روایتی از فشار حکومت به خانواده الهه حسیننژاد؛ مصاحبه نکنید
در حالی که افکار عمومی بهشدت پیگیر آگاهی از جزئیات جنایت قتل الهه حسیننژاد است، نهادهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی تمرکز خود را نه بر شفافسازی، بلکه بر کنترل خانواده و اطرافیان او گذاشتهاند.
گزارش روز شنبه روزنامه شرق حاکی است که فشارهای امنیتی تنها متوجه خانواده و آشنایان الهه نیست، بلکه حتی برخی از همسایگان نیز از ترس پیامدها، با احتیاط درباره او صحبت میکنند.
جمعه شانزدهم خرداد، به روایت روزنامه شرق، کوچهای در حوالی چهارراه قائم اسلامشهر در سکوتی سرد فرو رفته است. «نه صدای قرآن میآید، نه نوای نالهای. مردمی که با چهرههای ماتمزده به خانهای سیاهپوش رفتوآمد دارند، تنها نشانههای باقیمانده از داغیاند که جامعه را در بهت فرو برده است.»
الهه، دختر ۲۴ سالهای که در یک سالن زیبایی در سعادتآباد کار میکرد، روز چهارم خرداد برای مراقبت از برادر معلولش زودتر از محل کار خارج شد، اما هرگز به خانه بازنگشت. او به خانواده گفته بود «۲۰ دقیقه دیگر میرسم»، اما هرگز نرسید.
خانواده، نگران و بیقرار، پیگیر شدند و رسانهها ماجرای ناپدید شدن او را گزارش کردند. در نهایت، جسد او ده روز بعد در بیابانهای اطراف تهران پیدا شد. دادستانی اعلام کرد که عامل جنایت یک راننده مسافرکش بوده که با انگیزه سرقت گوشی، الهه را با ضربات چاقو به قتل رسانده است.
متهم، پس از بازداشت، مدعی شد که برای سرقت گوشی همراه دختر، دو ضربه چاقو به سینه او وارد کرده و سپس پیکرش را در بیایان رها کرده است.
ماجرای مرگ تلخ او تنها یک جنایت ساده نیست. آنچه این پرونده را پیچیدهتر و دردناکتر میکند، نه فقط نحوه فجیع قتل، بلکه تلاشی است سازمانیافته برای خاموشکردن صدای سوگواران و جلوگیری از هرگونه اطلاعرسانی درباره آن.
به خانواده گفتهاند مصاحبه نکنید، مراسم را بیصدا برگزار کنید، به کسی نگویید چه زمانی جسد تحویل گرفته میشود، و زمان تشییع را هم اعلام نکنید. روایتی آشنا برای خانوادههایی که داغ عزیزشان با حساسیت اجتماعی گره خورده است.
به نوشته شرق، صبح جمعه، کوچه مقابل خانه خانواده حسیننژاد ساکت و غمزده بود. بنرهای تسلیت بر در و دیوار خانه نصب شده بود اما صدایی از درون خانه به گوش نمیرسید. خبرنگارانی که برای پوشش مراسم آمده بودند، با درهای بسته و چهرههای ساکت مواجه شدند.
خانواده الهه حاضر به گفتوگو نبودند؛ مردی از بستگان در مقابل خانه به خبرنگاران میگوید که از پلیس آگاهی به آنها گفتهاند فعلا با رسانهای صحبت نکنند و هیچ اقدامی انجام ندهند.
با این حال مسیر برای رسانههای حکومت باز بود، چون خبرگزاری مهر ، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، برای آنکه روایت حکومت را منتشر کند نه تنها به داخل خانه رفته بود بلکه مصاحبه ویدئویی نیز با یکی از اعضای خانواده حسیننژاد انجام داده بود که در آن از «پلیس آگاهی» تشکر و از رسانههای خارج از کشور انتقاد شده بود.
در گزارش روزنامه شرق اما، یکی از نزدیکان خانواده با صدایی لرزان میگوید: «به ما گفتند زمان تحویل جسد را به کسی نگوییم. نباید مشخص شود چه روزی است، که مسئلهای پیش نیاید». او در حالیکه اشک میریزد، میافزاید: «این حق ما نبود. بچه ما را کشتند. حالا هم از ما میخواهند در سکوت دفنش کنیم».
تشییع پیکر الهه بدون هیچ اعلام قبلی و تنها با حضور نزدیکان خانواده در عصر پنجشنبه برگزار شد. رسانهها تا ظهر جمعه از زمان مراسم بیخبر بودند. ویدئویی که بعداً در فضای مجازی منتشر شد، نشان داد که او را در قبرستان دارالسلام اسلامشهر به خاک سپردهاند.
این در حالی بود که خانواده تا آخرین لحظه سکوت اختیار کرده بودند و اجازه اطلاعرسانی عمومی درباره جزئیات مراسم را نداشتند.
این پنهانکاری و سکوت اجباری، یادآور دهها مورد مشابه دیگر در سالهای اخیر است. از خانواده مهسا امینی گرفته تا حدیث نجفی و نیکا شاکرمی، همگی در معرض فشار نهادهای امنیتی برای عدم مصاحبه، برگزار نکردن مراسم عمومی، و خاموش نگاه داشتن صدای اعتراض بودهاند.
بازخوانی یک الگو
تکرار چنین رفتارهایی از سوی نهادهای جمهوری اسلامی، حاکی از یک الگوی سرکوب سیستماتیک است؛ الگویی که هدف اصلی آن مهار واکنشهای اجتماعی و جلوگیری از شکلگیری مطالبهگری عمومی در پی فجایع انسانی است.
در پروندههایی مانند مهسا امینی و نیکا شاکرمی، پیش از هرگونه واکنش رسانهای، خانوادهها تحت فشار و تهدید قرار گرفتند. مراسم تشییع با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، ارتباط آنها با رسانهها مسدود شد و در برخی موارد حتی گواهی فوت جعلی صادر کردند.
الهه حسیننژاد، برخلاف برخی قربانیان دیگر، نه فعال مدنی بود و نه چهرهای سیاسی؛ او تنها دختر جوانی از طبقه متوسط بود که بیسروصدا کار میکرد و نانآور خانوادهاش بود. اما همین سادگی و عادیبودن، او را به نمادی از ناامنی گستردهای بدل کرده که این روزها در خیابانهای تهران جان میگیرد؛ ناامنیای که ریشه در نبود نظارت، فقر اقتصادی، و رهاشدگی نظام حملونقل عمومی دارد.
قاتل الهه نه راننده رسمی تاکسی بود، نه عضو تاکسیهای اینترنتی. او یکی از هزاران مسافرکش بیهویتی بود که بدون مجوز در خیابانهای تهران تردد میکنند.
پلیس آگاهی تهران اعلام کرده که این فرد پیشتر نیز سابقه محکومیت داشته، اما در کمترین زمان ممکن دستگیر شده است. با این حال، افکار عمومی همچنان بر این باور است که دستگاههای مسئول، از شهرداری تا پلیس، در پیشگیری از چنین جنایتی کوتاهی کردهاند. بسیاری میپرسند چرا ردیابی گوشی همراه یک دختر جوان باید ۱۱ روز طول بکشد؟
جنایتی فراتر از یک قتل
مرگ الهه حسیننژاد تنها یک پرونده قتل نیست. این جنایت، نماینده یک فاجعه چندلایه در جامعه ایران است: ناامنی خیابانی، فقر سیستماتیک، فقدان عدالت اجتماعی، و از همه مهمتر، سرکوب خانوادهها و تلاش برای دفن فاجعهها در سکوت.
این همان الگویی است که جمهوری اسلامی سالهاست در قبال خانوادههای داغدار اعمال میکند؛ از سانسور رسانهها تا تهدید نزدیکان قربانیان، همگی بخشی از فرایند کنترل افکار عمومیاند.
این بار نیز مانند همیشه، جمهوری اسلامی تلاش کرد که حقیقت را دفن کند؛ اما تاریخ بارها نشان داده که صدای عدالت، دیر یا زود، بلند خواهد شد.
فشار برای ساکتکردن خانواده حسیننژاد، نهتنها از نگاه رسانهای نگرانکننده است، بلکه بر اعتماد عمومی به نهادهای قضایی و امنیتی نیز خدشه وارد میکند. به باور منتقدان در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان نیاز به شفافیت و پاسخگویی دارد، چنین رفتارهایی فقط به بیاعتمادی دامن میزند.
نشریه نیوزویک، با اشاره به تهدیدهای فزاینده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، به پنج دلیل و نشانه اشاره کرده است که بهنوشته این نشریه این دو دشمن منطقهای را بیش از پیش به سوی یک درگیری مستقیم و علنی سوق میدهد.
نیوزویک جمعه ۱۶ خرداد نوشت در حالیکه تمرینهای نظامی اسرائیل، بنبست در مذاکرات دیپلماتیک و درگیریهای نیابتی ادامه دارد، هشدارهای صریح و متقابل دو طرف از تشدید خطری جدی خبر میدهد؛ آنهم در منطقهای که هم اکنون نیز بهشدت ناپایدار و درگیر جنگهای متعدد است.
بهنوشته نیوزویک، درگیری تمامعیار میان جمهوری اسلامی و اسرائیل میتواند ثبات شکننده خاورمیانه را بیش از پیش برهم بزند و تبعات سنگینی برای امنیت جهانی بهدنبال داشته باشد. پیشرفتهای موشکی ایران و اصرار این کشور بر غنیسازی اورانیوم، در کنار خطوط قرمز مشخص ایالات متحده و روند کند گفتوگوها میان واشینگتن و تهران، بر شدت تنشها افزوده است. چنین جنگی میتواند بازار جهانی نفت را مختل کند، پای قدرتهای جهانی را به درگیری بکشاند و بحران منطقهای را عمیقتر کند.
نیوزویک در ادامه به پنج نشانه کلیدی پرداخته که نشان میدهد وضعیت تا چه اندازه شکننده و آماده انفجار است:
۱. واردات سوخت موشکی ایران
والاستریت ژورنال پنجشنبه ۱۵ خرداد بهنقل از منابع آگاهی که نام آنها را اعلام نکرد، گزارش داد که تهران در میانه مذاکرات هستهای پرتنش با آمریکا، به دنبال بازسازی توان نظامی خود است و هزاران تُن از مواد مورد نیاز برای تولید موشکهای بالستیک را به چین سفارش داده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، این محمولهها شامل پرکلرات آمونیوم است که به گفته منابع قرار است در ماههای آینده به ایران برسد. آمونیوم پرکلرات ماده اصلی برای تولید سوخت جامد موشکهای بالستیک ایران است.
این روزنامه در گزارش خود افزوده است که بخشی از این مواد به احتمال زیاد برای گروههای شبهنظامی متحد جمهوری اسلامی در منطقه از جمله حوثیها در یمن ارسال خواهد شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، جمهوری اسلامی همزمان با پیشبرد گفتوگوهای هستهای پرتنش با دولت آمریکا، به دنبال تقویت متحدان منطقهای و بازسازی زرادخانه موشکی خود است. تهران در عین حال به توسعه ذخایر اورانیوم غنیشده تا مرز درجه تسلیحاتی ادامه داده و بهصراحت اعلام کرده حاضر به مذاکره بر سر برنامه موشکیاش نیست.
بهنوشته نیوزویک این اقدام بخشی از راهبرد ایران برای تقویت توان موشکی و ائتلافهای منطقهایاش است، در حالیکه تهران همچنان حاضر به محدودسازی برنامه موشکی خود در مذاکرات هستهای نشده است.
۲. آمادگی اسرائیل برای حمله
ارتش اسرائیل در حال آماده کردن خود برای حمله احتمالی به تاسیسات هستهای ایران است؛ اقدامی که به نتیجه مذاکرات تهران و واشینگتن بستگی دارد. ارتش اسرائیل رزمایشهای گستردهای را برگزار کرده و با شبیهسازی حملات چندروزه به اهدافی در ایران، خود را برای چنین عملیاتی آماده میکند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بر حق دفاع از خود تاکید کرده و هشدار داده هر توافقی باید بهطور کامل مانع غنیسازی اورانیوم توسط حکومت ایران شود. هرچند دونالد ترامپ اخیراً به نتانیاهو هشدار داده حمله در این مقطع «نامناسب» است، اما تاکید کرده اگر مذاکرات به شکست بینجامد، ممکن است از اقدام نظامی اسرائیل حمایت کند.
دو مقام اسرائیلی که بیواسطه در جریان گفتوگوهای میان اسرائیل و آمریکا هستند، روز پنجشنبه ۱۵ خرداد به آکسیوس گفتند اسرائیل به کاخ سفید اطمینان داده است که تنها در صورتی به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به این جمعبندی برسد که مذاکرات با ایران به شکست انجامیده است.
در هفتههای گذشته، دولت ترامپ نگران بود که اسرائیل همزمان با جریان مذاکرات، در حال تدارک حملهای به ایران باشد. به همین دلیل، ترامپ در تاریخ هفتم خرداد اعلام کرد که به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هشدار داده است از هرگونه اقدام نظامی در جریان مذاکرات خودداری کند. با این حال، او تأکید کرد اگر به این نتیجه برسد که مذاکرات به جایی نخواهد رسید، ممکن است تنها با «یک تماس تلفنی» نظرش را تغییر دهد.
۳. فعالیت گروههای نیابتی وابسته به حکومت ایران
تنشها از طریق گروههای نیابتی جمهوری اسلامی نیز در حال افزایش است. روز چهارشنبه، اسرائیل برای نخستینبار در حدود یک ماه گذشته، دست به حملات هوایی به سوریه زد؛ اقدامی که در واکنش به شلیک دو موشک از خاک سوریه انجام شد. اسرائیل مسئولیت این حمله را متوجه احمد الشرع، رییسجمهوری موقت سوریه کرد، هرچند دمشق دخالت در این حمله را رد و از تلفات سنگین بمبارانهای اسرائیل خبر داد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، یک مقام سوری احتمال داد که شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه قنیطره تلاش دارند با تحریک اسرائیل، وضعیت را بیثبات کنند.
همزمان، حوثیهای یمن نیز یک موشک بالستیک به سوی یافا در اسرائیل شلیک کردند. هماهنگی فزاینده این گروهها نشانه گسترش خطرناک تنشها فراتر از محور اصلی ایران-اسرائیل است.
یک منبع امنیتی اسرائیلی به شبکه العربیه گفت حمله موشکی روز چهارشنبه از جنوب سوریه به سمت اسرائیل قابل پیشبینی بوده و تاکید کرد که دولت فعلی سوریه در پرتاب آن نقشی نداشته است. این منبع گفت: «ایران، حزبالله و نیروهای وفادار به بشار اسد در تلاشاند ثبات در سوریه را بر هم بزنند.»
در همین حال روزنامه فایننشال تایمز، ۱۲ خرداد در گزارشی با اشاره به اینکه تهدید حملات تازه اسرائیل و آمریکا به تاسیسات اتمی ایران در افق دیده میشود، نوشت که جمهوری اسلامی در حال بازسازی سامانههای پدافند هوایی آسیبدیده از حملات اسرائیل در سال گذشته است.
بهنوشته این روزنامه، همزمان با آمادهسازی نظامی برای مواجهه با حملات احتمالی از سوی اسرائیل یا ایالات متحده، در صورت به بنبست رسیدن مذاکرات هستهای با آمریکا، حکومت ایران در تلاش است تا توان پدافند هوایی خود را تقویت کند.
بخشهایی از پیشرفتهترین سامانههای موشکی سطحبههوای ایران، از جمله سامانههای دوربرد روسی اس-۳۰۰ در پی حملات هوایی اسرائیل در اکتبر و آوریل ۲۰۲۴ تخریب شده یا آسیب جدی دیدهاند.
در کنار حملههای موفق اسرائیل به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن، این وضعیت به ایجاد این تصور که حکومت ایران در دهههای اخیر هرگز تا این حد در برابر حمله هوایی آسیبپذیر نبوده کمک کرده است.
با این حال، کارشناسان میگویند بخش قابل توجهی از زیرساختهای پدافند هوایی ایران همچنان فعال باقی مانده یا در ماههای اخیر ترمیم شده است.
۴. بحران سیاسی داخلی نتانیاهو
نتانیاهو که با چالشهای جدی سیاسی در داخل کشور روبهرو است، ممکن است ایران را به عنوان محوری برای اجماع ملی و تثبیت جایگاه خود مطرح کند. او تهدید ایران را یک خطر نابودکننده معرفی کرده و با تاکید بر امنیت ملی، در پی بسیج افکار عمومی است. نتانیاهو همچنین گفته ایران اکنون «بسیار عقبنشینی کرده» و «در ضعیفترین وضعیت ممکن» است، بنابراین این مقطع را زمان مناسب برای ضربه زدن به تهران میداند، پیش از آنکه جمهوری اسلامی مجدداً قدرت بگیرد.
۵. انزوای روزافزون اسرائیل
جنگ غزه، اسرائیل را بیش از پیش در صحنه بینالمللی منزوی کرده و باعث تقویت موقعیت ایران شده است. کشورهای عربی که پیشتر بهدنبال عادیسازی روابط با اسرائیل بودند، از این موضع عقبنشینی کردهاند. اردن سفیر خود را فراخواند، ترکیه روابط دیپلماتیک را قطع کرد و مذاکرات با عربستان سعودی متوقف شد.
چهارشنبه ۱۴ خرداد، در حالی که ۱۴ عضو شورای امنیت سازمان ملل به قطعنامهای برای آتشبس فوری و بدون وقید و شرط در غزه رای دادند، آمریکا این قطعنامه را وتو کرد.
دوروتی شیا، نماینده موقت آمریکا در سازمان ملل، پیش از رایگیری در نشست شورای امنیت گفت: «موضع ایالات متحده همواره روشن بوده است؛ ما از هیچ قطعنامهای که حماس را محکوم نکند و خواستار خلع سلاح و خروج آن از غزه نباشد، حمایت نخواهیم کرد.»
در همین حال، جمهوری اسلامی پیوندهای راهبردی خود با روسیه و چین را تقویت کرده و خود را بهعنوان وزنهای مقابل اسرائیل در منطقه جا انداخته است. با کاهش حمایت جهانی از اسرائیل و نارضایتی متحدان غربی، تهران فضای بیشتری برای مانور یافته و فشارها بر برنامه هستهایاش را کمتر احساس میکند.
چه در پیش است؟
نیوزویک در پایان مقاله خود نوشته است که هفتههای پیشِرو احتمالاً شاهد افزایش تنش و ناآرامی خواهند بود. مقامهای اسرائیلی آشکارا گفتهاند اگر احساس کنند ایران به «خط قرمز» نزدیک شده، بدون هماهنگی با آمریکا نیز ممکن است دست به اقدام بزنند. در سوی مقابل، تهران همچنان بر «حق مسلم خود» برای غنیسازی اورانیوم پافشاری میکند و هشدار داده به هر حملهای، با قدرت پاسخ خواهد داد.
کوری میلز، نخستین قانونگذار آمریکایی که با احمد الشرع رییسجمهوری موقت سوریه دیدار کرده، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اگر ایالات متحده بهدنبال حذف نفوذ جمهوری اسلامی از سوریه است، باید به حاکمان جدید دمشق فرصت دهد.
این نماینده جمهوریخواه کنگره، به پادکست انگلیسی ایراناینترنشنال (Eye for Iran) گفت که کلید موفقیت در این مسیر، پشتیبانی از رییسجمهوری موقت سوریه است تا او بتواند بقایای نفوذ حکومت ایران در خاک سوریه را از میان بردارد.
کوری میلز اواخر فروردین ماه امسال به دمشق سفر و بهمدت ۹۰ دقیقه با احمد الشرع دیدار و گفتوگو کرد.
او پس از بازگشت از این سفر به بلومبرگ گفت که حامل نامه شخصی احمد الشرع به دونالد ترامپ است.
این سفر در قالب یک ماموریت حقیقتیاب غیر رسمی انجام شد که به ابتکار گروهی از سوری- آمریکاییهای بانفوذ ترتیب داده شده بود.
میلز در گفتوگو با پادکست انگلیسی ایراناینترنشنال فاش کرد که سفرش به دمشق بیخطر هم نبوده است.
میلز گفت که داعش نقشهای برای ترور او هنگام حضورش در سوریه طراحی کرده بود.
او گفت: «آنها حتی محل انفجار با خودرو بمبگذاریشده را مشخص کرده بودند.»
با وجود این تهدیدات، میلز معتقد است که تغییر آرایش سیاسی در سوریه، به آمریکا فرصتی بیسابقه میدهد تا در شکلدادن به آینده پساجنگ نقش ایفا کند؛ آیندهای که در آن ایران به حاشیه رانده شود، کانالهای دیپلماتیک جدید گشوده شود و ثبات بلندمدت منطقهای تقویت گردد.
کوری میلز گفت: «با حمایت از احمد الشرع واقعاً چه چیزی را در این میان از دست میدهیم؟ اما این را میدانیم اگر حکومت ایران بار دیگر در سوریه یک دولت نیابتی تشکیل دهد چه چیزی را از دست میدهیم و میدانیم که این برای منطقه و برای متحدان ما چه معنایی دارد.»
به گفته میلز، رهبری جدید سوریه تنها چند ماه پس از آنکه حکومت اسد را سرنگون کرد، اکنون مشغول ریشهکن کردن فعالیتهای وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور است.
میلز افزود که دمشق در حال اخراج نیروهای نیابتی، قطع مسیرهای ارسال سلاح به حزبالله، و پیگیری روابط دیپلماتیک تازه در منطقه از جمله روابط بالقوه با اسرائیل است.
او گفت: «احمد الشرع دیگر اجازه نمیدهد نیروهای شبهنظامی نیابتی مثل دوران حکومت اسد در سوریه فعال باشند.»
سوریه برای سوریها
کوری میلز این تغییر جهت را فرصتی دیپلماتیک و اقتصادی برای آمریکا خواند و گفت مهم است که آمریکا اجازه ندهد که روسیه، چین و یا ایران خلاء موجود را پر کنند.
او گفت: «بسیار خوب خواهد بود اگر ما واقعاً درها را برای قراردادها و بازسازی زیرساختها باز کنیم.»
میلز به حوزههایی مثل آب، برق و مخابرات اشاره کرد و افزود: «این یکی از استراتژیکترین موقعیتهای جغرافیایی در کل منطقه است.»
او تاکید کرد که چنین تعاملی نهتنها با شکلگیری استبداد مقابله میکند، بلکه فرصتهایی برای شرکتهای آمریکایی ایجاد میکند و در عین حال باعث تقویت ثبات منطقهای میشود و از بازگشت سوریه به درگیریهای فرقهای جلوگیری میکند.
میلز افزود: «مردم ایران میتوانند از آنچه در سوریه رخ داده، چیزهای زیادی یاد بگیرند. این اتفاق میتواند برای آنها هم بیفتد؛ اما این تغییر باید یک استراتژی ایرانی باشد، نه استراتژی آمریکایی.»
تحریمها و رهبری جدید سوریه
تا همین اواخر احمد الشرع تحت تحریمهای آمریکا قرار داشت و دولت ایالات متحده برای دریافت اطلاعاتی درباره او جایزه تعیین کرده بود زیرا او پیشتر با القاعده همکاری میکرد.
با این حال، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در جریان سفر خود به عربستان سعودی و براساس درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور نه تنها تحریمها علیه سوریه را لغو کرد بلکه با احمد الشرع هم دیدارکرد.
کوری میلز در گفتوگو با ایراناینترنشنال، با اشاره به ضرورت نگاه واقعبینانه نسبت به تعامل با الشرع گفت: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن.»
او افزود: «فکر میکنم او میداند چه کارهایی باید انجام دهد. اقداماتش تا اینجا فقط حرف نبوده، بلکه عمل هم کرده است.»
دیپلماسی و ثبات منطقهای
میلز همچنین تاکید کرد که احمد الشرع، هرچند با احتیاز، برای عادیسازی روابط سوریه و اسرائیل ابراز علاقه و آمادگی کرده است.
با وجود انتشار اخباری درباره برخی مذاکرات، هنوز هیچ گفتوگوی رسمی میان سوریه و اسرائیل آغاز نشده، اما همین ابراز آمادگی تغییر جهتی چشمگیر نسبت به دوران اسد به شمار میرود؛ دورانی که با دشمنی با اسرائیل و همپیمانی با ایران و حزبالله تعریف میشد.
میلز گفت: «او واقعاً گفت که به داشتن روابط خوب با اسرائیل فکر میکند و خودش هم میداند که چه ریسکی را دارد میپذیرد.»
این نماینده جمهوریخواه با تاکید بر اینکه هر توافقی در آینده باید به حاکمیت سوریه احترام بگذار، افزود: «من مخالف تجزیه سرزمینهای مستقل هستم. فکر میکنم مرزهای خوب، همسایگان خوب میسازند.»
همبستگی جمهوریخواهان ایران در بیانیهای با هشدار درباره پیامدهای «رشد سرطانی صنعت هستهای و اتلاف سرمایههای ملی»، خواستار افزایش فشار افکار عمومی، جامعه مدنی و فعالان سیاسی برای جلوگیری از «ماجراجویی هستهای» جمهوری اسلامی شد.
این بیانیه گفت جمهوری اسلامی با توسعه ناموزون صنعت هستهای در چارچوب سیاست خارجی «ستیزهجو و فرصتسوز»، آسیبهای سنگین و جبرانناپذیری به اقتصاد ایران زده است.
همبستگی جمهوریخواهان ایران با اشاره به اولویت توسعه کشور، بازدارندگی در برابر جنگ و درگیریهای نظامی و اهمیت امنیت ملی و معیشت مردم، تاکید کرد تعلیق داوطلبانه غنیسازی اورانیوم و پذیرش کنوانسیون الحاقی، راهکار درست و مفید برای کشور است.
این بیانیه ایران با تاکید بر لزوم مخالفت صریح افکار عمومی، نهادهای مدنی و نیروهای سیاسی اپوزیسیون و منتقد با ماجراجویی هستهای جمهوری اسلامی، گفت نباید اجازه داد بیش از این زیرساختهای توسعهای کشور و سفره معیشت مردم، گروگان غنیسازی اورانیوم و رویکردهای امنیتی و نظامی نهفته در آن شود.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرد که حساسترین تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی به عمق حدود نیم مایل زیر زمین قرار دارند و قابلیتهای هستهای جمهوری اسلامی را نمیتوان با یک حمله نابود کرد.
گروسی جمعه ۱۶ خرداد در گفتوگو با روزنامه فایننشال تایمز درباره تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی گفت: «حساسترین چیزها نیممایل زیر زمین هستند. من بارها به آنجا رفتهام.»
او افزود: «برای رسیدن به آنجا باید از یک تونل مارپیچ پایین بروی، پایین، پایین، پایین.»
این اظهارات مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شرایطی است که گفتوگوها میان واشینگتن و تهران با هدف متوقف کردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی هنوز نتیجهای درپی نداشته است.
موضوع غنیسازی در خاک ایران مهمترین نقطه اختلاف میان مقامات جمهوری اسلامی و آمریکاست.
پیشتر سایت واینت به نقل از مقامهای اسرائیلی نوشت دستیابی به یک توافق هستهای خوب میان ایالات متحده و ایران ممکن نیست، زیرا جمهوری اسلامی حاضر به برچیدن برنامه هستهای خود نیست.
این سایت نوشت مقامهای اسرائیل معتقدند حمله به تاسیسات هستهای ایران ممکن و ضروری است.
در حالی که اکنون خطر اقدام نظامی اسرائیل علیه تاسیسات اتمی در ایران وجود دارد، گروسی گفت که تهدیدهای اسرائیل به این معناست که «ماجرای ایران پتانسیل فوقالعادهای برای فاجعهبار شدن دارد. اگر مذاکرات شکست بخورد، احتمالا معنایش اقدام نظامی خواهد بود.»
ایران مواد لازم برای ساخت سلاح هستهای دارد
او تاکید کرد که «ایران در حال حاضر سلاح هستهای ندارد، اما مواد لازم برای ساخت آن را دارد.»
فایننشال تایمز نوشت که در صورت دسترسی به مواد مورد نیاز، ساخت یک بمب هستهای میتواند در مدتزمانی بسیار کوتاه انجام شود.
این روزنامه به انتقادات برخی از منتقدان دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا اشاره کرد که میگویند استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ و مذاکرهکننده ارشد در مذاکرات با حکومت ایران، که پیشتر در حوزه املاک کار کرده، صلاحیت کافی برای چنین مذاکراتی را ندارد.
اما مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با این نظر موافق نیست. او به فایننشال تایمز گفت: «من مواردی را دیدهام که کشورها باید متقاعد شوند که بخواهند مذاکره کنند. اما در اینجا اینطور نیست، مذاکرات بسیار جدی است.»
گِروسی افزود: «ویتکاف فردی بسیار جدی است. من با این نظر که او چنین نیست موافق نیستم. نمیتوانم ترجیح سیاسیام را ابراز کنم، چون با هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه کار میکنم، اما چیزی که میتوانم بگویم این است که [ترامپ] مذاکراتی را آغاز کرده که پیشتر اصلا وجود نداشت، و این از نظر عینی قابل تحسین است.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا میتواند جلوی حملهای بالقوه و «فاجعهبار» از سوی اسرائیل را بگیرد، گفت: همین که آمریکاییها و مقامات جمهوری اسلامی در حال مذاکرهاند، خود نشانهای امیدوارکننده است.
اگر ایران بمب بسازد، زنجیرهای در خاورمیانه شکل میگیرد
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره وضعیت کلی جهان نیز ابراز خوشبینیکرد و گفت: «با توجه به پیشرفت فنیشان، امروز میتوانستیم ۳۰ کشور با قابلیت سلاح هستهای داشته باشیم ولی فعلا فقط ۹ کشور هستند.»
او با تاکید بر این که احتمالا این عدد افزایش یابد، تاکید کرد اگر ایران بمب بسازد، «ممکن است زنجیرهای در خاورمیانه شکل بگیرد» و اگر ترامپ ضمانتهای امنیتی را از اروپا پس بگیرد، ممکن است لهستان به سمت ساخت سلاح هستهای برود.
گروسی گفت: «این وضعیت بسیار خطرناکی است، اما من معتقدم که در نهایت همیشه مقداری عقلانیت وجود دارد. تاکنون، همیشه پیش از آنکه خیلی دیر شود، فرصتی برای توقف باقی مانده است. البته این نیازمند حضور طرفهایی برای گفتوگوست.»
در هفتههای اخیر، گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی اسرائیل شدت گرفته و مقامهای این کشور با ارسال پیامهای آشکار و محرمانه، به این گمانهها دامن زدهاند.
با این حال، روز گذشته اکسیوس به نقل از مقامهای ارشد اسرائیل گزارش داد که این کشور همزمان با انجام آموزش و تمرینات حمله به تاسیسات اتمی ایران، به آمریکا گفته که تا زمان شکست مذاکرات اقدامی نخواهد کرد.
شانزده نماینده مجلس نمایندگان آمریکا، از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، در نامهای به وزیر خارجه و فرستاده ویژه خاورمیانه گفتند هرگونه توافق هستهای با ایران باید شامل «برچیدن کامل ظرفیت غنیسازی اورانیوم» باشد. آنها افزودند در صورت شکست مذاکرات مکانیسم ماشه فورا فعال شود.
وبسایت جوییشاینسایدر با انتشار این نامه نوشت در این نامه آمده است: «ما قویا معتقدیم که ایران نباید هیچگونه ظرفیت غنیسازی اورانیوم یا زیرساخت مرتبط با تسلیحات هستهای را حفظ کند.»
این موضع، بهگفته نمایندگان، در میان هر دو حزب دارای حمایت گسترده است.
این نامه هشدار میدهد که ترامپ در صورت توافقی ضعیف با جمهوری اسلامی، نمیتواند روی حمایت کامل دموکراتها حساب کند.
نمایندگان همچنین خواستار فعالسازی فوری «مکانیسم ماشه» برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در صورت شکست مذاکرات شدند و یادآور شدند که این مکانیسم از ۱۸ اکتبر منقضی میشود، بنابراین روند باید تا پایان تابستان آغاز شود.