دفاع استرالیا از تصمیم این کشور برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی در دیدار با عراقچی
وزیر خارجه استرالیا، سناتور پنی وانگ، در گفتوگو با برنامه ۷:۳۰ شبکه ایبیسی تأکید کرد که تصمیم دولتش برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی ایران اقدامی ناگزیر بوده است. او گفت در دیدار با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نیویورک، بهطور مستقیم توضیح داده که «اقدامات سپاه پاسداران از خط قرمز عبور کرده و غیرقابلقبول بوده است» و استرالیا بر همین اساس ناچار به واکنش شده است.
وانگ در پاسخ به پرسشی درباره انکار دخالت سپاه پاسداران در حملات یهودستیزانه در استرالیا از سوی عراقچی تصریح کرد: «انتظار دارید ایرانیها به شیوهای مشخص واکنش نشان دهند. اما من خیلی شفاف همان چیزی را که علناً گفتهام، تکرار کردم؛ اینکه دولت استرالیا بر پایه توصیههای نهادهای امنیتی خود تصمیم گرفته و به همانها اعتماد دارد.»
او همچنین درباره احتمال بازگشت سفیر جمهوری اسلامی به استرالیا گفت هنوز گروه کوچکی از دیپلماتهای ایرانی در سطح کاری در کانبرا حضور دارند و فعالیت سفارت استرالیا در تهران نیز به حالت تعلیق درآمده است. وانگ افزود: «پیش از هرگونه تغییر موضع، نیاز به اعتمادسازی قابلتوجهی خواهد بود.»
خبرگزاری دولتی سوریه (سانا) گزارش داد احمد الشرع، رئیس جمهوری موقت سوریه، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، دیدار کرد.
ترامپ در ماه مه هم در عربستان سعودی با احمد الشرع دیدار کرد و اعلام کرد که دههها تحریم اعمالشده بر سوریه در دوران حکومت اسد را لغو خواهد کرد. او سپس دستور لغو یا تعلیق بخش بزرگی از این تحریمها را صادر کرد.
با این حال، سختگیرانهترین تحریمها که در سال ۲۰۱۹ از سوی کنگره وضع شد، همچنان پابرجاست و برای لغو دائمی آنها نیاز به رای کنگره است.
واشینگتن رژیم تحریمهای سوریه را لغو کرد
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) اعلام کرد رژیم طولانیمدت تحریمهای مرتبط با سوریه پایان یافته است؛ تصمیمی که با استناد به «اقدامات مثبت و اصلاحات سیاسی–اقتصادی» دولت جدید به رهبری احمدالشرع اتخاذ شده است.
طبق اعلام اوفک، این نهاد «مقررات تحریمهای مرتبط با سوریه» را به «مقررات تحریمهای ترویج پاسخگویی درباره اسد و ثبات منطقهای» تغییر نام داده و چارچوب را برای اجرای دو فرمان اجراییِ صادرشده در ۱۵ ژانویه و ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵ اصلاح کرده است.
بنا بر اطلاعیه منتشرشده، تحولات ششماهه منتهی به ۳۰ ژوئن—از جمله اقدامات دولت جدید دمشق—مبنای خاتمه «وضعیت اضطراری ملی» تشکیلدهنده پایه حقوقی تحریمها بوده است.
طبق اعلام رسمی، این تصمیم از اول ژوئیه ۲۰۲۵ لازمالاجرا شد و اوفک در ۲۶ اوت ۲۰۲۵ «مقررات تحریمهای سوریه» را از مجموعه مقررات فدرال (سیافآر) حذف کرده است.
وزارت خزانهداری میگوید تغییرات تازه، ضمن تثبیت سازوکار پاسخگویی درباره دوره اسد، مسیر سیاستگذاری آمریکا را با شرایط سیاسیِ پس از تشکیل دولت انتقالی در دمشق همسو میکند.
چارچوب پیشینِ «مقررات تحریمهای مرتبط با سوریه» طی سالها ابزار اجراییِ اصلی وزارت خزانهداری برای اعمال محدودیتها علیه حکومت اسد، مقامهای ارشد، پشتیبانان مالی و شبکههای مرتبط با تسلیحات، نفت و سایر منابع درآمدی بود؛ شبکهای از ممنوعیتهای فراگیر بر صادرات، سرمایهگذاری و بخش عمدهای از تراکنشهای مالی که تنها با استثناهای محدود—از جمله مجوزهای انساندوستانه و برخی فعالیتهای سازمانهای غیردولتی تحت نظارت سختگیرانه—قابل تخطی بود.
اوفک در توضیح منطق تغییر میگوید اصلاحات اعلامشده از سوی دولت الشرع و سیگنالهای سیاسیِ ماههای اخیر، ارزیابی تازهای را از کارآمدی و تناسب تحریمهای گسترده ضروری کرده است.
بهگفته این نهاد، بازطراحی مقررات با هدف «ترویج ثبات منطقهای» و حفظ امکان تحریمِ هدفمند بازیگران مرتبط با نقضهای جدی، در عین کاهش هزینههای ناخواسته بر اقتصاد و جامعه سوریه، انجام شده است.
لغو رژیم تحریمی در حالی صورت میگیرد که دمشق طی ماههای گذشته بر لغو محدودیتهای بینالمللی بهعنوان پیشنیاز جذب سرمایهگذاری و بازسازی تاکید کرده است.
در عین حال، مقامات آمریکایی با اشاره به تغییر عنوان و مضمون مقررات تاکید دارند ابزارهای حقوقی برای پیگیری تخلفات احتمالیِ باقیمانده از دوره اسد یا بازیگران منطقهای مرتبط، همچنان برقرار است و میتواند در صورت لزوم فعال شود.
سوریه و اسرائیل، پس از دههها خصومت و درگیری مستقیم و نیابتی، اکنون وارد مرحلهای بیسابقه از گفتوگوهای امنیتی شدهاند.
دفتر نخستوزیر اسرائیل شامگاه چهارشنبه تایید کرد که مذاکرات با سوریه در جریان است و هدف از آن «تضمین منافع حیاتی اسرائیل» عنوان شده است؛ از جمله خلع سلاح جنوبغرب سوریه و حفظ امنیت جامعه دروزی ساکن این مناطق.
این تحولات در حالی رقم میخورد که احمد الشرع، رئیسجمهوری موقت سوریه که در سال گذشته با رهبری نیروهای شورشی دولت بشار اسد را سرنگون کرد، این هفته برای نخستینبار در قامت رئیسجمهوری سوریه در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد؛ سخنرانیای که نهتنها در محتوای آن بلکه در ظاهر میانهرو و اصلاحطلبانه او بازتاب گستردهای یافت.
الشرع که پیشتر بهعنوان یکی از رهبران گروه جهادی هیئت تحریر الشام شناخته میشد و تا مدت کوتاهی قبل تحت تعقیب آمریکا قرار داشت، اکنون در قامت رئیسجمهوری با کتوشلوار غربی در صحن سازمان ملل ظاهر شد و ضمن انتقاد از حملات مکرر اسرائیل به خاک سوریه، خواستار پایان دادن به «دخالتهای بیثباتکننده» تلآویو شد.
او گفت: «سوریه از صادرکننده بحران به فرصتی برای صلح تبدیل شده است. اما ادامه حملات اسرائیل، چشمانداز ما برای بازسازی کشور و پایان دادن به خشونتها را تهدید میکند.» او با اشاره به توافق آتشبس ۱۹۷۴ تاکید کرد که سوریه همچنان به این توافق پایبند است و خواهان گفتوگو و دیپلماسی برای حلوفصل اختلافات است.
در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در بیانیهای اعلام کرد که نتیجه مذاکرات در گرو تامین شروط امنیتی مشخصی از سوی سوریه است. طبق اعلام دفتر او، این شروط شامل خلع سلاح مناطق هممرز با بلندیهای جولان، تامین امنیت جامعه دروزی و حفظ آزادی عمل اسرائیل برای مقابله با تهدیدات منطقهای است.
بنی گانتس، وزیر دفاع پیشین و رهبر حزب آبی و سفید، نیز با حمایت از این مذاکرات، خواستار آن شد که اسرائیل «در نقاط کلیدی خاک سوریه باقی بماند تا امنیت ساکنان جولان تضمین شود». گانتس همچنین هشدار داد که نباید اجازه داد ترکیه همانند ایران شبکههای نفوذ خود را در سوریه گسترش دهد.
از سوی دیگر، تام باراک، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه، که از نقش فعالی در تسهیل دیدارهای اخیر میان طرفین برخوردار بوده، اعلام کرد که سوریه در قالب توافق کاهش تنش، پذیرفته است هیچ تجهیزات نظامی سنگینی به نزدیکی مرز اسرائیل منتقل نکند.
با این حال، احمد الشرع هفته گذشته در نیویورک گفت که از زمان توافق اولیه، اسرائیل بیش از هزار حمله هوایی و ۴۰۰ عملیات زمینی در خاک سوریه انجام داده است. او این اقدامات را در تضاد با روند گفتوگوها دانست و هشدار داد که تلآویو ممکن است در مسیر مذاکرات کارشکنی کند.
هرچند هنوز جزئیات نهایی مذاکرات منتشر نشده، اما حضور همزمان چهرههایی چون الشرع در سازمان ملل و تایید رسمی گفتوگوها از سوی اسرائیل، نشانگر آغاز فصل جدیدی در مناسبات امنیتی و منطقهای میان دمشق و تلآویو است؛ فصلی که آینده آن به نحوه توازن میان منافع امنیتی اسرائیل و جاهطلبیهای سیاسی رهبری جدید سوریه گره خورده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با اشاره به از کار افتادن پلهبرقی و تلهپرومپتر در سازمان ملل و پخش نشدن صدایش در سالن هنگام سخنرانی، در پستی نوشت: «این اتفاق تصادفی نبود؛ این یک خرابکاری سهگانه در سازمان ملل بود. آنها باید از خود شرمسار باشند.»
ترامپ در رسانه اجتماعی تروثسوشال این مسائل را «یک رسوایی واقعی» خواند و افزود نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشته و خواهان تحقیق فوری در این باره شده است.
او با اشاره به اینکه سرویس مخفی آمریکا نیز درگیر ماجراست، افزود: «تعجبی ندارد که سازمان ملل نتوانسته وظیفهای را که برای آن به وجود آمده انجام دهد.»
ترامپ در سخنرانی خود در هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «تنها چیزی که از سازمان ملل گرفتم این بود که پلهبرقیای که از آن بالا میرفتم متوقف شد؛ خوشبختانه من و بانوی اول روی فرم بودیم وگرنه زمین میخوریم.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در پیامی بلندمدت از آنچه «سه اقدام خرابکارانه» در مجمع عمومی سازمان ملل خواند، خبر داد و خواستار تحقیق فوری شد.
ترامپ در پیام خود نوشت که نخست «پلهبرقی منتهی به تالار سخنرانی ناگهان و بهطور کامل متوقف شد» و در صورت عدم گرفتن دستگیره احتمال داشت او و ملانیا روی پلهها بیفتند.
او گفت: «این قطعا خرابکاری بود» و خواست افراد مسئول بازداشت شوند.
ترامپ افزود که هنگام سخنرانی «متن روی تلپرومپتر کار نکرد؛ کاملا خاموش بود» و او مجبور شد بدون تلپرومپتر سخنرانی کند که «حدود پانزده دقیقه بعد» تلپرومپتر روشن شد.
او همچنین اظهار داشت که پس از سخنرانی «صدا در تالار قطع بود و رهبران جهان مگر از طریق هدفون مترجمان چیزی نمیشنیدند.»
ترامپ گفت اولین کسی که بعد از سخنرانی دید، ملانیا بود و او پرسید «چطور بودم؟» و ملانیا پاسخ داد «هیچکلمهای نشنیدم.»
دونالد ترامپ در پایان از دبیرکل سازمان ملل خواست تا تحقیق فوری آغاز شود، خواهان نگهداری تصاویر ضبطشده از پلهبرقی و دخالت سرویس مخفی شد و تاکید کرد این موارد «تصادفی» نبوده و باید پیگرد شود.
در شبکههای اجتماعی فارسی یک صحنه آشنا مدام تکرار میشود: بهجای همدلی با کسی که ضربه خورده یا فکرکردن به راهحلهای جمعی، به طعنه پناه میبریم و از لغزش یا بدبیاری دیگران، آرامشی لحظهای میگیریم.
بعضیها شکستِ یک چهره معروف را «فرونشاندن تب عدالت» میبینند؛ انگار جهان موقتاً منصف شده است. این رفتار نه صرفاً شوخی و تکهپرانی، که محصول فشارهای ممتد، امیدهای به تعویقافتاده و سازوکارهایی است که پلتفرمها به آن پاداش میدهند.
برای فهم ماجرا دو مفهوم کلیدی به کار میآید. اول «دگرغمشادی»؛ یعنی لذت کوتاه از دیدن ناکامی دیگران. وقتی مسیرهای پیشرفت بسته و ناکامی طولانی میشود، روان دنبال مُسکن فوری میگردد. شکست «دیگری موفق» تهدید به عزتنفس را موقتاً خنثی میکند و این حس را میدهد که «تراز دنیا برابر شد».
دوم «محرومیت نسبی»؛ یعنی رنجی که از مقایسه میآید، نه لزوماً از فقر مطلق. وقتی آدمها احساس میکنند چیزی که «حق طبیعی»شان بوده از آنها دریغ شده است. حتی اگر وضع مادیشان تغییری نکرده باشد، احساس بیعدالتی شدت میگیرد. در اقتصاد ناپایدار و آینده مبهم، این رنج مقایسهای بیشتر میشود: یکجا تسکین موقتی «او بدتر است»، جایی دیگر خشم «چرا او توانست و ما نه؟».
نمونه نزدیک: کیمیا علیزاده و میدانِ قضاوت عمومی هر بار که مسیر حرفهای یا تصمیم مهاجرت یک چهره شناختهشده به خبر تبدیل میشود، شبکهها به میدان داوری جمعی بدل میشوند. درباره کیمیا علیزاده، همان تکواندوکاری که با مدال برنز «ریو» نامش در تاریخ ورزش ثبت شد، موجهای پیدرپی واکنشها را دیدهایم: او از محدودیتها گفت، از ایران جدا شد، یک دوره زیر پرچم تیم پناهندگان جنگید و بعد تابعیتی دیگر گرفت. هر پیچِ این مسیر، سیلی از طعنه، دلسردی یا تشفی را به راه انداخت: تحقیر مقصد، رابطه او با همسرش، برجستهکردن لغزشهای ورزشی، و شادی از هر نشانه ناکامی. زیر این واکنشها همان منطق آشنا کار میکرد: برای بسیاری «رفتن» رؤیایی دور از دسترس است؛ پس شکست «دیگری رفته» مثل یک مُسکن عمل میکند و فشارِ مقایسه را موقتاً پایین میآورد. همین الگو در مورد برخی دیگر از بازیگران سرشناس سینما و ورزشکاران ملی تکرار شد. کسانی که همه با نامهای آنها اشنا هستیم.
شبکههای اجتماعی این چرخه را تشدید میکنند. الگوریتمها هیجان منفی را بالا میکشند؛ محتوای خشمآلود بیشتر دیده میشود، طعنه هنجار میشود و مرزهای همدلی عقب مینشیند. وقتی پاداش روانی فوری با پاداش الگوریتمی همجهت میشود، ترکدادن عادت سختتر میشود. در نتیجه، زبانِ روزمره ما بهتدریج تغییر میکند: جملات کوتاه، قضاوتهای تند، و تمایل به «افشا» بهجای «فهم».
در سوی دیگر، مقایسههای فرامرزی هم برای تسکین بهکار میآید و هم برای سوزاندن. گاهی شبکهها پر میشود از «ما تنها نیستیم، آنجا هم اوضاع خراب است»؛ این نسخه سبکدرد است. امّا همان مقایسهها وقتی به پرونده مهاجرت یا موفقیت همسایهها میرسد، کارکرد معکوس پیدا میکند: «چرا آنها راه پیدا کردند و ما نه؟» و همانجا آتش خشم و طعنه بلند میشود. این نوسان دائمی بین «حسرت» و «نفرت»، سوخت عاطفی بسیاری از واکنشهای آنی ماست.
این چرخه هزینه اجتماعی دارد: فرسایش اعتماد. وقتی قاعده بازی به «مجموع صفر» نزدیک میشود، یعنی برد دیگری، باخت من تلقی میشود، همکاری فرو میریزد. سرمایه اجتماعی ساییده میشود و جامعه بهجای سازماندهی برای بهبود، انرژیاش را صرف داوریهای لحظهای میکند. نتیجه، تابآوری کمتر در بحرانها و کوچکشدن تخیل جمعی است: ما بهجای تصورِ راهحلهای نهادی، مدام همان مناسکِ تسکین را تکرار میکنیم.
در چنین وضعی، موعظه اخلاقی بهتنهایی کار زیادی پیش نمیبرد. کسی که دسترسی منصفانه به فرصت ندارد، با شنیدنِ «مهربان باش» حالش بهتر نمیشود. نسخه مؤثر باید هم «مسیر پیشرفت منصفانه» را واقعیتر کند، هم چرخه پاداش به هیجان منفی را بشکند. به زبان ساده، اگر در ایران «امکان» دوباره معنای داخلی پیدا نکند، زبان طعنه و تشفی هم کم نمیشود.
چه میشود کرد؟ راههای عملی برای ترمیم اول، قواعد رقابت باید شفاف، قابل پیشبینی و عادلانه باشد؛ از مدرسه و دانشگاه تا استخدام و ارتقای شغلی و میادین ورزشی. احساس «نتیجه از قبل معلوم است» همان جایی است که دگرغمشادی ریشه میگیرد. دوم، شبکههای همکاری محلی باید تقویت شوند؛ کنشهای جمعی کوچک که به زندگی روزمره نتیجه میدهند، تجربه «برد مشترک» میسازند و جای تشفی از شکستِ دیگری را میگیرند. سوم، پلتفرمها (و البته کاربران) باید در برابر طعمههای الگوریتمی مقاومت کنند: کندکردن چرخه خشم با تأخیر در بازنشر، دیدنِ منبع، و پرهیز از انگزنی. چهارم، سواد رسانهایِ کاربردی لازم است؛ نه بهعنوان درس اخلاق، بلکه بهعنوان تکنیک زندگی دیجیتال: تشخیص «هیجانِ قابلسوءاستفاده»، و تمرین خاموشکردن اعلانهایی که ما را به سمت داوریِ سریع میکشد.
نکته آخر اینکه نقد دگرغمشادی بهمعنای «طبعاً بدطینت بودن» مردم نیست. بیشتر ما وقتی در مضیقهای طولانی گیر میکنیم، به مُسکنها آویزان میشویم. اما همانقدر که مضیقه «فردی» تجربه میشود، «نهادی» هم ساخته میشود. اگر راههای رسمی پیشرفت و اعتراض بسته باشد، پلتفرمها به میدانِ تخلیه بدل میشوند و زبان، خشنتر میشود. راه برونرفت از این چرخه هم از اخلاق فردی میگذرد و هم در اخلاق جمعی و نهادهای قابلاعتماد تثبیت میشود: جایی که همکاری سود دارد، اعتماد میروید و «امکان» دوباره در داخل معنا پیدا میکند.
در پایان، اگر میخواهیم فضای عمومیمان از «تسکینِ تلخ» فاصله بگیرد، باید به دو سطح همزمان فکر کنیم: سطح «عادت» (آنچه هر روز مینویسیم و بازنشر میکنیم) و سطح «ساختار» (قواعد عادلانهای که امید را معنادار میکند). بدون دومی، اولی دوام ندارد؛ و بدون اولی، دومی مطالبه نمیشود. شاید اولین قدمِ عملی، ساده باشد: هر بار که وسوسه میشویم از لغزشِ دیگری خوشحال شویم، از خودمان بپرسیم: «این تشفی چه چیزی را در من تسکین میدهد که در ساختارها ناتمام مانده است؟» پاسخِ صادقانه به همین سؤال، گاهی آغازِ تغییر است.