• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

سیم‌کارت سفید و مهندسی حقیقت؛ سازوکار روایت‌سازی در جمهوری اسلامی

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

پیش از افشای سیم‌کارت‌های سفید، تصور عمومی این بود که حکومت فقط به‌دنبال ایجاد اینترنت طبقاتی است، اما لو رفتن موقعیت کاربران در پلتفرم ایکس نشان داد ماجرا فراتر است. ما فقط با یک تبعیض دیجیتال روبه‌رو نیستیم، با سازوکاری مواجهیم که نقش‌های سیاسی را در میدان روایت توزیع می‌کند.

سیم‌کارت‌های سفید پرده از تلاش حاکمیت برای ساخت یک روایت چندلایه از نظم روایی و مهندسی اذهان برمی‌دارد.

جمهوری اسلامی تلاش کرده است با ایجاد یک «نظم دسترسی»، به تهییج جمعی، قطب‌بندی‌های اجتماعی، تثبیت روایت رسمی، تعدیل خشم عمومی، تولید تهدیدهای جعلی و ایجاد شکاف میان مخالفان بپردازد.

این سازوکار نشان داد میدان دیجیتال ایران نه «فضای آزاد»، بلکه نوعی تقسیم کار سیاسی است؛ تقسیم کاری که تا پیش از این چندان مرئی نبود.

این مدل دقیقا با منطق «جهاد تبیین» که حاکمیت به‌دنبال تقویت آن است، گره می‌خورد: قرار نیست یک حقیقت ساخته شود، بلکه میدان روایت طوری چیده می‌شود که صدای مطلوب، طبیعی جلوه کند و روایت‌های بدیل پیش از آنکه سانسور شوند، به‌تدریج مشکوک، کم‌اثر یا نامرئی شوند.

افشای اخیر نشان داد اینترنت طبقاتی تنها یک امتیاز نیست بلکه بخشی از «سازمان رزم روایت‌سازی حکومت» است.

از روایت‌سازی تا اپوزیسیون‌سازی

در شیوه توزیع سیم‌کارت‌های سفید و ساخت نقش‌ها، می‌توان لایه‌های مختلفی را شناسایی کرد که عملکرد همه آن‌ها در نهایت «مشروع جلوه‌ دادن جمهوری اسلامی» است.

نخستین لایه این مهندسی سیاسی، تعلق سیم‌کارت‌ها به چهره‌هایی است که در لحظه‌های حساس نظام، نقش تثبیت‌کننده روایت رسمی و تهییج کننده جمعی را بازی می‌کنند.

آن‌ها در بزنگاه‌های انتخاباتی، بحران‌های امنیتی یا دوره‌های تنش منطقه‌ای به‌صورت پررنگ در میدان افکار عمومی حاضر می‌شوند و تلاش می‌کنند تردیدها را کاهش دهند یا تصمیمات حاکمیت را عقلانی جلوه دهند.

این افراد لزوما جزو ساختار رسمی قدرت نیستند، اما در عمل بخشی از شبکه روایت‌سازی‌، آن هم در ابعاد ملی هستند؛ کسانی که قرار است در لحظه‌های حساس، بار توضیح و توجیه سیاست‌ها را بر دوش بکشند و بسیج جمعی به نفع خواسته‌های نظام به وجود آورند؛ مانند آنچه در انتخابات سال ۱۴۰۳ به‌منظور جمع‌آوری رای برای پزشکیان انجام شد.

لایه دوم چهره‌های «خاکستری» هستند؛ کسانی که خود را ورای سیاست متعارف در ایران قرار داده و ضمن حفظ تعلق خاطر به یک جناح سیاسی، چهره منتقد به خود می‌گیرند. آن‌ها نقد می‌کنند، اما مرز و سقفشان محدود است.

این رفتار را می‌توان یک شکل از کنترل نرم دانست که در آن نقد نظام و نقد درون‌گروهی انجام می‌شود، اما از نقدی که چالش سیاسی جدی تولید کند پرهیز می‌شود.

این لایه ضمن حفظ نقد، اثر آن را کم‌رنگ می‌کند و سقف مطالبات را پایین می‌آورد.

بخش دیگری از اقدامات در این لایه، دمیدن بر دوگانه اصول‌گرا/اصلاح‌طلب است. برخی اکانت‌ها همه مشکلات کشور را به چهره‌هایی چون محمدجواد ظریف، حسن روحانی یا محمد خاتمی تقلیل می‌دهند و اصول‌گرایان را راه‌حل وضع موجود معرفی می‌کنند.

در مقابل، کاربرانی با تاکید بر جملاتی نظیر «آدمی تا ابد و یک روز محکوم است به اصلاح کردن و دوباره گفتن» تلاش می‌کنند اصلاح‌طلبی را همچنان مسیر معقول و امکان‌پذیر نشان دهند.

نقطه مشترک هر دو طیف آن است که ساختار قدرت، یعنی ولایت فقیه و سپاه پاسداران، عملا از حوزه نقد کنار گذاشته می‌شود و نزاع سیاسی در سطح چهره‌ها و جریان‌ها نگه داشته می‌شود.

لایه سوم، مهندسی فضای سیاسی از طریق روایت‌سازی جعلی است. در این بخش، اکانت‌هایی با هویت‌های نامعلوم ظاهر می‌شوند که کارشان ساختن «تهدید» است، نه گفت‌وگو.

نمونه روشن آن اکانت‌هایی است که به زبان فارسی یا کردی از تجزیه ایران و لزوم جدایی کردستان می‌نوشتند.

این محتوا تصویری ساختگی از آینده بدون جمهوری اسلامی تولید می‌کرد: آینده‌ای آشفته و متلاشی و ایرانی تجزیه‌شده.

این تصویر ترس را به ابزار سیاسی تبدیل می‌کند و بخشی از جامعه را به این نتیجه می‌رساند که تغییر سیاسی، پرهزینه و خطرناک است. بسیاری از این حساب‌ها پس از مشخص شدن موقعیتشان اکانت خود را بستند.

در چهارمین لایه این مهندسی، جمهوری اسلامی مستقیما وارد شکل‌ دادن به اپوزیسیون می‌شود.

در این سطح، حساب‌های بی‌نام‌ونشانی با هویت‌های جعلی ظاهر می‌شوند تا به نام یک جریان، جریان دیگر را بزنند.

آن‌ها به نام جریان پادشاهی‌خواه به فعالانی چون نرگس محمدی، حسین رونقی یا توماج صالحی حمله می‌کردند؛ حملاتی که هدفشان تخریب مرجعیت مدنی و سلب اعتماد عمومی از این چهره‌ها بود.

جمهوری اسلامی در این راه از افراد زندان کشیده‌ نیز بهره گرفته بود.

در این لایه، حکومت علاوه بر اینکه بخشی از اپوزیسیون را به نام بخشی دیگر تخریب می‌کرد، می‌کوشید تا از طریق اکانت‌های دیگری به پادشا‌هی‌خواهان حمله و آن‌ها را به‌واسطه مقایسه‌هایی مانند پهلوی و رجوی، تحریک کند.

این عمل در کنار اختلاف‌افکنی داخلی در میان جریان‌ها انجام می‌شد، یعنی کاربران بی‌نام و نشان دیگری که در قالب یکی از جریان‌های اپوزیسون جا گرفته بودند، با طرح پرسش و ارائه داده‌های غلط، میان آن گروه اختلاف‌افکنی می‌کردند.

جمهوری اسلامی به‌دنبال ایجاد نزاع‌های ساختگی، مقایسه‌های تحریک‌آمیز، تقلیل دعواهای سیاسی به خصومت‌های شخصی و احیای دوگانه‌های ناکارآمد بوده است که نتیجه آن، فرسایش انرژی جمعی است.

جهاد تبیین و سیاست ساختن حقیقت

مهندسی سیاسی‌ای که با توزیع سیم‌کارت‌های سفید آشکار شد، در واقع توزیع نقش‌های سیاسی در میدان روایت است.

چهره‌های تثبیت‌کننده روایت رسمی، چهره‌های خاکستری با نقد کنترل‌شده، سازندگان تهدیدهای جعلی و حساب‌هایی که ماموریتشان تضعیف اپوزیسیون است، همگی بخشی از یک شبکه عملیاتی‌اند که هدف آن مهندسی واقعیت سیاسی کشور و توزیع انحصاری قدرت روایی در جامعه است.

این اقدام را می‌توان در چارچوب تلاش جمهوری اسلامی برای «جهاد تبیین» فهمید؛ مفهومی که نبرد اصلی امروز را نه بر سر واقعیت، بلکه بر سر روایت آن می‌داند.

در این نبرد، روایت ابزاری برای هدایت و مهار است. تکنیک‌هایی مانند دوگانه‌سازی، ایجاد تردید، بی‌اعتبار کردن چهره‌های منتقد به نفع حاکمیت، ترساندن جامعه از آینده‌ای بدون حکومت، و تلاش برای تعریف موضوعات اپوزیسیون، همگی ابزارهای یک سیاست روایی‌اند که هدف نهایی‌اش نه حذف فیزیکی روایت‌های رقیب، بلکه کم‌اثر و بی‌ثبات کردن اعتبار آن‌ها برای ساخت اعتبار سیاسی است.

پیامد این سازوکار را نباید صرفا در رفتار دارندگان این اکانت‌ها جست‌وجو کرد. خطری که جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند، فرسایش تدریجی و سیستماتیک اعتماد عمومی به هر صدای مستقل است.

وقتی حکومت از روزنامه‌نگاران، اساتید دانشگاه، چهره‌های مدنی یا حتی زندانیان سیاسی در شبکه روایت‌سازی خود استفاده می‌کند، عملا سرمایه اجتماعی این گروه‌ها را می‌سوزاند.

بدین ترتیب، شغل‌ها و چهره‌هایی که زمانی حامل اعتبار و مرجعیت نسبی بودند، به‌تدریج بی‌اعتبار می‌شوند و میدان عمومی از صداهای مستقل تهی می‌گردد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

 آمریکا با بمب‌افکن بی-۱ حملات خود به ایران را گسترش داد
۱

آمریکا با بمب‌افکن بی-۱ حملات خود به ایران را گسترش داد

۲

اتفاقات مشکوک در جام جهانی؛ بخشش محرومیت بالوگان،‌ تساوی اسپانیا-کیپ‌ورد و ۵ مورد دیگر

۳

آمریکا در سیزدهمین شب حملات، نقاطی را در چندین استان ایران هدف قرار داد

۴

ترامپ: به تصمیم‌گیری برای انجام عملیاتی بزرگ‌تر از هر عملیات قبلی در ایران نزدیکم

۵

واکنش بریتانیا به تهدید سپاه پاسداران: در هماهنگی با ناتو آماده دفاع از خود هستیم

انتخاب سردبیر

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست
    تحلیل

    برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

    نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

  • از فراوانی نامحدود تا بی‌قدرتی انسان؛ ماسک آینده بشر با هوش مصنوعی را ترسیم می‌کند

    از فراوانی نامحدود تا بی‌قدرتی انسان؛ ماسک آینده بشر با هوش مصنوعی را ترسیم می‌کند

  • ۶ سال پس از ربایش جمشید شارمهد؛ پرونده‌ای که همچنان جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد

    ۶ سال پس از ربایش جمشید شارمهد؛ پرونده‌ای که همچنان جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد

  • سیم‌کارت‌های سفید روزنامه‌نگاران؛ آن‌ها چگونه رسانه‌‌ها و روایت‌ها را کنترل می‌کنند

    سیم‌کارت‌های سفید روزنامه‌نگاران؛ آن‌ها چگونه رسانه‌‌ها و روایت‌ها را کنترل می‌کنند

  • چون غبار واقعه فرونشست؛ واکاوی لغزش‌های تحلیلی در دفاع از سیم‌کارت سفید

    چون غبار واقعه فرونشست؛ واکاوی لغزش‌های تحلیلی در دفاع از سیم‌کارت سفید

  • جنجال بر سر قابلیت جدید ایکس؛ سیم‌کارت سفید برای وابستگان حکومت، فیلتر برای مردم

    جنجال بر سر قابلیت جدید ایکس؛ سیم‌کارت سفید برای وابستگان حکومت، فیلتر برای مردم

  • خشم شهروندان از «سیم‌کارت‌های سفید»: سال‌هاست ما را از هر حقی محروم کرده‌اند

    خشم شهروندان از «سیم‌کارت‌های سفید»: سال‌هاست ما را از هر حقی محروم کرده‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.