنند اکنون صادرات نفت جمهوری اسلامی چیزی حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز باشد. صادرات روزانه ونزوئلا در حال حاضر و با تشدید تحریمها، چیزی در حدود ۹۵۰ هزار بشکه است. با افزایش ۱۵۰ هزار بشکهای در کوتاه مدت، نگرانی از حذف صادرات نفت ایران تا حدودی میتواند کاهش یابد.
اتحاد قاچاقچیان نظامی
از تابستان ۱۴۰۳، مقامهای آمریکایی اعلام کردند که عملیات مبارزه با کارتلهای مواد مخدر در سواحل ونزوئلا بخشی از کارزار گستردهتری با هدف «برچیدن امپراتوری رو به رشد مواد مخدر جمهوری اسلامی و حزبالله» است.
در ونزوئلا شبکهای از فرماندهان نظامی ونزوئلایی وجود دارد که به کارتل «خورشیدها» مشهورند. آنها با حزبالله روابط تنگاتنگی دارند ئ در زمینه قاچاق و پولشویی، با هم همکاری میکنند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، جمهوری ونزوئلا تحت ریاست جمهوری مادورو را «سازمان ترانزیتی» توصیف کرد که تبدیل به پایگاه جمهوری اسلامی شده است؛ توصیفی بیسابقه که ریشه آن به توسعه روابط جمهوری اسلامی و ونزوئلا در دهه ۸۰ باز میگردد.
حدود یک ماه پیش، وزیر امور خارجه آمریکا، ۱۱ آذر در گفتوگو با فاکس نیوز، گفت: «حکومت مادورو یک حکومت مشروع نیست. آنچه هست، یک سازمان ترانزیت است.» او اضافه کرد:«این حکومت پایگاه نفوذ جمهوری اسلامی است.»
روبیو تاکید کرد: « این موضوع به اندازه کافی گفته نمیشود.»
وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حتی حزبالله در آمریکای جنوبی حضور دارند و یکی از پایگاههای اصلی آنها ونزوئلا است.»
روبیو تصریح کرد: «جایی که آنها [جمهوری اسلامی] در نیمکره ما پرچمشان را با همکاری کامل و آشکار حکومت آن کاشتهاند، خاک ونزوئلاست.»
همکاریهای نظامی
وزارت امور خارجه آمریکا ۹ دی در بیانیهای با اشاره به گسترش دامنه برنامه پهپادهای نظامی جمهوری اسلامی هشدار داد اقدام حکومت ایران در ارسال مداوم سلاحهای متعارف به ونزوئلا تهدیدی برای منافع ایالات متحده در منطقه است.
گزارشهای متعدد نشان میدهد جمهوری اسلامی در ونزوئلا خط تولید پهپاد راه اندازی کرده است. آذر ۱۴۰۱ انستیتو واشنگتن در مقالهای نوشت جمهوری اسلامی و ونزوئلا از ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی همکاری خود را در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین آغاز کردند و این همکاری تا آنجا پیش رفت که در سال ۲۰۱۲، جمهوری اسلامی برای ونزوئلا خط تولید پهپاد تاسیس کرد.
سال ۱۴۰۲ تصاویری منتشر شد که نشان داد جمهوری اسلامی گارد ساحلی ونزوئلا را با قایقهای تندروی «ذوالفقار» و موشکهای «نصیر» تجهیز کرده است.
بهمن ۱۴۰۳، استفاده پلیس ونزوئلا از خودروهای «کوئیک» سایپا سوژه طنز کاربران ایرانی شد. این خودروها احتمالا از تولیدات سایپا در ونزوئلا بودند. سال ۱۳۸۶، جمهوری اسلامی شرکت مشترک خودروسازی « ونیراتو» را در ونزوئلا تاسیس کرد.سایپا زیر نام این شرکت در ونزوئلا پراید را به نام «توریپال» و ایران خودرو سمند را با نام «سنتارو» میساختند.
شمشهای طلا، از کاراکاس تا تهران
آذر سال ۱۴۰۱ نیز، شرکت بیمه کشتیرانی لویدز در هشداری محرمانه برای مشتریانش، خبر داد که نیروی قدس سپاه پاسداران و حزبالله از ونزوئلا به ایران بهطور غیرقانونی طلا میفرستند تا با دور زدن تحریمها، فعالیتهای تروریستی شبهنظامیان مورد حمایت تهران در لبنان را تامین مالی کنند.
براساس این گزارش، جمهوری اسلامی در قبال محصولات یا خدمات نفتی که به ونزوئلا میدهد، از طریق سپاه و حزبالله شمش طلا میگیرد که پس از رسیدن به ایران، به ترکیه ترانزیت و به پول تبدیل میشود و پول حاصل از این معامله سیاه به حزبالله لبنان میرسد.
معاملات طلایی، مختص به ونزوئلا نیست، جمهوری اسلامی در معاملات پهپادی خود با روسیه، دیگر دوست ایدئولوژیک خود نیز، از طلا استفاده میکند.
خانهسازی برای ونزوئلاییها
شرکتهای ایرانی به خصوص کیسون، تعداد زیادی واحدهای مسکونی در ونزوئلا ساختند که مشابه مسکن مهر در ایران است. اخباری وجود دارد که بهای این خدمات از سوی ونزوئلا با طلا پرداخت شده است.
منابع دیگر تعداد مجموع واحدهایی که در ونزوئلا ساخته شده را آن را تا ۲۳ هزار واحد اعلام کردند. این واحدها در نزدیکی شهر والنسیا و شهرک هوگو چاوز واقع شده است.
حوزه علمیه، شعبه کاراکاس
مجله «لانگوار» در گزارشی درباره افشای طرح ترور سفیر اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی که در آبانماه منتشر شد، از دخیل بودن مجتبی حسینینژاد، نماینده حوزه علمیه المصطفی در ونزوئلا، در این توطئه خبر داد. این مجله نوشت: این مرکز مذهبی یک «پوشش تروریستی» است. این مرکز در دولت محمود احمدی نژاد و سال ۱۳۸۸ تاسیس شد.
بانک، فروشگاه و کشتیها، از تهران به کاراکاس
از ۲۰ سال پیش، جمهوری اسلامی در زمینه ساخت کشتی با ونزوئلا، توافقاتی داشته است. حدود یک ماه پیش از جنگ ۱۲روزه، عبدالرضا عابد، فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا سپاه پاسداران گفت این قرارگاه، دو کشتی برای ونزوئلا ساخته و به آنها تحویل داده است.
ارتش جمهوری اسلامی، در ونزوئلا فروشگاه زنجیرهای «مگاسیس» نیز راه اندازی کرد. این فروشگاه در واقع شعبهای از فروشگاههای اتکا در ایران بود. مدیرعامل آن نیز عیسی رضایی، عضو سابق هیات مدیره بنیاد تعاون وزارت دفاع، سازمان اتکا و سرمایهگذاری غدیر بود.
براساس تفاهمنامهای که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی منعقد شد، بانک توسعه صادرات ایران و بانک دلتسروی ونزوئلا، یک بانک مشترک به نام «بانک ایران و ونزوئلا» در سال ۱۳۸۶ تاسیس کردند. این بانک هنوز هم با یک تک شعبه در تهران به فعالیت ادامه میدهد.
پیش از این سرمایهگذاریهای جمهوری اسلامی در سوریه نیز، با سقوط بشار اسد به باد رفت. حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی برآورد کرده است جمهوری اسلامی دستکم ۲ میلیارد دلار از ونزوئلا طلب دارد. این رقم با نرخ دلار آزاد چیزی حدود ۲۸۰ هزار میلیارد تومان است. اگرچه بهنظر میرسد برآورد فلاحتپیشه تنها به روابط رسمی دو نظام سیاسی اشاره داشته است. مشخص نیست چقدر از پول کشور در شبکههای قاچاق مشترک بین جمهوری اسلامی، حزبالله و کارتل «خورشیدها» به باد رفته است.
حالا در میانه دی ماه ۱۴۰۴، در حالی که به شکلی بیسابقه اعتراضات خیابانی در گوشه گوشه ایران در جریان است، به نظر میرسد دنیا هم برای تغییر بزرگ در ایران آماده میشود؛ مشخص نیست چه اسراری در کسی دیگر نگران بازار انرژی و پهپادها و گروههای خلافکار وابسته به جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین، با پشتوانه یک حکومت، نیست.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با اعلام حمایت قاطع از اعتراضات سراسری، از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی خواست تا از آلوده کردن دستهایشان به خون مردم بپرهیزند.
این تشکل سراسری معلمان در ایران در ادامه حمایت تشکلهای صنفی، بهویژه فرهنگیان، از اعتراضات سراسری، شنبه ۱۳ دی در بیانیهای، اعتراضات در «خیابانها، میادین و محلات ایران» را «فریاد خشم و رنج» مردمی دانست که «استخوانهایشان سالها زیر بار فقر، تبعیض، تحقیر، بیعدالتی و بیپاسخ ماندن مطالباتشان خرد شده است.»
شورا تاکید کرد: «این اعتراضات نه ساخته اتاقهای فکر سیاسی است، نه پروژه جریانی خاص. این صدای زندگیخواهی مردمی است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند جز زنجیرهایی که بر معیشت، کرامت و آیندهشان بسته شده است.»
در این بیانیه آمده است: «مردم ایران، معلمان، کارگران، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان، بیکاران، زنان، جوانان، حاشیهنشینان و بازاریان، سالهاست که هزینه ناکارآمدی، فساد ساختاری و دروغهای مزمن حاکمیت را با گوشت و استخوان خود پرداختهاند.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با اشاره به تورم افسارگسیخته، سقوط قدرت خرید، نابودی آموزش و درمان، و گسترش فقر و بیثباتی، آنها را «محصول مستقیم» سیاستهایی توصیف کرد که نه برای مردم، که علیه آنان اتخاذ شده است.
شورا تاکید کرد که این اعتراضات، «اعتراض مردم است، نه ابزار رقابت جناحها و اشخاص» و افزود: «تجربههای تلخ گذشته نشان دادهاند که هر جا مردم حذف شدهاند، آزادی و عدالت قربانی شده است.»
در بیانیه اعتراض، حق مسلم مردم دانسته شده و اضافه شده است: «پاسخ این حق، نه باتوم است و نه گلوله، نه زندان و نه سرکوب، و حکمرانی که زبان مردم را نمیشنود، دیر یا زود با فریادی بلندتر مواجه خواهد شد.»
شورا افزود: «خشونت علیه مردم، بحران را حل نمیکند، آن را عمیقتر، گستردهتر و غیرقابلکنترلتر میکند» و خطاب به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی نوشت: «شما از دل همین جامعه برخاستهاید. ایستادن مقابل مردم، ایستادن مقابل آینده خود و فرزندانتان است. از آلوده کردن دستهایتان به خون شهروندان بپرهیزید و مطمئن باشید که تاریخ، این لحظات را فراموش نخواهد کرد».
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در پایان تاکید کرد که خود را «جزئی جداییناپذیر از مردم میداند و در کنار آنان ایستاده و خواهد ایستاد. نه برای سهمخواهی، نه برای قدرت، بلکه برای کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و آیندهای که دیگر بر پایه ترس و فقر بنا نشود.»
در روزهای اخیر نیز شماری از تشکلهای صنفی معلمان در استانها و شهرهای مختلف ایران حمایت خود را از اعتراضات سراسری در ایران اعلام کردهاند. در این ارتباط، میتوان به کانون صنفی معلمان استان بوشهر، کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران، انجمن صنفی معلمان فارس، کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی اشاره کرد.
در همین ارتباط، بیش از ۱۰۰ معلم در استان خوزستان در بیانیه مشترکی با حمایت از اعتراضات سراسری اشاره کردند که فقر، نابرابری، نابودی آموزش عمومی و بیاعتنایی به کرامت انسان زندگی میلیونها ایرانی را در تنگنا قرار داده است و افزودند: «سکوت در این بزنگاه، خیانت به مسئولیت تاریخی ماست و نمیتوانیم در برابر فرسایش امید نسلهای بعد بیتفاوت بمانیم.»
آنها از همکاران خود در سراسر ایران خواستند که «با همبستگی ملی و با تکیه بر وجدان حرفهای خود به این اعتراضات مردمی» بپیوندند.
انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه هم اعلام کرد که از «اعتراضات مردم زحمتکش ایران» حمایت میکند و گفت با توجه به فقر و فلاکت روزافزون «تنها گزینهای که برای برونرفت از وضعیت اسفبار کنونی در مقابل مردم قرار دارد، اعتراضات و اعتصابات سراسری علیه شرایط سخت و غیر قابل تحملی است که زندگی اکثریت جامعه را به ورطه تباهی و مرگ کشانده است.»
این تشکل صنفی گفت: «آنچه امروز در کف خیابان شهرهای مختلف ایران میگذرد، بیان درد مشترک عموم مردم در اعتراض به حاکمیت دزد سالار و رانت خوار سرمایه داری دلال مسلک ایران است.»
در همین حال، مسعود فرهیخته، معلم زندانی از زندان مرکزی کرج، در پیامی خطاب به «حاکمان بیدادگر اسلامی» نوشت: «زمان پاسخگویی حاکمان ستمگر نزدیک است.»
این فعال صنفی معلمان ضمن حمایت از «اعتراضات و اعتصابات مردم مبارز ایران» خطاب به نیروهای نظامی، انتظامی و ارتشی جمهوری اسلامی نوشت: «یقین بدانند که حکومت ظلم و ستم در پایان کار است و به زودی شاهد فروپاشی آن هستیم.»
او تاکید کرد: «بهتر است آنان بین نبرد ملت ایران و حاکمان ستمگر اسلامی، سمت درست تاریخ را انتخاب کنند، همراهی با مردم ستمدیده را انتخاب کنند و از خشونت و سرکوب مردم پرهیز کنند.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سجاد والامنش، معترض پادشاهیخواه، در جریان اعتراضات پنجشنبه ۱۱ دیماه در شهر لردگان، استان چهارمحال و بختیاری، با شلیک گلوله ماموران حکومتی کشته شده است.
سجاد والامنش متولد ۷ خرداد ۱۳۸۴ و کارگر ساختمان بوده است. او از طایفه زیلایی و از لرهای بختیاری معرفی شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده این معترض کشتهشده تاکید کرد که این جوان، ۲۰ ساله، عضو بسیج یا هیچیک از تشکیلات حکومتی نبوده است.
به گفته این منبع، خانواده والامنش پس از کشتهشدن او از سوی جمهوری اسلامی تهدید شدهاند و بهطور مداوم تماسهایی از اطلاعات سپاه پاسداران دریافت کردهاند.
این منبع همچنین گفت مصاحبهای که خانواده سجاد با رسانههای حکومتی انجام دادهاند، کاملا تحت اجبار و تهدید و با هدف تحویل گرفتن پیکر او صورت گرفته است.
مراسم خاکسپاری سجاد والامنش، جمعه ۱۲ دیماه برگزار شد.
انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه در بیانیهای از اعتراضات سراسری در ایران حمایت کرد.
در بخشی از این بیانیه، با اشاره به مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی حکومت آمده است: «تنها گزینهای که برای برونرفت از وضعیت اسفبار کنونی پیشِروی مردم قرار دارد، اعتراضات و اعتصابات سراسری علیه شرایط سخت و غیرقابلتحملی است که زندگی اکثریت جامعه را به ورطه تباهی و مرگ کشانده است.»
در ادامه این بیانیه تأکید شده است: «آنچه امروز در کف خیابانهای شهرهای مختلف ایران میگذرد، بیان درد مشترک عموم مردم در اعتراض به حاکمیت دزدسالار و رانتخوارِ سرمایهداری دلالمسلک ایران است.»
امضاکنندگان این بیانیه همچنین هرگونه اعمال خشونت علیه معترضان را بهشدت محکوم کردند.