• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

استراتژی دریای سیاهِ روسیه؛ قدرت‌نمایی دریایی برای سلطه منطقه‌ای

۳۰ مرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۴:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

فارن‌افرز نوشت که کرملین با تبدیل دریای سیاه به مرز راهبردی اوراسیا می‌کوشد بر دولت‌های ساحلی اعمال نفوذ کند و از این دریا به‌عنوان سکوی طرح ریزی قدرت در خاورمیانه، مدیترانه و قفقاز بهره ببرد؛ روندی که اگر مهار نشود امنیت اروپا و همسایگان را تهدید می‌کند.

به گزارش فارن‌افرز، جنگ روسیه علیه اوکراین و فشار بر همسایگان، جریان انرژی، غذا و کالا را مختل و میلیون‌ها آواره ایجاد کرده و سطح ناامنی را از اوکراین فراتر برده است. به باور نویسنده این نشریه، هدف مسکو صرفاً تسلط بر اوکراین نیست؛ کرملین می‌خواهد پنج کشور ساحلی دیگر دریای سیاه و همچنین مولداوی را به‌حدی وابسته کند که عملاً بر انتخاب‌های راهبردی آنها حق وتو بیابد و در عین حال از پهنه دریای سیاه برای نفوذ فرامنطقه‌ای بهره گیرد.

نشریه فارن‌افرز می‌نویسد که تسلط بر دریای سیاه، بخش محوری راهبرد روسیه برای بازتعریف جایگاه خود به‌عنوان یک «ابرقدرت» است. به باور کرملین، نبود نقش رهبری در این منطقه، روسیه را در برابر نفوذ غرب آسیب‌پذیر می‌کند و از قدرت آن برای تأثیرگذاری بر همسایگان و صادرات حیاتی‌اش می‌کاهد. در این میان، ترکیه بزرگ‌ترین مانع است؛ تنها کشور ساحلی‌ای که هرگز زیر سلطه مسکو نبوده و هم‌زمان عضو ناتو به شمار می‌رود. با این حال، روسیه پس از پایان جنگ سرد همچنان نفوذ قابل توجهی را در کشورهای ساحلی دیگر مانند بلغارستان، گرجستان، مولداوی، رومانی و اوکراین حفظ کرده است.

به نوشته این نشریه، ولادیمیر پوتین نوسازی ناوگان دریای سیاه را اولویت داد؛ ناوگانی که در پشتیبانی از اسکادران مدیترانه‌ای و مداخله ۲۰۱۵ در سوریه حیاتی بود. مسکو با نادیده‌گرفتن مرزهای به‌رسمیت‌شناخته شده، بخش‌های وسیعی از ساحل را به کنترل خود درآورد: آبخازیا در ۲۰۰۸، کریمه در ۲۰۱۴ و بخش اوکراینیِ ساحل دریای آزوف در ۲۰۲۲. هرچند اوکراین مانع اشغال کامل ساحلش شد، روسیه با مین‌ریزی، محاصره و بمباران بنادر، دسترسی دریایی کی‌یف را تضعیف و حضور دیگر ناوگان‌ها را محدود کرد.

100%

فارن‌افرز تاکید می‌کند مسکو هم‌زمان با جلب توجه جهانی به جنگ اوکراین، اهداف خود را «زیر رادار» پیش برده است: طولانی‌کردن جنگ، دورزدن تحریم‌ها، برهم‌زدن بازارها و گسترش نفوذ در خاورمیانه و شمال آفریقا. از نظر این نشریه، بی‌اعتنایی به تاب‌آوری کشورهای ساحلی، جنگ را طولانی‌تر و نقض‌های گسترده حقوق بشری، موج‌های پناهجویی و تلاطم در بازارهای انرژی و کالا را تشدید می‌کند؛ ناامنی‌های منطقه‌ای نیز به قفقاز، خاورمیانه و مدیترانه سرریز می‌شود.

این گزارش با مرور تاریخی یادآور می‌شود که دریای سیاه قرن‌ها گذرگاه جابه‌جایی انسان و کالا بوده است. کاترین کبیر در ۱۷۸۳ کریمه را از عثمانی ضمیمه کرد تا کنترل روسیه بر این دریا تقویت شود. در سده نوزدهم رقابت با عثمانی و قدرت‌های اروپایی ادامه یافت و در جنگ سرد، شوروی به قدرت برتر بدل شد. پس از فروپاشی ۱۹۹۱، گرجستان، مولداوی و اوکراین مستقل شدند و به غرب گرایش یافتند؛ بلغارستان و رومانی به ناتو (۲۰۰۴) و اتحادیه اروپا (۲۰۰۷) پیوستند. پوتین در ۲۰۱۴ الحاق کریمه را با استدلال جلوگیری از «لنگر انداختن کشتی‌های ناتو در سواستوپل» توجیه کرد. به نوشته فارن‌افرز، ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ طول ساحلِ تحت کنترل مؤثر کرملین سه برابر شد.

اهمیت اقتصادی دریای سیاه در روایت فارن‌افرز برجسته است: نفت و فرآورده‌های نفتی، عمده محموله‌های خروجی از نووروسیسک—بزرگ‌ترین بندر روسیه در این حوضه و پنجمین بندر اروپا—را تشکیل می‌دهند؛ خطوط باقیمانده گاز به غرب از بستر دریا به ترکیه و سپس جنوب‌شرق اروپا می‌رسد. تقریباً همه صادرات غلات و بخش مهمی از کود و محصولات کشاورزی روسیه نیز از همین دریا عبور می‌کند؛ این جریان‌ها به مسکو امکان می‌دهد درآمد خود را افزایش دهد، بازارهای تازه بسازد، شبکه‌های تجاریِ کمتر متکی به دلار ایجاد کند و نفوذ خود را در کشورهای دریافت‌کننده گسترش دهد.

به نوشته فارن‌افرز، تاکتیک‌های مداخله روسیه متنوع است: جنگ داخلی ۱۹۹۱–۱۹۹۳ گرجستان و جنگ کوتاه ۲۰۰۸ فرصت نفوذ نظامی-سیاسی را برای روسیه فراهم کرد؛ حدود هشت درصد گرجی‌ها به‌سبب آن رخدادها و بازی با شکاف‌های قومی آواره داخلی‌اند. کرملین علاوه بر زور، از جنگ اطلاعاتی، حمایت از احزاب طرفدار روسیه، دست‌کاری در انتخابات و تلاش برای کودتا بهره برده است.

اهرم انرژی ابزار شناخته‌شده دیگر است: قطع ترانزیت گاز از اوکراین به اروپا در مقاطع مختلف پیش از ۲۰۱۴، بستن گازِ بلغارستان در ۲۰۲۲ و مولداوی در اوایل ۲۰۲۵. محدودیت‌های غذایی—از ممنوعیت گندم گرجستان تا سقف‌گذاری شراب مولداوی—هم برای «تنبیه» به‌کار رفته است. نفوذ فرهنگی از مسیر کلیسای ارتدکس روسیه و عملیات جاسوسی و خرابکاری، این جعبه‌ابزار را کامل می‌کند.

نشریه فارن‌افرز عملکرد روسیه را «دوگانه» توصیف می‌کند: تهاجم سال ۲۰۲۲ هم نشان‌دهنده بلندپروازی‌های سلطه‌طلبانه مسکو بود و هم حاصل زمینه‌سازی‌های پیشین. اگرچه صادرات گاز روسیه به کشورهای بلغارستان، رومانی و اوکراین کاهش یافت، اما در مقابل به گرجستان و ترکیه—که به تحریم‌های غربی تن ندادند—افزایش پیدا کرد. ترکیه به بزرگ‌ترین خریدار جهانی فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده روسیه تبدیل شد و بخشی از این محموله‌ها در گرجستان و ترکیه تغییر برچسب داده شدند تا ممنوعیت‌های اتحادیه اروپا را دور بزنند. برای همین منظور، «ناوگان سایه‌ای» از کشتی‌های ثبت‌نشده نیز به کار گرفته شد. در بخش کشاورزی، به گفته دیمیتری مدودف، روسیه «سلاح خاموش» خود را فعال کرد: از سرقت غلات اوکراینی و حمله به مزارع، زیرساخت‌ها و بنادر گرفته تا تضعیف درآمدهای کی‌یف و تصاحب بازارهای جهانی.

100%

در حوزه نفوذ سیاسی، فارن‌افرز حلقه‌های ضعیف را گرجستان و مولداوی می‌داند: نیروهای روس در مناطق جدایی‌طلب حضور دارند و نارضایتی داخلی بستر مستعدی برای عملیات نفوذ است. حزب «رویای گرجی» مذاکرات الحاق به اتحادیه اروپا را در نوامبر ۲۰۲۴ تعلیق و قوانین محدودکننده آزادی بیان و تجمع را تصویب کرد؛ هرچند جامعه‌ای بزرگ مخالف است، اما ترس از تهاجم دوباره روسیه، فضا را برای عقب‌گرد آماده کرده است.

در مقابل، پیروزی نامزدهای طرفدار غرب در مولداوی و رومانی محدودیت‌های نفوذ مسکو را نشان می‌دهد، اما کرملین برای دست‌کاری انتخابات پارلمانی پاییز ۲۰۲۵ مولداوی تلاش می‌کند. در آفریقا نیز اعتراض‌هایی به «سلاح‌سازی غذا» دیده شده است؛ چنان‌که یک دیپلمات کنیایی خروج روسیه از توافق غلات دریای سیاه را «خنجری از پشت» خواند. در عین دورزدن تحریم‌ها و کسب درآمد، روسیه ناچار به استفاده از شبکه‌های تجاری پیچیده و ناکارآمد شده و موج مهاجرت از روسیه به بزرگ‌ترین سطح پس از ۱۹۱۷ رسیده است.

به نوشته فارن‌افرز، مقاومت اوکراین در دریا و ضربه‌های سنگین به ناوگان دریای سیاه نفوذ مسکو را محدود کرده و تصمیم ترکیه برای بستن تنگه‌ها به روی کشتی‌های جنگی روسیه—چند روز پس از آغاز جنگ—توان کرملین برای جنگ دریایی و طرح ریزی در مدیترانه و خاورمیانه را کاسته است. در قفقاز جنوبی، روسیه دیگر هژمون بی‌رقیب نیست و نقش ترکیه پررنگ‌تر شده است.

فارن‌افرز می‌افزاید در ۲۰۲۳، با حمله آذربایجان، مسکو به کمک ارمنستان نشتافت و در اوت ۲۰۲۵ صلح ایروان–باکو در کاخ سفید امضا شد؛ نشانه‌ای از محدودیت نفوذ روسیه. این نشریه همچنین می‌نویسد فشارهای نظامی، اولویت مسکو را از سوریه به اوکراین برده و پس از تحولات سیاسی دمشق در دسامبر گذشته، کرملین برای بازسازی نفوذ خود دست‌به‌کار شده است.

فارن‌افرز راه برون‌رفت را در راهبردی منسجم می‌بیند: اتحادیه اروپا و ناتو باید از شعار فراتر روند. طرح «اتصال» بروکسل (مه ۲۰۲۵) به بودجه و تعهدات واقعی نیاز دارد؛ کریدورهای غرب–شرق میان مدیترانه، دریای سیاه و خزر با مشارکت ترکیه باید تقویت شود. «ابتکار سه دریا» می‌تواند با عضویت کامل اوکراین و مولداوی، پیوندهای دیجیتال، انرژی و حمل‌ونقل را تعمیق بخشد.

در انرژی، فارن‌افرز از کابل زیرآبی بلغارستان–گرجستان–رومانی برای اتصال انرژی‌های تجدیدپذیر آذربایجان به شبکه اروپا، میدان‌های گازی فراساحلی رومانی (با ظرفیت تبدیل این کشور به بزرگ‌ترین تولیدکننده گاز اتحادیه اروپا) و میدان «ساکاریا» در ترکیه نام می‌برد. اوکراین نیز در روزگار صلح می‌تواند با سرمایه‌گذاری اروپایی–آمریکایی به تولیدکننده مهم گاز بدل شود.

«قطعات سازه» این راهبرد به‌زعم فارن‌افرز بدون ترکیه کامل نمی‌شود: هرچند آنکارا با حضور رسمی دریایی ناتو با مشارکت قدرت‌های غیرساحلی در دریای سیاه مخالف است، اما به نوسازی دفاعی بلغارستان و رومانی کمک می‌کند. ناتو قصد دارد تا ۲۰۳۰ پایگاه نزدیک کنستانتسا را به مرکز اصلی خود در دریای سیاه و بزرگ‌ترین پایگاه اروپایی تبدیل کند؛ تقویت پدافند هوایی، افزایش نیرو در گروه‌های رزمی چندملیتی، چرخش ناوها، گشت‌های هوایی منظم و ارتقای «اطلاعات، مراقبت و شناسایی» می‌تواند بازدارندگی را افزایش دهد.

در جمع‌بندی، فارن‌افرز تاکید می‌کند نبرد برای اوکراین درواقع نبرد برای آینده دریای سیاه است. پایان جنگ باید با راهبردی محکم برای جلوگیری از سلطه مسکو بر منطقه همراه شود: تقویت حکمرانی دموکراتیک و توسعه اقتصادی، و تضمین تولید و ترانزیت امن کالا. در غیر این صورت، دامنه تهاجم روسیه می‌تواند به مولداوی و گرجستان برسد و حتی خطر رویارویی مستقیم با اعضای ناتو را بالا ببرد؛ سناریویی با پیامدهای سنگین برای بازارهای جهانی و منافع آمریکا و اروپا.

Banner

پربازدیدترین‌ها

نتانیاهو هشدار داد حمله احتمالی تهران به اسرائیل «یکی از آخرین تصمیم‌های آنها» خواهد بود
۱

نتانیاهو هشدار داد حمله احتمالی تهران به اسرائیل «یکی از آخرین تصمیم‌های آنها» خواهد بود

۲

انتقال جنسی، عامل ۶۵ درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۴۰۴

۳

آیین خاکسپاری فرحناز اسپد در لندن برگزار شد

۴

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها

۵

حکم ۱۲ سال و شش ماه حبس و مصادره همه اموال صادق ساعدی‌نیا در دیوان عالی کشور تایید شد

انتخاب سردبیر

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه
    تحلیل

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

  • چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟
    تحلیل

    چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

  • اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

    اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

  • رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

    رویترز: تهران درباره حمله احتمالی اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران در جنوب لبنان هشدار داد

  • کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است
    اختصاصی

    کارزار طرد اقتصادی بخش بزرگی از شبکه بانکداری سایه ایران را دست‌نخورده باقی گذاشته است

  • نشست کاخ سفید برای پایان جنگ؛ رهبران اروپایی بر ضرورت تضمین‌های امنیتی اوکراین تاکید کردند

    نشست کاخ سفید برای پایان جنگ؛ رهبران اروپایی بر ضرورت تضمین‌های امنیتی اوکراین تاکید کردند

  • احتمال استفاده پوتین از مذاکرات صلح به‌عنوان ابزاری برای جنگ علیه غرب

    احتمال استفاده پوتین از مذاکرات صلح به‌عنوان ابزاری برای جنگ علیه غرب

•
•
•

مطالب بیشتر

مطالعه جدید دانشمندان؛ آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲.۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲.۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.

100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲.۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲.۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

یک تحقیق جدید: امواج گرما زوال عقل را تشدید می‌کند

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماری‌های کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما می‌تواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماری‌های عفونی را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهش‌گران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، قرار گرفتن طولانی‌مدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال‌ شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماری‌های عفونی دارد.

دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماری‌ها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.

سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گسترده‌ای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامع‌تری از پیامدهای مرتبط ارائه می‌دهد.»

کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماری‌های عفونی را تشدید می‌کند.»

زنگ خطر بیماری‌های پنهان

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض گرما می‌تواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.

هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشه‌گیری شود و درد مفاصل و بی‌تحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.

میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد که تاکنون در ارزیابی‌های مشابه به آن پرداخته نشده است.»

او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرم‌تر یا سیل مداوم ممکن است با بیماری‌های مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.

با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های کلیوی را تشدید می‌کند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کرده‌ایم.»

یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گام‌های بعدی شامل تجزیه و تحلیل داده‌های بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر می‌گذارند».

تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض می‌کند.

در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط ​​حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرم‌تر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.

اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.

پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسان رخ داده، با پدیده ال‌نینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.