معصومی، نماینده مجلس: مذاکرهکنندگان با مجلس و قوه قضائیه جلسات منظم داشته باشند
کریم معصومی، نماینده مجلس، خواهان «جلسات مشترک و منظم بین مجلس، تیم مذاکرهکننده، و قوه قضائیه» شد، چرا که به گفته او این اقدام میتواند «دیدگاهها را همراستا کند».
نماینده فومن و شفت گفت باید «بدون افشای اطلاعات حساس» درباره مذاکرات به مردم اطلاعرسانی شود.
او با اشاره به اینکه مردم «با همدلی و اتحاد میتوانند مشکلات را پشت سر بگذارند،» افزود: «حمایت مردم میتواند مانند خونی تازه در رگهای اقتصاد کشور جریان پیدا کند.»
زنی با پوشش اسلامی در شهر نانت فرانسه، تابستان ۲۰۲۳
گزارشی محرمانه درباره تلاشهای اخوانالمسلمین که بهتازگی از وزارت کشور فرانسه درز کرده، فاش میکند که این سازمان اسلامگرای سُنی با نفوذ در جامعه مدنی فرانسه یک شبکه ایدئولوژیک گسترده در این کشور ساخته است که هدف دگرگونی تدریجیِ کل اروپا به سمت اسلامگرایی را دنبال میکند.
روزنامه فیگارو هفته گذشته یک گزارش ۷۳ صفحهای با مُهر محرمانه – دفاعی را منتشر کرد که بر پایه پروندههای اطلاعاتی، تحقیقات میدانی و دهها مصاحبه تهیه شده است و هشدار میدهد که اخوانالمسلمین از طریق مدارس، خیریهها، مساجد و با قدرت نرم یک زیرساخت ایدئولوژیک گسترده در فرانسه ساخته است.
در این گزارش آمده است: «استراتژی اخوانالمسلمین، استقرار نوعی سلطه ایدئولوژیک از طریق نفوذ در جامعه مدنی تحت پوشش فعالیتهای دینی و آموزشی است.»
این گزارش یک نتیجهگیری صریح ارائه کرده است: «اخوانالمسلمین پروژهای سیاسی است. هدف آن انقلاب ناگهانی نیست، بلکه دگرگونی تدریجی و تسخیر قلبها و ذهنهاست. قدرت این سازمان نه در پنهانکاری، بلکه در ابهام راهبردی است و این هدف را تنها در فرانسه دنبال نمیکند، آنها به تمام غرب چشم دوختهاند.»
این گزارش، جامعترین مطالعه دولتی تا به امروز درباره حضور اخوانالمسلمین در اروپا و حاصل ماهها کار میدانی و تحلیلی دو کارمند عالیرتبه دولتی است که با مشورت دیپلماتها، ماموران اطلاعاتی، دانشگاهیان و شخصیتهای مذهبی تهیه شده است.
اخوانالمسلمین یک جنبش اسلامگرای فراملی است که تلاش دارد شریعت اسلامی را از طریق ابزارهای ایدئولوژیک تدریجی مانند مدارس، خیریهها و شبکههای مذهبی ترویج دهد. گرچه این سازمان در ظاهر خشونت را رد میکند اما گروههای افراطی مانند حماس در آموزهها و تشکیلات این سازمان ریشه دارند و اثربخشیاش اغلب به نحوی است که مرز میان عدم خشونت و رادیکالیزه شدن را مخدوش میکند.
رسانه آمریکایی فری پرِس (The Free Press) در گزارشی که روز دوشنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، ابعاد گزارش محرمانه وزارت کشور فرانسه در خصوص این گروه را بررسی کرده است.
بر اساس این گزارش، شبکه اخوانالمسلمین در فرانسه شامل ۲۸۰ نهاد مذهبی است؛ ۱۳۹ مسجد بهطور رسمی به اخوان وابستهاند و ۶۸ مسجد دیگر از نظر ایدئولوژیک با اخوان همسو هستند.
۲۸۰ نهاد یادشده ۱۰ درصد از کل مساجدی است که ظرف ۱۵ سال اخیر در این فرانسه تاسیس شدهاند و هر جمعه حدود ۹۱ هزار مسلمان برای عبادت در این مساجد حاضر میشوند.
افزون بر این، اخوانالمسلمین ۲۱ مدرسه خصوصی را کنترل میکند یا آنها را تحت نفوذ دارد. از این تعداد، سه مدرسه با بودجه دولتی فرانسه اداره میشوند.
به علاوه مدارس، ۸۱۵ مدرسه قرآنی از سوی اخوان تاسیس شده است. بیش از ۶۶ هزار کودک در این مراکز تحت آموزشهایی هستند تا خود را عضوی از امت مسلمان و در تضاد اخلاقی و فرهنگی با سکولاریسم غربی بدانند.
نشانگان سازمان اخوانالمسلمین
در این مدارس چه چیزهایی آموزش داده میشود؟
طبق گزارش وزارت کشور فرانسه، محتوایی در مدارس مرتبط با اخوان میان دانشآموزان توزیع میشود که شریعت اسلام را برتر از قواعد بشری معرفی میکند، ازدواج میاندینی را نکوهش میکند و نفرت از یهودیان را ترویج میدهد.
طبق تحلیلهای ارائهشده در این گزارش، یهودستیزی در نهادهای وابسته به اخوانالمسلمین نهتنها اتفاقی نیست بلکه نقشی محوری دارد.
در این گزارش بهروشنی آمده است که «نفرت از یهودیان» یکی از مؤلفههای اصلی ایدئولوژیکی این جریان است که اغلب در قالب شعارهای ضد صهیونیستی مطرح میشود.
در مسجدی نزدیک پاریس، یکی از سخنرانان بهتازگی خطاب به جمعیت فریاد زد: «من حماس هستم» و با تشویق حضار مواجه شد.
در مساجد دیگر، شعارهای ضد اسرائیلی بهآسانی به کلیشههای کلاسیک یهودستیزانه گره میخورند. نمونه دیگر حسن اقیوسن، واعظ مشهور مرتبط با اخوان است که بهتازگی بهدلیل انتشار مکرر تئوریهای توطئه یهودستیزانه از فرانسه اخراج شد. او مدعی شده بود که «یهودیان با کنترل رسانهها، حافظه تاریخی را با هدف حفظ نفوذ خود بر افکار عمومی جهانی دستکاری میکنند».
یکی از دبیرستانهای وابسته به اخوانالمسلمین در شهر لیل که با کمکهای مالی قطر اداره میشد، محتوایی برآمده از اسلامگرایی افراطی آموزش میداد.
در این گزارش بارها از قطر بهعنوان یکی از حامیان اصلی موسسههای وابسته به اخوانالمسلمین که تحت عنوان خیریه فعالیت میکنند، نام برده شده است.
این گزارش تاکید میکند که قطر تنها تامینکننده مالی اخوان نیست، ترکیه قطب منطقهای این جنبش است.
از زمان سرنگونی محمد مرسی در مصر در سال ۲۰۱۳، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه میزبان اعضای تبعیدی اخوان است و با برگزاری جلساتی در استانبول، شبکههای وابسته به این نهاد در سراسر اروپا را حمایت میکند.
اخوان به مسجد و مدرسه بسنده نکرده است
نویسندگان این گزارش تاکید میکنند که استراتژی اخوانالمسلمین به موسسات دینی و آموزشی محدود نمیشود، بلکه در حوزههای مختلفی مانند فروشگاههای حلال، مراکز جوانان، آموزشهای شغلی و خدمات همسریابی وارد شدهاند.
این گزارش ساختار برآمده از این شکل مداخله را یک «اکوسیستم» میداند که اخوانالمسلمین از ترکیب آنها به عنوان ساختارهای موازی قدرت برای مسلمانان بهره میگیرد.
این شبکهها غیرقانونی نیستند، ویژگیهایی دارند که سبب شده اثرگذار باشند و مهمترین کارکردشان این است که بهمرور یک جهانبینی ویژه را عادیسازی میکنند.
این گزارش جهانبینی مد نظر این شبکهها را اینگونه توصیف میکند: «این نگاه چندفرهنگیگرایی و سکولاریسم را رد میکند، قانون دینی را فراتر از قوانین کشور میدانند و با وارد آوردن فشار اجتماعی آنها را به انجام کارهایی مانند پوشیدن حجاب وادار میکند.»
این گزارش یکی از ویژگیهای اخوانالمسلمین را «چهره عمومی آراسته و نمایش میانهروی در عرصه عمومی» عنوان میکند و با تاکید بر «گفتمان دوگانه» اخوان، به ترویج یهودستیزی، جداسازی جنسیتی و تفکیک ایدئولوژیک در محافل خصوصی اشاره میکند.
به گفته این گزارش این دقیقا همان راهبردی است که طارق و هانی رمضان، نوههای بنیانگذار اخوانالمسلمین دنبال میکردند. طارق، با ظاهری آراسته، مسلط به چند زبان و آشنا با رسانه که در دانشگاههای بزرگ تدریس میکرد و مشاور رهبران سیاسی بود، خود را مصلحی مترقی معرفی میکرد. این تصویر زمانی فرو ریخت که او به تجاوز جنسی محکوم شد.
هانی مسیر سختگیرانهای را در پیش گرفت و آشکارا از احکام اسلام و ضرورت تسلط مردان بر زنان حمایت میکرد. این گزارش دوگانگی میان این دو چهره حامی اخوان را بازتابی از الگوی این سازمان میداند: «در ظاهر قابل احترام و معتدل، در باطن افراطی.»
اخوان به دنیای آنلاین چشم دوخته است
در گزارش محرمانه وزارت کشور فرانسه به آموزش گروه بزرگی از اینفلوئنسرها از سوی اخوانالمسلمین اشاره شده است که اهداف مورد نظر این سازمان را ترویج میکنند و جوانان را هدف میگیرند.
برخی از آنها خود را فعالان ضد اسلامهراسی معرفی میکنند و گروهی دیگر ایدئولوژی اسلامگرایانه را با روانشناسی یا کارآفرینی ترکیب میکنند. یکی از چهرههای برجسته این جریان مروان محمد است که اکنون از کانادا فعالیت میکند و پیشتر رییس «جمعیت مقابله با اسلامهراسی در فرانسه» بود. این نهاد در سال ۲۰۲۰ منحل شد.
چرا اخوانالمسلمین بدون مواجهه با هیچ چالشی فعالیت میکند؟
این گزارش با پیش کشیدن این پرسش که چرا اخوان بهراحتی و بدون مواجهه با هیچ مانعی به فعالیتهای خود ادامه میدهد، به نکتهای مهم اشاره میکند: «اخوانیها بر خلاف بسیاری از گروههای اسلامگرا دست به اقداماتی نمیزنند که زنگ خطر را بهسرعت به صدا درآورد؛ مثلا به جای هواپیماربایی، با هیئتمدیره مدارس لابی میکنند، در کافهها بمبگذاری نمیکنند، بلکه استارتآپهای حلال، مدارس اسلامی و پلتفرمهای ازدواج راه میاندازند.»
گزارش وزارت کشور فرانسه روش این گروه را «تدریجی، غیرمتمرکز و اغلب غیرقابل تمایز با مشارکت مدنی» توصیف میکند و ادامه میدهد:«اما نیت آنها خیرخواهی برای شهروندان نیست؛ بلکه نفرتپراکنی در اروپا علیه غیرمسلمانان را دنبال میکنند.»
به نظر نویسندگان دِ فری پرس، فرانسه با دست گذاشتن بر این مشکل، نخستین گام را برداشته است. امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، که گویا در ابتدا از افشای این گزارش خشمگین بود، اکنون در واکنش به فشار افکار عمومی، یافتههای آن را تایید و فرمان واکنش ملی صادر کرده است.
سوئد هم همین مسیر را دنبال میکند؛ مقامهای این کشور از فرانسه خواستهاند گزارش کامل را در اختیارشان قرار دهد و در کنار آن تحقیقات خود را آغاز کردهاند. اتریش پیشتر ارزیابیهایی منتشر کرده بود، اما تعداد کمی از آنها اقدام عملی به دنبال داشت.
دِ فری پرس گزارش خود را با بررسی این پرسش که ایالات متحده درباره اخوانالمسلمین چه میکند؟ به پایان برده است: «اصلا در این باره گفتوگو نمیشود. با وجود اینکه برخی سازمانهای مسلمان در آمریکا با اخوانالمسلمین پیوند تاریخی یا ایدئولوژیک دارند، بهندرت مورد بررسی قرار میگیرند و گفتمان سیاسی حاکم بهطور کامل از پرداختن به این موضوع پرهیز دارد.»
اخوانالمسلمین دقیقا چیست و چطور به وجود آمد؟
حسنالبنا معلم و از چهرههای مذهبی مصر در سال ۱۹۲۸ (۱۳۰۷ شمسی) اخوانالمسلمین را بنا نهاد. از نظر او اسلام نظامی کامل در تمامی زمینهها از جمله دین، سیاست، حقوق و اقتصاد بود. ایدههای او و نهادی که ایجاد کرده بود با سیاستهای نظام حاکم بر مصر در تضاد بود و به همین دلیل مورد غضب حکومت وقت این کشور قرار گرفت و در نهایت به دست حکومت کشته شد.
با ممنوعیت و سرکوب ایدههای اخوانالمسلمین در جهان عرب، بسیاری از نظریهپردازان اخوان به دموکراسیهای غربی پناه آوردند. داماد حسنالبنا، سعید رمضان، در سال ۱۹۶۱ مرکز اسلامی ژنو را در سوئیس تاسیس کرد و دو پسرش، طارق و هانی رمضان، هر دو بعدها به چهرههای برجسته تفکر اسلامگرای اروپا تبدیل شدند.
در دهههای بعد، اخوانالمسلمین با روشی منظم حضور خود را در سراسر قاره اروپا گسترش داد و با راهاندازی شبکهای از مساجد، خیریهها، موسسههای آموزشی و انجمنهای مدنی در جوامع محلی مستقر شد.
براساس گزارش وزارت کشور فرانسه همه این نهادها در جهت ترویج اسلام سیاسی تحت پوشش فعالیتهای دینی طراحی شدهاند.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی اختصاصی اعلام کرد که وزارت دادگستری آمریکا در حال بررسی این موضوع است که آیا شرکتهای گوتام آدانی، میلیاردر هندی، تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی در خصوص فروش محصولات نفتی را نقض کردهاند یا خیر.
این روزنامه آمریکایی روز دوشنبه ۱۲ خرداد در گزارشی اعلام کرد که طبق بررسیهای این نشریه، نفتکشهایی که بین بندر موندرا در سواحل غربی هند و خلیج فارس تردد میکردند، حرکتهایی شبیه به حرکات کشتیهایی داشتهاند که به دنبال فرار از تحریمها هستند.
دادستانهای ایالات متحده که فعالیت نفتکشهای حامل گاز مایع متعلق به شرکتهای آدانی را زیر نظر دارند، به مواردی از اختلاف در مکان ثبتشده کشتیها و احتمال دستکاری در سیستم مکانیاب کشتیها رسیدهاند.
گوتام آدانی، دومین فرد ثروتمند آسیا، سال گذشته در پروندهای مربوط به رشوهخواری در آمریکا تحت پیگرد قرار گرفته بود. او که در ماههای اخیر از طریق دوست دیرینش، ناندرا مودی، نخستوزیر هند، تلاش میکرد دولت آمریکا را برای پایان دادن به بررسی اتهام رشوهخواری متقاعد کند، حالا با چالشی تازه در خصوص خریداری محصولات پتروشیمی از جمهوری اسلامی روبهرو شده است.
گروه آدانی گزارش والاستریت ژورنال درباره ادعای ارتباطات با دریافت گاز مایع از ایران را بهطور قاطع رد کرده است.
یک کشتی حامل گاز مایع متعلق به پاناما
این گروه با انتشار بیانیهای در روز دوشنبه ۱۲ خرداد اعلام کرد: «آدانی بهطور قاطع هرگونه مشارکت عمدی در دور زدن تحریمها یا تجارت با گاز مایع منشأ ایرانی را تکذیب میکند. همچنین، ما از هیچگونه تحقیقاتی از سوی مقامات آمریکایی در این زمینه آگاه نیستیم.»
بررسیهای گستردهتر دفتر دادستانی ایالات متحده در ناحیه بروکلین ممکن است برای تلاشهای آدانی با هدف اعاده حیثیت و پاکسازی نام خود مشکلساز شود. اگرچه دونالد ترامپ در حال عقبنشینی از اجرای سختگیرانه قوانین ضد رشوهخواری خارج از مرزهای آمریکاست، اما در عین حال خریداران نفت و گاز ایران را هدف قرار داده است.
ترامپ ماه گذشته در رسانه اجتماعی خود، تروثسوشال نوشت: «هر کشور یا فردی که حتی مقدار اندکی از نفت یا محصولات پتروشیمی ایران را بخرد، بلافاصله مشمول تحریمهای ثانویه خواهد شد. آنها به هیچ وجه اجازه معامله با ایالات متحده را نخواهند داشت.»
آدانی که از متحدان نزدیک نخستوزیر هند محسوب میشود، ریاست گروهی از شرکتهای زیرساختی به نام خودش را بر عهده دارد که در رشد اقتصادی هند در سالهای گذشته نقش کلیدی داشتهاند. ارزش ۱۵۰ میلیارد دلاری سهام این گروه، آدانی و خانوادهاش را در میان ثروتمندترین خانوادههای جهان قرار داده است.
تحقیقات درباره محمولهها
به گفته منابع آگاه، دادستانها در حال بررسی فعالیتهای چند کشتی حمل گاز مایع هستند که محمولههایی به شرکت آدانی تحویل دادهاند.
سخنگوی آدانی گفته است که تاکنون واردات گاز مایع بخش کوچکی از فعالیتهای این شرکت بوده، اما اکنون در حال رشد است و در سال مالی گذشته ۱.۴۶ درصد از درآمد حدود ۱۲ میلیارد دلاری این شرکت را شامل شده است.
تحقیقات والاستریت ژورنال درباره گروهی از کشتیهای حامل گاز مایع که از اوایل سال ۲۰۲۴ بین بندر موندرا و خلیج فارس تردد داشتند، نشانههایی را آشکار کرده که از نظر کارشناسان ردیابی کشتیها، از تلاش برای پنهانسازی مسیر واقعی حکایت دارد.
به گفته تومر رانان، تحلیلگر ریسک دریایی در شرکت بیمه لویدز که تانکرهای حامل گاز مایع را ردیابی میکند، یکی از تاکتیکهای رایج کشتیها برای دور زدن تحریمها دستکاری سیستم شناسایی خودکار کشتی است. به این ترتیب موقعیت کشتی بهدرستی مخابره نمیشود.
یک کشتی با پرچم پاناما به نام اساماس بروس (SMS Bros) که بهار سال گذشته محمولهای از گاز مایع را برای آدانی حمل میکرده، چنین الگوهای مشکوکی را نشان داده است. طبق دادههای رهگیری کشتیها این کشتی روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ در کناره خورالزبیر عراق پهلو گرفته بود.
در تصاویر ماهوارهایِ این کشتی در تاریخ مورد نظر در محل اعلامشده دیده نمیشود؛ در عوض، کشتیای با مشخصات مشابه در فاصله حدود ۵۰۰ کیلومتریِ بندر تنبک در استان هرمزگان مشاهده شده است.
اوایل پاییز ۱۳۹۹ مقامات حکومت ایران از افتتاح نخستین اسکله صادرات گاز مایع در «بندر خدماتی-صادراتی تنبک» در آیندهای نزدیک خبر داده بودند.
به گفته سمیر مدنی از پایگاه ردیابی تانکرها (TankerTrackers.com) که بیش از ۹ هزار کشتی را بر اساس تصاویر ماهوارهای فهرست کرده، این کشتی همان کشتی اساماس بروس (SMS Bros) بوده است.
روز ۲۰ فروردین ۱۴۰۳، دادههای سیستم شناسایی خودکار (AIS) نشان میدهند که اساماس بروس (SMS Bros) در نزدیکی سواحل امارات بوده و در این زمان وزن کشتی سنگینتر از قبل شده است؛ این به معنای بارگیری است.
دادهها حاکی از آن است که این کشتی شب بیستم فروردین به سمت جنوب حرکت کرده و روز بعد در نزدیکی سواحل عمان لنگر انداخته است.
اسناد بررسی شده نشان میدهند که روز ۲۲ فروردین یکی از شرکتهای آدانی قراردادی برای بارگیری حدود ۱۱هزار و ۲۵۰ تُن گاز مایع از بندر صحار عمان با این کشتی امضا کرده است. با این حال، دادههای سیستم شناسایی خودکار نشان نمیدهد که این کشتی در بندر صحار پهلو گرفته باشد.
پس از آن کشتی اساماس بروس (SMS Bros) به بندر موندرا رفت، جایی که طبق اسناد گمرکیِ بررسی شده از سوی والاستریت ژورنال در روز ۲۹ فروردین یک شرکت دیگر از شرکتهای اقماری متعلق به آدانی محمولهای با مشخصات مشابه را از طریق آن وارد کرده است. ارزش اعلامشده این محموله چیزی بیش از ۷ میلیون دلار است.
به گفته کارشناسان خریداران نفت و گاز ایران اغلب از اسناد جعلی منتسب به عمان و عراق استفاده میکنند.
سخنگوی آدانی درباره این محموله گفته بود که یک شرکت ثالث لجستیکی مدیریت آن را بر عهده داشته و اسنادی دارند که نشان میدهد مبدا نهایی بندر صحار بوده است.
به گفته او شرکتهای آدانی کشتیها را از نظر علائم هشدار بررسی میکنند، اما مالک، بهرهبردار یا ناظر کشتیها نیستند و نمیتوانند درباره فعالیت کشتیهایی که کنترل آنها را در دست ندارند، اظهار نظر کنند.
سخنگوی آدانی گفت: «ما به تمام وظایف و مسئولیتهای یک واردکننده صادق عمل کردهایم.»
دیگر موارد مشکوک
کشتی اساماس بروس (SMS Bros) که سال گذشته نامش را به نیل (Neel) تغییر داد، ترددهای مشکوک دیگری هم داشته است.
سوابق بندر بنگلادش از خرداد سال گذشته نشان میدهند که این کشتی محمولهای از گاز مایع را از ایران برای واردکنندهای ناشناس تخلیه کرده است، در حالی که دادههای سیستم شناسایی خودکار این کشتی همان مسیر اعلامشده به عراق در ماه فروردین را گزارش کردهاند.
در چند مورد دیگر هم تصاویر ماهوارهای این کشتی را در موقعیتی که سیستم شناسایی خودکار گزارش کرده بود، نشان نمیدهد. بیورِن بِرگمَن، تحلیلگر داده در سازمانهای غیرانتفاعی گلوبال فیشینگ واچ و اسکایتروث این مورد را تایید کرده است.
سه کشتی دیگر حامل گاز مایع هم نیز در مسیرهای میان بندر موندرا و خلیج فارس، نشانههایی از پنهانکاریهای مشابه و جعل دادههای سیستم شناسایی خودکار داشتهاند.
یکی از آنها از سوی همان شرکتی اداره میشود که اساماس بروس (SMS Bros) را مدیریت میکند. این کشتی در فهرستی که از سوی گروهی فراجناحی از سناتورهای آمریکایی منتشر شد، جزو کشتیهای مظنون به حمل نفت و گاز برای جمهوری اسلامی است.
شرکت ادارهکننده کشتیها و کاپیتان کشتی اساماس بروس (SMS Bros) به درخواستهای والاستریت ژورنال برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
به نظر میرسد کشتی سوم هم تاکتیکهای مشابهی را در سفرهایش به موندرا به کار گرفته باشد، از جمله گزارش توقف در بندر خور الزبیر که در تصاویر ماهوارهای دیده نمیشود.
چهارمین کشتی که اغلب محمولههایی به بندر موندرا میبرد، در گزارش سال ۲۰۲۴ وزارت انرژی آمریکا به عنوان کشتی درگیر در صادرات محصولات نفتی ایران فهرست شده بود.
والاستریت ژورنال ماه گذشته دریافت که این کشتی هم موقعیت خود را روی ریلهای قطار بندر خور الزبیر گزارش کرده بود.
آدانی و اتهام رشوهخواری
حدود دو سال پیش گزارشی منتشر شد که ادعا میکرد گروه آدانی با کنترل پنهانی بخشهایی از سهام از طریق شرکتهای فراساحلی (آفشور)، قوانین بورس هند را نقض کرده است. به دنبال این گزارش ارزش سهام شرکتهای آدانی سقوط کرد، البته بخشی از این ضرر اکنون بازیابی شده است.
حدود شش ماه پیش این گروه با چالش جدیدی مواجه شد؛ دادستانهای آمریکایی، او را به تقلب متهم کردند و گفتند که [این گروه] حدود ۲۵۰ میلیون دلار رشوه به مقامات هندی داده تا قراردادهای سودآورِ تامین انرژی خورشیدی را تصاحب کند.
گروه آدانی گزارش اولیه را «بهکل دروغ» و اتهامات دولت آمریکا را «بیاساس» خواند.
براساس مطالب فاش شده، آدانی دو شرکت حقوقی قدرتمند به نامهای «کرکلند اند الیس» و «کوئین امانوئل» را استخدام کرده است و وکلای او در ماه مارس (حدود سه ماه پیش) در جریان تلاش برای مختومه کردن پرونده با دادستانهای آمریکایی دیدار کردهاند.
شش عضو جمهوریخواه کنگره نیز بطور آشکار اعلام کردهاند که طرح اتهام علیه آدانی با اولویتهای سیاست خارجی ترامپ، از جمله حفظ روابط تجاری قوی با هند، مغایرت دارد. ترامپ همچنین با صدور یک فرمان اجرایی، تعقیب قضایی بر اساس «قانون اقدامات فساد خارجی» (FCPA) را «معلق» کرده است.
اگرچه این پرونده از دل تحقیقاتی در مورد قانون اقدامات فساد خارجی بیرون آمده، اما آدانی به توطئه و تقلب در اوراق بهادار متهم شده است، نه نقض مستقیم این قانون.
بسیاری از نفتکشهای حامل نفت تحریمی ایران با پرچم پاناما تردد میکنند
اداره دریانوردی پاناما اعلام کرد از سال ۲۰۱۹ تاکنون بیش از ۶۵۰ کشتی را از فهرست ثبت ملی خود خارج کرده است تا به اجرای تحریمهای آمریکا کمک کند و مقررات سختگیرانهتری برای کشتیهای تحت پرچم این کشور اعمال کند.
بهگفته اداره دریانوردی پاناما، از سال گذشته تاکنون ۲۱۴ کشتی بهطور خاص بهدلیل اجرای سریعتر اقدامات تازه برای حمایت از تحریمها، از ثبت پاناما خارج شدهاند.
کشتیهایی که از فهرست ثبت خارج میشوند، دیگر اجازه ندارند تحت پرچم پاناما فعالیت کنند.
این بیانیه در پاسخ به انتقادات سازمان اتحاد علیه ایران هستهای (UANI) منتشر شده است.
این سازمان هفته گذشته اعلام کرده بود که پاناما اقدامات کافی برای مقابله با ناقضان تحریمها انجام نداده و خواستار آن شده بود که این کشور فوراً حمایت خود از «تجارت غیرقانونی نفت ایران» را متوقف کند و پرچم خود را از تمام نفتکشهای حامل نفت ایران بردارد.
بر اساس گزارش سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، نزدیک به یکپنجم کشتیهایی که مظنون به حمل نفت ایران هستند، تحت پرچم پاناما تردد میکنند.
این سازمان هشدار داده است: «این فقط یک ناکامی در سامانه ثبت پاناما نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای رعایت تحریمهای جهانی و امنیت منطقهای و آمریکا به شمار میرود.»
پاناما در سال ۲۰۱۹ توافقی با کشورهای دارای پرچم دریایی مانند لیبریا و جزایر مارشال امضا کرد تا اطلاعات مربوط به کشتیهایی را که بهدلیل احتمال نقض تحریمها از ثبت خارج یا رد شدهاند، مبادله کند. این کشور همچنین اقداماتی را علیه کشتیهایی آغاز کرد که عمداً سامانههای ردیابی خود را خاموش میکنند تا مسیرشان پنهان بماند.
اداره دریانوردی پاناما در ماه مه اعلام کرد که نظارت بر عملیات کشتی به کشتی را برای نفتکشهای تحت پرچم پاناما افزایش میدهد. این تصمیم پس از افزایش استفاده از نفتکشهای موسوم به «ناوگان تاریک» اتخاذ شد که برای دور زدن تحریمها یا الزامات زیستمحیطی بهکار گرفته میشوند.
ایالات متحده فشارها بر کشورهایی با سامانه ثبت کشتی بزرگ را افزایش داده تا به اجرای تحریمها کمک کنند. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر از گسترش ناوگان تاریک برای جابهجایی نفت تحریمی انتقاد و تهدید کرده بود که ممکن است کنترل کانال پاناما را به دست گیرد.
گزارشهای ضدونقیضی درباره سرنوشت مذاکرات هستهای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده منتشر شده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که ایران قصد دارد به پیشنهاد جدید آمریکا پاسخ منفی بدهد، در حالی که پایگاه خبری اکسیوس به نقل از باراک راوید، خبرنگار سرشناس، نوشته که آمریکا به ایران اجازه داده تا غنیسازی اورانیوم در سطح سه درصد را ادامه دهد. این در حالی است که هیچیک از دو طرف، به صورت رسمی، درباره جزییات این پیشنهاد اظهار نظر نکردهاند.
بنابراین، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که توافقی در راه است یا شکست مذاکرات و بالا گرفتن تنشها به درگیری نظامی منجر خواهد شد. اما اگر جمهوری اسلامی این پیشنهاد را رد کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و تبعات آن چه خواهد بود؟
مکانیزم ماشه چیست؟
از استفاده از مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل به عنوان نتیجه شکست مذاکرات ایران و آمریکا یاد میشود. مکانیزم ماشه به فرآیندی گفته میشود که به کشورهای اروپایی امضا کننده برجام اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، تمامی تحریمهای سازمان ملل که پیشتر با توافق هستهای لغو شده بودند را دوباره برقرار کنند.
در صورتی که مذاکرات شکست بخورد، فعال شدن مکانیزم ماشه توسط آلمان، فرانسه و بریتانیا میتواند بار دیگر قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را احیا کند. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، نخستین تاثیر آن در داخل ایران، افزایش قیمت دلار و طلا خواهد بود؛ موضوعی که پیشتر نیز در شرایط مشابه تجربه شده است.
در سطح سیاسی و نظامی، شکست مذاکرات میتواند به تشدید مواضع تهاجمی دونالد ترامپ منجر شود. ترامپ پیشتر گفته بود که مساله هستهای ایران یا از طریق دیپلماسی حل میشود یا با اقدام نظامی. بنابراین، شکست مذاکرات ممکن است به معنای حرکت آمریکا به سمت گزینه نظامی باشد، چه به صورت مستقیم و چه با حمایت از حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران.
با توجه به زیرزمینی بودن مراکزی چون نطنز و فردو، بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که حملهای موفق به این مراکز تنها با مشارکت مستقیم آمریکا و استفاده از بمبهای سنگرشکن سنگین میسر است. در صورت وقوع چنین حملهای، جمهوری اسلامی نیز احتمالاً به آن پاسخ خواهد داد و این پاسخ میتواند حمله به اسرائیل یا پایگاههای آمریکا در منطقه باشد؛ که در نتیجه، آمریکا را وارد درگیری مستقیم خواهد کرد.
از طرف دیگر گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران، که به زودی در نشست شورای حکام مطرح خواهد شد، بیانگر این است که جمهوری اسلامی از همکاری لازم با آژانس خودداری کرده، به پرسشها درباره فعالیتهای گذشتهاش پاسخ نداده و سطح غنیسازی را افزایش داده است. طبق این گزارش، ایران اکنون بیش از ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصد در اختیار دارد که برای ساخت حدود ۱۰ بمب اتمی کافی است.
در صورتی که این گزارش منجر به صدور یک قطعنامه شدیداللحن علیه ایران شود، کشورهای اروپایی میتوانند مکانیزم ماشه را فعال کنند و تحریمهای سابق سازمان ملل بازگردد.
بین سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰، شورای امنیت سازمان ملل شش قطعنامه علیه ایران صادر کرد. این تحریمها، اقتصاد ایران را فلج کرد و باعث افت شدید صادرات نفت شد. همان زمان بود که رهبر جمهوری اسلامی با آگاهی از عمق بحران، علیاکبر صالحی وزیر خارجه وقت را مأمور کرد تا مخفیانه با آمریکا در عمان مذاکره کند. نتیجه آن مذاکرات، در نهایت، توافق برجام شد.
حالا بر اساس گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس، شکست مذاکرات و بازگشت تحریمها میتواند به فروپاشی اقتصادی و دولتی منجر شود. جمهوری اسلامی، در دفاع از برنامه هستهای، همواره بر این نکته تاکید دارد که غنیسازی، «حق مردم ایران» است. عباس عراقچی نیز گفته که چون برای این برنامه هزینه زیادی شده، نمیتوان از آن عقبنشینی کرد.
اما پرسش جدی اینجاست: آیا دیگر حقوق مردم، از جمله آب آشامیدنی سالم، برق، بهداشت، مسکن، و آزادیهای سیاسی و اجتماعی نیز رعایت شدهاند؟ اگر جمهوری اسلامی هیچگاه از مردم درباره این برنامه هستهای نظر نخواسته، چگونه اکنون مدعی است که از «حق مردم» دفاع میکند؟
در نهایت، سرنوشت مذاکرات به تصمیم نهایی رهبر جمهوری اسلامی بستگی دارد. او بهخوبی از تبعات توافق یا شکست آن آگاه است. توافق ممکن است به معنای عقبنشینی و تحقیر تلقی شود، و شکست مذاکرات میتواند به جنگی منجر شود که بقای جمهوری اسلامی را به خطر بیندازد.
با توجه به تضاد منافع، وضعیت پیچیده بینالمللی، و فشارهای داخلی و خارجی، تصمیمگیری در این مقطع برای نظام جمهوری اسلامی بسیار دشوار است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بار دیگر تاکید کرد که در یک توافق احتمالی با جمهوری اسلامی اجازه هیچ نوع غنیسازی در خاک ایران را نخواهد داد. پیش از اظهار نظر ترامپ، برخی از رسانههای آمریکایی از تغییر موضع آمریکا و موافقت واشینگتن با غنیسازی محدود در خاک ایران خبر داده بودند.
دونالد ترامپ بعدازظهر دوشنبه ۱۲ خرداد، در پستی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال، با انتقاد از عملکرد جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، تاکید کرد که در یک توافق احتمالی با جمهوری اسلامی، آمریکا اجازه هیچگونه غنیسازی اورانیوم را به حکومت ایران نخواهد داد.
این در حالی است که ساعاتی پیش از انتشار این پست، وبسایت آکسیوس گزارش داده بود که دولت دونالد ترامپ در پیشنهادی محرمانه به جمهوری اسلامی، اجازه غنیسازی محدود اورانیوم را در خاک ایران داده است.
آکسیوس در گزارش خود این را اقدام را متضاد و مغایر با مواضع علنی مقامهایی چون استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، خوانده بود.
سایت خبری اکسیوس بهنقل از دو منبع آگاه که نام آنها را اعلام نکرد، نوشت که ایران در قالب این پیشنهاد اجازه دارد غنیسازی را تا سقف سه درصد ادامه دهد اما باید تاسیسات زیرزمینی خود را برای مدتی معین غیرفعال و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته را متوقف کند.
منابع مطلع به اکسیوس گفتهاند این پیشنهاد مسیر جدیدی را برای دستیابی به توافق باز میکند؛ اگرچه با خطر واکنش منفی متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل و سناتورهای جمهوریخواه در کنگره همراه است.
گزارش سیانان از مخالفت تهران با پیشنهاد آمریکا و احتمال فروپاشی مذاکرات
از سوی دیگر، یک مقام ارشد جمهوری اسلامی دوشنبه ۱۲ خرداد در گفتوگو با شبکه سیانان، پیشنهاد جدید آمریکا در خصوص توافق هستهای را «ناسازگار و گسیخته» خواند.
سیانان نام این مقام ارشد جمهوری اسلامی را نگفت اما بهنقل از او گزارش داد که حکومت ایران پیشنهاد جدید آمریکا را رد میکند.
او گفت: «در نگاه نخست، این پیشنهاد ناسازگار و گسیخته، بسیار غیرواقعبینانه و همراه با مطالبات بیش از حد ارزیابی میشود.»
این مقام ارشد جمهوری اسلامی به سیانان گفت همچنین افزود که مهمترین مانع پیشرفت در مذاکرات، تغییر مداوم مواضع آمریکا بوده است.
او افزود: «این واقعیت که آمریکاییها مدام موضع خود را تغییر میدهند، تاکنون مانع اصلی موفقیت مذاکرات بوده و اکنون کار را سختتر از همیشه کرده است.»
این مقام همچنین ادعا کرد که متن جدید، با توافقات پیشین در تضاد آشکار است.
او بهسیانان گفت: «این متن آشکارا با توافق اخیر حاصلشده در دور پنجم مذاکرات در تضاد است. موضع ایران درباره غنیسازی، قاطع و غیرقابل تغییر است.»
این شبکه همچنین بهنقل از منابع آگاه از روند مذاکرات گزارش داد که تحرک و شتاب مذاکرات برای دستیابی به توافقی تازه در حال فروپاشی است.
بهگفته سیانان، این بدبینی پشتپرده در تضاد کامل با اظهارات خوشبینانه و علنی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است. او هفته گذشته گفته بود دولت او «به یک راهحل بسیار نزدیک شده است.»
در گزارش شبکه سیانان گفته شده است که آمریکا در پیشنهاد جدیدش موضع خود درباره غنیسازی اورانیوم را تغییر داده است. طبق این پیشنهاد، ایالات متحده ممکن است در برنامه انرژی هستهای غیرنظامی ایران سرمایهگذاری کند و به کنسرسیومی بینالمللی بپیوندد که وظیفه نظارت بر غنیسازی سطح پایین اورانیوم در داخل خاک ایران را برعهده خواهد داشت. این کنسرسیوم احتمالی شامل کشورهای خاورمیانه و همچنین آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود.
در گزارش سیانان نیز بر این نکته تاکید شده که مقامات ارشد آمریکایی پیش از این تاکید کرده بودند که اجازه هیچگونه غنیسازی در داخل ایران را نمیدهند و خواستار آن هستند که ایران تنها مجاز به واردات اورانیوم غنیشده باشد. تهران این پیشنهاد را قاطعانه رد کرده بود.
سیانان در گزارش خود افزوده که دادن اجازه غنیسازی سطح پایین در داخل ایران، که یادآور توافق هستهای سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام است که ترامپ از آن خارج شد، احتمالاً با مخالفت شدید اسرائیل و جمهوریخواهان در آمریکا مواجه خواهد شد.
مقامات جمهوری اسلامی گفتهاند که با اصل کنسرسیوم نظارت بر غنیسازی مخالفتی ندارند، اما ایران باید کنترل کامل توانمندیهای غنیسازی خود را حفظ کند.
مذاکرات هستهای بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده در سوم خرداد با برگزاری پنجمین دور گفتگوها در رم به پایان رسید. پس از آن، یک مقام ارشد دولت آمریکا گفت که دو طرف توافق کردهاند که بهزودی دوباره دیدار کنند. اما سیانان بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که برگزاری دور بعدی مذاکرات با تردید جدی مواجه است و شاید اصلاً چنین اتفاقی روی ندهد.
رویترز: تهران در حال آماده کردن جواب منفی خود است
خبرگزاری رویترز نیز دوشنبه ۱۲ خرداد بهنقل از یک دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد که جمهوری اسلامی در آستانه رد پیشنهاد تازهای از سوی ایالات متحده برای حل مناقشه هستهای چند دههای است.
این دیپلمات ارشد که نامش اعلام نشده، به رویترز گفت که طرح آمریکا «غیربدیهی» و فاقد ملاحظات منافع ایران است و هیچ انعطافی در موضع آمریکا نسبت به موضوع غنیسازی اورانیوم در خاک ایران نشان نمیدهد.
این دیپلمات ارشد، که بهگفته رویترز به تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی نزدیک است، افزود:«تهران در حال تدوین پاسخی منفی به پیشنهاد آمریکاست؛ پاسخی که میتواند بهعنوان رد رسمی این پیشنهاد تفسیر شود.»
این دیپلمات جمهوری اسلامی گفت که ارزیابی کمیته مذاکرات هستهای که زیر نظر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند، این است که «پیشنهاد آمریکا کاملاً یکطرفه است و نمیتواند منافع تهران را تامین کند.»
او افزود:«تهران این پیشنهاد را یک طرح غیربدیهی میداند که صرفاً تلاش دارد از طریق خواستههای افراطی، یک توافق بد را به ایران تحمیل کند.»
او گفت: «در این پیشنهاد، موضع آمریکا در خصوص غنیسازی در خاک ایران بدون تغییر باقی مانده و هیچ توضیح روشنی درباره رفع تحریمها ارائه نشده است.»
پیشنهاد جدید ایالات متحده برای توافق هستهای، شنبه۱۰ خرداد از سوی بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان که میانجیگری میان تهران و واشینگتن را برعهده دارد، در جریان سفری کوتاه به تهران به مقامات جمهوری اسلامی ارائه شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز پیشتر گفته بود که پاسخ رسمی حکومت ایران به پیشنهاد آمریکا بهزودی ارائه خواهد شد.