ابهام در وضعیت زندانیان پس از حمله اسرائیل به اوین، افکار عمومی را نگران کرده است
با گذشت چهار روز از حمله اسرائیل به زندان اوین و تخریب بخشهایی از بندهای مختلف و ساختمانهای اداری این زندان، اطلاعی از وضعیت سلامتی و محل انتقال و نگهداری زندانیان سیاسی محبوس در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران و حفاظت اطلاعات قوه قضاییه وجود ندارد.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که مسئولان نهادهای امنیتی، سازمان زندانها و قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به خانوادههایی که برای پیگیری وضعیت نزدیکانشان مراجعه کردهاند، هیچ پاسخ مشخصی ندادهاند و تنها گفتهاند باید منتظر بمانند.
خواهر یکی از زندانیان سیاسی محبوس در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین با اشاره به تصاویر منتشر شده از تخریب بخشهایی از ساختمان بند ۲۰۹ زندان، به ایراناینترنشنال گفت هیچ خبری از سرنوشت برادرش که از یک هفته پیش در این مکان در بازداشت بوده، ندارد.
فرزند یکی دیگر از زندانیان نیز با بیان اینکه پدرش ماههاست در بازداشتگاه این نهاد امنیتی تحت بازجویی بوده و هر هفته یک بار تماسهای کوتاهی با خانواده خود داشته، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد پدرش پس از حمله اسرائیل هیچ تماسی نداشته و خانواده نگران وضعیت سلامتی او هستند.
مادر یکی دیگر از زندانیان با تاکید بر «بیخبری مطلق» از فرزندش به ایراناینترنشنال گفت: «از همان اول گفتم پسرم بیگناه است و آزادش کنید. گفتم شرایط جنگی است و مرخصی بدهید ولی ندادند. حالا هم هیچ خبری به ما نمیدهند. نمیگویند چه بر سر پسرم آمده. او اسیر اطلاعاتیها بود و با حمله اسرائیل نمیدانیم چه سرنوشتی برایش رقم زدهاند.»
بستگان دو زندانی دیگر نیز که از بیماری اماس و آسم رنج میبرند، نسبت به وضعیت عزیزان ابراز نگرانی کردند و خواستار آزادی بیقید و شرط آنان یا اعطای مرخصی فوری و پاسخدهی مسئولان جمهوری اسلامی درباره شرایط شدند.
از سوی دیگر، خانوادههای شماری از زندانیان سیاسی در پیامهایی به ایراناینترنشنال، حمله اسرائیل به زندان اوین را «اشتباه محض» خواندند.
آنها با بیان اینکه زندانیان با دستبند و پابند به زندانهای تهران بزرگ و قرچک منتقل شدهاند و از دسترسی به دارو و وسایل شخصی خود محروماند، گفتند برخی زنان هنگام ورود به زندان قرچک بهشکل تحقیرآمیزی و بهصورت «کاملا برهنه» بازرسی بدنی شدهاند.
رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «جمهوری اسلامی وقتی از کسی ضربهای میخورد و نمیتواند پاسخ دهد، انتقامش را از آدمهای بیگناه منتقد میگیرد. جان هزاران زندانی سیاسی در خطر است. باید نسبت به خطر اعدامهای دستهجمعی روزانه هشدار بدهیم.»
علیرضا بختیار، فرزند محمدباقر بختیار، زندانی سیاسی، در حساب ایکس خود نوشت پس از حمله اسرائیل به اوین، پدرش، ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده و دیگر زندانیان سیاسی، با دستبند و پابند و با اعمال خشونت، به زندان تهران بزرگ منتقل شدند.
بختیار این انتقال را «وحشیانه» دانست و شرایط زندانیان و وضعیت بهداشتی زندان تهران بزرگ را «بسیار وخیم و اسفبار» توصیف کرد.
او اضافه کرد: «انفجار و آسیب به زندان و زندانیان بسیار بیش از آنچه گزارش شده، بوده است. موج انفجار به حدی بوده است که بعضی از زندانیان بند چهار، بند زندانیان سیاسی، پرتاب شدهاند.»
او در پایان این مطلب که با عنوان «وقتی حیا در کار نیست! افشای تزویر حاکمیت و پزشکیان در تشکر از زندانیان سیاسی» منتشر شده، نوشت: «بر پاهایی که روزی پوتین دفاع از وطن را به خود دیدهاند، امروزه باید هم پابند و زنجیر بزنند! از سرداران جنگندیده حکومتی که در همین چند روز اثبات شد یکی در میان جاسوس موساد هستند، غیر از این نیز انتظار نمیرود.»
کیوان مهتدی، همسر آنیشا اسداللهی، زندانی سیاسی، از تماس او از زندان قرچک ورامین خبر داد و شرایط این زندان را «غیرانسانی» توصیف کرد.
مهتدی با اشاره به شرایط دشوار زندانیان پس از انتقال از اوین، گفت آنها بدون آشپزخانه، سرویس بهداشتی مناسب و تخت نگهداری میشوند و شمار زندانیان در قرچک بسیار فراتر از ظرفیت مجاز این زندان است.
او بهویژه وضعیت سخت زندانیان سالمندی چون راحله راحمیپور و کبری بیگی را یادآور شد و با انتقاد از رفتار حکومت پرسید: «این چه پیروزی است که با شکنجه معلم، کارگر و منتقد همراه باشد؟»
مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی که از اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شده، خبر داد بیشتر از ۲۴ ساعت است که تلفنهای بند قطع شده و مشخص نیست تلفنها چه زمانی وصل خواهند شد.
او هشدار داد اگر تلفنهای زندان تا شنبه وصل نشود، زندانیان دست به اقدامات اعتراضی خواهند زد.
همچنین دهها تن از زندانیان سیاسی سابق و فعالان مدنی با انتشار بیانیهای، حمله اسرائیل به زندان اوین را محکوم کردند، آن را اقدامی «تجاوزگرانه» خواندند و خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی شدند.
امضاکنندگان این بیانیه گفتند تصور نادرست نظامیان اسرائیلی از ساختار اوین، به این حمله منجر شده است.
در این بیانیه آمده جمهوری اسلامی بهجای آزادی زندانیان، از این فرصت برای اجرای طرح قدیمی خود جهت تعطیلی اوین و انتقال زندانیان بهره برده است.
الهه امیرانتظام، تقی رحمانی، مریم سطوت، منصوره شجاعی، حسن یوسفی اشکوری و مهدی ممکن از امضاکنندگان این بیانیه هستند.
شماری از فعالان مدنی و سیاسی نیز با انتشار مطالبی در فضای مجازی نسبت به بیخبری از زندانیان محبوس در بندهای امنیتی زندان اوین پس از حمله اسرائیل ابراز نگرانی کردند.
نرگس محمدی: زندانیان بندهای امنیتی کجا هستند؟
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، با اشاره به حمله اسرائیل به زندان اوین، اعلام کرد هیچ اطلاعی از محل انتقال و نگهداری زندانیان بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ وزارت اطلاعات، بند ۲-الف سپاه پاسداران و بند ۲۴۱ حفاظت اطلاعات قوه قضاییه وجود ندارد.
محمدی با انتشار تصاویری از بازداشتگاه وزارت اطلاعات پس از حمله اسرائیل و طرح این پرسش که محبوسان در آن به کجا منتقل شده و تحت چه شرایطی نگهداری میشوند، نوشت: «در چنین شرایطی بیم آن میرود که متهمان محبوس در سلولهای انفرادی بندهای امنیت زندان اوین به مکانهای غیرقانونی و ناشناخته منتقل شوند.»
حسین رزاق، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق نیز با استناد به فیلمی که رسانههای حکومتی از تخریب بهداری زندان اوین منتشر کردهاند، نوشت: «مشخص است بند امنیتی ۲۰۹ هم تخریب شده.»
او با اظهار بیخبری از وضعیت زندانیانی که در این بند نگهداری میشدند، افزود: «تا امروز هیچ خبری از آنها نیست. جمهوری اسلامی باید سریع شفافسازی کند عزیزان ما کجا هستند.»
ارتش اسرائیل، دوم تیرماه در حملهای هوایی زندان اوین را هدف قرار داد و در جریان این حمله شماری از کارکنان زندان، مقامهای قضایی، نیروهای گارد ویژه، ماموران نظامی و شماری از خانوادههای زندانیان کشته یا مجروح شدند.
این حمله در شرایطی صورت گرفت که پیش از آن و در پی شدت گرفتن درگیریها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، خانوادههای زندانیان سیاسی بارها خواستار آزادی آنان شده بودند.
از سوی دیگر، گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که زنان و مردان زندانی در بندهای چهار، هشت و زنان اوین که در روزهای گذشته و پس از حمله اسرائیل، به زندانهای قرچک ورامین و تهران بزرگ منتقل شدهاند، در شرایط نامناسبی نگهداری میشوند و از داشتن حداقل امکانات محروماند.
تراکم بالای جمعیت، کف زمین خوابیدن زندانیان به دلیل نبود تخت، کمبود یا نبود آب آشامیدنی سالم، نبود امکانات بهداشتی،، دسترسی نداشتن به داروهای شخصی و محرومیت از حق تماس تلفنی و ملاقات، از جمله محرومیتهایی هستند که زنان و مردان زندانی با آن مواجه شدهاند.
طبق اطلاعات رسیده، بیش از ۷۰ زن زندانی سیاسی پس از انتقال به زندان قرچک ورامین در سالن باشگاه ورزشی این زندان نگهداری میشوند و هنوز نام آنها در سیستم زندان ثبت نشده. آنها از تماس تلفنی و ملاقات با خانوادههایشان محروم هستند و به داروهای شخصی و رسیدگی پزشکی دسترسی ندارند.
منابع ایراناینترنشنال گزارش دادهاند زندانیان سیاسی منتقل شده به زندان تهران بزرگ، بدون آب، غذای کافی، امکانات پختوپز، دارو، یخچال و خدمات درمانی مناسب رها شدهاند و خطر گسترش بیماریها در هوای گرم وجود دارد.
فاطمه الوندی، مادر مهدی محمودیان، فعال مدنی زندانی، در گفتوگو با سایت امتداد درباره وضعیت فرزندش پس از انتقال به زندان تهران بزرگ، گفت: «شرایط بهداشت و نگهداری در این زندان بهشدت نامناسب است. چندین زندانی را در یک فضای کوچک و محدود جا دادهاند، سرویسهای بهداشتی وضعیت خوبی ندارند و امکانات اولیه هم فراهم نیست.»
مهوش (سایه) صیدال، زندانی سیاسی، در پیامی صوتی که در صفحه اینستاگرامش منتشر شد، با اشاره به شرایط فاجعهبار زندانیان زن پس از انتقال از اوین به زندان قرچک ورامین، گفت: «جمهوری اسلامی ما را آورد به جایی که عملا به کشتن بدهد.»
صیدال با اشاره به اینکه «بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت»، شرایط تحمیل شده از سوی حکومت در زندان را معادل «مرگ تدریجی» خواند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، چهارم تیرماه با انتشار مطلبی در شبکه ایکس نوشت: «گزارشهای نگرانکنندهای درباره انتقال زندانیان از زندان اوین در جریان حملات اسرائیل دریافت کردهام.»
او وضعیت علی یونسی، دانشجوی زندانی را بسیار نگرانکننده خواند و نوشت: «او در ۲۹ خرداد به اجبار از بند چهار زندان اوین منتقل شده و از آن زمان خانوادهاش هیچ اطلاعی از محل نگهداری او ندارند.»
خانوادههای شماری از زندانیان دوتابعیتی و خارجی از جمله سسیل کوهلر و ژاک پاریس، زوج فرانسوی زندانی در ایران نیز نسبت به سرنوشت عزیزان زندانی خود در بازداشتگاههای امنیتی جمهوری اسلامی، پس از حمله اسرائیل، ابراز نگرانی کردهاند.
رضا اکوانیان، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر، پیشتر در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت در پی حمله اسرائیل، شماری از خانوادههای زندانیان برای آگاهی از سرنوشت عزیزان خود به زندان اوین مراجعه کردهاند اما هیچ مسئولی پاسخگوی آنها نبوده است.
خلبانها سالها آموزش دیدند و سازمانهای اطلاعاتی شبکههایی را در ایران شکل دادند تا عملیات چندلایه اسرائیل علیه تهران ممکن شود. عملیاتی که بخشی از آن «عروسی خونین» و بخشی دیگر «نارنیا» نام گرفت.
والاستریت ژورنال در گزارشی به جزییات مجموعه عملیات اسرائیل در ایران پرداخت.
بر اساس این گزارش، بامداد ۱۳ ژوئن (۲۳ خرداد)، فرماندهان ارتش اسرائیل در پناهگاه زیرزمینی ستاد نیروی هوایی این کشور گرد آمدند تا در لحظهای تاریخی، شاهد آغاز حملهای باشند که آن را «عروسی خونین» نام نهاده بودند.
ساعاتی بعد، در فاصلهای بیش از هزار مایل دورتر، چند تن از بلندپایهترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. در حملهای هماهنگ که از منظر اسرائیلیها، یادآور صحنه مشهور سریال «بازی تاجوتخت» بود.
اما این تنها ضربه پیشبینیناپذیر عملیات ۱۲ روزه اسرائیل نبود. همزمان، در حملهای که درون ارتش اسرائیل آنقدر بلندپروازانه تلقی شده بود که به طعنه «عملیات نارنیا» نام گرفت، ۹ نفر از دستاندرکاران ارشد برنامه هستهای جمهوری اسلامی بهطور تقریبا همزمان در خانههای خود در تهران کشته شدند.
یک مقام ارشد اسرائیلی پیشتر به کانال ۱۲ تلویزیون این کشور گفت این متخصصان هستهای گمان میکردند در خانههای خود از خطر ترور در امان هستند چون تا پیش از این، کارشناسان ارشد هستهای ایران عمدتا در مسیر خانه تا محل کار هدف حمله قرار میگرفتند.
این حملات پیچیده با اتکا به فریبکاریهای چندلایه طراحی شده بودند و تنها دقایقی پیش از اجرا، در آستانه فروپاشی کامل قرار داشتند.
والاستریت ژورنال نوشت که با این حال، موفقیت اولیه اسرائیل موقعیت نظامی این کشور را در منطقه تثبیت کرد و بهباور مقامهای اسرائیلی و آمریکایی، زمینه را برای اتحادهای جدید در خاورمیانه فراهم آورد.
آنها میگویند اسرائیل در ادامه این روند ممکن است توافقنامههای صلح تازهای در قالب پیمان ابراهیم امضا کند.
اما همچنان این پرسش باقی است که آیا اسرائیل که در ادامه از حملات سنگین هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای در ایران نیز بهره برد، توانسته به اهداف جنگی خود برسد یا نه؟
گزارشها درباره شدت آسیب به سایتهای هستهای متناقض است و هنوز مشخص نیست اسرائیل و آمریکا بتوانند مانع از بازسازی سریع این زیرساختها بهوسیله حکومت ایران شوند.
از سوی دیگر، برخی مقامهای اسرائیلی نیز از میزان موفقیت شگفتزده شدند.
ژنرال اودد باسیوک، رییس ستاد عملیات ارتش اسرائیل و معمار اصلی عملیات، تاکید کرد: «وقتی طراحی عملیاتی را شروع کردیم، هیچ نمیدانستیم که اصلا امکانپذیر باشد.»
نقشهای ۳۰ ساله برای حمله هوایی به ایران
گزارش والاستریت ژورنال بر پایه مصاحبه با ۱۸ مقام امنیتی فعلی و پیشین از اسرائیل و ایالات متحده تنظیم شده است.
بر اساس این گزارش، ریشههای عملیات اسرائیل به میانه دهه ۹۰ میلادی بازمیگردد؛ زمانی که موساد فعالیتهای هستهای در ایران را بهعنوان تهدیدی نوظهور شناسایی کرد.
شبکههای اطلاعاتی اسرائیل با گذشت زمان در داخل ایران گسترش یافتند و خرابکاریهایی از جمله دو انفجار در سایتهای غنیسازی و چندین ترور عوامل برنامه هستهای را رقم زدند اما مقامهای امنیتی اسرائیل به این نتیجه رسیدند که این اقدامات بازدارندگی کافی ندارند و باید بهصورت گسترده، هم زیرساخت و هم بدنه علمی برنامه هستهای جمهوری اسلامی را با حملهای هوایی منهدم کنند.
این ماموریت بسیار دشوار بود: اهداف اصلی بیش از هزار مایل از اسرائیل فاصله داشتند.
خلبانان باید نحوه پرواز گروهی شش تا ۱۰ جنگنده حول یک هواپیمای سوخترسان را میآموختند و چندین بار در مسیر سوختگیری میکردند؛ در حالی که باید بمبهای خود را با فاصله زمانی ۱۵ تا ۲۰ ثانیه بر اهداف میریختند.
در سال ۲۰۰۸، در تمرینی موسوم به «اسپارتان باشکوه»، بیش از ۱۰۰ فروند اف-۱۵ و اف-۱۶ اسرائیلی به یونان پرواز کردند تا توان رسیدن به عمق خاک ایران را بیازمایند. تمرینهایی از این دست با گذشت زمان گستردهتر شد.
با وجود این، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (وقت) اسرائیل، چندین بار با مخالفت وزرا و مقامهای ارشد امنیتی مواجه شد که بیم آن داشتند جنگی تمامعیار با جمهوری اسلامی آغاز شود یا روابط با آمریکا آسیب ببیند.
ارتش اسرائیل اما در همه این سالها، طرحهای جنگی را بهروز میکرد؛ ازجمله سناریوهای جنگ همزمان با گروههای نیابتی جمهوری اسلامی یعنی حماس و حزبالله لبنان.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس، اسرائیل طی نزدیک به دو سال این گروه را تضعیف کرد و همزمان توان نظامی حزبالله را نیز درهم شکست. سپس با سقوط حکومت سوریه و روی کار آمدن دولتی ضد جمهوری اسلامی در دمشق، مسیر هوایی برای عبور امن جنگندههای اسرائیلی از آسمان سوریه باز شد.
شبکههای جاسوسی اسرائیل در داخل ایران حالا آنقدر گسترده شده بودند که حرکت فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را ردیابی کنند و حتی پایگاههایی برای پرتاب پهپاد در خاک ایران ساخته شده بود.
سال گذشته نیز اسرائیل در حمله به شورشیان حوثی در یمن، قابلیتهای پرواز دوربرد خود را آزمایش کرد و در دو حمله، سامانههای پدافند پیشرفته روسی (اس-۳۰۰) ایران را نابود کرد.
حملههای موشکی متقابل با جمهوری اسلامی در این مدت به اسرائیل اطمینان داد که توان رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی را دارد.
با کامل شدن پازل نظامی، تصمیم نهایی برای حمله گرفته شد.
نارنیا و عروسی خونین؛ کشتن همزمان فرماندهان و متخصصان
اسرائیلیها بیم آن داشتند که ایران غنیسازی اورانیوم را به حدی رسانده باشد که تنها چند ماه با ساخت بمب اتم فاصله داشته باشد. از این رو، عملیات نارنیا طراحی شد: کشتن همزمان دانشمندانی که حتی در صورت تخریب سایتها، میتوانستند تهران را دوباره به آستانه هستهای برسانند.
والاستریت ژورنال نوشت که در نوامبر ۲۰۲۴، ارتش اسرائیل جلسهای با حضور ۱۲۰ افسر اطلاعاتی و نیروی هوایی برگزار کرد تا اهداف حمله را مشخص کند. فهرستی شامل بیش از ۲۵۰ هدف تهیه شد؛ از جمله متخصصان، سایتهای هستهای، پرتابگرهای موشکی و فرماندهان نظامی.
اولویت دیگر، دستیابی سریع به برتری هوایی بر ایران بود. هزاران منبع اطلاعاتی بررسی شد تا سامانههای پدافند هوایی ایران شناسایی شوند. موساد صدها پهپاد انتحاری کوچک را از طریق چمدان، کانتینر و کامیون به ایران قاچاق کرد تا تیمهای مسلح در مجاورت پدافندها، آنها را در لحظه حمله فعال کنند. همزمان، پهپادهای دوربرد نیز از خاک اسرائیل پرتاب شدند که بعضی، شب پیش از حمله، برای نخستین بار آزمایش عملی شدند.
نتانیاهو تصمیم نهایی برای آغاز حمله را روز ۹ ژوئن (۱۹ خرداد) گرفت.
برای فریب تهران، دفتر نخستوزیری اعلام کرد او به مرخصی میرود و قصد دارد دوشنبه ۱۶ ژوئن در مراسم عروسی پسرش شرکت کند. حتی خانواده نخستوزیر از تعویق مخفیانه مراسم بیخبر بودند.
همزمان، مقامهای اسرائیلی خبرهایی جعلی به رسانهها درز دادند: اختلاف نتانیاهو و دونالد ترامپ درباره حمله، گفتوگوی تلفنی چهارجانبه میان آنها و بحث تعویق تصمیمگیری تا پایان دور ششم مذاکرات هستهای با تهران در روز یکشنبه (بعد از حمله).
ترامپ نیز در روز حمله در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما همچنان به راهحل دیپلماتیک برای مساله هستهای ایران متعهد هستیم.»
به گفته یک مقام امنیتی اسرائیل، این عملیات فریب باعث شد تهران اطمینان یابد اسرائیل بدون مشارکت آمریکا حملهای انجام نمیدهد و این، عنصر غافلگیری را حفظ کرد.
بخش کلیدی دیگر عملیات، کشتن فرماندهان عالیرتبه نظامی بهصورت همزمان بود. حرکتی که «عروسی خونین» نام گرفت تا فرماندهی و توان پاسخگویی ایران را فلج کند.
اما درست در لحظه نزدیک شدن جنگندههای اسرائیلی، گزارشی رسید که فرماندهان نیروی هوایی جمهوری اسلامی در حال جابهجاییاند.
مقامات اسرائیلی در پناهگاه نگران شدند که تهران عملیات را کشف کرده است ولی برخلاف انتظار، فرماندهان نظامی بهجای پراکنده شدن، همگی در یک مکان جمع شدند. و این نقطه پایان آنها بود: موشکها شلیک شدند.
خانههای متخصصان برنامه هستهای نیز با فاصلهای چند ثانیهای هدف قرار گرفت. پهپادها و موشکها همزمان ایستگاههای راداری، ضد هواییها و موشکهای زمینبهزمین ایران را زدند و ظرف حدود چهار ساعت، مرحله اول عملیات اسرائیل به پایان رسید.
گزارشهای اطلاعاتی تایید کردند که تقریبا همه اهداف انسانی شناساییشده مورد نظر، کشته شدند.
در روزهای بعد، اسرائیل سایتهای تولید موشکهای بالستیک و هستهای در ایران را بمباران کرد و همزمان در جستوجوی متخصصان و فرماندهان باقیمانده بود تا اینکه سهشنبه، آتشبس اعلام شد.
از سوی دیگر، در اثنای این جنگ روزنامه واشینگتنپست با انتشار یک فایل صوتی از کارزار مخفیانه و گسترده اسرائیل با هدف ارعاب فرماندهان نظامی و ایجاد شکاف و سردرگمی در میان مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی خبر داد.
این فایل صوتی و اطلاعات دیگری درباره این کارزار از سه منبع آگاه که نامشان در این گزارش ذکر نشده، به دست آمده است.
بنابر گفتههای این منابع، در بخشی از این کارزار ماموران سرویسهای امنیتی اسرائیل با تلفن شماری از مقامهای ارشد در ایران تماس میگیرند و به زبان فارسی به آنها هشدار میدهند تنها در صورتی زنده میمانند که از جمهوری اسلامی و علی خامنهای اعلام برائت کنند.
رسانه حقوق بشری هرانا اشاره به اینکه تعداد غیرنظامیان کشته شده ۴۳۶ نفر و نظامیان کشته شده ۴۳۵ نفر بوده، است، افزود: دو هزار و ۷۱ غیرنظامی و ۲۵۶ نظامی مجروح شدند
هرانا وضعیت نظامی یا غیرنظامی بودن ۳۱۹ کشته و دو هزار و ۱۴۸ مجروح دیگر را «در دست بررسی» اعلام کرد.
در جریان حملات اسرائیل، زیرساختهای حیاتی نظامی، غیرنظامی، درمانی و امدادی آسیب جدی دید. بنا بر گزارش هرانا، ۹ آمبولانس و هفت بیمارستان به طور مستقیم یا بر اثر ترکشها آسیب دیدند. همچنین پنج پزشک، چهار امدادگر و دستکم ۱۱۴ کودک و زن جان خود را از دست دادند یا مجروح شدند.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تاکنون ۱۵۹۶ نفر را بازداشت کردهاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در یک تماس تلفنی درباره ضرورت تلاش مشترک برای رسیدن به «صلحی پایدار» میان اسرائیل و حکومت ایران گفتوگو کردند.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای رسمی اعلام کرد دو طرف بر اهمیت همکاری دوجانبه برای دستیابی به ثبات تاکید کردند.
خبرگزاری رویترز جمعه ششم تیر نوشت این تماس در حالی انجام شد که تنها چند روز از اعلام آتشبس میان جمهوری اسلامی و اسرائیل از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گذشته است.
اسلامآباد، حلقه واسط پشتپرده در بحران میان تهران و واشینگتن
ترامپ در ابتدای هفته جاری اعلام کرد آتشبس میان اسرائیل و جمهوری اسلامی برقرار شده است. جنگ میان این دو از ۲۳ خرداد و با حمله اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران آغاز شده بود.
ترامپ هفته گذشته نیز با فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در کاخ سفید دیدار کرد و ایران یکی از محورهای اصلی در این دیدار و گفتوگو بود.
ترامپ پس از این دیدار گفت: «پاکستان درباره ایران بیش از بیشتر کشورها اطلاع دارد.»
رویترز نوشت اهمیت پاکستان در این معادله تا آنجا پیش رفته که بخشی از سفارت پاکستان در واشینگتن، بهطور رسمی نمایندگی منافع ایران در ایالات متحده را بر عهده دارد، چرا که تهران و واشینگتن روابط دیپلماتیک رسمی با یکدیگر ندارند.
پیش از این و در پنجم خرداد، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در نشست خبری مشترک با مسعود پزشکیان در سفر به تهران، ایران را «خانه دوم» خود خواند و بر افزایش روابط میان دو کشور تاکید کرد.
او در جریان این نشست اعلام کرد که کشورش از حق جمهوری اسلامی برای استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای بهطور کامل حمایت میکند.
تاکید آمریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای
در بیانیه وزارت خارجه آمریکا آمده است: «دو طرف بر اهمیت همکاری مشترک برای دستیابی به صلحی پایدار میان ایران و اسرائیل تاکید کردند.»
همچنین وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد که تهران هیچگاه نباید به سلاح هستهای دست یابد یا آن را تولید کند.
درگیری اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل در منطقهای که از زمان آغاز جنگ غزه پس از حمله حماس به اسرائیل در شرایط پرتنش بهسر میبرد، زنگ خطرهای تازهای بهصدا درآورد.
ایالات متحده هفته گذشته سه مرکز هستهای در ایران (فردو، نطنز و اصفهان) را هدف قرار داد و جمهوری اسلامی نیز در اقدامی تلافیجویانه، دوشنبه پایگاه آمریکا در قطر (العدید) را هدف حمله قرار داد؛ پیش از آنکه ترامپ آتشبس را اعلام کند.
اسرائیل تنها کشور خاورمیانه است که گفته میشود زرادخانه هستهای در اختیار دارد. این کشور اعلام کرده است هدف از جنگ علیه جمهوری اسلامی، جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای بوده است.
ایران عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) است.
پاکستان از جمله کشورهایی بود که حملات اسرائیل و آمریکا در ایران را محکوم کرد.
اسلامآباد پیش از این اعلام کرده بود ترامپ را بهدلیل نقشآفرینیاش در پایان دادن به جنگ چهار روزه میان هند و پاکستان، برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرده است.
ارتش اسرائیل در گزارشی از حملههای این کشور به ایران، گفت به اهداف هستهای، موشکی و نظامی جمهوری اسلامی آسیبهای گستردهای وارد کرده است.
طبق گزارش ارتش اسرائیل، جمهوری اسلامی قصد داشت در طرحی که شامل حمله در چند جبهه بود، اسرائیل را نابود کند و قرار بود این طرح ابتدا با شلیک موشک از ایران و تمامی گروههای نیابتی آن آغاز شود و سپس با حمله زمینی گسترده گروههای شبهنظامی از تمامی مرزهای اسرائیل ادامه یابد.
ارتش اسرائیل گفت نیروی هوایی اسرائیل حمله آغازین را به شکلی غافلگیرکننده و با فریب، از فاصله هزار و ۵۰۰ کیلومتری از خاک اسرائیل آغاز کرد و در این حمله، ۹ دانشمند هستهای و ۳۰ فرمانده ارشد زنجیره فرماندهی امنیتی حکومت ایران، از جمله سه فرمانده ارشد، کشته شدند.
طبق این گزارش، از همان لحظه آغاز عملیات و در طول ۱۲ روز ادامه آن، ارتش اسرائیل به دستاوردی فزاینده و آزادی کامل عملیات هوایی در قلب ایران دست یافت و به تمامی اهداف تعیینشده برای این عملیات رسید.
ارتش اسرائیل گفت در حملههایش سه سایت اصلی هستهای حکومت ایران آسیب قابلتوجهی دیدند، از جمله سایتهای غنیسازی اورانیوم در فردو و نطنز و سایتی در اصفهان که در آن اورانیوم غنیشده مجددا به شکل فلزی تبدیل میشد.
بر اساس این گزارش، هزاران سانتریفیوژ، سایتهای تحقیق و توسعه، زیرساختهای فرماندهی و اسناد خاص برنامه هستهای نابود شدند، ۱۱ دانشمند ارشد گروه تسلیحات هستهای ایران کشته شدند و راکتور هستهای غیرفعال در اراک هدف قرار گرفت.
این گزارش با اشاره به حمله اسرائیل به برنامه موشکی ایران، گفت موجودی موشکهای نقطهزن جمهوری اسلامی در عرض دو سال از حدود دو هزار و ۵۰۰ عدد به هشت هزار عدد افزایش یافته بود.
ارتش اسرائیل گفت اجزای اصلی برنامه موشکی جمهوری اسلامی، از جمله بیش از ۳۵ سایت و ۲۰۰ پرتابگر که ۵۰ درصد از کل پرتابگرهای حکومت ایران محسوب میشد، بهطور کامل نابود شدند.
همچنین بیش از هزار و ۵۰۰ هدف نظامی، ۱۵ هواپیمای جنگنده، بیش از ۹۰ سایت و ۸۰ پرتابگر موشک زمین به هوا و شش فرودگاه مورد حمله قرار گرفتند.
ارتش اسرائیل خاطرنشان کرد علاوه بر اینکه صدها نظامی نیروهای مسلح ایران کشته شدند، دهها فرمانده هدف قرار گرفتند و بیش از ۳۰ مقام ارشد امنیتی رژیم ایران از میان برداشته شدند، صدها موشک کروز و ۹۹ درصد پهپادهایی که ایران به سمت اسرائیل پرتاب کرد، رهگیری شدند.
رژیم اسد بدون حمایت روسیه فروپاشید، نیروی هوایی کرملین عقبنشینی کرد و مسیر تلآویو به تهران باز شد.
در حالیکه مقامات اسرائیلی از آمریکا و ترامپ برای حمله به تاسیسات هستهای در ایران قدردانی میکنند، تحلیل هاآرتص نشان میدهد که پیروزی هوایی اسرائیل بدون جنگ فرسایشی اوکراین علیه روسیه ممکن نبود؛ جنگی که موجب عقبنشینی مسکو از سوریه و فروپاشی رژیم اسد شد.
اسرائیل مدیون مقاومت اوکراین است اسرائیل بهدرستی از نقش آمریکا در بمباران تاسیسات هستهای ایران، بهویژه حمله به سایت زیرزمینی فردو با بمبهای سنگرشکن، تمجید کرد؛ اما تحلیل هاآرتص میگوید تلآویو از نقش کلیدی اوکراین غافل شده است. مقاومت اوکراین در برابر تجاوز روسیه، نهتنها باعث تضعیف نفوذ کرملین در سوریه شد، بلکه عملا زمینهساز ایجاد یک دالان هوایی امن برای جنگندههای اسرائیلی شد تا در کمتر از دو هفته، صدها حمله به اهداف داخل ایران انجام دهند.
شکست روسیه در حفظ رژیم اسد تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که فروپاشی رژیم بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴، نقشی اساسی در اجرای موفق عملیاتهای هوایی اسرائیل داشت. اسد که تا پیش از آن بارها با مداخله نظامی روسیه از سقوط نجات یافته بود، اینبار و پس از حمله غافلگیرانه مخالفان در دسامبر سال گذشته، بدون کمک باقی ماند؛ چرا که جنگ اوکراین توان نظامی روسیه را تحلیل برده بود.
در غیاب نیروی هوایی روسیه، برای نخستین بار در بیش از یک دهه، اسرائیل بدون مانع بر فراز سوریه و عراق پرواز کرد و مسیر بیسابقهای به آسمان ایران گشود.
اتحاد یکطرفه تهران و مسکو این در حالی است که ایران با ارسال هزاران پهپاد انتحاری به روسیه، نقش حیاتی در حملات علیه اوکراین ایفا کرد؛ اما در لحظه نیاز، هیچ پشتیبانی از مسکو دریافت نکرد. تحلیلگران اسرائیلی تاکید دارند که همکاری حکومت ایران و روسیه در بزنگاهها کاملا یکطرفه بوده است.
از سوی دیگر، تجربیات اوکراین در مقابله با این پهپادها نیز بهصورت مستقیم در سامانههای دفاعی اسرائیل مورد استفاده قرار گرفت.
سیاست سرد اسرائیل در قبال اوکراین با وجود این نقش مهم، اسرائیل در سالهای اخیر عملا از هرگونه کمک نظامی به اوکراین خودداری کرده و در محافل بینالمللی، بارها کییف را ناامید کرده است. چهار ماه پیش، تلآویو حتی به قطعنامه سازمان ملل در محکومیت حمله روسیه رای منفی داد.
هاآرتص نتیجه میگیرد: در شرایطی که نبرد اوکراین عملا راهبرد نظامی اسرائیل در برابر ایران را ممکن کرده، وقت آن رسیده که تلآویو رویکرد خود نسبت به کییف را تغییر دهد و قدردانی دیپلماتیک واقعی نشان دهد.