قرعهکشی جام جهانی ۲۰۲۶ برگزار شد و تیم ملی ایران، دستکم بر اساس ارزیابیهای اولیه، در گروهی نسبتا آسان قرار گرفته؛ گروهی که بسیاری آن را قابل عبور میدانند.
با این حال برای بخش بزرگی از جامعه، مساله مدتهاست فراتر از عبور یا ناکامی در مرحله گروهی است. زخم جام جهانی ۲۰۲۲ و سکوت بازیکنان در اوج سرکوب داخلی، رابطه میان مردم و تیم ملی را به بحرانی هویتی بدل کرده است؛ بحرانی که هر موفقیت احتمالی را به رخدادی تمامعیار سیاسی تبدیل میکند.
فوتبال مصادرهشده؛ وقتی تیم مردم، تیم حاکمیت شد
فوتبال، زمانی زبان مشترک ایرانیان بود؛ قلمرویی که در آن شادیها تقسیم میشد و رنجها تسکین مییافت. اما امروز تیم ملی در روایت رسمی، نه بهعنوان سرمایه جمعی مردم، که زیر سایه نهادهای حکومتی تعریف میشود. در این روایت، هر پیروزی ورزشی پیش از آنکه مایه غرور ملی باشد، به حساب مشروعیت سیاسی حکومت نوشته میشود.
اظهارات اخیر محمد دادکان، رییس پیشین فدراسیون فوتبال، که بیپرده از دخالت دولت در ساختار فوتبال سخن گفت، این واقعیت را آشکارتر کرد: فوتبال ایران نه حوزهای مستقل، بلکه بخشی از ماشین حکمرانی است؛ عرصهای که باید در خدمت اهداف سیاسی باقی بماند.
صداوسیما و مهندسی هیجان عمومی
حاشیههای حضور خداداد عزیزی در شبکه سه و فحاشی او روی آنتن زنده، تنها یک لغزش فردی نبود. بازسازی ماجرا در گزارش روزنامه شرق نشان داد که پخش تصاویر ترامپ و اینفانتینو و واکنش عصبی و لمپنی خداداد احتمالا بخشی از سناریویی طراحیشده بوده است؛ تلاشی برای تبدیل یک مراسم ورزشی به صحنه فوران خشم هدایتشده و منحرفکردن نگاهها از پرسشهای بنیادی درباره ساختار قدرت در فوتبال ایران.
این الگو تازه نیست؛ سالهاست هیجانهای سیاسی ـ احساسی برای پوشاندن بحرانهای ساختاری تولید میشوند. هدف این نمایشها، مدیریت خشم و مشغول نگهداشتن افکار عمومی است.
میزبانی آمریکا و صحنههای نمادین پیش رو
هر سه بازی مرحله گروهی تیم ملی در خاک آمریکا برگزار میشود؛ دو مسابقه در لسآنجلس، بزرگترین مرکز مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور، و یک دیدار در سیاتل. این موقعیت، بهطور طبیعی صحنهای کمنظیر برای حضور گسترده معترضان و کنشگران ایرانی ایجاد میکند.
در این میان، دیدار ایران و مصر در سیاتل احتمالا به نمادینترین بازی مرحله گروهی بدل میشود. کمیته محلی جام جهانی در این شهر، همزمان با ماه افتخار همجنسگرایان، طرحی ارائه کرده بود؛ طرحی که اکنون با رویارویی دو تیم از دو کشور دارای قوانین سختگیرانه ضدهمجنسگرایی گره میخورد. برگزارکنندگان اعلام کردهاند که قصد دارند از این فرصت برای رساندن پیام جهانی برابری استفاده کنند.
به این ترتیب، یک مسابقه فوتبال ناگزیر به صحنهای از تقابل میان سرکوب قانونی و مطالبه جهانی آزادی بدل خواهد شد.
شکاف تثبیتشده میان مردم و تیم ملی
از ۲۰۲۲ تا امروز، تقریبا هیچیک از چهرههای شاخص تیم ملی درباره سکوت خود در لحظههای حساس اعتراضات توضیح ندادهاند. نه عذرخواهی، نه توضیح، و نه تلاشی برای درک رنج خانوادههای قربانیان و معترضان. این غیاب مسئولیتپذیری، شکاف میان مردم و تیم ملی را نه تنها ترمیم نکرده، بلکه آن را تثبیت کرده است.
برای بخش بزرگی از جامعه، هر گل و هر صعود احتمالی بیش از آنکه موج شادی ایجاد کند، بهعنوان ابزاری برای پیشبرد روایت سیاسی حاکمیت تلقی میشود. در مقابل، رسانههای حکومتی و برخی پیشکسوتان تلاش میکنند بار دیگر تیم ملی را «تیم ایران» بنامند و مردم را به حمایت بیقیدوشرط فراخوانند؛ اما حافظه جمعی، سازوکار مصادره شادی را بهسادگی فراموش نمیکند.
شرط آشتی دوباره مسئولیتپذیری است
تا زمانی که بازیکنان و کادر فنی مسئولیتی درباره سکوتها یا همراهیهای گذشته نپذیرند، انتظار بازسازی اعتماد عمومی سادهانگارانه است. شرط حداقلی آشتی این است که تیم ملی در گفتار و رفتار نشان دهد وابسته به مردم ایران است، نه امتداد تبلیغاتی حاکمیت.
چنین تغییری باید در عمل دیده شود: در نوع موضعگیری، در همدلی با قربانیان، و در فاصلهگذاری روشن از بهرهبرداری سیاسی. تا زمانی که چنین مواجههای رخ ندهد، هر موفقیت ورزشی در بهترین حالت پیروزیای تلخ خواهد بود؛ شادیای که بلافاصله در خدمت مشروعیتبخشی سیاسی قرار میگیرد.
جام جهانی بهعنوان آزمون هویت
جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند صحنهای برای آشکار شدن همین تناقضها باشد. اینکه نام ایران با چه تصویری در حافظه جهانی ثبت شود، کمتر به نتایج بازیها وابسته است و بیشتر به این بستگی دارد که تیم ملی در کدامسوی شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت بایستد.
آشتی ممکن است، اما تنها زمانی که تیم ملی، بهجای سکوت و فاصله، تصمیم بگیرد در کنار مردم قرار گیرد. نشانهها، با این حال، حاکی از آناند که تغییری شگرف در رویکرد این تیم بعید است. و اگر چنین بماند، این تیم ملی و این نسل از بازیکنانش، در حافظه زیسته ایرانیان نه بهعنوان تیم مردم، بلکه بهعنوان تیمی که بهطور تاریخی در سوی حاکمیت ایستاد ثبت خواهد شد؛ تیمی که به یکی از ابزارهای مشروعیتبخشی دیکتاتوری مذهبی بدل شد.