فرستاده ترامپ: با تعلل لبنان در خلع سلاح حزبالله، اسرائیل ممکن است بهتنهایی اقدام کند
تام باراک، فرستاده ویژه دولت ترامپ و سفیر آمریکا در ترکیه، توافق صلح غزه در شرمالشیخ را فرآیندی خواند که باید به دمشق و در نهایت به بیروت هم برسد و گفت اگر لبنان در خلع سلاح حزبالله تعلل کند، ممکن است اسرائیل بهتنهایی وارد عمل شود که پیامدهایش سنگین خواهد بود.
باراک دوشنبه ۲۸ مهر با انتشار یادداشتی در صفحه ایکس خود، از توافق صلح غزه بهعنوان لحظهای سرنوشتساز در دیپلماسی مدرن خاورمیانه یاد کرد و آن را «نخستین قطعه از موزاییک مشارکت در ثبات منطقه» دانست.
به گفته او، برای نخستینبار در حافظه زنده منطقه، اراده سیاسی، ضرورت اقتصادی و امید عمومی همراستا شدهاند و تنها مانع در برابر پیشرفت، «رهبری خصمانه و فریبکار» سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است.
فرستاده ویژه آمریکا همچنین از سوریه و لبنان بهعنوان دو بخش مهم دیگر معماری صلح منطقه نام برد که هنوز کامل نشده است.
سوریه؛ قطعه گمشده صلح
باراک در ادامه یادداشت خود، سوریه را کشوری تکهتکه و خسته از سالها جنگ خواند که هم نماد و هم آزمون واقعی پایداری نظم جدید منطقهای است.
فرستاده ویژه ترامپ گفت: «نسیم آشتی که در غزه وزیدن گرفت، اکنون باید از مرزهای شمالی اسرائیل بگذرد و جان تازهای در کالبد سوریه بدمد.»
او با اشاره به فرمان ترامپ برای لغو تحریمهای آمریکا علیه سوریه و رای سنا به لغو قانون «قیصر برای حمایت از غیرنظامیان سوریه» افزود این دو تصمیم مهم، سیاست واشینگتن در برابر دمشق را «از تنبیه به شراکت» تغییر داد.
به گفته باراک که همزمان فرستاده ایالات متحده در امور سوریه است، لغو تحریمها نه صدقه که راهبردی برای امکان بازسازی زیرساختهای این کشور محسوب میشود.
او رونق اقتصادی را موثرترین پادزهر افراطگرایی و لغو تحریمها را نه نشانه سازش، بلکه واقعگرایی خواند و از مجلس نمایندگان آمریکا خواست در ادامه سیاست ترامپ و مجلس سنا، قانون قیصر را لغو کنند.
قانون قیصر که در سال ۲۰۱۹ در ایالات متحده به تصویب رسید، با هدف تشدید فشار بر بشار اسد، رییسجمهوری مخلوع سوریه، هر فرد یا نهادی را که با حکومت سوریه همکاری اقتصادی یا فنی داشته باشد، مشمول تحریم میکند.
لبنان؛ جبهه دوم
به گفته باراک، در حالی که سوریه از طریق عادیسازی روابط با همسایگان خود از جمله اسرائیل و ترکیه به ثبات دست مییابد، پایه نخست چارچوب امنیتی شمال اسرائیل شکل گرفته است.
از نظر او، پایه دوم باید خلع سلاح حزبالله و آغاز گفتوگوهای امنیتی و مرزی لبنان با اسرائیل باشد.
الحدث ۲۸ مهر گزارش داد جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، در جریان سفر به نیویورک، پیشنهادی برای محدود ساختن سلاحهای حزبالله دریافت کرد.
منابع الحدث گفتند حزبالله در مرحله بعد در ازای تحویل سلاحهای خود، خواستار «تضمین عربی» خواهد شد.
بر اساس این گزارش، حزبالله به این باور رسیده است که «دکترین نبرد برای فلسطین» به پایان خود رسیده است.
باراک در یادداشت خود، آتشبس اسرائیل و لبنان را بهدلیل آنکه حزبالله طرف مستقیم توافق نبود، ناموفق خواند و از کمکهای مالی مستمر جمهوری اسلامی به این گروه بهعنوان عاملی یاد کرد که باعث شده «آرامشی شکننده بدون صلح، ارتشی بدون اقتدار و دولتی بدون کنترل» در لبنان شکل بگیرد.
اوایل سال جاری میلادی واشینگتن طرحی به نام «یک تلاش دیگر» بهعنوان چارچوبی برای خلع سلاح تدریجی حزبالله، نظارت تاییدشده و مشوقهای اقتصادی زیر نظر آمریکا و فرانسه پیشنهاد کرد.
به گفته باراک، لبنان بهدلیل نفوذ حزبالله در شورای وزیران آن را نپذیرفت.
در نهایت، دولت لبنان ۱۶ مرداد کلیات طرح آمریکا را برای خلع سلاح گروههای مسلح تصویب کرد.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بارها تاکید کرده این گروه به خلع سلاح تن نخواهد داد.
باراک در یادداشت خود تاکید کرد با ثبات یافتن دمشق، حزبالله بیش از پیش منزوی میشود.
به گفته او، اکنون انگیزه برای اقدام از هزینه سکون بیشتر است: «شرکای منطقهای آماده سرمایهگذاری هستند، مشروط بر اینکه لبنان انحصار استفاده از زور را به ارتش ملی خود بازگرداند... اگر بیروت تعلل کند، ممکن است اسرائیل بهتنهایی اقدام کند و در این حالت، پیامدهای آن سنگین خواهد بود.»
او افزود اگر بیروت دست به اقدام نزند، شاخه نظامی حزبالله دیر یا زود با حملهای سنگین از سوی اسرائیل و شاخه سیاسی آن نیز احتمالا با انزوا روبهرو خواهد شد.
باراک پیشبینی کرد در صورت وقوع این خسارات سرزمینی و سیاسی، انتخابات ماه مه ۲۰۲۶ به بهانه جنگ به تاخیر بیفتد و این موضوع میتواند لبنان را وارد هرجومرجی گسترده کند و نظام سیاسی شکننده را از هم بپاشاند.
جمهوری اسلامی با خلع سلاح حزبالله مخالفت کرده و در سوی دیگر، دولت لبنان از تهران خواسته است در امور داخلی این کشور دخالت نکند.
به گفته فرستاده ویژه دولت ترامپ، این تصور که یک گروه شبهنظامی میتواند دموکراسی را تعلیق کند، اعتماد عمومی به دولت را از میان میبرد، مداخله منطقهای را برمیانگیزد و خطر فرو رفتن لبنان از بحران به فروپاشی نهادی کامل را در پی خواهد داشت.
باراک تاکید کرد: «اکنون لبنان در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار دارد: پیمودن مسیر نوسازی ملی یا ماندن در باتلاق فلج و سقوط.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.