روزنامه اعتماد از افزایش انواع سرطان در منطقه تالاب گاوخونی خبر داد
روزنامه اعتماد با اشاره به خشک شدن تالاب گاوخونی گزارش داد که فعالیت معادن در این منطقه باعث افزایش بیماریهای نادر و انواع سرطان شده است. ساکنان حسنآباد و بخشهای جرقویه و ورزنه نیز در اعتراض به این وضعیت، طوماری خطاب به مسئولان استان اصفهان امضا کردهاند.
در گزارش چهارشنبه ۱۶ مهر روزنامه اعتماد با اشاره به «فعالیت طولانیمدت معادن، بهویژه معدن نمک در حاشیه تالاب گاوخونی» آمده است: «این فعالیت که در هفتههای گذشته متوقف شد، اثرات خود را بر سلامت مردم منطقه گذاشته و باعث گسترش بیماریهای نادر و انواع سرطانها شده است.»
این روزنامه افزود: «گسترش بیماری در میان ساکنان حسنآباد و بخشهای جرقویه و ورزنه طی سالهای گذشته بهقدری بوده که مردم منطقه در طوماری خواستار رسیدگی به وضعیت و انجام تحقیقاتی در این زمینه شدهاند.»
امضاکنندگان طومار از مسئولان استان اصفهان خواستند برای پیشگیری از بروز فاجعه انسانی به دلیل خشکی بستر تالاب گاوخونی، پراکندگی شدید ریزگردهای آلوده به فلزات سنگین در منطقه، و نیز نگرانی از تشدید بروز انواع بیماریها، امکان جریان حداقلی و دائمی آب زایندهرود برای رسیدن به تالاب گاوخونی و ایجاد پوشش مرطوب، در جهت حفظ سلامت مردم منطقه و احیای زیستبوم این تالاب فراهم شود.
اعتماد نوشت: «پژوهش دانشگاه اصفهان نشان میدهد ذرات گردوغبار برخاسته از بستر خشک تالاب گاوخونی آلوده به فلزات سنگین است.»
احمد جلالیان، رئیس مرکز تحقیقات بیابانزدایی و مقابله با گرد و غبار دانشگاه آزاد اصفهان، مرداد سال گذشته هشدار داده بود که رسوبات زایندهرود احتمالاً به فلزات سنگین آلودهاند. او توضیح داده بود که این رودخانه سالها بهعنوان زهکش زمینهای کشاورزی عمل کرده و کودهای فسفاته و ازته حاوی فلزات خطرناک به آن راه یافتهاند؛ علاوه بر آن، پساب کارخانهها نیز وارد رودخانه میشود.
جلالیان همچنین گفته بود بخشهایی از شرق تالاب گاوخونی که دارای خاک دانهریز و ظرفیت بالای جذب فلزات است، اکنون فعال شده و ممکن است این مواد سمی را در قالب ریزگردها با بادهای شرقی به سمت اصفهان منتقل کند.
کاهش جریان آب زایندهرود، عامل اصلی خشکی تالاب گاوخونی است
دکتر منصور سهرابی، متخصص بوم شناسی و محیط زیست، در مورد این موضوع به ایراناینترنشنال گفت: «کاهش جریان آب زایندهرود به دلیل مدیریت ناپایدار منابع آب، عامل اصلی خشکی تالاب گاوخونی است. برداشت بیرویه آب برای کشاورزی، صنعت و مصارف شهری، سدسازیهای متعدد، تغییر الگوی کشت به محصولات پرآببر، و تأثیرات تغییرات اقلیمی، از جمله کاهش بارندگی و افزایش تبخیر، جریان حداقلی آب موردنیاز تالاب را قطع کرده است.»
به اعتقاد او، «این شرایط، بستر تالاب را به منبعی برای پراکنش ریزگردهای آلوده تبدیل کرده که سلامت ساکنان مناطق حسنآباد، جرقویه و ورزنه را تهدید میکند.»
سهرابی با اشاره به این نکته که «خشکی تالاب باعث آزادسازی گسترده فلزات سنگین، از جمله سرب، کادمیوم و آرسنیک، ناشی از فعالیت طولانیمدت معادن، بهویژه معدن نمک در حاشیه تالاب شده است» افزود: «مطالعات نشان میدهند غلظت برخی از این فلزات در ذرات معلق برخاسته از بستر خشک تالاب تا ۷۰۰تا ۱۰۰۰برابر حد مجاز است.»
این متخصص بوم شناسی و محیط زیست اضافه کرد: «این سطح از آلودگی با ایجاد استرس اکسیداتیو، اختلال در عملکرد سلولی و جهشهای ژنتیکی، خطر بیماریهای تنفسی، عصبی و سرطانهایی مانند لنفوم را افزایش میدهد. و همزمان، استفاده گسترده از کودهای نیتروژنی و فسفاتی و سموم دفع آفات (مانند ارگانوفسفاتها و گلیفوسات) در کشاورزی، آلودگی محیطی را تشدید کرده است.»
به گفته او، «روانابهای کشاورزی این ترکیبات را به خاک و آبهای زیرزمینی منتقل میکنند و در شرایط خشکی تالاب، این مواد بهصورت ذرات معلق در هوا پراکنده شده و از طریق تنفس، تماس پوستی یا زنجیره غذایی وارد بدن میشوند.»
در نتیجه، «ترکیب فلزات سنگین با باقیماندههای کود و سموم، اثرات سمی سینرژیستیک ایجاد کرده و خطر بیماریهای مزمن را بهصورت تصاعدی افزایش میدهد.»
سهرابی تاکید کرد که برای پیشگیری از فاجعه انسانی و زیستمحیطی، تامین جریان دائمی زایندهرود برای حفظ رطوبت تالاب و کاهش پراکنش ریزگردها حیاتی است و گفت: «پایش مستمر کیفیت هوا، خاک و آب، کاهش مصرف کودها و سموم شیمیایی، اصلاح فعالیتهای معدنی، و انجام مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی ارتباط آلودگیها با بیماریها ضروری است.»
او همچنین اشاره کرد که آموزش کشاورزان و جوامع محلی، همراه با همکاری نهادهای علمی، اجرایی و مردمی، میتواند به احیای اکوسیستم تالاب و حفاظت از سلامت عمومی کمک کند و ابراز اطمینان کرد که این اقدامات، پایداری زیستمحیطی و سلامت ساکنان منطقه را تضمین خواهد کرد.
خطر محیط زیستی برای استانهای مرکزی ایران
برخی گزارشها حاکی از آن است که مشکلات محیط زیستی محدود به استان اصفهان نخواهد شد و استانهای دیگر نیز تحت تاثیر این وضعیت قرار خواهند گرفت.
خبرگزاری ایرنا در گزارشی در ۱۱ مرداد نوشت که بخش خشکشده تالاب گاوخونی به کانونی خطرناک از گرد و غبار سمی تبدیل شده است. در این گزارش آمده که میزان سمیت ذرات گرد و غبار حدود ۶۰ درصد افزایش یافته و ادامه این وضعیت میتواند سلامت شهروندان و پایداری محیط زیست در اصفهان و استانهای مرکزی را بهشدت تهدید کند.
در سالیان اخیر شمار قابل توجهی از تالابهای ایران خشک شدهاند.
دریاچه ارومیه که فعالان محیط زیست بارها نسبت به خشک شدن قریبالوقوع آن هشدار دادهاند، از مهمترین مواردی است که خشک شدن آن میتواند تبعات اجتماعی وسیعی ایجاد کند.
سوم شهریور، خبرآنلاین اعلام کرد دریاچه ارومیه که زمانی یکی از بزرگترین دریاچههای شور دنیا بود، تنها حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب شور در سطحی نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر مربع دارد که عمق آن به کمتر از نیممتر رسیده است.
این رسانه از قول کارشناسان نوشت دریاچه ارومیه «عملا مرده» و تنها چند روز تا تبخیر کامل آن باقی مانده است.
دوم خرداد، عیسی کلانتری، رییس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست ایران، با بیان اینکه «مردم تبریز باید به مرور این شهر را تخلیه کنند» نسبت به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی خشک شدن دریاچه ارومیه هشدار داد و گفت گرد و غبار نمکی ناشی از خشک شدن این دریاچه «تا ۴۰۰ کیلومتر» خواهد رفت.
وضعیت تالابها و دریاچههای کشوری در شرایطی قرار گرفته که مقامات محلی استان گیلان، پربارشترین استان کشور نیز نسبت به خشک شدن تالاب انزلی هشدار دادهاند.
هادی حقشناس، استاندار گیلان، ششم شهریور گفت: «اگر چارهای برای وضعیت تالاب انزلی اندیشیده نشود، این زیستبوم بینالمللی در خاموشی کامل قرار میگیرد.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.